روزنامه جمهوري اسلامي 16/02/1382 صفحه عقيدتي
*****
ركود در عرصه « فرهنگ »




  • اهميت « فرهنگ » بر كسي پوشيده نيست . حيات سالم پويا بالنده و سرشار از نشاط و زيبايي هاي معنوي با فرهنگ پيشرو و رشد آفرين تامين مي شود. با ظهور و تجلي ارزشها و هنجارهاي نشات گرفته از فرهنگ متعالي و رهايي بخش است كه همه هستي رنگ و صبغه اميد و جنبش و كمال مي يابد و افق هاي زيباي لحظات زندگي دل انگيز مادي و معنوي ديدگان را روشن مي سازد.
    انقلاب ما يك نهضت فراگير « فرهنگي » است كه از همان ابتداي شكل گيري با هدف و انگيزه ايجاد تحول بنيادين در جهان بيني و باورها و اخلاق و رفتار به قلوب مردم راه يافت و سلوك و سيره و روش و خصال و روحيات آنان را تحت تاثير آموزه هاي ديني قرار داد و بذرهاي فرهنگ اسلامي را در سرزمين جانهاي آماده و مستعد آنان به بار نشاند.
    مردم ما با انتخاب آگاهانه و شور و اشتياق وصف ناپذير به فرهنگ و ارزشهاي اسلامي گرايش پيدا كردند و آن سان به تحول و بازسازي معنوي و اخلاقي در ابعاد گوناگون راغب و مشتاق گشتند و در « عمل » مراحل مختلف رشد و بالندگي فرهنگي را پشت سر گذاشتند كه جهان را به شگفتي وا داشتند.
    حضور گسترده و حماسه آفرين در عرصه هاي مختلف مقابله با توطئه هاي قدرتهاي استعماري حمايتهاي عملي و خالصانه از اسلام و انقلاب و نظام به ويژه در عرصه ها و صحنه هاي انتخابات حضور حماسي در هشت سال دفاع مقدس و ايثار جان و مال و فرزندان خويش براي بقاي دين و سرزمين اسلامي از جمله جلوه هاي عيني و عملي گرايش مردم به فرهنگ اسلامي محسوب مي شود و همين جلوه ها بود كه دنياي غرب و شرق را به حيرت و اعجاب افكند.
    اين ملت زنده و بيدار با اين پيشينه درخشان همواره با ديدگاني باز و كنجكاو به وضعيت فرهنگي جامعه و تحركات و كاستي ها و غفلتها نظر افكنده است و در برهه ها و شرايط مختلف از خود واكنش نشان داده و نگراني خود را به متوليان فرهنگي اعلام نموده است و آنان را به مراقبت و تلاش براي ساماندهي ترغيب كرده است .
    اين بيداري و كنجكاوي و نظارت عمومي هم اينك نيز به عنوان يكي از بزرگترين پشتوانه هاي اسلام و نظام از جانب مردم آگاه و مسلمان ما زمينه ساز رشد و بالندگي جامعه اسلامي است .
    مردم ما امروز به شدت نگران اوضاع فرهنگي كشور هستند و از آنچه در عرصه هاي فيلم و سينما ورزش مطبوعات و نشريات مي گذرد خشنود نيستند و آزاديهاي كنترل نشده و مبتني بر فرهنگ و ارزشهاي غربي مفاسد اجتماعي نحوه پوشش دختران و زناني كه با آرايش زننده و مهيج در معابر حاضر مي شوند و عدم پايبندي به ارزشها و قوانين آنان را رنج مي دهد.
    نگراني هاي مردم كه از ژرفاي دل و عمق وجدانهاي بيدار آنان برمي خيزد شايسته تامل و بررسي و تلاش براي دست يافتن به راهكارهاي عملي جهت ساماندهي اوضاع فرهنگي است .
    اگر بخواهيم در مسير تحقق خواسته هاي مردم حركت كنيم و به تلاش براي رفع ضعف و ركود در عرصه هاي فرهنگ همت گماريم و بسترساز رشد و پويايي فرهنگي شويم بايد كاستي ها و اشتباهاتي را كه منجر به آشفتگي ها و نابساماني هاي فرهنگي شده است به تامل بگذاريم . اين كاستي ها و سياست گذاريهاي غلط را در موارد ذيل خلاصه مي كنيم :
    1 ـ در توسعه و گسترش مطبوعات به « كميت » توجه كرديم نه « كيفيت » و اين سياست غلط باعث شد با شتاب شاهد سر بر آوردن نشريات و روزنامه هايي باشيم كه هيچ تعهد و مسئوليتي براي حركت و تلاش سالم در جهت ارتقا فرهنگي و رشد و باروري ارزشها در جامعه احساس نكنند و اهداف خاص خود در جريان سازيهاي فرهنگي مخرب را بر رشد روزافزون فرهنگ اسلامي رجحان دهند و از اين خطرناكتر به تقابل با جلوه هاي نوراني تفكر ديني و فرهنگ و معارف و ارزشهاي اسلامي بپردازند!
    ديديم اين سياست غلط كه تحت عنوان ضرورت « تكثرگرايي فرهنگي » توجيه مي شد مطبوعات را « پايگاه دشمن » ساخت و كساني به فعاليتهاي فرهنگي در روزنامه هاي زنجيره اي روي آوردند كه بسياري از آنها نويسندگان غرب گرا و مخالف اسلام و حكومت ديني بودند و در مقالات خود آشكارا به هتك مقدسات و به سخره گرفتن ارزشهاي ديني پرداختند و جسارت و حرمت شكني را تا آنجا به پيش بردند كه به حريم وحي و احكام قرآن نيز يورش بردند و همه باورها و انديشه هاي الهي ر ا به بازي گرفتند.
    2 ـ در نظام و جامعه اي كه بر اساس تعاليم و قوانين حياتبخش اسلام اداره مي شود صنعت « فيلم و سينما » بايد در خدمت رشد و كمال مادي و معنوي جامعه قرار گيرد و آثار توليد شده در اين حوزه باروركننده ارزشهاي اسلامي در جان و روح افراد جامعه باشند نه تخريب گر و هتك كننده آنها.
    در دهه اول پيروزي انقلاب صنعت فيلم و سينماي ما در خدمت اسلام بود و در مسير رشد و شكوفايي ارزشها گام برمي داشت . اين حركت اگرچه ايده آل نمي نمود و از شتاب لازم برخوردار نبود لكن اميدواركننده و رو به تكامل بود.
    در سالهاي اخير متاسفانه نه تنها اين حركت متوقف شد و فيلم و سينماي ارزشمدار و رشدآفرين به تعطيلي گرائيد بلكه اين صنعت به تقابل با ارزشهاي اسلامي پرداخت و هتاكانه به تاخت و تاز در عرصه هاي فرهنگ و تفكر اسلامي پرداخت !
    اين هتاكي و تاخت و تاز در جلوه ها و نمودهاي مختلفي آغاز شد كه تهاجم به بعضي از احكام به سخره گرفتن حجاب تبليغ و ترويج ابتذال ايجاد تزلزل در اركان خانواده و گسترش بي بند و باري و آزاديهاي مخرب از آن جمله است .
    3 ـ « ورزش » يك نياز حياتي و لازم براي جامعه اسلامي ما محسوب مي شود. اما كدام ورزش
    فلسفه اصلي ورزش سالم سازي « جسم » و « روح » است و ذخيره سازي نشاط و انرژي براي حضور موثر در صحنه ها و عرصه هاي مختلف امور فردي و اجتماعي .
    نگرش اسلام به ورزش نگرشي اساسي و بر مبناي نفع رساني به جامعه و ايجاد طراوت و بهجت در جسم و جان افراد مي باشد. اسلام به « عمومي » كردن ورزش براي استفاده بهينه و ارزشمند مردم از انواع و اقسام ورزشهاي سالم نظر دارد.
    اگر ورزش از « بينش » و « ارزش » تهي شود از فلسفه اصلي خود خارج مي شود و به ابزاري براي ايجاد هيجانهاي كاذب و خطرناك كه در مواردي منجر به مرگ افراد شده است تبديل مي شود.
    ورزش بدون بينش و ارزش يك ابزار استعماري است و قدرتهاي سلطه جوي جهاني سالهاي دراز از اين ابزار براي اهداف ضدانساني خود بهره برداري كرده اند
    در سالهاي اخير سياستهاي ورزشي ما افراطي و هيجاني و نامعقول تنظيم شده است و از همين رو امروز به ورزش همانگونه نگريسته مي شود كه در كشورهاي غربي به آن مي نگرند!
    ظهور رفتارهاي خلاف اخلاق و عفت عمومي در بعضي از ورزشگاهها و تداوم آن در خيابانها ـ كه در برخي از موارد به هتك حرمت دختران و زنان ختم شده و خانواده ها را در تشويش و خوف و اضطراب فرو برده است ـ از پي آمدهاي نگرشهاي غلط به ورزش است . اين نگرش از فرهنگ و ارزشهاي غربي برمي خيزد نه فرهنگ و ارزشهاي اسلامي .
    متاسفانه بروز ناهنجاريها و حركات زشت ورزش دوستاني كه به شيوه طرفداران تيمهاي ورزشي در غرب عمل مي كنند اخيرا « سياسي » شده و به تخريب اماكن عمومي و زيان رساني به مردم بي گناه ختم گرديده است اما در عين حال باز هم متوليان ورزش كشور در غفلت به سر مي برند!
    4 ـ « آزادي » يك نياز طبيعي است و از ضرورتهاي انكارناپذير در حيات اجتماعي محسوب مي شود.
    ديدگاههاي اساسي و عميق اسلام نسبت به آزادي به زيباترين وجه در آيات قرآن و كلام ائمه دين (ع ) به تجلي رسيده است . اين ديدگاهها آزادي را بسيار گرامي مي دارد و وجود آن را براي انسان همچون « آب » و « هوا » لازم و حياتي مي داند.
    اين ديدگاهها آزادي را در كنار ارزشها و عامل رشد و شكوفايي آنها مي داند همچنين اين ديدگاههاي متعالي آزادي را نه در نقطه مقابل دينداري كه مكمل و بسترساز دين باوري و نقش آفريني تعاليم و قوانين اسلام معرفي مي كند. و نيز اين ديدگاههاي حياتبخش آزادي را نه عامل تضييع حقوق ديگران كه وسيله اي براي احياي حقوق مردم مي داند و به هيچ وجه از اين عنصر در جهت تخريب و پايمال شدن حقوق اجتماعي بهره برداري نمي كند.
    متاسفانه در سالهاي اخير نگرشهاي بنيادين اسلام به آزادي ناديده انگاشته شده و آزادي به سبك و شيوه دنياي غرب در دستور كار بعضي از افراد و گروههاي فرهنگي دولتي و غيردولتي قرار گرفته است .
    مقابله با دينداري رهايي در نحوه پوشش لاقيدي در تعامل و ارتباط دختران و پسران فحشا و فساد اجتماعي ارزش گريزي و اخلاق جنسي رها از ضابطه و قانون از ويژگيهاي « آزادي غربي » محسوب مي شود. آنچه امروز جامعه ما را به شدت تهديد مي كند اين نوع آزادي است كه هيچ مرز و قانون و عقل و شرعي را نمي پذيرد و همچون موريانه در تار و پود اجتماع و خانواده ها راه يافته و همه چيز را در معرض هتك و نابودي قرار داده است .
    متوليان و سياست گذاران فرهنگي هيچ نظارت و كنترلي بر رواج و شيوع اين آزادي ندارند بلكه در بسياري از موارد خود عامل محرك و ايجادكننده آن بوده اند!
    وضعيت ناهنجار فرهنگي جامعه به موارد « مطبوعات » « صنعت فيلم و سينما » « ورزش » و « آزادي » منحصر و محدود نمي شود. آنچه به آن پرداختيم از شاخص هاي بارز اوضاع و شرايط نامطلوب فرهنگي به شمار مي رود و به طور يقين عرصه ها و صحنه هاي ديگر نيز براي تامل و بررسي گشوده است .
    آنچه توجه و تعمق در آن بسيار ضروري مي نمايد اين است كه « فرهنگ » به دليل نقش زيربنايي و تاثيرگذاري آن در ساير عرصه ها و ابعاد حيات اجتماعي شايسته دقت و ژرف انديشي بيشتر و كاملتر مي باشد. اين دقت و ژرف انديشي ما را از شعارگرايي و سطحي نگري و مسئوليت گريزي در برابر آشفتگي ها و نابساماني هاي عرصه فرهنگ باز مي دارد و به ريشه يابي مشكلات جهت يافتن راهكارهاي اساسي براي ساماندهي فرهنگي ترغيب مي نمايد.
    در توسعه و گسترش مطبوعات به « كميت » توجه كرديم نه « كيفيت » و اين سياست غلط باعث شد با شتاب شاهد سر بر آوردن نشريات و روزنامه هايي باشيم كه هيچ تعهد و مسئوليتي براي حركت و تلاش سالم در جهت ارتقا فرهنگي و رشد و باروري ارزشها در جامعه احساس نكنند.
    در نظام و جامعه اي كه براساس تعاليم و قوانين حياتبخش اسلام اداره مي شود « صنعت فيلم و سينما » بايد در خدمت رشد و كمال مادي و معنوي جامعه قرار گيرد و آثار توليد شده در اين حوزه بارور كننده ارزشهاي اسلامي در جان و روح افراد جامعه باشند نه تخريب گرو هتك كننده آنها!
    نگرش اسلام به ورزش نگرشي اساسي و برمبناي نفع رساني به جامعه و ايجاد طراوت و بهجت در جسم و جان افراد مي باشد و از همين رو سياست هاي ورزشي افراطي و هيجاني و نامعقول و برخاسته از كشورهاي غربي را برنمي تابد.
    از ديدگاه اسلام « آزادي » نه در نقطه مقابل دينداري كه مكمل و بسترساز دين باوري است و نه عامل تضييع حقوق ديگران كه وسيله اي براي احياي حقوق مردم است . اسلام آزادي به مفهوم حقيقي و راستين را همچون « آب » و « هوا » لازم و حياتي و آزادي لجام گسيخته و فسادگستر غربي را زهري مهلك و كشنده مي داند.