
بخش خبري : مسائل عراق پس از اشغال اين كشور توسط
نظاميان آمريكايي و انگليسي هر لحظه وارد مراحل تازه تري
مي شود و چهره استكباري و مزورانه اشغالگران روز به روز براي
جهانيان آشكارتر مي گردد. حوادث و وقايعي كه پس از اشغال
نظامي عراق بوقوع پيوسته بيانگر اين واقعيت است كه
آمريكايي ها صرفا بخاطر تامين منافع خود و رژيم صهيونيستي
به عراق آمده و درصدد چپاول ثروتهاي اين كشور و استثمار
مردم مسلمان و ستم كشيده عراق هستند و به همين دليل نيز اين
مردم كه به نيات شوم اشغالگران واقف مي باشند زيربار سلطه
آمريكا بر كشورشان نخواهند رفت . چنين شرايطي ايجاب مي كند
كه معارضين مسلمان عراقي فرصت را مغتنم شمرده و با همراهي
ملت مقاوم عراق
كشور خود را از سلطه اشغالگران نجات دهند
و سال ها رنج و مرارتي را كه براي آزادي عراق متحمل شده اند
بي نتيجه نگذارند.
در رابطه با مسائل اخير عراق و بخصوص وضعيت
معارضين عراقي و آينده اين كشور
پيرو سلسله مصاحبه هاي
روزنامه جمهوري اسلامي با شخصيتهاي سياسي مختلف
گفتگويي نيز با آيت الله حاج شيخ محمد مهدي آصفي دبير
مجمع جهاني اهل بيت (ع ) و از صاحب نظران برجسته در زمينه
مسائل عراق كه سالياني از عمر خود را در اين كشور و در مبارزه
عليه رژيم بعثي گذرانده
ترتيب يافته است . ماحصل اين گفتگو
را از نظر خوانندگان گرامي مي گذرانيم :
با توجه به سلطه آمريكا بر عراق
شما جايگاه
معارضين را در آينده اين كشور چگونه ارزيابي
مي كنيد
در سه دهه اخير كه فضاي عراق براي مردم قابل تحمل نبود و
هركس فرياد مي زد و اعتراض مي كرد بيدرنگ به زندانها سپرده
مي شد يا بدست دژخيم ها اعدام مي گرديد
حجم بزرگي از
معارضين به خارج از عراق پناه بردند و در مراكز متعددي پخش
شدند كه ما مي توانيم به حبسبب اهميت از مراكزي مانند ايران
سوريه
انگلستان ـ كه لندن بيشترين حجم معارضين را
دربرگرفت ـ كشورهاي اسكانديناوي
آمريكا
كانادا و استراليا
نام ببريم . خواه ناخواه بسياري از اين كشورهاي ميزبان با
ميهمانان سياسي خود همكاريهاي سياسي داشتند و آنها را به
نحوي در فضاي سياسي خود قرار مي دادند. اين موضوع موجب
شد كه معارضين عراقي يك نحو اختلاف و تعدد نظري نسبت به
مسائل سياسي عراق داشته باشند.
آيا معارضين براي پراكندگي در اين مراكز و
كشورها از ملاك خاصي پيروي مي كردند
دو ملاك وجود داشت . يك ملاك فراهم آمدن امكان فرار بود كه
وقتي زمينه فرار به جايي ايجاد مي شد و فرصت فرار از نظام
حاكم فراهم مي آمد
افراد از اين فرصت ها استفاده كرده و هر
كدام به كشوري مي رفتند. ملاك دوم
مساله توجهات سياسي
معارضين بود كه اسلاميون گاهي متوجه سوريه و گاهي متوجه
ايران مي شدند
جناح هاي قومي و ناسيوناليسم عربي بيشتر به
سوريه پناه مي بردند
بعضي ها به انگلستان مي رفتند و هوا و
هوس و توجهات سياسي افراد در پراكندگي نيروها به نحوي
دخيل بود. با توجه به سئوال شما
ما مي توانيم معارضين را به
سه دسته تقسيم كنيم . بخش اول آنهايي هستند كه جز طرح
آمريكا (اشغال نظامي عراق ) هستند و به عنوان مهره هاي اصلي و
ضمن طرح محسوب مي شوند. يعني طرح آمريكا با وجود اينها
تكميل مي شود. البته من در صدد ارزيابي و خوبي و بدي كار
نيستم . فقط قصد تقسيم بندي افراد معارض رژيم صدام را دارم .
بخش دوم آنهايي هستند كه جز طرح نيستند ولي با طرح به
دليل ضرورتهاي سياسي همراهي مي كنند و معتقدند همراهي
آنها با طرح به نفع عراق است . بخش سوم كساني هستند كه كاملا
معارض و مخالف با اين طرح هستند و عقيده دارند كه اين طرح
يك نحوه برگشت به عهد بدترين نوع استعمار يعني استعمار 80
سال پيش انگليسي هاست كه يك حاكم نظامي براي يك كشوري
مي فرستادند و آن كشور را تحت اشغال نظامي خود
درمي آوردند
اين گروه از معارضين معتقدند كه پذيرش اين طرح
مساوي با پذيرفتن يكي از مرتجع ترين شكل هاي استعمار در 80
سال پيش است . ما مي توانيم باز اين سه گروه را به گونه ديگري
تقسيم كنيم . قسم اول را سكولارها و قسم دوم و سوم را
اسلاميين و بعضي از سكولارها تشكيل مي دهند. ما در بخش اول
يك عناصر اسلامي كه جز طرح آمريكا و پايه هاي اصلي و
خوراك طرح باشند نداريم ولي در ميان معارضين اسلامي
افرادي داريم كه فعلا مصلحت اسلام و عراق ايجاب مي كند كه ما
با اين طرح همراهي كنيم والا آمريكايي ها اين بخش از اسلاميين
و متدينين كه الان در صحنه هستند را كنار مي گذارند و حكومت
و نظام را يك دسته سكولارها آنهم سكولارهاي قسم اول كه
جز طرح هستندقبضه مي كنند.
سكولارهاي عراق پيرو چه مرام و مسلكي
هستند
اينها گاهي دست چپي و گاهي دست راستي هستند و عموما
روي اينها نمي شود حساب سياسي باز كرد. اينها مصلحت
خودشان را در اين ديدند كه در ضمن طرح آمريكا باشند.
آيا اينها در اقليت قرار دارند
بله
اينها قطعا در اقليت هستند.
در مورد اسلاميين چه نظري داريد
اسلاميين را ما مي توانيم به دو بخش تقسيم كنيم . يك بخش كه
جمعي از اسلاميين را دربرمي گيرد و البته چهره هاي خوبي در
اين بخش داريم
يعني افرادي قابل توجه و معتبر هستند و
موسسات و سازمانهاي آنها معتقدند كه به دليل مصلحت عراق
و اسلام بايد با طرح همراهي كنند. بخش ديگري از اسلاميين را
داريم كه به طرح اشغال عراق اعتراض دارند و در كنفرانس هايي
كه آمريكايي ها براي جا انداختن اين طرح در لندن و در عراق
(صلاح الدين ) برپا كردند
شركت نكردند و معترض بودند
يعني
برخلاف بخش اول اسلاميين كه هم در كنفرانس معارضين در
لندن كه با حضور نماينده شخصي بوش يعني زلمي خليل زاد
تشكيل شده
شركت كردند و هم در كنفرانسي كه در صلاح الدين
عراق آنهم با حضور نماينده شخصي بوش تشكيل شد شركت
داشتند. بنابراين ما اسلاميين را مي توانيم به دو دسته تقسيم
كنيم
من در اين مصاحبه در صدد ارزيابي نيستم كه بگويم دسته
اول از اسلاميين راه صحيح را پيمودند يا دسته دوم .
به اعتقاد شما در اين تقسيم بندي كردهاي
شمال عراق جزو كدام دسته از معارضين به
حساب مي آيند
كردها را مي توانيم جز دسته دوم به حساب بياوريم . اينها
معتقدند مصلحت سياسي منطقه كردستان عراق ايجاب مي كند
كه با اين طرح همراهي كنند. يعني من نمي توانم بگويم كه كردها
از دسته اول و ضمن اين طرح هستند و به عنوان پايه ها و
مهره هاي اساسي اين طرح مي باشند. ما بدون اينكه ميان اين دو
بخش از ا سلاميين يعني دسته اي كه طرح را همراهي مي كنند و
بخشي كه نسبت به اين طرح اعتراض دارند و مقاومت مي كنند
بدون اينكه وارد بحث قضاوت ميان اين دو بخش از اسلاميين
بشويم
عرض مي كنم كه اين دو نظر هر دو محترم هستند. مبناي
نظر اول ضرورتهاي سياسي اسلام و عراق است و آنها معتقدند
كه ضرورتهاي سياسي ايجاب مي كند والا اسلاميين كاملا پس
معركه مي مانند و آمريكا در دنيا يك قدرت بزرگي است و
مي تواند مهره هايي را به دلخواه خودش در مراكز حساس نظام
آينده عراق به كار گيرد و آنوقت اينها زمينه را براي آينده عراق
مهيا مي كنند.
آمريكا با اهدافي خاص و براي تامين منافع
خود و رژيم صهيونيستي كشور عراق را به اشغال
نظامي درآورده و حتي كساني كه در ابتدا به اين
موضوع معتقد نبودند با شيوه عمل آمريكايي ها و
حتي اعلام مواضع صريح مقامات آمريكايي پي
به اين واقعيت بردند كه آمريكا دلش به حال ملت
عراق و ملت هاي منطقه نسوخته بلكه در پي منافع
اقتصادي
سياسي و امنيتي خود مي باشد. آيا فكر
نمي كنيد دسته اول اسلاميين كه اعتقاد به همراهي
و همكاري با طرح آمريكا دارند
كاملا در اشتباه
بسر مي برند و در نهايت به بن بست مي رسند
قرار بود در مساله قضاوت ميان اين دو گروه فعلا وارد بحث
نشويم ولي اينرا عرض كنم كه آنها شديدا به اين مطلب كه شما
مي گوئيد عقيده دارند و مي دانند آمريكا به دنبال دو هدف
يكي
قبضه كردن چاههاي نفت عراق در شمال و جنوب عراق و
ديگري حمايت و تامين امنيت اسرائيل است . آنها مي دانند كه
آمريكا نه براي آزاد كردن عراق و نه براي خدمت به مردم عراق
آمده است ولي مي گويند حالا كه آمريكا آمده و در عراق جا
گرفته ما بايد بتوانيم حقوق شيعه و مسلمين را تا آنجا كه
مي توانيم بگيريم و نگذاريم آمريكا همه چيز را به فساد بكشاند.
اين خلاصه منطق آنهاست كه اعتقاد دارند تا جايي كه مي شود
بايد مساحت ضرر و آسيب را كمتر كرد. اين عده فكر مي كنند
آمريكا مي آيد با يك يورش فرهنگي
اقتصادي و سياسي همه
چيز را قبضه مي كند و بايد حتي الامكان جلوي خسارتها را
گرفت .
دسته دوم كه عرض كردم نظر آنها هم محترم است اين است
كه آمريكا از همراهي ما با طرح خود
حداكثر استفاده را مي كند
پس بنابراين اگر قرار باشد كه عمر آمريكا در عراق مدت زماني
طول بكشد ما با اين همراهي
زمان حضور آمريكا را طولاني تر
مي كنيم
چون بالاخره همراهي كردن با اين طرح نوعي تاييد
است و لذا آمريكا از تاييد آنها استفاده مي كند. بنابراين دو وجهه
نظر وجود دارد كه هر دو محترم هستند و ما هيچكدام را نه به
خيانت و نه به تحجر متهم نمي كنيم يعني نه معتقديم كه دسته
اول خيانت به آرمانهاي اسلامي كرده اند و نه معتقديم كه بخش
دوم متحجر و واپس گرا هستند. ما معتقديم هر دو نظر محترم
است و بايد اسلاميين روي اين دو نظر قضاوت صحيحي بكنند و
بدون تنش هاي سياسي يك موقف معتدل حد وسطي را كه
حاصل اين دو نظر باشد براي عراق درنظر بگيرند.
شما مي فرمائيد هر دو نظر محترم است . آيا
فكر نمي كنيد اينگونه برخورد اسلاميين
مردم
عراق را در مبارزه با آمريكا و اشغالگران سر دو
راهي قرار داده و سردرگم مي كند مردم عراق در
همين مدت كوتاه اشغال كشورشان توسط نظاميان
آمريكا و انگليس
نشان دادند كه كاملا مخالف
سلطه و حضور اشغالگران هستند چون مي دانند
آمريكا با چه اهداف شومي وارد كشورشان شده
است . با وجود اين دو نظر كه به اعتقاد شما هر دو
قابل احترام است
تكليف مردم چيست آيا اين
وضع آنها را در مبارزه با آمريكا به دو دستگي
وانفعال كه به نفع اشغالگران است سوق نمي دهد
اين به عهده علماي عراق و تشكل هاي اسلامي سياسي عراق
است كه اين دو نظر را به همديگر نزديك كنند و يك موقف
مشترك واحدي را درنظر بگيرند كه اولا بتوانند جلوي تحير و
آشفتگي هاي سياسي ساحه اسلامي را بگيرند كه ساحه اسلامي
در دو نظر و دو طرز تفكر پراكنده نشود. وقتي اين دو بخش از
اسلاميين به يك نظر معتدل متوسط واحدي رسيدند خواه
ناخواه نيرويي قوي
توانا و بزرگ مي شوند كه مي توانند در
ساحه اسلامي فعالتر كار كنند اما اگر خداي ناخواسته اين دو نظر
با هم برخورد كند و معتدل نشود آنوقت آسيب هاي زيادي هم
براي نيروي معارضين وهم براي عموم ساحه
در پي خواهد
داشت . چون بالاخره عموم ساحه نيز با همين دو طرز تفكر
هماهنگ شده اند يعني دو نظر در ساحه ديني و اسلامي عراق
جمعي به نظر اول و جمعي به نظر دوم توجه دارند.
و اين همان چيزي است كه خواست آمريكا
مي باشد
بله
در چنين شرايطي وظيفه هر دو بخش از اسلاميين است كه
نظرهاي خود را به هم نزديك كنند. من فكر مي كنم روحانيت آگاه
و فعال حوزه علميه نجف مي توانند انشاالله اينكار را به انجام
برسانند و نظرها را تا آنجا كه ممكن است به همديگر نزديك
كنند. در اينجا بايد عرض كنم يك حقيقت ديگري هم هست كه
من اين حقيقت را به بخش اول از معارضين يعني « سكولارها »
يادآوري مي كنم و به آنها مي گويم كه ما بايد از كلمه « معارض »
يك تعريفي داشته باشيم . معارض در اين خلاصه نمي شود كه
ضد نظام باشد
يعني هركسي كه ضد يك نظام شد به او معارض
نمي گويند بلكه معارض يك اصطلاح سياسي تعريف شده اي
است و چنين نيست كه هر كسي ضدنظام حاكم بود و يك تحركي
داشت معارض باشد. معارض دو بعد دارد
يك بعد آن اعتراض
به نظام حاكم است كه اين را (سكولارها) نسبت به نظام بعثي
صدام داشتند
بعد دومش اين است كه با مردم همگام باشند
وقتي از آغوش مردم بيرون آمدند و از آنها جدا شدند گرچه
صدبار هم اينها معارض نظام باشند در زبان و ادبيات سياسي
امروز به اينها معارض گفته نمي شود. معارض آن است كه نسبت
به نظام حاكم سياسي آنوقت يعني رژيم صدام اعتراض فعال
داشته و با مردم نيز همگام باشد . مردم ما كه از زير آوار 30 ساله
حزب بعث و رژيم استبدادي صدام بيرون آمدند و بعضي ها نور
را به زحمت مي ديدند و هوا را به زحمت تنفس مي كردند و فرياد
مي كشيدند « مرگ بر آمريكا
مرگ بر صدام
آري آري اسلام » .
شما چطور نماينده اين انبوه مردم هستيد كه ما در صحنه هاي
روز اربعين جمعيت هاي ميليوني عظيم را ديديم كه فرياد
مي كشيدند مرگ بر صدام
مرگ بر آمريكا و آري آري اسلام
آنوقت شما خودتان را در ضمن يك طرح كاملا آمريكايي قرار
داده و پايه ها و اساس و مهره هاي اساسي آن طرح را تشكيل
مي دهيد
من به اين دسته اول معارضين ـ كه همه هم سكولار
هستند و يقينا در بين آنها اسلاميين را نداريم ـ اين مطلب را
گوشزد مي كنم كه خودشان را با مردم همگون كنند و از مردم جدا
نشوند. به هر مقدار كه از مردم جدا شوند به همان مقدار عنوان
كلمه معارض را از دست مي دهند. در اينجا من لازم است از يك
بخش ديگري از معارضين سياسي نظام ياد بكنم كه حساب
مستقلي دارند و آنها روحانيت معارض عراقي هستند كه بيشترين
ستم و ظلم و شكنجه و در به دري و زنداني را همين روحانيت
معارض سياسي عراق در نجف اشرف داشتند. گروهي از اين
روحانيين شهيد شدند و گروهي در سياهچالهاي رژيم بودند كه
هنوز هم از بعضي از آنها خبري نيست و قسمتي هم در به در
شهرها و كشورها شدند. اينها يك مساحت وسيع و عظيمي از
معارضين را تشكيل مي دهند كه مورد احترام مردم هستند و ما
معتقديم اين بخش از روحانيت معارض همانطور كه قبلا گفتم
مي توانند نقش اساسي را در ساحه سياسي آينده عراق داشته
باشند و ميان دو بخش از معارضين اسلامي وساطت كرده و آنها
را به همديگر نزديك كنند تا ما براي آينده عراق يك فرياد
يك
پيام و يك خطاب و موقف سياسي داشته باشيم
قطعا اگر
روحانيت بتواند نقش واسطه راميان اين دو گروه از معارضين
سياسي اسلامي عراق و دو بخش از ساحه اسلامي را به نحو
خوبي ايفا كند
مي تواند كل ساحه را يك رنگ و يكپارچه و
معارضين را متحد كند تا آنها به عنوان نيروي عظيم و واحد در
مقابل هيمنه و نفوذ و سلطه آمريكا بتوانند كار ساز و موثر باشند.
چند روز پيش « رايس » مشاور امنيت ملي
آمريكا صراحتا اعلام كرد « از نظر ما امنيت
اسرائيل كليد امنيت جهان است » و به وضوح
معلوم شده است كه يكي از اهداف اساسي اشغال
عراق تامين امنيت براي اسرائيل غاصب
مي باشد. با اين وصف فكر مي كنيد كدام يك از
دو طرز تفكر بين معارضين عراقي بايد مقبوليت
يافته و تقويت شود
همراهي با طرح آمريكا يا
مقابله با اين طرح استعماري سلطه جويانه
اين صراحت ها چيزي بر اطلاعات ما در مورد اهداف آمريكا
نمي افزايد و بخشي از چهره آمريكا را كه پنهان بوده است آشكار
نمي كند
چهره آمريكا براي افرادي كه با حوادث سياسي
آشنابوده و در اين دوره مخصوصا بعد از فروپاشي اتحاد جماهير
شوروي در صحنه سياسي حضور داشته اند خيلي آشكار است
كه آمريكا يك سلطه گر است و در مقدمه اين سلطه گري جهان
اسلام را هدف قرار داده است و مي خواهد بر منابع نفتي جهان
اسلام سلطه پيدا كند ونسبت به تامين امنيت اسرائيل نيز تعهد
دارد
چه بگويند وچه نگوينداين تعهد آشكار است و شخصي كه
شما سخن او را نقل مي كنيد صريحا در صحبتهايش گفت كه
اسرائيل وطن من است و صراحتا مي گويد من آمريكايي هستم
ولي اسرائيل را وطن خودم مي دانم حالا چه يهودي باشد يا
نباشد.بنابراين چهره آمريكا در اين سنوات طولاني و پرتنش پس
از فروپاشي اتحاد جماهير شوري . براي همه آشكار شده است و
چيزي پس پرده نمانده و چهره حقيقي آمريكا از ماوراي
ديپلماسي اين كشور نشان داده شده است و جان مطلب در اين
است كه حالا كه ما با قدرتهاي فعلي خودمان اگر نتوانيم آمريكا
را از عراق خارج كنيم وعراق را از قبضه نفوذ آمريكا بيرون
بياوريم صحيح كدام است
همراهي با طرح آمريكا يا مقاومت در
مقابل آمريكا البته در صورتي كه ما بدانيم با امكانات فعلي
خودمان نتوانيم آمريكا را بيرون كنيم . والا اگر ما بتوانيم آمريكا
را از سرزمين عراق خارج كنيم قطعا همه اسلاميين يك زبان و
يك پيام
مردم را به مقاومت در مقابل آمريكا دعوت كرده و
خودشان هم در مقابل آمريكا مقاومت مي كنند.
بنابر اين اگر دسته اول اسلاميين به اين نتيجه
رسيده يا برسند كه همراهي با طرح آمريكا آنها را
به مقصد نهايي يعني رفع سلطه آمريكا بر عراق و
خارج كردن اشغالگران نمي رساند بايداز همراهي
با طرح آمريكا دست برداشته و با نظر دسته دوم
اسلاميين كه مخالف حضور آمريكايي ها هستند
همراه وهم عقيده شوند
آيا شما هم چنين نظري
داريد
بله
من نظر اول را تاييد نكردم .
ولي شما معتقديد كه نظر دسته اول محترم
است
آيا نظر اين دسته از معارضين كه شما از
آنها بعنوان اسلاميين نيز نام مي بريد و با طرح
اشغال عراق توسط نظاميان آمريكا و انگليس
همراهي مي كنند
مي تواند يك نظر و عقيده
محترمي باشد آيا همراهي با طرح آمريكا
نوعي
گرايش به سمت آمريكا و قبول حاكميت و سلطه
اين كشور بر عراق نخواهد بود
ببينيد يك وقت نظري بر مبناي خيانت به اسلام و به عراق
پايه گذاري شده
آن نظر غير محترم و مطرود است و بايد در
مقابل اين نظر مقاومت كرد و آنرا شكست ولي يك وقت نظري بر
مبناي خيانت شكل نگرفته و يك مبناي علمي قابل توجهي دارد
من نسبت به نظر اول مي گويم اين نظر بر يك مبناي علمي و
سياسي قابل احترامي استوار است و نمي توان اين نظر را با نظر
دسته اول (سكولارها) به يك حساب گذاشت ولي اين سخن به
معناي تاييد نظر دسته دوم معارضين يعني بخش اول اسلاميين
نيست و من نمي خواهم وارد قضاوت در ميان اين دو نظر بشوم و
توجيه غير از تاييد است .
آيا مايليد بيشتر پيرامون وضعيت معارضين
بويژه نقش آنان در آينده سياسي عراق صحبت
كنيم
فكرمي كنم به اندازه كافي صحبت شد و بايد منتظر آينده
باشيم .
جناب آقاي آصفي بعضي از تحليل گران و
مفسران اعتقاد دارند اجلاسيه هايي كه در
نيويورك
لندن
صلاح الدين و يا نقاط ديگر با
حضور معارضين عراق ترتيب يافت در جهت
مصالح آمريكا بود و سبب فريب معارضين
توسط آمريكا و انگليس شد چرا كه اين دو كشور
خود بدون مشورت با معارضين تصميم خود را
در زمينه آينده عراق گرفته اند. شما نسبت به اين
موضوع چه تحليلي داريد
معروف است كه ساختماني كه در آن
اجلاس معارضين در
لندن برگزار شد طبقه شانزدهم همان ساختمان كاملا در اختيار
تشكيلات « سيا » بود و آنها آن طبقه را براي مراقبت و توجيه
اجلاس معارضين
به خود اختصاص داده بوند و فعاليت
مي كردند. البته اين يك مطلب غيرطبيعي نيست و موضوع سوال
شما يك مساله طبيعي است . قاعدتا بايد چنين باشد و يك
دولتي مانند آمريكا بي جهت خودش را درگير مسائلي مثل مساله
عراق كه هم تاوان زيادي براي آمريكا دارد
هم امكانات زياد
تبليغاتي
سياسي و مالي بايد در اين راه هزينه شود
نمي كند تا از
مصالح خودش كاملا اطمينان حاصل نمايد. لذا بخش اول
سئوال درست است اما بخش دوم مطلب كه اينها معارضين را
فريب دادند درست نيست . من با اينكه نه در اين اجلاس شركت
كردم و نه آن اجلاس راتاييد كردم
در وقت خودش و در
مصاحبه هاي مختلف آن اجلاس را تاييد نكردم ولي معتقدم
اينطور نيست كه آمريكايي ها معارضين عراقي را كه در اين دو
اجلاس لندن و صلاح الدين تشكيل داده بودند فريب داده باشند.
معارضين عراقي
آنهايي كه جز طرح آمريكا نبودند با بصيرت و
بينش كامل و با يك اساس علمي به اجلاس رفتند و آن اساس و
مبناي علمي همان است كه در پاسخ سئوال اول توضيح دادم .
آنها چنين فكر مي كردند كه ما صدام را با امكانات موجود
خودمان نمي توانيم از بين ببريم . با قدرت زيادي كه آمريكا دارد
رژيم صدام را ساقط مي كند و ما از اين فرصت بايد استفاده
كنيم . وقتي آمريكا آمد و رژيم صدام را ساقط كرد به اين سادگي
عراق را به مردم عراق نمي سپارد. بعد از سقوط رژيم
آمريكا
مي ماند تا اينكه به مقاصد سياسي و اقتصادي و نظامي خودش
دست بيابد. ولي با تمام اين آگاهي ها
آنها(معارضين ) همراهي با
طرح آمريكا را بر مبناي يك موازنه در لندن و صلاح الدين و قبل
و بعد از آن پذيرفتند و آن موازنه اين بودكه حضور صدام در
منطقه بهتر است يا حضور آمريكا يك چنين موازنه اي را آنها
انجام دادند و به نظر آنها رسيد كه آمريكا
نيروي سلطه گر
متعدي و متجاوزي كه از خارج و از ماورا درياها آمده را راحت
تر از صدام مي توان از عراق بيرون كرد. صدام ريشه دوانده و
نمي توان نظام صدام را با امكانات موجودي كه مردم و معارضين
دارند سرنگون كرد. آمريكا اگر رژيم صدام را سرنگون بكند
مايك درگيري دومي با آمريكا داريم و فرصت هاي پيروزي در
درگيري دوم از فرصت هاي پيروزي در درگيري اول بيشتر است .
اين نظر آنها بود. من در همان حين
مخالفت خودم را با اين نظر
اعلان كردم و گفتم اين نظر صحيحي نيست كه ما از آمريكا
بخواهيم بيايد و رژيم صدام را به نيابت از ما ساقط كند و
ماتماشاگر صحنه ميان آمريكا و صدام باشيم . ما بايد از
دولت هاي همجوار عراق
دولت هاي عربي و اسلامي و حتي از
قدرتهاي بزرگ مي خواستيم معارضين و مردم عراق را در
سرنگوني رژيم صدام كمك كنند يا حداقل به كمك صدام
نشتابند . چنانكه در انتفاضه سال 1991 برخي از همسايگان
عراق و خود آمريكا در سخت ترين و بحراني ترين لحظات به
كمك صدام شتافتند و حركت كردند. ما بايد مي خواستيم كه
دولت ها چنين كاري نكنند. من در وقت خودش گفتم ما معتقديم
ملت عراق با قدرتهاي فعلي خود مي تواند رژيم صدام را ساقط
كند. به شرطي كه قدرتهاي منطقه و دنيا و دولت هاي همجوار به
كمك مردم عراق آمده و يا حداقل از رژيم صدام حمايت نكنند.
در آن زمان اين پيام كه از طرف كسان ديگري نيز مطرح مي شد
براي معارضين مخصوصا معارضيني كه در اروپا و در لندن بودند
جانيافتاد و معتقد به اين مطلب نبودند.
بنابر اين من معتقد به اين طرح با آن مبنا نبودم كه آمريكا از
خارج بيايد و عراق را آزاد كند ولي حرف من اين است كه اين
كاري را كه معارضين كردند و با طرح آمريكا همراه شدند و در دو
اجلاس لندن و صلاح الدين حضور يافتند. كار آنها بر يك مبناي
قابل احترام سياسي بود. ما نمي توانيم آنها را به خيانت نسبت به
عراق متهم كنيم .
آيا شما به ناپختگي و ساده انگاري سياسي
معارضين شركت كنندن دراين اجلاس نيز معتقد
نيستيد در حالي كه ديديم آمريكايي ها به
قول هايي كه دادند و حرفهايي كه زدند عمل
نكردند و با حضور معارضين در اجلاسيه ها
راه
اشغال نظامي عراق را براي خود هموارتر ديدند.
آيا اين خود نوعي فريب نيست
در هر دو اجلاس
در لندن و در صلاح الدين كه هر دو اجلاس
سرنوشت سازترين اجلاس هايي بود كه در زمينه مساله آينده
عراق تشكيل شد همه معارضين چه سكولارها و چه اسلاميين در
هر دو اجلاس گفته بودند كه حضور آمريكا در عراق غلط است و
آمريكا به هيچ نحو نبايد در فكر اشغال نظامي عراق باشد و متفقا
با تعيين يك فرمانده نظامي يا فرمانده مدني از طرف آمريكا در
عراق مخالف بودند پس بنابر اين من مي توانم بگويم كه
معارضيني كه در دو اجلاس شركت كردند فريب آمريكا را
نخورده بودند. من نظر معارضيني را كه دردو اجلاس شركت
كرده بودند پرسيدم آنها گفتند ما يقينا مي دانيم آمريكا آن
تصريحي را كه پاول وزير خارجه آمريكا دارد
عملي مي كند. او
چند بار گفته بود كه ما در عراق مي مانيم و حاكم نظامي تعيين
مي كنيم و سرنوشت سياسي عراق را تا مقدار زماني كه خودمان
تشخيص مي دهيم بدست مي گيريم و تا آنوقت كه مصلحت
مي بينيم در عراق خواهيم ماند. بعدا « زلمي خليل زاد » در
اجلاس صلاح الدين گفته بود كه آمريكا از طرح اشغال و تعيين
فرمانده نظامي عقب نشيني كرده و در صدد اشغال طويل المدت
نيست ولي همه افرادي كه آنجا شركت كرده بودند
معتقد بودند
اين حرفي را كه خليل زادمي زند براي آرام كردن تنشي است كه
در اجلاس پيدا شد. بنابر اين من مي توانم بگويم اينكه آنها فريب
آمريكا را خوردند درست نيست . ولي آيا درست يا غلط فكر
كردند
معتقدم با اينكه نظر آنها براي من نظر محترمي است .
اشتباه كردند و مردم عراق و معارضين اگر اين پيام را به دنيا
ارائه مي دادند كه ما خودمان نظام عراق را ساقط مي كنيم و
مطالبه اجراي مصوبه شوراي امنيت در سال 1991 (پس از
اشغال كويت توسط عراق و تعيين مناطق ممنوعه براي رژيم
صدام ) را مي كردند
با يك تلاش و تاوان بيشتري مي توانستند
رژيم عراق را ساقط كرده و از اشغال عراق جلوگيري كنند.
شما گفتيد سياست برخي معارضين بر اين
استوار شد كه آمريكا بيايد صدام را ساقط نموده
و از حاكميت عراق بيرون كند و سپس معارضين
آمريكا را از عراق بيرون برانند. به نظر مي رسد
چنين اعتقادي كه يك قدرت قوي تر بيايد قدرت
ضعيف تري را شكست دهد و سپس افراد مقابل
اين قدرت ضعيف تر كه نتوانسته اند با موقعيت
وامكانات خود در طول سال هاي متمادي آنرا
شكست دهند فكر كنند در آينده مي توانند قدرت
قوي تر را به شكست بكشانند
اعتقاد درست و
قابل احترامي نمي تواند باشد. با اينحال ما سوال
ديگري را مطرح مي كنيم . شما چقدر احتمال
مي دهيد آمريكا قدرت را به غيرنظاميان عراقي
آنطور كه خود مقامات آمريكايي ادعا دارند
واگذار كند
اين موضوع متوقف بر اين است كه آمريكا تا چه اندازه بتواند
امنيت نيروهاي خودش را در عراق حفظ و اوضاع سياسي و
امنيتي عراق را كنترل كند. حكومت غيرنظامي به مصلحت
آمريكاست و سرزنش ها و تنش هاي بين المللي آنهم كمتر است .
ولي اگر آمريكا نتواند امنيت نيروهاي خودش را در عراق تامين
كند و اوضاع سياسي مردم عراق را كنترل بكند ناچار مي شود به
حكومت نظامي ادامه بدهد. پس بنابراين نظامي بودن با
غيرنظامي بودن دستگاه دست نشانده اي كه آمريكا معين مي كند
مقدار زيادي مرتبط به مساله امنيت و عدم امنيت آمريكا در
عراق است . الان شخصي از طرف وزارت امورخارجه آمريكا
براي اينكار معين شده است كه به نمايندگي شخصي رئيس
جمهور آمريكا به عراق بيايد ومامور مافوق « گارنر » خواهد بود.
اين اختلافي است كه از اول ميان وزارت خارجه و وزارت دفاع
آمريكابوده است . وزارت دفاع آمريكا متمايل است كه حكومت
آينده عراق تا مدت زماني نظامي باشد و وزارت امورخارجه فكر
مي كند كه يك حكومت نظامي آمريكايي در عراق براي آمريكا
گران تمام خواهد شد و اخيرا از قرار معلوم نظر وزارت خارجه
را رئيس جمهور آمريكا پذيرفته است ومي خواهد يك نماينده
غيرنظامي به عراق اعزام كند.
در اين صورت ادعاي آمريكا كه قبلا گفته
است امور رابه غيرنظاميان عراقي واگذار مي كند
تحقق نخواهد يافت و يا حداقل در كوتاه مدت
چنين ادعايي محقق نخواهد شد. آيا شما نيز
چنين اعتقادي داريد
بله
مسلم است كه به آرا مردم رجوع نخواهد شد. اگر مسائل
و اوضاع سياسي طبق طرح و به دلخواه آمريكا پيش برود
طول
خواهد كشيد ولي فكر نمي كنم كه اوضاع سياسي مطابق خواست
آمريكا پيش برود و من معتقدم كه حضور آمريكايي ها در عراق
تشنج آفرين خواهد بود و مردم عراق به هيچ وجه تن به حضور
آمريكا نخواهند داد و آمريكايي ها هم نمي توانند مردم عراق را
كنترل كنند. عراق تجربيات زيادي در تاريخ دارد
انگليسي ها
نتوانستند مقاومت مردم عراق را در گذشته تحمل كنند و بالاخره
از عراق خارج شدند
آمريكايي ها هم به همان سرنوشت
انگليسي ها كه 80 سال پيش در شورش سال 1920 (1299
هـ.ش ) توسط مردم عراق از اين كشور بيرون رانده شدند
دچار
خواهد شد و عراق را بالاجبار ترك خواهد كرد. و فكر مي كنم
آمريكا اگر عاقلانه بينديشد و غرور آمريكايي
عقل آمريكايي را
توجيه نكند به اين نتيجه خواهد رسيد. مشكل آمريكا اين است
كه آمريكايي ها تنها با عقل فكر نمي كنند و غرور آمريكايي تا حد
زيادي در ساختار عقل سياسي آمريكايي مدخليت دارد.
به اعتقاد شما سازماندهي مجدد بعثي ها در
عراق توسط آمريكا چه معناي مي تواند داشته
باشد آيا يك معنا اين نيست كه آمريكا براي
حاكميت مهره هاي خودش در مصدر امور عراق
نمي تواند يك توجيه قابل قبولي براي جامعه
بين المللي و افكار عمومي دنيا داشته باشد
مي خواهد افرادي با تابعيت عراقي را به جهات
مختلف تطميع نموده و پس از حصول اطمينان
نسبت به سرسپردگي اين افراد
آنها را در مصادر
امور دخالت دهد و از تنش هاي داخلي و
بين المللي عليه اشغال عراق بكاهد
آمريكا مويد حزب بعث نيست و پشتيبان آن هم نيست
قبل از
سقوط صدام
آمريكا با حزب بعث عراق درگير شده الان هم
آمريكا با حزب بعث سوريه شديدا درگير است . بنابر اين آمريكا
يك خط سياسي معيني را در كشورهاي عربي تاييد نمي كند و
مصلحتي در آن نمي بيند
آمريكا به فكر مصالح خودش هست و
مصالح آمريكا در عراق فعلا اين است كه يك نيروي قابل
اطميناني پيدا كند كه براي آنها اطمينان بخش باشد ودر تمام
عراق
آمريكا نيرويي مطمئن تر و امن تر از حزب بعث عراق پيدا
نمي كند به اين دليل كه الاذن حزب بعث عراق كه يك تشكيلات
وسيعي است و داراي تشكيلات نظامي
شبه نظامي
سياسي و
فرهنگي گسترده اي مي باشد كه روي آن زياد سرمايه گذاري شده
اما هيچ پايگاه مردمي ندارد زيرا بچه ها و بستگان و خانواده هاي
زيادي از مردم بدست همين تشكيلات كشته شده اند و بعثي ها
خيلي به مردم بدهكار هستندبنا براين حزب بعث پناهگاهي غير
از آمريكا براي آينده نمي تواند داشته باشد لذا خيلي طبيعي
است كه حزب بعث با تمام تشكيلات نظامي و شبه نظامي
سياسي
حزبي و فرهنگي خودش كاملا تسليم آمريكا بشود و
مجري طرحهاي آمريكايي باشد و براي آمريكا هيچگونه
مزاحمتي ايجاد نكنند چون بقاي آنها منوط به بقاي آمريكا
خواهد بود. اينچنين نيروي وسيع كاركرده فعالي كه شناخت
خوبي هم از مردم و جامعه عراق داشته باشند قطعا براي آمريكا
مغتنم است و آمريكا نيرويي بهتر از تشكيلات حزب بعث براي
كنترل كردن مقاومت هاي مردمي و فعاليت هاي سياسي برضد
آمريكا پيدا نمي كند.
آيا چنين نيروهايي كه سال ها سر در آخور
صدام رئيس و فرمانده حزب بعث داشتند و
جنايات زيادي را براي خوشايند صدام عليه
مردم عراق مرتكب شدند اما در نهايت به صدام
پشت كرده و بزرگترين ضربه را همين ها به صدام
وارد كردند مي توانند نيروهاي مورد اعتماد
آمريكا باشند
اينها رژيم صدام را تمام شده مي دانند و الاذن دنبال پناهگاهي
مي گردند تا از انتقام مردم در امان باشند و آمريكاهم بهتر از اين
نيروي وسيع و كاركرده در تشكيلات حزب بعث براي رسيدن به
اهداف خودش پيدا نمي كند و حزب بعث هم پناهگاهي بهتر از
آمريكا پيدا نمي كند
لذا اينهاراحت دست در دست هم مي دهند
و من پيش از آنكه خبر در روزنامه ها منتشر شود با دوستان
صحبت مي كردم و مي گفتم احتمال زيادي وجود دارد آمريكا به
همين زوديها براي كنترل اوضاع سياسي و تضمين امنيت سياسي
خودش در عراق از نيروهاي حزب بعث استفاده كند و از آغاز هم
واضح بود كه آمريكا يك چنين هدفي دارد
آمريكا به جز نام 55
نفر از افرادي كه به او بدهكار بودند
كس ديگري را در ليست
نياورد و به بقيه كه حتي خودشان را به نيروهاي نظامي آمريكايي
تسليم مي كردند مي گفت ما با شماكاري نداريم . حالا اين افراد
چه جنايتكار و شكنجه گر و چه دزد و چپاولگر بودند آمريكا
گفت كاري به آنها ندارد و فقط دنبال 55 نفر هست . بنابر اين
براي نيروهاي حزب بعث هيچ پناهگاهي بهتر از آمريكا پيدا
نمي شود و براي آمريكايي ها نيز هيچ نيرويي امن تر و قابل
اطمينان تر از حزب بعث عراق نيست . لذا اين دو جهت مي توانند
با اطمينان خاطر دستشان را در دست هم بگذارند و اين از اول
قابل پيش بيني بود.
نيروهاي حزب بعث قبلا تحت فرماندهي
صدام و در مقابل آمريكا قرار داشتند. در همين
حال منافقين هم چنين حالتي را داشتند يعني
تحت حمايت صدام بودند و طبعا بايد مقابل
آمريكا قرار مي گرفتند. الاذن ما مي بينيم كه آمريكا
از منافقين هم دارد چنين استفاده اي را مي كند.
شما بعثي ها و منافقين را نسبت به يكديگر چگونه
مقايسه مي كنيد
همان ملاك در منافقين هم موجود است . منافقين الاذن به يك
پناهگاه احتياج دارند
پناهگاه قبلي آنها صدام بود كه ساقط شد.
آنها الان در به در دنبال پناهگاه جديد هستند و حاضرند
خودشان را صد در صد تسليم آن جهتي بكنند كه اينها را پناه
مي دهد و آمريكا هم دنبال يك نيرويي است كه صد در صد
خودش را در اختيار آمريكا قرار دهد لذا منافقين نيز براي آمريكا
يك نيروي قابل اعتمادي هستند و آمريكا هم متقابلا براي
منافقين يك پناهگاه قابل اطميناني است .
باتوجه به ظواهر موجود كه آمريكا حتي در
صورت خروج ظاهري از عراق و يا پايان ظاهري
سلطه نظامي
افرادي سرسپرده و لائيك را بر سر
كار خواهد آورد
تكليف گروههاي شيعي چيست
و آيا آنها مي توانند با چنين افرادي به تفاهم
برسند. يا بايد مسير خود را از آنها جدا كرده از
افكار عمومي مردم عراق كه مخالف سلطه بيگانه
و يا حاكميت حاكمان سرسپرده آمريكا هستند
تبعيت كنند به نظر مي رسد اين گروهها در
صورت برائت از بيگانگان و حاكميت افراد
سرسپرده
از پشتوانه قوي مردمي برخوردارند و
مي توانند به مبارزات و مقاومت اسلامي خود
ادامه دهند. آيا شما نيز چنين ايده اي داريد
در اين صورت گروههاي معارض عراقي و مردم عراق آن
حكومت را ادامه اشغال آمريكا يا شكل جديدي از اشغال آمريكا
مي دانند و اين را جدا از اشغال نظامي آمريكا حساب نمي كنند و
حاكميت مردم نمي دانند. آمريكا نمي تواند با چنين كاري خودش
را از مشكلات آينده و مقاومت مردم عراق خلاص بكند و با
بياني ديگر نمي تواند مردم عراق را فريب بدهد
مردمي كه در
مقابل نظام استبدادي صدام و بكر به مدت 35 سال مقاومت
كردند چنين فريبي رانمي خورند.
هميشه مقاومت در تاريخ ملت ها با همه مرارتهايي كه دارد به
دو نتيجه شيرين مي رسد
يكي اينكه مقاومت آگاهي سياسي به
مردم مي دهد كه اين آگاهي سياسي با آن آگاهي هايي كه در كتابها و
در صفحات روزنامه ها مي خوانيم فرق مي كند. اين آگاهي
آگاهي
انبوه مردم است كه در صحنه هاي مقاومت تحصيل مي كنند. دوم
اينكه مقاومت مردم را در مقابل ظلم و تعدي نيرومند مي كند.
پس اين يكي دو نسلي كه 35 سال در زير شكنجه و ظلم و تعدي
نظام استبدادي صدام مقاومت كرده اند. نسل هايي هستند كه از
دو ويژگي ذكر شده كاملا برخوردارند
يكي آگاهي سياسي و يكي
توانايي و قدرت آمريكا نمي تواند مردم عراق را كه هم به آگاهي
سياسي اسلامي و هم به توانايي هاي اسلامي مسلح هستند به اين
سادگي فريب بدهد. بنابر اين اگر بنا شود آمريكا يك حكومت
دست نشانده اي از بعثي هاي به جامانده رژيم صدام در عراق
روي كار بياورد
اين حكومت محكوم به شكست است و آن
زحمتي را كه سقوط نظام صدام مي طلبيد نظام ديگر نخواهد
طلبيد و آمريكا از مقاومت مردم عراق در امان نخواهد بود.
آمريكا ناچار است كه يكي از اين دوكار را انجام بدهد و راه
سومي ندارد. يا اشغال نظامي را با زور و قدرت و با تشكيلات
امنيتي و با هزينه خيلي بالا ادامه بدهد كه نشدني است و از عهده
آن برنمي آيد يا اينكه آينده عراق را به خود عراقي ها واگذار كند
كه در هر حال به آن اهدافي كه داشت نخواهد رسيد. بنابر اين
آمريكا دارد به يك بن بستي مي رسد كه اگر عقلاي آمريكا و
دورانديشان سياسي اين كشور درست فكر بكنند سردمداران
نظام آمريكا را نصيحت مي كنند كه قبل از اينكه به بن بست برسند
از همان راهي كه آمده اند برگردند كه در مقابل راه آنها اميدي
براي خروج از اين بن بست سياسي و اقتصادي نخواهد بود.
آمريكا با اين دبدبه و همينه ظاهري كه دارد
وقتي در عراق با اين مشكلات جدي مواجه شده
به نظر نمي رسد كه بخواهد تهديدي براي آينده
سوريه باشد. شما چه نظري داريد
من فكر مي كنم تهديدهاي آمريكا در مورد سوريه هيچ حقيقت
و واقعيتي ندارد و آمريكا قطعا بعد از آن تاوان ها و هزينه هاي
سنگيني كه بخاطر اشغال عراق متحمل شد نمي تواند اينكار را در
سوريه تكرار كند. آمريكا از اين تهديدها قصد بهره برداري
سياسي دارد ولي قطعا نمي تواند در سوريه همچنان كه در عراق
وارد يك جنگ تمام عيار نظامي شد
وارد يك صحنه نظامي و
سياسي و اقتصادي جديدي بشود.اينرا نه مردم آمريكا و نه دنيا
نمي پذيرند و نه خودش چنين تواني را دارد.
آمريكا امروز به جايي رسيده كه نه اعتباري براي افكار
عمومي دنيا قائل است و نه براي سازمانهاي بين المللي . آمريكا
امروز فقط با عقل فكر نمي كند بلكه تابع عقلي است كه تحت
تاثير غرور آمريكايي قرار دارد.
چنانچه در پايان اين مصاحبه خطاب به ملت
عراق
گروههاي معارض و روحانيت اين كشور
مطلبي داريد بفرمائيد
من از مردم عراق تشكر مي كنم و مطمئن هستم كه مردم عراق
خوابهاي آمريكا را آشفته خواهند كرد و به آمريكا فرصت
باقي ماندن در عراق را نمي دهند و نخواهند گذاشت كه
آمريكايي ها به آرزوهاي خودشان در عراق برسند. مردم عراق
مردمي هستند كه تجربيات زيادي در اين يك قرن اخير در مبارزه
با استعمار و استبداد و ظلم داشته و مردمي مومن
مسلمان و
مقتدر هستند. پيام من به مردم عراق اين است كه جلوي فتنه هاي
سياسي ومذهبي و طايفه گري را بگيرند ممكن است آمريكا از
اهرم فتنه هاي مذهبي شيعه و سني در اين مقطع حساس زماني
استفاده كند و سني ها را بر عليه شيعيان و يا شيعيان را بر عليه
مسلمانان سني تحريك بكند. مسلمين چه شيعه و چه سني در
عراق بايد با آگاهي سياسي وسيعي در مقابل اين پديده هاي
تفرقه افكنانه و فتنه انگيز بايستند و فرصت ندهند كه دشمنان
اسلام آب را گل آلود كنند و همچنين از فتنه هاي سياسي برحذر
باشند. ما شيعيان بخصوص هميشه پيرو و دنباله رو مرجعيت و
حوزه هاي علميه و علما و فقها بوديم و ولايت امر اسلامي در
زندگي سياسي ما نقش حساسي را داشته
من مردم عراق را به
پيروي از خط فقها و علما و مرجعيت و ولايت امر دعوت
مي كنم . اين راه
راه امني است و تا وقتي كه در اين راه باشيم
آسيبي نخواهيم ديد. همچنين گروههاي معارض عراقي را به
وحدت كلمه دعوت مي كنم . اگر همه باهم باشند يك نيروي
سنگيني مي شوند و اگر از همديگر جدابشوند علاوه بر اينكه
ضعيف مي شوند
همديگر را نيز فرسايش مي دهند و ناتوان
مي كنند و نتيجه سال ها مبارزه آنها از بين مي رود و همكاري و
همراهي و تعاون آنها امروز در حكم يك تكليف شرعي است . در
پايان از شما بسيار متشكرم كه اين فرصت را به من داديد كه با
خوانندگان روزنامه وزين و محترم جمهوري اسلامي گفتگو كنم .
ما هم از شما كه فرصت انجام اين مصاحبه را
در اختيارمان گذاشتيد و از حوصله شما براي
پاسخگويي به سئوالات سپاسگزاريم .
روحانيت معارض عراق كه بيشترين ظلم و ستم و شكنجه و
اسارت را در سياهچالهاي رژيم بعثي صدام كشيدند و
مساحت وسيع و عظيمي از معارضين را تشكيل مي دهند كه
مورد احترام مردم نيز هستند بايد با وساطت بين دو بخش از
اسلاميين معارض آنها را به هم نزديك كنند و تماما يك
فرياد
يك پيام و يك موقف سياسي داشته باشند.
مردم عراق به هيچ وجه حضور آمريكا در عراق را تحمل
نخواهند كرد و آمريكايي ها نيز با ادامه حضور خود موفق به
كنترل مردم عراق نخواهند شد.
مشكل آمريكا اين است كه فكر آمريكايي ها مبتني بر
عقلشان نيست و غرور آنها تا حد زيادي در ساختار عقل
سياسي شان مدخليت دارد
منافقين هم در عراق همانند نيروهاي بعثي كه صدام
پناهگاه آنان بود و ساقط شده بدون پناهگاه مانده اند و
حاضرند خودشان را صددرصد تسليم آمريكا كنند به همين
دليل منافقين در شرايط حاضر براي آمريكا يك نيروي قابل
اعتماد به حساب مي آيند و متقابلا آمريكا هم براي منافقين
پناهگاه قابل اطميناني است
آمريكا نمي تواند مردم عراق را كه 35 سال زير شكنجه و
ظلم و تعدي نظام استبدادي صدام مقاومت كرده اند و به
آگاهي سياسي و توانايي هاي اسلامي مسلح هستند
به اين
سادگي فريب دهد.
آمريكا با اشغال عراق راهي را انتخاب كرده است كه هيچ
اميدي براي خروج از بن بست سياسي و اقتصادي بوجود
آمده در اين راه وجود ندارد
آمريكا از تهديدات خود عليه سوريه قصد بهره برداري
سياسي دارد و قطعا نمي تواند همچنانكه در عراق وارد يك
جنگ تمام عيار نظامي شد
در سوريه نيز وارد يك صحنه
نظامي
سياسي و اقتصادي جديد شود
مطمئن هستم كه مردم عراق خوابهاي آمريكا را آشفته
خواهند كرد و به نظاميان آمريكايي اجازه ادامه حضور در
عراق و رسيدن به آرزوهايشان را نخواهند داد
مردم عراق بايد از خط فقها
علما
مرجعيت و ولايت امر
پيروي كنند و بدانند كه اين راه
يك راه امني است و تا وقتي
در اين مسير باشيم آسيبي نخواهيم ديد
معارضين عراقي اگر همدل و همصدا نباشند نتيجه سال ها
مبارزه آنها از بين خواهد رفت . همكاري
همراهي و تعاون
معارضين عراقي با يكديگر امروز در حكم يك تكليف شرعي
است

*****
پيام شهيدان
دفاع از مكتب تشيع
|

شهيد مصطفي حامد پيشقدم
شهيدي از استان آذربايجان شرقي
تاريخ ولادت : 1342 شمسي
تاريخ شهادت : 1365
10
25
محل شهادت : شلمچه
نام عمليات : در ادامه عمليات پيروزمندانه كربلاي 5
شغل : پاسدار رسمي
تاريخ امضاي وصيتنامه : 1364
... اي عزيزان ! رهنمودهاي امام امت را گوش فرا داده و عمل
نمائيد.
... پروردگار عالم همه را به طريقي در زندگي دنيا مورد امتحان
قرار مي دهد كه بايد با آغوش باز استقبال كرده و صراط مستقيم
را پيش گيريد.
... برادرانم تقوا را پيشه خود سازيد و تا مي توانيد با نفس
خويش مبارزه كنيد
خودتان را به ماديات سوق ندهيد و تا
پاي جان از مكتب تشيع دفاع كنيد.

*****
سفر رئيس جمهور به چند كشور عربي فردا آغاز
مي شود
|
بخش خبري : آقاي خاتمي
رئيس جمهوري اسلامي ايران
فردا در راس هياتي عاليرتبه و
در پاسخ به سفر آقايان « اميل
لحود » و « علي عبدالله صالح »
روساي جمهوري لبنان و يمن
و شيخ « ملك محمد بن عيسي
آل خليفه » پادشاه بحرين عازم
اين سه كشور
مي شود.
رئيس جمهور در اين سفر
شش روزه ضمن ديدار با
مقامات عاليرتبه اين كشورها
با مردم
نمايندگان مجلس
دانشگاهيان و شخصيت هاي
فرهنگي و اجتماعي ديدار و
گفت و گو مي كند.
گسترش روابط دوجانبه و
استفاده از همه ظرفيت هاي
موجود به منظور تقويت و
گسترش مناسبات سياسي
اقتصادي و فرهنگي و همچنين
تبادل نظر پيرامون بحران
منطقه بويژه وضعيت فلسطين و
عراق از مهمترين محورهاي
مذاكرات رئيس جمهور با
سران اين
كشورهاست .
دراين سفر يادداشت هاي
تفاهم و موافقتنامه هاي
همكاري در عرصه هاي مختلف
به امضا مي رسد.
اعطاي دكتراي افتخاري
دانشگاه لبنان به آقاي خاتمي
دانشگاه لبنان ديروز اعلام
كرد كه دانشنامه دكتراي
افتخاري علوم سياسي به آقاي
خاتمي رئيس جمهوري
اسلامي ايران تقديم خواهد
كرد.
مديريت اين دانشگاه
باارسال دعوتنامه اي براي
وسايل ارتباط جمعي داخلي
وخارجي و آكادميستهاي
لبناني در بيروت اعلام كرد كه
اين دانشنامه را به خاطر
دستاوردهاي سياسي آقاي
خاتمي
روز سه شنبه هفته
جاري طي آئيني در كاخ
« يونسكو » به ايشان اعطا
خواهد كرد.
آقاي خاتمي رئيس
جمهوري اسلامي ايران كه فردا
وارد بيروت خواهد شد قرار
است در ساختمان سازمان
علمي ـ فرهنگي سازمان ملل
معروف به « كاخ يونسكو » در
بيروت نيز سخنراني كند.

*****
مجمع تشخيص مصلحت قانونگذاري درباره مقابله با
مواد مخدر را به مجلس واگذار كرد
|
بخش خبري : در جلسه
ديروز مجمع تشخيص
مصلحت نظام
دو موضوع
اختلافي ميان مجلس شوراي
اسلامي و شوراي نگهبان مورد
بحث و بررسي قرار گرفت و در
يك مورد حل اختلاف شد.
در اين جلسه كه با حضور
سران سه قوه و اكثريت اعضا
تشكيل شد
بررسي مصوبه
مجلس شوراي اسلامي در
خصوص لايحه موافقتنامه بين
دولت جمهوري اسلامي ايران
و كميته حقوقي و مشورتي
آسيايي ـ آفريقائي
براي ايجاد
مركز منطقه اي داوري در تهران
كه مورد ايراد شوراي نگهبان
قرار گرفته بود در دستور كار
قرار گرفت . اعضا پس از
استماع گزارش كميسيون
حقوقي و قضايي مجمع و
توضيحات نماينده شوراي
نگهبان
وزير دادگستري رئيس
كميسيون قضايي مجلس
شوراي اسلامي و نماينده
وزارت امورخارجه
به اتفاق
آرا مصوبه مجلس شوراي
اسلامي را تائيد
كردند.
مصوبه مجلس شوراي
اسلامي در مورد طرح الحاق
يك تبصره به قانون واگذاري
بيمارستان شهيد دكتر بهشتي
قم به بنياد شهيد انقلاب
اسلامي و ايجاد تسهيلات براي
تامين نيروي انساني بهداشتي
درماني مورد نياز واحدهاي
بهداشتي درماني بنياد شهيد
انقلاب اسلامي مصوبه سال
1368 كه بدليل خلاف شرع
بودن توسط شوراي نگهبان
مورد اشكال قرار گرفته
دومين
موضوع اختلافي بود كه در
جلسه ديروز مجمع مورد بحث
و بررسي قرار گرفت .
پس از اعلام نتيجه
بررسي هاي كميسيون هاي
حقوقي و قضايي و اقتصاد
كلان
بازرگاني و اداري مجمع
نماينده شوراي نگهبان
روساي كميسيونهاي بهداشت
و درمان و قضايي مجلس
شوراي اسلامي استاندار قم و
عضو هيات امناي موسسه
فاطميه
بطور جداگانه
استدلالات و ديدگاههاي
دستگاههاي مربوطه خود را در
خصوص مورد اختلافي بيان
داشتند.
اعضاي مجمع تشخيص
مصلحت نظام
پس از استماع
گزارشهاي مختلف و بحث و
بررسي هاي مبسوط بدليل
طولاني شدن مباحث مقرر
گرديد ادامه مباحث به جلسه
آتي مجمع موكول گردد.
هم چنين با توجه به اينكه
سياست هاي كلي نظام مربوط
به مبارزه با موادمخدر در
كميسيون خاص دبيرخانه
مجمع مورد بحث و بررسي
كارشناسانه قرار گرفته
در اين
جلسه مقرر گرديد : كميسيوني
مشترك با محوريت كميسيون
حقوقي و قضايي مجمع و
مشاركت اعضاي كميسيونهاي
علمي
فرهنگي
اجتماعي و
سياسي
دفاعي و اجتماعي
مجمع و دبير ستاد مبارزه با
موادمخدر براي تدوين
پيش نويس سياست هاي كلي و
قانون مبارزه با موادمخدر و
ارائه آن براي طرح در مجمع
تشخيص مصلحت نظام تشكيل
شود.

*****
وزير پست و تلگراف و تلفن :
بستن تعدادي از سايت هاي اينترنتي قانوني است
|
بخش خبري : بستن
تعدادي از سايت هاي اينترنتي
به لحاظ توهين به مقدسات و
ترويج فساد و تاثير تخريبي آن
يك عمل قانوني است و در
خيلي از كشورها نيز اعمال
مي شود.
دكتر سيداحمد معتمدي
وزير پست و تلگراف و تلفن
پيش از ظهر ديروز در مصاحبه
مطبوعاتي و راديو تلويزيوني با
اعلام مطلب فوق در جمع
خبرنگاران گفت : بر اساس
مصوبه شوراي عالي انقلاب
فرهنگي هيات سه نفره متشكل
از وزارتخانه هاي اطلاعات و
ارشاد اسلامي و صداوسيما
تعيين كننده سايت هاي ممنوع
مي باشند.
وي با بيان اينكه در
كشورهاي غربي نيز سايت هايي
كه اثر تخريبي بر جوانان دارد
توسط دولتها بسته مي شوند
گفت : سايت هايي وجود دارد
كه به ائمه اطهار توهين مي كنند
و هيچ فردي با هر اعتقادي
نمي تواند اين را
بپذيرد.
وزير پست و تلگراف و
تلفن گفت : فيلترگذاري حدود
يكصد سايت اينترنتي در مقابل
ميليونها سايت نمي تواند عدد
قابل توجهي باشد.
وي در عين حال متذكر
شد : ما هيچ اعتقادي به دو
ديدگاه افراطي كه يكي
معتقداست هيچ ضابطه اي
نباشد و ديگر مي گويد اصلا
نبايد از اينترنت استفاده كرد
نداريم و با اين دو ديدگاه
برخورد مي كنيم .
دكتر معتمدي هم چنين در
خصوص ارسال پارازيت بر
شبكه هاي ماهواره اي گفت : اين
نحوه برخورد قانوني نيست و
تاكنون از سوي شوراي امنيت
ملي
دولت و مجلس هيچ
مصوبه اي در اين مورد ابلاغ
نشده است .
وزير پست و تلگراف و
تلفن آنگاه به عملكرد اين
وزارتخانه در سال گذشته
اشاره كرد و واگذاري 2 ميليون
و 37 هزار شماره تلفن ثابت
برقراري ارتباط تلفن در 4127
روستا و شروع بكار مشاور
خارجي براي رفع مشكلات
موجود در شبكه تلفن همراه و
خريداري بيش از 50 درصد
تجهيزات و نصب آن در سراسر
كشور را از جمله اين عملكرد
ذكر كرد.
وي با بيان اينكه ميزان كل
تلفن ثابت داير شده كشور در
پايان سال گذشته به 13 ميليون
شماره رسيده است گفت :
54 درصد بيشتر از پيش بيني
برنامه عمل شده كه اين توفيق
بزرگي براي بخش مخابرات
كشور به شمار مي رود دكتر
معتمدي هم چنين از واگذاري
حدود 3 ميليون شماره تلفن
ثابت در سال جاري خبر داد و
پيش بيني كرد كه در صورت
تحقق اين امر صددرصد بيش
از برنامه سوم عمل خواهد شد.
وي هدف از واگذاري اين
تعداد از تلفن هاي ثابت را به
روز كردن واگذاري تلفن هاي
ثابت در كشور ذكر
نمود.
وزير پست و تلگراف و
تلفن هم چنين تعداد
روستاهايي كه از نعمت ارتباط
تلفني بهره مند شده است را
بالغ بر 36 هزار اعلام كرد .
وي در مورد نصب
50 درصد باقي مانده تجهيزات
خريداري شده براي رفع كمبود
و نواقص موجود در شبكه تلفن
همراه گفت : حداكثر طي يك
ماه آينده اين تعداد تجهيزات
وارد كشور خواهد شد.
وي تعداد تلفن هاي همراه
در كشور را بالغ بر بيش از
2 ميليون شماره ذكر كرد كه با
اتمام واگذاريها اين تعداد تا
پايان مهرماه به بيش از
3 ميليون و 400 هزار شماره
افزايش خواهد يافت كه به گفته
دكتر معتمدي 400 هزار شماره
بيش از كل برنامه سوم خواهد
بود.
وزير پست و تلگراف تلفن
هم چنين پيش بيني كرد كه تا
پايان برنامه 10 ميليون شماره
تلفن همراه واگذار شود.
دكتر معتمدي سپس با
اشاره به برگزاري مناقصه
2 ميليون شماره تلفن همراه
اعتباري گفت : شركت تعاوني
رفسنجان در اين مناقصه برنده
شده كه به همراه مشاور
خارجي اميدواريم طي شش
ماه اول سال جاري به نتيجه
برسيم .
به گفته وزير پست و
تلگراف و تلفن هزينه هر پالس
تلفن هاي همراه اعتباري برابر
1
5 برابر تلفن هاي همراه
معمولي است .

*****
سخنگوي دولت :
موضوع رد لايحه افزايش اختيارات رئيس جمهور
در هيات دولت بررسي مي شود
|
آقاي رمضانزاده سخنگو و
دبير هيات دولت در ارتباط با
رد لايحه تبيين حدود و
اختيارات رياست جمهوري
توسط شوراي نگهبان گفت :
آقاي خاتمي بارها تاكيد كرده
است كه اين لايحه حداقل نياز
براي امكان خدمت رساني به
مردم است .
سخنگوي دولت ديروز در
گفت و گو با خبرنگار ايرنا
در
پاسخ به اين سئوال كه دولت
چه نظري درباره رد اين لايحه
دارد
گفت : « نمي دانم رئيس
جمهوري چه عكس العملي
نشان خواهند داد. اما آقاي
خاتمي بارها اعلام كرده است
كه اين لايحه حداقل نياز براي
امكان خدمت رساني به مردم
است . »
رمضانزاده در پاسخ به اين
سئوال كه آيا موضوع رد لايحه
اختيارات رياست جمهوري در
جلسه هيات دولت مورد بحث
قرار گرفته است يا خير گفت :
هنوز اين موضوع در دولت
مطرح نشده است اما احتمالا
در جلسات اين هفته هيات
وزيران مورد بحث قرار خواهد
گرفت .
ابطحي : مستندات حقوقي
لايحه اختيارات رئيس جمهور
به شوراي نگهبان ارائه خواهد
شد
معاون حقوقي و پارلماني
رئيس جمهور گفت : مستندات
حقوقي لايحه اختيارات رئيس
جمهور و پاسخ هاي ضروري
دولت به شوراي نگهبان ارائه
خواهد شد.
حجت الاسلام ابطحي
گفت : پاسخ شوراي نگهبان و
ايرادات اين شورا به لايحه
تعيين حدود و اختيارات رييس
جمهور براي اقاي خاتمي
بسيار غيرمنتظره بود.
وي در واكنش به رد لايحه
تبيين حدود و اختيارات
رياست جمهوري از سوي
شوراي نگهبان افزود : حجم
بالاي ايرادات بر اين لايحه
نشان از عدم توجه حقوقي به
مفاد لايحه ارايه شده دولت
دارد.
وي اظهار داشت : تصور
مي رفت با توجه به مباني
حقوقي جدي كه در لايحه
وجود داشت و دقتي كه در
تنظيم آن شده بود اين ايرادات
كه نوعا پاسخهاي بسيار صريح
و روشني دارد
توسط شوراي
محترم نگهبان گرفته نمي شد.
ابطحي گفت : به دليل
وسعت ايرادات گرفته شده و به
دليل ضرورت پاسخگويي
صريح و شفاف
دولت در اسرع
وقت پاسخهاي ضروري را
حتي اگر در راي شوراي
نگهبان تاثيرگذار نباشد براي
روشن شدن افكار عمومي ارايه
خواهد كرد.
وي افزود : ديدگاههاي
شفاف مقام معظم رهبري در
مورد ضمانت اجرايي رئيس
جمهور براي اجراي تمامي
اصول قانون اساسي
بارها در
مجلس شوراي اسلامي قرائت
و به صورت جداگانه براي
شوراي نگهبان ارسال شده
بود.
معاون حقوقي و پارلماني
رئيس جمهور اظهار داشت :
توجه به اين موارد مي توانست
مورد عمل و توجه شوراي
نگهبان قرار گيرد و متاسفانه
قرار نگرفت كه اين مساله دليل
بر غيرمنتظره بودن پاسخ
شوراي نگهبان دارد.
ابطحي گفت : طبيعي است
توضيح مجدد اين ديدگاها به
اعضاي شوراي محترم نگهبان
و ارايه مستندات يكي از
راهكارهايي است كه شايد
بتواند تغييري در آراي شوراي
نگهبان ايجاد كند.
وي افزود : ارايه اين
مستندات بر اساس تقاضايي
است كه از شوراي نگهبان شده
بود و مقرر بود اين مستندات
توسط تهيه كنندگان طرح به
شورا ارايه شود كه متاسفانه
چنين زمينه اي به وجود نيامد.
لايحه « اصلاح قانون
تعيين حدود و وظايف و
اختيارات و مسئوليت هاي
رئيس جمهوري »
دوم مهرماه
سال گذشته توسط معاون
حقوقي و پارلماني رئيس
جمهوري تقديم هيات رئيسه
مجلس شد.
كليات اين لايحه آذر ماه
سال قبل از تصويب نمايندگان
مجلس گذشت .
در اين لايحه
بخشي از
وظائف و حدود اختيارات
رئيس جمهور درباره نظارت و
اجراي قانون اساسي مورد
بازنگري قرار گرفته و به رئيس
جمهور اين حق را داده است
كه به بالاترين مقام هر يك از
قوا و نهادهاي حكومتي تذكر و
اخطار دهد.
براساس ماده ديگري از
اين لايحه
براي متخلفاني كه
به تذكر و اخطار قانون اساسي
رئيس جمهور توجه نكنند
مجازات هايي پيش بيني شده
است .
شوراي نگهبان
روز جمعه
لايحه تعيين حدود وظايف و
اختيارات رياست جمهوري
اسلامي ايران را براي رفع
برخي مغايرتها با قانون
اساسي
به مجلس بازگرداند.
اين شورا
لايحه مذكور را
در 10 بند مغاير قانون اساسي
تشخيص داد.

*****
معاون وزير امور خارجه :
مشكل خاورميانه وجود « شارون » است
|
سيد محمد صدر معاون
عربي و آفريقايي وزارت امور
خارجه ايران گفت : اكنون
خاورميانه و فلسطين مشكل
كمبود طرح ندارند بلكه مشكل
اجراي طرحهايي است كه
مطرح مي شود و يكي پس از
ديگري توسط رژيم
صهيونيستي كنار گذاشته
مي شود.
آقاي صدر
روز شنبه در
گفت و گويي با خبرگزاري
جمهوري اسلامي
در پاسخ به
اين سئوال كه آيا طرح « نقشه
راه » مي تواند به حل مساله
خاورميانه كمك كند اظهار
داشت : مشكل خاورميانه
مشكل طرح نيست بلكه مشكل
وجود شارون
حزب ليكود و
ائتلاف حاكم بر رژيم
صهيونيستي است كه حاضر
نيستند در جهت صلح گام
بردارند.
صدر در عين حال به
خواسته ها و مطالبات برحق
ملت فلسطين اشاره كرد و گفت :
مهمترين خواسته ملت
فلسطين مساله قدس و
بازگشت آوارگان و مساله زمين
است كه هيچكدام از اين
مسائل در طرح « نقشه راه »
ديده نشده است .
صدر گفت : واقعيت اين
است كه رژيم اسرائيل و
شخص شارون هيچ ويژگي
ندارند كه بتوانند يك قرارداد
صلح را پيش ببرند بنابراين
چشم انداز روشني در اين زمينه
وجود ندارد.
وي در خصوص « آينده
فلسطين » گفت : فلسطينيان تا
زمانيكه به حداقل حقوق
خويـش دست پيدا نكنند
رضايت نخواهند داد اگرچه
رژيم صهيونيستي مي كوشد با
شدت بيشتري با فلسطينيان
برخورد كند.
معاون وزير امور خارجه
در امور كشورهاي عربي و
آفريقايي افزود : روزانه بين 5 تا
15 فلسطيني توسط نظاميان
رژيم صهيونيستي به شهادت
مي رسند و امروز ملت فلسطين
زير شديدترين حملات قرار
گرفته اند.
وي گفت : تا زماني كه به
مسائل اساسي ملت فلسطين
توجه نشود
آرامش و امنيت
در منطقه ايجاد نخواهد شد.

*****
اظهارات سخنگوي وزارت خارجه آمريكا درباره
وجود مجاري مذاكره با دولت ايران
|
خبرگزاري جمهوري
اسلامي از نيويورك گزارش
داد : سخنگوي وزارت خارجه
آمريكا از تائيد يا تكذيب
« گزارش هاي رسانه هاي
آمريكايي در مورد مذاكرات
ايران و آمريكا در ژنو
خودداري كرد
اما گفت : برخي
مجاري تماس بين دو دولت
تهران و واشنگتن وجود دارد.
« ريچارد بوچر » در نشست
رسانه اي خود در پاسخ به
سئوالي درباره گزارش
مذاكرات ايران و آمريكا در ژنو
گفت : « ما مجاري ارتباطي
مشخصي براي برقراري ارتباط
با ايران به صورت مكتوب يا
ملاقات داريم .
وي افزود : « به عنوان مثال
ما در زمينه اقدامات در
افغانستان با آنان ملاقات
داشته ايم . بنابراين ما با ايرانيان
براي طرح موارد و مسائل مورد
علاقه طرفين
راه هايي در
اختيار داريم .
سخنگوي وزارت خارجه
آمريكا گفت : ما درباره جزئيات
چنين ملاقات هايي صحبت
نمي كنيم
اما داراي مجاري
تماس با ايرانيان هستيم و در
موقعيتي قرار داريم كه درباره
مسائل مورد علاقه طرفين
تماس مي گيريم .
بوچر افزود : « ما همچنان با
مجموعه اي از مسائل منازعه
برانگيز با ايران روبه رو هستيم
اما براي تماس درباره برخي از
آن مسائل كه مورد علاقه
طرفين باشد
راه هايي در
اختيار داريم .
سخنگوي وزارت خارجه
آمريكا درباره ملاقات خليل زاد
با مقامات ايراني گفت : « در
موقعيتي نيستم كه بتوانم
درباره شيوه ملاقات يا گفت و
گوي خود با ديگران صحبت
كنم » .
او در پاسخ به سئوال هاي
مكرر در اين زمينه گفت : « ما با
آنان (ايرانيان ) در مورد
افغانستان ملاقات كرده ايم . لذا
ما داراي مجاري تماس هستيم
كه به صورت مكتوب يا از
طريق نمايندگان دو دولت و نيز
گاه و بيگاه در چارچوب مسائل
گسترده تر در جلسات
از آنها
استفاده مي كنيم .
لازم به ذكر است كه
سخنگوي وزارت خارجه
كشورمان واكنشي نسبت به
اظهارات « ريچارد بوچر » نشان
نداده است .

*****
رئيس مجلس :
روزنامه نگاران كوشش كنند
اشتباهاتشان به حداقل برسد
|
بخش خبري : رئيس
مجلس شوراي اسلامي از
روزنامه نگاران خواست تا با
مراقبت و مواظبت
مسائل را
طرح نموده و كوشش كنند
اشتباهاتشان به حداقل برسد.
حجت الاسلام والمسلمين
مهدي كروبي ديروز در ديدار
اعضاي انجمن صنفي
روزنامه نگاران با قدرداني از
زحمات طاقت فرساي
روزنامه نگاران خاطرنشان كرد :
نگاه به مطبوعات نبايد هيچ گاه
خالي از شرح صدر و وسعت
نظر باشد.
وي افزود : در كار
مطبوعات به ويژه در انتشار
روزنامه كه لحظه اي عمل
مي شود احتمال اشتباه وجود
دارد و با درك اين مهم و تكيه
بر صحت
بايد امكان فعاليت
سازنده و مثبت روزنامه نگاران
را فراهم ساخت .
وي همچنين با ابراز
اميدواري براي حل مشكلات
روزنامه نگاران و رفع تنگناها و
تقويت امنيت شغلي آنها
گفت :
اميدوارم روزي برسد كه هيچ
روزنامه نگاري ديگر در زندان
نباشد.
رئيس مجلس شوراي
اسلامي اطمينان داد كه از همه
توان خود براي حل مشكلات
روزنامه نگاران ايران بهره
بگيرد.
وي همچنين از ايده
واگذاري حل مسائل
روزنامه نگاران به صنف
حمايت كرد و گفت : ورود
انجمن صنفي به حوزه مسائل و
مشكلات مطبوعات مي تواند
تعادل بيشتري را در اين حوزه
برقرار كند.

*****
آيت الله هاشمي رفسنجاني در ديدار اعضاي جديد شوراي
شهر تهران :
عملكرد صحيح شوراي شهر و شهرداري
تهران
شرط همكاري مردم با آنهاست
|

بخش خبري : آيت الله
هاشمي رفسنجاني عصر ديروز
در ديدار اعضاي جديد شوراي
شهر تهران با اشاره به بار
سنگين مسئوليت اداره اين
شهر
تفاهم و اشتراك ديدگاه
اعضاي جديد اين شورا و
همكاري و همراهي همه
دستگاهها و مراكز ذيربط را
عامل مهمي براي حل مسائل
تهران خواند و تاكيد كرد : يكي
از وظايف زيربنايي شوراي
شهر براي حل مسائل شهر
تهران همه جانبه نگري و
هماهنگي متقابل با دولت است .
رئيس مجمع تشخيص
مصلحت نظام نارضايتي برخي
مراجعين به شهرداري ها را
يكي از مسائل شهروندان
تهراني خواند و بر لزوم حل
مسائل و مشكلات آنان در اين
زمينه و اصلاح سيستم
اطلاع رساني شهرداري و
شوراي شهر به مردم تاكيد كرد.
وي با اشاره به اينكه
نارضايتي مردم از وضعيت
شهر بزرگي چون تهران منجر
به بدبيني مردم نسبت به
عملكرد كل نظام مي شود اظهار
اميدواري كرد شوراي جديد
شهر تهران بتواند با تسريع در
اتمام و تكميل پروژه هاي نيمه
تمام اين شهر از حجم
مشكلاتي چون ترافيك بكاهد
و موجبات رضايت نسبي
شهروندان را فراهم
كند.
رئيس مجمع تشخيص
مصلحت نظام عملكرد قابل
قبول شوراي شهر و شهرداري
تهران را شرط همكاري مردم با
اين شورا خواند و تاكيد كرد :
اگر تصميمات شوراها معقول و
منطقي باشد مردم هم در
آباداني و سازندگي شهر خود از
طريق پرداخت مالياتها و
عوارض
همكاري بيشتري
خواهند كرد.
به گزارش روابط عمومي
مجمع تشخيص مصلحت
نظام
آيت الله هاشمي
رفسنجاني با اشاره به رشد
جمعيت دو درصدي ساليانه
تهران و لزوم خدمات رساني
به آنان اظهار داشت : جلوگيري
از مهاجرت به تهران نيازمند
گسترش كشاورزي و خدمات
رفاهي و بهداشتي بيشتر به
مردم روستاها است و اين هم
برنامه ريزي همه جانبه اي را
مي طلبد
اين مهم كاري دراز
مدت و مستلزم
جهت گيري هاي سياست هاي
كلان دولت است . در اين ديدار
مهندس چمران
ضمن
برشمردن مهمترين مشكلات
شهر تهران از جمله مسكن
مسائل فرهنگي
زيست
محيطي
ترافيكي و امنيتي
تاكيد كرد : شهروندان تهراني با
مشكلات اساسي دست به
گريبان هستند كه ريشه در
سياستهاي شهري ساليان دور
دارد. رئيس جديد شوراي شهر
تهران با اشاره به وجود
طرح هاي نيمه تمام فراوان و
طرح هاي آماده اجرا اظهار
داشت : اجرا و تكميل اين
طرح ها نيازمند بودجه كلاني
است و منابع مالي پايداري را
مي طلبد. وي افزود : يكي ديگر
از مشكلات شوراي شهر تهران
مشخص نبودن چگونگي
ارتباطات اين شورا و
شهرداري با نهادها و ادارات
دولتي ديگر و نامشخص بودن
قوانين موجود در اين زمينه
است . وي با تاكيد بر اينكه
فروش تراكم در مقطعي خاص
براي جلب منابع مالي كارساز
بوده
ادامه داد اكنون فروش
تراكم بصورت بدون ضابطه نه
تنها مشكلات تهران را حل
نمي كند. بلكه مشكلات عديده
ديگري را نيز درپي خواهد
داشت . چمران بر لزوم عزم ملي
و همكاري همگاني براي حل
مسائل شهري تهران تاكيد و
اظهار اميدواري كرد اعضاي
جديد شوراي شهر تهران با
تخصص هايي كه دارند. به
گونه اي عمل كنند كه مردم از
اعتمادي كه به آنان كرده اند.
نتيجه مطلوبي بگيرند.
در اين ديدار همچنين چند
تن از اعضاي شوراي شهر
تهران مهمترين مسائل و
تنگناهاي اين شهر را
برشمردند.

| | | | | | | | | |