
اهميت « فرهنگ » بر كسي پوشيده نيست . حيات سالم
پويا
بالنده
و سرشار از نشاط و زيبايي هاي معنوي با فرهنگ
پيشرو و رشد آفرين تامين مي شود. با ظهور و تجلي ارزشها و
هنجارهاي نشات گرفته از فرهنگ متعالي و رهايي بخش است
كه همه هستي رنگ و صبغه اميد و جنبش و كمال مي يابد و
افق هاي زيباي لحظات زندگي دل انگيز مادي و معنوي ديدگان
را روشن مي سازد.
انقلاب ما يك نهضت فراگير « فرهنگي » است كه از همان
ابتداي شكل گيري با هدف و انگيزه ايجاد تحول بنيادين در
جهان بيني و باورها و اخلاق و رفتار
به قلوب مردم راه يافت و
سلوك و سيره و روش و خصال و روحيات آنان را تحت تاثير
آموزه هاي ديني قرار داد و بذرهاي فرهنگ اسلامي را در
سرزمين جانهاي آماده و مستعد آنان به بار نشاند.
مردم ما با انتخاب آگاهانه و شور و اشتياق وصف ناپذير
به فرهنگ و ارزشهاي اسلامي گرايش پيدا كردند و آن سان به
تحول و بازسازي معنوي و اخلاقي در ابعاد گوناگون راغب و
مشتاق گشتند و در « عمل » مراحل مختلف رشد و بالندگي
فرهنگي را پشت سر گذاشتند كه جهان را به شگفتي وا داشتند.
حضور گسترده و حماسه آفرين در عرصه هاي مختلف
مقابله با توطئه هاي قدرتهاي استعماري
حمايتهاي عملي و
خالصانه از اسلام و انقلاب و نظام به ويژه در عرصه ها و
صحنه هاي انتخابات
حضور حماسي در هشت سال دفاع
مقدس و ايثار جان و مال و فرزندان خويش براي بقاي دين و
سرزمين اسلامي
از جمله جلوه هاي عيني و عملي گرايش مردم
به فرهنگ اسلامي محسوب مي شود و همين جلوه ها بود كه
دنياي غرب و شرق را به حيرت و اعجاب افكند.
اين ملت زنده و بيدار
با اين پيشينه درخشان
همواره با
ديدگاني باز و كنجكاو به وضعيت فرهنگي جامعه و تحركات و
كاستي ها و غفلتها نظر افكنده است و در برهه ها و شرايط
مختلف از خود واكنش نشان داده و نگراني خود را به متوليان
فرهنگي اعلام نموده است و آنان را به مراقبت و تلاش براي
ساماندهي ترغيب كرده است .
اين بيداري و كنجكاوي و نظارت عمومي هم اينك نيز به
عنوان يكي از بزرگترين پشتوانه هاي اسلام و نظام
از جانب
مردم آگاه و مسلمان ما زمينه ساز رشد و بالندگي جامعه اسلامي
است .
مردم ما امروز به شدت نگران اوضاع فرهنگي كشور هستند
و از آنچه در عرصه هاي فيلم و سينما
ورزش
مطبوعات و
نشريات مي گذرد خشنود نيستند و آزاديهاي كنترل نشده و
مبتني بر فرهنگ و ارزشهاي غربي
مفاسد اجتماعي
نحوه
پوشش دختران و زناني كه با آرايش زننده و مهيج در معابر
حاضر مي شوند
و عدم پايبندي به ارزشها و قوانين
آنان را
رنج مي دهد.
نگراني هاي مردم كه از ژرفاي دل و عمق وجدانهاي بيدار
آنان برمي خيزد
شايسته تامل و بررسي و تلاش براي دست
يافتن به راهكارهاي عملي جهت ساماندهي اوضاع فرهنگي
است .
اگر بخواهيم در مسير تحقق خواسته هاي مردم حركت كنيم
و به تلاش براي رفع ضعف و ركود در عرصه هاي فرهنگ همت
گماريم و بسترساز رشد و پويايي فرهنگي شويم
بايد كاستي ها
و اشتباهاتي را كه منجر به آشفتگي ها و نابساماني هاي فرهنگي
شده است
به تامل بگذاريم . اين كاستي ها و سياست گذاريهاي
غلط را در موارد ذيل خلاصه مي كنيم :
1 ـ در توسعه و گسترش مطبوعات به « كميت » توجه كرديم
نه
« كيفيت »
و اين سياست غلط باعث شد با شتاب شاهد سر بر
آوردن نشريات و روزنامه هايي باشيم كه هيچ تعهد و مسئوليتي
براي حركت و تلاش سالم در جهت ارتقا فرهنگي و رشد و
باروري ارزشها در جامعه احساس نكنند و اهداف خاص خود
در جريان سازيهاي فرهنگي مخرب را بر رشد روزافزون فرهنگ
اسلامي رجحان دهند
و از اين خطرناكتر
به تقابل با جلوه هاي
نوراني تفكر ديني و فرهنگ و معارف و ارزشهاي اسلامي
بپردازند!
ديديم اين سياست غلط كه تحت عنوان ضرورت
« تكثرگرايي فرهنگي » توجيه مي شد
مطبوعات را « پايگاه
دشمن » ساخت و كساني به فعاليتهاي فرهنگي در روزنامه هاي
زنجيره اي روي آوردند كه بسياري از آنها نويسندگان غرب گرا
و مخالف اسلام و حكومت ديني بودند و در مقالات خود
آشكارا به هتك مقدسات و به سخره گرفتن ارزشهاي ديني
پرداختند و جسارت و حرمت شكني را تا آنجا به پيش بردند كه
به حريم وحي و احكام قرآن نيز يورش بردند و همه باورها و
انديشه هاي الهي ر ا به بازي گرفتند.
2 ـ در نظام و جامعه اي كه بر اساس تعاليم و قوانين
حياتبخش اسلام اداره مي شود
صنعت « فيلم و سينما » بايد در
خدمت رشد و كمال مادي و معنوي جامعه قرار گيرد و آثار
توليد شده در اين حوزه
باروركننده ارزشهاي اسلامي در جان
و روح افراد جامعه باشند
نه تخريب گر و هتك كننده آنها.
در دهه اول پيروزي انقلاب
صنعت فيلم و سينماي ما در
خدمت اسلام بود و در مسير رشد و شكوفايي ارزشها گام
برمي داشت . اين حركت اگرچه ايده آل نمي نمود و از شتاب
لازم برخوردار نبود
لكن اميدواركننده و رو به تكامل بود.
در سالهاي اخير متاسفانه نه تنها اين حركت متوقف شد و
فيلم و سينماي ارزشمدار و رشدآفرين به تعطيلي گرائيد
بلكه
اين صنعت به تقابل با ارزشهاي اسلامي پرداخت و هتاكانه به
تاخت و تاز در عرصه هاي فرهنگ و تفكر اسلامي پرداخت !
اين هتاكي و تاخت و تاز در جلوه ها و نمودهاي مختلفي
آغاز شد كه تهاجم به بعضي از احكام
به سخره گرفتن حجاب
تبليغ و ترويج ابتذال
ايجاد تزلزل در اركان خانواده و گسترش
بي بند و باري و آزاديهاي مخرب
از آن جمله است .
3 ـ « ورزش » يك نياز حياتي و لازم براي جامعه اسلامي ما
محسوب مي شود. اما كدام ورزش
فلسفه اصلي ورزش
سالم سازي « جسم » و « روح » است و
ذخيره سازي نشاط و انرژي براي حضور موثر در صحنه ها و
عرصه هاي مختلف امور فردي و اجتماعي .
نگرش اسلام به ورزش نگرشي اساسي و بر مبناي
نفع رساني به جامعه و ايجاد طراوت و بهجت در جسم و جان
افراد مي باشد. اسلام به « عمومي » كردن ورزش براي استفاده
بهينه و ارزشمند مردم از انواع و اقسام ورزشهاي سالم نظر
دارد.
اگر ورزش از « بينش » و « ارزش » تهي شود
از فلسفه اصلي
خود خارج مي شود و به ابزاري براي ايجاد هيجانهاي كاذب و
خطرناك كه در مواردي منجر به مرگ افراد شده است
تبديل
مي شود.
ورزش بدون بينش و ارزش
يك ابزار استعماري است و
قدرتهاي سلطه جوي جهاني سالهاي دراز از اين ابزار براي
اهداف ضدانساني خود بهره برداري كرده اند
در سالهاي اخير
سياستهاي ورزشي ما
افراطي و هيجاني
و نامعقول تنظيم شده است و از همين رو امروز به ورزش
همانگونه نگريسته مي شود كه در كشورهاي غربي به آن
مي نگرند!
ظهور رفتارهاي خلاف اخلاق و عفت عمومي در بعضي از
ورزشگاهها و تداوم آن در خيابانها ـ كه در برخي از موارد به
هتك حرمت دختران و زنان ختم شده و خانواده ها را در
تشويش و خوف و اضطراب فرو برده است ـ از پي آمدهاي
نگرشهاي غلط به ورزش است . اين نگرش از فرهنگ و
ارزشهاي غربي برمي خيزد
نه فرهنگ و ارزشهاي اسلامي .
متاسفانه بروز ناهنجاريها و حركات زشت ورزش
دوستاني كه به شيوه طرفداران تيمهاي ورزشي در غرب عمل
مي كنند اخيرا « سياسي » شده و به تخريب اماكن عمومي و
زيان رساني به مردم بي گناه ختم گرديده است
اما در عين حال
باز هم متوليان ورزش كشور در غفلت به سر مي برند!
4 ـ « آزادي » يك نياز طبيعي است و از ضرورتهاي
انكارناپذير در حيات اجتماعي محسوب
مي شود.
ديدگاههاي اساسي و عميق اسلام نسبت به آزادي به
زيباترين وجه در آيات قرآن و كلام ائمه دين (ع ) به تجلي
رسيده است . اين ديدگاهها آزادي را بسيار گرامي مي دارد و
وجود آن را براي انسان همچون « آب » و « هوا » لازم و حياتي
مي داند.
اين ديدگاهها
آزادي را در كنار ارزشها و عامل رشد و
شكوفايي آنها مي داند
همچنين اين ديدگاههاي متعالي
آزادي
را نه در نقطه مقابل دينداري
كه مكمل و بسترساز دين باوري و
نقش آفريني تعاليم و قوانين اسلام معرفي مي كند. و نيز
اين
ديدگاههاي حياتبخش
آزادي را نه عامل تضييع حقوق
ديگران
كه وسيله اي براي احياي حقوق مردم مي داند و به هيچ
وجه از اين عنصر در جهت تخريب و پايمال شدن حقوق
اجتماعي بهره برداري نمي كند.
متاسفانه در سالهاي اخير
نگرشهاي بنيادين اسلام به
آزادي ناديده انگاشته شده و آزادي به سبك و شيوه دنياي
غرب در دستور كار بعضي از افراد و گروههاي فرهنگي دولتي و
غيردولتي قرار گرفته است .
مقابله با دينداري
رهايي در نحوه پوشش
لاقيدي در
تعامل و ارتباط دختران و پسران
فحشا و فساد اجتماعي
ارزش گريزي و اخلاق جنسي رها از ضابطه و قانون
از
ويژگيهاي « آزادي غربي » محسوب مي شود. آنچه امروز جامعه
ما را به شدت تهديد مي كند
اين نوع آزادي است كه هيچ مرز و
قانون و عقل و شرعي را نمي پذيرد و همچون موريانه در تار و
پود اجتماع و خانواده ها راه يافته و همه چيز را در معرض هتك
و نابودي قرار داده است .
متوليان و سياست گذاران فرهنگي هيچ نظارت و كنترلي بر
رواج و شيوع اين آزادي ندارند
بلكه در بسياري از موارد خود
عامل
محرك و ايجادكننده آن بوده اند!
وضعيت ناهنجار فرهنگي جامعه به موارد « مطبوعات »
« صنعت فيلم و سينما »
« ورزش » و « آزادي » منحصر و محدود
نمي شود. آنچه به آن پرداختيم از شاخص هاي بارز اوضاع و
شرايط نامطلوب فرهنگي به شمار مي رود و به طور يقين
عرصه ها و صحنه هاي ديگر نيز براي تامل و بررسي گشوده
است .
آنچه توجه و تعمق در آن بسيار ضروري مي نمايد
اين
است كه « فرهنگ » به دليل نقش زيربنايي و تاثيرگذاري آن در
ساير عرصه ها و ابعاد حيات اجتماعي
شايسته دقت و
ژرف انديشي بيشتر و كاملتر مي باشد. اين دقت و ژرف انديشي
ما را از شعارگرايي و سطحي نگري و مسئوليت گريزي در برابر
آشفتگي ها و نابساماني هاي عرصه فرهنگ باز مي دارد و به
ريشه يابي مشكلات جهت يافتن راهكارهاي اساسي براي
ساماندهي فرهنگي ترغيب مي نمايد.
در توسعه و گسترش مطبوعات به « كميت » توجه
كرديم
نه « كيفيت »
و اين سياست غلط باعث شد با
شتاب شاهد سر بر آوردن نشريات و روزنامه هايي
باشيم كه هيچ تعهد و مسئوليتي براي حركت و تلاش
سالم در جهت ارتقا فرهنگي و رشد و باروري
ارزشها در جامعه احساس نكنند.
در نظام و جامعه اي كه براساس تعاليم و قوانين
حياتبخش اسلام اداره مي شود « صنعت فيلم و
سينما » بايد در خدمت رشد و كمال مادي و معنوي
جامعه قرار گيرد و آثار توليد شده در اين حوزه
بارور كننده ارزشهاي اسلامي در جان و روح افراد
جامعه باشند
نه تخريب گرو هتك كننده آنها!
نگرش اسلام به ورزش نگرشي اساسي و برمبناي
نفع رساني به جامعه و ايجاد طراوت و بهجت در
جسم و جان افراد مي باشد و از همين رو
سياست هاي ورزشي افراطي و هيجاني و نامعقول و
برخاسته از كشورهاي غربي را برنمي تابد.
از ديدگاه اسلام « آزادي » نه در نقطه مقابل
دينداري
كه مكمل و بسترساز دين باوري است
و نه
عامل تضييع حقوق ديگران
كه وسيله اي براي
احياي حقوق مردم است . اسلام آزادي به مفهوم
حقيقي و راستين را همچون « آب » و « هوا » لازم و
حياتي و آزادي لجام گسيخته و فسادگستر غربي را
زهري مهلك و كشنده مي داند.

|