شيوه هاي حكومتي و نظام هاي مدني تاريخ ايران
در راستاي توجه به اهميت و ارتقا سطح فكري و فرهنگي
دانشجويان و آشنايي آنان باشيوه هاي حكومتي تاريخ ايران در
قبل از ورود اسلام
همايش بررسي « شيوه هاي حكومتي و
نظام هاي مدني تاريخ ايران در قبل و بعد از اسلام » خرداد ماه
امسال در خرم آباد برگزار مي شود.
كاظم مرادي
دبير شوراي فرهنگي و مسوول تشكل هاي
اسلامي دانشگاهيان دانشگاه علوم پزشكي لرستان افزود :
« رويكرد همايش تحقق و نهادينه كردن توليد نظريه و فكر است
كه از تاكيدات اخير مقام معظم رهبري بوده و به موجب اين
تاكيدات به دنبال تبديل توليد نظريه و فكر به يك ارزش عمومي
در سطح حوزه و دانشگاه خواهيم بود » .
ضمن اشاره به محورهاي همايش
آنها را شامل تئوري هاي
حكومتي در ايران قبل و بعد از اسلام ـ مقايسه ساختار
حكومت هاي ايران قبل و بعد از اسلام ـ نقش دين در ساختار
حكومت هاي قبل از اسلام ـ نقش و تاثير دانشمندان در پيشرفت
حكومت هاي ايران باستان و بعد از اسلام ـ نقش حكومت هاي
ملوك الطوايفي در ساختار دولت هاي قبل و بعد از اسلام ـ
برررسي نظام حكومتي اتابكي ايران دوره اسلامي ـ نقش ديوان
سالاران ايران در تداوم سنن كشورداري
ايران بعد از اسلام و
نقش دين در شكل گيري حكومت هاي بعد از اسلام
اعلام كرد.
اولويت براي دانشگاه ها دادن اعتبار اجتماعي به دانشجويان است
« با نگاهي مختصر به زندگي دانشجويان شهرستاني
وضعيت خوابگاه و... اين دانشجويان
متوجه اين مطلب مي شوم
كه ما بايد در جاهايي به آنها امكانات اقتصادي دهيم و در جاي
ديگر به آنها اعتبارات اجتماعي
البته در اين ميان اعتبار
اجتماعي مهم تر است . »
دكتر سيدحسن حسيني
استاد جامعه شناسي دانشكده علوم
اجتماعي دانشگاه تهران
درباره اولويت دانشجو و دانشگاه در
كشور گفت : « در تمام جهان
دانشجويان و دانشگاهيان مغز كنترل
كننده و هدايت كننده و اجرايي جامعه هستند كه بعد از
فارغ التحصيلي جزو اداره كنندگان اصلي جامعه شناسان مي شوند
و پيش از فارغ التحصيلي به دليلي امكاني كه دارند براي ارزش و
اهميت ويژه هستند. »
« ولي متاسفانه اين ارزش و هنجار به هم ريخته شده
نه
استاد آن ارزش و اهميت بين المللي را كه اساتيد دارند داراست و
نه دانشجو براي چنين اهميتي است . »
وي افزود : « متاسفانه اهميتي كه ما به اعتبار اجتماعي
دانشجويان مي دهيم
بسيار كم است . پاسخ به چرايي اين مساله
جاي بحث و بررسي دارد
ولي به اجمال مي توان گفت
متاسفانه
مقداري از اين بي اعتباري به نظام حكومتي باز مي گردد
زيرا كه
نظام حكومتي ما سرمايه گذاري كمي به لحاظ اقتصادي براي
دانشگاهيان كرده است و به لحاظ اجتماعي سهم دانشجويان به
صورت فزاينده اي سركوب شده و اين سركوبي باعث از دست
رفتن اعتبار اجتماعي آنان شده است . »

*****
سروش بيداري
|
امام خميني :
« لازم است طبقات محترم روحاني و دانشگاهي
با هم
احترام متقابل داشته باشند. جوانان روشنفكر دانشگاهها به
روحانيت و روحانيون احترام بگذارند. خداوند تعالي آنها را
محترم شمرده و اهل بيت وحي
سفارش آنها را به ملت
فرموده اند.
روحانيت قدرت بزرگي است كه با از دست دادن آن خداي
نخواسته پايه هاي اسلام فرو مي ريزد و قدرت جبار دشمن
بي
معارض مي شود... چنانچه روحانيون محترم بايد به طبقه
جوان روشنفكر كه در خدمت اسلام و كشور اسلامي است و به
همين جهت مورد حمله عمال اجانب است
احترام گذاشته
آنها را چون فرزنداني عزيز و برادراني ارجمند بدانند و اين
قدرت بزرگ (را) كه مقدرات ـ خواه ناخواه ـ دردست آنها
خواهد افتاد
از دست ندهند
و از تبليغات سوئي كه بر ضد
آنها در اين چند صد سال شده و آنها را در نظر بعضي طور
ديگر جلوه داده اند تا از تفرقه استفاده هر چه بيشتر ببرند
احتراز كنند. »
صحيفه امام
ج 3
ص 325

*****
منشور آزادانديشي
|

اشاره
حجت الاسلام والمسلمين عليرضا اميني
محقق و مدرس حوزه و دانشگاه
و از جمله امضا كنندگان نامه به رهبر معظم انقلاب درخصوص « جنبش
نرم افزاري » است . وي هم اكنون معاون پژوهشي حوزه علميه قم و معاون امور
اساتيد معارف در دانشگاهها مي باشد. صفحه حوزه و دانشگاه گفت وگوي زير را
در همين زمينه با ايشان انجام داده است .
ث لطفا يك تعريف اجمالي از « جنبش نرم افزاري » كه اخيرا
از سوي رهبر معظم انقلاب اعلام شده است ارائه
بفرمائيد.
همان گونه كه ميدانيد در آن منشوري كه به منشور
« آزادانديشي » يا جنبش نرم افزاري معروف شد بيشتر روي
مقوله اي بنام توليد علم تاكيد شده است و از تحليل محتواي آن
پيام اين جور بدست مي آيد كه رهبر معظم انقلاب به رسالت
مراكز علمي مثل حوزه و دانشگاه را در درجه اول تمدن سازي يا
به تعبير ايشان جامعه پردازي مي دانند يعني فعاليت علمي حوزه
و دانشگاه بايد منتهي به تمدن سازي و جامعه پردازي
شود.
بنابر اين وظيفه اصلي توليد علم است و مفهوم اين عبارت
اين است كه الان در حوزه ها و دانشگاههاي ما توليد علم صورت
نمي گيرد يا اگر توليد علم صورت مي گيرد در راستاي تمدن سازي
و جامعه پردازي نيست .
خود مقوله توليد علم را اگر بخواهيم تعريف كنيم در مقابل
ترويج علم قرار مي گيرد يعني فعاليت علمي ما گاهي فعاليتي است
كه بيشتر معطوف به توسعه و ترويج ايده هاي پرداخته شده
است . و در واقع باز توليد است ولي گاهي پيش از اين كه باز
توليد و يا ترويج باشد رفتن به افقهاي جديد و گشودن باب هاي
تازه است اين را ما مي گوئيم توليد علم .
بنابر اين اگر فعاليت علمي به اينجا منتهي بشود كه فضاهاي
جديدي را باز كند و افق هاي جديدي را فراروي علم و عالمان
بگشايد و مسائل حل نشده اي را پاسخ بدهد
توليد علم است
البته در مرحله بعدي ترويج آن نيز لازم است و نبايد از آن غافل
ماند.
به نظر مي رسد با توجه به نامه رهبر معظم انقلاب خود
توليد علم هم دو جور است يك نوع توليدي است كه نگاهش به
تمدن سازي است و نوع ديگر اين سمت و سو را ندارد.
بنابر اين ممكن است بسياري از فعاليت هاشان توليدي هم
داشته باشد ولي به فضاي تمدن سازي نزديك نشود و در واقع
نتواند در ساخت يك جامعه دخالت جدي داشته باشد.
بنظر بنده هسته اصلي پيام رهبر معظم انقلاب همين است
يعني اولا توليد علم صورت گيرد ثانيا جهت گيري آن به سمت
تمدن سازي باشد; بقيه مطالبي كه در پيام هست يا ساختن
زمينه ها است يا برداشتن موانع .
وقتي پذيرفتيم كه فعاليت علمي ما معطوف به توليد باشد
بايد هنجار و ارزش غالب توليد علم باشد; طلبه يا دانشجو يا
استادي كه فعاليت هاي علمي اش توليد است بايد اعتبار پيدا
كند
بسترهاي فعاليت برايش روان باشد و بيشترين امكانات در
اختيار او قرار گيرد و بيشترين هزينه و نيروي انساني هم در اين
بخش بكار گرفته شود.
ث با اين توصيف حوزه الان در چه مرحله اي قرار دارد و
فاصله اش با آن آرمان چه اندازه است
من فكر مي كنم اول بايد دو نكته گفته شود : اول كه پژوهش
دقت و تعميق از قديم در كليت حوزه وجود داشته است و ما
حوزه را به همين وصف مي شناسيم .
دوم اين كه در سالهاي اخير خصوصا در ده سال گذشته
تلاش هاي خيلي جدي در حوزه صورت گرفته است و بنظر من
حوزه با امكاناتي كه داشته در اين زمينه روسفيد است .
البته اين امر بيشتر مرهون خود محققين و انگيزه هاي خوب
آنها بوده است . با اين وجود بنده از پيام رهبري اين طور استفاده
مي كنم كه حوزه وقتي با آن مطلوب خودش مقايسه مي شود كه
بايد پاسخ گوي نه تنها ايران و نظام اسلامي بلكه پاسخ گوي
دنياي اسلام و كل جهان باشد بايد در ساختارهاي خود بازبيني
كند و اولين گام در اين راه اين است كه بزرگان
مدرسين و
برجستگان حوزه اين ايده را بپذيرند كه بايد توليد علم صورت
بگيرد و تعريف روشني هم از آن داشته باشند.
بازخواني و پاس داشت ميراث گذشته گرچه لازم و واجب
است اما به اين معنا نيست كه فقط بايد در آن حيطه باقي بمانيم .
ما بايد علوم اسلامي را به جايي برسانيم كه مولد باشد. اما در
مرحله اول بايد اين ايده را بپذيريم . به نظر من حوزه گرچه حتي
در مقايسه با دانشگاه خصوصا در ده سال اخير خيلي موفق بوده
است اما در مقايسه با وضعيت مطلوب و شاخص استاندارد و با
توجه به تواني كه دارد خيلي فاصله دارد و ما بايد اين فاصله را
پركنيم و لازمه اش اين است كه در ساختارها
نظام آموزشي و
محيط فرهنگي مان تجديدنظر كنيم . بايستي كارها و برنامه هايمان
را طوري تعريف كنيم كه ميدان براي عرضه و اظهارنظر مطالب
جديد وجود داشته باشد
محققين در يك حاشيه امنيتي كاملا
خوبي قرار بگيرند و احساس كنند كه ميتوانند حرف جديد
بزنند. حوزه بايد بپذيرد كه نسل جديد ممكن است حرفهاي
جديد و فكر جديدي داشته باشد و آنها را پس نزند. البته هميشه
فضاي نقد و بررسي در حوزه بوده ولي بيشتر در چارچوب
مطالبي كه در كتب و سنت آموزشي ما وجود داشته است ; بايد
يك گام جلو بگذاريم و اجازه بدهيم كه ايده هاي جديدي كه
نتيجه گفتگو و تضارب آراي نخبگان است خودش را مطرح كند
و هزينه آن را هم بپذيريم . آزادي بيان به اين معنا يك مطالبه
اسلامي است نه اين كه از سر ضرورت الان مطرح شده باشد. اگر
به خاطر فضاهاي خاصي كه در يك برهه هايي بر مملكت حاكم
شده يك مقدار از اين ارزش فاصله گرفته ايم ; بايد دوباره احيا
بشود.
چقدر خوب بود كه اين اتفاق در حوزه هاي علمي ما مي افتاد
كه حتي مراجع بزرگوار و مدرسين ما ناظر به هم بحث مي كردند
و ما طلبه ها هم آموزش هاي مي ديديم كه حرف همديگر را نقد
كنيم . اين اتفاق بايد بيافتد و در دوره هايي كه اينطور بود
حوزه هاي علمي ما شاهد رشد و اعتلاي جدي بود. البته تاكيد
رهبر معظم انقلاب اين بود كه در عين حال ما بايستي رعايت
ادب و رعايت اخلاق و منطق را بكنيم كه اين هم اگر اغراض
خوب باشد به مرور فراهم مي شود.
بهرحال ما اميدواريم به تعبير رهبر معظم انقلاب آن « نشاط
اجتهادي در حوزه ايجاد بشود و زماني اين نشاط اجتهادي
فراهم مي شود كه طلبه احساس بكند مساله اي را كه مي آموزد
باحوزه درك و احساس نياز او
درگير است وقتي آموزش و
پرورش و پژوهش باحوزه نيازها گره مي خورد
انگيزه او دو
چندان مي شود.
ث باچه راهكارهايي مي توان به اين مطلوب رسيد
بنده معتقدم بادستورالعمل و بخشنامه نمي توان به اين مقصود
رسيد . بايد بنيانهاي نظري و فضاي فرهنگي آن را فراهم كرد .
البته اصل اين انگيزه هميشه در حوزه ها وجود داشته است مهم
اين است كه ما چه نوع فعاليتهايي را توليد علم مي دانيم يعني
بحث در اين مقوله بيشتر كبروي است تا صغروي . صاحبان نفوذ
در حوزه بايد بپذيرند كه درحال حاضر
اگر تلاش هاي شخصي
محققين نباشد
وضعيت نظام آموزشي آنها را با حوزه نيازهاي
جهان اسلام درگير نمي كند. اگر مدرسين ما در اين قضيه توجيه
باشند طبيعتا به بخش هاي پائين تر حوزه هم سرايت مي كند .اما
متاسفانه الان اين مطالبه ها بيشتر در قاعده حوزه و در بخش
فضلا وجود دارد تا مدرسين و مراجع . البته حساسيت آنها نيز
حتما تابع يك قاعده اي است و آنها احساس مي كنند اين نوع
حساسيت ها از اولويت بيشتري برخوردار است ولي بهر حال من
فكر مي كنم كه هم صاحبان نفوذ و هم برنامه ريزان بايد يكبار با
مقوله رسالت حوزه به صورت جدي برخورد كنند.
ث حال سئوال اين است
فضلايي كه اين باور برايشان
ايجاد شده و تقريبا برنامه ريزان حوزه هم الان همين فضلا
هستند آيا دنبال راهكاري هستند كه با بزرگان حوزه ارتباط
برقرار كنند و با آنان به تفاهم برسند
البته من براي اين كار ارتباط رسمي سراغ ندارم ولي طبيعتا
يكي از وظايف شوراي عالي حوزه همين است . شوراي عالي در
تعريف حوزه
نمايندگان مراجع و رهبر معظم انقلاب هستند و
وظيفه دارند بين آنچه كه رهبر معظم انقلاب از حوزه
خواسته اند و در واقع بيان انتظارات معقول نخبگان علمي كشور
است با ذهنيتهايي كه احيانا در صاحبان نفوذ حوزوي است
تلائم برقرار كنند. به نظر من شوراي عالي بايد بجاي پرداختن به
مسائل ريز و احيانا حاشيه اي به مغز ا ين مطالب توجه كند و
خيلي سريع و صريح با مساله درگير شود و با توجه به رسالت
كلان حوزه برنامه ريزي كند و اين مطالب را با مراجع بزرگوار در
ميان بگذارد و آنها هم همه خواهان همين امر هستند.
ث يكي از جاهايي كه انتظار مي رود كامهاي علمي در اين
زمينه بردارد
معاونت پژوهشي حوزه است . در اين
معاونت چه كارهايي صورت گرفته است
پس از صدور آن نامه
معاونت پژوهشي جلساتي تشكيل و
پيشنهاد تشكيل يك دبيرخانه و كميته اي از فضلاي صاحب نظر
را به شوراي عالي ارائه داد . البته تا بحال مكتوب به ما اعلام
نشده ولي بطور شفاهي گفته شده كه اين دبيرخانه راه اندازي
مي شود و بطور فعال ابعاد اين پيام را بررسي كند. راهكارها را
بشناسد و به شوراي عالي پيشنهاد بدهد يعني در واقع نقش ما
اين است كه پيشنهاد بدهيم ولي كلان نگري با خود شوراي عالي
است .
ث بهرحال اگر آن ايده توليد علم در سطوح بالاي حوزه
پذيرفته شود و آن ذهنيت مطلوب ايجاد شود و امور
كارشناسي بايد در بين فضلا و در سطوح پائين تر حوزه
باشد.
بله
ما در صدد هستيم
معاونت پژوهشي را با توجه به اين
نيازها
بازسازي كنيم . يكي از مشكلات ما در حوزه
نيروي
انساني است . بنظر بنده بايد خيلي سريع محققين و مشكلات
آنها را شناسايي كنيم و زمينه استفاده از آنها را بصورت
تشكيلاتي فراهم آوريم و نيازها را به آنان ارجاع بدهيم . علاوه بر
اين ما مراكز خيلي خوبي داريم كه در سالهاي اخير شكل گرفتند
و پتانسيلهاي خوبي نيز در آنها وجود دارد
اينها را هم بايد
سازمان دهي كنيم و نيازهاي نظام را از كانال آنها حل كنيم . ما
بايد نقش ستادي داشته باشيم و تا جايي كه ممكن است
تصدي مان در حوزه پژوهش صفر باشد.
ث با توجه به اين كه در نامه رهبر معظم انقلاب براي به بار
نشستن ثمرات اوليه اين جنبش يك سال وقت معين شده
است
فكر نمي كنيد همين كارهاي ستادي كند پيش
مي رود
البته در همين يكي و دو ماه
مطالعات خوبي انجام شده و
آنچه را كه بنده عرض مي كنم حاصل همين فعاليت ها است .
علاوه بر اين كه فكر مي كنم بعضي از مطالباتي كه در نامه آمده
بود بعنوان مطالبات كوتاه مدت است مثل كرسيهاي بحث و
مباحثه
پاسخ به سئوالات و امور اين چنيني
اينها هم چيزي
نيست كه ما براي آن زمان تعيين كنيم . ما مي توانيم انشاالله در
ابتداي سال تحصيلي جديد
اين برنامه را راه اندازي كنيم البته
براي همين كرسيهاي بحث و گفتگو نه الزامي وجود دارد ونه به
صلاح است كه مركز مديريت ها كار را بعهده بگيرد و توسعه اين
كار مي طلبد كه ما از نهادهاي ديگر و امكانات مراكزي كه تحت
عناوين مختلف فعال هستند و انصافا در يك نقطه اي قوت دارند
و تخصصي عمل مي كنند بخواهيم كه كارها را تصدي كنند. فرض
بفرمائيد اگر انجمني علمي در موضوعي فلسفي يا فقهي شكل
گرفت
خود آنها گفتگوها و هم انديشي ها را برقرار مي كنند از
اساتيد دانشگاه دعوت مي كنند و يا شاگردان مختلف مراجع
بحثهاي اساتيد خودشان را در آنجا به بحث مي گذارند و با اين
كارها شور و نشاط در حوزه ايجاد مي شود.
اگر فعاليت علمي به اينجا منتهي بشود كه فضاهاي
جديدي را باز كند و افق هاي جديدي را فرا روي علم
و عالمان بگشايد و مسائل حل نشده اي را پاسخ
بدهد
توليد علم است
وقتي پذيرفتيم كه فعاليت علمي ما معطوف به
توليد باشد
بايد هنجار و ارزش غالب توليد علم
باشد. طلبه يا دانشجو يا استادي كه فعاليت هاي
علمي اش توليد است بايد اعتبار پيدا كند
بسترهاي
فعاليت برايش روان باشد و بيشترين امكانات در
اختيار او قرار گيرد و بيشترين هزينه و نيروي انساني
هم در اين بخش بكار گرفته شود
زماني نشاط اجتهادي فراهم مي شود كه طلبه
احساس بكند مساله اي را كه مي آموزد با حوزه درك
و احساس نياز او درگير است وقتي آموزش و پژوهش
با حوزه نيازها گره مي خورد
انگيزه او دوچندان
مي شود.

| | |