به مناسبت سالروز اشغال فلسطين و تشكيل رژيم
صهيونيستي
قسمت دوم
پهنه مبارزات آيت الله كاشاني با صهيونيسم در دفاع از ملت
مظلوم فلسطين
محدود به ايران نبود و ايشان در سطح جهاني و
بين المللي نيز عليه اشغال فلسطين تلاش مي كردند. به همين دليل
بود كه نامه اي به مجمع عمومي سازمان ملل فرستادند و در آن
نامه چنين نوشتند :
يك عده مهاجر با كمك و اسلحه دول موفق شدند اعراب را
از يك قسمت از سرزمين فلسطين كه خانه آنها بود و قرنها در
آنجا ماوي داشته اند بيرون رانند و اگر دول معظم اطمينان
باغماض و چشم پوشي بسازمان از اين تجاوز و حق كشي
نداشتند مرتكب چنين جنايتي نمي شدند و اينك ميليونها مردم
مسلمان جهان چشم براه تصميمات سازمانند كه از اين تعديات
جلوگيري نمايند و اجازه ندهند اسلحه و پول بعضي از اعضاي
آن سازمان بنفع اقليت كوچكي و بضرر ساكنين يك قسمت از
خاك شرق بكار برده شود.
گرچه در آن زمان رهبري سياسي حوزه هاي علميه و
نيروهاي مذهبي در دست آيت الله كاشاني بود و ايشان به
نمايندگي از طرف تمام مسلمانان ايران و حوزه هاي علميه سخن
مي گفت
ولي موضوع مذكور به اين معنا نيست كه ديگر علما و
مراجع بي تفاوت بودند و اقدامي نمي كردند
بلكه آنها نيز
همدوش آيت الله كاشاني تلاش نمودند و در بعضي موارد نيز به
طور جداگانه و مستقلا موضع مي گرفتند و عليه اشغال فلسطين
اعتراض مي كردند. در اين زمينه
يعني تلاشهاي و اعتراضها و
مبارزات مستقل هر يك از روحانيون و نيروهاي مذهبي عليه
اشغال فلسطين
مطالب فراواني وجود دارد
ولي در اين جا فقط
به دو نمونه اشاره مي كنيم . نمونه اول اعتراضي است كه امام
خميني (ره ) نيز در آن نقش داشتند. بدين شرح كه بعد از اعلام
رسمي اشغال فلسطين و تشكيل رژيم صهيونيستي
آيت الله
سيدمحمد بهبهاني (فرزند آيت الله سيد عبدالله بهبهاني كه از
رهبران مشروطه بود) تعدادي علما و روحانيان به جلسه اي
دعوت كرد تا درباره موضوع فلسطين بينديشند و چاره جويي
كنند. در اين جلسه
آيت الله بهبهاني از علما و روحانيون
خواست هر يك
نامه اي خطاب به پاپ درباره اشغال فلسطين
توسط صهيونيستها بنويسند تا از ميان اين نامه ها
بهترين آن
برگزيده شود و با امضاي آيت الله بهبهاني به پاپ ارسال گردد.
در ميان نامه هايي كه تحرير گرديد
نامه امام خميني
بهتر از بقيه
تشخيص داده و برگزيده شد. سپس اين نامه از طرف آيت الله
بهبهاني به عنوان رئيس العلما به پاپ فرستاده شد. متن نامه
مذكور كه به قلم امام خميني (ره ) مي باشد
چنين
است :
جناب قدسي خطاب پاپ اعظم واتيكان لتجدن اشد الناس
عداوه للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا و لتجدن اقربهم موده
للذين آمنوا الذين قالوا انا نصاري ذلك بان منهم قسيسين و
رهبانا و انهم لايستكبرون (سوره مائده آيه 82 )
خبرهاي اسف انگيز فلسطين در محافل روحاني و ملي كشور
ايران تاثيرات عميقي كرده و نظر مراكز حساس روحانيت را به
خود جلب نموده است .
فتنه انگيزي و ماجراجوئي جمعيت لجوج و حريص يهود
چندان موجب تعجب نيست زيرا سوابق سو آنها روي تاريخ
بشريت را سياه كرده است و بحكم قضاوت تاريخ بايد اين
جمعيت را دشمن نوع بشر دانست
تنها چيزي كه مايه تعجب و
تحير بسيار است پشتيباني پاره اي ملل مسيحي از آنها و
برسميت شناختن دولت پوشالي اسرائيلي است . همان مردمي كه
قلب عيسي مسيح را در آسمان رفعت جريحه دار كردند همان
جمعيتي كه مريم صديقه را به ناسزا و بي ادبي ياد كرد. همان
افرادي كه امروز هم در محافل مذهبي آنها مريم پاك را به خلاف
عفت ياد مي كند اين ضربتهاي جگر خراش معنوي است كه از
اين يك مشت جهود عنود به مذهب عيسوي وارد شد. در مقابل
تنها كسي كه به مخالفت آنها برخاست پيغمبر بزرگ اسلام بود كه
كتاب آسماني خود را در دست گرفت و به جهانيان اعلان عظمت
مسيح و عصمت مريم صديقه را نمود. آري اسلام در مقابل
جمعيت يهود قيام كرد و دامن عفت مادر مسيح را از لوث
ناسزاهاي آنها تنزيه نمود و يك سوره در شان مريم و عظمت او
براي جهانيان و برسوائي يهود از منبع وحي دريافت نمود. اكنون
ملت نصاري جبران خوبيهاي اسلام را بدين نحو مي نمايد و با
دشمنان عيسي مسيح دست برادري ميدهد و برعليه مسلمين و
اسلام قيام و اقدام مي كند
اينست پاداش ملت نصاري در مقابل خدمت اسلام به مسيح
و مريم صديقه
باز اينقدرها تعجب و تاثر ندارد كه بعضي از
رجال سياسي دست دوستي و برادري به دشمن عيسي و مادر
معصومه اش بدهد ليكن در محافل مذهبي و ملي مسلمين يك
نكته با كمال تعجب تلقي مي شود و آن نكته اينست كه چه شده
است كه محافل روحاني مسيحيت به جاي آنكه دولتهايي را كه با
دشمنان مسيح دست دوستي داده و با آغوش باز آنها را
پذيرفته اند به خطاي خود آگاه كند و ملل دينداري عيسوي را از
خواب غفلت بيدار كند
به سكوت فرورفته و وظيفه روحاني
خود را انجام نمي دهد
اينك اينجانب از طرف عموم ملت اسلام مخصوصا پيروان
و روحانيون مذهب مقدس شيعه ايران تنفر خود را از جمعيت
متعدي يهودي و كساني كه با آنها همراهي مي نمايند به تمام
ممالك عالم و مخصوصا به مقامات بزرگ روحانيت ملت مسيح
اعلان مي كنم و از خداوند متعال نصرت مسلمين و خذلان
متجاسرين را خواهانم .
در خاتمه از مقام پاپ تقاضا دارم كه به ملل مسيحي تذكر
دهند كه از اين جمعيت يهود كه دست تعدي به جان و مال
مسلمين مظلوم دراز كرده اند پشتيباني ننموده و عواطف چند
صد ميليون مسلمين را براي خاطر يك مشت يهود فتنه جو
جريحه دار ننمايند و البته اين معني در خور مقام روحانيت پاپ
كه هميشه رهبر و هادي ملت هستند مي باشد.
نمونه دوم
اقدامات و اعتراضات و مبارزات جمعيت
فدائيان اسلام نسبت به اشغال فلسطين توسط صهيونيست ها
مي باشد. اصولا فدائيان اسلام مبارزه عليه صهيونيسم را با
آيت الله كاشاني هماهنگ مي كردند و تحت رهبري ايشان اقدام
مي نمودند. به همين دليل آنها در برپايي تظاهرات سي ام
ارديبهشت 1327 هـ . ش كه بي سابقه ترين و بزرگ ترين تظاهرات
و اجتماع خياباني بعد از فرار رضاخان محسوب ميشد
نقش
اساسي داشتند و در نام نويسي براي اعزام به فلسطين نيز پيشگام
بودند. ثبت نامي كه پنج هزار نفر از فدائيان اسلام در آن داوطلب
شدند و براي نبرد با صهيونيسم اعلام آمادگي و عزيمت به
فلسطين كردند در پي اين استقبال چشمگير بود كه شهيد سيد
مجتبي نواب صفوي از طرف فدائيان اسلام اطلاعيه صادر كرد و
از دولت خواست فورا به اين گروه بزرگ اجازه حركت به سوي
فلسطين بدهد. متن اطلاعيه اي كه شهيد نواب صفوي صادر كرد
چنين است :
هوالعزيز
نصر من الله و فتح قريب
خون هاي پاك فدائيان اسلام در حمايت از برادران مسلمان
فلسطين مي جوشد. پنج هزار نفر از فدائيان رشيد اسلام عازم
كمك به برادران فلسطيني هستند و با كمال شتاب از دولت اجازه
حركت سريع به سوي فلسطين را مي خواهند و منتظر پاسخ
سريع دولت مي باشند.
البته رژيم پهلوي به دليل سرسپردگي به استكبار غرب
اجازه عزيمت به فدائيان اسلام نداد.
به هر حال
همان طور كه ملاحظه شد
روحانيت و
حوزه هاي علميه
تشكل ها و نيروهاي مذهبي و بالاخره عموم
مردم مسلمان و متعهد ايران در مبارزه با صهيونيسم و اشغال
فلسطين
سابقه ديرين و كارنامه بسيار درخشان دارند و حتي
پيش از تشكيل رژيم صهيونيستي به توطئه هاي بسيار خطرناكي
كه در حال وقوع بود
آگاه شده بودند و به هنگام اعلام رسمي
تشكيل رژيم صهيونيستي نيز شورانگيزترين و متعهدانه ترين
مبارزه و جنب و جوش را به منصفه ظهور نهادند. مبارزه اي كه
همچنان تا محو رژيم صهيونيستي ادامه خواهد يافت .
علي وزوايي
در بخشي از نامه اي كه بعد از اشغال فلسطين به
قلم امام خميني (ره ) از سوي علماي ايران براي پاپ
ارسال شد
چنين آمده است : فتنه انگيزي و
ماجراجويي جمعيت لجوج و حريص يهود
(صهيونيست ها) چندان موجب تعجب نيست زيرا
سوابق سو آن ها روي تاريخ بشريت را سياه كرده
است و به حكم قضاوت تاريخ بايد اين جمعيت را
دشمن نوع بشر دانست . تنها چيزي كه مايه تعجب و
تحير بسيار است
پشتيباني پاره اي ملل مسيحي از
آن ها و به رسميت شناختن دولت پوشالي اسرائيلي
است . همان مردمي كه قلب عيسي مسيح را در
آسمان رفعت جريحه دار كردند
همان جمعيتي كه
مريم صديقه را به ناسزا و بي ادبي ياد كردند...
در پي اشغال فلسطين
بزرگ ترين و
بي سابقه ترين تظاهرات و اجتماع خياباني در تهران
به وجود آمد و هزاران نفر براي اعزام به فلسطين و
جنگ با صهيونيست ها
ثبت نام كردند.

*****
اظهارات تكان دهنده مامور دفن
شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر
|
منبع : روزنامه القبس كويت
پس از فروپاشي رژيم جنايتكار صدام حسين جهان
شاهد مخوفترين زندانهاي حزب بعث در كشور عراق شد. در
اين زندانها جز آثار و ابزار شكنجه همچون چرخ گوشت بزرگ
براي شكنجه انسانهاي بي گناه چيز ديگري پيدا
نشد.
دردناكتر از زندانهاي صدام گورهاي دسته جمعي پراكنده
در سرتاسر عراق كه مملو از جمجمه ها و بقاياي انسانهاي كه
هيچ گناهي مرتكب نشده اند جز آنكه از طرفداران و هواداران
رژيم حزب بعث نبودند.
تا قبل از سقوط اين نظام ديكتاتوري هيچ يك از
شهروندان عراقي حق نداشت به اين مكان ها نزديك شود يا
در آنجا به جستجو و حفاري بپردازد. اين در حاليست كه در
گورستان دسته جمعي كه جديدا در نجف اشرف كشف شده
تعدادي جسد نامشخص وجود دارد كه از بعضي از آنها جز
جمجمه و استخوانهاي پوك اثري نبود و با پيدا شدن كارت
شناسايي يا لباسها و يا انگشترهاي بعضي از اين قربانيان آنها
را تشخيص دادند.
يكي از شاهدان عيني كه صاحب يك مزرعه در منطقه
(كفل ) در حومه شهر نجف اشرف است مي گويد : با چشمان
خود ديده كه چگونه مردم را با كاميونهاي بزرگ به اطراف اين
منطقه حمل مي كردند و بعد از پياده كردن
آنها را قتل عام
مي كردند و در همان جا در چالهاي بزرگ به صورت
دسته جمعي دفن مي كردند.
اما هولناكترين جنايتي كه رژيم صدام مرتكب آن شد به
شهادت رساندن عالم رباني و انديشمند ارزشمند جهان
اسلام و تشيع آيت الله محمدباقر صدر به همراه خواهر
بزرگوارشان بنت الهدي در اوائل سال 1980 بوده
است .
بدون شك از دست دادن شخصيتي همچون محمدباقر
صدر كه صاحب ارزشمندترين كتب در علوم مختلف فقه و
اقتصاد و فلسفه نظير كتاب « فلسفتنا و اقتصادنا » است ضايعه
بزرگي براي جهان تشيع است و نشان دهنده اوج مصائب و
اندوه و شكنجه هائي است كه بر شيعيان عراق در مدت
حكومت حزب بعث تحميل شد.
در مورد نحوه به شهادت رساندن اين متفكر بزرگ
روايات متعددي وجود دارد مشهورترين آنها اين است كه گفته
مي شود صدام حسين شخصا ايشان را به قتل رسانده و روايت
ديگري حكايت از آن دارد كه معاون وي عزت ابراهيم الدوري
خود اين ماموريت كثيف را انجام داده است و به دستور
شخصي صدام قبل از شهادت صدر محاسن شريفشان را
سوزاندند و چشمانش را از حدقه بيرون آوردند و ميخ به سر
ايشان كوبيدند.
پس از شهادت آيت الله صدر در بين مردم عراق شايع شد
كه بعثي هاي مجرم اثري از قبر و پيكر ايشان نگذاشته اند اما
« عباس بلاش » از اهالي نجف اشرف كه خودش و برادرش هر دو
در تدفين اموات مشغول مي باشند چند روز پيش از قبر
آيت الله صدر خبر داد.
عباس بلاش مي گويد برادرش شهيد صدر را پس از به شهادت
رساندن وي به دست رژيم حزب بعث در سال 1980 ميلادي
تدفين كرده است . وي افزود آرامگاه آيت الله صدر در حال
حاضر در قطعه اي كوچك در قبرستان مشهور
نجف (وادي السلام ) واقع شده است .
بلاش گفت در سال 1980 دو نفر از ماموران امنيت بعث به
نامهاي « جبار سعدحميد » و « فاضل صباحي فرز علي » در
ساعت يازده و نيم شب به سراغ برادرم آمدند و او را با خود به
قبرستان نجف بردند. در آنجا از ايشان پرسيدند اين جسد را
مي شناسي برادر گفت بله
ايشان محمدباقر صدر هستند.
وي ادامه داد گفتن كلمه بله ايشان باعث شد كه برادرم در
طول 22 سال كه از شهادت آيت الله صدر مي گذرد در حالتي از
ترس زندگي كند اين دو مامور از برادرم خواستند ايشان را
دفن كنند و اين ماجراي را به هيچ كس نگويد و در غيراين
صورت حكم اعدامش كه خودش در همان جا (گورستان نجف )
امضا كرده بود اجرا مي شود.
عباس بلاش مي گويد : برادرم هر شش ماه يكبار
مي بايست به اداره سازمان امنيت عراق در شهر نجف اشرف
براي تجديد امضا خود مراجعه مي كرد در تمام اين 22 سال
گذشته اين ماجرا ادامه يافت تا در سال 1986 برادرم براي
خدمت سربازي فراخوانده شد. در زمان جنگ (ايران و عراق )
و از بيم آنكه در اين جنگ كشته شود و راز قبر آيت الله صدر
تا ابد پنهان بماند تصميم گرفت محل قبر ايشان را به دو تن از
نزديكان آيت الله صدر بازگو كند. البته پس از آنكه از اين دو
نفر تعهد داده كه اين راز را به هيچ كس نگويند و در مرقد
اميرالمومنين حضرت علي بن ابيطالب سوگند ياد كردند كه بر
عهد و سوگند خود استوار بمانند و به آنان گفت جهت
اطمينان از جسد شهيد صدر من به هنگام تكفين و
تدفينشان انگشترش را از دست راست ايشان بيرون آوردم و
در كفن پنهان كردم تا نشانه اي دال بر اين قبر
باشد.
بلاش مي گويد با برادرم صحبت كردم كه نمي توانيم در اين
شرايط حساس پس از انتفاضه سال 1991 به تنهايي اين راز را
نگاه داريم و بر آن شديم كه به كمك نزديكان شهيد صدر
پيكر ايشان را از محل اول به جاي ديگر منتقل
كنيم .
ايشان افزودند در انتفاضه سال 1991 و قيام مردم عراق بر
ضد نظام صدام حسين نيروهاي امنيتي بعث بدنبال برادرم
آمدند و او را با خود به منطقه خان المخضر در نجف براي
بازجويي بردند مبادا كه محل قبر را فاش كرده باشد
برادرم با
اصرار شديد منكر اين امر شد برغم تحمل انواع شكنجه هاي
بي رحمانه .
و همان گونه كه حدس مي زديم نيروهاي امنيتي بعثي پس
از استحكام سيطره خود بر شهر نجف اشرف قبر اول محل
شهيد را ويران ساختند به گمان آنكه پيكر هنوز در اين محل
مي باشد.
از ايشان سئوال كرديم آيا چيزي دال بر اينكه اين جسد
متعلق به آيت الله صدر مي باشد داريد با اعتماد كامل گفت
بله
انگشتري كه در انگشت كوچك دست راست ايشان بود و
از روي آن نام محمد(ص ) نوشته شده است نزد برادرم
مي باشد.
پرسيديم ممكن است انگشتر را به ما نشان دهيد جواب
داد خير
ما منتظر هستيم تا فرزند آيت الله صدر (سيد
جعفرصدر) از قم به نجف مشرف شوند و بعد ما اين انگشتر را
به ايشان تحويل دهيم .
بلاش اظهار داشت : پس از سقوط رژيم صدام برادرم
حقيقت تدفين شهيد صدر را با تمام جزئيات اين حادثه
دردناك بازگو كرد و سپس با همكاري تعدادي از نزديكان
خانواده صدر جسد ايشان را دوباره تكفين كرديم و براي
سومين بار محل قبر را تغيير داديم و هم اكنون آرامگاه ايشان
در قبرستان (وادي السلام ) به محلي براي زوار مبدل شده
است .
خون به ناحق ريخته آيت الله العظمي سيدمحمد باقر
صدر و خواهر مكرمه ايشان بنت الهدي صدر كه در 20
فروردين 1358 به دست دژخيمان صدام ريخته شد
طومار
رژيم جنايت پيشه بغداد را در 20 فروردين 1382 درهم
پيچيد.

| |