روزنامه جمهوري اسلامي 18/02/1382 صفحه عقيدتي
*****
ضرورت تقدير و تدبير در « فرهنگ و هنر »




  • حجت الاسلام دكتر علي اكبر كلانتري ارسنجاني
    از آن جا كه هويت كيان و قوام هر قوم وابسته به فرهنگ و تمدن او است . و ابراز وجودنمودن مقتدرانه هر ملت در عرصه جهاني و بين المللي در گرو استقلال بالندگي و غناي فرهنگي او قرار دارد و باتوجه به اين كه كارآمدترين ابزار براي پاسداشت و شناساندن فرهنگ خودي و آشنايي و تعامل با فرهنگ بيگانه بلكه فراگيرترين وسيله براي آموختن و آموزش شيوه زندگي فردي و اجتماعي هنر مي باشد ترديدي در ضرورت تدبير و تقدير و برنامه ريزي هاي كلان در اين دو عرصه باقي نمي ماند. بلكه اساسا براي آموزش همگاني فرهنگي تقدير معيشت چاره اي جز روي آوردن به هنر نيست .
    از سوي ديگر بشريت امروز تهاجم و جنگ فرهنگي قدرت هاي سلطه گر را با بهره گيري از پيشرفته ترين تكنولوژي هاي هنري با گوشت و پوست خود احساس مي كند. جهان در چند دهه اخير شاهد اضمحلال و فروپاشي يكي از دو ابرقدرت جهان توسط ديگري آن هم نه با حمله نظامي بلكه با جنگ سرد و تهاجم فرهنگي بود.
    پس از دست يابي اتحاد جماهير شوروي به بمب هاي هسته اي و هيدروژني و فن آوري هاي پيشرفته در عرصه فضا و موشك هاي قاره پيما در دهه 1950 تا 1960 سردمداران به طور رسمي و علني اعلام CIA پنتاگون و روساي سازمان كردند آمريكا به هيچ روي نمي تواند در صحنه جنگ مستقيم CIA تسليحاتي بر شوروي فايق آيد . آلن دالاس رئيس يتخونوف عضو شوراي عالي اتحاد جماهير شوروي ايليوخين عضو دوما و رئيس كميسيون امنيت ملي الكس پودبريوزكين عضو مجلس و آكادمي علوم نظامي و ديگر سياستمداران و متفكران روسي هر يك به اين امر اشاره كرده اند1.
    به همين جهت تمامي توجه آمريكا و غرب معطوف به جنگ سرد و درگيري فرهنگي با اين ابرقدرت شد. گئورگي يتخونوف عضو پيشين شوراي عالي اتحاد جماهير شوروي و ) در CIS رئيس وزارت همكاري با كشورهاي مشترك المنافع ( خصوص طرح هاي آمريكا و غرب براي فروپاشي شوروي مي گويد : « آمريكا براي پيروزي در جنگ سرد بيش از 4 5 تريليون دلار هزينه كرد . » 2
    از مجموعه گفته ها و تحليل هاي آمريكايي ها و وابستگان به آنان چنين برداشت مي شود مشابه آن چه درباره شوروي رخ داد و شايد شديدتر از آن در مورد ايران پس از انقلاب اسلامي نيز در دستور كار آنان قرار دارد.
    ريچارد نيكسون رئيس جمهور سابق آمريكا گفته است : « اسلام خميني و بنيادگرايي اسلامي براي ما خطرناك تر از شوروي است . » 3
    جورج شواتز وزير سابق دارايي اين كشور نيز مي گويد : « انقلاب اسلامي خطرناك ترين دشمن مشترك تمدن غرب در سراسر تاريخ آن است . » 4
    جيمز بيل متفكر و محقق آمريكايي در فصل نامه مسائل خارجي نشريه وزارت امور خارجه اين كشور امواج پويايي انقلاب اسلامي ايران را چنين توصيف مي كند :
    « موجي كه از شناخت و بيداري توده هاي جهان اسلام را فراگرفته است از يوگسلاوي و مراكش در غرب تا اندونزي و مالزي در شرق تداوم دارد. اين امواج مولود انقلاب اسلامي ايران است . اين اسلام نو ظهور كه به لحاظ ظاهري يكپارچه نيست ولي به لحاظ ايدئولوژيك . منسجم است .. اين نيروي توده اي و مردمي كه غالبا به عنوان بنيادگرا توصيف مي شود از مرزهاي جغرافيايي گذشته است و به عنوان ايدئولوژي سياسي حكومت هاي ملي را نيز فراگرفته است . دولت ها در بسياري از كشورهاي اسلامي شاهد رشد سياسي و اسلامي اند. حكومت هاي محافظه كار طرفدار غرب از خطر حمله اسلام مردمي (پوپوليستي ) مصون نيستند. بنابراين بقاي جمهوري اسلامي ايران كيان آمريكا و غرب را به مخاطره مي اندازد5. »
    قاسم لاجوردي سرمايه دار معروف دوران شاه صريح تر از همه مي گويد :
    « جمهوري اسلامي ايران علي رغم فشارهاي مضاعف هم چنان به حياتش ادامه داده است . ما بايد فكر كودتاي مستقيم و سرنگوني را كنار بگذاريم و بايستي به موازات فشارهاي غرب برروي ايران فعاليت هاي فرهنگي و دانشگاهي را گسترش دهيم تا از اين طريق زمينه استحاله فراهم آيد6. »
    باتوجه به اين واقعيت انكارناپذير مقتضاي تقدير معيشت آن است كه تدابير لازم و معقول در حفظ و حراست از فرهنگ ديني و ملي انديشيده شود و نرم افزار مورد نياز در اين زمينه تهيه گردد.
    امام علي (ع ) در خطبه قاصعه ضمن برشمردن پاره اي از مصاديق فرهنگ و اخلاق صحيح ديني و ملي مردم را به تثبيت آن ها و غيرت ورزيدن جهت پاسداشت آن ها تشويق مي كند و مي فرمايد :
    « فان كان لابد من العصبيه فليكن تعصبكم لمكارم الاخلاق و محامد الافعال و محاسن الامور التي تفاضلت فيها المجدا و النجدا من بيوتات العرب و يعا سيب القبائل بالاخلاق الرغيبه والاحلام العظيمه و الاخطار الجليه و الاثار المحموده فتعصبوا لخلال الحمد من الحفظ للجوار و الوفا بالذمام و الطاعه للبر و المعصيه للكبر و الاخذ بالفضل و الكف عن البغي و الاعظام للقتل و الانصاف للخلق و الكظم للغيظ و اجتناب الفساد في الارض 7. »
    « اگر ناچاريد تعصب داشته باشيد بايد تعصبتان به خاطر مكارم اخلاقي و كردارهاي نيك و پسنديده اي باشد كه خاندان هاي شرافتمند و بزرگوار عرب و دليران و مهتران قبايل در آن ها بر يكديگر برتري مي جستند با اخلاق پسنديده و عقل هاي بزرگ و مقام هاي بلند و آثار پسنديده . بنابراين براي صفات پسنديده اي هم چون پاسداشت حق و حرمت همسايگي وفاي به عهد و پيمان ها فرمان بري از نيكي ها مخالفت ورزيدن با تكبر اهتمام به احسان و نيكوكاري خويشتن داري از تجاوز و تعدي بزرگ شمردن قتل نفس رفتار منصفانه با مردم فروخوردن خشم و اجتناب ورزيدن از فساد در زمين تعصب ورزيد. »
    از اين گفتار نوراني نكات فراواني قابل استفاده و برداشت است ازجمله :
    1 ـ تعصب ورزيدن اگرچه به خودي خود و در غير مسير الهي مي تواند فاقد ارزش و حتي ضدارزش باشد در جهت حفظ و تحكيم و تثبيت فرهنگ هاي صحيح و پسنديده رجحان دارد و مورد تاكيد است .
    2 ـ ازجمله ضوابط شناخت خصلت ها و فرهنگ صحيح و پسنديده جريان داشتن آن ها در ميان خاندان هاي شرافتمند و بزرگوار و در ميان مهتران و خردمندان و فرهيختگان جامعه است .
    نكته مهم در اين مبحث آن كه به علت فراموش شدن برخي از ارزش هاي فرهنگي و واردآمدن آسيب هاي جدي بر پيكره فرهنگ ديني در نتيجه عوامل گوناگون بر متوليان امور فرهنگي است كه افزون بر برنامه هاي كلان جهت تحكيم و تثبيت باورها و ارزش هاي صحيح به كار خطير « فرهنگ سازي » نيز روي آورند. از باب مثال لازم است با توجه به گسترش زمينه هاي فساد و ارتباطات ناسالم از يك طرف و پيدايش مشكلات و تنگناهاي مالي و معيشتي از طرف ديگر فرهنگ « ازدواج آسان » را تبليغ و نهادينه كرد هم چنين مي توان با آموزش هاي گسترده و فعاليت هاي متنوع هنري فرهنگ « شايسته سالاري » و « پيش داشتن ضوابط بر روابط » را به وجود آورد و تحكيم نمود و از اين قبيل است فرهنگ سازي در زمينه هاي محيط زيست احترام به قوانين و مقررات مصرف بهينه و به طور كلي تقدير معيشت .
    نمونه موفقي كه مي توان در اين مورد ذكر نمود پيدايش تدريجي فرهنگ « اهداي خون » به جاي قمه زني در روزهاي تاسوعا و عاشوراي حسيني (ع ) است . در همين زمينه سازمان انتقال خون كشور بااشاره به اين كه در سال هاي گذشته بسياري از عزاداران اقدام به قمه زني مي كردند ولي امسال (1381 ) به جاي آن به اهداي خون روي آورده اند اعلام كرد : « در روزهاي تاسوعا و عاشورا براساس آخرين آمار در 13 استان كشور 20 هزار و 594 واحد خون به پايگاه هاي انتقال خون اهدا شد8. »
    و از نمونه هاي بسيار منفي و ضدديني كه جز فرهنگ غرب شده و متاسفانه تدريجا به كشور ما نيز سرايت مي كند فرهنگ غلط « تبليغات انتخاباتي » مبتني بر پول و سرمايه است . براي پي بردن به ابعاد خطرناك و ضدمعيشتي اين فرهنگ نگاهي به وضعيت انتخاباتي آمريكا سودمند است .
    احزاب اين كشور باتوجه به محدوديت هاي مالي از يك سو و هزينه هاي فوق العاده سنگين انتخابات از سوي ديگر ترجيح مي دهند نامزدهاي خود را از ميان سرمايه داران بزرگ برگزينند. نگاهي به تركيب كنگره مجلس سناي آمريكا شاهد صدقي است بر اين مدعا.
    در سال 1996 (1375 هـ) 15 اعضاي كنگره از ميليونرها و 28 سناتور آمريكايي از سرمايه داران بزرگ بودند . بررسي تركيب مجلس سناي آمريكا در سال 1994 (1373 ) نشان مي دهد از 35 كرسي انتخابي اين مجلس 31 كرسي در اختيار كساني بود كه بيشترين هزينه را در تبليغات انتخاباتي خود نموده اند. مروري بر برخي آمار هزينه هاي انتخاباتي حاكي از اهميت فوق العاده اين امر مي باشد. از باب نمونه در سال 1964 (1343 ) مبلغ دويست ميليون دلار هزينه انتخابات اين كشور شده است و در سال 1988 (1367 ) هزينه انتخابات به چندين برابر يعني 2 7 ميليارد دلار رسيد . هم چنين مقايسه هزينه انتخابات مجلس سنا نشان مي دهد هزينه احراز يك كرسي در اين كشور از سال 1980 (1359 ) تا 1996 (1375 ) به طور متوسط شش برابر شده است در حالي كه درصد شركت كنندگان روبه كاستي است و از سال 1964 (1343 ) تا 1988 (1367 ) از 73 % به 54 % تنزل نموده است .
    هزينه سرسام آور انتخابات نشان مي دهد در كشوري چون آمريكا پيروزي در انتخابات را نمي توان پيروزي يك تفكر سياسي بر جناح فكري ديگر دانست بلكه اين پيروزي از آن كسي است كه بتواند دلارهاي بيش تري را صرف اين امر نمايد. رقابت انتخاباتي را نبايد رقابت جمهوري خواهان و دموكرات ها بلكه بايد رقابت صاحبان پول و سرمايه دانست . بررسي كليه انتخابات مجلس نمايندگي آمريكا از سال 1980 (1359 ) تاكنون حاكي از اين است كه 91 3 % از برندگان انتخابات كساني هستند كه بيشترين هزينه را در تبليغات خود نموده اند.9
    به منظور جلوگيري از بروز و نهادينه شدن اين فرهنگ سخيف و خطرناك در كشورمان پيشنهاد مي شود جهت برگزاري انتخابات سالم و مبتني بر اخلاق و به دور از جلوه هاي غربي و برخورداري نامزدها ـ با توان مالي مختلف ـ از امكانات يكسان توسط دستگاهي معين مانند فرماندراي ها يا استانداري ها زندگي نامه همه كانديداها همراه با روس برنامه ها و طرح ها و شعارهاي تبليغاتي آنان در جزوه هايي كوچك و به تعداد خانوارها و يا حتي افراد واجد شرايط راي دادن در اختيار آنان قرار داده شود و از همه امور ديگر از قبيل تشكيل ستادهاي انتخاباتي چاپ و توزيع عكس و پوستر نصب پلاكاردها و... پرهيز شود.
    ممكن است گفته شود چنين شيوه اي سبب كم رنگ شدن حضور مردم و بي نشاطي فضاي انتخابات خواهد شد ولي مي توان اين مشكل را نيز به كمك تبليغات صداوسيما و مطبوعات (به طور كلي نه براي فرد يا جناح خاص ) برطرف كرد.
    ناگفته نماند از امور مهم و اثرگذار در حفظ فرهنگ و فرهنگ سازي رسيدگي به وضع معيشتي مربيان معلمان و استادان و فراهم آوردن زندگي مطلوب براي آنان و در نتيجه رفع تشويش و دغدغه فكري ايشان است چرا كه اين امر سبب مي شود فضاي حاكم بر مجامع آموزشي و فرهنگي كشور فضاي فكر و انديشه باشد و خلاقيت و نوآوري در آن ها رايج و نهادينه شود.
    هم چنان كه ضروري است تربيت عالمان و مبلغان ديني نيز به لحاظ كمي و كيفي مورد توجه قرار گيرد زيرا طبيعي است مردم كشور به لحاظ مسلمان بودن نياز جدي به آموزش هاي ديني دارند و اين در حالي است كه تقدير معيشت در اين مورد رعايت نشده است زيرا با وجودي كه تنها شمار روستاهاي كشور بيش از 50 هزار مي باشد جمعيت فعال مبلغين كه از حوزه هاي علميه ( آن هم تنها در ايام تبليغي ) به سراسر كشور اعزام مي شوند . از حدود 20 هزار نفر تجاوز نمي كند حال اگر شهرها ـ كه جمعيتي بيش از روستاها در خود جاي داده اند ـ عشاير پادگان ها و... را هم لحاظ كنيم معلوم مي شود فاصله امكانات موجود با نيازها بسيار زياد است .
    نكته پاياني در اين بحث آن كه به اقتضاي تقدير معيشت لازم است ساخت وساز خانه ها و منازل كارخانجات كارگاه ها ادارات پادگان ها و... متناسب با ايجاد و توسعه امكانات آموزشي فكري تفريحي و ورزشي باشد و اصل توازن در همه اين امور مراعات گردد.
    و اما در پيوند با مقوله هنر به طور فشرده بر اين امر تاكيد مي شود كه تمامي امور هنري از قبيل توليد فيلم نمايش نامه نويسي داستان نويسي عكاسي نقاشي و... آن گاه مي توانند مبتني بر تقدير معيشت باشند كه در آن ها امور مهمي مانند آن چه در زير مي آيد مراعات شود.
    1 ـ متناسب و مطابق با فرهنگ باورها و نيازهاي واقعي جامعه باشند.
    2 ـ جنبه هاي مثبت فرهنگ هاي بيگانه را بازگو و از انتقال جنبه هاي منفي آن ها خودداري ورزند.
    3 ـ ابزار سنت شكني نشوند .
    توضيح آن كه در هر جامعه اي سنت هايي وجود دارد كه به مرور زمان در ميان آحاد آن جامعه و شئون زندگي آنان رسوخ پيدا كرده و گاه هويت جمعي آنان را تشكيل مي دهد از اين رو مورد احترام و اهتمام اقشار گوناگون آن جامعه است . ممكن است پاره اي از اين سنت ها فاقد مباني عقلاني و ديني باشد ولي بي گمان در ميان آن ها سنت هاي صحيح ديني و خردپسند نيز كم نيست . بر دست اندركاران امور هنري است كه به سنت هاي صحيح و مورد علاقه مردم احترام گذاشته موجبات شكسته شدن آن ها را فراهم نياورند. در غير اين صورت اقتدار و استحكام ديني و ملي خدشه دارشده بنيان هاي اجتماعي آسيب مي بيند.
    امام علي (ع ) در فرازي زيبا از نامه خود به مالك اشتر مي فرمايد :
    « لا تنقض سنه صالحه عمل بها صدور هذه الامه و اجتمعت بها الالفه و صلحت عليها الرعيه و لا تحدثن سنه تضر بشي من ماضي تلك السنن فيكون الاجر لمن سنها و الوزر عليك بما نقضت فيها10. »
    « روش ها و سنت هاي درستي كه بزرگان اين امت بدان عمل كرده اند و به بركت آن ها الفت و هم گرايي مردم فراهم آمده و مصلحت مردم بر آن ها رقم خورده است را هرگز مشكن مبادا (از پيش خود) سنت و روشي به وجود آوري كه ناقض سنت و روش صحيح گذشته باشد كه در اين صورت اجر و پاداش براي كساني خواهد بود كه سنت هاي درست را به وجود آورده اند و زر و بال شكستن آن ها به گردن تو خواهد افتاد. »
    4 ـ بايد از هزينه كردن ثروت عمومي در امور كم فايده يا بي فايده پرهيز نمود و در مقابل از سرمايه گذاري كلان در هنرهاي اثرگذار و پرمخاطب مانند سينما امساك نورزيد.
    در زمينه توليد فيلم و سينما ـ كه مي توان آن را مهم ترين عرصه هنر دانست ـ بيان اين نكته مناسب است كه بر طبق برخي گزارش ها هزينه ساخت فيلم در تهران با تخمين زمان شش ماه (دو ماه براي تداركات دو ماه فيلم برداري و دو ماه تدوين ) از 2 ميليون تومان در سال 1362 به ميزان 7 ميليون تومان در سال 1369 با يارانه دولت جهت خريد كليه مواد و تجهيزاتي كه نياز به ارز خارجي داشتند افزايش يافت . هزينه ساخت فيلم هاي تاريخي كه فيلم برداري آن ها سه ماه به طول مي انجاميد و نياز به ابزار و امكانات خاصي داشت نيز حدود ده تا دوازده ميليون تومان بود11.
    ولي بي گمان اگر فيلم هاي توليدي منطبق با موازين پيش گفته باشد و صرفا به آن به عنوان كالاي تجاري نگريسته نشود صرف چنين هزينه هايي هيچ گونه تضادي با تقدير معيشت ندارد. مخصوصا با توجه به اين كه رقم بزرگي از جمعيت كشور را مخاطبان سينما تشكيل مي دهد.
    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال 1376 آمار مخاطبان سينما را به لحاظ سن و در موضوع 62 فيلمي كه در آن زمان توليد شده بود مورد مطالعه قرار داد و يافته هاي زير را اعلام نمود12.

    5 ـ توليد نرم افزار لازم در عرصه هنر
    بي گمان مقوله هنر نيز از اين مهم مستثنا نيست . وقتي ديدگاه يكي از كارشناسان اين مقوله 13 را پيرامون تقدير معيشت در باب هنر جويا شدم وي طي مكتوبي كوتاه ابراز داشت :
    « اگر بخواهيم براي دستيابي به آرمان هاي خويش به الگوهاي ديگران رو بياوريم و از نرم افزار آن ها استفاده نماييم و نوع آسيب شناسي آن ها را آسيب شناسي اسلام بدانيم جامعه دچار بحران هاي عديده اي خواهد شد. اگر آسيب شناسي از يك بيمار خود دچار آسيب باشد بدترين بحران را براي بيمار به وجود مي آورد.
    ما در مقوله هنر نياز شديد به توسعه براساس مباني الهي داريم نه توسعه براساس مباني و نگرش هاي مادي . برنامه ريزي به منظور توسعه الهي نياز به نرم افزار مخصوص خود دارد. و تا بر پايه فرهنگ ديني به كارآمدي هاي عيني كه واسطه ميان فرهنگ و نياز اجتماعي ما است دست نيابيم نمي توانيم مدعي برنامه توسعه الهي جامعه باشيم . ارائه روش هدايت فرهنگ اجتماعي در مقوله هنر از ضروري ترين مسائلي است كه بايد به آن پرداخته شود. »
    پاورقي :
    1 ـ حسن واعظي اصلاحات و فروپاشي ص .19
    2 ـ همان ص .26
    3 ـ حسن واعظي ايران و آمريكا ص .315
    4 ـ همان ص .315
    5 ـ حسن واعظي ايران و آمريكا ص .323
    6 ـ حسن واعظي ايران و آمريكا ص .342
    7 ـ سيد رضي نهج البلاغه خطبه 192 ص .295
    8 ـ روزنامه اقتصادي آسيا . 81 12 26
    9 ـ حجت الله ايوبي پيدايي و پايايي احزاب سياسي در غرب ص 217 ـ.218
    10 ـ سيدرضي نهج البلاغه نامه 53 ص .430
    11 ـ رز عيسي زندگي و هنر سينماي نوين ايران ص .43
    12 ـ همان
    13 ـ دكتر حسين جعفري استاديار دانشگاه هنر شيراز
    بر متوليان امور فرهنگي است كه افزون بر برنامه ريزي كلان جهت تحكيم و تثبيت باورها و ارزش هاي صحيح به كار خطير « فرهنگ سازي » نيز روي آورند.
    رفع تشويش و دغدغه هاي فكري و معيشتي مربيان و معلمان و استادان سبب مي شود فضاي حاكم بر مجامع آموزشي و فرهنگي كشور فضاي فكر و انديشه باشد و خلاقيت و نوآوري در آن ها رايج و نهادينه شود.