روزنامه جمهوري اسلامي 23/02/1382 صفحه عقيدتي
*****
پيروزي نهضت تنباكو الگويي براي پيروزي بر استكبار




  • نهضت تنباكو كه بيش از يك قرن و يك دهه از زمان آن مي گذرد سرآمد و سلسله جنبان همه نهضتها در تاريخ معاصر ايران است . مهمترين عاملي كه سبب اين نهضت شد تهاجم ابرقدرت آن زمان (انگليس ) به ايران تحت عنوان خريد و فروش انحصاري توتون و تنباكو بود. در آن روزگار تسخير ممالك شرقي و اسلامي به وسيله و تحت پوشش شركتهاي انگليسي يك الگوي موفقي بود كه استعمارگران انگليس در پيش گرفته بودند. به عنوان مثال استعمارگران انگليس به وسيله شركت هند شرقي سرزمين بسيار بزرگ و آبادي مثل شبه قاره هند را اشغال كردند و حدود دو قرن در آنجا به چپاول و غارتگري مشغول شدند.
    در سالهاي ابتدايي قرن چهاردهم هجري استعمارگران انگليس در چندمين بار تصميم گرفتند الگوي هند را در ايران نيز پياده كنند و تحت پوشش تحصيل امتياز خريد و فروش انحصاري توتون و تنباكو و داير كردن شركت رژي در ايران به تدريج اين سرزمين را نيز به سرنوشت هندوستان گرفتار نمايند. البته آنها در راه رسيدن به اهداف استعماري به غير از روحانيت و مردمي كه گوش به فرمان مراجع و روحانيان بودند هيچ مانعي احساس نمي كردند; زيرا فرمانروايان بي كفايت قاجار و افراد پرمدعايي كه خودشان را صاحب فكر و نوگرا و نوانديش و مترقي و.... مي دانستند نه تنها عكس العملي در زمينه اشغال و استعمارپذيري كشور نشان نمي دادند بلكه استعمارگران را به شيوه هاي مختلف ياري مي كردند تا آنها راحت تر بتوانند كشور را اشغال و غارت و مردم را اسير نمايند. بنابراين اگر در آن زمان روحانيان و مردمي كه از آنها تبعيت مي كردند به پا نمي خاستند و جنبشي به راه نمي انداختند قطعا ايران دومين سرزمين بزرگ و پرغنيمتي مي شد كه بعد از هندوستان تحت اشغال و استعمار انگليس قرار مي گرفت .
    يكي از مهمترين عواملي كه دندان طمع استعمارگران انگليس را نسبت به ايران تيز كرد ارزيابي غلط آنها از روحيه مردم و عدم شناخت نسبت به نيروهاي تاثيرگذار و اقشار مختلف جامعه بود. انگليسي ها براساس رابطه اي كه با تعداد اندكي از افراد سياسي و حكومتي و همچنين عناصر غرب زده و به اصطلاح آن روز فرنگي مآبها داشتند گمان مي كردند راه تسلط بر ايران كاملا هموار است و اگر شركتي تاسيس كنند و عده اي را تحت پوشش آن شركت به داخل جامعه ايران نفوذ دهند به سرعت مي توانند هندوستان ديگري به وجود بياورند. استعمارگران انگليس شناختي را كه از روحيه فرمانروايان و فرنگي مآبان آن روزگار ايران داشتند به همه مردم ايران سرايت دادند و همه را سست و بي غيرت تصور كردند. حكيم هيدجي در رساله مشهور دخانيه درباره برخي عوامل داخلي طمع ورزي استعمارگران انگليس نسبت به ايران مي نويسد : چون آميزش وزرا با روساي دول خارجه و تودد امرا با سفراي ايشان و تردد سلطان به ممالك روس و فرنگستان سبب آن شد كه پاي اهالي ملل باطله به مملكت ايران باز و دست كفر بر اسلام دراز شود از آن جا كه ايران را مكاني مرغوب و چراگاهي خوب و نزهتگاهي بسيار نغز و پادشاهش را هوسناك و سبك مغز و مردمانش را سست عزم و بوالهوس و هواپرست يافتند مجال مغتنم شمرده از هر سو به اين ولايت شنافتند; آغاز آميزش با وكلاي دولت و جهلاي سلطنت نموده و طرح دوستي كه از لطائف مكايه دشمني است با سفهاي ملك انداختند. عمال اعمال را كه خوي اطفال دارند به نگارسازي و نيرنگ بازي سرگرم ساخته مركب مقصود را پي گوي مراد در ميدان مرام تاختند همه جاي را كماهي پي برده و همگنان را كما هم شناختند در اندك زماني در ايران ارباب مكاسب و در ديوان اصحاب مناصب شدند. به يكي داروغگي دارالخلافه مفوص و ديگري به معلمي دارالخلافه معزر گرديد. بعضي مشتاق سپاهيان برخي سبحان گناهيان پاره اي متصدي گمرك وكان شدند. بدكيشي مباشر دريا و بيشه خبيثي رئيس جمعي از صاحبان پيشه آن يك سلطان قورخانه و ديگري سگ سرهنگ توپخانه يكي به طبابت حضور اختصاص يافت يكي جهت تنباكو و توتون امتياز گرفت ..... (رساله دخانيه به اهتمام علي اكبر ولايتي مركز چاپ و نشر وزارت امور خارجه ص 115 )
    بعد از آن كه ماژور تالبوت انگليسي امتياز انحصاري خريد و فروش توتون و تنباكو در ايران را از ناصرالدين شاه گرفت و شركت رژي را در ايران مستقر كرد فورا هزاران زن و مرد انگليسي را در شهرهاي مختلف به كار گرفت و عوامل داخلي استعمارگران را نيز سازماندهي كرد تا هر چه سريع تر به اهداف استعمارگران جامه عمل بپوشاند.
    گرچه خريد و فروش انحصاري توتون و تنباكو و به دست گرفتن اهرمهاي اقتصادي كشور يكي از اهداف مهم شركت رژي و استعمارگران انگليس بود ولي آنها به مسائل و جنبه هاي سياسي فرهنگي اجتماعي و نظامي نيز به اندازه مسائل اقتصادي اهميت مي دادند. جذب طيف گسترده تري از فرمانروايان و افراد موثر و شناخته شده و اتصال آنها به پيكره استعمار و عامل قرار دادن اين افراد تبليغ فرهنگ و نمادهاي فرهنگ استعماري و بي هويت كردن مردم تشكيل يك نيروي زبده نظامي براي ايجاد فشار و ترس در مواقع لازم و.... از كارهايي بود كه شركت رژي دقيقا مثل شركت هند شرقي فورا به آنها پرداخت .
    دست اندركاران شركت رژي از يك سو تحت عنوان حفاظت از شركت و ساختمانها و افراد آن اسلحه وارد كردند و نيروي مسلح تشكيل دادند و از سوي ديگر با تطميع و رشوه و نيرنگهاي ديگر بسياري از اهل سياست را به سكوت وادار كردند و يا اين كه آنها را با خود همراه نمودند. علاوه بر اين در ميان جامعه نيز به شدت مشغول رواج فرهنگ غرب و تبليغ موذيانه و شيطنت آميز عليه فرهنگ اسلام شدند تا مردم را از ديانت و فرهنگ اسلام دورو به فرهنگ غربي و مسيحي نزديك نمايند. رواج دادن فساد و بي بند و باري از ديگر وجوه فعاليت شيطنت آميز و دشمنانه هزاران زن و مرد انگليسي در تهران و ساير شهرستانها بود. حكيم حاج ملامحمدعلي هيدجي به گوشه اي از اين ماجرا اشاره كرده مي نويسد : چندي نگذشت كه كوچه و بازار پر از سكنه و كسبه كفار شد. باغها خريدند عمارتها ساختند در گذرگاه ها اتاق هايي براي بانك بنا نمودند و در كوچه و بازار دكان لاتاري و قماربازي و در محله ها كنيسه و كليسا و ميخانه برپا كردند. روز به روز بنياد نو و رسم تازه نهادند; بيع و شرا خمر و خنزير و اقسام قمار در بلاد اسلام شايع كردند در نتيجه پرده حياي بسياري از افراد دريده شد و اشرار و كفار در سراسر ايران جلوه پيدا كرد. مسلمانان تهيدست شدند و كار و كاسبي را از دست دادند و.... (رساله دخانيه ص 116 ) .
    خلاصه اين كه انگليسي ها به شدت دست به كار شدند تا همان بلايي كه بر سر اندلس و هند آمد بر سر ايران و ايرانيان نيز بياورند و از زن و شراب گرفته تا سلاح نظامي و نيرنگهاي مختلف به كار بندند تا به اهداف خود دست يابند. اين در حالي بود كه فرمانروايان و اهل سياست ايران نه تنها خواب بودند بلكه بسياري از روي ناداني و عده اي نيز به دليل ماهيت مزدوري كه داشتند به اهداف استعمارگران كمك مي كردند. چون اوضاع چنين شد مراجع و روحانيان بزرگ با پيغام فرستادن و نامه نوشتن به ناصرالدين شاه درباره عواقب بسيار خطرناك امتياز انحصاري توتون و تنباكو هشدار دادند. در آن زمان آيت الله ميرزاي شيرازي نيز كه مرجع زمان بود و در صدر روحانيت و حوزه هاي علميه قرار داشت به ناصرالدين شاه نامه اي فرستاد و در بخشي از اين نامه چنين نوشت : نظر به تواحل اخبار به وقوع وقايعي چند تواني از عرض مفاسد آنها خلاف رعايت حقوق دين و دولت است عرضه مي دارد كه اجازه مداخله اتباع خارجه در امور داخله مملكت و مخالطه و تودد آنها با مسلمين و اجراي عمل بانك و تنباكو و راه آهن و غيره ها از جهاتي چند منافي صريح قرآن مجيد و نواميس الهيه و موهن استقلال دولت و مخل نظام مملكت و موجب پريشاني رعيت است ....
    ناصرالدين شاه قاجار به دليل جهالت غرور و سرمستي اعتنايي به نصايح آيت الله ميرزاي شيرازي نكرد بنابراين رهبر نهضت پيروز تنباكو در جمادي الاول 1309 بار ديگر نامه اي به شاه قاجار فرستاد و در بخشي از آن نامه چنين نوشت : سابقا دعاگو عريضه اي تلگرافا در باب مفاسد مداخله خارجه در داخله مملكت ايران به حضور مبارك عرض نموده بود جوابي از جانب اولياي دولت قوي شوكت نقل نمود كه كاشف بود از آن كه به مفاسد اجراي اين امور حق التفات نفرموده اند و چون اغماض از اين منافي رعايت حقوق اسلام بود لهذا ثانيا به عرض حضور مبارك مي رساند كه انفاذ اين امور به مراتب اعظم از مفاسد صرفنظر از آنها است ; كدام مفسده با اختلال قوانين ملت و عدم استقلال سلطنت و تفرق كلمه و رعيت و ياس آنها از مراحم ملوكانه برابري مي كند چگونه مي شود كه در قرون متطاوله اولياي دين مبين و سلاطين مسلمين شكرالله تعالي مساعيهم اتلاف نفوس و بذل اموال فطيره در اعلاي كلمه اسلام فرمودند. به اندك فائده با ترقب ترتب مفسده از تمام اغماض نموده و كفر را بر وجوه معاش و تجارت آنها مسلط كرده تا بالاضطرار با آنها مخالطه و موادعه كنند و به خوف يا رغبت ذلت نوكري آنها را اختيار نمايند و كم كم بيشتر منكرات شايع و متظاهر شود و رفته رفته عقايد ايشان را فاسد و شريعت اسلام را مختل النظام كنند و خلق ايران به كفر قديم خود برگرداند...



    شاه قاجار به اين نامه نيز توجهي نكرد و با خيره سري و سرمستي گمان كرد مي تواند در برابر مرجعي كه ملت به فرمانش بودند بايستد. در پي بي اعتنايي ناصرالدين شاه به نامه هاي ميرزاي شيرازي سرانجام آن مرجع بزرگ با يك فتواي يك سطري انقلاب بزرگي در ايران ايجاد كرد و استعمار و استبداد را در مخمصه و بحراني بزرگ قرار داد. آيت الله ميرزاي شيرازي در فتواي كوتاه خود نوشت : « اليوم استعمال توتون و تنباكو باي نحو كان در حكم محاربه با امام زمان صلوات الله عليه است . »
    بعد از صدور اين فتوا شورانگيزترين و اولين مقاومت و مبارزه منفي در تاريخ معاصر ملل شرق آغاز شد و در كوتاه ترين مدت نه تنها شاه مستبد قاجار را به تسليم واداشت بلكه بزرگ ترين قدرت استكباري و استعماري آن روز جهان را به عقب نشيني واداشت .
    شاه قاجار و استعمارگران انگليس بعد از آن كه از توطئه ها و تلاشهاي خود در بي اثر كردن فتواي ميرزاي شيرازي بهره اي نبردند سرانجام تسليم نامه خود را طي اعلانيه به آگاهي مردم و روحانيان رساندند. به همين دليل روز پنجم جمادي الثاني 1309 شركت رژي اعلانيه زير را در تهران منتشر كرد : چون دولت اعليحضرت شاهنشاهي خلد الله ملكه و سلطانه منوپل و انحصار دخانيات را كليتا از داخله و خارجه موقوف فرمودند و به من رسما نوشتند لهذا به عموم تجاري كه به اداره رژي تنباكو فروخته اند اعلان مي نمايم هر كس بخواهد تنباكو و توتون خود را پس بگيرد به اداره دخانيات رفته و هر قيمتي را كه براي آن دريافت نموده رد كند و جنس خود را تحويل بگيرد. پنجم جمادي الثاني 1309 ـ آرنستين رئيس كل اداره دخانيات .
    در پي صدور اين اعلانيه حكومت قاجاريه نيز متني شبيه اعلانيه مذكور صادر كرد و بدين ترتيب نهضت تنباكو به پيروزي كامل رسيد. درس ارزنده و مهمي كه از پيروزي نهضت مشروطه در اين زمان مي توان گرفت اين است كه اگر ملل اسلامي به دين و رهبري ديني روي بياورند و به فرامين و دستورات دين و رهبران ديني گوش فرادهند حتي در بدترين وضعيت و سخت ترين شرايط يعني اگر كشورشان هم به وسيله قدرتهاي استكباري و عوامل داخلي آنها اشغال شده باشد به راحتي مي توانند استكبار و استعمار و حاكمان بي كفايت داخلي را وادار به تسليم نمايند و عزت مثال زدني به دست آورند.
    علي وزوايي
    اگر در آن زمان روحانيان و مردم مسلمان ايران به پانمي خاستند و جنبشي به راه نمي انداختند قطعا ايران دومين سرزمين بزرگ و پرغنيمتي مي شد كه بعد از هندوستان تحت اشغال و استعمار انگليس قرار مي گرفت .
    يكي از مهمترين عواملي كه دندان طمع استعمارگران انگليس را نسبت به ايران تيز كرد ارزيابي غلط آنها از روحيه مردم و عدم شناخت نسبت به نيروهاي تاثيرگذار و اقشار مختلف جامعه بود.
    حكيم ملامحمد علي هيدجي : چندي نگذشت كه كوچه و بازار پر از سكنه و كسبه كفار شد. باغها خريدند عمارتها ساختند در گذرگاهها اتاقهايي براي بانك بنا نمودند و در كوچه و بازار دكان لاتاري و قماربازي و در محله ها كنيسه و كليسا و ميخانه برپا كردند. روز به روز بنياد تازه و رسم نو نهادند بيع و شرا خمر و خنزير و اقسام قمار در بلاد اسلام شايع كردند. در نتيجه پرده حياي بسياري از افراد دريده شد و اشرار و كفار در سراسر ايران جلوه پيدا كرد. مسلمانان تهيدست شدند و كار و كاسبي از دست دادند.
    ميرزاي شيرازي : كدام مفسده با اختلال قوانين ملت و عدم استقلال و تفرق كلمه و تفرقه مردم برابري مي كند.... اجازه مداخله اتباع خارجه در امور داخله منافي صريح قرآن مجيد و نواميس الهيه و موهن استقلال و مخل نظام است .