بيش از پنج سال پيش گفت وگوي حاضر توسط مرتضي
قاسمي كه در آن زمان دانشجوي هنر بود
با استاد علي
ابريشم كار اصفهاني صورت گرفت . در طول اين سالها خبري
از استاد نداريم . اميدواريم كه همچنان سلامت و پاينده
باشد.
با راهنمائي يكي از دوستان براي ديدار با استاد علي
ابريشمكار اصفهاني به منزل ايشان واقع در ميدان 49 نارمك
مي رويم . به اتاق كوچك و باصفاي ايشان پا مي گذاريم و
ساعتي با او به گفت و شنود مي نشينيم . استاد پرده نشيني است
كه سالها با قلم عشق كتابت كرده است . از او درباره خود و راه
پيموده اش مي پرسيم ...
« بسم الله الرحمن الرحيم » در سال 1293 هجري شمسي
در اصفهان و در خانواده اي مذهبي متولد شدم
خانواده
مادري من ـ تا چندين پشت تا آنجا كه به خاطر مي آورند
« مذهب » بودند. من در خط و تذهيب و نقاشي و حتي قالي بافي
و رنگرزي ذوق و استعداد داشتم و در هر كدام چند سالي
تجربه كسب كردم . اما در خط نستعليق بيش از 60 سال است
كه كار كرده ام . مرحوم پدرم رنگرز بود. مرحوم مادرم هم دختر
محمدحسين مذهب بود كه جدا از تذهيب قرآن
خوشنويسي
هم مي دانست و من هر وقت به منزل پدر بزرگم مي رفتم و از
روي نمونه ها تقليد مي كردم . در سن 4 سالگي مرا به مكتب
بردند. در مكتب به جاي دفتر و تخته سياه هر دانش آموز يك
ورق حلبي داشت كه روي آن مشق مي كرد. خيلي از بچه ها اين
ورق حلبي را يك سال و يا بيشتر نگاه مي داشتند.
اين اولين آشنائي من با حروف و كلمات و طرز قرار
گرفتنشان در فضا يا بهتر بگويم روي ورقه حلبي بود. پس از آن
چند سال هم قالي بافي كردم . قاليچه هاي اصفهاني درجه يك
كه با ابريشم مي بافتيم در اندازه هاي 2
25 * 1
20
يك قاليچه بافتم كه طرحش را حاج مصورالملك طراحي
كرده بود. حاشيه هائي داشت با مناظر طبيعي و لچك هاي
ختايي واسليمي . كار بسيار سنگيني بود
به خصوص براي من
كه آنها وقتها سني نداشتم اما در مجموع موفقيت آميز بود.
مثل يك نقاش با رنگها بازي مي كردم تا مثلا گل سرخ آن زده و
برجسته بنماياند.
به خاطر دارم كه حاج ميرزا غلامرضا فرشچيان پدر همين
استاد محمود فرشچيان معروف وقتي براي تماشاي قالي آمدند
بسيار تشويقم كردند و بالاخره آنرا خريداري نمودند.
از 16 سالگي به مدرسه رفتم . امتحان گرفتند و مرا كلاس
چهارم گذاشتند اما در همان سال
چهارم و پنجم و ششم را با
هم خواندم و شاگرد اول شدم . همان زمان بود كه اولين استاد
نستعليق و اولين سرمشقهاي خط را پيدا كردم . وقتي مرا از
پنجم به ششم بردند پدرم
مدير مدرسه قدسيه ; مرحوم ميرزا
عبدالحسين قدسي را براي تبادل نظر دعوت كردند. در آن
جلسه مرحوم قدسي به پدرم گفت : « پسر شما حوصله و
پشتكار عجيبي دارد. اگر يك خروار گندم را به او بدهيم و
بگوئيم اين را دانه
دانه دنبال هم بچين با خيال راحت
مي نشيند و تا دانه آخر گندمها را دنبال هم مي چيند!
در همان مدرسه به ياد مي آورم كه در حياط كنار حوض كه
ديوار سنگي بزرگي داشت به ديوار تكيه مي زدم و مشغول مشق
نوشتن مي شدم
خلاصه عشق و علاقه خاصي به اين كار داشتم . در كلاس
اول دبيرستان در همان مدرسه قدسيه
خوشنويسي را مانند
درسهاي ديگر تمرين كردم . معلم خط ما در دبيرستان مرحوم
استان ميرزا عبدالجواد خطيب بود. استاد سرمشقهائي را كه
مي نوشتند تكثير مي كردند تا به همه شاگردان برسد. به اين
طريق كه كاغذ را كه به نور حساس بود زير مشقها و زير شيشه
مي گذاشتند و توي يك قاب مقابل نور خورشيد قرار مي دادند.
هر جاي آن كاغذ كه نور مي خورد آبي مي شد و چون مركب
مانع رسيدن نور مي شد جاي خط سفيد مي ماند.
چون بسياري از سرمشقهاي استاد كمرنگ بود مدير آنها را
به من مي داد كه پررنگ و سياه كنم تا بهتر كپي شود و اين امر
سبب مي شد كه با شكل حروف و كلمات دقيق تر آشنا شوم .

در اصفهان آن روزها تنها اسم و ياد « ميرعماد » گرامي
داشته مي شد و هر كس سعي داشت نزديك به حضرت ايشان
بنويسد. اساتيدي كه در آن زمان در قيد حيات بودند و بسيار
خوب هم مي نوشتند. مرحوم ميرزا اسدالله رجائي و مرحوم
ميرزا عباس خان رشيد بودند كه هر دو از شاگردان مرحوم
فتح الله افسر فرزند استاد مرحوم ميرزا عبدالرحيم افسر بودند.
ولي مرحوم ميرزا عبدالجواد خطيب كه خيلي شيرين و محكم
و به سبك ميرعماد كار مي كرد ظاهرا شاگرد خود ميرزا
عبدالرحيم بودند. »
مي پرسم : استاد
خوشنويسي را به طور جدي از كجا
شروع كرديد و چگونه پيش رفتيد »
« ... در دبيرستان سعدي كه شروع فعاليت خوشنويسي ام
بود
كارهاي زيادي از قبيل پارچه نويسي روي بيرق و پرچم و
همچنين قطعه نويسي و غيره به من رجوع مي شد و شده بودم
ميرزا بنويس مجاني دبيرستان و بعضي آموزشگاهها و تمام
اينها موجب مي شد كه تا حدود زيادي از ساير درسها و
تمرينات باز بمانم و بيشتر با خط سر وكار داشته باشم به همين
دليل از تحصيلات دانشگاهي دور ماندم .
اولين كار جدي خوشنويسي كه به من رجوع شد نوشتن
كتيبه اي براي امامزاده « زينبيه » در اصفهان بود كه مردم و نيز
يكي از تجار خير
سعي در بازسازي و مرمت آن داشتند. براي
نوشتن اين كتيبه به سراغ تمام خطوط خوبي كه مي شناختم
رفتم تا با برداشت از آنها خود را بهتر آماده كنم . به خاطر دارم
كه يك روز زمستاني براي اقتباس از كتيبه هاي در نقره اي
مسجد امام كه به خط ميرعماد بود مجبور شدم كاغذهايي را
روي خطوط بچسبانم و مداد بكشم و بعد از مدتي نسبتا
طولاني وقتي به خود آمدم ديدم از شدت سرما دستم به در
فلزي مسجد چسبيده است .
غير از اين سراغ خطوط ديگر نيز رفتم
از جمله كتيبه
مسجد آقانور كه به خط ابوتراب نوشته شده و چقدر هم زيبا از
عهده اش برآمده و ديگر كتيبه « مايه محتشمي خدمت درويشان
است » به خط ميرعماد در تكيه ميرعماد و خلاصه هر جا
كتابخانه و موزه اي كوچك بود سر مي زدم
از جمله در منزل
جناب حاج آقا نجم
پسر مرحوم شيخ بهاالدين كه مجموعه
خصوصي خود را چند روزي در اختيارم گذاشت و با تمام اين
مطالعات بود كه سرانجام كتيبه امامزاده زينبيه خواهر حضرت
معصوم عليهاالسلام نوشته شده و اين در سن 25 سالگي من
بود.
بعد از آن كتيبه
موضوع ساختمان مسجد عباس آباد
اصفهان پيش آمد. آن مسجد را خواستند بسازند و لازم شد
كتيبه هائي بنويسند و اين دومين كار جدي خوشنويسي ام بود
در اصفهان .
در واقع اين كار دوم از جهاتي بر كار اول مزيت داشت و
هنوز در نظر من به قوت خودش باقي است . »
مي پرسم : « استاد! صرفا از راه خوشنويسي امرار معاش
مي كرديد »
مي گويد : « البته نه . در اصفهان
زمان جنگ جهاني دوم به علت
اينكه درآمدها كفاف زندگي را نمي داد به تهران آمدم و در بخش
راديولوژي كارخانه ها مشغول كار شدم و پس از مدتي به
استخدام رسمي دولت درآمدم . كارم در راديولوژي بيمارستان
راه آهن بود. دوره هاي عملي آنرا در اصفهان و كلاس دانشگاهي
راديولوژي را در تهران گذراندم . كار راديولوژي را در ساعات
اداري انجام مي دادم و كار خوشنويسي را در ساير اوقات در
دفتري كه در خيابان باب همايون روبروي وزارت دارائي باز
كرده بودم . در همان دفتر بود كه يك روز مرحوم استاد علي اكبر
كاوه به دفتر تشريف آوردند با دو سه شاگرد مبرز و بر
جسته شان مثل استاد فرادي و استاد نظام .
استاد كاوه چند سال از مرحوم عماد الكتاب تعليم گرفته و
شاگرد مورد علاقه ايشان بودند. استاد كاوه مرحوم كلهر را هم
به بزرگي ياد كرده اند اما نظرش بيشتر به تعليمات عماد الكتاب
بود. كاوه باعث شد كه من شيوه قديم خود را كه شيوه ميرعماد
بود به سبك جديد تغيير دهم اما بعضي از حركات و اشكال
قديم را هنوز در نظر دارم . »

مي پرسم : استاد
نظر شما درباره شيوه قديم و جديد خط
چيست و اصولا دليل تاكيد شما بر شيوه قديم
چيست »
مي گويد : شايد ما هنوز هم نتوانيم يك چليپانويس نظير
ميرعماد پيدا كنيم . در چليپانويسي قديمي ها جلوتر از ما
بودند. در كتابت و شايد قطعه نويسي و اشعار و صورت سازي
و نقاشي با خطه و خلاصه در سبك قديم رشادت و قدرت
توام با ظرافت و نيرومندي مشهود است و در سبك جديد
نرمي و ملايمت و جا افتادگي و كوتاهي و اختصار و به هم
فشردگي نمايان است . اما شما وقتي به برخي چليپاهاي ميرزا
نگاه مي كنيد نمي توانيد بهتر از آنرا تصور كنيد و حتي در كتيبه
نويسي
قديمي ها بسيار موفق تر بوده اند. مرحوم عماد الكتاب
معتقد بود كه كتيبه را بايد به شيوه كتابت نوشت .
اما تفاوت كتيبه نويسي قدما باكتابت در اين است كه در
كتابت كلمات غالبا رديفي نوشته مي شوند. در كتيبه تمام
صفحه بايد پر شود. براي خواندن كتابت فاصله در اختيار
بيننده است و مي تواند كم و زياد كند
اما در كتيبه خطاط ناچار
است تا حد ممكن قلم را درشت بگيرد تا از فاصله دور قابل
خواندن باشد و همين مسئله مهندسي سنگين كلمات را در
كتيبه نويسي به خطاط تحميل مي كند. »
مي پرسم : استاد! آيا در تهران هم كتيبه
نوشته ايد
مي گويد : « بله ! يكي در نزديكي محل سكونتم
يعني در
مسجد جامع نارمك و ديگري در مسجد « شفا » در يوسف آباد
در مسجد جامع نارمك
زير طاق كلماتي است كه با قلم شش
سانتي نوشته شده . مثل « يا كافي المهمات » يا قاضي
الحاجات » و يك كتيبه در حدود 30 متر زير گنبد كه سوره « هل
اتي » است . منتهي من اين خط را براي اينكه روي كاشي پياده
شود نوشتم اما آنها خط را گچ بري كردند.
كتيبه هاي مسجد شفا را هم 25 سال پيش نوشته ام . غير از
اين طرح نقاشي گنبد مسجد هم كار اين حقير است . براي سردر
مسجد و به مناسبت همجواري اش با بيمارستاني كه نزديك
است آيه اي را پيشنهاد كردم . حروف آيه را كوچك نوشتم اما
كلمه « شفا » را بزرگتر از همه
چنانكه هم آيه به راحتي خوانده
شود و هم نام مسجد تشخصي داشته باشد. عمده نقاشيهاي
داخل مسجد و خطوط نستعليق نيز كار من است . دو لچك
اطراف و خودسر در و قاب بندهاي ستون ها و زير طاق
شش
ترنج « ربنا » دارد. يعني شش تا دو متر در سه متر كه در هر كدام
يك ربنا نوشته ام . »
ساليان درازي بود كه قصد داشتم قرآني به خط نستعليق از
خود به يادگار بگذارم . اما فرصت آن يا بهتر بگويم سعادت آن
نصيبم نشد تا اينكه به حول و قوه الهي حدود 2 سال پيش اين
سعادت دست داد و با وجود مشكلات فراوان از جمله ضعف
قوه باصره با توكل به ذات اقدس الهي اقدام به انجام اين كار
كردم .
ما در ابتدا بايد مي دانستيم كه مثلا به چه شكلي بنويسيم .
با ترجمه يا بدون ترجمه كه سرانجام تصميم بر اين شد كه
قرآن را بدون ترجمه ارائه كنم . در زمينه نوشتن آن از قرآنهاي
معتبر بهره گفتم از جمله قرآن مرحوم نيريزي
قرآن استاد
فضائلي
قرآن عثمان طه و سرانجام قرآني كه مرحوم سيد
حسين ميرخاني به خط نستعليق ارائه داده بود.
از آنجايي كه كمتر كسي اقدام به نوشتن قرآن به خط
نستعليق نموده و اكثر خوشنويسان به خط نسخ رجوع مي كنند
و اين به دليل بروز مشكلات حين قرائت مي باشد
تصميم
گرفتم در تركيب بندي اين خط نهايت سهل القرائه بودن و در
عين حال زيبا بودن را با توجه به اصول و قواعد اين خط
رعايت نمايم .
پيش از نوشتن
هر صفحه گاهي تا 10 و 15 بار تركيب
بندي و نوشته مي شود تا تركيب اصلي به دست آيد. »
مي پرسم : استاد
پيشرفت كار تا كجا بوده »
متاسفانه به دليل ضعف بينائي و اينكه تاكنون بيش از 6
الي 7 عينك تعويض كرده ام و با اينحال هيچكدام ديد
صددرصد را نمي دهد. كار كند پيش مي رود و در حال حاضر
موفق شده ام سوره بقره را به پايان برسانم .
انشاالله با توكل به خدا و مدد معصومين به خصوص
حضرت اميرالمومنين علي (ع ) و نيز با توجه مسئولين
اين هنر
ماندگار خواهد بود و اساتيد آينده خط نستعليق
آثار پر
بارتري را به جامعه هنر دوست و هنر پرور كشور تقديم خواهند
كرد. »

*****
رويدادهاي فرهنگي هنري
|
طي احكامي از سوي مهندس حيدريان صورت گرفت
انتصابات جديد در حوزه معاونت امور سينمايي
مهندس محمدمهدي حيدريان
معاون امور سينمايي و
سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي طي احكام
جداگانه اي « محمد آفريده » رييس مركز گسترش سينماي
مستند و تجربي را با حفظ سمت به عنوان سرپرست انجمن
سينماي جوانان ايران و « سعيد رجبي فروتن » رئيس سابق
حوزه معاونت سينمايي را به عنوان مدير كل اداره توسعه و
همكاريهاي سمعي و بصري اين معاونت منصوب كرد.
به گزارش روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و
بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
مهندس حيدريان در
حكم انتصاب محمد آفريده با تاكيد بر ضرورت توجه و
حمايت جدي و دقيق از سه حوزه فيلمسازي كوتاه
مستند و
تجربي و تلاش براي توليد حرفه اي
يافتن جايگاه مناسب و در
خور بين المللي و عرضه تجاري محصولات توليدي در عين
پرهيز از دوباره كاري
خواستار تحقق اهداف فوق و بررسي
امكان تجميع حقوقي دو مركز تحت سرپرستي با همفكري اهل
نظر ظرف مدت شش ماه شده است .
معاون امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامي همچنين در حكم انتصاب سعيد رجبي فروتن
اهم مسئوليتهاي وي را تجميع فعاليتهاي نظارتي بر امور
سمعي و بصري و اعمال سياستها و اهداف وزارت متبوعه در
اين خصوص و همچنين ساماندهي فعاليتهاي ويدئويي در
توليد و عرضه محصولات خانگي و نهايتا فراهم ساختن زمينه
رشد فعاليتهاي مجاز ويدئويي متناسب با نياز خانواده ها و
اقشار مختلف جامعه
ذكر كرده است .
اين گزارش حاكيست : مجتبي اقدامي
مديرعامل سابق
انجمن سينماي جوانان ايران نيز به عنوان معاون بخش فرهنگي
بنياد سينمايي فارابي منصوب و مشغول به كار خواهد
شد.
بچه هاي نفت و رقابت در بخش مسابقه جشنواره فيلم كن
ژونيور
فيلم ايراني بچه هاي نفت به كارگرداني ابراهيم فروزش به
بخش مسابقه جشنواره بين المللي كن براي نوجوانان (كن
ژونيور) در فرانسه راه يافت .
اين فيلم كه تاكنون موفقيتهاي زيادي را در جشنواره هاي
بين المللي فيلم كسب كرده است در بخش دوستداران سينماي
كن كه يكي از بخشهاي حاشيه اي جشنواره است با 9 فيلم
ديگر به رقابت خواهد پرداخت .
اين جشنواره از 29 ارديبهشت تا 2 خرداد در فرانسه
برگزار مي شود.
اين در حالي است كه نمايش فيلم بچه هاي نفت از 10
ارديبهشت در سه سينماي پاريس و 6 شهر ديگر فرانسه آغاز و
با استقبال تماشاگران و منتقدان سينماي اين كشور روبرو شده
است .
به گزارش روابط عمومي كانون پرورش فكري كودكان و
نوجوانان
ژان ميشل فرودون روزنامه نگار و منتقد معروف
فرانسوي در روزنامه لوموند نوشت :
كودكي پابرهنه بر روي لوله هاي نفتي كه در خلا بر فراز
دشت
معلق هستند به همراه سرعت حركت كودك
مهارت او
و خطري كه در كمينش است در حين به تصوير كشيدن يكي از
پر كشش ترين موقعيتهاي سينماي همچون استعاره اي از كليت
فيلم به شمار مي رود.
وي مي افزايد : وقتي كه كودكان شتابان به سوي مدرسه
هر
يك بر روي لوله اي مجزا در مسابقه دو فوق العاده اي شركت
مي كنند و پيروزي فرد به پيروزي جمع مبدل مي شود
يكي از
بزرگترين لحظات سينمايي را مشاهده مي كنيم كه اين روند در
سراسر فيلم ادامه مي يابد.
منتقد روزنامه معروف لوموند در پايان نوشته اش
ميزانسن هاي فيلم را نيز حاكي از قدرت
توانمندي دل
مشغولي و تاثرات كارگردان (فروزش ) مي داند.
خانه سينما
تهيه و چاپ غيرمجاز عكس و پوستر هنرمندان
سينمايي ممنوع است
خانه سينما در اطلاعيه اي اعلام كرد كه تهيه و چاپ عكس
و پوستر هنرمندان سينمايي
بدون اخذ مجوز قانوني ممنوع
است .
روابط عمومي خانه سينما روز چهارشنبه گزارش داد
چاپ غيرمجاز تصاوير هنرمندان سينمايي توسط افراد سودجو
و برخي چاپخانه ها به شيوه مونتاژ شده و كاملا جعلي در قالب
پوستر و تقويم
اعتراض فردي و جمعي هنرمندان سينمايي را
در پي داشته است .
خانه سينما با محكوم كردن اين گونه فعاليتها تاكيد كرد
با
هماهنگي هاي به عمل آمده با مراجع ذيصلاح
از اين پس با
تهيه و چاپ غيرمجاز تصاوير هنرمندان سينمايي برخورد
قانوني خواهد شد و متخلفان تحت پيگرد قرار مي گيرند.
چند خبر كوتاه فرهنگي و هنري
بنياد « حكمت اسلامي صدرا » يكم خردادماه همايش
بزرگداشت ملاصدرا با عنوان « انسان كبير و عالم صغير در
مكتب صدرالمتالهين » را برگزار مي كند.
اين همايش با حضور استادان فلسفه و حكمت اسلامي در
مجموعه فرهنگي وزارت كار و امور اجتماعي برگزار مي شود.
بنياد حكمت اسلامي صدرا به عنوان مركز تحقيقات فلسفه
اسلامي و حكمت متعاليه در سال 1378 و همزمان با برگزاري
همايش جهاني ملاصدرا تاسيس شد.
« نمايش تله موش » اثر « آگاتا كريستي » كار مشترك مركز
هنرهاي نمايشي و معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي از 18
ارديبهشت ماه در تالار وحدت به روي صحنه رفته است .
« آگاتاكريستي » در نمايش تله موش كه اجراي مداوم آن در
لندن از مرز پنجاه سال گذشته است
چندين خط روايتي را
همزمان پيش مي برد و نمايشنامه اي ارايه مي دهد كه در آن همه
مظنون هستند.

|