روزنامه جمهوري اسلامي 31/02/1382 صفحه حوزه

  • پاسخ به يك سئوال درباره وحدت
  • اخبار حوزه
  • *****
    پاسخ به يك سئوال درباره وحدت




  • محمد حسن زماني
    معمولا هر گاه سخن از وحدت و تقريب گفته مي شود پايبندان و عالمان متعصب و مذهبيون مخلص و علاقمند به مذهب احساس نگراني مي كنند نگراني از اينكه نكند داعيان وحدت بخاطر جلب توجه و موافقت پيروان ديگر مذاهب دست از برخي ارزشها و مواضع و معتقدات اصيل مذهب برداشته و به انكار آنها از اساس پرداخته و يا حداقل به آنها كم توجهي كنند همين نگراني ذهني باعث شده كه اين طيف از متدينان بخاطر حفاظت از ارزشهاي اصيل مذهب يا به كند كردن روند حركت وحدت و تقريب پرداخته و يا حداقل با عدم مشاركت خود دراين جريانها به تعبير خودشان شريك جرم نشوند. براي برخي اين سوال مطرح است كه مذهب بايد قرباني وحدت گردد يا وحدت قرباني مذهب .!
    اين نگراني چنانكه در جمعي از علما دين و متدينان پايبند شيعه وجود دارد در جمعي از علما و مردم اهل سنت نيز مشاهده مي شود. به همين دليل مجموعه دستگاهها و شخصيتهاي مصلح طرفدار وحدت و تقريب غالبا از محبت و همكاري اين دو طيف متعصب از دو مذهب محروم بوده و در مواردي نيز از انتقادات و اعتراضات و احيانا كارشكنيهاي آنان بي نصيب نبوده اند.
    (تعصب ) آري يا نه
    برچسب (متعصب ) به اين دو طيف گاه موجب رنجش آنها مي شود اما آيا اين برچسب صحت دارد يا نه
    اين تعصب يك ارزش است يا ضد ارزش
    ريشه اين تعصب چيست
    راه حل و آشتي بين طيف هاي متعصب مذهبي و داعيان وحدت چه مي باشد
    در پاسخ بايد گفت : (عصبه ) يعني گروهي كه شخص وابسته به آنهاست لذا هم مذهبيان يك شخص (عصبه ) آن و (تعصب ) به معناي (پايبندي به گروه و عقائد و التزامات آن مذهب ) است .
    بنابراين كساني كه جدا « پايبند » به مذهب و دين خويش هستند (متعصبان ) آن مذهب ناميده مي شوند.
    اما در مقام داوري نسبت به ارزش تعصب بايد گفت :
    « تعصب » با تعريف بالا يك ارزش است زيرا اگر يك انسان آگاهانه راه حقيقي سعادت خود و ديگران را يافته است از نظر وجدان انساني ملزم و متعهد است كه پايبند به آن باشد و لازمه پايبندي اولا پايداري و استمرار بر آن عقيده و ثانيا اقدام عمل براي تحقق آرمانها و اهداف منطبق با آن و ثالثا پيشگيري از حركت ها و تلاشهاي مخالفي است كه به هدم و نابودي آن آرمان پرداخته است .
    طبق اين تعريف (تعصب داشتن ) يك وظيفه و (تعصب نداشتن ) بي تعهدي و ضد ارزش است بالطبع در اين داوري نبايد فرقي بين انواع مذاهب و اديان گذاشت نمي توان تعصب يك شيعه به معناي فوق را بر مذهب تشيع يك ارزش و وظيفه ناميد اما تعصب يك سني را بر مذهب تسنن يا يك مسيحي را بر دين مسيحيت ضد ارزش دانست چنانكه بالعكس هم اهل سنت اگر پايداري و تعصب يك عالم سني را بر مذهب تسنن مي ستايند بايد تعصب و پايداري يك شيعه را نيز بر مذهب تشيع بستايند.
    بدين ترتيب اگر تعصب و پايبندي به عقيده و مذهب و دين يك ارزش قابل تقدير است از همه متعصبان مذاهب و اديان بايد تقدير كرد و از تعهد و التزام و پايبندي جدي آنان به آئين خويش تجليل نمود.
    شايد پذيرش اين تحليل و موضعگيري فوق براي بسياري از خوانندگان عزيز دشوار باشد زيرا به هيچ وجه كسي حاضر نيست كه از متعصبان مذاهب و اديان تجليل نمايد. مشكل در كجاست
    آداب تعصب مذهبي
    از عدم مقبوليت اين موضعگيري بصورت مطلق آن است كه (تعصب منطقي ) داراي آدابي است كه شخص متعصب بايد بدان ملتزم باشد تا تعصب او مثبت و ارزشمند و منطقي گردد و در صورت عدم التزام به آن آداب و عبور از مرزهاي عقلاني آن تبديل به ضد ارزش گشته و پيامدهاي سوئي را به دنبال خواهد داشت . برخي از آن آداب تعصب عبارتند از :
    1 ـ احترام به پيروان ساير مذاهب
    همانطور كه يك شخص متدين به يك دين و مذهب انتظار دارد كه پيروان همه اديان و مذاهب در همه محيطها احترام و كرامت انساني وي را حفظ كرده و وي را در داشتن اعتقادات و اعمال خود آزاد گذاشته و مزاحمتي برايش فراهم ننموده و اهانتي به مقدساتش نكرده و او را به گونه هاي مختلف و مرموز تحقير ننمايند متقابلا او هم بايد به پايبندي ديگران به آرا و مذاهب خويش احترام كرده و از هر گونه رفتار اهانت آميز و تحقير و برخوردهاي سلبي كه به رنجش آنها بيانجامد پرهيز نمايد.
    اين احترام به ديگران هيچ منافاتي با تدين و تعصب و پايبندي شخص به مذهب خويش ندارد زيرا نشانه تدين تنفر از ديگران و اهانت و جسارت و تحقير و قطع رابطه و ترك آداب روابط دوستانه اجتماعي با آنان نيست .
    كسي مانند امام جعفر صادق عليه السلام نيمه شبها مخلصانه و صميمانه كيسه هاي غذا بر پشت خويش حمل كرده و به نيازمندان اهل سنت مي رساند و حتي پيشواي مذهب رقيب يعني امام مالك بن انس را آنچنان مستمرا تكريم مي كند كه خود مالك اين رفتار بزرگوارانه حضرت را با شور و شعف چنين نقل كند كه :
    (كلما دخلت علي جعفر بن محمد جعل لي مخده و قال يا مالك اني احبك )...
    اما كم نيستند متدينان از هر مذهب كه تعصب و پايبندي را در اجتناب و پرهيز از پيروان مذاهب ديگر دانسته نه تنها رغبتي در مراوده اجتماعي و محبت به آنان اصلا ندارند بلكه يك نحوه تنفر نسبت به آنان احساس كرده و علاوه بر آن گويا طرد و بدگوئي و تحقير و توهين و احيانا لعن همه مخالفان را از لوازم پايبندي خويش به مذهب دانسته و گاه نزد هم كيشان خود به اين شهامت و شجاعت افتخار مي كنند!
    شايد بتوان اين طيف گروه متعصب افراطي را در بين پيروان همه مذاهب و همه اديان يافت گر چه در بين برخي از مذاهب كمتر و برخي بيشتر مي باشد.
    2 ـ برخورد منطقي با آرا مخالف .
    يك انسان متدين متعصب ارزشمند و اصولگرا نه تنها از شنيدن آرا مخالف پرهيز نمي كند بلكه بجاي رد شتابزده ونسنجيده آن آرا به نقد و ارزيابي منطقي و عقلاني آن آرا پرداخته تا هر كدام كه مباني منطقي بي پايگي آن را مي نماياند بطلان آن را تبيين نموده و هر كدام كه سخن حق و منطبق با عقل و وجدان و منطق و مباني مشترك ديني است آن را بپذيرد چرا كه اگر او به مذهب و آرا مذهب خويش پايبند و متعصب بوده بخاطر حق دانستن همه آن آرا بوده و ملاك او چيزي جز حق و عقلاني بودن و الهي بودن نبوده است .
    اگر تعصب مذهبي با اين ادب برخورد منطقي با آرا مخالف همراه باشد تعصب ارزشمند و اصولي است و پايداري محكم بر انديشه هاي مذهبي قابل تقدير است چنانكه مجتهدان درون يك مذهب علي رغم اعتماد و التزام به فتاوي اجتهادي خويش هر گاه كه با فتواي مخالفي مواجه مي شوند كه دلائلي قوي تر داشته باشد و بي پايگي و عدم اعتبار فتواي قبلي او را ثابت كند شجاعانه از فتواي خويش دست برداشته و نظريه جديد را انتخاب مي كنند. تاريخ فقاهت در همه مذاهب اسلامي اعم از تشيع و تسنن حكايتگر اين گونه موارد بوده است . كه از افتخارات فقاهت و اجتهاد در دين اسلام است .
    اما اگر شخص پايبند به يك مذهب آنچنان فريفته هم كيشان خود گردد كه تمام ديدگاههاي عالمان و بزرگان آن مذهب را آنچنان مقدس و مطلق بداند كه نه تنها خود را در تكميل يا تصحيح آن انديشه ها محتاج به عالمان ديگر مذاهب نبيند بلكه هنگام مواجهه با آن آرا بجاي تامل و گذاشتن در ترازوي سنجش براي شناخت حقانيت و بطلان فورا درصدد اشكال گيري و ابطال آن برآيد تعصب و پايبندي اين شخص تعصب كور و غير منطقي و ضد ارزش خواهد بود كه هم عامل توقف و ركود و عدم رشد علمي و فكري وي و محروميت از دستاوردهاي ديگران خواهد شد و هم با مبارزات غير منطقي و جنجال آفرين اش فضاي اجتماعي و فرهنگي را براي رشد ديگران نيز تنگ مي سازد.
    اين تعصب كور آنگاه به اوج زشتي و انحراف مي رسد كه شخص متعصب به حقانيت نظريه مخالف آگاهي بيابد و مصداق توبيخ آيه شريفه قرآن قرار گيرد كه :
    (وجحدوا بها و استيقنتها انفسهم )
    تعصب و پايبندي به مذاهب اگر اين دو ادب رفتاري را به همراه داشته باشد ارزشمند و اصولي و قابل تقدير است و اگر فاقد اين دو ادب گشت و بر اثر افراط غير عقلاني به سوي دو ضايعه و فتنه فوق الذكر ـ يعني اهانت به ديگران و طرد نسنجيده آرا آنان ـ روي آوردتعصب كور و ضد ارزش خواهد بود.
    وظيفه متعصبان در برابر وحدت
    اگر واژه (تعصب ) در فرهنگ عمومي جامعه بار منفي پيدا كرده بخاطر آن است كه جامعه شاهد ظهور اين پديده هاي منفي افراطي تعصب كور از ناحيه جمع زيادي از متعصبان مذاهب و اديان است كه با داعيه مذهب گرائي و دفاع از دينداري تشنج آفرينان غير منطقي جامعه هستند و گرنه نفس پايبندي و تعصب روشمند و مودب داراي بار ارزشي و مثبت است .
    به نظر مي رسد اگر فرهنگ متعصبان به مذاهب اسلامي در جامع اسلامي ما آن باشد كه ضمن پايداري بر مواضع و تلاش براي تبيين آنها و دفاع در برابر شبهات و تهاجمات دو اصل احترام به انديشه ها و مقدسات مذهبي ديگران و برخورد منطقي و منصفانه و عالمانه و حق طلبانه با آرا آنها باشد نه تنها خصلت (تعصب و پايبندي مذهبي ) مانعي براي وحدت اسلامي پيروان مذاهب اسلامي نيست بلكه زمينه ساز گسترش فرهنگ وحدت و زندگي مسالمت آميز و همكاري هاي اجتماعي و تقريب و نزديك شدن انديشه ها به يكديگر خواهد بود.
    بالنتيجه مي توان گفت : نه مذهب لازم است قرباني وحدت گردد زيرا وحدت و تقريب با فرض بقا پيروان هر مذهب بر مواضع خويش است و نه حفاظت از مذهب اقتضا مي كند كه وحدت و تقريب قرباني شود زيرا هر مذهبي و ديني در معارف دروني خويش تعاليم همزيستي مسالمت آميز با ديگران را به نحوي به پيروانش آموزش داده است .
    تعصب منطقي داراي آدابي است كه شخص متعصب بايد بدان ملتزم باشد تا تعصب او مثبت و ارزشمند و منطقي گردد و در صورت عدم التزام به آن آداب و عبور از مرزهاي عقلاني آن تبديل به ضدارزش گشته و پيامدهاي سوئي را به دنبال خواهد داشت
    همانطور كه يك شخص متدين به يك دين و مذهب انتظار دارد كه پيروان همه اديان و مذاهب در همه محيط ها احترام و كرامت انساني وي را حفظ كنند متقابلا او هم بايد به پايبندي ديگران به آرا و مذاهب خويش احترام كرده و از هرگونه رفتار اهانت آميز و تحقير و برخوردهاي سلبي كه به رنجش آنها بيانجامد پرهيز نمايد
    نه مذهب لازم است قرباني وحدت گردد زيرا وحدت و تقريب با فرض بقا پيروان هر مذهب بر مواضع خويش است و نه حفاظت از مذهب اقتضا مي كند كه وحدت و تقريب قرباني شود زيرا هر مذهبي و ديني در معارف دروني خويش تعاليم همزيستي مسالمت آميز با ديگران را به نحوي به پيروانش آموزش داده است


  • *****
    اخبار حوزه


  • امتحانات حوزه هاي علميه خواهران
    براساس اعلام مركز مديريت حوزه هاي علميه خواهران امتحانات نيم سال دوم مدارس علميه تحت پوشش اين مركز در سراسر كشور از 24 خرداد آغاز و هفتم تير 82 پايان خواهد يافت .
    فعاليت مركز جهاني علوم اسلامي در مشهد
    مركز جهاني علوم اسلامي اعلام كرد آزمون پذيرش پايه هاي اول تا دهم تحصيلي براي اولين بار در مشهد مقدس برگزار مي شود و برگزيدگان در سال تحصيلي 83 ـ 82 تحصيلات خود را آغاز خواهند كرد.
    كنگره انديشه هاي اخلاقي ـ عرفاني امام خميني
    در آستانه چهاردهمين سالگرد ارتحال امام خميني كنگره انديشه هاي اخلاقي ـ عرفاني امام خميني روزهاي هفتم و هشتم خردادماه از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني در تالار قدس مدرسه امام خميني حوزه علميه قم برگزار مي گردد.