روزنامه جمهوري اسلامي 20/02/1382 صفحه سرمقاله
*****
منطق مورچه !


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    در ميان تمثيل هاي پرمعنائي كه در فرهنگ غني و پربار كشورمان وجود دارد تمثيل مربوط به اينكه مورچه فقط خودش را مي بيند و تصورش اينست كه جهان و آنچه در آنست فقط در وجود او خلاصه شده تمثيل جالب و پندآموزي است . براساس اين تمثيل مورچه اي كه برروي برگي به خواب رفته بود ناگهان در اثر تكانهاي شديدي كه احساس كرد بيدار شد و مشاهده كرد مقداري آب آمده و درحال بردن آن برگ است و طبعا خود مورچه را نيز با خود مي برد. مورچه كه خود را در خطر ميديد فرياد برآورد كه دنيا را سيل برده است !
    اين روزها جنگ رواني شديدي توسط موج سواران به راه افتاده است تا هر طور شده اين نكته را به ذهن ها القا كند كه مردم ايران مايوس و دلسرد شده اند از نظام برگشته اند به انقلاب و مسئولين پشت كرده اند و همه چيز از دست رفته است . اين جنگ رواني كه در قالب مقالات مصاحبه ها تيترهاي خبري نامه و بيانيه هاي سازمان يافته و برنامه ريزي شده در صفحات روزنامه هاي زنجيره اي ظاهر مي شود اين هدف را دنبال مي كند كه با فضاسازي و وارد آوردن فشار رواني بر آن دسته از مسئولين نظام كه مرعوب عربده جوئي هاي آمريكا نشده اند و بر مواضع اصولي خود پافشاري مي كنند و در مورد مسائل كشور از جمله مصوبات مجلس بر ضرورت قانونمندي تاكيد مينمايند در برابر اين فشارها تسليم شوند و اجازه دهند موج سواران از يكطرف اصول و آرمانها را قرباني مطامع قدرتهاي خارجي كنند و از طرف ديگر در داخل نيز به خواسته هاي غيرقانوني خود كه ظاهرا تنها راه باقي ماندن آنان بر مسند قدرت است دست يابند. مقاومت قانوني و اصولي در برابر اين خواسته هاي غيرمنطقي موجب شده است موج سواران به منطق مورچه متوسل شوند و فرياد برآورند كه اگر خواسته هاي ما برآورده نشود استقلال و تماميت ارضي كشور در معرض خطر قرار خواهد گرفت و همه چيز از دست خواهد رفت .
    شاه بيت اين غزل تخيلي نيز اينست كه انتخابات شوراها در نهم اسفند و حضور 12 درصدي مردم تهران و 15 تا 20 درصدي مردم شهرهاي بزرگ در اين انتخابات نشان داد مردم به اصل نظام بي اعتنا شده اند و نظام مشروعيت خود را از دست داده است ! اين دقيقا همان منطق مورچه است زيرا ريشه اين اظهارات و تبليغات در شكستي است كه افراطيون در اين انتخابات متحمل شده اند و اگر آنها در انتخابات شوراها راي آورده بودند اين انتخابات را حتي اگر با حضور فقط 2 درصد واجدين شرايط راي دادن نيز برگزار شده بود بزرگترين نشانه مشاركت و اقبال مردم وانمود مي كردند و بهيچوجه از نااميدي و بريدن و پشت كردن مردم به نظام و انقلاب سخن نميگفتند. تهران و شهرهاي بزرگ به دليل عملكرد سياه شوراي شهر تهران دچار كاهش شديد حضور مردم در انتخابات شوراها شدند و اين كاهش بهيچوجه به مفهوم عدم استقبال ملت ايران از انتخابات هاي آينده نيست . مهمتر آنكه اصولا اصرار براينكه كاهش شديد حضور مردم تهران در انتخابات شوراها معيار قضاوت براي كل كشور باشد غلط است و در كل كشور حدود 50 درصد مردم درهمين انتخابات شركت كردند و اين نشان ميدهد كه عليرغم عملكرد سياه تعدادي از شوراها مردم بي اعتنا به عاملان اين وضعيت در انتخابات شركت كردند و افراد خاطي را كنار زده و افراد ديگري را بجاي آنها برگزيده اند. اين نه تنها نشانه نااميدي و سرخوردگي مردم نيست بلكه برعكس دقيقا نشان ميدهد مردم به اصل نظام و انقلاب و سرنوشت كشور خود علاقمند هستند و در زمان مقتضي تصميمات لازم را اتخاذ مي كنند. اين روشي است كه مردم در برابر هر دو جناح مطرح كشور اعمال كرده اند و همين امر نشان ميدهد مردم با جناح ها قوم و خويشي ندارند و همواره در جستجوي كساني هستند كه اهل خدمت و دلسوزي براي كشور و ملت باشند.
    نصيحت دلسوزانه اي كه بايد افراطيون هر دو جناح با تمام وجود بشنوند و به آن توجه و عمل كنند اينست كه نياز مبرم مردم ايران اكنون حل مشكلات اقتصادي و معيشتي است . بازيهاي سياسي و الفاط و عباراتي از قبيل آنچه در اطلاعيه ها بيانيه ها نامه ها مقالات مصاحبه ها و تيترهاي روزنامه ها خودنمائي مي كنند نه تنها هيچ مشكلي را از مردم حل نمي كنند بلكه مردم را براي پشت كردن به بازيگران سياسي مصمم تر مي نمايند. بنابراين مشفقانه ترين نصيحت به افراطيون جناح ها اينست كه منطق مورچه را كنار بگذارند و با كنار گذاشتن منازعات تمام وقت و امكانات خود را براي خدمت به مردم بكار گيرند. در اينصورت هم ميتوانند مردم را با خود داشته باشند و هم مي توانند مطمئن باشند كه آمريكا و ساير قدرتهاي شيطاني هيچ غلطي نمي توانند بكنند.