روزنامه جمهوري اسلامي 21/02/1382 صفحه عقيدتي
*****
نكاتي درباره ضرورت ها و مراقبتهاي دوره جواني




  • آيت الله جوادي آملي
    جريان جوانان به دو قسم تقسيم مي شود :
    يك قسم مربوط به عموم امت اسلامي (جامعه ) است .
    قسم ديگر مخصوص به نسل نو است .
    آنچه در فضاي كشور مي گذرد خطوط كلي و احكام و حكم اسلامي است كه براي نوسالان ميان سالان و كهنسالان سودمند است . جوانان را نيز بايد به آن مسائل آشنا كرد و چون خصوصيت سن در اين بخش دخيل نيست همگان را فرامي گيرد.
    اما آن جريان و بخشي كه مخصوص جوانان است اين است كه لازم است كاملا به دو نكته عنايت شود تا اصل بحث آغاز گردد نكته اول آنكه نسل نو كه فرزند جامعه كنوني است طبق يك فرهنگ سامي به چنين لقبي (فرزند) ناميده شده است زيرا از ديرباز اديبان هنرپرور ايران زمين نسل نو را كه فر زندگي سالمندان كنوني و پدران و مادران فعلي اند فرزند گفته اند يعني فر و شكوه و جمال و جلال و نشاط و زيبائي زندگي جامعه اگر اين فر و شكوه و اگر شادابي و طراوت و اگر خداي ناكرده اين خرمي و سرسبزي افسرده پژمرده فرسوده غمبار اندوهگين گردد زندگي جامعه از فر و شكوه و شادابي محروم و خزان سرخوردگي و سرشكستگي سلامت آن را تهديد نشاط آن را تحديد و بالاخره حيات آن را تهديم خواهد كرد. نكته دوم آنكه عمر نه درآمد است نه ميراث نه كادو و هديه است نه هبه و بخشش و نه بذل و اباحه رايگان كه از كسي يا جائي مجاني حاصل شده باشد و انسان در صرف و هزينه آن آزاد و بي مسئوليت باشد بلكه عمر فقط سرمايه است نه درآمد و از طرف خداي سبحان كه جهان و انسان و پيوند بين آنها را آفريد و تنظيم كرد و مي كند به هر كسي در قبال مسئوليت ويژه او به وي سپرده است تا از اين سرمايه بهره بهينه ببرد و از آن دلمايه تهيه كند و با جانمايه جانانه به سر ببرد تا روزي رخش ببيند و تسليم وي نمايد و به سعادت ابد نائل گردد. اكنون كه اين دو نكته دو طليعه گفتگو معلوم شد چند جمله اي با برادران و خواهران و فرزندانمان كه فر زندگي ما بشمار مي آيند صحبت مي كنيم تا هم از خرابات بپرهيزند و هم از خرافات گريزان باشند نه تحجر كهن و نه تهجر نو نه رسوب فرسوده و نه رسوم سرخورده هيچكدام اين نهالان بالنده و مرغان چمن و سروچمان را به دام نكشد و از دامن وفاي پدران و صفاي مادران و دواي طبيبان روحاني جدا نكند. كه اين ها نيرويي مشهور و نقد دارند و سرمايه اي مستور و پنهان . آنچه كه نقد و مشهور است و نيروي آماده به خدمت و پا به ركاب است همان شور شيدايي علاقه احساس توانمندي و مانند آن است . آن نيرويي كه مستور است و پنهان خردورزي و عقل است .
    مسئولان تربيتي جامعه اعم از مراكز فرهنگي و آموزشي عالي خانواده ها مراكز فكري و عبادي مانند : مساجد و حسينيه و امثال ذلك مهمترين رسالت آنان شكوفاكردن آن بخش مستور جوانان است . يعني رهبران فكري وارثان انبيا(ع ) هستند كه دفائن العقول (دفينه ها و گنجينه هاي مستور) را مشهور مي كنند; آن خردورزي نهادينه شده را به بازار عرضه كنند. به تعبير ديگر گلي دارند و گلابي گلابشان مستور است گلشان مشهور.
    اگر گفته شد :
    در كار گلاب و گل حكم ازلي اين بود
    كان شاهد بازاري وين پرده نشين باشد(1 )
    كار رهبران فكري آن است كه آن پرده نشين را با اين بازاري هماهنگ بكنند. يعني اين احساسشان را كه به منزله گل است و بازاري است با آن استعداد و خردورزيشان كه مستور است و نهادينه شده و مكشوف نيست هم آوا نمايند يعني آن مستور را مكشوف كنند. چنين نباشد كه هميشه در كار گلاب و گل حكم ازلي اين شد يكي هماره پرده نشين يكي همواره شاهد بازاري بلكه پرده نشين را نيز بازاري كنند. يعني خردورزي جوانها را مثل گل به بازار فكر و فرهنگ عرضه كنند. اين تحول و انقلاب فرهنگي نسل جوان مبادي دارد و آن عبارتست از اينكه : متوليان خردمدار براي جوانها با برهان ثابت كنند كه معيار حق و باطل محور صدق و كذب ترازوي زيبا و زشت صنعت پيشرفته غرب نيست و هر تمدني و هر كار مورد قبول ديگران صادق يا كاذب نيست . بلكه تمدن دو قسم است تمدن صادق و تمدن كاذب چه اينكه نشاط صادق داريم و نشاط كاذب صنعت صادق داريم و صنعت كاذب . همان طوري كه صبح صادق و كاذب معياري دارد و تشخيص آن به عهده منجمان و اخترشناسان ماهر است تا معلوم شود كه كدام صبح صادق است كدام صبح كاذب . آن صبحي كه دنباله رو شب تاريك است آن صبح كاذب است . زيرا نه تنها خود نور ندارد بلكه دنبال شب تار است . آن صبحي كه پيشگام و پيش درآمد و قاصد روز روشن است صبح صادق است . صبح صادق طليعه و پيشگام روز است . صبح كاذب دنباله رو شب تار است . همچنين عطش صادق و كاذب معياري دارد و تشخيص آن كه كدام تشنگي صادق است و كدام تشنگي كاذب با پزشك حاذق است . مثلا يك وقت انسان سالمي در اثر حركت و كار نيازمند به آب است اين عطش عطش صادق است بايد جرعه جرعه اين آب گوارا را تدريجا بنوشد. ولي كسي را كه از اتاق عمل روي تخت آسايشگاه آورده اند و دستگاه گوارش او را تازه عمل كرده اند; او گرچه تشنه است ولي پزشك معالج و جراح حاذق دستور مي دهد كه به او فعلا آب نرسانيد. زيرا اين عطش عطش كاذب است . الان دستگاه گوارش او عمل شده اگر اكنون به او آب برسد آسيب مي بيند.
    همانطوري كه تشخيص عطش صادق و كاذب به عهده پزشك حاذق است و تشخيص صبح صادق و كاذب به عهده اخترشناس ماهر است همچنين تشخيص تمدن صادق و كاذب نشاط صادق و كاذب صنعت صادق و كاذب بازي صادق و كاذب نيز به عهده كسي است كه سعادت شناس آينده نگر دين شناس انسان شناس جامعه شناس معادشناس و مبداشناس باشد; اينها عناصر اصلي تمدن يابي است . اگر بعد از كارشناسي معلوم شد كه چه چيزي تمدن صادق است كتاب هاي درسي سخنراني ها همايشها نوشته ها روزنامه ها و مجلات به آن سمت و سو جهت مي گيرند كه جوان ها را با تمدن صادق آشنا كنند. مثلا ورزش به منظور تامين سلامت تحصيل نشاط حفظ شادابي رهائي از بيماري رسيدن به تندرستي و فوائد فراوان ديگر خوب است .
    اما بازيگري وسيله است نه هدف . بازي هايي كه باعث مي شود قسمت مهم عمر صرف آن بشود و فرد بازيگر نه در عقائد صحيح چيزي آموخته باشد و نه در اعمال صالح چيزي اندوخته باشد و همچنان تهي دست عازم سفر آخرت گردد هرگز روانيست . همچنين اگر ارزش ها را به كسي بدهند كه مثلا بازي خوب مي كند. اين در حد ميانه قابل قبول است ولي در حد نهايي كه قسمت مهم سعي اين باشد كه پيرزوي در بازي هم نظير موفقيت در المپيادهاي شيمي رياضي باشد اين درست نيست .
    مطلب بعدي آن كه : ورزش و صنعت گردشگري جهانگردي و مانند آن اينها نشاط آور است ولي اگر دركشور يك سلسله عوامل غم زايي وجود داشته باشد آثار منفي خود را بر دوش شادابي هاي به دست آورده تحميل مي كند تلاش و كوشش سازمان هاي جهانگردي تربيت بدني و مانند آن براي اين است كه غمهاي جامعه را كم بكنند. جواني كه تمام تلاش و كوشش او اين است كه غمهاي آمده را تقليل دهد يا مثلا سمت و سويي براي آنها باز بكند او كمتر موفق است . علل نشاط و عوامل شادابي وقتي كارآمدند كه اسباب تنگدستي وسائل تهي دستي علل پريشاني و عوامل اندوهناكي فضاي مملكت و محيط زيست اجتماعي و اقتصادي را غم آلود نكرده باشند.
    غرض آنكه كسي كه آينده مبهمي دارد مي گويد : بر فرض اين درسم نيز تمام بشود; نه پدرم سرمايه اي دارد كه مرا به كار تجاري وادار كند نه خودم بودجه دارم نه دولت كاري را فراهم كرده و مي كند چنين جواني وقتي در منزل است آينده تاريك او را تهديد مي كند وقتي به فضاي آموزشي مي رود آينده مبهم او را نگران مي كند; بين منزل و مدرسه در حركت است سرگردان است اگر هم احيانا به صنعت ورزش و تربيت بدني و مانند آن روي مي آورد اين ورزشگري براي كم كردن آن هاله هاي غم است نه براي جذب نشاط . او هرگز با نشاط نخواهد بود. براي اينكه آينده اش را مبهم مي بيند اين مبهم بودن هميشه همانند فضاي ابري صحنه دل او را مي گيرد; ديگر شرح صدر نيست . آسمان سينه او هميشه بسته و ابر غم است . (غم را هم كه غم مي گوييم براي اينكه شبيه غمام است . همان طوريكه وقتي غمام يعني ابر آمد جلوي نور را مي گيرد و فضا بسته و تاريك مي شود خاطرات نگران كننده سپهر سينه را مي بندد. غمام گونه (ابرگونه ) نمي گذارد آن شمس حقيقت و اميد بتابد و فضاي دل را روشن بكند. اين حال را مي گويند غم .)
    بنابراين جواني كه در منزل نگراني پدر و مادر دارد در فضاي آموزش و پرورش نگراني را از اوليا مدرسه تلقي مي كند و از همفكران خود جز اندوه چيزي به سوغات نمي آورد. چنين جواني اگر هم به تربيت بدني روي آورد ورزش بكند اين ورزش براي كم كردن غم اوست نه براي جذب نشاط . همين كه مقداري اين ورزشها كم شد دوباره آن غم ها روي مي آورد.
    بهترين راه آن است كه ما اشتغال ازدواج و مسكن را همراه با قناعت و ساده زيستي در برنامه هاي منسجم عملي و گفتمانهاي علمي و آموزشي تعبيه كنيم . آنگاه نسل جوان ضمن اينكه به آينده اميدوار مي شود چون اهل كار است ; ضمن آن كه براي او مسكن و ازدواج نيز (انشاالله ) در سن مناسب فراهم مي شود از اين ابهام و توهم و اختناق به درمي آيد. يك زندگي رادمردانه او را اميدوار مي كند ديگر چيزي او را تهديد نمي كند. و براي او بازيهاي صادق و كاذب تمدن صادق و كاذب و نظائر آن هم مشخص مي شود. وقتي اشتغال بود اصلا او وقت فارغ چنداني ندارد كه همواره به دنبال سرگرمي برود و چون مسئله ازدواج براي او تامين شده است دليلي براي انحراف و گرايش هاي ناروا نمي بيند و با نزاهت اخلاقي و صيانت رواني به سر مي برد.
    مطلب ديگر آن كه جوان بايد بداند سرمايه آينده مملكت است . يك بيان نوراني از وجود مبارك امام حسن مجتبي (سلام الله عليه ) است كه در مراسم افتتاح فرهنگسراي جوان قم شما مي توانيد اين مطالب رالله نقل كنيد كه وجود مبارك امام مجتبي (ع ) فرزندان خودش و فرزندان برادرش را در يك جلسه خانوادگي دعوت كرد. همه حضور پيدا كردند. آنگاه امام مجتبي (ع ) به جوان ها و نوجوان ها فرمود : « بني و بني اخي انكم صغار قوم و يوشك ان تكونوا كبار قوم آخرين » . فرزندان من و برادرزاده هاي من : شما فعلا كم سال و نوجوانيد و نسبت به ديگران كوچكيد ولي در آينده شما بزرگ قوم ديگر خواهيد بود. يعني شما در چند سال بعد بزرگسالان و بزرگ قوم ديگر خواهيد بود. پس شما هميشه جوان يا نوجوان نيستيد در آينده نزديك مسئول جامعه خواهيد بود. الان كه دوران جواني و نوجواني شماست سعي كنيد هم خودتان را از جهل علمي و جهالت عملي برهانيد هم سرمايه اي فراهم كنيد كه وقتي كه ساير جوان ها به شما پناهنده شوند آن ها را از خطر برهانيد.
    آنگاه فرمود : « فتعلمواالعلم » (2 ) عالم بشويد! مباني اعتقاديتان كه اصول كلي است اخلاق فقه و حقوق را در حد معلومات عمومي فرابگيريد. هر كسي يك رشته خاص دارد بعضي ها در رياضي اند بعضي در فيزيك اند بعضي در شيمي اند بعضي در پزشكي اند و برخي در داروسازي اند بالاخره رشته هاي مختلفي دارد. آنها جز علوم تخصصي است ولي معلومات عمومي كه انسان در مبدا معارف معاد و وحي و نبوت بتواند نيازهاي فكري خودش را تامين كند. اينها ديگر جز اطلاعات همگاني و هميشگي است .
    سپس فرمود : اگر كسي از شماها حافظه قوي ندارد كه تمامي آنچه را كه مي خواند به خاطر بسپارد آنها را بنويسد و در دفتر خاطرات علمي خود مطالب فراگرفته را يادداشت كند هر وقت فرصت كرد به دفتر خاطرات علمي مراجعه كند و آن نشاط علمي و فرهنگي خودش را باز مي يابد.
    اين دستوري است كه وجود مبارك امام حسن مجتبي (ع ) به اعضاي خانواده اش اعم از فرزندان خود و فرزندان برادر خود داده است . چنين چيزي باعث مي شود كه يك جوان احساس مسئوليت بكند كه آينده را من بايد تدبير بكنم . مطلب ديگري كه وجود مبارك اميرمومنان (ع ) به فرزندش آن طوري كه در نامه هاي نهج البلاغه آمده توصيه مي كند اين است كه : فرزندم ! قلب جوان مثل زمين خالي و موات است . و زمين موات كه در آن كشتي نشده بذري پاشيده نشده هر وقت شيار شود بذرافشاني شود آماده بهره دهي است هر بذري در آن بيفشاند همان مي رويد و ثمر مي دهد. زمين موات كه چيزي در آن غرس نشده توان آن را دارد كه هر هسته يا نهالي در آن بذرافشاني يا نشا شود همان را بروياند و شكوفا نمايد. بعد فرمود به اينكه چون قلب جوان مثل زمين خالي است . قبل از اينكه ديگران در آن بذرافشاني كنند و تخم نامناسب بپاشند من اين مطالب حق و نافع را در قلب تو القا مي كنم . آنگاه درباره معارف توحيدي مطالبي را بيان كردند. مطلب مهم آن كه : اين حديث شريفي كه از وجود مبارك اميرمومنان (ع ) رسيده است و نيز حديث ديگري كه به منزله اصل مهم در تعليم و تربيت نسل جوان ناميده مي شود و از وجود مبارك پيغمبر(ص ) رسيده است ; (اهميت رسيگي ) بخش فرهنگي نسل نو را ثابت مي كند. از وجود مبارك پيغمبر(ص ) رسيده است كه هر كس زمين موات را احيا بكند مالك آن مي شود. معناي جامع اين قانون كلي وقتي تحليل شود و توسعه پيدا كند هم زمين موات را شامل مي شود و هم زمينه موات را مي گيرد اگر كسي زمين موات را احيا كرد مالك آن زمين مي شود و هر كسي زمين موات را احيا بكند آن را تصاحب مي نمايد. اگر كسي عقائد باطل اخلاق باطل آداب و عادات و سنن باطل را به قلب جوان القا بكند و اين بذرهاي ناروا را بيفشاند دل جوان را با مطالب زيانبار خود عادت داده است و آن را تملك كرده است . قلب جوان به منزله زمين موات است هر كسي با تحليل كاذب القائات واهي آن را منحرف كرد. به ملك خود درمي آورد و اين همان شستشوي مغزي است از يك سو و استعمار فرهنگي است از سوي ديگر و شبيه تملك زمين است با اين تفاوت كه هر كسي كه زمين مرده را احيا كرده است مي شود با قلدري و زور از او گرفت ولي وقتي زمينه موات را كسي احيا كرد قابل غصب نيست . يعني اگر استعمارگر فكري فكر قلب هوش كسي را تصاحب كرده است و افكار باطل و مسموم را در آن راه داد ديگر قابل غصب نيست . لازم است توجه نمود كه اين خطر برخي را تهديد مي كند. مطلب ديگر آن كه : مسئولان تربيتي اعم از كساني كه سمتهاي دولتي دارند يا ندارند جز متوليان و مسئولان مساجد و حسينيه ها و حوزه و دانشگاه و مانند اين ها هستند ـ كه مسئوليتي به عنوان مسئله جوان ها ندارند. لكن مسئوليت امربه معروف و نهي ازمنكر و ساير مسئوليت هاي ديگر را دارند كه بايد به نسل جوان بپردازند ـ آن است كه بايد اينها بدانند كه خطر از كجا مي آيد و چه نوع خطري مي آيد. الان فقط حسينيه ها و فرهنگسراها به تنهائي مشكلي را حل نمي كند. سايت خبري اينترنت ماهواره ها اينها را بايد كه بدانند و ببينند كه چه سيل خطرناكي مي ايد تا مسئولان محترم و دلسوز هم پيشگيري بكنند هم گزارش هاي تحقيقاتي و تبليغاتي را به وسيله اينترنت . سايت خبري و مانند آن در اختيار نسل نو قرار دهند يعني هم بدانند كه دشمن از چه راه هايي وارد مي شود تا راه علاج را طي كنند و همه جا را زيرمجموعه خود داشته باشند و از آن استفاده نمايند.
    اميدواريم كه خداوند توفيقي بيشتر از گذشته به همه شما و دست اندركاران پرورش نسل جوان عطا بكند كه اين عزيزان ـ كه سرمايه هاي آينده هستند ـ از هر خطري محفوظ باشند; تا خدا همه شما را كه مسئول تامين نيازهاي اين نسل نو هستيد از حسنات دنيا و آخرت برخوردار كند; به بركت صلوات بر محمد و آل محمد.
    والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
    پي نوشت ها
    .1 ديوان حافظ .
    .2 بحار ج 2 ص 152 ح .37
    مهم ترين رسالت مسئولان تربيتي جامعه در مراكز فرهنگي و آموزش عالي خانواده ها مراكز فكري و عبادي آن است كه گنجينه هاي مستور جوانان را شكوفا نمايند.
    جوان بايد بداند سرمايه آينده مملكت است .
    ما بايد اشتغال ازدواج و مسكن را همراه با قناعت و ساده زيستي در برنامه هاي منسجم و علمي و عملي و آموزشي خود تعبيه كنيم