روزنامه جمهوري اسلامي 20/02/1382 صفحه عقيدتي
*****
مظهر فضيلت و معرفت و مبشر امامت حضرت قائم


  • هشتم ربيع الاول سالروز شهادت يازدهمين اختر فروزان آسمان ولايت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام مي باشد. همين روز آغاز امامت حضرت مهدي و قائم آل محمد نيز محسوب مي شود. آغاز امامت همان امام بزرگي كه پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسكري درباره اش فرمود : به يقين پسرم قائم پس از من است و او همان است كه برخي از صفات پيامبران چون عمر دراز و غيبت طولاني در وي جاري است ...
    امام حسن عسكري عليه السلام تمام دوران امامت خويش را در يك پادگان نظامي تحت نظر ماموران عباسي بودند و در برخي موارد كه عباسيان تهديد بيشتري را حس مي كردند آن امام بزرگ را به زندان مي افكندند.
    عباسيان با تمام محدوديتي كه براي امام ايجاد كرده بودند آن بزرگوار رسالت الهي خويش را با مهارت انجام دادند و راه روشن دين را براي مردم باز كردند. امام با نگارش نامه به پيروان خود و انجام ملاقاتهاي پنهاني با شيعيان آنها را در مسير الهي رهبري مي كردند تا آنها بدون لغزش و بدون تاثيرپذيري از جريانات انحرافي راه خدا را بپيمايند.
    هيبت و جلالت يكي از ويژگيهاي بارز امام حسن عسكري عليه السلام بود. جلالت امام به گونه اي بود كه همه را به شدت تحت تاثير قرار مي داد. به عبارت ديگر كساني كه به ديدار حضرت مي رفتند پيش از آن كه تحت تاثير علم و دانش امام قرار گيرند تحت تاثير جلالت امام قرار مي گرفتند و متحول مي شدند. مهابت و جلالت امام چنان بود كه حتي خليفه عباسي نيز وقتي با امام مواجه مي شد در برابر آن بزرگوار حالت انفعال به خود مي گرفت و در برابر عظمت امام خاضع مي شد.
    عظمت و جلالت امام آنگاه كه آن بزرگوار لب به سخن مي گشود جلوه اي ديگر مي يافت زيرا همانگونه كه جلالتش مظهري از جلال خدا بود علمش نيز مظهري از علم خدا بود و همه دانشمندان زمان در برابر دانش بيكرانش خاضع مي شدند. نوشته اند يكي از معروفترين دانشمندان عصر امام مطالبي درباره قرآن نگاشت و مسائلي را طرح كرد كه همساز با معارف اصيل قرآني نبود. وقتي كه امام از موضوع آگاه شد سخن كوتاهي بيان فرمود. زماني كه آن دانشمند از سخن روشنگرانه و مستدل امام آگاه شد بابي ا ز آگاهي و معرفت به رويش باز شد و بي بنياني سخن خويش را به عيان مشاهده كرد. سپس آن دانشمند آتش طلبيد و تمام آنچه را كه در اين زمينه نوشته بود سوزاند.
    امام حسن عسكري عليه السلام به پشتوانه درياي بيكران دانش الهي خويش با ظرافت تمام فرهنگ ديني را تبيين مي كرد و معارف قرآني را آنگونه كه شايسته بود ترويج مي فرمود. در زمان امام حسن عسكري عليه السلام برخي از افراد برداشتهاي نادرستي از معارف قرآن كريم ارائه مي دادند و اين برداشتهاي ناصحيح را در جامعه آن روزگار ترويج مي كردند. امام براي زدودن غبار جهل از معارف ناب قرآني تا آنجا كه وضعيت اختناق آميز دوره عباسيان اجازه مي داد به تفسير قرآن كريم توجه نشان مي دادند و معاني و مفاهيم حقيقي برخي از آيات و سوره ها را براي مردم روشن مي كردند. آثار تفسيري امام و ساير آثاري كه از آن بزرگوار به يادگار مانده است موجب غناي بيشتر فرهنگ اهل بيت شده است .
    امام حسن عسكري در تبيين معارف قرآن به اصل بنيادين توحيد توجه خاصي داشتند. امام با زباني كه براي عموم مردم قابل فهم بود توحيد را مطرح مي كردند و با شمردن نعمت هاي خارج از حساب خداوند متعال به مردم مي آموختند كه حق اين نعمت هاي بي حساب آن است كه براي صاحب آن شريك و انبازي مسازند و جز او كسي را نپرستند. امام مي فرمودند خداوند زمين را متناسب با طبع شما آفريد و همه عوارض و عوامل آن را در حدي قرار داد كه شما بتوانيد در آن زندگي كنيد همچنانكه عوامل و پديده هاي كيهاني را نيز چنان آفريد كه نه تنها زياني از آنها به شما نرسد بلكه موجب استمرار حيات شود پس كسي را كه زمين و پيرامون آن را انباشته از نعمتهاي بي حد كرده است تا شما در آن بياساييد بپرستيد و برايش شريكي تصور نكنيد.
    همانطور كه امام حسن عسكري عليه السلام نسبت به تبيين معارف ناب دين در زمينه هاي اعتقادي سياسي و در زمينه هدايت مردم در مسير صحيح حساسيت و جديت داشتند بهسازي روابط اجتماعي و اخلاقي مردم را نيز همواره مدنظر قرار مي دادند و با گفتار و رفتار خويش الگوي برتري را در مناسبات اجتماعي و اخلاقي نشان مي دادند. امام به بهسازي روابط اجتماعي و رعايت حقوق مردم و آراسته شدن به فضايل اخلاقي تا آن حد اهميت مي دادند كه آن را با رسيدن به قرب خداوند مرتبط مي دانستند و مي فرمودند آن كس كه بيش از همه به حقوق مردم احترام قائل است مقامش در نزد خداوند متعال از همه بالاتر است . همچنانكه آن بزرگوار بين شيعه بودن و اخلاق نيكو داشتن نيز رابطه ي مستقيم قائل بودند.
    به هر حال امام اسوه اي از علم معرفت فضيلت و رافت و جلالت بود و اين ويژگيها براي آن بزرگوار موقعيتي بي نظير فراهم كرده بود موقعيتي كه عباسيان از آن احساس خطر كردند و به شهادتش كمر بستند.