شايد تمامي كسانيكه در داخل و خارج عراق به و عده هاي
آمريكا در باره آينده عراق اميد بسته بودند
امروز با مشاهده
عملكرد اشغالگران
بكلي نااميد شده باشند. حتي كاغذهاي
تبليغاتي كه در مقياس انبوه توسط هواپيماهاي آمريكايي بر فراز
عراق فرو مي ريخت
به زبان عربي به مخاطبين عراقي خود
چنين القا مي كردكه : « ارتش آمريكا براي نجات مردم عراق آمده
است و روز پيروزي نزديك است . ارتش آمريكا براي روي
كارآوردن يك دمكراسي واقعي براي آزادي مردم عراق مي جنگد.
بزودي شما مردم عراق فرصت خواهيد يافت كه ساختار
حكومت آينده خود را به دلخواه خود انتخاب كنيد. »
اگرچه رژيم صدام فروپاشيد و حتي نحوه فروپاشي آنهم در
هاله اي از ابهام قرار دارد ولي روند حوادث بعدي بگونه اي بود
كه مردم عراق با تلخكامي احساس كردند كه روز سقوط صدام
روز پيروزي آنها نبود بلكه روز آغاز حاكميت اشغالگران
بود.
به زودي اشغالگران
همه چيز را تعمدا به حال خود رها
كردند و موجي از قتل و غارت و چپاول در شهرها بوجود آمد.
شيوه برخورد اشغالگران بگونه اي بودكه عمدي بودن اين
حوادث را در ذهن ها تداعي مي كرد. رسانه هاي آمريكايي كه براي
انعكاس زجر و سختي مردم عراق كمترين تلاشي بكار نمي بردند
ابعاد اين غارتگريها را با وسعت و دامنه تامل برانگيزي
منعكس
كردند. به راستي
چه اهدافي در پشت اين اطلاع رساني مشكوك
رسانه هاي وابسته به اشغالگران وجود داشت
واقعيت امر اينست كه اشغالگران با اين اقدام خود
چند
هدف را دنبال مي كردند.
1 ـ با ايجاد ناامني
مردم عراق را به اندازه كافي بترسانند تا آنها
براي حفظ جان و مال و خانه خودشان هم كه شده
به وضعيت
ناشي از اشغال سرزمين خود رضايت دهند و از نيروهاي اشغالگر
بخواهند كه دستكم
امنيت آنها را حفظ كنند. شبكه هاي
تلويزيوني انگليسي و آمريكا در آن روزها
چندين مصاحبه از
ساكنان بغداد
بصره و ... پخش كردند كه دقيقا همين خواسته را
بيان مي كرد و مصاحبه شوندگان از اشغالگران
امنيت
آب
آشاميدني
برق و ... مطالبه مي كردند.
2 ـ نكته مهمتر اينكه با انتشار چنين گزارشاتي و خصوصا با
افراط در انعكاس مستمر اين قتل و غارت و ناامني
به ساير
ملت ها و كشورها چنين وانمود كنند كه مردم عراق
مردمي
بي فرهنگ هستند و اگر به حال خود رها شوند
نتيجه طبيعي آن
قتل و غارت و ناامني خواهد بود.
اين شيوه خبررساني با جهت گيريهاي خاص خود
اين خاصيت
را براي اشغالگران بهمراه داشت كه تداوم حضور نظامي آمريكا
وانگليس در عراق را توجيه كند.
3 ـ غارت ثروتهاي ملي عراق در روزهاي اوليه پس از سقوط
صدام
از پيامدهاي ديگري بودكه اشغالگران
مسئول اصلي آن
شناخته مي شوند. اگر چه رسانه هاي آمريكائي و انگليسي
مردم
عراق را عامل غارت موزه ها و آثار تاريخي عراق معرفي كرده اند
لكن گزارشات موثق حاكيست كه بسياري از همين آثار تاريخي از
اروپا و آمريكا سردر آورده اند. از جمله برخي جواهرات و
سنگ هاي قيمتي مكشوفه در كاخهاي صدام در بازارها و جواهر
فروشيهاي يهوديان در فلسطين اشغالي
عرضه شده اند. با توجه
به اينكه نخستين كسانيكه وارد كاخهاي صدام شده اند
نيروهاي
اشغالگر بوده اند و بدون شك مسئوليت دزدي و غارت اينهمه
ثروتهاي عراق برعهده اشغالگران است در طول اين دوره زمانه
شاهد عمليات مشترك تبليغاتي دولت
ارتش و رسانه هاي
آمريكائي وانگليس بوده ايم كه سعي داشته اند چهره مخدوش
غيرقابل دفاع و « بدوي » از مردم عراق به تصوير بكشند.
هدف آن بود كه دنيا شاهد چهره اي تحقيرآميز
فاقد هويت
انساني
سركش
خونريز و غارتگر از مردم عراق باشد تا هرگونه
اقدام بعدي آمريكا و انگليس در عراق
پيشاپيش قابل درك و
پذيرش باشد. اشغالگران با موضع گيريهاي رسمي و تبليغات
غيررسمي سعي داشتند به مخاطبين خود نشان دهند كه اين
چهره واقعي مردم عراق است كه پس از چندين دهه زندگي در
زير فشار ديكتاتوري لجام گسيخته بعثي
دست به هر كاري
مي زنند
هر جنايتي را مرتكب مي شوند و به هيچ معياري پايبند
نيستند.
تظاهرات عظيم و اجتماعات پرشور و حماسي مردم عراق
در كربلا در روز اربعين حسيني
دقيقا تمام محاسبات اشغالگران
را برهم زد. دنيا در يك صحنه بياد ماندني از عراق
به چشم خود
ديد كه مردم عراق
مردمي آگاه
هوشمند
منضبط و سازمان
يافته
معتقد به ارزشهاي اسلامي و همراه با رهبران مذهبي خود
هستند و مشخصا خواستار پايان اشغال عراق
مي باشند.
اگرچه رسانه هاي آمريكائي و انگليسي براي نشان دادن
صحنه هاي غارت در عراق از هيچ كوششي فروگذار نكردند ولي
براي انعكاس ابعاد عظيم تجمع ميليونها نفر در كربلا
اشتياق
كمي از خود نشان دادند و فقط در دفعات محدودي
جمعيت
كمتري را عموما از زاويه بسته دوربين
بنمايش گذاشتند اما
بطور همزمان
ماشين دروغ پردازي نيروهاي اشغالگر به فعاليت
پرداخت . نخستين دروغ بزرگ آنها اين بود كه گويا ايران
اجتماعات بزرگ ضداشغالگري در عراق را سازماندهي كرده و
ميليونها نفر جمعيت را از سراسر عراق به كربلا كشانيده است .
البته اين يك خبط بزرگ سياسي ـ تبليغاتي براي اشغالگران
است كه چنين قدرت سازماندهي عظيمي را به ايران نسبت
مي دهند و اعتراف مي كنند كه ايران داراي چنين نفوذ كلامي در
عراق است كه فقط 2 هفته پس از سقوط رژيم بغداد مي تواند
عليرغم قطع كامل شبكه ارتباطات داخلي عراق
پنج ميليون نفر
از مردم عراق را در يك تظاهرات عظيم و تاريخي در كربلا گردهم
آورد. اين موضوع بقدري روشن است كه قطعا از ديد
سياست گذاران آمريكائي پنهان نمانده است اما بهرحال سئوال
اصلي اينست كه چرا اشغالگران با صرفنظر از آثار و تبعات اعلام
و قبول نفوذ معنوي عظيم ايران ميان مردم عراق
حاضر شده اند
چنين دروغ بزرگي را اعلام كنند
يك علت واقعي آنست كه آنها جدا غافلگير شده اند و هرگز
انتظار نداشتند شاهد چنين قدرت نمائي بزرگي از جانب مردم
عراق باشند. مقامات واشنگتن مي گفتند اطلاعات شبكه
جاسوسي آمريكا (سيا) نشانگر آنست كه در صورت ورود ارتش
آمريكا به عراق
مردم اين كشور از اشغالگران استقبال خواهند
كرد و با شادماني به پيشواز آنها مي آيند. اين يك شكست بزرگ
براي شبكه جاسوسي آمريكا بود كه تمام پيش بيني ها و
اطلاعاتش درباره ارزيابي گرايش واقعي مردم عراق با شكست
مواجه شد و آنها در نخستين گردهمائي تاريخي خود فقط 2
هفته پس از سقوط رژيم صدام
با تشكيل يك اجتماع عظيم پنج
ميليون نفري
مراتب خشم و انزجار خود عليه اشغالگران را
بنمايش گذاشتند.
اما علت ديگر اين تبليغات آمريكا براي معرفي ايران بعنوان
عامل سازماندهي تظاهرات عظيم ضداشغالگري در عراق اينست
كه آنها در راه تحقق استراتژي تبليغاتي خود در اين جنگ دچار
تناقض بزرگي شده اند. آنها سعي داشتند مردم عراق را تحقير
كنند و آنها را عده اي دزد و غارتگر و جنايتكار معرفي كنند كه به
چيزي جز غارت هر آنچه در دسترس قرار داشته باشد
نمي انديشند و حتي به كشوي خالي يك ميز فرسوده هم رحم
نمي كنند. تكه هاي موكت فرسوده ادارات عراقي را مي دزدند و
حتي حاضرند ميله زنگ زده پرچم را هم غارت كنند. مانور
مستمر تبليغاتي بر روي انعكاس چنين چهره زشت
كريه و
نفرت انگيزي از مردم عراق مي توانست بسياري از اهداف سياسي
تبليغاتي ماشين جنگي اشغالگران را تامين كند. اما آنها غافل از
اين نكته بودند كه چند روز بعد
در اربعين حسيني
پنچ ميليون
عراقي با تمامي شور و شعورشان
يك تصوير بيادماندني از اراده
مردم عراق براي پايان دادن به اشغال سرزمينشان را به دنيا نشان
مي دهند. آمريكا با معرفي ايران بعنوان عامل سازماندهي
تظاهرات ضداشغالگري در عراق در واقع سعي مي كند از چنين
تناقضي نجات پيدا كند و حال آنكه اكنون دچار تناقضات
بزرگتري شده است .
اگر واقعا تظاهرات عظيم چند ميليوني در عراق توسط ايران
صورت گرفته باشد
اين عمق نفوذ كلام و حتي استحكام و
كارآئي شبكه ارتباطي نيرومندي را از ايران در عراق به تصوير
مي كشد كه در صورت وجود آن
بايستي براي اشغالگران
بسيار
تكان دهنده باشد. اگر شبكه جاسوسي آمريكا از وجود چنين
پديده اي خبر داشته و آنرا به اطلاع مقامات واشنگتن رسانده
پس استراتژيست ها و تصميم گيرندگان اطاق جنگ آمريكا بسيار
كودن بوده اند كه با علم و آگاهي از چنين پديده اي
چنين فرصتي
را در اختيار ايران گذاشته اند. اما اگر جاسوسان آمريكا از وجود
چنين پديده اي آگاه نبوده اند كه بايستي فاتحه آن سازمان مدعي
دقت و صحت اطلاعات جاسوسي را خواند.
مسئله كاملا روشن است آمريكا هرگز نخواسته است اراده و
آگاهي وشعور سياسي ملت ها را به رسميت بشناسد. دنيا فراموش
نكرده است كه در دوران اوج گيري انقلاب اسلامي هم
رژيم شاه
و حاميانش در سراسر جهان چنين وانمود مي كردند كه چند نفر
از خارج كشور
عده اي را در ايران تحريك مي كنند وگرنه
همه
ملت ايران در پشت سر اعليحضرت همايوني
قرار دارند و آماده
جان نثاري براي ذات اقدس ملوكانه ! هستند. مطيع معرفي كردن
ملت ها در برابر بيگانگان و مزدوران آنها و بطور همزمان
« تحريك پذير » نشان دادن آنها در برابر اراده ديگران
از
حربه هاي سياسي ـ تبليغاتي ناكارآمدي است كه شايد زمامداران
آمريكا به آن اميد فراواني بسته باشند ولي دستكم در ميان
ملت هاي مسلمان
كارآئي مورد انتظار اشغالگران را نخواهد
داشت .
البته يك ادعاي ديگر هم كه از اختراعات شاه معدوم بود
هنوز بلااستفاده مانده و بهره گيري از آنهم به اشغالگران توصيه
مي شود. شاه معدوم يكبار ادعا كرده بود : « به هر يك از تظاهر
كنندگان ايراني بين 25 تا 50 ريال داده شده بود تابه صحنه
بيايند و خود را جلوي گلوله قرار بدهند. » تجربه تاريخ نشان
داده است كه حربه هاي اشغالگران در برابر اراده ملت ها
ناكارآمد و بي اثر است . اما واشنگتن ممكن است اين آخرين مورد
را از قلم انداخته باشد. البته از دشمنان كودن
چندان هم دور از
انتظار نيست كه فردا همين حرفهاي كهنه را تكرار كنند!
آمريكائيها ابتدا زمينه هرج و مرج و غارتگري را
در عراق بوجود آوردند و سپس گزارشهاي غارتگري
را طوري منعكس كردند كه دنيا مردم عراق را ملتي
بي فرهنگ بداند
ملتي كه اگر به حال خود رها شود
نتيجه اش چيزي جز قتل و غارت و ناامني نخواهد
بود!
اينكه مقامات « سيا » مي گفتند نظاميان آمريكائي
پس از ورود به عراق با استقبال مردم مواجه مي شوند
ولي به فاصله دو هفته پس از سقوط صدام 5 ميليون
عراقي در كربلا مراتب خشم و انزجار خود را از
اشغالگران به نمايش گذاردند
اين يك شكست بزرگ
براي شبكه جاسوسي آمريكا بود

*****
اتحاديه اروپا
به دنبال ارتش واحد
|
اتحاديه اروپا با تجديد نظر در معاهده هاي اوليه خود و
تاسيس يك سازمان منطقه اي اروپايي با 25 عضو
در
چارچوب قانون اساسي جديد اروپا بتدريج جايگاه واقعي
خود را باز مي يابد. اين اتحاديه كه اولويت اقتصادي در زمره
اولين اهداف آن قرار داشت اكنون فعاليت هاي خود را به
حذف مرزها
ايجاد حكم جلب اروپايي
ايجاد پليس اروپايي
و سياست خارجي و دفاع مشترك گسترش داده
است .
اتحاديه اروپا پس از بحران عراق و عمليات يك جانبه
آمريكا عليه بغداد
مصمم شده تا علاوه بر افزايش بودجه
نظامي خود
به ايجاد يك سيستم دفاع مشترك اروپايي دست
زند. هم اكنون اين اتحاديه با برنامه ريزي براي تجهيزات
نظامي
هماهنگ كردن مواضع در مسايل امنيتي و دفاعي
افزايش سرمايه گذاري نظامي و در نهايت ايجاد يك ارتش
اروپايي درصدد يافتن جايگاه خود در دنياي امروز است .
بحران عراق نشان داد كه آمريكا براي تهاجم نظامي به
كشور يا سازماني وابسته نيست و حتي افكار عمومي و سازمان
ملل نيز نتوانستند مانع اجراي سياستهاي واشنگتن شوند.
اتحاديه اروپا اكنون به اين باور رسيده كه سرمايه گذاري
سياسي و نظامي امري ضروري است و آمريكا تنها با پشتوانه
سلاح پيشرفته خود قوانين بين المللي را دور زده است .
در زمان حاضر ناتو اگرچه داراي 24 عضو اروپايي است
اما تنها دو عضو غير اروپايي يعني آمريكا و كانادا هستند كه
ابتكار عمل را در دست دارند. در اين ميان حتي اعضاي جديد
اين سازمان كه در قاره اروپا هستند و پيشتر جز كشورهاي
سوسياليستي شوروي سابق بودند نيز درصددند تا ارتش و
نيروهاي نظامي خود را به سلاح آمريكايي مجهز كنند. نمونه
قرارداد 40 فروند هواپيماي « اف 16 » از سوي لهستان و كنار
گذاشتن هواپيماي اروپايي در اين مناقصه نشانگر اين امر
است .
با چنين ساختار و تسلطي كه آمريكا بر سازمان ناتو دارد
اتحاديه اروپا كه بيشتر اعضاي آن نيز عضو ناتو هستند
نمي تواند براي حفظ صلح و امنيت بين المللي بر روي اين
سازمان حساب باز كند. بر همين اساس اتحاديه اروپا براي
حفظ هويت اروپايي و ممانعت در ايجاد يك دنياي يك قطبي
و دفاع از منافع اقتصادي خود
پي ريزي يك سياست دفاعي
مشترك را در اولويت قرار داده است .
اولين گام اين اتحاديه كه براي حفظ صلح جهاني از سوي
اين سازمان برداشته شد ماموريت برون مرزي پليس اروپايي
بود. اين ماموريت اتحاديه اروپا درچارچوب « سياست
خارجي و امنيت مشترك » كه در « معاهده نيس » در سال 1380
به تصويب اعضا رسيد
انجام پذيرفت . اين امر كه به عنوان
« بعد جديد » سياست خارجي اتحاديه اروپا در قبال بوسني
هرزوگوين تلقي شد
توانست جاي « پليس بين المللي سازمان
ملل » را كه بر اساس معاهده ديتون در سال 1374 به جنگ در
اين منطقه خاتمه داد
بگيرد. نقش اين نيروها كه اكنون نيز در
بوسني حضور دارند مبارزه عليه جرايم سازماندهي شده و
آموزش پليس است . اين نقش را پليس سازمان ملل از سال
1374 تا سال گذشته بر عهده داشت . اين پليس اروپايي مانند
پليس سازمان ملل با نيروهاي « اس فور » سازمان آتلانتيك
شمالي كه تعداد آنان به 12 هزار نفر مي رسد
همكاري مي كند .
سران كشورهاي عضو اتحاديه اروپا همواره بر ايده كاهش
تنش ها در اين قاره تاكيد كرده و بر اين عقيده اند كه بايد
درگيري ها و تعارض هاي اين قاره توسط سازمانهاي منطقه اي
حل و فصل شود. قاره اروپا اكنون داراي چند سازمان دفاعي و
امنيتي است و عملكرد اين سازمان ها در اين مدت نشان داده
است كه قادر به تامين اهداف سران كشورهاي اروپايي كه همان
آزادي عمل كامل و عدم وابستگي به آمريكاست
نيستند. حتي
فروپاشي شوروي سابق و ظهور دولتهاي جديد در اين قاره كه
گاه منشا بسياري از درگيرها بود و سبب تغيير در ساختار
سازمان هاي دفاعي و امنيتي اروپايي شد
نتوانست براي دفاع
اروپا اميدواركننده باشد.
اروپا كه براي دفاع از سيستم امنيتي خود « كنفرانس
همكاريهاي امنيتي اروپايي « ث .اس .ث .او » را تشكيل داده بود
بر اثر تغييرات در اين قاره اين كنفرانس را در سال 1373 به
« سازمان همكاريهاي امنيتي اروپا » تبديل كرد. اين سازمان در
سال 1378 در نشست « ليسبون » كه در آن 50 كشور به همراه
كانادا و آمريكا نيز حضور داشتند مدل امنيتي قاره اروپا براي
قرن بيست و يكم را برنامه ريزي كرد. سازمان فوق بتدريج با
توجه به درگيري ها در اين قاره همچون چچن
قره باغ و
گروزني نشان داد كه در عمل از قدرت چنداني براي ايجاد
امنيت در اين قاره برخوردار نيست .
« شوراي اروپا » ديگر سازمان دفاعي اروپا به شمار مي رود
كه بعد از فروپاشي شوروي اولويت خود را دفاع اروپايي قرار
داده است و حتي در معاهده ماستريخت نيز اين سازمان به
عنوان بخش ضميمه اين معاهده درآمد. اكنون ارتباط تنگاتنگي
بين اين سازمان و اتحاديه اروپا برقرار است . اين سازمان كه به
عنوان هويت دفاع اروپايي در حال شكل گيري است در نظر
دارد تا با داشتن نيروهاي سريع در عمليات حفظ صلح نيز
شركت كند.
« سازمان شوراي اروپا » تاكنون تنها در عمليات نظارت بر
محاصره اقتصادي عراق و يوگسلاوي سابق شركت داشته و در
هيچ عمليات نظامي حضور نداشته است . « ناتو » ديگر سازمان
منطقه اي است كه با وجود 24 عضو اروپايي و دو عضو غير
اروپايي يعني كانادا و آمريكا نتوانسته است در خدمت اهداف
دفاعي اروپا قرار گيرد. اين سازمان با فروپاشي شوروي و
دولتهاي اقماري آن بتدريج جايگاه خود را از نظر اروپاييان از
دست داد اما جنگ در يوگسلاوي سابق و كوزوو كه ضعف ديگر
سازمانهاي منطقه دفاعي و امنيتي اروپايي را به نمايش گذاشت
توانست بارديگر قدرت مانور ناتو را به منصه ظهور برساند.
اروپا اين بار با انعقاد يك قرارداد همكاري بين دو
سازمان « شوراي اروپا » و « ناتو » درصدد برآمد تا ضعف خود
را جبران كند و حتي ناتو در سال 1375 در نشست خردادماه
برلين به شوراي اروپا اجازه داد در درون اين سازمان « بخش
دفاع اروپايي » تشكيل دهد. اروپا اميدوار است اين بخش
بتواند با استفاده از امكانات ناتو حتي بدون آمريكا دست به
عمليات نظامي براي حفظ صلح و عمليات بشردوستانه بزند.
در هر حال با وجود چنين سازمانهايي
اروپا و سران آن
ترجيح مي دهند در داخل اتحاديه اروپا
طرح يك « دفاع
مشترك و واقعي اروپايي » را پايه ريزي كنند. اين طرح كه از
سوي فرانسه
آلمان
بلژيك و لوكزامبورگ تهيه شده است
بر
ايجاد يك هسته طرح ريزي
عمليات مشترك و هدايت
عمليات دفاع اروپايي كه بتواند بدون استفاده از امكانات ناتو
عملياتي باشد
تاكيد دارد. براساس اين طرح كه از سوي برخي
كشورها از جمله انگليس مورد انتقاد قرار گرفته
در سال
1383 ستاد فرماندهي دفاع مشترك اروپايي تشكيل خواهد
شد.
در نشست چهارجانبه اروپايي اخير
در بروكسل هفت
پيشنهاد براي ايجاد چنين نيروي دفاعي در اروپا پيش بيني
شد. ايجاد آژانس اروپايي براي توسعه و افزايش عمليات
نيروهاي نظامي كشورهاي عضو
تشكيل مدرسه نظامي امنيتي
و دفاعي مشترك
ايجاد يك نيروي واكنش سريع
تشكيل يك
فرماندهي اروپايي براي حمل و نقل هوايي تا سال 1383
ايجاد سيستم حمايتي ضد هسته اي ـ ميكروبيولوژي ـ
شيميايي
تشكيل سيستم كمك هاي ضربتي و 24 ساعته
بشردوستانه و ايجاد ستاد مشترك چند مليتي براي هدايت
عمليات از جمله اين پيشنهادها است .
اين چهار كشور اروپايي براي اينكه اين طرح به عنوان
رقيبي براي ناتو نباشد همواره اعلام كرده اند كه اين سازمان به
عنوان بازوي اروپايي ناتو خواهد بود و رقيبي براي آن
محسوب نمي شود.
پاريس ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي
در حال حاضر
ناتو اگر چه داراي 24 عضو
اروپايي است
اما تنها دو عضو غير اروپايي يعني
آمريكا و كانادا هستند كه در اين ابتكار عمل را
در دست دارند
با ساختار و تسلطي كه آمريكا بر سازمان ناتو
دارد
اتحاديه اروپا كه بيشتر اعضاي آن نيز عضو
ناتو هستند
نمي توانند براي حفظ صلح و امنيت
بين المللي بر روي اين سازمان حساب باز كنند
اتحاديه اروپا براي حفظ هويت اروپايي و
ممانعت در ايجاد يك دنياي تك قطبي و دفاع
از منافع اقتصادي خود
پي ريزي يك سياست
دفاعي مشترك را در اولويت قرار داده است

| |