روزنامه جمهوري اسلامي 18/02/1382 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    تهران در هفته جاري شاهد برپايي يك جشنواره بزرگ فرهنگي و اطلاع رساني بود. اين روزها شانزدهمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران و دهمين جشنواره مطبوعات ميزبان مشتاقان به فرهنگ و آگاهي است . طبعا اين انتظار وجود دارد كه اين قبيل گردهمائيها قبل از هر چيز بستر مناسبي براي رشد و تعالي دانش و فرهنگ ملي باشد و از كجراهه هاي ضدفرهنگي و ناسازگار با فرهنگ ملي مصون باشد كه قطعا توجه به اين نكته اساسي در برگزاري همايش ها مي تواند محيط اين برنامه ها را سالم نمايد.
    آنچه در عرصه مطبوعات قابل بحث است و بايد به عنوان مروري بر كارنامه فرهنگ اطلاع رساني كشور مورد عنايت قرار گيرد واكاوي عملكرد مطبوعات ايران و لزوم پالايش و اصلاحگري در آن است .
    به واقع بايد پذيرفت همگام با لزوم انجام اصلاحات در همه عرصه هاي كشور و انطباق وضعيت كنوني با اصول و معيارهاي پذيرفته شده در ميثاق ملي جامعه مطبوعات از اين امر مستثني نبوده و نياز به اصلاح و پالايش دارند كه اين امر مي تواند قبل از آنكه به برخوردهاي قانوني منجر شود توسط خود اصحاب مطبوعات انجام گردد.
    آنچه مسلم است اينست كه مطبوعات ايران تا قبل از پيروزي انقلاب كارنامه اي زشت و غيرقابل پذيرش داشتند. اختناق سانسور كاركردهاي دستوري و انجام ماموريتهاي ضداخلاقي براي فاسدكردن نسل جوان سرگرم سازيهاي مبتذل و اباحيگري از برجسته ترين كاركردهاي مطبوعات بود لكن پس از پيروزي انقلاب اسلامي نسيم آزادي بر پيكر بي جان مطبوعات جاني دوباره بخشيد و مطبوعات با اهدافي جديد در جهت احيا ارزشهاي اخلاقي و انقلابي كار اطلاع رساني را آغاز كردند ولي از آنجا كه دشمن بيش از ما به اهميت مطبوعات در عرصه شكل دهي افكار عمومي توجه داشت با استفاده از عناصر نفوذي اقدام به ايجاد انحراف در كاركرد مطبوعات كرد و آنرا در جهت اهداف استعماري كارسازي نمود.
    واقعيت اين است كه تعاليم انقلاب هرگز جهل و جمود و بي اطلاعي را برنمي تابد و ناآگاهي را مساوي مرگ مي داند ولي آنچه طي سالهاي اخير به عنوان اطلاع رساني و جريان آزاد اطلاعات و اخبار در عرصه برخي مطبوعات جريان يافته حركت سياسي و فرهنگي منحطي است كه آزادي مطبوعات را قرباني اهداف سياسي و وابستگي هاي خارجي نموده است . همانگونه كه رئيس جمهور در سخنان خود در مراسم افتتاحيه جشنواره مطبوعات بر آن تاكيد كرد رسالت مطبوعات بايد مبتني بر توسعه اخلاق و نهادينه كردن آن در متن جامعه باشد. وي در سخنان خود اين نكته را متذكر شد كه « مطبوعات در عين اهتمام به آزادي بايد خطر استحاله فرهنگي را كه در اثر استيلاي فرهنگي بوجود مي آيد بشناسند و با آن مقابله كنند. »
    رئيس جمهور همچنين به مطبوعات هشدار داد « هيچ ملتي اجازه نمي دهد استقلال و منافع ملي اش به نام آزادي در مخاطره قرار گيرد » . متاسفانه آنچه در فضاي كنوني مطبوعات كشور و در غوغاسالاري موجود از دايره توجه مغفول مانده و قرباني شده « استقلال مطبوعات » است كه بايد با نگاه واقع بينانه و با احساس تعهد شرافت پارسايي پاكدامني و امانتداري اصحاب قلم و ابلاغ مورد توجه ويژه قرار گرفته و تعريفي سالم و بدور از گرايشات سياسي براي آن ارائه شود.
    روزنامه نگاران اصيل و متعهد از اينكه برخي مطبوعات بااستفاده ابزاري از واژه مقدس آزادي به بلندگوي سياستهاي بيگانه و مروج استعمار فرهنگي غرب تبديل شده اند به شدت نگرانند و از اينكه عده اي تازه به دوران رسيده از نشريات به عنوان كيسه اي براي مطامع مادي و وابستگي هاي سياسي خود سو استفاده مي كنند احساس خطر مي كنند. براي اين طيف از روزنامه نگاران قابل تحمل نيست كه برخي روزنامه ها و روزنامه نگاران داخلي توسط آمريكا و اسرائيل مورد تحسين و تشويق قرار گرفته و هر گاه به خاطر عملكرد نامناسب خود مورد سئوال قانون قرار مي گيرند فرياد نقض حقوق بشر و نقض آزادي مطبوعات از حاميان خارجي آنها بلند مي شود. بنظر مي رسد متوليان مطبوعات بايد با نگاهي واقع بينانه و بدور از بازي با اعداد و آمار به بررسي وضعيت كيفي مطبوعات و ابتذال و وابستگي فكري آنها بپردازند و راه حلي براي بيرون آمدن از وضعيت موجود بيابند.
    از خبرهاي هفته جاري تشكيل شوراي عالي اشتغال در حضور حضرت آيت الله خامنه اي بود. رهبر معظم انقلاب به دليل حساسيت و بنيادي بودن موضوع اشتغال در كشور و لزوم ايجاد راهكارهاي اساسي براي برخورد با معضل بيكاري شخصا بر اين مساله اهتمام داشته و خواستار تحقق طرحهاي پيش بيني شده و تهيه گزارشهاي دقيق و نظارت بر آن هستند. همانگونه كه رهبر انقلاب بر آن تاكيد دارند بيكاري به عنوان يك تهديد ملي چيزي نيست كه با ابلاغ بخشنامه و ارائه آمار غيرواقعي قابل مهار باشد بلكه هيات دولت بايد با جديت لازم همه دستگاهها وزارتخانه ها و منابع ملي و برنامه ريزي را در اين جهت بسيج كند و ميزان ايجاد اشتغال را به مردم نه تنها در آمار و بر روي كاغذ بلكه در ميدان عمل اشتغال نشان دهد.
    نگاه مسئولين اجرايي به موضوع اشتغال نه در كوتاه مدت و با ايجاد مشاغل كاذب بلكه بايد در درازمدت و در قالب برنامه ريزيهاي كلان باشد تا بتواند اين معضل حاد و اين دغدغه اساسي را مهار كند چرا كه در جوامعي كه داراي ميزان بالايي از بيكاري هستند انحرافات اخلاقي اجتماعي و فرهنگي نيز سير صعودي يافته و آرامش روحي و امنيت اجتماعي جامعه را نيز مختل مي نمايد.
    عوارض معضل بيكاري در جامعه قطعا در جنبه اقتصادي محدود نبوده و داراي ابعاد گسترده اي است كه هر روز دامنه آن وسيع تر و خطرناكتر مي شود و در كشور ما خارج از مباحث آماري با اندكي دقت در محيط اجتماعي ابعاد نگران كننده معضل بيكاري بخصوص در ميان جوانان جوياي كار نمايانتر مي شود. قطعا ايجاد و توسعه مشاغل جديد خدماتي و ترويج مشاغل كاذب و فرهنگ پشت ميزنشيني نمي تواند راهكار مناسبي براي مقابله با بيكاري باشد زيرا جامعه اكنون بيش از هر زمان ديگر به مشاغل مولد و سازنده احتياج دارد كه با ايجاد مشاغل غيرتوليدي و صرفا خدماتي دستيابي به آن ميسر نيست .
    خبرهاي رسيده از بين النهرين نيز همچنان تاسف بار است . ملت مظلوم و ستمديده عراق از يكسو با غارت و چپاول ثروت اين كشور و سلطه بيگانگان بر سرنوشت شان مواجه هستند و از سوي ديگر با ابعاد گسترده جنايات رژيم فروپاشيده صدام دست و پنجه نرم مي كنند.
    عراق در سلطه سياه 35 ساله حزب بعث به يك سياهچال بزرگ و يك زندان وسيع تبديل شد و در غل و زنجير بعثي ها گرفتار بود. سرزمين عراق بخصوص در روزهاي تاريك حكومت ظالمانه صدام شاهد دستگيريهاي وسيع شكنجه هاي قرون وسطايي و اعدامهاي دستجمعي فرزندان اين ملت و علماي آزاديخواه بود و هزاران هزار مسلمان عراقي سالهاي جواني خود را در زندانهاي غيرقابل توصيف گذرانده و استخوانهايشان در شكنجه گاهها پوسيد.
    حكايت سياهچالهاي صدام و شكنجه گاههاي اين رژيم در هيچ كتابي نمي گنجد. رژيم صدام و دژخيمان بيرحم استخبارات عراق به بيرحمانه ترين نحو ممكن هر صداي حق طلبانه و آزاديخواهانه را در حنجره خفه مي كردند. حتي حوزه هاي علميه به عنوان مركز نشر معارف و احاديث اهل بيت عليهم السلام از حوزه تعرض صدام در امان نبودند و دامن تقدس حوزه هاي علميه نيز از سفاكي هاي اين رژيم در امان نماند. شهدايي از قبيل آيت الله سيدمحمد باقر صدر و خواهر معظمه اش همچنين آيت الله سيدمحمد صدر آيت الله محمدعلي غروي آيت الله شيخ مرتضي بروجردي شاهد بارز حجم گسترده اين جنايتهاست .
    دريافت خبر به شهادت رسيدن بيش از 180 نفر از مجتهدان علما فضلا وطلاب حوزه علميه نجف اشرف كه سالها پيش به وسيله رژيم سفاك بعثي عراق بازداشت شده و با سقوط رژيم صدام اميد مي رفت كه در زندان در قيد حيات باشند گوشه اي از جنايات اين رژيم جنايتكار است . در پي اعلام اين خبر رهبر معظم انقلاب با صدور پيام تسليتي به حوزه علميه نجف و بيوت مراجع و علما اين حادثه را به محضر امام زمان (عج ) تسليت گفتند و به همين مناسبت حوزه هاي علميه سراسر كشور روز چهارشنبه به عنوان عزاي عمومي دروس خود را تعطيل كردند.
    در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم بحران عراق همچنان ادامه داشت و آمريكائيها قدمهاي جديدي در راه تحكيم سلطه خويش بر اين كشور برداشتند. در اين هفته از يك سو آمريكائيها بازسازي واحدهاي بعثي را از نو آغاز كردند و از سوي ديگر اين كشور را به سه منطقه تقسيم نمودند. بر اساس اين اقدام كه به منزله تجزيه رسمي عراق بود اين كشور به مناطق تحت نفوذ آمريكا و انگليس و لهستان تقسيم گرديد. لهستان عليرغم اقتصاد ضعيف و نابسامان خود در ميان دولتهاي اروپائي بالاترين هزينه عمليات آمريكا در عراق و بازسازي پس از آن را متقبل گرديده است . با آنكه نزديك به دو ماه از عمليات نيروهاي آمريكائي و انگليسي عليه رژيم صدام مي گذرد تاكنون كمترين قدمي در جهت بازسازي اين كشور برداشته نشده و آمريكائيها همچنان سرگرم مبارزه پنهان و آشكار با مردم عراق هستند. كشتار مردم در الفلوجه كه خشم تمامي ملت عراق را به دنبال داشت از عمده ترين جنايات آمريكائيها در اين كشور بوده است . در اين هفته سازمان ملل با صراحت از وجود فقر و فلاكت و فقدان موادغذائي در عراق سخنان به ميان آورد و تصريح كرد كه اين كشور در آستانه فاجعه انساني قرار دارد و به كمكهاي گسترده امدادي و انساندوستانه محتاج است . اين استمداد در حالي بود كه در اين هفته دونالد رامسفلد وزير جنگ آمريكا با ورود به بغداد طرحهاي نظامي جديد پنتاگون را به اطلاع فرماندهان آمريكائي مستقر در عراق رساند. در همين حال رئيس جمهور آمريكا « پل برايمر » دستيار وزير خارجه خود را به عنوان حاكم جديد عراق و نماينده خود در اين كشور تعيين كرد. بدين ترتيب عراق علاوه بر آنكه زير چكمه يك حاكم نظامي گماشته وزارت جنگ آمريكا قرار دارد از ديروز زير بوغ سازمان « سيا » نيز قرار گرفت .
    رامسفلد پس از عراق رهسپار افغانستان شد و در كابل با حامد كرزي رئيس حكومت اين كشور ديدار و گفتگو كرد. گفته مي شود درخواست از كرزي براي متقاعد كردن طالبان به مذاكره با دولت و متوقف كردن جنگ چريكي عليه نيروهاي آمريكا از جمله اهداف سفر پاول به كابل بوده است . در پي اين سفر كرزي سران طالبان را به گفتگو با هدف ختم جنگ فراخواند. اين دعوت كه خشم ساير گروههاي مخالف طالبان را برانگيخت نشان مي دهد كه آمريكا و همچنين حكومت كرزي همچنان از ناحيه طالبان و فعاليتهاي پنهان اين گروه در افغانستان احساس خطر مي كنند.
    گروه طالبان كه در سال 1373 در قندهار شكل گرفت و در مهر 1375 توانست كابل را به تصرف خود در آورد در جريان حملات سنگين هوائي و زميني آمريكائيها به شهرهاي افغانستان در پاييز سال 1380 از حاكميت سياسي افغانستان حذف شد . اين گروه از آن زمان تاكنون همواره بزرگترين تهديد براي حكومت تحت الحمايه آمريكا در كابل بوده است . خطر اين گروه بيشتر از اين ناحيه است كه اكثر اعضا و هواداران آن در برابر حملات آمريكائيها تنها اقدام به عقب نشيني و اختفا كردند ولي نابود نشدند.
    حمله آمريكا به افغانستان كه هنوز هم متوقف نشده و در تمام طول 19 ماه اخير كم و بيش ادامه يافته است تنها توانست گروه قدرتمند طالبان را به حاشيه براند ولي موفق به خلع سلاح و بازداشت سران اصلي اين گروه نگرديد و لذا از مهر سال 1380 كه تعرض هوائي آمريكائيها به افغانستان آغاز شد گروه طالبان در راس جناحي قرار گرفت كه با عمليات اشغالگرانه و تعرضي آمريكا به اين كشور بحران زده مخالفت مي ورزيد. آمريكا آن جناح را كه در برگيرنده طيف وسيعي از اقشار مختلف مردم بود تعمدا ناديده گرفت و هر مخالفتي را در افغانستان به گروه طالبان و يا به جنبش القاعده نسبت داد و بدين ترتيب تلاش كرد تا مخالفت ملت افغانستان با اشغالگران را كتمان و سانسور نمايد. در اين ميان تظاهراتي كه هر چند وقت يكبار در گوشه و كنار افغانستان عليه حضور نظاميان آمريكائي و يا عليه جنايات روزمره آنان در شهرهاي مختلف اين كشور برگزار مي گرديد نيز هرگز نتوانست آمريكائيها و يا دولت دست نشانده آنان در كابل را به وجود پديده اي به نام نارضائي و مخالفت با آمريكا در افغانستان متقاعد سازد. از اين رو اگرچه از درگيريهاي مستمر در نواحي مختلف افغانستان به عنوان « خطر طالبان يا القاعده » ياد مي شود ولي خطر مهمتر از آن نارضائي ملتي است كه طي 2 دهه اخير همواره آزار اشغالگران خارجي را نسبت به خود ديده و يا مجبور به تحمل عوامل اشغالگران و بيگانگان در داخل كشور خود بوده است .
    بحران فلسطين نيز در هفته جاري همچنان ادامه داشت و گروههاي اسلامي اين سرزمين مقاومتهاي موثري در برابر تحميلات رژيم صهيونيستها و ژنرال پاول وزير خارجه آمريكا به عمل آوردند. در اين هفته ژنرال پاول با سفر فشرده خود به سوريه و لبنان و تحت فشار قرار دادن دولتهاي اين دو كشور تلاش كرد مقامات بلندپايه دمشق و بيروت را به لزوم برچيدن دفاتر گروههاي اسلامي فعال در عرصه انتفاضه از جمله حزب الله حماس و جهاد اسلامي متقاعد سازد. اما اين تلاش با برخورد سرد مقامات سوري جبهه گيري مقامات لبناني و پاسخهاي شديداللحن هر يك از گروهها و سازمانهاي ياد شده مواجه گرديد. حزب الله و جهاد اسلامي بر تشديد جنگ مسلحانه خود عليه صهيونيستها تاكيد كردند و حماس نيز تهديد كرد كه هر دستي را كه براي خلع سلاح گروههاي فلسطيني دراز شود قطع خواهد كرد. اين واكنش ها و تهديدات در شرايطي بود كه صهيونيستها با بقدرت رساندن ابومازن در قلمرو تشكيلات خودگردان فلسطيني همچنان اميد به دنبال كردن طرح خلع سلاح انتفاضه را دارند طرحي كه مورد تمسخر اكثر گروههاي فلسطيني قرار گرفته است .