
قسمت دوم
محمدرضا عرفانيان
خبرگزاري جمهوري اسلامي
عراق
شكست يا تباني
نيروهاي آمريكايي 20 فروردين بدون برخورد با مقاومت
جدي وارد بغداد شدند
وضعيتي كه براي هيچيك از
كارشناسان نظامي به راحتي قابل قبول نبود.
پس از اين حادثه در بسياري از محافل نظامي
سياسي و
خبري اين سوال مطرح شد در حالي كه « ملا عمر » در افغانستان
9 هفته و ميلوشويچ در يوگسلاوي 11 هفته توانستند در برابر
حملات بي وقفه نيروهاي ناتو مقاومت كنند
چرا بغداد در
پايان سومين هفته از آغاز جنگ بدون هيچ مقاومت جدي به
تصرف يك لشكر از نيروهاي آمريكايي درآمد.
پيش از آن تمامي كارشناسان نظامي تاكيد داشتند كه
ارتش عراق با برخورداري از تجهيزات كامل زرهي
نيروي
هوايي
توپخانه سنگين
نظاميان باتجربه و وسعت خاك
فراوان مي تواند مقاومت جدي در برابر نيروهاي آمريكايي و
انگليسي از خود نشان دهد.
ـ شش لشكرهاي گارد رياست جمهوري كه از آنان به
عنوان نيروهاي وفادار به صدام ياد مي شد چه شدند
از هفت لشكر منظم ارتش عراق كه تعداد نيروهاي آنها به
350 هزار مي رسيد هيچ خبري نشد .
ـ لشكرهايي كه قرار بود از بغداد دفاع كنند كجا رفتند
تانكها و نيروهاي زرهي كه قرار بود از بغداد دفاع كند چه
شدند
فقط دو سپاه گارد رياست جمهوري كه وظيفه دفاع از
بغداد را برعهده داشتند به 200 دستگاه تانك تي 72 مجهز
بودند. اين تانكها در كدام مخفيگاه آرميدند.
ـ نيروهاي منظم عراق تقريبا هيچ مقاومتي در برابر
نيروهاي آمريكايي و انگليسي ازخود نشان ندادند.
ـ گفته مي شد ارتش عراق به 2600 دستگاه تانك
3400
دستگاه خودرو زرهي و 850 سكوي پرتاب موشك ضد هوايي
مجهز بود.
اين تجهيزات كجا هستند ـ چرا هيچيك از هواپيماهاي
عراق از آشيانه هاي خود خارج نشدند ناظران سياسي
معتقدند بي پاسخ ماندن تمامي اين پرسشها حكايت از آن دارد
كه رهبران عراق و بويژه صدام حتي پيش از آغاز جنگ با
آمريكايي ها به توافق رسيده اند.
به نظر مي رسد هنگامي كه « دونالد رامسفلد » وزير دفاع
آمريكا مي گفت جنگ در مسير اصلي خود و با برنامه هاي از
پيش تعيين شده جلو مي رود راستگوتر از هر زمان ديگري بود.
بغداد در شرايطي تسليم يك لشكر از نيروهاي آمريكايي
شد كه هيچ چاه نفتي آتش نگرفت . هيچ سلاح كشتار جمعي
شليك نشد. هيچ هواپيماي عراقي به پرواز درنيامد. ناظران با
توجه به اين رخدادها معتقدند تباني بغداد و واشنگتن براي
اجراي يك نبرد نمايشي فراتر از آن است كه تصور مي شود.
چنانچه رويدادهاي جهان براساس نتايج آن مورد بررسي
قرار گيرد در آن صورت مي توان مدعي شد كه خدمات صدام
به هيات حاكمه آمريكا كمتر از جورج بوش نبوده است .
صدام طي سه دهه حضور در صحنه سياسي عراق سه
جنگ بزرگ به راه انداخت كه با چراغ سبز مقامات كاخ سفيد
انجام شد و نتايج سياسي
اقتصادي و نظامي آن نيز به سود
آمريكايي ها بود.
واشنگتن در ابتداي قرن بيست و يكم به حريفي پوشالي
نياز داشت تا با درهم كوبيدن آن در نبردي نمايشي برتري
سياسي
نظامي و اقتصادي خود را به نمايش بگذارد كه اين
ابتكار عمل با تباني و همكاري رژيم صدام انجام شد.
اين در حالي است كه مقامات واشنگتن در پي چنين
نمايشي در تلاش براي تحكيم پايه هاي حضور خود در منطقه
و تسلط بر چاههاي نفت عراق برآمدند.
آمريكا و شكست اخلاقي
بسياري از نظريه پردازان نظامي جهان معتقدند هيچ
جناحي در جنگ پيروز قلمداد نمي شود مگر اينكه به چهار
هدف و يا محور اصلي دست يابد.
پيروزي اخلاقي
قبول افكار عمومي
پيروزي سياسي و
بالاخره پيروزي نظامي چهار محور اصلي در جنگ هستند كه
هريك از طرفين به آنها دست يابند برنده جنگ محسوب
مي شوند.
براساس اين نظريه آمريكا قبل از حمله به عراق در اين
جنگ بازنده بود زيرا موفق نشد پيروزي در دو محوراخلاقي و
افكار عمومي را بدست آورد و از پس تصرف عراق نيز
نتوانست حتي در محور سياسي به موفقيتي دست يابد.
فروريختن نزديك به 20 هزار بمب و موشك بر سر مردم
عراق و تعيين ژنرالي به عنوان حاكم دست نشانده مطابق
روشهاي قرون وسطي
كشتار مردم بي گناه
تخريب
سرمايه هاي ملي و زيرساختهاي اقتصادي عراق مجال
خوشبيني براي افكار عمومي جهان باقي نگذارده است .
از نقطه نظر جهانيان
امروز با توجه به وضعيت نابسامان
عراق و زياده طلبي هاي مقامات واشنگتن ديگر هر توجيه و
توضيحي از سوي مقامات كاخ سفيد براي ادامه حضور
نيروهاي آمريكايي در عراق دروغي بيش نيست .
مضحك ترين اين توجيه ها تعهد آمريكا براي استقرار
دمكراسي در عراق است .
كشتار مردم براي به اصطلاح نجات آنها از استبداد يكي از
شيوه هاي قديمي سياست خارجي آمريكا محسوب مي شود.
هيچ كس ترديد ندارد كه صدام ديكتاتوري بي رحم بود
ولي همين فرد شرور طي دهه هاي گذشته بارها از سوي آمريكا
وانگليس مورد حمايت قرار گرفت .
شكي نيست كه سقوط صدام به نفع مردم عراق خواهد
بود اما حقيقت بزرگتر آن است كه هيات حاكمه آمريكا نيز براي
موارد متعدد نقض صريح قوانين بين المللي از سوي اين كشور
چه توضيحي دارد اين سوال براي انديشمندان آزاد جهان
همچنان مطرح است كه چنانچه تمامي كشورهاي قدرتمند با
توسل به تئوري « جنگ بازدارنده » به حل مشكلات خود
بپردارند و بااين روش در جهت حفظ و تامين منافع خود
حركت كنند در آن صورت چه برسرجهان خواهد آمد
از ديدگاه نظريه پردازان هيات حاكمه آمريكا آيا « جنگ
بازدارنده » همان قانون جنگل نيست
مقامات واشنگتن با توسل به زور و قانون جنگل قصد
دارند چگونه نظم و امنيتي در جهان برقرار كنند
افكار عمومي جهان حق دارد كه سوال كند آمريكا با استناد
به قطعنامه هاي كدام سازمان ملل عراق را ناقض قوانين
بين المللي مي دانست .
مقامات واشنگتن بارها خود قوانين بين المللي و
قطعنامه هاي سازمان ملل را نقض كرده اند پس چگونه است كه
انتظار دارند ساير كشورها به اين مصوبات احترام بگذارند
1 ـ آمريكا به رغم تاكيد بر قوانين بين المللي در سال
1995 ميلادي حاضر به امضاي توافقنامه منع يا نظارت بر
سلاحهاي شيميايي در جهان نشد.
2 ـ سناي آمريكا درسال 1999 ميلادي هرگونه امضاي
پيمان محدود كردن سلاحهاي هسته اي را منتفي اعلام كرد.
3 ـ آمريكا دادگاه كيفري بين المللي را به رسميت نشناخت
و هنگامي كه تلاشهايش براي ممانعت از به رسميت شناخته
شدن چنين دادگاهي بي نتيجه ماند در 13 ژوئيه 2002
ميلادي تهديد كرد كه از تمامي عمليات حافظ صلح سازمان
ملل كناره گيري خواهد كرد مگر اينكه سربازان اين كشور در
برابر دادگاه كيفري بين المللي مصونيت داشته باشند.
4 ـ دادگاه محاكمه جنايتكاران جنگي مادامي كه دايره
فعاليت محدودي داشته باشد و آمريكا نيز بتواند برآن اعمال
نفوذ كند مورد قبول واشنگتن است زيرا در آنجا مي توان تمامي
مخالفان كاخ سفيد را محاكمه كرد ولي چنانچه اين دادگاه با
اختياراتي بيشتر و دايره فعاليت مستقل تشكيل شود در آن
صورت مخالف منافع آمريكا ارزيابي مي شود و نبايد تشكيل
گردد.
5 ـ آمريكا به رغم اينكه بزرگترين كشور توليدكننده
گازهاي گلخانه اي شناخته شده حاضر به امضا توافقنامه كيوتو
به منظور حفظ محيط زيست و كاهش گازهاي آلاينده نشد.
6 ـ آمريكا در ماه مه 2002 ميلادي با نقض قوانين
سازمان تجارت جهاني تصميم گرفت تعرفه هاي گمركي را
افزايش دهد.
7 ـ واشنگتن در سال 1989 كنوانسيون حقوق كودكان را
امضا نكرد.
8 ـ آمريكا در سال 1979 كنوانسيون حذف تمامي اشكال
تبعيض عليه زنان را امضا نكرد.
9 ـ هنوز قانون ممنوعيت اعدام افراد زير 18 سال در
آمريكا اجرا نمي شود.
10 ـ واشنگتن بدون هيچ دغدغه اي و براي حفظ منافع
خود از صدام در دهه 1980 ميلادي و نيز ديكتاتورهايي نظير
« سوهارتو » در اندونزي
« ماركوس » در فيليپين
« سوموزا » در
نيكاراگوئه
« باتيستا » در كوبا
« پينوشه » در شيلي
« موبوتو » در
گونگو و شاه ايران حمايت مي كرد.
سپتامبر گذشته بسياري از خبرگزاريها و رسانهاي جهان
گزارش كردند كه جورج بوش با تشريفات كامل از « تئودور
اوبيانگ » ديكتاتور گينه استوايي در كاخ سفيد استقبال كرد.
ـ آمريكا در سال 1983 در گرانادا
در سال 1979 در
نيكاراگوئه
در سال 1989 در پاناما
در سال 1992 در
سومالي
در سال 1992 در كويت و عراق
در سال 1999 در
يوگسلاوي و پس از آن در افغانستان و سودان به مداخله نظامي
پرداخت كه برخي از آنها بدون مجوز سازمان ملل انجام
شد.
آمريكا و افكار عمومي جهان
آمريكا با حمله به عراق از نقطه نظر رسانه اي و افكار
عمومي جهان نيز متحمل شكست بزرگي شد.
دهها ميليون تن از شهروندان جهان با راهپيمايي در 600
شهر بزرگ و كوچك دنيا در 25 و 26 بهمن 1381 كه در تاريخ
جهان بي سابقه بود خشم و نفرت خود را از اقدامات نظامي
آمريكا اعلام كردند.
افكار عمومي جهان بخوبي از مقاصد آمريكا براي حمله
به عراق اطلاع داشت و اين بيانگر آن است كه دستگاه تبليغاتي
واشنگتن در فريب افكار عمومي موفقيتي نداشت .
« كوئيلو » نويسنده نامدار جهان گفت : اگر بوش به نظر
جهانيان اهميت نمي دهد بداند كه تاريخ هرگز اين روزها و
وقايع آن را فراموش نخواهد كرد.
« گونترگراس » نويسنده آلماني نيز گفت : اين چه
دمكراسي است كه نخست وزير اسپانيا مي تواند براساس آن
خواست و نظر 90 درصد از شهروندان اين كشور راناديده
بگيرد
براساس نظر سنجي هاي بعمل آمده 90 درصد مردم
اسپانيا با حمله به عراق مخالف بودند در حالي كه « خوزه ماريا
آسنار » نخست وزير اين كشور به عنوان يكي از همپيمانان
آمريكا وارد جنگ با عراق شد.
ـ نلسون ماندلا نيز در نكوهش اتحاد واشنگتن ولندن
براي حمله به عراق گفت : توني بلر نخست وزير انگليس نيست
بلكه وزير امور خارجه آمريكا است .
تمامي اين موضعگيريها در كنار موج مخالفت افكار
عمومي جهان و بسياري از هنرمندان و صاحبان فكر و انديشه
بااقدامات نظامي آمريكا نشان داد كه مقامات واشنگتن در
جلب نظر جهانيان براي اجراي سياستهاي خود كاملا شكست
خورده اند.
مقامات كاخ سفيد در اقدام اخير خود در حمله به عراق از
حملات تند برخي رسانه هاي داخلي آمريكا نيز در امان
نماندند.
نيويورك تايمز در مقاله اي نوشت : حتي در صورت اثبات
عدم همكاري عراق براي خلع سلاح بازهم حمله به اين كشور
مشروعيت ندارد زيرا سازمان ملل اعلام كرد خلع سلاح عراق
از راههاي مسالمت آميز و بدون توسل به نيروي نظامي وجود
دارد.
اين نشريه در مقاله ديگري نوشت : در حمله به عراق اولين
قرباني
سازمان ملل بود. اين سناريو يادآور جنگ ويتنام است
كه در آن زمان نيز رسانه هاي مختلف جهان بارها گفتند و
نوشتند كه مقامات واشنگتن با حمله به ويتنام در واقع كشوري
را به خاطر نجات مردم آن نابود كردند.
تمامي اين موضعگيريها بوضوح بيانگر آن است كه كاخ
سفيد در اقدامات اخير خود كمترين موفقيتي در جلب افكار
عمومي و نظرآزاد انديشان نداشت .
حمله به عراق
شكست سياسي آمريكا
طراحان نظامي پنتاگون با برنامه ريزي براي حمله به عراق
شكست سياسي بزرگي را براي آمريكا رقم زدند كه در تاريخ
اين كشور بي سابقه است .
مخالفت كشورهاي فرانسه
آلمان
روسيه و بسياري ديگر
با حمله نظامي آمريكا به عراق تا آنجا پيش رفت كه مقامات
واشنگتن به رغم تلاشهاي فراوان موفق نشدند 9 راي شوراي
امنيت را براي تصويب قطعنامه اي عليه عراق بدست آورند.
براساس ماده 27 منشور سازمان ملل
تصويب هر
قطعنامه اي در شوراي امنيت حداقل با راي مثبت 9 تن از
اعضاي اين شورا ممكن است .
مشروط براينكه هيچيك از پنج عضو دايم شوراي امنيت
با چنين مصوبه اي مخالفت نكنند.
اين شرط آخر همان قانون استثنايي است كه از آن به
عنوان حق « وتو » ياد مي شود.
دستگاه سياست خارجي آمريكا پيش از تهاجم نظامي به
عراق به رغم تلاشهاي پيگير موفق نشد 9 راي لازم در شوراي
امنيت را به منظور تصويب قطعنامه اي براي حمله به عراق
بدست آورد.
گرچه فرانسه كه در اردوگاه مخالفان حمله نظامي به عراق
قرار داشت بارها تاكيد كرده بود در صورت تصويب چنين
قطعنامه اي آن را « وتو » خواهد كرد ولي دستگاه سياست
خارجي آمريكا تلاش مي كرد به منظور مشروعيت بخشيدن به
تهاجم نظامي خود مصوبه شوراي امنيت را به رغم امكان
وتوي آن بدست آورد.
وعده هاي اعطاي كمكهاي اقتصادي واشنگتن به اعضاي
غيردايم شوراي امنيت نظير آنگولا
كامرون
گينه
پاكستان
شيلي ومكزيك نيز موجب نشد كه آمريكا به 9 راي لازم خود
دست يابد.
واشنگتن در آخرين لحظات و پس از اطمينان از اينكه
امكان تصويب قطعنامه اي عليه عراق در شوراي امنيت سازمان
ملل وجود ندارد و دستگاه سياست خارجي اين كشور به رغم
تلاشهاي يك سال گذشته فقط آراي هشت عضو شوراي امنيت
را پشت سر خود دارد از تصويب قطعنامه در اين شورا صرفنظر
كرد و ماشين جنگي خود را بدون مجوز سازمان ملل و حتي
بدون تاييد و همكاري ناتو بسوي عراق به حركت درآورد.
ناكامي آمريكا در جلب نظر اكثريت اعضاي شوراي امنيت
سازمان ملل براي تهاجم نظامي به عراق از يك سو و اختلاف
و جناح بندي در ناتو در قبال اقدامات نظامي آمريكا از سوي
ديگر موجب شد دستگاه سياست خارجي آمريكا با شكست
عظيمي مواجه شود كه در تاريخ سياسي اين كشور بي سابقه
است .
فرانسه براي اولين بار در نيم قرن گذشته در مخالفت
جدي با آمريكااعلام كرد كه در صورت تصويب قطعنامه اي
براي حمله به عراق آن را « وتو » خواهد كرد.
« ژاك شيراك » رييس جمهوري فرانسه تاكيد كرد پاريس با
استقرار نيروهاي نظامي آمريكا در اطراف عراق به منظور وادار
كردن اين كشور براي همكاري با سازمان ملل موافق است .
شيراك در اقدامي كاملا بي سابقه همچنين اعلام كرد
پاريس در صورت لزوم آماده است تا حريم هوايي خود را در
اختيار آمريكا قرار دهد ولي هرگز با حمله نظامي به عراق قبل
از اتمام كار بازرسان سازمان ملل و بويژه با حمله يكجانبه
آمريكا موافقت نخواهد كرد.
از زمان تاسيس سازمان ملل متحد و از سال 1946
ميلادي پنج عضو دايم شوراي امنيت 252 بار از حق « وتو » و يا
حق لغو مصوبات شوراي امنيت سازمان ملل استفاده كرده اند.
اتحاد جماهير شوروي در زمان حيات سياسي خود 121
بار
آمريكا 76 بار
انگليس 32 بار
فرانسه 18 بار و چين 5 بار
از حق وتو استفاده كرده اند.
فرانسه در طول حيات سازمان ملل متحد فقط يك بار و
در سال 1956 ميلادي با آمريكا در خصوص تصويب
قطعنامه اي در شوراي امنيت سازمان ملل به مخالفت پرداخت .
درآن سال آمريكا در تلاش براي تصويب قطعنامه اي در
سازمان ملل بود كه استقرار نيروهاي فرانسوي را در كانال سوئز
محكوم مي كرد كه با مخالفت پاريس مواجه شد.
تاريخ حيات سياسي سازمان ملل بيانگر آن است كه
فرانسه و آلمان هيچگاه اينچنين در برابر آمريكا سرسختانه
موضعگيري نكرده اند.
مخالفت سرسختانه فرانسه در كنار آلمان و روسيه با طرح
واشنگتن براي حمله نظامي به عراق شكست سياسي بزرگي
براي آمريكا بود كه پيامدهاي متعددي براي اين كشور در
سازمان ملل و حتي ناتو به دنبال داشت .
اين مخالفت تا آنجا پيش رفت كه آمريكا را در سازمان
ملل و حتي ناتو به انزوا كشانيد.
ناتو كه براي سالهاي متمادي ابزار دست آمريكا محسوب
مي شد به علت مخالفت جدي فرانسه و آلمان حاضر نشد
دركنار آمريكا وارد عراق شود.
برخي از مقامات واشنگتن پس از تصرف عراق اعلام
كردند فرانسه بايد به خاطر تلاشهايش در مخالفت با آمريكا
مجازات شود و اين بخوبي بيانگر آن است كه فرانسه در كنار
آلمان و روسيه موجب انزواي آمريكا در سازمان ملل و ناتو
شده است كه اين وضعيت شكست سياسي سخت و
بي سابقه اي براي آمريكا محسوب مي شود.
ژاك شيراك در توضيح اين مخالفت سرسختانه فرانسه با
آمريكا در قبال بحران عراق تاكيد كرد : پاريس به ديدگاههاي
چند قطبي سياسي خود در جهان پايبند است و اعتقاد دارد كه
بحرانها و مشكلات دنيا بايد با رعايت حقوق بين الملل حل و
فصل شود و هيچ اقدام يكجانبه اي در حل بحرانها قابل قبول
نيست .
ناظران معتقدند موضعگيري كشورهاي مختلف جهان در
برابر آمريكا از يك سو و ناتواني نهادهاي بين المللي براي
جلوگيري از تك روي هاي قدرتهاي جهاني از سوي ديگر
حكايت از آن دارد كه ارگانهايي مانند سازمان ملل و يا شوراي
امنيت به بن بست حيات سياسي خود رسيده اند و جهانيان
بايد براي حفظ صلح و آرامش در انديشه ايجاد نهادهايي
كارآمدتر و براساس حقوق برابر باشند.
نهادهايي كه با تكيه بر اهرمهايي اجرايي كارآمد و با
پشتيباني افكار عمومي جهان براي حل و فصل بحرانهاي
بين المللي وارد عمل شوند.
در سال 1946 ميلادي « جامعه ملل » در پي يك سلسله
بحرانهاي بين المللي شكست خورد و به جاي آن سازمان ملل
بوجود آمد.
شكست « جامعه بين الملل » حكايت از ورشكستگي
كشورهايي بود كه نتوانستند از وقوع جنگ جهاني دوم
جلوگيري كنند.
ناتواني جامعه بين الملل در ممانعت از حمله ژاپن به چين
در سال 1933 ميلادي
اشغال اتيوپي توسط نيروهاي
موسوليني در سال 1935 ونيز يورش همه جانبه آلمان نازي به
كشورهاي مختلف جهان به شكست و حذف اين نهاد
بين المللي منجر شد.
« آلبرت انيشتين » فيزيكدان برجسته بصورت استهزا
آميزي در توصيف ناتواني و عدم كارايي « جامعه بين الملل » در
كنترل بحرانهاي جهاني در آن زمان گفت : « بر سر در ساختمان
جامعه بين الملل بنويسيد
از قوي ها دفاع مي كنيم و ضعيف ها
را بدون خونريزي ساكت مي كنيم » .
بغداد در شرايطي تسليم يك لشكر از نيروهاي
آمريكايي شد كه هيچ چاه نفتي آتش نگرفت
هيچ
سلاح كشتار جمعي شليك نشد و هيچ هواپيماي
عراقي به پرواز در نيامد ناظران با توجه به اين
رخدادها معتقدند تباني بغداد و واشنگتن براي
اجراي يك نبرد نمايشي فراتر از آن است كه تصور
مي شد
چنانچه رويدادهاي جهان براساس نتايج آن
مورد بررسي قرار گيرد در آن صورت مي توان گفت
كه خدمات صدام به هيات حاكمه آمريكا كمتر از
جورج بوش نبوده است
واشنگتن در ابتداي قرن بيست و يكم به حريفي
پوشالي نياز داشت تا با در هم كوبيدن آن در نبردي
نمايشي برتري سياسي
نظامي و اقتصادي خود را
به نمايش گذارد كه اين ابتكار عمل باتباني و
همكاري رژيم صدام انجام شد
از ديدگاه نظريه پردازان هيات حاكمه آمريكا آيا
« جنگ بازدارنده » همان قانون جنگل نيست
از نقطه نظر جهانيان
امروز با توجه به وضعيت
نابسامان عراق و زياده طلبي هاي مقامات واشنگتن
ديگر هر توجيه و توضيحي از سوي مقامات كاخ سفيد
براي ادامه حضور نيروهاي آمريكايي در عراق
دروغي بيش نيست
طراحان نظامي پنتاگون با برنامه ريزي براي
حمله به عراق شكست سياسي بزرگي را براي
آمريكا رقم زدند كه در تاريخ اين كشور بي سابقه
است
« آلبرت انيشتين » فيزيكدان برجسته بصورت
استهزا آميزي در توصيف ناتواني و عدم كارآيي
جامعه بين الملل در كنترل بحرانهاي جهاني در دهه
50 ميلادي گفت : « بر سر در ساختمان جامعه
بين الملل بنويسيد از قوي ها دفاع مي كنيم و
ضعيف ها را بدون خونريزي ساكت مي كنيم »

|