بحثي اخلاقي از امام خميني
اشاره : كنگره « انديشه هاي اخلاقي ـ عرفاني امام خميني »
خرداد ماه سال جاري از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار امام
خميني در شهرستان قم برگزار مي شود.
« اشراق » عنوان مجله اي است كه به مناسبت برگزاري اين
كنگره منتشر شده و در اولين شماره آن مطالب متنوعي به
چشم مي خورد كه يك سخنراني اخلاقي منتشر نشده از امام
خميني (س ) زينت بخش اين شماره مي باشد.
باتوجه به نكات ارزنده و مفيدي كه در آن سخنراني وجود
دارد
بخش هايي از آن را در ذيل مي آوريم .
در موثقه سكوني در باب جهاد نفس از حضرت ابي عبدالله
عليه السلام نقل مي كند كه ايشان فرمودند كه « بعث رسول الله
صلي الله عليه و آله سريه فلما رجعوا قال مرحبا بقوم قضوا
الجهاد الاصغر و بقي عليهم الجهاد الاكبر
فقيل يا رسول الله ما
الجهاد الاكبر قال جهاد النفس . » (1 ) انسان اگر ملاحظه كند
تواريخ را ببيند
يا يك قدري تفكر در اطراف امور بكند
مي بيند
كه آن قدري كه اسلام و مسلمين از هواهاي نفساني افراد صدمه
خورده است و صدمه خورده اند از چيزهاي ديگر اين قدر
صدمه نخورده اند.
اين جهاد نفس كه رسول اكرم به حسب اين روايت
مي فرمايد كه جهاد اكبر است
مي شود گفت كه اكبر است از
جهت اين كه از جهاد با اعدا مشكل تر است و همين طور هم
هست و بسيار مشكل تر است . انسان ممكن است كه وقتي با اعدا
روبه روي بشود و قوه غضبيه اش غليان پيدا بكند
بزند به قلب
لشكر و هر كاري را مي خواهد بكند و اين جهادها را بكند
لكن
اين اعداي عدوي كه در بين جنبين انسان است
مجاهده با اين
بسيار مشكل است
انسان مبتلاي به اين دشمن است
از آن
وقتي كه اوايل نموش است و اوايل بلوغش است و تا آن وقت كه
نفس مي خواهد برود و برنگردد
اين دشمن همراهش است
تبليغات اين دشمن همراهش است . خيال نكنند جوان ها كه ما
مي گذاريم ـ ان شا الله ـ وقتي كه پير شديم آن وقت تهذيب
مي كنيم . اين خيلي اشتباه است ! چه بسا جوان ها بتوانند
خودشان را مهذب كنند و پيرمردها نتوانند مهذب كنند. براي
اين كه آن هواها محكم شده است . اگر از روزهاي اول
از اول
جواني
انسان دنبال اين نباشد كه تهذيب كند
خودش را
اگر از
اول دنبال اين نباشد هر قدمي كه انسان برمي دارد
و هر روزي كه
از عمر انسان مي گذرد
هواهاي نفسانيه او زياد و توجهش به
مبدا و معاد كم مي شود
كدورت نفس زياد مي شود
اقبال نفس
به دنيا زياد مي شود
و اين دو تا باهم نمي سازند
حب دنيا و
حب خدا با هم نمي سازد
حب دنياو حب خدا با هم نمي سازند
يا حب دنيا است يا حب خدا. « الا من اتي الله بقلب سليم » در
روايت نقل شده است كه يعني « سليم من غير الله » قلب سليم كه
در آيه شريفه است كه « يوم لاينفع مال و بنون الا من اتي الله
بقلب سليم » (1 ) يك روز مي آيد
منتظر اين را باشيم
آن روز
مي آيد كه در آن روز هيچ يك از امور دنيايي به درد انسان
نمي خورد. اين كه به حسب اين آيه شريفه به درد انسان
مي خورد
اين است كه « اتي الله بقلب سليم » قلب سليم به
حسب اين روايت
اين است كه از غير خدا سالم باشد. اين
همين طوري امكان دارد اين خودبه خود امكان دارد كه انسان
نفس خودش را سليم كند و منزه كند از اين كه توجه به غير
خداي تبارك و تعالي داشته باشد اين همين طور خود روست يا
محتاج به مجاهده است محتاج به جهاد نفس است كه همان
جهاد اكبر است . جهاد اصغر كه ما همه از آن فرار مي كنيم
يك
چيزي كم تري است از آن جهاد كه جهاد نفس باشد
بسيار
مشكل تر است . خيلي مشكل است انسان بتواند با اين دشمن
بزرگ مقابله كند و غلبه پيدا كند بر او
ما اصلا فكر اين مطلب كه
مجاهده بايد بكنيم
فكر اين مطلب نيستيم . من با شما تعارف
كنم بگويم كه آقا چقدر مرد خوبي هستند و شما به من بگوييد
چه آدم خوبي است . اين مساله تعارف بردار نيست . ما تاكنون
اصلا بيدار نشديم . آن منزل اولي كه اهلش مي گويند كه عبارت از
منزل « يقظه » است
اين منزل تا به حال به گوش ما نرسيده است
كه شرايط ورود به آن منزل چيست و چطور انسان بايد بيدار
بشود . « قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا الله مثني و فرادي » (2 )
اين را آنهايي كه اهل اين جور مطالب هستند
اين آيه شريفه را
براي اين منزل اول كه منزل يقظه است ذكر كرده اند.
خواجه عبدالله در كتابش (3 ) به اين تمسك كرده است
منزل
يقظه و اين كه چه جور تمسك مي شود كرد به ايه شريفه . حالا ما
وارد در آنها نيستيم . ما تاكنون به صرف اين (توجه نكرده ايم ) كه
بايد علاج خودمان را بكنيم
بايد ما چه فرادي باشيم
چه با غير
باشيم
چه در اجتماعات باشيم
چه انفرادي باشيم
ما محتاج
معالجه هستيم
ما خودمان را مريض مي دانيم . اگر بگويند كه
احوال شما چطور است وقتي قواي ظاهري شما خوب باشد و
قوي باشد
مي گوييد الحمدلله بسيار خوب است
براي اين كه به
فكر اين نيفتاديم ببينيم كه « من » عبارت از اين
قواي ظاهري
نيست . اگر ما مطلع بشويم بر اين مرض هايي كه در قلب ما هست
هرگز نخواهيم گفت كه حال من خوب است . كجاي حال من
خوب است در صورتي كه هر معصيتي پيش بيايد
ابايي ندارم
ابايي نيست
خدا نكند پيش بيايد! تا نفس را سليمش نكنيد از
غير و مهذب نكنيد نفس خودتان را به جوري كه قدم هايي كه
برمي داريد همه قيام لله باشد
قدم لله باشد
تا اين جور نباشد
شما مريضيد و از مرض خودتان هم مطلع نيستيد.
اول ما بايد ببينيم كه ما مريض هستيم يا مريض نيستيم .
آدمي كه خودش را مريض نمي داند كه دنبال طبيب نخواهد رفت .
آن وقتي كه احساس كرد كه آدم مريض است
ووجدانش اين
طور فهماند كه مريض هست
آن وقت از باب اين كه حب به
بقاي اين دنيا دارد و حب به نفس دارد
مي رود به دنبال طبيب
به اين طرف و آن طرف
طبيب پيدا مي كند
براي اين كه ميل
دارد زنده باشد. طبيعي اش هم هست
اگر يك آدم سالم باشد كه
دنبال طبيب نمي رود. آدم سالم دنبال طبيب كه نمي رود. شما تا
حالا به فكر اين افتاديد كه من مريض هستم
نفس من مريض
است و يك مرضي دارد اين مرض غفلت بالاترين مرض ها است
براي انسان كه غافل است از اين كه عاقبت امرش چه مي شود
غافل از خدا است . سرنماز كه ايستاد يك چيزي مي خواند
براي خدا نيست
]نمازش [مي رود تا آخر
از خدا غافل است
كارها براي خدا نيست . و در قلب ما اصلا وارد نشده
است .
خيال نكنيد اين معنا را كه فلان آدم فرض كنيد فيلسوف
است و با برهان ثابت كرده است مبدا و معاد را
فلان آدم هم
فرض كنيد كه معتقد است يااعتقادش به اين معنا هست
اين
تا اين كه ]اين كفايت مي كند[اعتقادات و براهين و امثال ذلك
قلب از او مطلع نشود فايده ندارد. بايد قلب انسان آگاه بشود!
شما همه مي دانيد اين معنا را. برهان قائم است
وجدان قائم
است
حس قائم است به اين كه مرده
نمي تواند انسان را هيچ
ضرر برساند. از مرده
انسان ضرري نمي بيند
برهان قائم است
كه قبر و بيرون قبر مثل يك سرداب مي ماند
وجداني است
ضروري است
تاريكي هم به انسان ضرر نمي رساند
اين هم
جز ضروريات است
اما كدام يك از شما در شب تاريك
مي توانيد برويد توي قبر پيش مرده بخوابيد
و از ترس نميريد
كدام يك از شما براي اين كه برهان شما و ضروريت اين مطلب
به قلب شما نرسيده است . قلب شما باز باورش نيامده است اين
معنا را. بايد قلب باورش بيايد. مرده شور باورش كرده است
چون سروكار داشته با مرده ها. او باورش آمده است به اين كه از
اين كاري نمي آيد. او شب هم آن جا بماند اشكالي ندارد. ما اگر
چه بگوييم « لااله الاالله » و از كسي كاري برنمي آيد الا خداي
تبارك و تعالي
اين لقلقه لسان است . برهان هم مطلب عقلاني
است
باز قلب من آگاه نيست از اين معنا كه غيرخداي تبارك و
تعالي كسي صاحب قدرت نيست . قدرت
قدرت اوست و لهذا
اگر بنا بود كه در عالم يك موجود ديگري يك كمالي ]مي گوييم [
داشت
الحمدلله درست نبود. هر چه كمال است از اوست و هر
چه فساد است از من و شماست . ما باورمان نيامده است به اين
كه بهشت و جهنمي هست
عرض مي كنم كه خدايي هست
حشر
و نشري است باورش نيامده است
اعتقاد داريم
مسلمان
هستيم
شهادت مي دهيم
اعتقاد داريم
لكن در قلب اين بايد
وارد بشود
اين مجاهده لازم دارد تا در قلب واقع شود
اين
جهاد اكبر است .
« ليس منا من لم يجاهد نفسه في كل يوم » (1 )
هر كه با نفس
خودش مجاهده نكند در هر روز
اين از ما نيست
در روايت
است
منتهي حالا اين مجاهده اي كه حضرت فرموده است
مجاهده مرتبه اول است در اين روايت
آن مجاهده اي كه
رسول اكرم مي فرمايد
تمام مراتب است . آن جا مي فرمايد كه اگر
چنانچه كار خوب كرده است ـ استزاده كند ـ و اگر چنانچه كار بد
كرده است توبه كند. آنهايي كه مي خواهند مهذب باشند
بنا
گذاشتند كه علاوه بر اين برف انبارها يك مطلبي هم در نفسشان
واقع شده باشد
آنهايي كه زندگي شان اين نيست كه من و شما
داريم
آنها يك وضع ديگري دارند
آنها مشارطه دارند
آنها
مراقبه دارند
آنها محاسبه دارند و مجاهده دارند
آنها آرام
نيستند. حضرت اميرـ سلام الله عليه آرام نمي توانست بگيرد. او
مجاهد بود. آن جور نبود كه شما خيال كنيد حضرت اميرـ
سلام الله عليه ـ از عالم غيب همين طور همه امور را دسته كرده
بودند داده بودند به ايشان همين طور بي خود بي خودي .مساله
اين نيست
مجاهده كرد. با مجاهده
مناصب را گرفت از خدا. اتصال كامل داشت
اتصال
كام تام داشت
لكن مجاهده كرد
گريه مي كرد. گريه دروغي معنا
ندارد كه بگوييم
ما براي اين كه ديگران را خام كنيم بگوييم كه
حضرت گريه مي كرده است لمصلحه
نخير
مي ترسيد! آن قدري
]ترس [كه رسول اكرم از خدا مي ترسد
من و شما نمي ترسيم .
فرع معرفت است
فرع معرفت عظمت است . من و شما معرفت
نداريم به خداوند تبارك و تعالي . آن كسي كه معرفت دارد و
عظمت حق تعالي در قلب او پيدا شده است
به هر مقدار كه
عظمت زيادتر باشد
عظمتش اسباب خوف مي شود. هر مقدار
ادراك عظمت زيادتر باشد
خوف بيشتر است . آن كسي كه از
همه بشر بيشتر مي ترسيده است
رسول اكرم بود. براي اين كه
اعرف خلق الله بالله تعالي است . هر چه پايين تر بيايد
خوف
كم تر مي شود
تا به ما مي رسد كه اصلا خوف در كار نيست . اگر
انسان بترسد از خدا كه نبايد غيبت كند
نبايد تهمت بزند
نبايد
فحش بدهد
از خدا نمي ترسيم از باب اين كه نمي شناسيم
از
باب اين كه وارد نشديم تاكنون در مجاهده نفس و در اين
جهاداكبر. ما آن اول مرتبه اش كه عبارت از اين است كه انسان
اعمالش را مناسب كند با شريعت مطهره
آن اول مرتبه را ما وارد
نيستيم كه ترك معاصي باشد و فعل واجبات . اين ادني مراتبي
است كه يك مسلم اگر مي گويد مسلمم
بايد داشته باشد. ادني
مراتب مسلم اين است كه بعد از اين كه اسلام آورد
واجبات را
بجا بياورد
محرمات را هم ترك كند. اين ادني مراتب است .
1 ـ وسايل الشيعه
ج 11
ص .122
2 ـ سوره شعرا(26 )
آيه .89
3 ـ سوره سبا(34 )
آيه .46
4 ـ منازل السائرين .
.5 بحارالانوار
ج 70
ص .1172
خيال نكنند جوان ها كه ما مي گذاريم ـ ان شاالله
وقتي كه پير شديم آن وقت تهذيب مي كنيم . اين
خيلي اشتباه است ! چه بسا جوان ها بتوانند خودشان
را مهذب كنند و پيرمردها نتوانند مهذب كنند. براي
اين كه آن هواها محكم شده است .
ما باورمان نيامده است به اين كه بهشت و جهنمي
هست
عرض كنم كه خدايي هست
حشر و نشري است
باورش نيامده است
اعتقاد داريم
مسلمان هستيم
شهادت مي دهيم
لكن در قلب اين بايد وارد بشود
اين مجاهده لازم دارد تا در قلب واقع شود
اين
جهاد اكبر است .

*****
سرمقاله
پنج سال با امام
|
يك . در تاريخ 1377
2
5 روزنامه جمهوري اسلامي در
يك اقدام ابتكاري در اولين روز هر هفته صفحه اي را به نام
« صفحه امام » اختصاص داد. اينك با ورود به ششمين سال تولد
اين صفحه
دست اندركاران آن خداي را شاكرند كه در قبال حق
عظيمي كه روح خدا بر آنها داشته
دين اندكي را ادا نموده اند.
از دست و زبان كه برآيد
كز عهده شكرش به درآيد
دو. اين صفحه رسالت اصلي خود را معطوف به انديشه هاي
حضرت امام
سيره و منطق عملي
دستورالعملهاي تربيتي
معرفي آثار
بيان خاطرات و در يك كلمه شناساندن شخصيت
جامع الاطراف آن نادره دوران مي دانسته و مي داند.
سه . ضرورت آشنايي با انديشه هاي ناب حضرت امام كه
تجسم بخش اسلام ناب محمدي است برخاسته از ضرورت
آگاهي هر چه بيشتر و عميق تر با فرهنگ و معارف اصيل اسلامي
است . اين ضرورت امروزه هم براي مديران درجه اول حكومتي
هم براي مديريتهاي مياني و هم براي اقشار مختلف جامعه بيش
از گذشته احساس مي گردد.
چهار. نام خميني بي ترديد در صدر فهرست دفتر فقاهت
سياست
حقانيت
فرهنگ
عرفان
اخلاق
شجاعت بوده و
خواهد بود. عشق به او عشق به همه خوبيها و نظام جمهوري
اسلامي نمايانگر تاريخي از مجاهدتهاي آن بزرگمرد
است .
پنج . شجره طيبه « جمهوري اسلامي » با تاسي به سيره امام
از سوي دولت و ملت بيش از گذشته به بار خواهد نشست و
« توتي اكلها كل حسين باذن ربها » . هرگونه انحراف از اين مسير
در حقيقت انحراف از اصول و ارزشهايي است كه « نظام » بر آنها
استوار گرديده است .
حيات هر انقلابي در گرو حيات شعارها
پيام و خواسته هاي
رهبري و بنيانگذار آن مي باشد كه به عنوان آرمان ملت تبلور
يافته است . اين شعارها و آرمانها كه برپايه فطرت استوار
گرديده اند وجدان جامعه بشري را مخاطب قرار مي دهند و بدين
خاطر همواره « جهاني » و « جاوداني » خواهند بود.
شش . در راستاي بازشناسي ديدگاههاي حضرت امام و
شناخت و شناسايي انديشه هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي
ايران براي همه سطوح
« صفحه امام » از آثار و محصولات
فرهنگي عالمانه و ارزشمند همه انديشمندان حوزوي
دانشگاهي
فرهنگي و صاحبنظران علاقمند به امام (ره ) استقبال
مي نمايد.

*****
حديث نور
|
تحليل امام از شهادت آقا مصطفي
1356
8
10
امام خميني بر خلاف تصور رژيم شاه كه با به شهادت
رساندن حاج آقا مصطفي درصدد متزلزل ساختن روحيه ايشان و
باز داشتن امام از مبارزه بود
پس از ده روز از شهادت فرزندش
در نطقي كوبنده و حماسي
از دست دادن عزيزترين فرد رااز
« الطاف خفيه الهي » دانستند و فرمودند : « اگر اطلاع داشتيم از آن
الطاف خفيه اي كه خداي تبارك و تعالي نسبت به عبادتش داردـ
و انه لطيف علي عباده ـ و اطلاع بر آن مسائل داشتيم
در اينطور
چيزها كه جزئي است و مهم نيست
اينقدر بي طاقت نبوديم
مي فهميديم كه يك مصالح و يك الطافي در كار است . »
امام خميني در اين سخنراني كه اولين جلسه درس ايشان
پس از اين مصيبت بود
نطق مفصل خود را در زمينه مسائل و
مشكلات ايران و ديگر جوامع اسلامي اختصاص دادند كه در آن
شرائط بسيار مفيد و آموزنده بود.
يادآوري مي شود كه در اين ايام
آثار دكتر شريعتي و كتاب
شهيد جاويد
موضوع بحثها و مجادلات فراواني در سطح جامعه
و به خصوص در دانشگاهها و حوزه هاي علميه بود. و رژيم نيز با
بهره برداري از نقاط ضعف آثار مذكور
بذر نفاق و جدائي
مي پاشيد. جدايي دو قشر روحاني و دانشگاهي بود كه امام
خميني طي ساليان دراز
از طريق پيامهاي متعدد به انجمنهاي
اسلامي دانشجويان داخل و خارج و روحانيت
كوشيده بودند تا
آنان را به يكديگر نزديك سازند.
امام در اين سخنراني پس از بيان سنگيني رسالت انسان در
دستگاه عظيم آفرينش
نقش عظيم و ارزشمند روحانيت را در
نهضتهاي اسلامي بازگو كرد. با ذكر نمونه هايي از واقعيتهاي
تاريخي و بيان پيشتازي روحانيت در نهضتهاي مردمي
بالحني
سازنده
از روشنفكران و نويسندگان مسلماني كه نقش روحانيت
را در سير مبارزات ملتهاي اسلامي ناديده مي گيرند
انتقاد كرده
دوري و نزديكي علماي بزرگ به حكومتها و مبارزات مثبت و
منفي آنان را شيوه هاي مختلف براي حراست از كيان اسلام و فقه
و تشيع دانستند.
ايشان آنگاه به تشريح نمونه هائي از مبارزات علماي به نام
شيعه پرداخته نسبت به مرزبنديهاي كاذب بين دو قشر روحاني و
دانشگاهي هشدار دادند و خطاب به روشنفكران و دانشگاهيان
فرمودند : « اگر شما بخواهيد خودتان باشيد و منهاي آخوند
تا
قيامت هم در زير بار ديگران هستيد. شما همه جمع بشويد
همه
با هم باشيد
همه برادر باشيد
اينها را رد نكنيد. يك قدرت لايزال
است
اين قدرت ملت است . »
از سوي ديگر خطاب به علما و روحانيون نيز فرمودند : « هر
چند وقت يكدفعه
يك مسئله اي درست ميشود در ايران
تمام
وعاظ محترم
تمام علماي اعلام
وقتشان را كه بايد صرف بكنند
در يك مسائل سياسي اسلام
در يك مسائل اجتماعي اسلام
صرف مي كنند.
در اين كه « زيد » كافر و « عمرو » مرتد و « او » وهابي است . و
عالمي كه پنجاه سال زحمت كشيده
فقهش از اكثر اينهايي كه
هستند
ثقيل تر است . مي گويند وهابي است اين
آخر اشتباه است
اين حرفها
آقا جدا نكنيد همه را از هم ... آنهايي كه الان براي
اسلام كار مي كنند و چيز مي نويسند
حالا حتما يك خطايي هم
كرده اند
خطايش را رفع بكنيد
شما عالميد
خطايش را رفع
بكنيد
طرد نكنيد... شما دانشگاه را رد نكنيد از خودتان ... هي
منبر نرويد و بد بگوئيد
منبر برويد و نصيحت بكنيد. »
افشاي حيله شاه
1356
8
21
از سوي امام خميني
پيام تشكري در پاسخ پيامهاي
همدردي مردم در شهادت فرزند ايشان صادر شد.
در قسمتي از اين پيام آمده است : « من ناچارم اعلام خطر
بزرگي بكنم و ملت را از اغفال و خدعه اجانب و عمال آنها نجات
دهم . اين مسامحه دولت كه نويسندگان را مجال نوشتن داد
حيله
بزرگي است براي تطهير شاه و وانمود كردن آزادي ادعايي و
جنايات را به گردن دولت انداختن » .
چهلم شهادت حاج آقا مصطفي
1356
9
11
به مناسبت چهلمين روز شهادت آيت الله حاج سيد مصطفي
خميني
مراسمي از سوي حوزه علميه قم برگزار شد
در اين
مراسم حضرات آيات رباني املشي
صادق خلخالي و محمد
جواد حجتي كرماني پيرامون شخصيت حاج آقا مصطفي
سخنراني نمودند.
همچنين مراسم مشابهي نيز در تهران و ساير شهرستانها
برگزار شد.

| | |