روزنامه جمهوري اسلامي 28/02/1382 صفحه مقالات

  • ارجمندي وفاي به پيمان در بيان اميرمومنان
  • حكومت از ديدگاه امام علي (ع )
  • آشنايي با كنفرانسهاي بين المللي وحدت اسلامي
  • استراتژي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
  • آشنايي با مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
  • *****
    ارجمندي وفاي به پيمان در بيان اميرمومنان




  • ث خطبه 41 نهج البلاغه
    ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري
    پس از بلواي رسواي « حكميت » كه با نيرنگ شاميان و حماقت نهروانيان برپا شد و بر اميرمومنان (ع ) تحميل گشت و آنگاه كه نماينده حيله باز شاميان (عمرو عاص ) نماينده ابله نهروانيان (ابوموسي اشعري ) را فريب داد پاره اي از مردمان امير دانايان (ع ) را به « نازيركي » و ندانستن فنون سياست متهم كردند و معاويه و نزديكانش را زيرك و سياست دان خواندند!
    برخي ديگر نيز از آن حضرت خواستند كه پيمان با شاميان را بشكند و با آنان نيرنگ ببازد.
    امير تقوامندان (ع ) شكستن پيمان را ناروا شمرد و يارانش را از حيله گري نهي فرمود و نيز به اتهام و پندار بي خردان پاسخ داد :
    « اي مردم ! وفاداري همزاد راستي است (و حريم وفا را پاس داشتن و حرمت پيمان را نگاه داشتن و با راستگفتاري و راستكرداري توامان اند و همسنگ هم اند) و من سپري استوار و نگاهبان چونان وفاي به پيمان نمي شناسم . و آن كس كه به بازگشتگاه و معاد آگاه باشد (وهيبت و صولت قيامت را بشناسد) نيرنگ نمي بازد و پيمان نمي شكند.
    ما اكنون در زمانه اي هستيم كه بيشترين مردمان آن نيرنگبازي و پيمان شكني را زيركي و هوشمندي مي شمارند و نادانان نيرنگبازان را سياستمداراني چاره انديش و كارگشا مي انگارند! اينان چه شان شده و چه سان مي انديشند! خدا بكشدشان !
    آري ! اي بسا كسي پر تدبير و كاردان كه به نشيب و فرازها آگاه است و طريقه حليه ورزي و سياست بازي را مي داند و چاره كار را مي شناسد; اما امر و نهي خداوند وي را از حيله ورزيدن و سياست بازي باز مي دارد و با آنكه طريقت حيلت را به وضوح مي داند و بركارهاي مكارانه و خدعه ورزانه تواناست آن را وامي رهاند; و آن كس كه پرواي دين ندارد فرصت را غنيمت مي شمارد (و به حيله ورزي روي مي آرد و سياست مي بازد و مردمان را مي فريبد و به دام مي اندازد)
    آري ! من بر مكر ورزيدن و سياست بازيدن از همه كس تواناترم ; اما در سياست ورزيدن حريم الهي را ارج مي گذارم و در تدبير امور حرمت مرزهاي دين را پاس مي دارم و بر فرمان خداوند گردن مي سپارم ; اگرچه جاهلان بي تدبيرم خوانند و دشمنان نيرنگبازم را سياستمدار دانند. »

  • *****
    حكومت از ديدگاه امام علي (ع )




  • قسمت ششم و آخر
    گردآوري از حمزه واقفي
    حكومت و مستضعفان
    بايد توجه داشت « مستضعف » يك مفهوم قرآني است با گستردگي معنوي خاص خود چنانكه هيچ واژه اي نمي تواند معادل آن قرار گيرد. اينكه امروزه واژه « آسيب پذير » را بخواهيم جانشين آن كنيم كاري است ناشدني به هزار و يك دليل و آن يك دليل هم اينكه « مستضعف » در تعريف قرآن ويژگي هايي دارد و در آينده نيز قرار است پيشواي زمين شود. « و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين » . تقدير زمين و زمان چنين رقم خورده است كه خداوند بر مستضعفان منت نهد و آنان را پيشوايان زمين و وارثين آن قرار دهد. اين يك حقيقت قرآني است كه فردا زمين به امامت مستضعفين تن خواهد داد و جز اين سرنوشتي براي زمين ننوشته اند و اين است كه ما در خود غرور مستضعفي احساس مي كنيم و باور داريم فردا در بر پاشنه اي ديگر خواهد چرخيد و ما به حق خود خواهيم رسيد.
    اما واژه « آسيب پذير » مي تواند تاثير رواني شكننده اي بر مصاديق تعريف خود بگذارد; آنچنانكه آنان خود را لايق پذيرش همه گونه آسيبهاي رواني روحي اجتماعي اخلاقي معنوي سياسي و... بدانند. راستي ما چگونه مي خواهيم از خيل آسيب پذير ـ كه خودمان چنين نامي براي آنها برگزيده ايم ـ بخواهيم احساس حقارت و كهتري نكنند و با سربلندي و پايداري به مقابله با مشكلات بشتابند مگر چنين چيزي ممكن است كسي كه از هر سو آسيب پذيرفته است مگر مي تواند آسيب شناس شود و آسيب شكن اين چيزي است غيرممكن . ما اگر خواهان اقتدار هستيم بايد به همان تعريف قرآني مستضعف باز گرديم .
    « سپس خدا را خدا را درباره گروه زيردستان درمانده و تهي دست و گرفتار رنج و زحمت و ناتواني ... زيرا بعضي از افراد اين گروه دست نياز پيش اين و آن دراز مي كنند و برخي ديگر چنين نيستند; روي ابراز نياز ندارند و اظهار نياز نمي كنند. براي رضاي خدا آنچه را كه درباره حقوق ايشان بدان ماموري انجام بده و بخشي از بيت المال را ـ غلات و منافعي كه از زمين هاي به غنيمت گرفته شده به دست آمده است ـ در هر شهري براي آنان معين كن ; زيرا دورترين ايشان همان سهم را دارند كه نزديكترين آنها دارند. به رعايت حق هر كدام از آنها تو مسئولي . مبادا تو را غرور شادي و غرق شدن در ناز و نعمت از حال آنان غافل نگه دارد زيرا تو به خاطر انجام كارهاي مهم از اينكه موارد كم ارزش را فراموش كني معذور نخواهي بود. بنابراين همت خود را از آنان دريغ مدار و از روي غرور صورت از آنها برمگردان و كار كساني از ايشان را كه از تو دورند مورد توجه قرار بده ; آن كساني كه در انظار مردم خوارند و مردم آنها را كوچك مي شمارند. پس كسي را كه امين توست و خداترس و فروتن است بر ايشان بگمار تا به كارهاي آنان رسيدگي كند و به تو ابلاغ نمايد. آنگاه تو درباره ايشان چنان رفتان كن تا روزي كه خدا را ملاقات مي كني عذرت را بپذيرد زيرا آنان در ميان مردم به عدالت و دادگري از ديگران نيازمندترند. بنابراين در اداي حقوق هر كدام از آنها عذر و دليلي داشته باش و به يتيمان و سالخوردگان كه راه چاره اي ندارند و خود را براي درخواست آماده نكرده اند رسيدگي كن و آنچه گفتم براي فرمانروايان سنگين است ; و گاهي خداوند آن را سبك مي گرداند براي كساني كه فقط از او پاداش نيكو و رستگاري مي خواهند و در برابر مشكلات صبورند و به راستي آنچه خدا وعده داده است اطمينان دارند . » (1 )
    در اين بخش امام ابتدا افراد را معرفي مي نمايد : 1 ) مساكين ; 2 ) نيازمندان ; 3 ) آنان كه دچار سختي و شدت شده اند; 4 ) زمينگيرها و كساني كه قادر به كار كردن نيستند و... .
    وظايف حكومت در برابر مردم محروم
    1 ـ اختصاص سهمي از بيت المال براي آنها
    2 ـ اختصاص بخشي از منافع و غنايم به آنها
    3 ـ عادلانه بودن اختصاص سهم ها
    4 ـ رسيدگي به امور آنها
    5 ـ به عهده گرفتن سرپرستي آنها و وانگذاشتنشان به خود كه به ديده حقارت در آنها مي نگرند;
    6 ـ روي نگرداندن از آنها به هيچ عنوان و ... .
    اينها بايستگي هاي حكومت در برابر مستضعفان است ; گروهي كه قرار است ائمه زمين شوند.
    حكومت مصلحت حقيقت
    امام علي (ع ) هميشه با حق بود و حق نيز با او. اصلا او حقيقت حق بود و امام حقيقت و هيچگاه به نام مصلحت هيچ حقي را زير پا نگذاشت ; حتي پوست جويي را از دهان مورچه اي به زور نگرفت . تاريخ حيات او و كتاب انديشه او گواه است كه جز به حق نينديشيد; جز به حق عمل نكرد و همواره با آناني كه مصلحت انديشانه او را نصيحت مي كردند درنياميخت . خيلي معروف است كه همان روز نخست اولين مصلحت را جلوي پاي او گذاشتند : « به گذشته كار نگير; مصلحت اين است ! » اما علي (ع ) كار گرفت ; چون حقيقت را آنجا قرباني شده مي ديد و دوم : « با طلحه و زبير مدارا كن ; مصلحت اين است ! » اما او حق هايي را مي ديد كه در مصالحه با طلحه و زبير فزونخواه بر زمين مي ماند; و سوم : « با معاويه كجدار و مريز رفتار كن او را عزل نكن بگذار تا پايه هاي حكومتت استوار شود; آنگاه اگر خواستي او را بر كنار خواهي ساخت ; مصلحت اين است ! » و باز امام (ع ) بود كه مي فرمود براي يك لحظه هم همچو معاويه اي را قبول نمي كنم ; چه در گناهاني كه او از اين پس به عنوان استاندار خلافت اسلامي انجام دهد خود را شريك مي دانم . پس بايد او عزل شود و چهارم ... و پنجم ... و ششم ... روشن ترين درس حكومتي امام (ع ) و منش اخلاقي ايشان اين است كه در همه حال بايد به حق انديشيد و در پي تشكيل « مجمع حقيقت ها » بود; حق ها را از باطل ها بازشناخت و آنها را از تئوري به عمل درآورد. حقيقت شامل همه خوبي هاست . علي (ع ) در مورد عدالت ـ كه بخشي از خوبي هاست ـ مي گويد : « شما از من مي خواهيد كه پيروزي را به قيمت تبعيض و ستمگري به دست آورم از من مي خواهيد كه عدالت را به پاي سياست و سيادت قرباني كنم خير سوگند به ذات خدا كه تا دنيا دنياست چنين كاري نخواهم كرد و به گرد چنين كاري نخواهم گشت . من و تبعيض من و پايمال كردن عدالت اگر همه اين اموال عمومي كه در اختيار من است مال شخص خودم و محصول دسترنج خودم بود و مي خواستم ميان مردم تقسيم كنم هرگز تبعيض روا نمي داشتم تا چه رسد كه مال مال خداست و من امانتدار خدايم » . (2 )
    اين درس امام علي (ع ) است . پاسداشت عدالت در هميشه زمان و بازتوليد حقيقت در همه جا. امروزه نيز نياز ما بيش از آنكه به مصلحت ها باشد به بازشناسي حقيقت هاست و چه بسا حقيقت هاي نابي كه در طول تاريخ جلوي پاي مصلحت ها قرباني شدند; حقيقتهايي كه اگر وجود مي يافتند اگر ادامه مي داشتند دنيا نوع ديگري از بودن را تجربه مي كرد.
    حكومت و امر به معروف و نهي از منكر
    منش امام علي (ع ) و آموزه هاي او به واليان خود نمونه عملي امر به معروف و نهي از منكر به عنوان يك راهبرد مهم در راستاي سالم سازي فضاي حكومت و جامعه است . امام (ع ) از كوچكترين خطا و حتي نابهنجاري نمي گذرد; بلكه در جاي خود فرياد مقدس خويش را بلند مي كند. مالك را اندرز مي دهد كه براي تو امامي است كه بر تو سلطه و نظارت دارد و از همه مهمتر خدايي كه همواره شاهد و ناظر اعمال توست . پسر حنيف را به كلامي انقلابي مي نوازد كه شنيده ام سر سفره آنچناني نشسته اي شريح را به اينكه خانه اي به هشتاد دينار خريده اي ; قاضي را به اينكه در نام بردن دو طرف دعوا عدالت را رعايت نكرده اي . ابوالاسود را عزل مي كند به خاطر بلند كردن صدا در برابر متهم و...
    منش حكومتي ايشان به گونه اي بود كه نه تنها مردم كه حاكمان و واليان ايشان كه حتي در دوردست ها هم ولايت داشتند خود را همواره در شعاع نگاه ايشان مي دانستند. مجموعه بايدها و نبايدهاي ايشان خطاب به مردم و استانداران و فرماندهان خود كتاب امر به معروف و نهي از منكر و راهكارهاي عملي آن است .
    به حقيقت نظارت فراگير ملي در قالب امر به معروف و نهي از منكر مطمئن ترين ساز و كار سالم سازي جامعه بهداشتي تر كردن فضاي رواني جامعه بسط و گسترش حقيقت ها و پالايش پلشتي ها است .
    ملاك گزينش كارگزاران
    بايستگي هاي گزينش كارگزاران حكومتي از دغدغه هايي است كه هر حاكم و هر حكومت بايد بدان عنايت داشته باشد. چه كارگزاران بسان سرپنجه هاي حكومت هستند كه اگر به موقع كار نكنند و در اختيار حاكم نباشند حكومت همانند انسان افليج از انجام هر كار عاجز خواهد ماند. اما اگر پنجه ها كار كنند و قوي باشند به ميزان قوت و تلاش حكومت به سر منزل مقصود خواهد رسيد.
    امام علي (ع ) در رابطه با انتخاب كارگزاران روي نكات حساسي انگشت مي گذارند :
    « الف ـ قبل از اينكه آنها را به كاري بگماري مورد آزمايش و امتحان قرار ده .
    ب ـ به جهت تمايل شخصي كسي را به كاري منصوب مكن .
    ج ـ خودسرانه و بدون مشورت و... آنها را به كار مگمار زيرا اينگونه انتخاب و منصوب نمودن (از روي تمايل شخصي و بدون مشورت و آزمايش ) خود ستمگري و خيانت است . »
    اما چه كساني بايد كارگزاران و كارمندان حكومت اسلامي را انتخاب كنند به ديگر عبارت هسته انتخابگري بايد داراي چه ويژگي هايي باشد اين پرسش را هم امام (ع ) پاسخ مي دهند :
    « الف ـ افرادي كه اهل تجربه هستند و در كشاكش كارها ساخته و پرداخته شده اند;
    ب ـ داراي صيانت نفس و اهل شرم و حيا و عفت هستند;
    ج ـ از خاندان هاي پاكدامن و صالح هستند;
    د ـ سابقه و حسن سابقه آنان در اسلام بيش از ديگران است .
    با اين تعريف و ويژگي ها نمي توان افراد كم تجربه و جوان را به هسته هاي گزينش فرستاد و امر حساس انتخاب و يارگيري را به آنها واگذاشت ; چه آنها يا بازي مي خورند و يا در دالان هاي فريب و احساس و... گرفتار مي آيند. و بايد توجه داشت كه گزينشگر خود بايد « به » باشد تا بتوان از او انتظار بهگزيني داشت . سابقه روشني بايد او را از گذشته هاي تاريك جدا كند تا بتوان پذيرفت كه او پي جوي نور و روشني است .
    در قبال كارگزاراني كه داراي اين بايستگي ها هستند و دامن از آلودگي ها پاك مي دارند حكومت نيز وظيفه اي بر دوش دارد. امام (ع ) اين وظيفه را چنين بيان مي فرمايند : « معاش و احتياجات آنان را به طور كامل برآور زيرا رسيدگي كامل به حال كارمندان موجب تقويت آنان و پشتوانه پاكي و صيانت و صلاح و سبب بي نيازي آنان است ; لذا امين مي گردند و از دستبرد به بيت المال و خيانت به اموالي كه در اختيارشان يا زير نفوذشان مي باشد قطع اميد مي كند. همين تامين كامل نيازمندي آنان بهترين حجت و دليل توست (زماني كه خيانت كند) زيرا كه تو تمام نيازمندي هاي آنان را تامين كرده بودي و آنان بدون هيچ عذر و بهانه اي در اموال مسلمين خيانت كرده اند; با اينكه محتاج و نيازمند به آن اموال نبوده اند . » (3 )
    براي بهداشتي تر كردن محيط كارگزاران همواره بازرساني نيز بايد باشند كه امور را باز رسند و كارها را واشكافند و سره را از ناسره بازشناسند و به هر كسي به مقدار و ميزان ارزش و قربش پاداش دهند. اين نيز دستوري از دستورات امام علي (ع ) است كه همواره رهگشاست .
    پاورقي :
    1 ـ وصيت نامه امام خميني ص 14
    2 ـ سيري در نهج البلاغه ص 116
    3 ـ سيري در نهج البلاغه ص 39

  • *****
    آشنايي با كنفرانسهاي بين المللي وحدت اسلامي




  • از مهمترين اقدامات مجمع تقريب برپايي هر ساله گردهمايي در ايام با سعادت و خجسته ميلاد پيامبر عظيم الشان اسلام حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله ) و فرزند گرانقدرش حضرت امام جعفر صادق (ع ) با عنوان كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي است كه به دعوت مجمع انديشمندان و متفكران برجسته مسلمان از سراسر جهان در آن حضور يافته و طي آن ضمن ارائه مقالات معتبر به رايزني و تبادل نظر پيرامون راهكارهاي وحدت جهان اسلام تقريب ميان مذاهب رفع اختلافات و پيوند هر چه بيشتر امت اسلامي پرداخته و نمود عيني و عملي وحدت ميان علما و پيشوايان مذاهب مختلف را متجلي مي سازند.
    مجمع تقريب هر ساله با تشكيل اين نشست نقش مهمي در تنوير افكار علماي جهان اسلام و به تبع آن ملتها نسبت به مذاهب يكديگر ايفا نموده و موجبات رفع بدبيني ها و برداشتهاي نادرست را فراهم مي سازد.
    اين مجمع تاكنون با برگزاري پانزده كنفرانس بين المللي توانسته گامهاي بلندي در جهت تحقق امر تقريب ميان مذاهب اسلامي در راستاي وظايف خويش برداشته و منشا تحولات ارزشمندي در ارتقاي سطح بينش مسلمانان گردد.

  • *****
    استراتژي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي




  • اشاره
    مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در راستاي دستيابي به آرمانها و اهداف خود اقدام به تهيه « طرح جامع برنامه ريزي استراتژيك » نمود و آن را به نشست بين المللي شوراي عالي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي كه در تاريخ 2 و 3 ديماه 1381 در تهران برگزار شد ارائه نمود كه شوراي عالي مجمع آن را مورد بررسي و تصويب قرار داد.
    به گزارش دفتر طرح و برنامه مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي اين طرح داراي دو بخش است :
    بخش اول : مقدمه اي مشروح بر استراتژي مجمع و شامل موارد زير است :
    الف ـ تعريفهاي ضروري
    ب ـ خلاصه اي از چگونگي شكل گيري مذاهب
    ج ـ خلاصه اي از علل اختلاف فقها و ساير متفكران اسلامي
    د ـ نگاهي تاريخي به رفتار متقابل ائمه مذاهب اسلامي با يكديگر
    هـ ـ نگاهي تاريخي به نقش حكام و منافع شخصي در برافروختن آتش نزاع بين مسلمانان و تبديل تعصب مذهب به تعصبات كشنده قومي و طائفه اي
    و ـ نقش برخي از حكام و علما در ايجاد تقريب بين مذاهب
    ز ـ تقريب در دوران معاصر و نقش دار التقريب بين المذاهب قاهره
    ح ـ چگونگي شكل گيري مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
    ط ـ نقاط ضعف و قوت در فعاليتهاي مجمع و انديشه تقريب
    ي ـ چشم اندازها و انتظارات از آينده حركت تقريب
    بخش دوم : به راهبردهاي مجمع اختصاص دارد.
    مفاهيم اختصاصي
    تقريب
    از نظر مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي تقريب عبارت است از : « نزديك شدن پيروان مذاهب اسلامي با هدف تعارف و شناخت يكديگر به منظور دستيابي به تالف و اخوت ديني براساس اصول مسلم و مشتركات اسلامي . »
    وحدت اسلامي
    وحدت اسلامي عبارت است از : « همكاري و تعاون پيروان مذاهب اسلامي براساس اصول مسلم و مشترك اسلامي و اتخاذ موضع واحد براي تحقق اهداف و مصالح عاليه امت اسلامي و موضعگيري واحد در برابر دشمنان اسلام و احترام به التزام قلبي و عملي هر يك از مسلمانان به مذهب خود. »
    مذاهب اسلامي
    مقصود از مذاهب اسلامي آن دسته از مكاتب فقهي معروف اسلامي هستند كه داراي نظام اجتهادي و منسجم و مستند به كتاب و سنت مي باشند. از نظر مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي اين مذاهب فقهي به رسميت شناخته شده عبارتند از : مذهب حنفي شافعي مالكي و حنبلي از اهل سنت و مذهب اثني عشري و زيدي و بهره از شيعه و مذهب اباضي .
    (البته مذاهبي هستند كه يا پيرو نداشته و يا در يكي از مذاهب مذكور مندرج مي باشند و يا به شكل آرا فردي كه مقيد به مذهب معيني نيستند عمل مي نمايند)
    مباني تقريب
    حركت تقريب بين مذاهب بر مباني و اصول كلي استوار است كه مهمترين آنها عبارت است از :
    1 ـ قرآن كريم و سنت شريف نبوي دو منبع اساسي براي شريعت اسلام هستند و تمامي مذاهب اسلامي در اين دو اصل مشترك مي باشند و حجيت ساير منابع در گرو استناد به اين دو منبع اصلي است .
    2 ـ ايمان به اصول و اركان زير ملاك اسلاميت است :
    الف ـ ايمان به وحدانيت خداوند تعالي (توحيد)
    ب ـ ايمان به نبوت و خاتميت رسول اكرم حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم ) و سنت پيامبر به عنوان يكي از منابع اصلي دين
    ج ـ ايمان به قرآن كريم و مفاهيم و احكام آن به عنوان اولين منبع دين اسلام
    د ـ ايمان به معاد
    هـ ـ عدم انكار ضروريات دين و تسليم شدن به اركان اسلام مثل نماز زكات روزه حج جهاد و...
    3 ـ مشروعيت اجتهاد و آزادي بحث : اسلام با به رسميت شناختن اجتهاد در چارچوب منابع اصلي اسلامي اختلافات فكري را پذيرفته است . بر مسلمانان است كه اختلاف اجتهادي را امري طبيعي قلمداد كرده و به راي ديگران احترام بگذارند.
    4 ـ وحدت اسلامي يكي از ويژگيهاي امت اسلامي در قرآن مجيد و از اصول بسيار مهم آن است . اين اصل در موارد تزاحم با اصول داراي اهميت كمتر بر آنان مقدم مي شود.
    5 ـ اصل برادري اسلامي مبنايي كلي براي تعامل بين مسلمانان است .
    رسالت و چشم انداز مجمع
    رسالت مجمع جهاني تقريب عبارت است از :
    « ارتقا سطح آشنايي و آگاهي و تعميق تفاهم بين پيروان مذاهب اسلامي و تقويت احترام متقابل و تحكيم رشته هاي اخوت اسلامي در بين مسلمانان بدون هيچگونه تمايزي از لحاظ تعلقات فرقه اي قومي يا ملي آنان به منظور رسيدن به امت واحده اسلامي »
    مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي مجموعه ايست متشكل از دهها تن از علماي مذاهب اسلامي از كشورهاي مختلف جهان كه به عنوان يكي از مراكز مهم بنيادي تقريب و وحدت در جهان اسلام شناخته شده و زمينه ساز تعامل سازنده ميان پيروان مذاهب مختلف اسلامي مي باشد اين مجمع در نظر دارد در ده سال آينده شرايط مطلوب ذيل را محقق گرداند :
    1 ـ نزديك تر ساختن وضعيت جامعه ي امروز اسلامي به شرايط و وضعيت عصر رسول اكرم (ص ) به عنوان الگو از جهت اخوت و برادري ديني و از بين بردن جو خصومت و تعصبات فرقه اي ميان پيروان مذاهب اسلامي .
    2 ـ گسترش همبستگي پديد آمده ميان برخي از مذاهب اسلامي به تمامي مسلمانان و ساير مذاهب اسلامي
    3 ـ پذيرش و مقبوليت عمومي مسلمانان نسبت به اختلافات مذهبي برخاسته از اجتهادات ضابطه مند.
    4 ـ الگو قرار دادن رفتار ائمه ي مذاهب اسلامي با يكديگر و گسترش آن در ميان پيروان امروز آنان .
    زمينه هاي تقريب
    زمينه هاي تقريب مذاهب اسلامي تمامي ابعاد زندگي پيروان مذاهب اسلامي را دربرمي گيرد كه مي توان به موارد زير اشاره نمود.
    اعتقادات :
    همه مذاهب اسلامي به اصول اعتقادي (توحيد نبوت معاد و...) واركان اسلام باور مشترك و واحدي دارند و اختلاف در فروعات آن خللي به اصل اسلام و برادري اسلامي وارد نمي سازد.
    فقه و قواعد آن :
    طبق نظر محققين و فقهاي مذاهب مشتركات در ابواب فقهي نسبت بالايي را به خود اختصاص داده است و اختلاف نظر در برخي مسائل فقهي نيز طبيعي و برگرفته از برداشتهاي اجتهادي فقيهان است .
    اخلاق و فرهنگ اسلامي :
    مذاهب اسلامي در زمينه اخلاق فردي و اجتماعي و فرهنگ اسلامي اختلافي نداشته و پيامبر اكرم الگوي اخلاقي همه مسلمانان مي باشد.
    تاريخ :
    بدون شك مسلمانان در وحدت مسير تاريخي اسلام در مقاطع اساسي آن اتفاق نظر دارند و اختلافات فرعي و جزئي را مي توان در جوي آرام مطرح ساخته در موارد بسياري از آن به اتفاق نظر رسيد. به هر شكل نبايد اختلاف نظرها آثار منفي بر روند كنوني امت اسلامي بگذارد.
    موضع گيري هاي سياسي امت اسلامي :
    طبيعي است كه همه مسلمانان دشمنان مشتركي دارند كه مي بايست در برابر آنان همچون بنياني مرصوص و در صفي واحد استوار بايستند. ويژگيهاي امت اسلامي نيز بر اين اصل تاكيد مضاعف دارد و منعي در هيچيك از مذاهب اسلامي در اين زمينه وارد نشده است و بر رهبران و علماي اسلامي و روشنفكران مسلمان است كه سياست واحدي را در برابر دشمنان در پيش گيرند.
    اصول و ارزشها
    مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در حركت اصلاحي خود و انجام برنامه هايش به اين اصول و ارزش ها پايبند است :
    1 ـ ضرورت همكاري همه جانبه در موارد مورد اتفاق مسلمانان
    2 ـ لزوم موضع گيري هماهنگ و واحد در برابر دشمنان اسلام .
    3 ـ پرهيز از نسبت دادن كفر و فسق و بدعت به يكديگر ما مسلمانان با پذيرش مشروعيت اجتهاد در چارچوب منابع اصيل اسلامي بايستي لوازم و تبعات اين اصل را هم بپذيريم و اگر يك نظر اجتهادي از ديدگاه ما خطا بود صاحب آن را به فكر و فسق متهم نكنيم . بنابراين امور اختلافي را از رتبه كفر و ايمان به رتبه خطا و صواب بايد تنزل داد.
    از طرف ديگر نبايد كسي را به علت لوازم سخن يا اعتقادش كه از نظر ما به انكار اصول دين منتهي مي شود تكفير نماييم زيرا ممكن است او به اين لوازم اعتقاد نداشته باشد.
    4 ـ برخورد محترمانه در امور اختلافي وقتي اسلام نوعي شكيبايي ديني را در مناسبات خود با ساير اديان توصيه مي كند و از مسلمانان مي خواهد كه به مقدسات فكري و اعتقادي باطل ديگران بي حرمتي ننمايند به طريق اولي در مناسبات بين مسلمانان اصل اجتناب از بي حرمتي به مقدسات پيروان مذاهب اسلامي را مورد تاكيد قرار مي دهد و آنان را به معذور دانستن يكديگر در امور اختلافي دعوت مي نمايد.
    5 ـ آزادي اختيار مذهب : اصل آزادي مذهبي به عنوان يك اصل كلي در روابط فردي جريان خواهد داشت . پس هر فرد در انتخاب مذهب اسلامي خود آزاد است سازمان ها و دولت ها نبايستي مذهبي را به اجبار به ديگران تحميل نمايند بلكه بايد همه مذاهب اسلامي را به رسميت بشناسند.
    6 ـ آزادي عمل به احكام شخصيه : در مسايل مربوط به احوال شخصيه پيروان مذاهب اسلامي تابع مقررات مربوط به مذهب متبوع خود هستند مگر در امور مربوط به نظم عمومي كه قوانين جاري كشور متبوع آن كه به واسطه ي حكومت مشروع اداره مي شود حاكم خواهد بود.
    7 ـ براساس آيه شريفه « فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه » قرآن كريم مسلمانان را به گفتگوي مسالمت آميز و بدون هياهو با كفار و اهل كتاب براي رسيدن به حقيقت دعوت كرده است . بنابراين بر مسلمانان بطريق اولي لازم است اختلافات خود را از طريق گفتگوي سالم و رعايت آداب آن حل و فصل نمايند.
    8 ـ لزوم اهتمام همه مسلمانان به ابعاد عملي تقريب و تبلور ارزشهاي آن و نيز تلاش همه جانبه در راه اجراي شريعت اسلامي در تمامي عرصه هاي زندگي .
    اهداف رسمي و سازماني
    هدف رسمي 1 ـ كمك به امر احيا و گسترش فرهنگ و معارف اسلامي و دفاع از حريم قرآن كريم و سنت پيامبراكرم (ص )
    هدف رسمي 2 ـ كوشش در راه ايجاد آشنايي و تفاهم بيشتر بين علما. متفكران و پيشوايان مذهبي جهان اسلام در زمينه هاي اعتقادي فقهي اجتماعي و سياسي .
    هدف رسمي 3 ـ گسترش انديشه تقريب در بين انديشمندان و فرهيختگان جهان اسلام و انتقال آن به توده هاي مسلمان و آگاه كردن آنان از توطئه هاي تفرقه انگيز دشمنان اسلام .
    هدف رسمي 4 ـ رفع بدبيني ها و شبهات بين پيروان مذاهب اسلامي
    هدف رسمي 5 ـ كوشش در تحكيم و اشاعه اصل اجتهاد و استنباط در مذاهب اسلامي .
    هدف رسمي 6 ـ سعي در ايجاد هماهنگي و تشكيل جبهه واحد در مقابل توطئه هاي تبليغاتي و تهاجم فرهنگي دشمنان اسلام بر اساس اصول مسلم اسلامي .

  • *****
    آشنايي با مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي




  • با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران كه در حقيقت پيروزي انديشه هاي اسلامي بود نظام جمهوري اسلامي به دنبال اهداف والاي خويش و در راستاي اتحاد اقوام و مذاهب مسلمين در داخل كشور با به رسميت شناختن آنها زمينه هاي رشد و شكوفايي و اخوت هرچه بيشتر ميان برادران ديني ايران اسلامي را فراهم ساخت و فرصت بهره مندي همگان را در سايه اين نظام مقدس ايجاد نمود.
    در همين زمينه و با عنايت به توجه نظام جمهوري اسلامي به مقوله وحدت و نزديكي هرچه بيشتر مذاهب اسلامي و رفع اختلافات و نيز الفت و پيوند روزافزون برادران مسلمان مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در سال 1368 هـ . ش با فرمان رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي تاسيس گرديد.
    مجمع تقريب با رهنمودهاي رهبري كار خود را آغاز و در طول سالها فعاليت موثر خويش تاكنون با جذب علما و انديشمندان طراز اول جهان اسلام به مقوله تقريب مذاهب و برگزاري چندين كنفرانس بين المللي گردآوري و انتشار دهها كتاب و صدها مقاله سخنراني سفرهاي مختلف به كشورهاي اسلامي و شركت در كنفرانس بين المللي دعوت از علما و متفكران برجسته اسلامي به ايران و گفتگو و تبادل نظر ارائه خدمات مختلف به برادران اهل سنت داخل و خارج كشور تاسيس دانشگاه در جهت جذب و تربيت دانش آموختگان آشناي با تقريب مذاهب و... توانسته گامهاي بلند و ارزشمندي در راستاي اهداف خود و در چهارچوب سياستهاي نظام جمهوري اسلامي برداشته و سيره پيشوايان دين و صلحا را دنبال نمايد.
    اهداف مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
    كمك به امر احيا و گسترش فرهنگ و معارف اسلامي و دفاع از حريم قرآن كريم و سنت پيامبر اكرم (ص ).
    كوشش در راه ايجاد آشنايي و تفاهم بيشتر بين علما متفكران و پيشوايان مذهبي جهان اسلام در زمينه هاي اعتقادي فقهي اجتماعي و سياسي .
    گسترش انديشه تقريب بين انديشمندان و فرهيختگان جهان اسلام و انتقال آن به توده هاي مسلمان و آگاه كردن آنان از توطئه هاي تفرقه انگيز دشمنان .
    كوشش در تحكيم و اشاعه اصل اجتهاد و استنباط در مذاهب اسلامي .
    سعي در ايجاد هماهنگي و تشكيل جبهه واحد در مقابل توطئه هاي تبليغاتي و تهاجم فرهنگي دشمنان اسلام براساس اصول مسلم اسلامي .
    رفع بدبيني ها و شبهات بين پيروان مذاهب اسلامي .
    اركان و بخشهاي مهم مجمع
    اركان مجمع عبارتند از :
    الف ـ مجمع عمومي
    ب ـ شوراي عالي
    ج ـ دبيركل
    در راس تشكيلات مجمع شوراي عالي قرار دارد.
    اعضاي اين شورا توسط مقام معظم رهبري از ميان علما متفكران و شخصيتهاي اسلامي از مذاهب معتبر براي مدت 6 سال منصوب مي شوند كه كار تعيين خط مشي و استراتژي كلان مجمع را برعهده داشته و بر حسن اجراي فعاليتهاي مجمع نظارت مي كنند.
    مجمع عمومي مجمع
    اعضاي مجمع عمومي از ميان علما متفكران و پيشوايان مذاهب معتبر اسلامي سراسر جهان كه موافق انديشه تقريب باشند توسط شوراي عالي به مدت شش سال انتخاب مي شوند.
    مجمع عمومي هر دو سال يكبار تشكيل جلسه مي دهد.
    اهم وظايف اين مجمع به شرح زير است :
    بررسي و تصميم گيري درباره مسايل ارجاعي از سوي شوراي عالي
    بررسي مسايل و مشكلات كلي جوامع اسلامي و ارايه راه حل
    بررسي و اظهارنظر در خصوص فعاليتهاي مجمع
    دبيركل
    دبيركل عاليترين مسئول اجرايي مجمع تقريب است كه با پيشنهاد شوراي عالي مجمع توسط مقام معظم رهبري به مدت چهار سال منصوب مي شود.
    اهم وظايف دبيركل عبارتند از :
    پيشنهاد سياستها و برنامه هاي مجمع به شوراي عالي
    پيگيري و اجراي مصوبات شوراي عالي
    مديريت و نظارت بر كليه فعاليتهاي مجمع
    تدوين گزارش فعاليتهاي انجام شده و ارايه آن به شوراي عالي و مجمع عمومي .