اشاره
آيه الله فاضل لنكراني به مناسبتهاي مختلف خاطرات و نظرات
زيادي را در باره اساتيد خود بيان داشته است .
در اينجا نمونه هايي از خاطرات و نظرات ايشان در باره
اساتيدشان را مي آوريم .
اولين ديدار با آيه الله بروجردي
مرحوم حضرت آيه الله بروجردي تازه به قم تشريف
آورده بودند كه روزي به وسيله يكي از آشنايان به يكي از
آباديهاي اطراف قم دعوت شدند در اين سفر من هم به همراه
مرحوم والد كه از نزديكان ايشان بودند
حضور داشتم در آن
روزها من مطول مي خواندم حضرت آيه الله
شعري از مطول
عنوان فرموده و سئوالاتي در رابطه با نكات ادبي آن نمودند و
من بلافاصله جواب دادم وايشان مبلغ پنجاه تومان كه در آن
زمان مبلغ معتنابهي به حساب مي آمد به من جايزه دادند واين
پيش آمد و تشويق آن مرجع بزرگ در روحيه وعلاقه من نسبت
به درس واعمال دقت هرچه بيشتر در آن
تاثير شگفت انگيزي
بجاي گذاشت .
حافظه قوي آيه الله بروجردي
روزهاي پنجشنبه و جمعه
اول آفتاب
بنده به همراه
مرحوم آقا ميرزاحسن نوري
آقا سيد جعفر احمدي ـ داماد
آيه الله بروجردي ـ
آقا سيد محمد حسن ـ پسر آيه الله
بروجردي ـ
و مرحوم آقا ميرزا مهدي صادقي
به خدمت
ايشان مي رفتيم . آيه الله بروجردي در باره رجال واساتيد
مطالبي را به صورت رمز نوشته بودند. ايشان اين رمزها را
توضيح مي دادند و اين گروه
به صورت تفصيلي
آنها را در
فيش هائي يادداشت مي كردند.
يكي از روزها در باره يك راوي
داستان مفصلي نقل
كردند. اين داستان
با تمام جزئيات
حدود نيم ساعت طول
كشيد. طبع نقل به گونه اي بود كه به ذهن من آمد
حتما ديشب
در باره اين راوي
تصادفا
مطالعه اي داشته اند
ولي داستان كه
به پايان رسيد
فرمودند : من
اين جريان را چهل و دو سال
قبل
در فلان كتاب
مطالعه كرده ام . همه تعجب كرديم از اين
حافظه قوي . معمولا افرادي كه حافظه قوي دارند
استعدادشان قوي نيست
ولي ايشان از كساني بود كه بين
استعداد و حافظه قوي جمع كرده بود.
رعايت ادب
معمول اين بود كه وقتي خدمت آيه الله بروجردي
مي رسيديم
دست ايشان را مي بوسيديم
ولي گاهي اوقات
مانع مي شدند كه دستشان را ببوسيم . هر چند هم اصرار
مي كرديم فايده اي نداشت . گاهي اوقات
نه تنها مانع
نمي شدند كه دستشان را جلو هم مي آوردند.
اين مساله براي من تا مدتي
سئوال انگيز شده بود كه سر
اين كار چيست تا اين كه به خاطر تكرار
سر قضيه را فهميدم
و معلوم شد : آن گاه كه ما خودمان
به اختيار
خدمت ايشان
مي رسيم
مانع از دست بوسيدن ما نمي شوند
ولي آن گاه كه
ايشان ما را به خاطر كاري كه دارند احضار مي كنند
به هيچ
وجه اجازه نمي دهند دستشان را ببوسيم
زيرا اين را بر خلاف
ادب مي دانستند كه فردي را احضار كنند وبعد به او اجازه
بدهند دستشان را هم ببوسد. اين دقت ايشان در رعايت ادب
براي من بسيار اعجاب آور بود.

آشنايي و ارتباط با امام خميني
ما از دو طريق با حضرت امام ارتباط و آشنايي داشتيم . از
همان دوران كودكي در دوره دبستان بنده با شهيد بزرگوار
حضرت آيه الله حاج آقا مصطفي همدرس بودم و پدرم با
حضرت امام رفاقت بسيار نزديكي داشتند وبه علت همين
رفاقت و ارتباطي كه پدرم با حضرت امام داشتند
ايشان مكرر
به منزل ما تشريف مي آوردند و متقابلا پدرم به منزل ايشان
مي رفتند من از دوران بچگي تشخيص داده بودم كه حضرت
امام با ساير دوستان پدرم تفاوت خاص دارند چون كه در
ايشان جاذبه مخصوصي وجود داشت و ما را جذب كرده بود و
با ديده احترام فوق العاده كه منحصرا اين معنا در ايشان وجود
داشت به ايشان نگاه مي كردم .
كم كم دوران دبستان را پشت سر گذاشتيم با شادروان
حاج آقا مصطفي وارد حوزه شديم . به واسطه درس و بحثي كه
با يكديگر داشتيم ارتباط ما با امام خيلي نزديك بود
به طوري
كه گاهي اوقات حضرت ايشان وضعيت درسي حاج آقا
مصطفي را از من مي پرسيدند مثلا سئوال مي كردند : درس
مي خواند نزد چه كسي درس مي خواند
امام
جامع علوم
امام بزرگوار
در مقام علمي يك فرد جامع به تمام معنا بود.
فقيه كامل
اصولي متبحر
فيلسوف بي نظير
عارف به تمام
معني الكلمه
متخصص در علم اخلاق و تربيتهاي علمي
اخلاقي و همينطور جهات مختلف ديگر و حتي در شعر هم
داراي يك سهم بسيار چشم گيري بودند.
تقيد امام به مسائل اخلاقي
يك خاطره اي كه تقيد امام را به مسائل اخلاقي روشن
مي كند مربوط به دوران طلبگي ما مي شود. امام آن موقع در
مدرسه فيضيه تدريس داشتند
طلبه ها به درس ايشان
مي آمدند
يك روزي هنگام درس امام بود مشاهده كرديم كه
ايشان وارد مدرس شدند و بلافاصله برگشتند ما تعجب كرديم
كه چرا ايشان درس نگفتند
بعدا معلوم شد كه ايشان وقتي وارد
مدرس شدند ديدند چند تا طلبه در آنجا در حال درس و بحث
هستند وقتي كه از حضرت امام سئوال كرديم كه چرا درس
نگفتيد وبرگشتيد فرمودند ما با آنها چه فرقي داريم ! همه ما
طلبه ايم ما مي خواستيم درس بگوييم آنها زودتر از ما آمدند
حق آنهاست كه امروز در آنجا مشغول درس و بحث باشند.
فردا ما مي آييم اگر آنها باز هم بودند درس نخواهيم گفت .
از بستر خواب بيرون آمدم براي ديدن شما
در همان سال شهادت مرحوم حاج آقا مصطفي
در ماه
رجب همان سال من توفيق زيارت عتبات عاليات را پيدا كردم .
شب نيمه رجب بود واين معنا روشن است كه شب نيمه رجب
يكي از ايام وليالي زيارت مخصوص امام حسين (ع ) است .
حدود 2 ساعت از شب مي گذشت كه من وارد كربلا شدم .
البته همان سفرهاي 8 روزه كه از طريق اوقاف ترتيب داده
مي شده بود
به يك مناسبتي ما هم راه پيدا كرديم و خواستيم
ضمن زيارت عتبات عاليات
خدمت امام مشرف شده و
ديداري با مرحوم آقاي حاج آقا مصطفي داشته باشيم
كه
تصادفا اين همان آخرين ديدار ما بود و پس از چند ماه مرحوم
حاج آقا مصطفي به شهادت رسيد.
بر طبق برنامه اي كه براي مسافرين ترتيب داده شده بود
ما
را به يك هتلي هدايت كرده و ما وارد آن هتل شديم . به علت
اينكه يك مقدار وقت دير شده بود
صاحب هتل گفت : قبل از
اينكه به اتاقهايتان برويد
در سالن غذاخوري اجتماع پيدا
كنيد
غذا را بخوريد
بعد به اتاقهايتان برويد.
ما به سالن غذاخوري رفته ومشغول خوردن غذا شديم
اواسط خوردن غذا بود كه من ديدم مدير هتل با صداي بلند
گفت كه آقاي فاضل كيست گفتم : من هستم . گفت : كسي دم در
ايستاده و منتظر شماست . من فوري شام را تمام كردم و به
عجله آمدم . ديدم آقاي دعايي كه الان مسئول روزنامه
اطلاعات و وكيل مجلس شوراي اسلامي هستند
دم در هتل
ايستاده اند.

پس از مصافحه و سلام و عليك واحوالپرسي فرمودند : من
از طرف حاج آقا مصطفي آمده ام و پيغامي براي شما دارم . ـ
معمولا امام در مواقع زيارتي از نجف به كربلا مي آمدند ودر
آنجا منزلي در اختيار ايشان گذاشته شده بود ودر آن منزل
يكي دو روز مي ماندند ـ حاج آقا مصطفي پيغام دادند كه همين
الان شما بايد پيش ايشان برويم . من تعجب كردم اولا از اينكه
ايشان از ورود ما به كربلا از چه راهي اطلاع پيدا كرده و ثانيا
وقت گذشته بود. شب دير شده بود
گفتم در اين موقعيت شايد
مناسب نباشد. گفتند : ايشان اصرار كردند كه با هم به آنجا
برويم . رفتيم آنجا. چند لحظه اي بعد امام بزرگوار وارد شدند
فرمودند
« من براي خواب مهيا شده بودم وبه رختخواب رفته
بودم
ولي چون به من اطلاع دادند كه شما آمديد فكر كردم كه
اگر تا صبح بخواهم صبر بكنم و شما را ببينم دير است
لذا از
بستر خواب بيرون آمدم براي ديدن شما. »
امام در باره مسائل ايران سئوالاتي كردند
توضيحاتي
دادم . امام شديدا اظهار تاثر و ناراحتي كردند. بعد از چند
دقيقه حاج آقا مصطفي تشريف آوردند و ما از امام خواهش
كرديم كه تشريف ببرند به اندرون ... فرداي آن روز بر حسب
دعوتي كه امام توسط مرحوم آقاي اشراقي از من كردند
ناهار
را آنجا رفتيم و تا ساعت 5 يا 6 بعدازظهر خدمت ايشان و
خدمت حاج آقا مصطفي بوديم
و مسائل مختلفي آنجا مطرح
شد.
شما را به منزله مصطفي مي دانم
ارتباط ما ـ با امام خميني ـ مثل ارتباط يك خانواده بود
ويك عواطف خاصي نسبت به من داشتند و من نسبت به
ايشان
حتي يادم هست در يك جرياني كه من خدمت امام
رسيدم و راجع به يك موضوعي كه خود من ناراحت شده بودم
وبعد هم معلوم شد كه بي جهت ناراحت شده ام
امام بزرگوار
به من فرمود : فلاني من تو را به منزله مصطفي مي دانم
معامله اي كه با مصطفي داشتم با تو دارم
و تعبير ايشان اين بود
كه من تو را از كوچكي بزرگ كرده ام و همينطور هم بود.
تعبد و تقدس امام
يكي از ويژگيهاي امام بزرگوار كه تا اين حد در كمتر كسي
تحقق داشته و دارد
تعبد و تقيد ايشان به تمام احكام الهي
است
حتي آنهايي كه از نظر ما پيش پاافتاده است و خيلي
مورد اهميت نيست . اما امام بزرگوار عملا به اين معنا خيلي
مقيد و معتقد بودند. مساله نماز شب را كه عمري موفق بودند
حتي در همان ايام كسالت آن طوري كه سيماي جمهوري
اسلامي حالات امام را در آن شبهاي آخر نشان مي داد
كسي كه
در آن درجه از فشار درد و ناراحتي بود
به طوريكه من شنيدم
در همان روزها كسي از ايشان سئوال كرد كه مثلا كجاي شما
درد مي كند
ايشان جواب داده بودند : سر تا پاي بدنم ; مع ذلك
(آن حالت نماز شب كه تصويرش بدون توجه ايشان گرفته
شده بود) در همان حال ايشان مقيد بود كه عمامه به سر داشته
باشد
« تحت الحنك » انداخته باشد
مستحبات را رعايت كند
قرائت قرآن كند
اينها سطحي نيست
ولو اينكه انسان مي بيند
كه خيلي شايد به عمقش توجه نكنند
انسان يك مختصر سر
درد پيدا مي كند
نه تنها ديگر حال مطالعه ندارد
حال يك آيه
قرآن خواندن را هم ندارد
انسان حوصله ندارد بنشيند در حال
كسالت قرآن بخواند
اما كسي كه در آن درجه از فشار
ناراحتي
درد و ضعف است
مع ذلك مي بينيم دست مي برد و
قرآن را بر مي دارد و آن مقداري كه مي بايست قرآن بخواند
مي خواند.
سه بار قرائت قرآن در روز
در همين رابطه يكي از برادران كه اكثرا در خدمت امام بود
به من گفت و من تعجب كردم
گفت : فلاني شما مي دانيد امام در
شبانه روز چند نوبت قرآن مي خواند
گفتم : نه
خوب معمولا
در شبانه روز انسان يك نوبت قرآن مي خواند
اگر اهل قرائت
قرآن باشد. ايشان خنده اي كرد گفت : نه
در شبانه روز حداقل
سه نوبت ايشان مقيد به خواندن قرآن است . حالا چه موقع
ودر چه شرائطي كسي كه در حقيقت
نظام اسلامي به او قوام
دارد
كسي كه قدرتها اين مقدار مشكلات براي كشور او و براي
اسلام به وجود آورده اند
كسي كه تمام قدرتها عليه كوبيدن او
و كوبيدن نظامي كه او به وجود آورده بود
تجهيز شده بود كه
الان هم اين تجهيز به قوت خودش باقي است
مع ذلك اين
قدر مقيد به مستحبات است
اينقدر در رابطه با خدا خودش را
موظف مي بيند كه در شبانه روز سه نوبت كتاب خدا را قرائت
مي كند. اينها براي من و شما درس است
اينها سبب مي شود
كه ما بيشتر نسبت به رعايت احكام خدا اهتمام داشته
باشيم .
تحول عظيم به دست امام
تحولي را كه امام بزرگوار در جامعه ايران به وجود آورد
شبيه همان تحولي است كه رسول گرامي اسلام (ص ) در مردم
جاهليت به وجود آورد. ما قبل از پيروزي انقلاب
در دوران
رژيم طاغوت
به راهي مي رفتيم كه عاقبت آن راه
ختم اسلام
واز بين رفتن اسلام در جميع ابعاد و حتي نسبت به ظواهر
اسلام بود. كارهائي كه رژيم طاغوت انجام مي داد حاكي از اين
معنا بود كه يك برنامه تنظيم شده براي از بين بردن حتي تمام
ظواهر اسلام در كار بود. مساله تغيير تاريخ اسلام
با اين كه
تاريخ يك مساله اي نيست كه كسي بگويد : منافات با استكبار
داشت
منافاتي با رژيم داشت
اما رژيم با تاريخ هم به مبارزه
برخاسته بود. هدف رژيم وابسته اين بود كه اثري از اسلام باقي
نماند
لذا با تاريخ اسلام به مبارزه برخاسته بود و سالها تاريخ
اسلام را به تاريخ شاهنشاهي مبدل كرده بود. نقش امام
در
رهبري امت اين بود كه به اسلام يك حيات مجددي بخشيد
اسلامي كه مي رفت به طور كلي از جامعه ايران و حتي جوامع
مختلف جهان رخت بربندد. امام با پيروزي انقلاب خود
واز
بين بردن رژيم طاغوت و برقرار كردن نظام جمهوري اسلامي
مهمترين اثر رهبري خويش را نشان داد. اين اثر رهبري آن
بزرگ مرد و شخصيت كم نظير
بلكه بي نظير در تاريخ اسلام و
بلكه در تاريخ جهان بود. امام در سايه اسلام
نه تنها قوانين
اسلام را پياده كرده
بلكه به مردم ايران و جهان بينش داد و به
مردم ايران به تمام معني آزادي و استقلال داد.
امام خميني خطاب به آيت الله فاضل :
من تو را به منزله مصطفي مي دانم
معامله اي كه
با مصطفي داشتم با تو دارم
من تو را از كوچكي
بزرگ كرده ام .
آيت الله فاضل لنكراني :
تحولي را كه امام بزرگوار در جامعه ايران به
وجود آورد شبيه همان تحولي است كه رسول
گرامي اسلام (ص ) در مردم جاهليت به وجود
آورد.
آيت الله فاضل : نقش امام
در رهبري امت اين
بود كه به اسلام يك حيات مجددي بخشيد
اسلامي
كه مي رفت به طور كلي از جامعه ايران و حتي
جوامع مختلف جهان رخت بربندد. امام با پيروزي
انقلاب خود
و از بين بردن رژيم طاغوت و برقرار
كردن نظام جمهوري اسلامي
مهمترين اثر رهبري
خويش را نشان داد.

*****
ابعاد مختلف زندگي آيت الله العظمي
فاضل لنكراني در گفت و گو با
حجت الاسلام والمسلمين محمد
جوادفاضل
|

اشاره :
ابعاد مختلف زندگي آيت الله العظمي فاضل لنكراني اعم از
علمي
اجتماعي
سياسي را در گفت وگو با فرزند گرامي ايشان
حضرت حجه الاسلام والمسلمين آقاي محمد جواد فاضل
مطرح كرديم . ضمن تشكر از ايشان متن اين گفت و گو را در ذيل
مي آوريم
س : با تشكر از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد
در آغاز
سيري اجمالي در ابعاد علمي والد بزرگوارتان
حضرت آيت الله
العظمي فاضل لنكراني (دامت بركاته ) داشته باشيد.
ج : بسم الله الرحمن الرحيم
والد بزرگوار ما حضرت
آيت الله العظمي فاضل لنكراني (مد ظله ) از دوران تحصيل در
مقطع دبستان ممتاز و به نبوغ و استعداد بالا شناخته مي شدند و
گاهي اوقات كه معلمان كلاس هاي پايين تر نمي آمدند
مدير
مدرسه از ايشان براي درس گفتن براي بچه ها استفاده مي كرد
در
همين مقطع در امتحان نهائي ششم ابتدائي شهر قم نفر اول
شدند كه جايزه اي به ايشان تعلق گرفت . پس از پايان كلاس
ششم ابتدائي تصميم به تحصيلات حوزوي گرفتند كه مدير
مدرسه و مسوولين فرهنگ وقت قم به شدت مخالفت كردند و
مي گفتند شما همين رشته را ادامه دهيد.
استعداد بالا و همت بلند
به هر حال ايشان دروس طلبگي را شروع كردند كه از همان
ابتدا با شهيد بزرگوار آيت الله حاج آقا مصطفي خميني (رضوان
الله عليه ) هم مباحثه بودند كه اين رفاقت و مباحثات علمي تا
دروس خارج ادامه داشت . ايشان مقطع سطح را در مدت كوتاه
بصورت قوي و خيلي محكم پشت سر گذاردند و در سن نوزده
سالگي به درس خارج حضرت آيت الله بروجردي راه يافتند كه
در نتيجه
به جهت ذوق سرشار و استعداد قوي اي كه داشتند در
سن 25 سالگي بحث هاي استاد را تقرير كردند كه به نام « نهايه
التقرير » چاپ و منتشر گرديد و از همان سالها تاكنون معروف و
مشهور مي باشد. در اين زمينه ايشان موفق بودند كه مباحث
فقهي و اصولي حضرت امام (ره ) را هم بنويسند كه قسمتي از
نوشته هاي مربوط به مباحث طهاره به همراه مكتوبات امام در
اين باب چاپ شد
همچنانكه تقريرات اصولي از درس هاي امام
در دو جلد به نام « معتمد الاصول » چاپ شد. مرحوم آيت الله
اردكاني كه خود از شاگردان امام بود برايم نقل كرد كه ايشان بعد
از ديدن نوشته هاي والد شما فرمودند : « ايشان مطالب مرا از
خودم بهتر مي نويسد » نكته جالب اينكه حضرت امام بعد از
ملاحظه آن مكتوبات
فقط در يك مورد حاشيه اي يك سطري
مرقوم فرمودند.
كتاب « نهايه التقرير » وقتي بدست مرحوم شيخ آقا بزرگ
طهراني رسيد
آن مرحوم يك اجازه روايي خوبي براي والد ما
مرقوم فرمودند كه شايد جز آخرين اجازات روائي صادر شده
از ناحيه ايشان باشد.
استادي توانا و محققي پرتلاش
س : ايشان از مدرسين معروف حوزه علميه قم مي باشند
كمي درباره سابقه تدريس ايشان توضيح دهيد.
ج : ايشان از همان اوائل طلبگي مقيد بودند در كنار تحصيل
تدريس هم داشته باشند. ايشان مي فرمودند : در درس ارث شرح
لمعه كه حدود يكصد نفر شركت مي كردند
يك روز دقت كردم
مشاهده كردم كه تمامي شاگردان سنشان از من بيشتر است ! در
زمان حيات آيت الله بروجردي
بعد از درس ايشان
زيرگنبد
مسجد اعظم مكاسب شيخ انصاري را تدريس مي كردند كه در
مجموع حدود پنج دوره مكاسب را درس گفتند و شش دوره هم
كفايه الاصول را تدريس كردند و در مقطع خارج هم دو دوره
خارج اصول تدريس كردند كه هر دوره اي حدود 8 ـ9 سال طول
مي كشيد و الان بيش از سي سال است كه به تدريس خارج فقه
اشتغال دارند. و بيش از پنجاه و پنج سال است كه به امر تدريس
در سطوح مختلف اشتغال دارند.
ايشان در تدريس بيان دقيق و در عين حال واضح و گويا
دارند. با اينكه تحصيلات ايشان تماما در قم بود
اما با تسلط
كامل مباني و مطالب علماي نجف را در درسها و بحثها مطرح و
مورد بررسي قرار مي دهند
اما شيوه ايشان در علم اصول همان
شيوه آيت الله بروجردي و حضرت امام است كه از تطويل بحث
اجتناب مي كنند.
در زمينه تاليف هم با قلم توانائي كه دارند
در زمينه هاي
فقهي
اصولي و تفسيري آثار بسيار ارزنده اي دارند كه در جاي
خود بايد به آنها پرداخته شود. ايشان در دوران تبعيد در يزد
اقدام به شرح « تحرير الوسيله » حضرت امام (ره ) كردند و اين
نظر را داشتند كه بايد شخصيت علمي امام به حوزه ها معرفي
گردد و مكتوم نماند. حضرت امام نيز نسبت به اين كار ايشان
اهتمام داشتند. به نحوي كه پس از پيروزي انقلاب در امور علمي
دفتر امام در قم كاري بر عهده ايشان گذاشت اما ايشان مطلب را
خدمت امام منتقل كرده و اظهار داشتند اگر من به اين امور
بپردازم از شرح تحرير باز مي مانم
حضرت امام در جواب
فرمودند : شما به همان كار خود مشغول باشيد و اين كارها را
ديگران به عهده بگيرند. همچنانكه قبلا
آيت الله بروجردي
توسط پدرشان پيغام دادند كه ايشان در جلسه استفتا آن مرحوم
شركت نمايند
اما والد معظم براي اينكه به امور علمي خود
بصورت كامل رسيدگي كنند از شركت در آن جلسه نيز امتناع
نمودند.
اهميت به قرآن
س : غير از عرصه فقه و اصول
آيا ايشان در ديگر عرصه هاي
علوم اسلامي تاليفي دارند
ج : ايشان نسبت به بحث هاي قرآني اهميت فراواني مي دهند
و لذا روزهاي پنج شنبه و جمعه كه معمولا درس هاي رسمي
حوزه ها تعطيل مي باشد
مباحث قرآني را داشتند آنچه كه به
مقدمات تفسير مربوط مي شود كتابي است كه در يك جلد تحت
عنوان « مدخل التفسير » چاپ شده است . حتي مكرر در كلاس
درس و جلسات خصوصي مي فرمودند : « يكي از آرزوهايم اين
است كه بتوانم يك دوره تفسير قرآن بنويسم » اما اشتغال به
تاليفات فقهي تمام وقت ايشان را پر كرده و ديگر فرصتي ندارند
گر چه نوشته هائي در تفسير سوره حمد به صورت خطي از
ايشان موجود است . باتوجه به ذوق تفسيري قوي اي كه دارند با
دقت به آيات الاحكام در خلال مباحث فقهي مي پردازند در مركز
فقهي ائمه اطهار(ع ) دوستان مشغول گردآوري اين دسته مباحث
به شكل مستقل مي باشند كه انشا الله در آينده منتشر خواهد
شد.
تعلم فلسفه
س : آيا ايشان از استاد يا اساتيدي غير از آيت الله بروجردي
و حضرت امام خميني
نيز استفاده علمي كردند
ج : بله
در حدود چهار يا پنج سال در فلسفه
اسفار را از
محضر علامه طباطبائي (ره ) بهره بردند
همچنانكه مدتي از
جلسات تفسير قرآن ايشان نيز كسب فيض نمودند به همين سبب
دقت هاي بسيار خوبي در مباحث فلسفي دارند و در مباحث
اصولي
آنجاها كه به بحث هاي فلسفي ارتباط پيدا مي كند با
تسلط و به روشني مطالب را مطرح مي كنند. اما به هر حال ذوق
اصلي معظم له در فقه و اصول مي باشد. به اين نكته هم اشاره
كنم كه ايشان در تاليف و نوشتن
مطالب را يك بار مي نويسند و
به اصطلاح مسوده و مبيضه ندارند و با اين حال بسيار روان و با
استحكام مي نويسند و كمترين خط خوردگي در مكتوباتشان
ديده مي شود.
اهتمام به امور طلاب و فضلا
س : درباره خصوصيات اخلاقي ايشان براي خوانندگان ما
توضيحاتي بفرمائيد.
ج : ايشان به تبع اساتيد خود
به امور طلاب و فضلا اهتمام
زيادي دارند
به نحوي كه به حجره هاي طلاب رفت و آمد
داشتند و با فضلا از نزديك ارتباط داشتند و با آنها رفاقت برقرار
مي كردند و به اتفاق آنها به مسافرت هائي مي رفتند كه البته
مسافرت اصلي ايشان به مشهد جهت زيارت حضرت رضا (عليه
السلام ) مي باشد. در همين مراودت سعي مي كردند از وضعيت
آقايان اطلاع حاصل كنند و به امور عمومي و اخلاقي آنها
رسيدگي نمايند.
در همين راستا وقتي به مدت ده سال رئيس شوراي مديريت
حوزه علميه بودند
با همكاري آقايان محترم هم به مسائل
تحصيلي و علمي طلاب و هم به امور معيشتي آنان توجه جدي
داشتند و در اين زمينه اقدامات بزرگ و اساسي اي صورت دادند.
مانند مسئله امتحانات و رتبه بندي علمي در جهت بهبود و
پيشرفت وضعيت علمي و يا توجه به امر مسكن و تاسيس شهرك
مهديه در بعد معيشتي طلاب
همچنانكه احداث سالن
اجتماعات مدرسه فيضيه نيز از جمله پيشنهادات ايشان بود
گرچه هزينه آن از سوي مقام معظم رهبري تامين گرديد.
ايشان علاوه بر مسووليت شوراي مديريت حوزه علميه
مديريت مدرسه فيضيه را نيز به همراه يك هيئتي بر عهده
داشتند و باتوجه به اهتمام جدي و فراواني كه به امر استقلال
حوزه ها و عدم وابستگي آنها در جهات گوناگون به گرايش ها و
جناحها دارند
به هيچ عنوان اجازه بهره برداري جناحي و
گروهي را به كسي نمي دادند و اين را يك وظيفه بر عهده خود
مي ديدند و از تبعات آن هم واهمه اي نداشتند.
به هر حال در آن ده سال مسووليت ايشان در مديريت
حوزه
شالوده اصلي نظام جديد حوزه ريخته شد و امروز
بحمدالله ديگران مشغول خدمت مي باشند.
نكته اي كه بايد ذكر كنم
اهتمام جدي ايشان به امر تحصيل
و تهذيب به صورت توام و در كنار هم است كه در اين راستا در
كنار تدوين برنامه تحصيلي طلاب
در همان دهه اول در مديريت
حوزه يك شورائي به نام شوراي ارشاد و تزكيه تشكيل شد كه
امروزه نيز فعال مي باشد و رسالت آن توجه به امور اخلاقي
حوزويان است .
ايشان در اين بيست سال اخير از ميان بزرگان
بيشترين
وقت را براي مسائل حوزه صرف كردند و حتي تابستانها در
حالي كه جاي مناسب در مناطق خوش آب و هوا برايشان فراهم
مي شد حاضر به ترك قم نبودند و حتي يك تابستان كه بخاطر
بيماري در تهران اقامت داشتند 52 بار براي امور حوزه از تهران
به قم آمدند كه بعضي وقت ها جلساتشان تا پاسي از شب به درازا
مي كشيد.
تخصصي شدن دروس حوزوي
س : نظر آيت الله فاضل لنكراني درباره تخصصي شدن
دروس حوزوي چيست
ج : ايشان معتقدند حوزه علميه بايد به سمت تخصصي شدن
به پيش برود. در همين راستا وقتي عهده دار كارهاي مديريت
حوزه بودند در اين رابطه تلاش هاي فراواني كردند و در دوران
مرجعيت هم قدم بزرگي برداشتند كه تاسيس مركز فقهي ائمه
اطهار(عليهم السلام ) مي باشد.
امروزه بحمدالله رشته هاي تخصصي كلام
تفسير و تبليغ در
حوزه فعال مي باشد و با حوزه هاي مربوط به خواهران ـ جامعه
الزهراـ كه يك مركز قوي علمي است و براي طلاب خارجي
مدرسه اي ويژه با آموزش هاي متناسب نيازمندي هاي خارج از
كشور در نظر گرفته شده است
كه در همه اين امور آيت الله
فاضل نقش داشتند.
زهد و ساده زيستي
س : شنيديم ايشان از ابتدا تاكنون با يك زي طلبگي و در
كمال سادگي و زهد زندگي مي كنند
اگر ممكن است در اين رابطه
توضيح دهيد.
ج : آنچه ما از ابتدا تاكنون ديديم اين است كه معظم له سعي
دارند يك زندگي ساده و در سطح طلبه ها داشته باشند ايشان
سالهاي طولاني پس از اينكه تاهل اختيار كردند و حتي تعداد
فرزندانشان به پنج نفر رسيد
در منزل پدري در دو اتاق زندگي
مي كردند و بعد از آن همه سال پدر خانمشان منزلي تهيه كردند و
در اختيارشان قرار دادند.
ايشان قدمي براي رونق زندگي شخصي برنداشتند و حتي
اگر اهل خانه در امور معمولي منزل وسيله اي تهيه كنند كه به نظر
ايشان لازم نباشد و با سادگي زندگي نسازد
اعتراض شديد
مي كنند و خلاصه اينكه ايشان يك زندگي بسيطي دارند و حتي
در اين ده سالي كه از دوران مرجعيتشان مي گذرد
تابستانها به
جز چندروزي كه براي زيارت امام رضا(ع ) به مشهد مسافرت
مي كنند
بقيه ايام را در قم ـ علي رغم نامساعدبودن هوا ـ
مي مانند. و اين در حالي است كه اسباب آسايش در اطراف قم كه
آب و هواي خوبي دارد
فراهم است
ولي ايشان مي گويند : من
وقتي مي بينم طلبه ها در قم در زيرزمين منازل و اتاق تنگ و
تاريك و در فضاي محدود زندگي مي كنند
ديگر آرامش ندارم تا
به فكر راحتي خودم باشم و به مناطق خوش آب و هوا
بروم .
ايشان بعد از تصدي مسئوليت و رسالت خطير مرجعيت به
ما فرمودند : عباي تابستاني معمولي برايم تهيه كنيد نه از جنس
خيلي خوب و گران قيمت
تا طلبه ها وقتي مرا مي بينند تحمل
سختي و تنگ دستي برايشان خيلي دشوار نباشد. و يا والده ما
يك وقت تشخيص دادند يك پرده اي براي منزل لازم است و آن
را تهيه كردند
اما والا بزرگوار فرمودند همين الان كسي بيايد و
اين پرده را بردارد كه والده به ما متوسل شدند تا از ايشان
بخواهيم اين پرده لازم است
در جاي خودش بماند.
نكته مهم تر در اين زمينه اين است كه ايشان اين همه سادگي
و بي آلايشي و دوري و فرار از تجملات دنيا را در حالي انجام
مي دهند كه هيچ اظهار نمي كنند و يا نشان نمي دهند كه من زندگي
ساده اي دارم
اصلا تظاهر به اين مسئله ندارند. چرا كه قالب
وجوديشان اينگونه است كه اين امور برايشان ارزش و اهميت
ندارد. اما براي بهبود وضعيت معيشت طلاب و فضلا سعي وافر
دارند كه طلاب فراواني از طريق ايشان صاحب منزل شدند و يا
امكانات زندگي برايشان تهيه شد.
اخلاق خانوادگي
س : برخوردشان در فضاي خانوادگي چگونه است
ج : ايشان از همان سابق نسبت به مسائل اخلاقي و تربيتي
فرزندان توجه تام داشتند و از همان دوراني كه ما به مدرسه
مي رفتيم
خودشان بر امورات درسي ما بدقت نظارت و مراقبت
مي كردند. برخوردشان در محيط خانواده به اين صورت است كه
ما احساس رفاقت و دوستي مي كنيم نه اينكه صرفا ايشان پدر
باشند و ما فرزند
همچنانكه مسئله مرجعيت اصلا آن صفا و
صميمت را تغيير نداده است .
معظم له در امور گوناگون به فرزندان مجال اظهارنظر مي دهد
و البته فرزندان هم كمال ادب و احترام را برابر ايشان قائلند.
دوران سخت تبعيد
س : اگر خاطراتي از دوران تبعيد ايشان به ياد داريد
بفرمائيد
ج : حدود چهارماهي كه در بندرلنگه تبعيد بودند
چندين كيلو از
وزن ايشان به صورت غيرمتعارف كم شد
به نحوي كه حتي
رژيم طاغوت
احساس خطر كرد و او را به يزد انتقال داد. وقتي
به يزد منتقل شدند
من به خاطر علاقه زيادي كه به ايشان
داشتم
زودتر از والده و اخويها به يزد رفتم . آن سال كلاس
پنجم ابتدائي بودم
براي نام نويسي به چندين مدرسه سر زديم
وقتي مديران اين مدارس با خبر مي شدند كه ايشان تبعيدي
مي باشند از من ثبت نام نمي كردند
تا اينكه بالاخره مدير يكي از
آن مدارس با شهرباني تماس گرفت و پس از كسب اجازه ثبت نام
انجام گرفت و بدين ترتيب من در حدود دوسال و نيم در يزد به
مدرسه مي رفتم .
شناخت درست وظيفه و عمل به آن
س : برخي از بزرگان از سابق و شايد در زمان ما از مصرف سهم
امام در مصارف شخصي امتناع مي ورزند و آن را احتياط
مي دانند
اين مسئله در نظر حضرت آيت الله فاضل چگونه
است

ج : ايشان معتقدند وقتي طلبه به وظيفه خودش اعم از تحصيل
تدريس و تحقيق عمل كند بهترين و پاك ترين و حلال ترين مال
براي او همان سهم مبارك امام است و چنين شخصي در مصرف
وجوه شرعيه نبايد كوچكترين دغدغه اي داشته باشد. لذا
مي فرموند اينكه بعضي از افراد در كنار طلبگي به زراعت يا
صنعتي اشتغال داشته باشند تا تامين معيشت نمايند
به هيچ
وجه اين كار فضيلت آنان محسوب نمي شود
بلكه برعكس اين
ايراد كارشان است
چرا كه آن وقتي كه آنان بايد به امور طلبگي
صرف نمايند در جهات ديگر مصرف مي شود.
در همين رابطه خودشان برايم فرمودند كه روزي يكي از
پزشكان به من گفت من در مزرعه شخصي خود درخت اناري
پرورش دادم كه ميوه هاي آن بعضا هر كدام پنج كيلو مي شود! به او
گفتم آقاي دكتر اين كار از مشهدي حسن پايين شهر قم كه باغدار
است هم برمي آيد. تو اگر مي خواهي دكتر خوب و مفيدي باشي
بايد روزي چهار ـ پنج ساعت مطالعه داشته باشي تا به همين
مقدار در خدمت مردم باشي و به درمان دردشان
بپردازي .
بنابراين
ايشان معتقدند اهل علم بايد زندگي ساده و طلبگي
داشته باشند و از اسراف و گرايش به تجملات بپرهيزند
و
اسراف و خروج از زي طلبگي چه از سهم امام باشد و چه از مال
شخصي
نادرست و غير جايز است .
جايگاه امام و انقلاب
س : درباره نقش و نظر آيت الله فاضل لنكراني پيرامون انقلاب و
نظام اسلامي توضيح دهيد.
ج : درباره مبارزات سياسي
به لحاظ اينكه ايشان از
شاگردان حضرت امام (ره ) و همواره در خدمتشان بودند
از آغاز
مبارزات و از وقتي كه امام نهضت را شروع كردند
ايشان نيز در
اين مسير فعال بودند. معظم له يكي از دوازده نفري بودند كه
مرجعيت امام را كتبا به اطلاع ديگران رساندند و اقدام آنان در
تثبيت مرجعيت امام تاثير زيادي داشت و از لحاظ تقويت
نهضت وحمايت از امام نيز آثار بسيار مهمي داشت . البته رژيم
طاغوتي هم نسبت به حركت آن دوازده نفر بي تفاوت نماند بلكه
تعدادي را به زندان افكند و گروهي را به تبعيد فرستاد كه والد
بزرگوار ما در گروه تبعيديها قرار داشت و چهارماه را در يك
شرايط بسيار بد و خطرناك در بندرلنگه گذراند و حدود دوسال
و نيم ديگر را در يزد اقامت اجباري داشت .
مدتي كه ايشان در شهر يزد حضور داشت در جهت تبيين
اهداف امام براي فضلا حوزه يزد و همچنين شناساندن مقام
علمي امام به آنان منشا آثار بسياري شدند و با توده مردم نيز
حتي الامكان ارتباط برقرار كردند.
پس از پايان مدت تبعيد و بازگشت به قم
به لحاظ اينكه
يكي از اعضا فعال جامعه مدرسين بودند
نقش محوري در
فعاليت هاي آن مقطع جامعه مدرسين داشتند و آن زمان
جلساتشان در بيت معظم له و بعضا با حضور شهيد والا مقام
مطهري (ره ) برگزار مي شد. از جمله كارهاي بزرگ جامعه
مدرسين در مقطع قبل از انقلاب صدور اعلاميه اي بود كه شاه را
از سلطنت خلع كرد و با همه خطري كه آن اقدام سياسي داشت
والد بزرگوار ما جز اولين افرادي بود كه اعلاميه مذكور را امضا
كردند.
ما خودمان از همان اوائل يك علاقه خاصي در وجودشان
نسبت به حضرت امام مي ديديم كه روزبه روز شدت مي يافت و
اكنون نيز به همان قوت باقي است . خودشان به من فرمودند : من
بيش از سي سال بر روي مباني و نظرات فقهي و اصولي امام كار
علمي كردم و بدون هيچ تعصبي ايشان را برهم عصرانش مقدم
مي دانم و ايشان را اعلم مي دانم . و باز مي فرمودند : كه من همواره
اعتقادم نسبت به مقام علمي امام افزوده مي شود.
من به خاطر دارم كه بعد از رحلت امام (ره ) مرحوم حاج
احمدآقا (ره ) براي ملاقات ايشان تشريف آوردند
معظم له به
حاج احمدآقا گفتند : شما به همه ابعاد امام توجه داريد
اما به
اين نكته توجه نداريد كه امام از نظر علمي مظلوم واقع شده اند
و اين در حالي است كه ابتكارهاي فقهي
اصولي
عرفاني و
فلسفي امام فراوان است و امام مباني علمي بسيار مستحكمي
دارند اما متاسفانه آن طور كه بايد و شايد علما و فضلاي حوزه ها
از آن مباني و نظرات اطلاع ندارند.
همچنين به آن مرحوم توصيه كردند كه سعي نمايند كتابهائي
كه امام خودشان نوشتند و يا شاگردان مباحث امام را نوشتند
توسط موسسه منتشر شود. و انصافا آن مرحوم نيز به اين مسئله
توجه جدي نموده و آثار علمي فراواني از امام منتشر شده و يا
در دست انتشار است .
باز در رابطه با علاقه و عاطفه ايشان به امام اين خاطره به
يادم آمد كه يك بار من در خدمتشان بودم كه به ملاقات امام
رفتيم
من بعد از بوسيدن دست مبارك امام از اتاق خارج شدم
ولي والد بزرگوار بعد از جلسه با امام
برايم تعريف كردند كه : من
به امام عرض كردم
آقا اگر شما نسبت به مسائل حوزه نظراتي
داريد ما از طرف شما در حوزه هستيم
چرا به ما نفرموديد كه
چه كاري انجام دهيم ـ اين سخنان با توجه به حرف هائي كه يكي
از افراد بعنوان نظر امام گفته بود
مطرح شد.
ضمنا ايشان از اينكه در آن ملاقات صدايش از حد معمول
صحبت كردن شاگرد با استاد خارج شد و كمي بلند با امام سخن
گفت اظهار ناراحتي مي كرد اما نقل مي كرد كه حضرت امام با
كمال آرامش و خونسردي حرفهايم را شنيدند و فرمودند : آقاي
فاضل من به شما به اندازه مصطفي علاقه دارم
من شما را بزرگ
كردم
من اگر كاري راجع به حوزه داشته باشم معلوم است كه
بايد به شما بگويم
اين حرفي را كه آن آقا از قول من گفته دروغ
است
احمد ـ كه حاضر بود ـ در آن جلسه بود و مي داند كه من
اصلا آن حرفها را نزده
بودم .
روزهاي حماسي انقلاب
س : از آن جلسات جامعه مدرسين كه در بيت ايشان برگزار
مي شد
اگر خاطراتي ـ كه لابد شنيدني است ـ ذكر كنيد.
ج : در يكي از آن جلسات كه در بيت معظم له برگزار شد
مردم قبلا مي دانستند كه بعد از اتمام جلسه تظاهرات شروع
مي شود و به طرف قبرستان بقيع ـ كه مرحوم آيت الله گلپايگاني
احداث فرموده بود ـ خواهند رفت . تظاهرات در حالي شروع شد
كه وضعيت شهر به شدت نظامي بود
در 45 متري عمار ياسر
خيابان آذر و.... تانكها صف كشيده بودند
به شكلي كه ماشينها
نمي توانستند تردد نمايند
نظاميان بر روي تانكها آماده
تيراندازي بودند!
اما در صفوف تظاهركنندگان
جلوي جمعيت آقايان جامعه
مدرسين
من جمله حاج آقاي ما
حركت مي كردند
وقتي
جمعيت نزديك تانكها رسيدند
فرمانده آنها گفت اگر جلوتر
بياييد تيراندازي را شروع مي كنيم اي كاش فيلمي از آن صحنه
وجود مي داشت . در اين وضعيت آقاي خلخالي به طرف آنها
رفت و به فرمانده آنان گفت كه ما براي زيارت اموات به قبرستان
بقيع مي رويم و كاري با شما نداريم ! به هر حال او را قانع كرد و
تظاهركنندگان هم به حركت خود ادامه دادند.
س : آيا ايشان در ديگر صحنه هاي مهم دوران انقلاب نيز
حضور داشت
ج : ايشان در جريان تحصن علما و انقلابيون در مسجد
دانشگاه تهران كه در اعتراض به دستگاه طاغوت بخاطر ممانعت
از ورود امام به ميهن اسلامي برگزار شده بود
حضور داشت و
جز متحصنين بود. علي اي حال ; ايشان از آغاز نهضت در
راستاي اهداف امام حضور فعالي داشتند و اين حضور و حمايت
پس از پيروزي انقلاب و برپائي نظام اسلامي
نيز همواره ادامه
داشت و بعد از ارتحال حضرت امام (ره ) نيز همچنان ادامه دارد.
خودشان به من فرمودند كه : من اعتقادم به انقلاب نه تنها كم
نشده و ترديدي در راهي كه طي شد نكردم
بلكه روز به روز بر
اهداف امام و كارهائي كه انجام گرفت مصمم تر مي شوم . ايشان
غالبا اين تعبير را مي كنند كه : من هيچگاه ترديد در اين راهي كه به
همراه امام شروع كرديم
نكردم و معتقدم اگر اين انقلاب نبود
حتي اسمي از اسلام در اين كشور باقي نمي ماند و از حوزه هاي
علميه و دانشگاههاي ما هم چيزي باقي نمي ماند و آنچه مي ماند
فقط يك كشور مصرفي و بي خاصيت بود.
عمل به وظيفه
ايشان عقيده دارند كه در شرائط و مسائل مهم و حساس
انقلاب به وظيفه عمل كرد. در اين باب خوب است كه به اين
نكته اشاره كنم كه در ملاقاتي كه مقام معظم رهبري با ايشان
داشتند فرمودند در آن جلسه مجلس خبرگان ـ بعد از رحلت
امام (ره ) اگر صحبت شما نبود من از اين مسووليت استنكاف
مي كردم
چند نفر صحبت كردند از جمله والد بزرگوار ما
و به
اين نكته اشاره نمود كه ما بايد تشخيص دهيم كه چه كسي بايد
اين مسووليت را بپذيرد نه شما; در نتيجه اين سخنان بود كه
مقام معظم رهبري مسووليت رهبري را تقبل كردند.
معظم له در دوران دفاع مقدس نيز طلاب و فضلا را تشويق
به حضور در جبهه ها مي كردند و خودشان هم بعضا در جبهه ها
حاضر مي شدند كه من خودم يك مورد را شاهد بودم كه منطقه
پرخطري هم بود و شب پرمخاطره اي را گذرانديم .
وحدت و عزت
س : نظر آيت الله فاضل در رابطه با وحدت بين مسلمانان
چيست
ج : اولا يكي از ويژگيهاي ايشان توجه كامل و مستمر به اهل
بيت (سلام الله عليهم اجمعين ) است
مجالس روضه و ذكر
مصائب اهل بيت و مراسم ايام فاطميه از برنامه هاي مستمر بيت
ايشان است كه مراسم فاطميه در حدود شصت سال است دائر
است .
در همين فاطميه گذشته بود كه ايشان براي برپائي مجالس
بزرگداشت آن بانوي با عظمت (س ) و ذكر مصائبشان اطلاعيه اي
دادند و مومنين و محبين اهل بيت (ع ) را تشويق كردند و
بحمدالله تاثير فراواني داشت . و اصلا توجه زياد ايشان به
انقلاب و امام به اين خاطر است كه افكار امام را برگرفته از
تعاليم اهل بيت مي دانند.
اما در رابطه با امر فوق العاده مهم وحدت بين مسلمانان
ايشان با توجه به اينكه همانند امام قائل به تقيه مداراتي مي باشند
و شركت در نمازهاي جماعت اهل سنت را از همين باب جائز
مي دانند و به وحدت مسلمين اهتمام تام دارند اما چند سال
پيش كه آن شيخ حذيفي در مسجدالنبي عليه تشيع حرفهاي
نامربوطي زده بود
وقتي با خبر شدند مرا خواستند و نوشته اي
را به من براي انتشار دادند كه مضمونش اين بود كه من تاكنون به
شيعيان توصيه كرده ام در نمازجماعت اهل سنت در مسجدالنبي
و مسجدالحرام حضور پيدا كنند; آن توصيه همچنان به قوت
خود باقي است و بر آن تاكيد مي كنم
اما اقتدا به اين شخص
هتاك بخاطر اينكه منادي تفرقه بين مسلمين شده است جايز
نيست .
ايشان اعلام اين مطلب و صدور بيانيه را وظيفه خود
مي دانستند و به حرف ديگران كه شايد دولت عربستان در مراسم
حج براي بعثه شما مشكل آفريني كند; هيچ توجهي نكردند.
جالب اينكه مردم در سطح وسيعي مراعات نظر ايشان را
مي كردند.
آقاي راشد يزدي برايم نقل كردند كه من در مسجدالنبي
شاهد بودم كه از همديگر و حتي از مامورين مسجد مي پرسيدند
كه امام جماعت چه كسي است اگر مي فهميدند كه حذيفي
است از اقتدا به او امتناع مي كردند. تا اينكه قضيه به امير مدينه
رسيد
آقاي رضايي ـ رئيس سازمان حج و زيارت ـ مي گفت كه
در جلسه اي كه با امير مدينه داشتيم او به ما گفت از فردا شب
ديگر حذيفي را از امامت جماعت مسجدالنبي كنار خواهيم
گذاشت .
بنابراين ايشان با توجه عميق به تلاشهائي كه از زمان مرحوم
آيت الله بروجردي (ره ) در راستاي وحدت صفوف مسلمين
انجام شد و اهتمامي كه حضرت امام به مسئله اساسي وحدت
مسلمانان داشتند; حفظ عزت شيعيان را در كنار وحدت
مسلمانان توامان مورد توجه خود قرار مي دهند.
وظيفه شناسي
اعتدال و استقلال
س : در رابطه با پذيرش مرجعيت و مسووليتهائي كه از اين
ناحيه بر دوش خود احساس مي كنند هم توضيحاتي داشته
باشيد.
ج : با توجه به موقعيت ممتاز و شناخته شده اي كه ايشان در
حوزه ها داشتند
عده اي از فضلا حوزه پس از ارتحال امام (ره )
در امر تقليد به سراغ ايشان آمدند اما معظم له با قاطعيت
فرمودند تا زماني كه آيت الله گلپايگاني و آيت الله اراكي هستند به
هيچ وجه صحيح نيست كه ديگران مطرح شوند. يادم مي آيد كه
بعد از ارتحال امام روزي آيت الله اميني به ايشان گفتند : بر شما
واجب است كه حاشيه خود بر عروه را تكميل و منتشر كنيد كه
قبول نمي كردند تا وقتي كه مشهد مشرف بوديم
روزي در حرم
حضرت رضا (عليه السلام ) من به ايشان عرض كردم در اين زمينه
استخاره كنيد; در نتيجه با توجه به اينكه استخاره خيلي خوب
بود اجازه دادند و ما اقدام كرديم و حواشي ايشان را منتشر
نموديم .
واقعا در امر مرجعيت همان كه درباره بزرگاني مانند امام
شنيديم كه از اين مسووليت فرار مي كردند
ما در ايشان مشاهده
كرديم
من هيچ ميل و علاقه اي در ايشان به امر مرجعيت نديدم .
اما بعد از اينكه اين بار مسووليت بر دوش ايشان قرار گرفت مكرر
به ما توصيه مي كنند كه براي ارتقا علمي حوزه ها بكوشيم و
همواره در خدمت طلاب باشيم و به آنها خدمت كنيم .
يادم مي آيد چند سال قبل موضوعي پيش آمد و ايشان
حضوري فعال داشتند
يكي از بزرگان حوزه به من گفت به ايشان
بگوئيد كه اين حركتها با مرجعيت تناسبي ندارد و مانع رشد
مرجعيت ايشان است لذا بهتر است كه در اين امور دخالت
نكنند. وقتي پيغام را به ايشان رساندم ; خيلي ناراحت شدند و
فرمودند : من اصلا مرجعيت را پذيرفتم براي خدمت
براي اينكه
انقلاب به حيات خود ادامه دهد
من دين و مرجعيتي كه به درد
مردم و انقلاب نخورد را مي خواهم چه كار !
يعني همچنانكه هر منصفي با ديده انصاف نگاه كند واقعا
ايشان را يك مرجع كاملا مستقل مي بيند
همچنين ايشان را روي
محورهاي اساسي انقلاب داراي حساسيت خاصي مي بيند.
ايشان معتقدند كه بايد مسووليني را كه به انقلاب و مردم خدمت
مي كنند حمايت كرد. البته مواردي هم بوده كه تذكراتي داشتند و
از طريق بنده يا طرق ديگر مطالب و نظراتشان را به متصديان
امور مي رساندند.
يادم آمد درباره حساسيت ايشان نسبت به مسائل اساسي
اسلامي مطلبي را يادآور شوم مي فرمودند : بعد از انتشار كتاب
شهيد جاويد ما ديديم اشكالاتي در آن وجود دارد
به اتفاق
مرحوم آيت الله اشراقي از نويسنده كتاب درخواست كرديم با
هم جلسه اي داشته باشيم و مسائل را بحث كنيم
توافق شد روز
مشخصي دور هم باشيم اما او نيامد و اين خلف وعده چندين
مرتبه تكرار شد و ما بنا گذاشتيم نقطه نظرات خود را بنويسيم كه
كتاب « ائمه اطهار يا پاسداران وحي » نتيجه آن شد كه از جمله
مباحث آن بحث مربوط به علم امام است . نقل مي كردند كه
پدرشان چندين بار گفتند چاپ اين كتاب براي شما خطر دارد
از انتشار آن خودداري كنيد
و ايشان بعد از دو مرتبه احترام و
سكوت
مرتبه سوم در جوابشان فرمودند اگر ما احساس تكليف
كنيم چه مي فرمائيد كه آن مرحوم گفتند با اين حال من ديگر مانع
نمي شوم .
ارتباط دو سويه حوزه ها و مردم
س : بعضي وقتها گفته مي شود كه برخي معتقدند براي
تقويت بنيه مالي حوزه بايد اقدام به كارهاي اقتصادي كرد
نظر
آيت الله فاضل لنكراني در اين موضوع چه مي باشد
ج : به صراحت عرض مي كنم كه ايشان اين مسئله را به هيچ
وجه صحيح نمي دانند
بخصوص در سطوح بالاي روحانيت و
خودشان هم به هيچ وجهي و به هيچ نحوي وارد اين قضايا
نشدند و اجازه ورود به اين مسائل را نداده و نمي دهند; و آنچه
كه از وجوه شرعيه توسط مقلدين در اختيارشان گذارده مي شود
(را براي حوزه هاي علميه و مراكز علمي و كارهاي مربوط به امور
ديني صرف مي كنند و به طور كلي صرف وجوه شرعيه را در امور
به اصطلاح اقتصادي و سرمايه گذاريهاي درآمدزا
مشروع
نمي دانند. نه تنها خودشان از وجوهائي كه در اختيار دارند چنين
اقداماتي را اجازه نمي دهند بلكه حتي بعد از ارتحال حضرت
امام (ره ) كه مرحوم حاج احمد آقا وجوه شرعيه باقي مانده را
براي ايشان و اعضاي محترم شوراي مديريت وقت حوزه علميه
براي مصرف طلاب فرستادند و برخي خواستند با آن
سرمايه گذاري كنند تا زود تمام نشود
اين تصميم
سخت مورد
مخالفت ايشان قرار گرفت و با تلاش معظم له آن وجوه براي
شهريه طلاب مصرف گرديد.
يادم مي آيد در جلسه اي كه مقام معظم رهبري و ايشان
داشتند و من حضور داشتم
همين بحث تقويت بنيه مالي
حوزه ها مطرح شد
و ايشان همين مطلب را گفتند و اضافه كردند
حضرت امام اجازه نمي دادند موقوفات براي حوزه ها مصرف
شود. لذا حوزه ها بايد فقط با وجوهات شرعيه اي كه مومنين با
طيب خاطر و خلوص نيت مي پردازند اداره شود و راهي غير از
اين راه مشروع نيست .
يكي دو سال قبل بود كه يكي از مسوولين و شخصيتهاي
بزرگ نظام در مصاحبه اي كه با مجله اي حوزوي داشت باز همين
نكته را مطرح كرد و گفت ايرادي ندارد كه حوزه ها از بودجه
دولتي استفاده كنند تا بهتر اداره شوند. وقتي ايشان از مطلب با
خبر شدند بنده را نزد آن مسوول محترم كه با نيت خير آن مطلب
را گفته بود ـ فرستاد كه اين راه پيشنهادي شما براي آينده
حوزه ها خطرناك است و در نهايت به حوزه ها لطمه مي زند و به
هيچ وجه صلاح نيست بودجه دولتي در حوزه ها مصرف شود.
بله بايد فرهنگ سازي شود تا مومنين با آگاهي و اخلاص ديون
شرعيه خودشان را بپردازند تا امور ديني بهتر اداره شود و
فرهنگ اسلامي و تعاليم اهل بيت (ع ) ترقي و توسعه يابد.
به هر حال ايشان با اين مبنا و تاكيد بر استقلال حوزه ها و
اينكه نبايد متكي به غير باشد
چه قبل از مرجعيت و چه بعد از
مرجعيت به هيچ عنوان اجازه تخلف از اين اصل را به كسي
نمي دهند و مراكز و افراد منتسب به بيت ايشان چنين كارهائي را
انجام نمي دهند. بعضي وقتها مقلدين ايشان مي آيند و مي خواهند
بخشي از كارخانه و شركت خود را بعنوان خمس بپردازند
اما
ايشان قبول نمي كنند و مي فرمايند مبلغ خمس را بپردازند و
معتقدند آنچه كه مورد نظر خودشان است ـ و قبلا مورد نظر
مراجع و بزرگان بويژه حضرت امام (ره ) بود ـ حوزه ها را حفظ
مي كند و ارتباط دو سويه مردم و علماي دين و روحانيون را
حفظ مي كند
اگر اين راه اشكالاتي دارد بايد بكوشيم آن را
اصلاح كنيم نه اينكه راههاي پرمخاطره را جايگزين آن
نمائيم .
آيت الله فاضل لنكراني در اين بيست سال اخير از
ميان بزرگان
بيشترين وقت را براي مسائل حوزه
صرف كردند و حتي تابستانها درحالي كه جاي مناسب
در مناطق خوش آب و هوا برايشان فراهم مي شد
حاضر به ترك قم نبودند و حتي يك تابستان كه بخاطر
بيماري در تهران اقامت داشتند پنجاه دو بار براي
امور حوزه از تهران به قم آمدند كه بعضي وقت ها
جلساتشان تا پاسي از شب به درازا مي كشيد
آنچه ما از ابتدا تاكنون ديديم اين است كه معظم له
سعي دارند يك زندگي ساده و در سطح طلبه ها
داشته باشند
ايشان سالهاي طولاني پس از اينكه
تاهل اختيار كردند و حتي تعداد فرزندانشان به پنج
نفر رسيد
در منزل پدري در دو اتاق زندگي
مي كردند و بعد از آن همه سال پدر خانمشان منزلي
تهيه كردند و در اختيارشان قرار دادند.
حدود چهار ماهي كه در بندرلنگه تبعيد بودند
چندين كيلو از وزن ايشان به صورت غيرمتعارف كم
شد
به نحوي كه حتي رژيم طاغوت
احساس خطر
كرد و او را به يزد انتقال داد
آيت الله فاضل از آغاز نهضت در راستاي اهداف
امام حضور فعالي داشتند و اين حضور و حمايت پس
از پيروزي انقلاب و برپائي نظام اسلامي
نيز همواره
ادامه داشت و بعد از ارتحال حضرت امام (ره ) نيز
همچنان ادامه دارد. خودشان به من فرمودند كه : من
اعتقادم به انقلاب نه تنها كم نشده و ترديدي در راهي
كه طي شد نكردم
بلكه روز به روز بر اهداف امام و
كارهائي كه انجام گرفت مصمم تر مي شوم .

*****
استمرار مباني فقهي امام خميني در حوزه
|

گفتگو با دوتن از نزديكان حضرت آيه الله فاضل
مقدمه
حضرت آيه اله فاضل در دهه دوم زندگي وارد حوزه علميه
گرديد و تحصيلات خويش را آغاز كرد. در آن زمان طلبه اي
جوان بود كه در محافل علمي به اعتبار موقعيت برجسته پدر
شناخته مي شد. ولي بلافاصله در دهه سوم
و با حضور فعال در
درس مرجع بزرگ آيه الله بروجردي
و سپس با ارائه تقريرات
درسي استاد خود كه بنحو شايسته اي مباحث دقيق علمي را
تقرير كرده بود
نبوغ و استعداد فوق العاده اش آشكار شده و
مشاربالبنان گرديد.
در دهه چهارم و درحاليكه بنيان هاي فقاهت و اجتهاد را
در نزد آيه اله بروجردي و امام خميني استوار ساخته بود
از
افق تدريس سربرآورد و جاذبه قوت علم و قدرت بيانش
به
سرعت طلاب حوزه را به حوزه تدريس وي گردآورد و با اين
استقبال چشم گير
محفل درسي اش
درخشش خاصي يافت .
دهه پنجم دوران پختگي فقاهت است كه آيه اله فاضل بر
كرسي درس خارج به تعميق مباني اجتهادي و تدوين
استنباط هاي فقهي خود مي پردازد. شرح محققانه
تحريرالوسيله
از اين مرحله آغاز مي گردد. همچنين تاليف
برخي از آثار عميق اعتقادي و تفسيري
محصول جهاد علمي
اين دوران است .
و بالاخره در دهه ششم
و در حاليكه حوزه با خلا
مرجعيت بزرگاني مانند امام خميني
آيه اله اراكي
و آيه اله
گلپايگاني مواجه گرديده است
ذهن اساتيد و مدرسان حوزه
متوجه او شده به عنوان حلقه ديگري از سلسله اساطين فقاهت
و عدالت كه عهده دار زعامت ديني شيعه بوده اند
درصدر
اعلاميه معرفي جامعه مدرسين قرار مي گيرد. اين انتخاب به
دليل آنكه علاوه بر لياقت علمي و وارستگي اخلاقي معظم له
به امتياز برجسته ايشان در روشن بيني اجتماعي و سياسي و
همراهي با امام خميني در جريان نهضت اسلامي
اتكا داشت
با استقبال فراوان در ميان اقشار متدين و علاقمند به نظام
اسلامي روبرو شد.
اينك آيه اله العظمي فاضل لنكراني با نيم قرن مجاهدت
علمي و عملي
خلف صالحي براي مرجعيت امام خميني است
كه در مباني فقهي و مواضع اجتماعي اش
ياد آن بزرگ مرد را
زنده مي دارد
و با قلم و بيان خود آرمانهاي رهبر فقيد را دنبال
مي كند.
براي آشنائي بيشتر با اين مرجع عاليقدر
به سراغ
حضرات آيات سيد محمد بجنوردي و سيدكاظم نورمفيدي
رفته ايم
تا بخش هايي از حيات علمي و اخلاقي معظم له را از
زبان كساني ـ كه به دليل پيوند سببي و خانوادگي ـ با ايشان
مانوسند
بشنويم .
ابعاد علمي
سياسي و اخلاقي
آيه الله فاضل
آيت الله سيدمحمد بجنوردي
ارتباط با امام
آيه الله فاضل خيلي مورد علاقه امام بود. ايشان در دوران
تبعيد امام سفر يك هفته اي به عتبات داشتند ايام زيارتي امام
حسين (ع ) بود و امام به كربلا مشرف شده بودند. من و حاج آقا
مصطفي در زيرزمين منزلي كه امام اقامت داشت
نشسته بوديم
و آقاي اشراقي هم آمد
در همين حال خبر آوردند كه آقاي
فاضل به كربلا آمدند. حاج آقا مصطفي فوري
آقاي دعايي را
فرستادند كه آقاي فاضل را بياورد تا ايشان را ببينيم . علاقه و
دوستي زيادي ميان ايشان با آقاي فاضل بود.
آقاي فاضل اواخر شب آمد
حضرت امام با اينكه شبها
زود استراحت مي كردند
تا نيمه شب براي زيارت و نماز شب
بيدار شوند
اما به جهت علاقه زيادي كه به آقاي فاضل داشت
همان وقت به ديدار ايشان آمد و پس از احوالپرسي و رد و بدل
صحبتهايي
براي استراحت رفتند.
البته اين اولين ديدار در اين سفر بود
پس از آن هم مكرر با
هم ديدار داشتند. در همين سفر كه آيه الله فاضل تازه از تبعيد
آمده بودند و چند جلد از كتاب تفصيل الشريعه را نوشته
بودند
خدمت امام دادند
امام خيلي خوشحال شدند كه آقاي
فاضل در تبعيد هم از اشتغال علمي شان دست برنداشتند سپس
امام به ايشان فرمودند. « شما به هر شكلي كه صلاح مي دانيد
اين كتابها را چاپ كنيد. »
حضور در صحنه انقلاب
آيه الله فاضل را بايد جز معدود افرادي نام برد كه به تمامي
مباني انقلاب و امام وفادار بودند. ايشان قبل از پيروزي انقلاب
اسلامي و پس از آن به هر شكلي كه نياز بوده در صحنه حضور
داشته و همكاري مي كردند.
نظر امام هم از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي اين بود كه
ايشان وارد كارهاي اجرايي يا مسئوليتهايي چون شوراي
نگهبان يا شوراي عالي قضايي و.... نشوند با اينكه ايشان
مجتهد بود و يكي از بهترينها براي تصدي اين مسئوليتها بود.
ولي امام معتقد بودند
زعامت حوزه و مرجعيت بايد دست
ايشان باشد و مي دانستند كه ايشان لياقت انجام چنين
مسئوليتي را دارند.
همان وضعيتي را كه امروز ايشان دارند
امام از ابتدا
پيش بيني مي كردند امام بر اين نظر بودند كه زعامت حوزه و
مرجعيت در ايران را بايد شخصي بعهده بگيرد كه واقعا به نظام
جمهوري اسلامي و مباني انقلاب مومن و معتقد باشد و
آيه الله فاضل چنين بود.
آيه الله فاضل داراي ويژگيها و صفاتي همچون
ساده زيستي
روحيه طلبگي
سخاوت
روحيه انقلابي شديد
تعصب ديني است
كه اين مجموعه موجب شايستگي ايشان
براي تصدي مرجعيت شد. و امام به اين امور آگاه بود و اين
ويژگي ها موجب شد كه امام به ايشان اميد ببندد.
ويژگي هاي اخلاقي
من سالهاي طولاني و در مسافرتهاي زيادي با آيه الله
فاضل ارتباط داشتم و لذا از خلقيات
اخلاق شخصي و
علميت ايشان كاملا مطلع هستم
و به برخي از آنها اشاره
مي كنم .
تهجد
1 ـ تهجد : ايشان اهل تهجد و خيلي مقيد به نماز شب
است
حاج آقا مصطفي هم اهل تهجد و نماز شب و زيارت
عاشورا بود. روزي هزار بار سوره توحيد مي خواند البته گاهي
در حالي كه صحبت مي كرديم
ايشان به ذكر مشغول بود.
آيه الله فاضل نيز چنين روحيه اي دارد به عنوان نمونه
نماز
جعفر طيار را با كيفيت مخصوص مي خواند البته با توجه به
روايتي كه در مورد تداخل نماز جعفر طيار در نماز شب
فضيلت زيادي را بيان كرده اند
ايشان چهار ركعت نماز جعفر
طيار را در ركعات 3 تا 6 نماز شب بجا مي آورد .
در عين حال هيچگاه تظاهر هم نمي كرد
و معروف هم نبود
كه ايشان خيلي اهل تهجد هستند
ايشان به عنوان شخص با
سواد و ملا معروف بود
اما جنبه تهجد ايشان معروف نبود و
علت آن هم اين بود كه اهل تظاهر نبود. فقط رفقاي خصوصي
ايشان از اين مطالب آگاه بودند.
پرهيز از غيبت
2 ـ پرهيز از غيبت : ايشان علاوه بر اينكه غيبت نمي كرد و از
آن پرهيز مي كرد
اگر شخصي هم نزد ايشان لب به غيبت
مي گشود
به هر طريق ممكن از آن جلوگيري مي كرد.
زي طلبگي
3 ـ روحيه و زي طلبگي : آيه الله فاضل واقعا روحيه طلبگي
دارد. من از گذشته با ايشان مرتبط بودم و با توجه به نسبت
سببي كه با ايشان دارم
با ايشان رفت و آمد دارم
و كاملا از
زندگي داخلي ايشان با خبر هستم
در حال حاضر نيز زندگي
ساده اي دارد و همسر و فرزندان ايشان زندگي خيلي ساده اي
دارند. زندگي ايشان پس از مرجعيت با قبل از آن تغييري پيدا
نكرده است . و همان زندگي سابق را حفظ كردند.
بنظر من اين مساله خيلي مهمي است كه روحانيت آنهم
يك مرجع
چنين زندگي ساده اي داشته باشد. اين آبروي شيعه
است . چون اگر بنا باشد يك مرجع زندگي تشريفاتي داشته
باشد
تمام زحمات هزارساله مراجع قبلي ما از بين مي رود.
حضرت امام هم روي ساده زيستي علما خيلي حساس بودند و
مكرر تاكيد مي كردند.
4 ـ سخاوت : ايشان از همان ابتدا اگر مبلغ كمي بدستشان
مي آمد
به طلبه ها مي داد و شخصي نبود كه در كمك به طلبه ها
سختگير باشد. اين روحيه خيلي عالي است .
كتاب تفصيل الشريعه
گرچه به سبك فقه جواهري است
اما در آن نوآوري وجود دارد. به عنوان نمونه من زماني كه
بحث اجاره را تدريس مي كردم
به كتاب « اجاره » تفصيل
الشريعه ايشان مراجعه كردم . واقعا از كتاب هاي ديگري كه در
زمينه اجاره تاليف شده
خيلي جلوتر است . ايشان در بحث
خود به اين اكتفا نكرده كه صاحب جواهر
صاحب حدائق چه
گفتند
ايشان علاوه بر بررسي نظرات فقها
تحليل و بررسي و
نقد و ايراد نيز كردند.
اين كتاب
عمق و تسلط آيه الله فاضل در فقه را مي رساند.
كتاب « حج » را نيز كه در پنج جلد نوشتند
خيلي عالي
است
اگر اهل فن با كتابهاي ديگر حج
بررسي و تطبيق كنند
خواهند ديد كه تفاوت زيادي وجود دارد. و كتاب فوق العاده اي
است و بحثهاي خيلي خوب منقح شده است . و كتاب حج
آيه الله فاضل يكي از بهترين كتابهاي حج در فقه شيعه است .
از ويژگي هاي آيه الله فاضل اين است كه پس از تدريس
اقدام به تاليف مطالب درسي خود مي كند و اين زمينه اي براي
نگارش محققانه و دقيق كتاب مي شود. حضرت امام نيز اين
ويژگي را داشتند به عنوان مثال امام كتاب البيع و بحث
خيارات را در نجف
صبح كه تدريس مي كرد
بعدازظهر همان
روز مي نوشت . لذا كتاب البيع امام يكي از بهترين كتابهايي
است كه نوشته شده است
و بحث « خيارات » نيز بحثهاي نابي
دارد و خيلي بديع است .
اين نحوه تاليف موجب مي شود اشكالاتي كه توسط
شاگردان در درس مطرح مي گردد در كتاب عنوان شود و
حضرت اما اين اشكالات را بصورت « ان قلت » در كتاب
مي آوردند. به همين جهت اگر يك روز اشكال نمي شد
اعتراض مي كردند
چرا اشكال نمي كنيد اشكال در درس به
استاد كمك مي كند و به درس رونق مي دهد. چون اشكال
موجب مي شود كه استاد جواب بدهد و اين به عميقتر شدن
بحث كمك مي كند.
از ويژگي هاي كتابهاي آيه الله فاضل اين است كه كتابها را
به عربي مي نويسند و با اينكه زبانشان عربي نيست اما كتابهاي
ايشان به زبان عربي و با قلم خيلي خوبي نوشته مي شود.
آيت الله فاضل لنكراني داراي ويژگيها و صفاتي
همچون ساده زيستي
روحيه طلبگي
سخاوت
روحيه انقلابي شديد
تعصب ديني است
كه اين
مجموعه موجب شايستگي ايشان براي تصدي
مرجعيت شد
آيت الله فاضل لنكراني
نيم قرن است كه استاد
حوزه علميه مي باشند و در اين مدت طولاني درس
و بحث و تحقيق و تاليف را رها نكرده اند
آيه الله نورمفيدي
كيفيت آشنايي
شروع آشنايي من با حضرت آيت الله فاضل بدين گونه بود
كه من پس از دو ـ سه سال تحصيل در گرگان و يك سال در
مشهد و فراگيري ادبيات
در سال 1336 وارد حوزه علميه قم
شدم . بعد از اتمام معالم
قوانين و لمعه
براي درس مكاسب و
كفايه به دنبال يك استاد توانايي مي گشتم چون مكاسب و
كفايه با لمعه و معالم فرق مي كند
مكاسب يك كتاب اجتهادي
است در حالي كه لمعه كتاب ساده تري است . آن زمان اساتيدي
كه مكاسب و كفايه تدريس مي كردند در قم زياد بودند اما من با
تحقيق و بررسي هايي كه انجام دادم به اين نتيجه رسيدم كه در
درس آيت الله فاضل شركت كنم . يادم هست عصر يك روز وارد
مدرسه فيضيه شدم . ديدم آيت الله فاضل مقابل يكي از
حجره ها نشسته اند و جلو رفتم و سلام كردم ايشان هم با من
احوال پرسي گرمي كردند گفتم من دو ـ سه سالي است وارد قم
شده ام و با تحقيق و تفحص به اين نتيجه رسيدم كه در درس
مكاسب شما شركت كنم شما درس مكاسب تان را چه زماني
مي خواهيد شروع كنيد ايشان هم زمان شروع درس را
فرمودند و من هم از آن پس در درس ايشان شركت كردم . نكته
جالب و قابل تامل اين بود كه ظاهرا ايشان اولين دوره اي بود
كه مكاسب شروع مي كردند و تحقيقات من براساس دروس
قبلي ايشان صورت گرفته بود. با اين حال هر چه بيشتر در
درسهاي ايشان شركت مي كردم در آن حدي كه آن روزها
تشخيص مي دادم اعتقادم به علميت ايشان بيشتر مي شد.
خصوصياتي از مراتب علمي و اخلاقي ايشان برداشت كرده
بودم كه دوستان ديگر مثل دكتر مصطفي محقق داماد هم كه هم
بحث ما بود به همين نتايج رسيده بودند.
نكاتي كه در درس ايشان مورد توجه ما بود اينكه اولا
ايشان بر مسائل علمي تسلط داشتند و عميق بودند ثانيا مطالب
را خيلي خوب تقرير مي كردند الان هم كه من در اينجا كفايه
تدريس مي كنم به تناسب به شرح كفايه ايشان مراجعه مي كنم
وقتي مقايسه مي كنم با بعضي حواشي ديگر مي بينم همين نكته
به خوبي به چشم مي خورد كه ايشان مطالب را عالي تقرير
مي كنند يكي از امتيازات حضرت امام خميني هم اين بود كه
مشكل ترين مطالب علمي را خوب تقرير مي كردند و حضرت
امام شايد در اين جهت استثنا هم بود.
سومين نكته اينكه وقتي شاگردي اشكال مي كرد ايشان با
آن هوش سرشاري كه داشتند دقيقا تشخيص مي دادند كه
مشكل از كجا براي اين طلبه ايجاد شده و با اشرافي كه به
مباحث داشتند جواب او را مي دادند و اين بنظر من نكته مهمي
است . همان زمان در بعضي از درس ها كه شركت مي كرديم
اشكالي كه مطرح مي كرديم متاسفانه استاد سوال را نمي گرفت
و مشكل اصلي را پيدا نمي كرد و طبعا جواب درست هم
نمي داد.
نكته چهارم اينكه رابطه خيلي خوب و دوستانه اي با
شاگردانشان داشتند. گاهي با شاگردان خود بيرون مي رفتند
قدم مي زدند و تفريح مي كردند حتي بخشي از طلاب منطقه
گرگان كه آن زمان شاگرد ايشان بودند تا حالا هم آن رابطه
صميمانه را با ايشان دارند. يكي از امتيازات حوزه اين است كه
شاگرد به استاد و استاد به شاگرد علاقه زيادي دارد و اين رابطه
بخاطر همان خلق و خويي كه ايشان داشتند بين ايشان با
شاگردان خيلي بيشتر بود و واقعا براي شاگردان خود پدري
مي كردند. با اين حال طبيعي بود كه ما به ايشان علاقه پيدا
كنيم . البته ايشان هم به بنده خيلي محبت داشتند.
علاوه بر اين درس آيت الله فاضل از نظر كمي هم درس
ممتازي بود و شاگردان خوب حوزه آن زمان در درس ايشان
شركت مي كردند و درس باشكوهي تشكيل مي شد.
زماني كه ايشان درس خارج شروع كردند من ديگر قم
نبودم .
مهمترين استاد ايشان در وهله اول مرحوم آيت الله العظمي
بروجردي و بعد هم حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه
بودند.
ايشان در سن 19 سالگي در بحث صلاه به درس مرحوم
آيت الله بروجردي رفتند و از همان وقت هم شروع كردند به
نوشتن تقريرات درس ايشان
تقرير نوشتن كار بسيار مشكلي
است چون خود مقرر بايد مسلط بر مباني و ادله و اشراف به
مسائل داشته باشد. اگر كسي اشراف نداشته باشد و مطالب
براي خودش حلاجي نشده باشد قهرا نمي تواند نظر استاد را
بخوبي منتقل كند آن هم درس فقه آيت الله بروجردي كه
مي گويند در اين زمينه حتي نسبت به فقه اهل سنت يد طولايي
داشتند و از يك احاطه كافي برخوردار بودند. لذا آيت الله
فاضل در سنين 19 تا 24 سالگي درس ايشان را تقرير كردند و
در سن 24 سالگي آن را به زبان عربي و با اجازه آيت الله
بروجردي چاپ كردند و اين بنظر من خيلي مهم است و طلاب
فعلي حوزه در اين سنين با اين مرحله خيلي فاصله دارند حتي
وقتي درس استاد به بحث دقيق و پيچيده لباس مشكوك رسيد
عده اي از شاگردان و اعضا بيت آيت الله بروجردي مي گفتند
ايشان از عهده اين كار برنمي آيند در حالي كه ايشان همان
بحث لباس مشكوك را نوشتند و به محضر آقاي بروجردي
بردند ايشان در آن زمان پانصد تومان جايزه دادند كه پول
خيلي زيادي بود بالاترين شهريه آن زمان در اواخر عمر
آيت الله بروجردي شصت تومان بود.
امر ديگري كه نشان دهنده بعد علمي آيت الله فاضل
مي باشد شرح تحرير الوسيله امام است كه از زمان تبعيد ايشان
به يزد شروع شد و تا الان به بيست جلد رسيده و شايد به چهل
جلد برسد.
اساسا آيت الله فاضل معتقدند حضرت امام از نظر علمي
در حوزه ها مظلوم واقع شدند و چهره مبارزاتي امام
جنبه
علمي ايشان را تحت الشعاع قرار داده است و ايشان شايد براي
مطرح كردن مباني امام تحريرالوسيله را شرح كردند و حضرت
امام هم به اين شرح عنايت داشتند چون زماني كه حضرت امام
از تبعيد برگشتند و به قم آمدند از آيت الله فاضل براي جلسه
استفتائات دعوت كردند ايشان به امام عرض كردند اگر به آنجا
بيايم از كار اصليم كه شرح تحريرالوسيله است باز مي مانم
امام فرمودند : « شما همان كار را انجام دهيد. » معلوم مي شود
امام اين شرح را ديدند و روي آن عنايت داشتند.
تقريرات درس خارج اصول ايشان نيز شاهد ديگري بر
مراتب علمي و نشان دهنده احاطه كامل ايشان به همه مباني و
مسائل اصول است . درس خارج فقه ايشان هم الان يكي از
مهمترين
باكيفيت ترين و شلوغترين درسهاي خارج قم است .
ويژگي هاي اخلاقي
راجع به جهات اخلاقي ايشان بايد بگويم ايشان داراي
شرح صدر و تواضع هستند واقعا انسان تا وقتي كه با ايشان
است احساس حجاب نمي كند. من اين خصوصيت را در كمتر
از بزرگان ديدم . آدم وقتي كه با بعضي ازبزرگان مي نشيند
احساس مي كند يك حجاب و حريمي در بين است كه بايد
رعايت كند و احساس خودماني نمي كند ولي در محضر
آيت الله فاضل آدم احساس مي كند در عين اينكه بايد براي
ايشان حريم قائل شود در همان حال احساس خودماني بودن
مي كند در نشست هاي خانوادگي مثلا برادرها يا خواهرها كه با
ايشان هستند مي گويد
مي خندد و شوخي مي كند و آنان
احساس دوري نمي كنند در عين حال مي بينيم آنان براي ايشان
احترام و حريم قائلند. اين خصوصيت اخلاقي در اصل از
اميرالمومنين است نقل شده كه ما وقتي در محضر آقا
اميرالمومنين مي نشستيم « كاحدنا » مثل يكي از ماها است ولي
در عين حال آن منزلت ايشان هم بشكلي است كه « كان علي
روسنا الطير » يعني جمع بين ضدين .
نكته بعدي مساله صبر و تحمل ايشان است و من در يك
قسمتهائي واقعا صبر ايوبي از ايشان مي بينم حتي اين مساله در
بخشي از مسائل براي بعضي از نزديكترين افراد هم بهت انگيز
است و ايشان هرگز لب به شكوه و شكايت نزد هيچ كس باز
نمي كردند.
از خصوصيات ديگر اخلاقي ايشان
روحيه خدمت به
مردم بويژه روحانيون است . سادگي در روش زندگي ايشان هم
واقعا چيز قابل توجهي است . ايشان در زندگي خصوصي و
داخلي خيلي بي آلايش است و بنده چهل سال است با بيت
آيت الله فاضل وصلت كرده ام در طول اين چهل سال
زندگي
داخلي ايشان را خيلي ساده و بي آلايش و فارغ از همه تشريفات
ديدم
مثل انسانهاي معمولي زندگي مي كند و تعلق به چيزهاي
دنيوي مثل املاك و خانه و امثالهم ندارد. حتي همين خانه اي
كه در آن نشسته اند قسمت عمده پولش را ابوالزوجه ايشان
پرداخت كردند.
عشق و علاقه به امام
يكي از امتيازات آيت الله فاضل اين بود كه از همان اول با
مرحوم حاج آقا مصطفي هم بحث بودند. حاج آقا مصطفي از
كساني بود كه در هوش و استعداد كم نظير بودند. همچنين
حضرت آيت الله فاضل علاقه شديدي به امام داشتند و واقعا
مريد و عاشق ايشان بودند شايد بتوانم اين قضاوت را بكنم كه
آن علاقه اي كه آيت الله فاضل به حضرت امام داشتند اين را در
شخصيت ديگري نديدم هم از نظر علمي به امام معتقد بود هم
از جهات رباني و اخلاقي و عرفاني
حقا او را نسان كامل
مي دانستند.
آيت الله فاضل معتقد بودند حضرت امام از نظر علمي
مظلوم واقع شدند حتي اين مطلب را به مرحوم حاج احمدآقا
نيز گفته بودند
به همين خاطر ايشان در گذشته يكي از
پايه گذاران مرجعيت حضرت امام بودند
بنده يادم هست آن
روزها ما يك طلبه جوان بوديم و بعد از رحلت آيت الله
برجرودي دنبال انتخاب مرجع بوديم يكي از افراد مطمئن كه
منبع سئوال ما بود آيت الله فاضل بودند و ايشان هم همان زمان
اعتقادشان اين بود نه فقط به لحاظ سياسي بلكه واقعا از جهت
علمي امام اعلم هستند. بارها به من مي گفتند كه امام از بعضي از
شخصيتهاي كه در نجف هستند اعلمند.
الان هم من فكر مي كنم در بين مراجع تنها درسي كه به
گستردگي مباني فقهي و اصولي امام در آن مطرح مي شود درس
ايشان است اين نكته مهمي است كه بايد همه علاقه مندان و
مريدان امام به آن توجه داشته باشند. البته ممكن است در
درس مراجع ديگر هم مباني امام مطرح شود ولي در اين حد و
گستردگي نيست .
در مبارزات امام هم آيت الله فاضل از همان روزهاي اول
همراه بودند و در متن قضايا قرار داشتند به همين دليل هم سه
سال تبعيد شدند چند ماهي به بندر لنگه و بعد هم به يزد
اتفاقا
آن زمان من به اتفاق دوستان عزيزم آيت الله سيدعلي آقا و سيد
مصطفي محقق داماد كه اهل يزد بودند به يزد سفر كرديم و چند
روزي خدمت آيت الله فاضل مهمان بوديم .
حفظ جايگاه مرجعيت
آنچه كه از نظرات مردم و از فرهيختگان جامعه منعكس
مي شود اين است كه آيت الله فاضل در كشمكش هاي سياسي و
درگيري ها خود را حفظ كردند چون گروههاي سياسي ممكن
است تلاش كنند مراجع را بنوعي با خود همراه كنند و گاهي
موفق هم بودند. ضمن اينكه ايشان آنجاهايي كه لازم باشد
بصورت خيلي متين و مخفيانه تذكراتي هم مي دهند و نصيحت
مي كنند
ولي مرجعيت شيعه جايگاه بسيار مهمي دارد و اولين
پاسدار اين جايگاه خود مراجع هستند و به اعتقاد من حواسها
بايد خيلي جمع باشد.
ممكن است هميشه عده اي بخواهند اين جايگاه و اين
منزلت والا را پل خودشان قرار بدهند به خصوص امروز كه اين
مسائل خيلي پيچيده تر شده است همه ما بايد اين جايگاه را
حفظ كنيم اين يك جايگاهي است كه بزرگاني مثل شيخ
انصاري و آخوند خراساني
بروجردي و حضرت امام بر آن
تكيه زده اند بايد اين منزلت را حفظ كرد و نگذاشت عده اي اين
حريم را بشكنند.
الحمدلله از امتيازات آيت الله فاضل اين است كه اين
جايگاه را حفظ كرده اند.
آيت الله فاضل معتقدند حضرت امام از نظر
علمي در حوزه ها مظلوم واقع شدند و چهره
مبارزاتي امام
جنبه علمي ايشان را تحت الشعاع
قرار داده است و ايشان شايد براي مطرح كردن
مباني امام تحريرالوسيله را شرح كردند و حضرت
امام هم به اين شرح عنايت داشتند.
آيت الله فاضل در زندگي خصوصي و داخلي
خيلي بي آلايش است و بنده زندگي داخلي ايشان
را خيلي ساده و بي آلايش و فارغ از همه تشريفات
ديدم
مثل انسانهاي معمولي زندگي مي كند و تعلق
به چيزهاي دنيوي مثل املاك و خانه و امثالهم
ندارد.

*****
ولايت فقيه
ملاك مشروعيت حكومت
|
گفتاري از حضرت آيه الله العظمي فاضل
مقدمه
در يكصدمين تولد امام
خميني
حضرت آيه الله فاضل
در ديدار با مسئولان كنگره
« امام خميني و انديشه
حكومت اسلامي » به تبيين
مبناي فقهي حضرت امام
درباره حكومت اسلامي
پرداختند. متن بيانات معظم له
در اين باره چنين است :
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و صلي
الله علي سيدنا محمد و آله
الطاهرين ولعنه الله علي
اعدائهم اجمعين .
شايد ساليان درازي طول
بكشد تا همه ابعاد وجودي
حضرت امام خميني روشن
بشود و آن چه تا به حال براي
ما روشن شده
مقداري از ابعاد
شخصيتي ايشان است و هنوز
برخي از ابعاد امام مخصوصا
جنبه علمي ايشان مشخص
نشده است .
به نظر من امام از نظر
فطانت و قوت استعداد و
ذكاوت
فرد ممتاز و بي نظيري
بود. نمي خواهيم ادعا كنيم در
طول تاريخ نظيري براي ايشان
وجود نداشته
ولي ما نظيري
براي ايشان درك نكرده ايم .
خود من 26 سال است كه
كتاب « تحريرالوسيله » ايشان را
شرح مي كنم و هنوز هم شايد
بيش از ثلث آن باقي مانده
باشد. براي شرح كتاب وقتي
مطالب ديگران را با نظريات
ايشان مقايسه مي كنم مي بينم
كه فاصله زيادي وجود دارد و
نظريات ايشان بسيار دقيق و با
ارزش است
اما با اين حال
مقام علمي ايشان بسيار مخفي
مانده است . يادم هست در
مهماني شامي در قم به حاج
احمد آقا گفتم : پدر شما با اين
كه شهرت جهاني پيدا كرده و
فكر نمي كنم كسي روي زمين
باشد كه اسم ايشان را نشنيده
باشد
ولي از نظر علمي
محروميت و مظلوميت عجيبي
دارد
چون برخي مي پندارند
كه نظريات ايشان علمي نيست
و از اين نظر بايد اظهار تاسف
كرد.
البته اگر اين گرفتاري هاي
امام نبود و فقط در جنبه علمي
متمحض بود
حوزه از وجود
ايشان استفاده زيادي
مي توانست بكند
لكن گرفتاري
تشكيل و اداره حكومت ايشان
را از اين معنا بازداشت . مقام
علمي ايشان به ويژه براي
طلبه هايي كه درس ايشان را
نديده اند و كتاب هاي ايشان را
درست مطالعه نكرده اند
خيلي
روشن نيست و من مخصوصا
به برادران طلبه جوان نصيحت
مي كنم كه از كتاب هاي ايشان
غفلت نكنند
مخصوصا كتاب
« بيع » كه تقريبا پنج جلد است
به تمام معنا قابل استفاده است
و مطالبي در آن هست كه در
هيچ كجا يافت نمي شود.
اما انديشه حكومت امام
مبتني بر يك مسئله فقهي است
كه به نظر ايشان بديهي و
ضروري و غير قابل مناقشه
است
يعني مسئله ولايت فقيه
مثل نماز جمعه نيست تا ببينيم
آيا روايات بر وجوب عيني
نماز جمعه دلالت مي كند يا بر
وجود تخييري
يا به خيال
بعضي بر تحريم نماز جمعه در
عصر غيبت امام دلالت دارد.
مسئله ولايت فقيه متكي به
معناي ديگري است كه اصلا
جاي اين حرف ها نيست و
شايد هم به خاطر بديهي بودن
نيازي به دليل روايي نباشد.
احكام مقدس اسلام نه
محدوديت زماني دارد و نه
محدوديت مكاني
چون لازمه
حاكميت رسول خدا و اين كه
دين اسلام مكمل به همه اديان
است (و من يبتغ غيرالاسلام
دينا فلن يقبل منه ) اين است كه
يك دين جامع و كاملي باشد
آن هم نه براي يك عصر و
زمان
بلكه براي همه زمان ها و
مكان ها. از طرف ديگر
مقصود
فقط تبليغ اين احكام نبوده
است
بلكه مقصود اين بوده كه
اين احكام در جامعه اجرا
بشود
صرف اين كه به مردم
بگوييم : نماز بخوانيد
روزه
بگيريد
زكات بدهيد و امثال
آن
كفايت نمي كند
اين ها بايد
در جامعه اسلامي اجرا شود.
افراد جامعه اسلامي هم
مختلف اند عده اي فهمشان
كامل است و دسته اي ناقص
بعضي كاملا متشرع اند و برخي
ديگر چنين نيستند
آن وقت
اسلام با در نظر گرفتن اين معنا
مي خواهد همه احكام خود را
براي مردم بيان بكند و مردم آن
را اجرا بكنند. حال آيا غير از
مسئله حكومت اسلامي
ما
مي توانيم راه ديگري براي اين
معنا پيدا بكنيم يك آدم غير
مسلمان هر قدر هم عادل باشد
و بخواهد عدالت اجتماعي را
اجرا بكند
كافي نيست
بلكه
بايد مجري همه احكام اسلامي
باشد كه در اين صورت بايد
يك حكومت اسلامي آن هم بر
مبناي تشيع ايجاد شود. چون
تاريخ به ما نشان داده است كه
حكومت هاي اسلامي غير
شيعي به جاي اين كه احكام
اسلامي را اجرا بكنند چه بسا
عملا با احكام اسلام مخالفت
مي كردند
از فحشا و منكر
اجتناب نداشتند
از خوردن
شراب باكي نداشتند
از آميزش
حرام با زنان باكي نداشتند و
كسي كه شخصا اين طور است
آيا مي شود انتظار داشت كه
احكام اسلام را به طور كامل
اجرا بكند
پس بايد يك حكومت
اسلامي بر مبناي تشيع
با
رهبري دل سوز
عادل
فقيه
مدير و مدبر وجود داشته باشد
تا بتواند اين كارها را انجام
بدهد. ضمن اين كه ولايت فقيه
ملاك مشروعيت حكومت ما
است
و فرق حكومت ما با
حكومت ديگران همين است كه
ما حكومت مان را مشروع
مي دانيم
اما حكومت هاي
ديگر هر چند استبدادي نباشد
يا مشروطه و جمهوري هم
باشند
دليلي بر مشروعيت
آن ها نداريم . به چه دليل
حكمي كه در مجلس مشروطه
تصويب مي شود يا دستوري كه
رئيس جمهور غير اسلامي
مي دهد
براي من و شما
حجيت داشته باشد حجيت
داشتن نياز به مستند شرعي
دارد.
وقتي در مجلس قانوني
تصويب مي كنند ما مي گوييم :
براي خودشان ! به ما چه مربوط
است مگر اين ها ما را
خريده اند مگر ما برده اين ها
هستيم ! مگر اين ها چون كه با
زور بر ما مسلط شدند حق
دارند همه مسائل ما را تحت
نظر بگيرند اين طور كه نيست .
اين يك مشروعيتي لازم دارد و
اين هم در حقيقت به اسلامي
بودن حكومت
برمي گردد.
حكومت اگر اسلامي شد
يعني آن پايه اول حكومت را
فقيه عادل بر مبناي فقاهت و
عدل خودش پايه گذاري كرد
امور ديگر متفرع به اين امر
است . اساسش اساس اسلامي
است هر چند عملا نمي تواند و
وقت اجازه نمي دهد كه در تمام
جزئيات دخالت بكند. در زمان
خود رسول الله (ص ) هم همين
طور بود
مثلا ايشان وقتي
مي خواستند جنگي را دستور
بدهند كلياتي را دستور
مي دادند اما خصوصيات آن را
بايستي متخصصين و
علاقه مندان به اين كار
خودشان تشخيص بدهند.
حضرت مي فرمودند : در اين
جنگ با فلان طايفه بجنگيد
حالا از كدام راه بروند
تابع
نظر نماينده رسول الله (ص )
بود. لذا مسئله ولايت فقيه از
فروع فقهي نيست تا ما بگوييم :
فلان روايت دلالت دارد يا نه
كدام روايت سندش حجت
است
كدام روايت سندش
حجت نيست
اين يك مسئله
عقلي و بديهي است . دين
اسلام با جامعيت و كامليت و با
نظري كه به اجراي احكام
خودش دارد
صرف تبليغ و
تبيين احكام نيست
مي خواهد
اين احكام در خارج پياده بشود
و هيچ چاره اي جز تشكيل
حكومت اسلامي با ولايت فقيه
به اين نحوي كه عرض كرديم
نداريم .
در قم به حاج احمد آقا
گفتم : پدر شما با اين كه
شهرت جهاني پيدا كرده و
فكر نمي كنم كسي روي
زمين باشد كه اسم ايشان
را نشنيده باشد
ولي از
نظر علمي محروميت و
مظلوميت عجيبي دارد
ولايت فقيه ملاك
مشروعيت حكومت ما
است
و فرق حكومت ما با
حكومت ديگران همين
است كه ما حكومت مان را
مشروع مي دانيم
اما
حكومت هاي ديگر هر
چند استبدادي نباشد يا
مشروطه و جمهوري هم
باشند
دليلي بر
مشروعيت آنها نداريم

*****
بزرگترين افتخار
|
گزيده اي از بيانات حضرت آيت الله العظمي فاضل
لنكراني در جمع دانش پژوهان مركز تخصصي
مهدويت
مساله وجود مقدس امام زمان (عج ) ـ كه همه ما و شما
افتخار سربازي آن حضرت را داريم ـ از مهم ترين مسائل به
شمار مي آيد. اگرچه كارهاي مهمي در اين زمينه
صورت گرفته
است ; ولي كارهاي مهم تري نيز وجود دارد كه بايد انجام شود;
مانند : اصل مساله « ولايت » و مسائل متفرع برآن
پاسخ گويي به
شبهات
نوشتن كتاب در شرح حال امام زمان (عج ) و... در هر
حال اين مساله
ابعاد مختلفي دارد و شناساندن حقيقت امام
زمان (ع ) به مردم از جمله كارهاي بسيار مهم و ضروري است .
يكي از كارهاي مهم
زدودن خرافات ; خصوصا خرافاتي
است كه در بين عوام مشهور است . گرفتاري ما در جامعه
از
ناحيه دو گروه است : عده اي رسما خودشان و ديگران را به
طرف بي ديني سوق ميدهند و همه چيز را انكار مي كنند و يا زير
سوال مي برند. در مقابل گروه ديگر
گرفتار يك سري از امور
خرافي شده اند; مثلا در تهران
كسي پيدا شد و ادعا كرد كه با
امام زمان (عج ) ملاقات دارد. عده اي هم به او گرايش پيدا
كردند.
قضيه اي را نوه حضرت امام (قدس سره ) براي من نقل كرد
كه شخصي در زمان امام راحل (قدس سره ) ادعا مي كرد كه با
امام زمان (عج ) ارتباط دارد و اگر مشكلي هست
مطرح شود تا
او خدمت امام زمان برده و حل كند. امام راحل (قدس سره ) ـ
براي اثبات كذب او ـ فرمودند : من چند مساله دارم
جواب
آنها را براي من بياور; آن گاه مشكلاتم را مطرح مي كنم . مساله
اول اين كه كيفيت ارتباط حادث با قديم را توضيح دهيد;
مطلب دوم آن كه من چيزي را كه مورد علاقه ام بوده
مدتي
است گم كرده ام از آن حضرت بپرسيد
گم شده من كجا است
آن شخص مدعي تا اين مطلب را شنيد
رفت و بعد هم نامه
تندي براي امام (قدس سره ) نوشت .
به هر حال بعضي از خرافات
به شدت درحال رواج يافتن
است و اينها به اسلام لطمه مي زند.
در رابطه با امام زمان (عج )
سعي كنيد در ابعاد مختلف
واقعيت ها را با زبان و قلم روز بگوييد و بنويسيد. نظرات
شخصي خود را اعمال نكنيد. بهترين كتاب ها و مطالب را ـ
مربوط به هر كس و هر زماني كه باشد ـ جمع آوري و بيان كنيد.
مساله امام زمان (عج )
مساله مهمي است و در هر بعد از ابعاد
آن
بايد قوي ترين
استدلالي ترين و زيباترين مطالب را
انتخاب و ارائه نماييد. سعي كنيد يك كتاب با مجموعه بسيار
متقني
در اين باره به تحرير درآوريد كه پاسخ گوي نيازهاي
همگان باشد.
خود من نظير اين كار را شروع كرده و درصدد تاليف كتابي
هستم كه دربردارنده خلاصه اي از مجموع عقايد شيعه
به
صورت كاملا متقن و جوان پسند باشد. چرا كه واقعا جاي
چنين كتابي
خالي است و ممكن است افرادي پيدا شوند و
درصدد تحقيق درباره عقايد شيعه باشند. اين كتاب با چنين
ويژگي هايي
مي تواند پاسخ گوي نيازهاي آن افراد باشد.
يكي از مسائلي كه امروزه در جامعه به صورت غيرصحيح
جلوه كرده
مساله ملاقات و ديدار با امام زمان (عج ) است . در
اين رابطه بايد به نكاتي چند توجه داشت : ما معتقديم كه تمام
نعمت هايي كه به انسان داده مي شود به وسيله آن وجود مقدس
(سبب المتصل بين الارض و السما) است . از طرفي زيارت و
ملاقات با معصوم (ع ) بسيار خوب و مستحب است البته در
صورتي كه ممكن باشد. آنچه در ادعيه و زيارتنامه درباره
زيارت آن حضرت آمده بيانگر حالت شوق و اشتياق به آن
وجود مقدس است .
نبايد اين مطلب را در جامعه گسترش دهيم كه بايد بيابان ها
و كوه و دشت را طي كنيم تا آن حضرت را ببينيم . خود آن
حضرت نيز فرموده اند : « هركسي ادعاي مشاهده نموده
بايستي
او را تكذيب كنيد » . اصلا ما نيازي به اين حرف ها نداريم ; آنچه
وظيفه ما و همه شيعيان و دوست داران آن حضرت است
اشاعه فرهنگ صحيح « مهدويت »
« مهدي زيستي » و « ترويج
افكار ائمه (ع ) » است .
اجمالا كار شما
بسيار كار پراهميتي است . و ما به هر
مقامي هم كه برسيم
بزرگ ترين افتخار ما اين است كه سرباز
امام زمان (عج ) هستيم و نمي توانيم افتخاري بالاتر از اين براي
خود تصور كنيم . لذا هرچه مي توانيد در اين باره زحمت
بكشيد
مطالعه كنيد
بنويسيد و آن را به جايي برسانيد.
اميدوارم كه مورد قبول خداوند متعال و حضرت ولي
عصر(عج ) قرار گيرد و اجر مضاعف در تومار عمل شما
ثبت و
ضبط شود.

*****
آثار علمي آيت الله العظمي فاضل لنكراني
|

محمدكاظم تقوي
مقدمه :
يكي از برنامه هاي مستمر آيت الله العظمي فاضل لنكراني از دوران جواني
تاليف كتاب و آثار علمي و نوشتن تقريرات درسهاي اساتيد بزرگوار خود
مي باشد كه اين امر در حال حاضر نيز همچنان ادامه دارد.
ايشان در موضوعات مختلف همچون تفسير و علوم قرآني
فقه
اصول و
انديشه سياسي به تاليف كتاب پرداختند و كتابهاي منتشر شده ايشان در حال
حاضر بالغ بر دهها جلد كتاب مي باشد. به منظور آشنايي با آثار ايشان
به
معرفي آنها در پنج بخش
مي پردازيم .
اول تفسير و علوم قرآني :
1 ـ « مدخل التفسير » : فقيه بزرگوار و مرجع عاليقدر حضرت
آيت الله العظمي فاضل لنكراني ـ دامت بركاته ـ علاوه بر توجه
تام و دقت فراوان نسبت به آيات الاحكام در اثنا مباحث و
تحقيقات فقهي و اصولي خويش ; همواره و در مناسبتهاي
شاگردان و اصحاب درس خود را به توجه و تامل در قرآن كريم و
ممارست در مباحث تفسيري سفارش مي كردند. هم
موشكافي هاي تفسيري در مباحث آيات الاحكام و هم آثاري كه
در زمينه تفسير و علوم قرآني از ايشان در دست است
خود
بهترين گواه بر اين نكته مي باشد كه ايشان
خود عامل به آن
سفارش ها و توصيه ها بودند. « مدخل التفسير « ايشان در سال
1396 ق چاپ شده و در بردارنده مباحث زير
مي باشد :
حقيقه المعجزه
اعجازالقرآن
وجوه اعجازالقرآن
شبهات
حول اعجاز القرآن
حول القراات و القرا
اصول التفسير
عدم
تحريف الكتاب
شبهات القائلين بالتحريف .
ايشان در باب عدم تحريف قرآن با اقامه چهار دليل مستفاد
از آيات قرآن (آيه 9 سوره حجر
آيه 41 و 42 سوره فصلت
و
آيات تحدي ) و حديث شريف ثقلين كه با صراحت خبر از عدم
افتراق ثقلين تا روز قيامت مي دهد
توهم تحريف كتاب را بكلي
زايل مي كنند.
2 ـ « اهل البيت يا چهره هاي درخشان در آيه تطهير » : اين اثر
تحقيقي كه در تفسير آيه شريفه تطهير نوشته شده است
اثري
است كه مشتركا توسط مرحوم آيه الله شهاب الدين اشراقي و
فاضل لنكراني در سال 1391 ق نوشته و منتشر گرديد .
اين اثر ارزنده به « پنج نكته » مي پردازد :
1 ـ عدم ارتباط بين آيه تطهير و آيات مربوط به بانوان رسالت 2 ـ
استقلال آيه تطهير
تدوين در موقف خاص 3 ـ معناي « اراده » در
جمله « انما يريدالله » 4 ـ معناي « رجس » از نظر قرآن كريم 5 ـ
منظور از كلمه « اهل البيت » در آيه تطهير.
اين كتاب با استدلالهاي محكم و فراوان و بحثهاي مستند
تاريخي به حوادث مهم تاريخ اسلام مي پردازد كه علاوه بر
مباحث تفسيري
صبغه كلامي ـ تاريخي نيز پيدا كرده است . با
توجه به اينكه آيه شريفه تطهير تفاسير مختلفي نزد شيعه و سني
دارد
مولفان علاوه بر بحث دقيق علمي و اثبات حقانيت تفسير
پيروان اهل بيت
به مسئله مهم و ضروري وحدت مسلمين و
اتحاد اسلامي نيز تاكيد دارند و آن را چنين معنا مي كنند : « معناي
اتحاد آن است : هر چه را قرآن عزيز
كوشش بر نگهداري آن
دارد
آن را بگيريم و سنتهاي حقيقت آفرين را
زنده نمائيم
و
همه دانشمندان اسلام
يكصدا همان را بگويند كه قرآن كريم
فرموده است و در اين گفتار
شهوت يا عصبيت را وارد در
ادراكات ننمائيم . » آنان در ادامه آوردند : « اتحاد اسلامي در مقابل
دژخيمان ضدانساني
دشمنان قوي اسلام
بيگانگاني كه چون
زالو خون مسلمين را مي مكند و حيات اسلام را در معرض خطر
جدي قرار مي دهند
لازم است
فكر هماهنگ نمودن مسلمين
وحدت كلمه
گذشت از برخي درگيريها
اعتصام بحبل الله
قرآن
مجيد و جلوگيري از پراكندگي
فكر صحيحي است . »
اين كتاب توسط آقاي عباس نخعي به عربي ترجمه شده
است .
3 ـ « ائمه اطهار عليهم السلام يا پاسداران وحي » اين كتاب نيز
محصول تحقيق و تلاش مشترك مرحوم آيه الله اشراقي و
آيت الله فاضل مي باشد كه در واقع يك بحث قرآني ـ كلامي
محسوب مي گردد و در چهار بخش تدوين گرديده است . بخش
اول : امامت از نظر قرآن كريم بخش دوم : گوشه اي از شرايط
امامت ; بخش سوم : علم امام (ع ) بخش چهارم : آگاهي امام
سيدالشهدا از حادثه كربلا.
مولفان در مقدمه كتاب تاكيد دارند كه : « در اين كتاب هر
بحثي عنوان شده با تكيه به قرآن عزيز است و اگر در پاره اي
موارد تمسك به اخبار اهل بيت گرديده
اين تمسك براي تاييد
آنچه از قرآن كريم استفاده نموده ايم مي باشد. « آنان در ترسيم
جامعه اي كه توسط زمامداران واجدشرايط قرآني اداره شود
و
در واقع جامعه مطلوب قرآني مي گويند : « قرآن حكيم
كتاب
آسماني مسلمين
براي تحكيم مباني جامعه زنده و حفظ
شخصيت و آقائي مسلمانها بر جهان ... و در جستجوي پيدا
شدن مملكت آباد
كشور مستقل
ملت نيرومند; به نشاني
زمامداران لايق
زاهد
عالم
مهربان
مومن
متكي به خدا
آشناي به غيب عالم
مردم را آدرس داده است و در آيه كريمه
« اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم » به فرمانروايان
اسلام چه در ]و[اسلام
فرمانرواياني كه سعادت آفرين ملت
آدرس مي دهد. و نيز در]هستند[سطح دنيا و چه در جهان ديگر
جستجوي پيدا شدن كشوري پهناور
كشوري كه در جهان مورد
توجه است و چشم مردم جهان به سوي او دوخته شده و ملتي
عالي و انسانهائي خردمند و شايسته در آن زيست دارند
ما را
راهنمائي كرده و مي گويد : ملك عظيم (كشور بزرگ ) در گرو
حكومت زمامداران لايق و فرمانروايان الهي است « فقد اتينا آل
ابراهيم الكتاب و الحكمه و اتيناهم ملكا عظيما »
دوم
قواعد فقهيه :
از جمله سفارشات حضرت استاد به شاگردان حلقه درس و
بحث خويش
قبل از تعطيلات تابستان و يا ديگر فرصتها
سفارش به توجه به پيگيري مباحث قواعد فقهيه است . ايشان كه
خود فقيهي ژرف نگر و نكته سنج هستند
شاگردان را به نقش و
تاثير فراوان قواعد فقهيه در فرايند استنباط احكام شرعي توجه
مي دادند و در همين راستا خود قدمهاي عملي را نيز برداشته اند.
لذا جلد اول كتاب « القواعد الفقهيه » از ايشان منتشر شد كه در
بردارنده بيست قاعده مهم فقهي مي باشد. اين كتاب با مقدمه اي
نسبتا مفصل از فرزند فاضل ايشان حجت الاسلام و المسلمين
محمدجواد فاضل
در توضيح قاعده فقهي
فرق آن با نظريه
فقهي
تفاوت قواعد فقهيه با قواعد اصوليه
تقسيم قواعد فقهيه
و مصادر قواعد فقهيه ; چاپ شده است در اين جلد از قواعد :
اتلاف
الزام
نفي سبيل
احسان
جب
اقرار العقلا علي انفسهم
جائز
اشتراك
اماريه اليد
قرعه
حجيه سوق المسلمين
حجيه
البينه
حرمه الاعانه علي الاثم و ... بحث شده است . اميد است
مجلدات ديگر اين اثر ارزشمند هر چه زودتر در اختيار
پژوهندگان عرصه فقاهت قرار گيرد.
سوم
اصول فقه :
حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني ـ مدظله ـ بحق
فقيهي است اصولي
فقيهي دقيق و اصولي اي ژرف انديش .
همچنانكه علاوه بر مقام والاي علمي
استادي مبرز و مدرسي
توانا مي باشند كه از سنين 15 ـ 16 سالگي جلسات درس 70 ـ
80 نفري داشت و تدريس « كفايه الاصول » او زبانزد همگان در
حوزه علميه قم بود و صدها نفر در حلقه درسي ا يشان حضور به
هم مي رساندند و از افاضات متقن و رساي علمي استاد بهره
مي بردند.
1 ـ ايضاح الكفايه : هم اينك علاوه بر نوارهاي درسي موجود از
درسهاي استاد
درسهاي « كفايه الاصول » ايشان به همت آقاي
سيدمحمد حسيني قمي مكتوب گرديد و به نام « ايضاح الكفايه »
در شش جلد چاپ و در اختيار طلاب و فضلا قرار دارد.
2 ـ « تبيان الاصول » عنوان تقريرات خارج اصول استاد مي باشد
كه توسط آقاي عبدالله اسلامي حائري نوشته شد و جز سوم
آن چاپ و نشر گرديد كه در بردارنده مباحث قطع
ظن و مباحث
اصول عمليه (فقط اصل البرائه و اصل التخيير با تنبيهاتشان ) را
در برمي گيرد.
3 ـ « اصول فقه شيعه » حضرت استاد ساليان متمادي به تدريس
خارج اصول فقه اشتغال داشتند و همواره فضلا فراواني در
محضر ايشان حاضر مي شدند و از مباحث روان و استوار اصولي
ايشان بهره مي بردند كه متاسفانه اين توفيق بر اثر بيماري استاد
چند سالي است كه از شاگردان و مشتاقان مباحث اصولي
ايشان
سلب شده است .
افاضات اصولي استاد در دوره دوم تدريس خارج اصول و
كمي از دوره اول ; به همت حجج اسلام و المسلمين آقايان
محمود ملكي اصفهاني و سعيد ملكي اصفهاني
به شكل زيبا و
رسا تنظيم شد كه تاكنون شش جلد از مجموعه يازده جلدي آن
منتشر شده است .
حجت الاسلام و المسلمين محمدجواد فاضل در مقدمه جلد
اول اين مجموعه اصولي مي گويد : « علم اصول فقه از مهمترين
فنوني است كه نه تنها منطق فقه و استنباط احكام شرعيه است
بلكه منطق فهم كتاب و سنت در جميع ابعاد آن است
از اين
جهت اهميت آن بر هيچ صاحب نظري پوشيده نيست . » وي در
توصيف مباحث مطرح شده در اين مجموعه گرانسنگ از
تحقيقات اصولي مي نويسد : « اين مباحث عاليه كه در بردارنده
دو مسلك مهم علم اصول
يعني مكتب و مدرسه قم و نجف
است و مباني اين دو كاملا در بوته نقد و استدلال قرار گرفته اميد
است پنج جلد باقيمانده از اين مجموعه به زودي جامه چاپ و
نشر بر تن پوشد و در دسترس فضلا و محققان قرار گيرد. »
4 ـ « معتمد الاصول » : عمده استفاده اصولي حضرت استاد
فاضل لنكراني ـ دامت بركاته ـ از محضر استاد متضلع و اصولي
دقيق النظر حضرت امام خميني (س ) بوده است
همچنانكه
روششان بر اين بود كه مباحث اساتيد خود را به بهترين نحوي
مي نوشتند مكتوبات اصولي استاد
كه حاصل نه سال حضور
مشتاقانه در درس اصول حضرت امام بود
به همت موسسه
تنظيم و نشر آثار امام ـ دفتر قم ـ در دو جلد با نام
« معتمدالاصول » چاپ و منتشر گرديد. گرچه اين تقرير روان و
فشرده و ارزنده
در پايان به مباحث اجتهاد و تقليد مي رسد ولي
در آغاز از مباحث مقدماتي علم اصول خالي است و از بحث
اوامر آغاز مي گردد.
چهارم
فقه :
حضرت آيه الله فاضل لنكراني شايد جوانترين طلبه اي بود
كه در درس فقه استاد الفقها و المجتهدين مرحوم آيت الله
بروجردي ـ اعلي الله مقامه ـ حاضر مي شد و بعد از مدت
كوتاهي مورد توجه ويژه استاد قرار گرفته بود. چرا كه او با
حافظه و استعداد فوق العاده اي كه داشت
بعد از حضور جدي و
فعال در درس
در منزل تمام مطالب القا شده را شيوا و رسا بر
روي صفحه پياده مي كرد و گفته هاي استاد بزرگ خويش را رنگ
ماندگاري و جاودانگي مي داد.
ما در اين كتابشناسي آثار معظم له
آثار فقهي ايشان را در دو
بخش مي آوريم :
1 ـ آثار فقهي استدلالي 2 ـ آثار فقهي فتوائي
آثار فقهي استدلالي ;
1 ـ « نهايه التقرير » مهمترين اثر مكتوب فقهي كه از فقيه
بزرگ شيعه آيت الله بروجردي در مجامع علمي وجود دارد اين
كتاب ارزنده است كه از زمان تاليف آن تا كنون همواره محل
توجه و مراجعه فقها واساتيد و محققان مي باشد. آنچه در اين
اثر گرانسنگ فراهم آمده است محصول يازده سال استفاده علمي
شاگردي مستعد
پرتلاش و سخت كوش از استادي متبحر و
چيره دست در فقاهت و دانش هاي وابسته به آن از اصول فقه
شيعه هاي علم الحديث و... مي باشد.
اين كتاب در آخرين چاپ از آن
توسط مركز فقهي ائمه
اطهار در سه جلد با تحقيقات جديد وذكر آدرس آيات
روايات
و كلمات فقها و مزاياي ديگر منتشر گرديده است .
2 ـ « تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله » ; فقيه بزرگ ما
در مقطع تحقيقي و تخصصي از تحصيلات خويش فقط از
محضر مرحوم علامه طباطبائي (قدس سره ) در فلسفه و تفسير;
مرحوم آيت الله بروجردي (قدس سره ) در فقه و كمي اصول و
امام خميني (قدس سره ) در فقه و اصول استفاده كرده بود ايشان
در مباحث اصول تنها به درس هاي محققانه حضرت امام اكتفا
كردند و آن را بهترين درس تشخيص دادند و بعد از آن ساليان
طولاني در مقطع سطوح عاليه و خارج استاد نمونه و برجسته
اصول در حوزه علميه قم بودند.

علاوه بر تقريرات درس هاي اصولي حضرت امام كه گفته
شد در دو جلد چاپ گرديد
و درس هاي فقهي حضرت امام كه
بخشي از مباحث طهاره آن براي تكميل نوشته هاي امام در باب
طهاره به همراه بقيه مجلدات چاپ و منتشر شد; كاري بزرگ و
اقدامي سترگ بدست حضرت استاد (دامت بركاته ) در شرف
اتمام و به سرانجام رسيدن است و آن شرح تفصيلي و استدلالي
كتاب شريف « تحرير الوسيله » است به نام « تفصيل الشريعه في
شرح تحريرالوسيله » .
از نكات لطيف در باره اين متن و شرح نكته اي است كه از
استاد بزرگوار حوزه آيت الله اشتهاردي نقل شده كه متن و شرح
اين كتاب هر دو در تبعيد نوشته شده است
يعني هر دو جلد
تحريرالوسيله در زمان تبعيد حضرت امام به تركيه نوشته شد و
اقدام به شرح آن نيز در حالي بود كه شارح بزرگوار آن در تبعيد
توسط رژيم طاغوت پهلوي در يزد بسر مي برد.
او خود در مقدمه جلد اول از اين مجموعه نفيس و سراسر
تحقيق و تدقيق كه به مباحث اجتهاد و تقليد اختصاص دارد
مي نويسد : « از جمله توفيقات الهي بر اين بنده
موفقيت در شرح
كتاب تحريرالوسيله مي باشد... كه آغاز آن در شهر « يزد » ـ
معروف به دارالعباده والايمان ـ بود
آن زماني كه در آنجا ازطرف
حكومت ستمگر مجبور به اقامت بودم . واين بعد از اقامت
اجباري چهار ماهه در « بندرلنگه » بود كه شرائط غيرقابل تحملي
از لحاظ شدت گرما و شدت رطوبت داشت
بنحوي كه بارها
برجانم احساس خطر كردم
اما بعد از انتقال به شهر يزد شروع
به شرح اين كتاب كردم كه تمام دو سال و نيم بدان مشغول بودم
كه چندين جلد از آن به اتمام رسيد و بعد از پايان زمان تبعيد
وبازگشت به قم آن را پي گرفتم و از خداي تبارك و تعالي توفيق
اتمام را مي طلبم » ما ضمن آرزوي اتمام اين اثر ماندگار و آرزوي
توفيقات روزافزون براي استاد بزرگوار
اجمالي از فهرست
مجلدات منتشر شده اين مجموعه ارزنده فقهي را به اطلاع
خوانندگان عزيز مي رسانيم :
1 ـ يك جلد مربوط به مباحث اجتهاد و تقليد; كه تاريخ اتمام
آن 25 ربيع المولود 1394 ثبت شده است .
2 ـ يك جلد در احكام آبها .
3 ـ يك جلد در احكام نجاسات و مسائل مربوط به آنها .
4 ـ يك جلد در وضو واحكام آن و احكام تخلي
5 ـ يك جلد در احكام غسل جنابت
تيمم و مطهرات .
6 ـ يك جلد در مباحث « صلاه » كه شامل مقدمات نماز مي شود
يعني اعداد فرائض و نوافل يوميه و زمان آنها
مباحث قبله
بحث سترو ساتر
بحث لباس مشكوك
مكان نمازگزار و بحث
اذان و اقامه . واين جز اول از مجموعه مجلدات مربوط به صلاه
مي باشد كه مجلدات بعدي را بدنبال دارد.
7 ـ مجموعه پنج جلدي مربوط به « احكام و مناسك حج » كه
ساليان متمادي مباحث درس خارج فقه حضرت استاد را شامل
مي شد و نكته جالب آن كه ايشان در آن سالها مكرر به حج
مشرف مي شدند واين مباحث در تماس با واقعيت و عينيت
مراسم حج به رشته تحرير درآمد.
8 ـ يك جلد مربوط به مباحث « اجاره » از باب معاملات فقه
لازم به ذكر است كه حضرت استاد مباحث فقهي باب اجاره را
يك بار مستقلا مورد تحقيق قرار دادند و مباحث آن را نوشتند.
وبراي بار دوم بر متن تحرير الوسيله شرح نوشتند كه در چاپ
جديد اين دو اثر بصورت تلفيقي
از طرف مركز فقهي ائمه
اطهار
زير چاپ قرار دارد و به زودي در دسترس اهل تحقيق
قرار خواهد گرفت .
9 ـ يك جلد مربوط به مباحث « خمس و انفال » مي باشد كه
بخش پاياني آن را تقرير ايشان از مباحث خمس مرحوم آيت الله
بروجردي تشكيل مي دهد . تاريخ شروع اين بحث 8 جمادي
الثاني 1420 ذكر شده است .
10 ـ يك جلد مربوط به احكام باب نكاح مي باشد . نكته جالب و
آموزنده اي كه در پايان اين جلد به چشم مي خورد اين ا ست كه
مولف محقق وفقيه وارسته اثر
مي نويسند : « كار نوشتن اين
مباحث
شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان 1419 قمري به
فرجام رسيد. » اين خود درس بزرگي است كه علما بزرگ ما
مانند صاحب جواهر و صاحب الميزان و مولف تفصيل الشريعه
اين آثار ارزنده را در بهترين اوقات پديد مي آورند و همين
اخلاص ها وتقوي ها مي باشد كه اين آثار را جاودانه
مي گرداند.
11 ـ يك جلد مربوط به احكام « طلاق و مواريث » كه در 26 ماه
مبارك رمضان 1419 شروع به نوشتن آن گرديد و هفتم
ربيع الثاني 1420 قمري به اتمام رسيد .
12 ـ يك جلد مربوط به احكام « قضا وشهادات » مي باشد .
13 ـ يك جلد مربوط به احكام « قصاص » مي باشد .
14 ـ يك جلد مربوط به مباحث « حدود » كه مباحث تعزيرات
هم در آن آمده است .
اميد است اين اثر ارزنده فقهي ـ با مزايائي كه دارد ودر آن
مي شود مباني اصولي
ديدگاههاي فقهي
مباحث رجالي و
درايه اي
نكات تفسيري و... را مشاهده و استفاده كرد ـ به اتمام
برسد و صفحه اي درخشان بر گنجينه فقهي شيعه افزوده شود و
فقاهت قدمي به جلو بردارد.
آثار فقهي فتوائي
1 ـ « تعليقه بر عروه الوثقي » در دو جلد
آيت الله العظمي فاضل
در مقدمه جلد اول مي نويسند : شروع به تعليقه بر عروه از سال
1385 قمري بود كه از اول تا كتاب اجاره را تعليقه نوشتم ولي
بعدا به جهاتي از آن منصرف شدم . تا اينكه با اصرار بعضي از
فضلا بعد از سالياني تصميم بر تكميل آن گرفتم .
مباحث حج از كتاب عروه
تعليقه ايشان را ندارد وبراي
جبران اين كمبود متن تحرير الوسيله با تعليقات استاد در اين
مجموعه آورده شده است چرا كه كتاب حج از عروه در بردارنده
همه ابواب حج نيست .
2 ـ « الاحكام الواضحه » كه در بردارنده احكام شرعيه از طهاره تا
ارث مي باشد.
3 ـ « رساله توضيح المسائل » كه تا كنون در تيراژ بالا قريب به
يكصد بار چاپ شده است ودر پايان آن واژه ها و اصطلاحات
فقهي به صورت مختصر توضيح داده شده است .
4 ـ « مناسك الحج » در بردارنده احكام مربوط به حج هم عربي و
هم فارسي است .
5 ـ « احكام عمره مفرده » در بردارنده احكام عمره مفرده
مي باشد.
6 ـ « اجويه السائلين » شامل پاسخ به پرسشهائي فقهي در ابواب
مختلف به زبان عربي .
7 ـ « احكام الحج » تعليقه هاي آيت الله العظمي فاضل بر
تحريرالوسيله امام خميني .
8 ـ « احكام جوانان » كه علاوه بر در برداشتن احكام مورد نياز
جوانان از ابواب مختلف عبادات
معاملات و اجتماعيات ;
مقدمه اي شامل خلاصه اي از عقايد شيعه را در بردارد.
9 ـ « جامع المسائل » در دو جلد كه در بردارنده پاسخ به
استفتائات فراواني است كه از اطراف و اكناف به دفتر معظم له
براي پاسخگوئي مي رسد
و اين منتخبي از مجموعه عظيم
استفائات از محضر ايشان مي باشد . جلد اول 2248 سئوال را
جواب مي دهد و جلد دوم به 1636 پرسش پاسخ داده
است .
برخي از پرسش ها مربوط به امور حكومتي مي باشد و برخي
در اصول اعتقادات . همچنين استفتااتي در باره عزاداري
و...
پنجم
انديشه سياسي :
1 ـ « آيين كشورداري از ديدگاه امام علي (ع ) » : بعد از پيروزي
انقلاب اسلامي كه حضرت استاد يكي از فعالان اين عرصه بودند
و در خط امام در مقابل طاغوت ستم شاهي صدمات فراواني را
تحمل كردند; در كنار درس و بحث و تحقيق معمول حوزوي ; در
دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
درس نهج البلاغه اي را
آغاز كردند كه شرح فرمان علي (ع ) به مالك اشتر هنگامي كه او را
استاندار مصر گردانيد
بوده است .
اين مباحث توسط جناب آقاي حسين كريمي تقرير و تنظيم
گرديد و تا كنون در تيراژ بالا چاپ هاي متعددي را پشت سر
گذاشته است .
اين كتاب داراي يك پيشگفتار مربوط به شرح مختصري از
زندگاني استاد و دو بخش مي باشد. بخش اول مربوط به معرفي
نهج البلاغه وعهدنامه مالك اشتر
شخصيت مالك اشتر
موقعيت و فرهنگ و تمدن مصر مي باشد. ودر بخش دوم متن
عهدنامه و منشور حكومتي اميرالمومنين (ع ) به مالك اشتر
شيوا ورسا
فراز به فراز شرح وتفسير شده است .
البته استاد معظم تاليفات ارزنده ديگري نيز دارند كه هنوز به
چاپ نرسيده است . اميد است بادوام توفيقات و تاييدات الهي
براي اين فقيه اهل بيت عصمت و طهارت
جامعه اسلامي ما هر
چه بيشتر از بركات وجودي ايشان بهره ببرند و انشا الله
تحت
توجهات حضرت بقيه الله ارواحنا فداه حوزه هاي علميه و
جامعه ما همواره از بركات وجودي عالمان وارسته و آگاهان
پرواپيشه برخوردار باشند تا به سعادت تامه و سرفرازي و
خوشبختي دنيا و آخرت نائل گردند.
حضرت آيت الله فاضل لنكراني شايد جوانترين
طلبه اي بود كه در درس فقه استاد الفقها و
المجتهدين مرحوم آيت الله بروجردي ـ اعلي الله
مقامه ـ حاضر مي شد و بعد از مدت كوتاهي مورد
توجه ويژه استاد قرار گرفته بود. چرا كه او با حافظه و
استعداد فوق العاده اي كه داشت
بعد از حضور جدي
و فعال در درس
در منزل تمام مطالب القا شده را
شيوا و رسا برروي صفحه پياده مي كرد و گفته هاي
استاد بزرگ خويش را رنگ ماندگاري و جاودانگي
مي داد

*****
رساله توضيح المسائل با نگارش نوين
|

احكام عملي اسلام كه شامل كليه شئون زندگي انسان از
تولد تا بعد از مرگ مي شود
در رساله هاي عمليه كه حاوي
فتاواي مراجع معظم تقليد است در اختيار مردم قرار ميگيرد.
بيش از نيم قرن است كه سبك و سياق رساله هاي عمليه بصورت
يكنواخت باقي مانده بود و نياز به تحولي در شيوه تدوين آنها
ضروري مينمود. اين اقدام براي اولين بار در مورد رساله عمليه
حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني صورت گرفته است .
طبق آنچه در مقدمه رساله عمليه با نگارش نوين آمده
در اين
اقدام
تغييراتي در ساختار بعمل آمده و در ساختار جديد
تلاش شده است در آغاز برخي از مباحث احكام
فلسفه اي كوتاه
از تشريع احكام آن باب
در داخل كروشه
ذكر شود. سپس براي
هر مساله عنواني قرار داده شده تا مراجعه كنندگان بتوانند به
آساني مسائل مورد نياز خويش را در كمترين فرصت
بيابند.
علاوه بر اين
سعي شده است احكام موجود در هر مساله به
صورت شمارش از يكديگر تفكيك شود. اين كار فهم احكام
مربوط به هر مساله را آسان كرده و به ميزان زيادي از دشواري
موجود در عبارت هاي رساله عمليه كاسته است . برخي از مسائل
رساله در يكديگر ادغام و يا يك مساله به دو مساله تبديل شده
است . بعضي از مسائل نيز به منظور رعايت ترتيب منطقي جابجا
گرديده و در پايان عبارت هاي رساله نيز تا اندازه اي تسهيل و
ويرايش شده است .
رساله توضيح المسايل با نگارش نوين
توسط انتشارات
اميرالعلم (قم ـ بلوار بهار ـ روبروي پل حجتيه تلفن 7742005 )
به چاپ رسيده است .

*****
آشنايي با مركز فقهي ائمه اطهار(ع )
|

اشاره
به منظور شناخت نيازهاي فقهي و پاسخگويي به آنها
مركز فقهي
ائمه اطهار به دستور حضرت آيه الله العظمي فاضل لنكراني در سال
1376 تاسيس شد اين مركز كه زير نظر فرزند معظم له حجه الاسلام
والمسلمين آقاي شيخ محمد جواد فاضل لنكراني است هم اكنون
فعاليتهايي در زمينه آموزش
تحقيق وتاليف و ... دارد كه به منظور
آشنايي با آن گفت و گويي با حجه الاسلام والمسلمين حسين واثقي
مدير محترم مركز انجام شده كه توجه شما را به آن جلب مي كنيم .
انگيزه تاسيس
پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي درك مطلوب و فهم
صحيح از اسلام و مكتب تشيع
نظرها به سوي حوزه هاي
علميه
به ويژه حوزه علميه قم دوخته شد و ا حساس نياز به
كساني كه پاسخگوي مردم باشند به وضوح آشكار گرديد.
كساني كه نيازهاي فقهي معاصر را بشناسند و با پيمودن اصول
و مباني اجتهاد و بدون افراط و تفريط و طبق سنت سلف
صالح به اجتهاد بالنده و امروزين دست زنند
شبهات را دفع
كنند
به نيازها پاسخ شايسته دهند
از فقه و فقاهت راستين
تشيع دفاع كنند و به دور از تحجر و بي مبالاتي در صدد گسترش
و توسعه آن برآيند و با توجه به كتاب وسنت و سيره فقهي
عميق و دقيق فقهاي بزرگ
راه صحيح زندگي انساني و بندگي
الهي را فراروي مردم قرار دهند.
بر همين اساس
مركز فقهي ائمه اطهار(ع ) به دستور مرجع
عالي قدر تشيع حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني در
سال 1376 شمسي تاسيس شد
تا در راستاي آموزش و
تربيت فضلا و فراهم آوردن امكانات و بسترهاي مناسب براي
مطالعات و پژوهش هاي فقهي و اصولي و پاسخگويي به مسائل
جديد و تاليف و نشر كتب ومقالات علمي به فعاليت پردازد.
بخش هاي مركز
مركز فقهي ائمه اطهار (ع ) در پنج بخش فعاليت دارد.
1 ـ آموزش
2 ـ پژوهش و تاليف
3 ـ تصحيح و تحقيق متون
4 ـ كتابخانه
5 ـ سايت اينترنت
رايانه
صوت و تصوير
بخش آموزش
مهم ترين بخش و سرلوحه فعاليت هاي مركز
آموزش
است و متشكل از گروههاي مختلفي از طلاب و فضلاي با
استعداد مي باشد كه پس از موفقيت در آزمون ورودي و
مصاحبه علمي
تحت حمايت هاي مالي و معنوي مركز فقهي
به مطالعه و پژوهش ژرف در فقه و اصول و مباني اجتهاد
اشتغال دارند. اكنون بخش آموزش در هشت گروه ذيل فعاليت
دارد :
الف ) گروه قضا
ب ) گروه حج
ج ) گروه اقتصاد اسلامي
د) گروه اصول فقه (1 )
هـ) گروه اصول فقه (2 )
و) گروه
صلات
ز) گروه مسائل مستحدثه
ح ) گروه خمس .
هر گروه تقريبا با پنج نفر به مدت پنج سال زير نظر يك
استاد با تجربه و كار آزموده تحت آموزش قرار دارند. ناگفته
نماند كه اعضاي گروه ها
خود افرادي تحصيل كرده و فاضل
هستند و لااقل هر كدام هشت سال يا بيشتر مباحث خارج فقه
و اصول را در حوزه گذرانده اند. آنان در گروه خود تنها شنونده
نيستند بلكه با بحث و مطالعه و كنكاش به نقد و دفاع از
نظريات مي پردازند و مباحث مطروحه را با ياري و هدايت
استاد گروه به پيش مي برند.
هر كدام از اعضاي گروه درخاتمه هر بحث
موظفند تمام
آن را به صورت يك رساله مستقل تحرير و همراه با نظريه
خويش به نظر استاد خود برسانند و اكنون بيش از صد مقاله
علمي در اين زمينه تهيه گرديده است كه در آينده نزديك
بهترين آنها در مجله فقهي و اصولي مركز منتشر خواهد شد. در
اين بخش در سه سال اول به مباحث رايج و متعارف فقه
مي پردازند و بر حسب صلاحيت از سال هاي چهارم و پنجم به
مقتضاي استعداد افراد و گروه ها
مباحث مستحدثه و مورد
نياز بحث خواهد شد.
برنامه هاي تابستاني بخش آموزش
به رغم آن كه در فصل تابستان دروس حوزه علميه تعطيل
است و از آن جا كه فقه پژوهان بايد با آيات الاحكام كه
زيربناي فقه و از مبادي اجتهادي است آشنايي وافر داشته
باشند
در فصل تابستان براي گروه هاي آموزشي برنامه اي
مشترك منظور گرديد كه با استقبال زيادي مواجه
گشت .
نخست در تابستان سال 79 بخشي از كتاب « كنزالعرفان »
اثر مرحوم فاضل مقداد در نظر گرفته شد كه به صورت
غيرحضوري مطالعه كردند و در پايان تابستان امتحان دادند.
و براي تابستان سال هاي 81 ـ80 قسمتي از كتاب « زبده
البيان » اثر محقق اردبيلي حاوي مباحثي غير از مباحث سال
گذشته تعيين شده افزون بر اين
يك موضوع جداگانه جهت
كار تحقيقي و ارائه مقاله براي هر شخص در نظر گرفته شده
است .
بخش پژوهش و تاليف
عمده فعاليت اين بخش در زمينه فقه و اصول و موضوعات
گسترده مربوط است . در حال حاضر پروژه هايي كه در اين
بخش در دست انجام است به شرح زير مي باشد :
1 ) تاليف يك دوره اصول فقه به زبان فارسي به نام « اصول
شيعه » بر مبناي درسهاي خارج اصول فقه حضرت آيت الله
العظمي لنكراني كه شش مجلد آن پس از تاليف و ويرايش
چاپ شده و به بازار كتاب عرضه شده است . جاي چنين كتابي
كه دربردارنده يك دور كامل اصول فقه به زبان فارسي باشد
تاكنون خالي بوده است .
2 ) تاليف يك دوره اصول فقه به زبان عربي بر اساس
درس هاي خارج معظم له و تاكنون چند دوره از تقريرات
بحث هاي معظم له به زبان عربي به اين مركز ارائه شده كه
بهترين آنها انتخاب خواهد شد.
3 ) بحث « تعارض اصل و ظاهر » از موضوعات كاربردي و
مهم است كه هنوز تبيين نگرديده است
اين تحقيق بعد از بيان
مفهوم و اصطلاح « اصل » و « ظاهر » به بررسي موارد تعارض
اين دو در فقه و ثمرات آن مي پردازند و بيان مي كند كه در كجا «
اصل » و در چه جايي « ظاهر » مقدم مي گردد.
امروزه محققان و فضلا جهت تحقيق مفاد دقيق قواعد
فقهي نيازمند بررسي موارد و مصاديق اين قواعد هستند كه
فقها در كجا در فقه به آن استدلال كرده اند. از اين جهت اين
مركز در صدد بررسي تمام مصاديق و موارد تطبيقي قواعد
فقهي است كه نسبت به قاعده اصل و ظاهر انجام يافته و در
شرف چاپ است .
4 ) موسوعه « احكام القبيان » تمام احكام فقهي مربوط به
صبي از زمان انعقاد نطفه تا مرحله بلوغ
محور مطالعه و
تحقيق در اين موسوعه است . شيوه مباحث اين كتاب به
صورت استدلالي و فقه مقارن است . اكنون جلد اول و دوم آن
آماده چاپ است و گمان مي رود به شش جلد برسد.
5 ) نگارش كتاب حدود و تعزيرات (فقه جزايي اسلام ) :
تقريرات درس خارج فقه آيت الله فاضل لنكراني است و در
حال ويرايش مي باشد و در دو جلد و به فارسي چاپ و منتشر
خواهد شد.
6 ) تعريب جلد اول جامع المسائل
حاوي استفتاوات از
موسس محترم تحت عنوان « الفتاوي الوافيه » كه كار آن به پايان
رسيده و به زودي چاپ و منتشر خواهد شد.
7 ) « قاعده القرعه » كه محصول درس يكي از كلاسها در ماه
رمضان است و به قلم حجه الاسلام والمسلمين حسين كريمي
قمي نوشته و توسط مركز چاپ شده است .
8 ) المستجدات الطيبه في الفقه : مباحث يك سال كلاس
مسائل مستحدثه است كه توسط استاد آن حجه الاسلام
والمسلمين محمد قائني تاليف شده و در حال چاپ و انتشار
است
بخش تصحيح و تحقيق
در اين بخش كتاب هاي مورد نظر پس از گذراندن سه
مرحله : تخريج مصادر
ويرايش
مقابله و تصحيح توسط
محققان و فضلاي متخصص
به چاپ سپرده
مي شود.
آثاري كه تاكنون پس از طي مراحل ياد شده به زيور چاپ
آراسته شده
به قرار زير است :
نهايه التقرير في مباحث الصلاه
اين كتاب مشتمل بر
تقريرات يازده سال درس خارج فقه صلات حضرت آيت الله
العظمي بروجردي به قلم حضرت آيت الله العظمي لنكراني
است كه پس از تحقيق و تصحيح دقيق در سه جلد به چاپ
رسيده و به فقه پژوهان عرضه شده است .
تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله
اين اثر
ارزشمند
موسوعه اي فقهي و شرحي استدلالي بر كتاب تحرير
الوسيله حضرت امام خميني به قلم حضرت آيت الله العظمي
فاضل لنكراني است . تاكنون از اين موسوعه كتاب هاي زير
توسط مركز فقهي ائمه اطهار (ع ) تحقيق و چاپ شده درست و
تحقيق و نشر ساير مجلدات آن در دست اقدام
مي باشد :
الف ) كتاب القضا و الشهادات : ب ) كتاب الطلاق و
المواريث .
ج ) كتاب النكاح
د) كتاب القصاص
هـ) الحدود
و)
كتاب الخمس و الانفال
ز) كتاب الاجاره .
آيه التطهير رويه مبتكره
اثر آيت الله العظمي فاضل
لنكراني و مرحوم آيت الله شهاب الدين اشراقي
قاعده القرعه
تاليف حجه الاسلام والمسلمين حاج
شيخ حسين كريمي قمي
عروه الوثقي
تاليف آيت الله العظمي سيدمحمدكاظم
طباطبائي يزدي
با حواشي حضرت آيت الله العظمي فاضل
لنكراني
در دو جلد.
معتمدالاصول (جلد دوم ) تقريرات درس اصول فقه
حضرت امام خميني به قلم حضرت آيت الله العظمي فاضل
لنكراني .
از آن جا كه جلد اول اين كتاب توسط موسسه تنظيم و
نشر آثار حضرت امام
تحقيق و چاپ شده بود
جلد دوم آن
پس از ويرايش و تحقيق در مركز فقهي ائمه اطهار(ع ) به آن
موسسه واگذار شد و اقدام به چاپ آن نمودند.
7 ) چه كتابهايي را در دست تصحيح و تحقيق داريد
ج : كتاب الصلاه
از تفصيل الشريعه (چاپ
دوم )
كتاب الطهاره
النجاسات و احكامها
از تفصيل الشريعه
(چاپ دوم )
كتاب الطهاره
احكام الوضو و التخلي
از تفصيل الشريعه
(چاپ دوم )
كتاب الطهاره
المياه
از تفصيل الشريعه (چاپ دوم )
كتاب الاجتهاد والتقليد از تفصيل الشريعه (چاپ دوم ) به
همراه كتاب مستقل ديگر « الاجتهاد و التقليد » كه شرح
عروه الوثقي است و هر دو از آثار آيت الله العظمي فاضل
لنكراني مي باشد كه در يك مجلد به چاپ خواهد رسيد.
كتابخانه تخصصي فقهي ائمه اطهار
با تخصصي شدن علوم
مطالعات و تحقيقات
ايجاد
كتابخانه هاي تخصصي ضرورتي انكارناپذير است .
بدين منظور براي ارائه خدمات به پژوهشگران حوزه فقه و
اصول به فرموده موسس محترم مركز
اين كتابخانه تاسيس
گرديد و هم اكنون داراي بيش از پانزده هزار كتاب در
موضوعات زير بوده و دائما در حال توسعه و گسترش است .
فقه شيعه
فقه شافعي
فقه حنبلي
فقه حنفي
فقه مالكي
فقه مذاهب متفرقه (همچون زيدي
ظاهري
اسماعيلي و
اباضي )
اصول فقه شيعه
اصول فقه اهل سنت
علوم قرآن و
آيات الاحكام شيعي و سني
تاريخ فقه
تراجم و رجال شيعه و
سني
حديث شيعه
حديث اهل سنت
فقه جديد
حقوق و
فقه مقارن با آن
موسوعات فقهي و فقه مقارن بين مذاهب
مجلات فقهي
لغت وساير كتب مورد نياز براي مطالعه و تحقيق
ژرف در فقه و اصول .
در اين كتابخانه علاوه بر كتاب هاي كلاسيك فقه سعي
مي شود كتاب ها به روز باشد و جديدترين كتاب ها از داخل و
خارج كشور تهيه و در اختيار پژوهشگران گذاشته شود.
در حال حاضر كساني كه در فقه
اصول فقه و حقوق
مشغول تحقيق و تاليف هستند
از اين كتابخانه بهره مي برند.
بخش اينترنت و صوت و تصوير
در اين بخش علاوه بر ارائه خدمات نرم افزاري و
اطلاع رساني به محققان مركز
حروفچيني كتب فقهي و اصولي
انجام مي گيرد. افزون بر اين
تمام دست نوشته هاي علمي
منتقل شده است . CD موسس گرامي به
و نيز دو سه هزار نوار كاست و تعدادي فيلم هاي ويديويي
ضبط شده از درس هاي موسس بزرگوار
نگهداري مي شود و
در اختيار محققان قرار مي گيرد.
همچنين سايت اينترنت آيت الله العظمي فاضل لنكراني كه
سالها است فعاليت دارد در اين بخش اداره مي شود كه
جوابگوي سئوالات ديني و شرعي و استفتاات رسيده از
سراسر جهان مي باشد.
شايان ذكر است اين سايت يكي از فعالترين سايت هاي
شيعي است بطوري كه در هشت ماهه اول سال 81
بيش از
3100 نامه از طريق آن دريافت شده
و هر نامه حاوي
سئوالات گوناگوني بوده است .
اين سايت به دو زبان فارسي و عربي مي باشد.
نشاني سايت :
WWW.lankarani.ory
WWW.Lankarni.com
WWW.lankarani.net

*****
حضور در عرصه اجتماعي ـ سياسي
|

اشاره
مراجع تقليد راستين وانقلابي و آگاه به زمان شيعه
هيچگاه
خود را محصور در بحثهاي علمي و حوزوي و بيان احكام ديني
و شرعي مردم نمي نمايند و همواره نسبت به مسائل مهم و روز
جامعه و همچنين مسلمانان جهان اهتمام ويژه داشته و در
موقعيتها و مناسبتهايي كه به حضور آنها در صحنه لازم بوده
حاضر شده وبه اظهارنظر و موضعگيري پرداختند.
آيه الله العظمي فاضل لنكراني از جمله مراجع وعالمان
آگاهي است كه در شرائط مهم و حساس داخلي و خارجي به
بيان نظرات خود پرداخته و بدينوسيله نقش خود را ايفا نموده
است .
به منظور آشنايي با موضعگيري هاي ايشان
به بيان نقطه
نظرات وي در برخي امور مهم و داخلي مي پردازيم .
حفاظت از انقلاب
ما در شرائط خاصي قرار گرفته ايم كه بايد عملا حافظ اين
انقلاب باشيم ولو به ما سخت بگذرد
ولو ناراحتي زيادي
تحمل كنيم ولي عمل من و شما بايد حافظ انقلاب باشد. خداي
نكرده كمترين ضربه و كوچكترين لطمه ولو از عمل من و شما به
اين انقلاب بخورد اين قابل جبران و غفران نيست . اين حساب
حساب شخص نيست
اين حساب يك نظام است
آن هم نظامي
بعد از هزار و دويست
سيصد سال . ما يك چنين نظامي را به
وجود آورده ايم
حالا بايد تحمل كنيم
بايد زحماتش را
ناراحتي هايش را تحمل كنيم
بالاخره در برابر اينها ان شاالله
پيش خداوند تبارك و تعالي ماجور خواهيم بود.
برادران ! سعي كنيد كه در مسائل روز هيچ گونه اختلاف
وايجاد دوئيتي در هيچ رابطه اي پيدا نكنيد. خيال نكنيد كه
مسائل انقلاب ما تمام شده است . بدانيد صد سال هم اگر بر
انقلاب ما بگذرد و ان شاالله هزار سال مي گذرد
لحظه اي كه
ابرقدرتها احساس بكنند كه ما ضعف پيدا كرده ايم و قابل اين
هست كه با ما مبارزه كنند و ما را از بين ببرند
والله يك لحظه
تاخير نمي اندازند
حالا پنج سال ديگر باشد
ده سال ديگر
باشد. اين طور نيست كه اينها ديگر از ما مايوس شده باشند و
كنار نشسته باشند. وقتي انسان حالات اينها را مي خواند
طرز
تفكر اينها را نسبت به خودش مي بيند
برنامه هاي اينها را
ملاحظه مي كند مي بيند اينها هميشه مترصد زمان مناسب
هستند
هر لحظه اي احساس كنند كه زمان مساعد است
تاخير
از آن لحظه را يك لحظه جايز نمي دانند و وارد عمل مي شوند.
پس برادران اين طور نيست كه مساله تمام شده باشد. ما
هميشه در مخاطره ايم براي اينكه حقيقت هميشه در مخاطره
است . ما بايد سعي كنيم قولا و عملا براي حفظ اين انقلاب و
استحكام اين انقلاب هر چه بيشتر از سابق وباز همان طور كه
اشاره كردم تا زماني كه امام بزرگوار(ره ) حيات داشتند
ما در
يك آرامشي به سر مي برديم . ما آن قدرت را به آن صورت از
دست داديم و وظيفه ما بيش از زمان حيات امام است . به نظر من
حالا از مسئولين بيشتر از زمان امام حمايت كنيم . حمايت ما از
مسئولين بايد بيشتر باشد
حمايت ما از رهبر انقلاب و رهبر
بزرگوارمان بايد بيشتر باشد. چون نياز به حمايت بيشتر دارد
ولي امام نياز به حمايت به آن صورت نداشت
اما ايشان نياز به
حمايت دارد. هر چه نياز بيشتر
وظيفه من و شما در برابر
حمايت او سنگين تر است وبايد مراقب و مواظب باشيم
مخصوصا اين حوزه را.
وجوب اطاعت از مقام رهبري
مساله رهبريت به شخص ارتباط ندارد
مساله رهبريت در
رابطه با مقام است
مقام رهبريت
مطاع است
مقام رهبريت
واجب الاطاعه است
بلكه به تعبيري كه عقيده شخصي خود من
است
الان حمايت از مقام رهبري
از زمان امام
واجب تر است
چرا براي اينكه آن شخصيت امام
آن شخصيت والا و جهاني
امام چه بسا نياز به اين نداشت كه من طلبه و امثال من
از او
حمايت كنيم
و لو اينكه او هم واجب بود و حمايت مي كرديم
اما نياز چنداني به حمايت من طلبه احساس نمي شد
او يك
شخصيت جهاني بود كه اگر محققين مي خواستند شخصيت
جهاني را بشناسند
مي گفتند : آن روز در جهان
شخصيت را
فقط امام دارد
ديگران يك شخصيتهاي موقت اعتباري هستند.
ولو اينكه در راس بزرگترين قدرتهاي جهان هم واقع شده
باشند
اما شخصيت آنها شخصيت موقت و اعتباري
آن هم غير
مذهبي است
اما آن كه شخصيت واقعي حقيقي و مرتبط
به
مذهب و عقيده داشت
آن امام بزرگوار بود. بالاخره همان طوري
كه حمايت از امام
نه شخص امام
مقام امام « بما انه مقام
رهبري » واجب بود
الان اين معنا بيشتر احساس ضرورت و نياز
دارد. اين مقام واجب الاطاعه است ; وبايد محترم شناخته
بشود.
مشروعيت حكومت با ولايت فقيه
مشروعيت و لزوم تبعيت از قوانين حكومت راهي غير از
ولايت فقيه در زمان حاضر ندارد. همان طوري كه در زمان رسول
خدا(ص ) مشروعيت حكومت
به جهت تصدي رسول خدا بود
در زمان غيبت با تصدي فقيه جامع الشرايط
حكومت و قوانين
او مشروعيت پيدا مي كند.
علت مبارزه ابرقدرتها با ايران
يكي از علل مهم مبارزه ابرقدرتها با اين نظام
اين نيست كه
اين نظام در ايران تحقق پيدا كرده
شايد براي آنها اين مساله
چندان اهميت نداشته باشد
اما مساله مهم اين است كه
اين
نظام جنبه هدايت ساير كشورها را دارد. وجود اين نظام مانع از
آن است كه زمامداران كشورهاي به اصطلاح اسلامي ويا غير
اسلامي بتوانند حاكميت خودشان را ادامه بدهند... علت اين كه
ابرقدرتها تمام همتشان را براي از بين بردن نظام
صرف كرده اند
همين است كه اين نظام وجودش براي تمام زمامداران جهان
خطر است .
تلاش در جهت اسلامي كردن جامعه
ما بايد جامعه اي بسازيم كه در آن حدود الهي رعايت شود و
احترام به احكام الله جز فرهنگ مردم بشود
اگر اسلام كما
هوحقه شناخته شود
رويكرد به احكام خدا و رعايت حدود
الهي به صورت يك امر طبيعي در خواهد آمد
امام (ره ) پس از
چهارده قرن نام اسلام و شيعه را در جهان زنده كرد
الان فقه
شيعي و مذهب اهل بيت (ع ) در جهان به لحاظ ظهور انقلاب
اسلامي مطرح است و محققين عالم را به خود جذب كرده است
پس همه ما بايد تلاش كنيم كه جامعه اسلامي شود و اين در گرو
قول و عمل همه ماست .
توصيه هايي به مسئولين فرهنگي
ويژگي مهم اين انقلاب
اسلامي بودن آن است
لازم است
مسئولين محترم
مردم خصوصا نسل جوان را به سوي اسلام هر
چه بيشتر سوق دهند. امروز اين حكومت اسلامي نزد همه
مسلمانان جهان اهميت خاصي دارد.
چشم مسلمانان واميد آنان به پياده شدن احكام اسلام
واقعي در اين كشور است
بايد همه رسانه ها و مطبوعات و صدا
وسيما به اين سمت حركت كنند
و ابعاد مهم اسلامي را براي
مردم بيان كنند
وبايد مراقب بود
تا كساني كه داراي فكر ضد
ديني و غرب زدگي اند; در اذهان جوانان اين كشور رخنه نكنند و
ذهن آنان را نسبت به مقدسات ديني مشوش نسازند.
امروز دشمن تشخيص داده است تنها راه
براي به انزوا
كشاندن انقلاب و مقابله با آن سست نمودن مباني ديني و
اعتقادي مردم است . وبا توطئه هاي فراوان و نقشه هاي شيطاني
سعي در كوبيدن مقدسات مردم و متزلزل نمودن آن را
دارند.
امروز دشمن
ايمان واسلام اين ملت را هدف قرار داده
است
و به فكر خام خود وبه وسيله برخي از افرادي كه متاسفانه
از اسلام دورند وبه غرب و افكار ناصحيح غرب اتكا دارند; سعي
در تزلزل ايمان اين ملت دارند و مي خواهند با حربه آزادي
اسلام را از دست اين ملت خارج سازند. هيچ عاقلي با اصل
آزادي مخالف نيست و همه عقلا با آزادي مطلق كه منجر به هرج
و مرج و بي بند وباري مي شود
مخالفند. اما بدانيد كه دشمن
آزادي در حدود اسلام را نيز نمي پسندد. آنان سعي در ترويج
آزادي اگر چه به قيمت خدشه دار كردن دين باشد
را
دارند.
مهمترين دستاورد انقلاب
معرفي شيعه به جهان
به نظر اينجانب مهمترين دستاورد انقلاب و بهترين خدمت
امام (ره ) معرفي شيعه به جهان و همه دنياست . قبل از انقلاب
شيعه و مكتب اهلبيت براي بسياري از جهانيان ناشناخته بود
وامروز به بركت امام وانقلاب اين مكتب به دنيا عرضه شد تا
متفكرين و محققين بتوانند از آن استفاده نمايند.
حمايت از مبارزات مردم فلسطين
حضرت آيه الله فاضل لنكراني در ديدار با حجه الاسلام
والمسلمين سيدحسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان در سال
76 : « شما بدانيد از مسائلي كه هم نظام مقدس جمهوري اسلامي
ورهبري آن و هم قاطبه ملت مسلمان به آن اهميت مي دهند
مسئله فلسطين و اسرائيل غاصب است . امروز ملت ايران به
دنبال پيروزي مجاهدين حزب الله و محو اسرائيل غاصب است
ما به اميد روزي هستيم كه اسرائيل از صحنه روزگار محو شود و
چون هدف اسرائيل محو اسلام مي باشد
بر هر مسلماني واجب
است از حركت هاي جهادي شيعيان لبنان و مسلمانان فلسطيني
حمايت كنند. »
حكم تاريخي حضرت امام خميني مبني بر ارتداد سلمان
رشدي نويسنده كتاب آيات شيطاني و واجب القتل بودن وي از
حمايت عموم فقها و مراجع معظم تقليد برخوردار شد. در ميان
مراجع معظم تقليد
بيشترين حمايت از اين حكم شجاعانه
والهي توسط حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني صورت
گرفت . ايشان در مورد سلمان رشدي اظهارنظرهائي فرموده اند
كه مواردي از آنها چنين است .
سلمان رشدي
« سلمان رشدي كه همه مقدسات اسلام را آماج حرفهاي
زشت خود قرار داده و كتابي ترتيب داده كه هر مسلماني با
خواندن آن احساساتش عميقا جريحه دار شده وانزجار
كشنده اي روحش را آزار مي دهد! چنانچه من با خواندن قسمت
زيادي از خلاصه اين كتاب
چنان ناراحت شدم كه ديگر دستم
براي مطالعه بقيه مطالبش به طرف آن نرفت ! آيا اهانت به قرآن
مسئله نيست اهانت به رسول خدا(ص ) مسئله نيست اهانت به
انبيا گذشته مسئله نيست آيا نسبت زنا دادن به جبرئيل با يكي
از زنان نبي اهانت نيست »
« شما ببينيد
در هر قصه اي كه كوتاه نيامديد در آن قصه
موفق بوديد و در قصه سلمان رشدي امام يك مطلبي فرمود
ديگران هم تعقيب كردند
حالا ببينيد سلمان رشدي به چه
فلاكتي زندگي مي كند. به نظر من روزي صدبار مرگ خودش را
طلب مي كند
و اگر ما در اين قصه كوتاه آمده بوديم
بدانيد
كه
صدها سلمان رشدي تا به حال براي ما درست كرده
بودند. »
بعد از آنكه در سال 1377 در پي مذاكرات وزراي خارجه
انگليس و جمهوري اسلامي ايران در نيويورك
دولت انگليس
اعلام كرد كه دولت جمهوري اسلامي ايران لغو حكم اعدام
سلمان رشدي را پذيرفته
حضرت آيت الله العظمي فاضل
لنكراني با انتشار بيانيه اي مهم به مقابله با اين توطئه اقدام نموده
و آن را خنثي نمودند. ايشان در اين بيانيه تصريح فرمودند : « اين
فتواي بهيچوجه قابل نقض و يا تغيير نيست واكنون نيز بر همه
مسلمانان جهان اجراي آن واجب است و چنانچه دولت محترم
جمهوري اسلامي تصميم بر مباشرت در اقدام بر اجراي اين
فتوي نداشته باشد ليكن بايد در رديف اولين حاميان اين فتوي
باشد... » . متن كامل اين بيانيه بدين شرح است .
« به دنبال انتشار برخي از خبرها مطلع شدم كه دنياي كفر
خصوصا دولت انگليس توهم لغو فتواي الهي تاريخي امام راحل
نسبت به قتل سلمان رشدي مرتد را نموده است
لازم ديدم در
اين رابطه اعلام نمايم كه اين فتوا به هيچ وجه قابل نقض و يا
تغيير نيست و اكنون نيز بر همه مسلمانان جهان اجراي آن واجب
است
و چنانچه دولت محترم جمهوري اسلامي ايران تصميم به
مباشرت در اقدام به اجراي اين فتوا را نداشته باشد
ليكن بايد
در رديف حاميان اين فتوا باشد و بدانند حوزه هاي علميه و امت
انقلابي ايران كه صددرصد در رابطه با امام قلبشان مي تپد هرگز
اجازه نخواهند داد اين فتوا دستخوش سياستهاي خارجي و
روزمره گردد و نيز بدانند كتاب سلمان رشدي در واقع كتاب
دولت انگليس است . »
همانطوري كه اين شخص پليد در شرح حال خود اعتراف
مي كند كه تمام سرفصلهاي اين كتاب به هدايت آن دولت بوده
است و اين دولت با سابقه سياهي كه در برخورد با اسلام دارد
چنانچه زمينه را فراهم ببيند صدها سلمان رشدي و يا بدتر از او
تربيت خواهد نمود. خداوند متعال نظام مقدس جمهوري
اسلامي را از هر گزندي مصون بفرمايد. انشاالله تعالي

*****
سخن آخر
شان مرجعيت
|

مقدمه
مرجعيت مرزباني شريعت و نگاهباني از حريم ديانت است .
فقها باغور در منابع اسلامي
و براساس اجتهاد زنده
مسئوليت
پاسخ گوئي به نيازهاي مردم و حكومت را در زمينه احكام
اسلامي
بر عهده دارند و در نظام اسلامي
تامين و تربيت
بالاترين مسئولين از رهبري گرفته تا همه كارگزاران فقيه در قوه
قضائيه مجريه و مقننه
برعهده حوزه هاي علميه و مراجع معظم
تقليد است .
در « سخن آخر » به « شان مرجعيت » پرداخته ايم
ولي بجاي
تبيين اين شان و جايگاه
از « راههاي حفظ » آن سخن گفته و به
« آفت هاي » آن اشاره كرده ايم .
« شان مرجعيت »
داراي ابعاد و زواياي گوناگوني است
كه
اهم آنها را در 4 بخش مورد بررسي قرار مي دهيم و در هر بخش
يكي از عواملي كه در تثبيت جايگاه مرجعيت و تحكيم موقعيت
آن موثر است مي پردازيم :
1 ـ مرجعيت و نظام اسلامي
مراجع معظم كنوني
علي المبنا با نظام مبتني بر ولايت فقيه
موافقند
و بلكه آن را تنها گزينه حكومت مشروع در عصر غيبت
مي دانند. برخي از آنان در اين باره
با مباني فقهي حضرت امام
خميني كاملا موافقند و برخي ديگر هم اگر چه در بررسي اوليه يا
سعه و ضيق مفاد آن
اختلاف نظرهايي دارند
ولي در ضرورت
حكومت اسلامي نقش فقيه عادل در رهبري آن ترديدي ندارند.
مثلا آيت الله صافي گلپايگاني
علاوه بر آنكه رساله اي در اين
موضوع تاليف و منتشر ساخته است (1 )
بيش از پنجاه سال
پيش
در كتاب منتخب الاثر
مساله ولايت فقيه را مطرح ساخته
و به عنوان نيابت عامه در اجراي احكام اسلامي مورد تاكيد قرار
داده است . (2 )
با اطلاع از مباني فقهي مراجع بزرگوار
مي توان ادعا كرد كه
در بين آنان
فقيهي با ديدگاه مرحوم آيت الله خوانساري كه حتي
در اجراي حدود هم اشكال مي كرد
وجود ندارد. از اين رو در
عصر جمهوري اسلامي
فقه در عرصه حكومت
يك گام به پيش
آمده است . مثلا در حالي كه صاحب وسيله (آيه الله سيد
ابوالحسن اصفهاني ) در نفوذ حكم حاكم نسبت به غير مقلدان در
مساله ولايت برزكوه
راي مخالف دارد
(3 ) آيت الله بهجت
در
بازنويسي وسيله
متن را تغيير داده و به صراحت فتوي داده
است كه بين « امام معصوم » و « فقيه عادل » در ولايت برزكوه فرقي
نيست و اطاعت از فرمان هر يك
بر همگان لازم است . (4 )
هم چنين آيت الله حاج شيخ جواد تبريزي
كه به تبعيت از
مشرب فقهي استاد خويش آيه الله خويي
معروف است
در
مساله ولايت فقيه
با نگرشي تازه به تثبيت جايگاه فقه در
رهبري نظام اسلامي پرداخته است و تا آنجا پيش رفته كه
متصدي حكومت مشروع (فقيه عادل ) را بدليل آنكه مصداق
« اولواالامر » است
لازم الاطاعه شمرده است :
« ولايبعدان يقال بوجوب اطاعه المتصدي المزبور في الامور
الراجعه الي الجهات التي اشرنا اليها اخذا بقوله سجانه
« اطيعواالله و اطيعواالرسول و اولي الامر منكم » و ماورد في
تفسيره من ان المراد باولي الامر الائمه عليهم السلام لاينافي
حيث ان ذلك لنفي ولايه ولاه الجور وانهم عليهم السلام هم
اولوالامر لاالمشار اليهم » (5 )
در فتاوي اين بزرگوار نيز التزام به همين مبناي فقهي ديده
مي شود مثلا در پاسخ به اين سئوال كه كدام رشوه در فقه حرام
شده است
صرفا به اين اكتفا نمي كند كه « رشوه حرام مختص
به باب قضا است و در غير آن في نفسه حرمتي ندارد »
بلكه اين
جمله را هم اضافه مي كند كه « ولكن مخالفت با مقررات نظام
جايز نيست » (6 ) هم چنين آيت الله وحيد خراساني
در مواردي از
مسائل فقهي كه مربوط به موضوع ولايت فقيه مي شود
نتوانسته
است با ايراد مرحوم آيت الله خوئي همراهي نموده و آن را
تصديق كند
مثلا آيت الله خوئي حكم حاكم را در رويت هلال
نافذ نمي داند
ولي آيه الله وحيد در تعليقه بر منهاج الصالحين
آن را مورد تامل و اشكال قرار مي دهد . (6 ) هم چنين در مسائل
مربوط به خمس
اين تفاوت ديدگاه ديده مي شود . (7 )
اين نمونه ها و موارد مشابه آن كه در سراسر فقه كم نبوده و
قابل دستيابي است
نشان دهنده مباني مشترك و يا قريب به هم
در ميان اعلام فقاهت عصر در زمينه مباني ديني نظام و بخصوص
ولايت فقيه است . اين نزديكي و توافق كه از اسلاميت نظام و
مشروعيت ديني آن حكايت مي كند
براي كشور ما با مردمي
متدين و پاي بند به معيارهاي اسلامي
اهميت فراواني دارد و
نبايد آن را در كنار پشتوانه حقوقي نظام ـ قانون اساسي ـ
دست كم گرفت . زيرا يك نظام « اسلامي » هرگز نمي تواند با
ملاك هاي صرفا « عرفي » مشروعيت خود را تامين
نمايد.
متاسفانه در نظام ما
قدر اين همراهي تئوريك اعاظم حوزه
شناخته نشده است و شايد تاثير عميق انديشه و فكر حضرت
امام در جامعه
جائي براي توجه به ضروريات اين همراهي
باقي
نگذاشته است . ولي بهرحال
اين همراهي فكري توام با همدلي
عملي
شرط ضروري موفقيت نظام اسلامي است و بخصوص در
شرايطي كه با استناد به آرا شاذ و يا با مغالطه قرائت هاي متعدد
از دين
زمينه سكولارسازي جامعه و حكومت فراهم مي شود
بايد ديدگاههاي روشن اعلام فقاهت
بدرستي در جامعه تبيين
شود و از اين منابع غني براي خنثي سازي موج دين زدائي از
زندگي اجتماعي
و جايگزيني عقل بشري بجاي وحي الهي و
قانونگزاري
استفاده گردد.
در حاليكه مراجع معظم در زمينه مباني ديني نظام و
بخصوص ولايت فقيه ديدگاههاي روشني داشته و حركات
خزنده ضد دين را با حساسيت زير نظر دارند
متاسفانه
بهره گيري كافي از نظرات ايشان صورت نگرفته است يعني
مرجعيت در نظام اسلامي
در شان و جايگاه واقعي خود قرار
ندارد.
2 ـ مرجعيت و حوزه علميه
از اهم مسائلي كه از گذشته
از شوون مرجعيت شمرده
مي شود
« زعامت حوزه » است .
مراجع معظم تقليد
درباره مسائل مختلف حوزه از قبيل
برنامه تحصيلي
متون آموزشي
شهريه و مانند آن
ديدگاههاي
مختلفي دارند و لذا نمي توان انتظار اتفاق نظر در اين مسائل را
داشت
ولي همه آنان در يك مساله
اتفاق نظر دارند
مساله اي
كه از ديد ايشان
در درجه اول اهميت قرار دارد و حفظ و بقا
حوزه در گروي آن است
يعني « استقلال حوزه » .
مقصود از استقلال حوزه آن است كه حوزه در همه شوون
خود
از « مرجعيت » گرفته تا « مديريت » و مسائل مالي و مدرك
تحصيلي
نبايد به بيرون از خود
وابسته باشد و يا هيچ شخص
يا نهادي مجاز به دخالت در آن باشد
همه امور حوزه
بايد در
حوزه و از حوزه بوده و حتي حوزه هاي علميه نبايد زير نظر
حكومت قرار گرفته
در آن « هضم شده »
و يا « وابسته » به آن
شود.
تئوري استقلال حوزه
قهرا زعامت حوزه را بر دوش
چهره هاي شاخص حوزه كه همان مراجع تقليد هستند
قرار
مي دهد و غير از عنوان مرجعيت
عنوان ديگري را براي دخالت
در مسائل حوزه
مجاز نمي شمرد. بر اين اساس همانگونه كه
حضرت امام به عنوان يكي از مراجع در مسائل حوزه دخالت
داشتند
رهبر معظم انقلاب نيز بر اساس شان مرجعيت خويش
در امور حوزه نقش خواهند داشت .
اين ديدگاه
داراي مباني و استدلالهاي خاصي است كه در
اينجا نمي توان به بررسي آن پرداخت
ولي بهرحال حساسيت
فوق العاده اين موضوع در نزد مراجع بگونه اي است كه آن را
غيرقابل اغماض قرار داده و حتي احتمال خطر نسبت به آن را
موجب نگراني و مسئوليت مي دانند.
نظام اسلامي
بايد اين حساسيت را جدي تلقي نموده و در
سياست هاي خود آن را يك مبناي تخلف ناپذير بشمارد تا بتواند
اعتماد و اطمينان بزرگان حوزه را جلب كند.
مسائلي از قبيل :
تعيين مرجعيت و حمايت از آن
تعيين مسئولين حوزوي
تعيين نهادهاي حوزوي
تشكل هاي صنفي و يا تقويت آنها

تدوين برنامه و دستورالعمل
حمايت مالي از حوزه و استفاده از بودجه دولتي
دخالت در برنامه هاي تبليغي روحانيون حوزه
شكل گيري نهادهاي آموزشي دولتي در داخل حوزه و يا در كنار
آن
و مسائل فراوان ديگر
كاملا با مقوله « استقلال حوزه » در
ارتباط است و در اين ديدگاه
از اين منظر
مورد ارزيابي و
قضاوت قرار مي گيرد و گاه از همين زاويه نقد مي شود. نمونه اي
از اين دغدغه خاطر را در سال 1364 در نامه آيت الله صافي (به
عنوان دبير شوراي نگهبان ) مي توان ديد. وي در اين نامه
يك
بند از قانون بودجه را كه مشتمل بر كمك 60 ميليون توماني
دولت به دفتر تبليغات جهت اعزام مبلغ بوده است
مورد ايراد
فقهاي شوراي نگهبان دانسته و مي نويسد :
« تامين اعتبار براي بخش تبليغات حوزه و ساير بخش ها
از
طريق اعتبارات دولتي
منافي با استقلال حوزه و منجر به
دخالت و اعمال نفوذ و بي نظمي هايي در امور حوزه مي گردد. »
امروزه اين گونه موارد كه شايبه دخالت را در اذهان
حضرات
بوجود مي آورد
و منافي با استقلال حوزه تلقي
مي گردد
كمتر از 17 سال قبل نيست و در نتيجه آن دغدغه ها
كاهش نيافته است .
البته دو عامل ديگر نيز در اين نگراني ها
تاثير دارد :
يكي آنكه تاكنون تعريف روشن و دقيقي از استقلال حوزه و
حدود آن ارائه نشده تا بر مبناي آن شيوه هاي تعامل حوزه و نظام
تبيين شود. از اين رو به دليل ابهامي كه در برخي از ابعاد اين
موضوع و عدم شفافيت مساله
وجود دارد
گاه برخي از
اقدامات مثبت و لازم
به « توهم منافات » با مخالفت مواجه
مي شود.
عامل ديگر
دست هاي پيدا و پنهاني است كه به دليل
ضديت با نظام اسلامي
و با ماموريت فاصله افكني بين حوزه و
نظام
ترجيع بند استقلال حوزه را تكرار مي كنند تا آن را بهانه اي
براي القا سوظن در بزرگان حوزه قرار دهند. آنها با اطلاع از
حساسيت بجاي زعماي حوزه
اين موضوع را ابزاري براي
تفرقه افكني ساخته و در اين جهت از آن استفاده مي كنند.
ولي بهرحال
جايگاه بي بديل مرجعيت را در زعامت حوزه
هرگز نمي توان ناديده گرفته و يا كوچك شمرد. در غير اين
صورت
نه تنها مرجعيت شيعه
آسيب خواهد ديد
بلكه
متقابلا
نظام اسلامي نيز كه از اين پشتوانه
قوت ديني و قدرت
معنوي مي يابد
متضرر خواهد گرديد.
3 ـ مرجعيت و بيوت
در بررسي مساله شان مرجعيت
نقش « بيوت » را در حفظ
آن
نمي توان ناديده گرفت .
بيت
در واقع همان تشكيلاتي است كه رتق و فتق امور
مرجع را به عهده دارد
بيوت نه تنها به « اجراي » تصميمات و
خواسته هاي مرجع مي پردازد
بلكه علاوه بر آن
در
« تصميم سازي » نيز نقش اساسي دارد. در بيوت
اضافه بر
اعضاي بخش هاي مستقل وجوهات
استفتاات و مانند آن
اصحاب ديگري نيز حضور دارند كه در عرصه هاي اجتماعي از
راي نافذي برخوردار بوده و به دليل اعتمادي كه نسبت به آنها
وجود دارد
در موضع گيري هاي اساسي طرف شور قرار
مي گيرند.
حجم سنگين مسئوليت مراجع
همراه با تنوع كارها و كثرت
مراجعات از يك سو
و اقتضاات خاص سنين كهن سالي و
پيري از سوي ديگر
به كارگيري عده اي از افراد و اعتماد به آنان
را در دفتر مراجع ايجاب مي كند
و از اين نظر ترديدي نيست
ولي مشكل وقتي رخ مي دهد كه در اين جمع
افراد ناسالمي
رخنه كنند و بمرور نقش كليدي
بدست آورند.
خوشبختانه
« مراجع امروز » اين مشكل را نسبت به « مراجع
ديروز » تجربه كرده و از آسيب هائي كه ممكن است بدين وسيله
متوجه مرجعيت شود
آگاهند. حضرت آيه الله فاضل لنكراني در
مصاحبه اي كه چند سال قبل با مجله حوزه داشتند
به وجود اين
مشكل در بيت آيه الله بروجردي اشاره نموده و ماجراي وجود
چنين عناصري را كه موجب فاصله بين آن بزرگوار
و حضرت
امام خميني شدند
بازگو كرده اند.
راه يافتن عناصر ناباب به بيوت
يك خطر جدي است كه
نيازمند پيشگيري و مراقبت است و هيچ بيتي نبايد خود را از آن
مصون بداند. مرحوم آيت الله خاتم يزدي كه از اعضا بيت
حضرت امام در نجف بودند
در خاطرات خود
از برخي
روحانيون عضو دفتر امام در نجف نام مي برد كه ارتباط مخفيانه
با ساواك داشتند
با اينكه دفتر حضرت امام در نجف
كاملا
محدود بوده و اساسا حضرت امام و حاج آقا مصطفي
حساسيت فوق العاده اي نسبت به نفوذي ها داشتند.
حضرت امام بر اين عقيده بودند كه اطرافيان و بيت آقاي
منتظري در سقوط وي نقش بسزائي داشتند
لذا به او توصيه
نمودند كه « افراد بيت خود را عوض كنيد . » (10 ) « بيت خود را از
افراد ناصالح پاك نمائيد . » (11 ) و خود اين مثال
نشان مي دهد كه
افراد بيت
چه تاثيري مي توانند داشته باشند.
4 ـ مرجعيت و رسانه ها
رسانه هاي گروهي
آئينه گرايشات و تمايلات گروهها و
جناح هاي مختلف است و شان مرجعيت را در اين آئينه مي توان
تماشا كرد. در يك تقسيم بندي كلي
برخي رسانه ها دولتي (به
معني عام كلمه ) و برخي ديگر غير دولتي اند. و در هر يك
گرايشات مختلفي نسبت به مسائل مرجعيت وجود دارد. از اين
رو بازتاب مسائل مرجعيت در آنها متفاوت است . بعضي از آنها ـ
هيچ علاقه و انگيزه اي به طرح اين گونه مسائل ندارند بگونه اي
كه درباره همه چيز مقاله ارائه مي كنند ولي درباره مرجعيت و
روحانيت
نه ! مگر وقتي كه بتوانند از آن به عنوان يك سوژه
سياسي در درگيريهاي جناحي استفاده كنند كه در اين صورت به
ثقه الاسلام
رتبه آيه اللهي مي دهند
و به آيه الله
رتبه رهبر
شيعيان جهان ! در غير اين صورت نه نامي از مراجع به ميان
مي آورند
نه خبري از ايشان منعكس مي كنند
ونه
موضع گيري هايشان را پوشش مي دهند. در نزد اين گروه
مرجعيت نبايد به عنوان يك نهاد فعال و پويا
در جامعه مطرح
باشد
چرا كه در جامعه مدني
جائي براي اين جماعت وجود
ندارد.
برخي از رسانه هاي ديگرهم
اگر چه چنين مبنائي نداشته
باشند
ولي عملا به « حداقل » اكتفا مي كنند
يا به دليل اينكه
مراجع را در خط سياسي خود نمي بينند
و يا اين شيوه را
موجب تقويت رهبري تلقي مي كنند و يالله و از اين روست كه اگر
اخبار مربوط به مراجع
با مسائل پيش پا افتاده مطبوعات
مقايسه شود
روشن مي شود كه گاه مهم ترين موضع گيري داخلي
يا خارجي يك مرجع تقليد
به اندازه كوچك ترين حادثه جنائي
بازتاب خبري ندارد و بالاخره در اين ميان
مطبوعاتي كه
اهتمامي به اين موضوع دارند
اندك بوده و استثنا تلقي
مي شوند
در اين ميان وضع سيماي جمهوري اسلامي كه فراگيرترين
رسانه كشور است
از حساسيت فوق العاده اي برخوردار است
زيرا هر گونه رويه اي در سيما
به حساب « سياست نظام » گذاشته
مي شود. متاسفانه در سيما هم « اصل » بر غيبت مرجعيت است
مگر در موارد استثنائي زير :
خبر در گذشت و مراسم تشييع

خبر بستري شدن در بيمارستان و ملاقات برخي از
شخصيت ها از ايشان .
خبر دعوت به حضور در انتخابات .
و بر اين موارد افزوده مي شود
موارد نادري كه گاه در حادثه
مهمي ـ از نظر راديو تلويزيون ـ بتوان موضع آقايان را منعكس
كرد
و اگر نه در شرايط عادي
و نسبت به مسائل جاري فرهنگي
و اجتماعي
خبري از مراجع در اين رسانه نيست . مثلا در موارد
زير سيما
فعاليت خاصي ندارد :
الف ) ملاقات مسئولين كشور با مراجع و ديدگاههاي
حضرات .
ب ) مواضع مراجع در مسائل فرهنگي كشور و وضع ديني
جامعه .
ج ) آرا فقهي مراجع در زمينه مسائل مهم جامعه و
حكومت .
د) فعاليت هاي علمي و فرهنگي مراجع .
و بر اين اساس نه در اخبار سراسري
نه در اخبار ويژه
فرهنگي و علمي
نه در گزارش ها و ميزگردها
نه در فيلم ها (بجز
فيلم شيخ مفيد) و نه در هيچ جاي ديگر از برنامه هاي عمومي و
فراگير
مرجعيت جايگاهي ندارد ( مگر دروس مراجع براي
طلاب در راديو معارف )
البته اين مساله كه اين حذف از سر « غفلت » است يا از روي
« سياست » موضوعي قابل تامل است
ولي در هر صورت نتيجه
اين رويه چيست آيا شان مرجعيت در رسانه هاي جمهوري
اسلامي
مراعات مي شود و آيا پاسخي براي اين سوال وجود
دارد كه چرا در رسانه عمومي كشور كه از بيت المال مسلمين
اداره مي شود
هر چيز جايگاه مخصوص به خود را دارد
و در هر
صنف چهره هاي برجسته و شاخص مطرح مي شوند
و گاه از
افراد متوسط
شخصيت هاي بزرگ ساخته مي شود
و يا به
موضوعات كم اهميت
بيشترين اهميت داده مي شود
ولي درباره
مرجعيت وضع به گونه ديگري است ! و آيا اگر مساله را از زاويه
منافع نظام بررسي كنيم مي توانيم چنين برخوردي را به سود
نظام بدانيم
بنظر مي رسد كه در رسانه هاي گروهي
و بويژه رسانه هاي
منسوب به حكومت و مخصوصا سيماي جمهوري اسلامي
شان
مرجعيت
مورد اهتمام كافي قرار ندارد.
پاورقي :
(1 ) آيت الله صافي
ضروره وجود الحكومه او ولايه الفقها
في عصر الغيبه .
(2 ) آيت الله صافي
منتخب الاثر
ص 269 : الامام عليه السلام
توليه غيره علي نحوالعموم كما فعل من الغيبه الكبري فنصب
الفقها للقضا و اجراالسياسات و اقامه الحدود و جعلهم
حجه علي الناس ...
(3 ) آيت اله سيد ابوالحسن اصفهاني
وسيله النجاه
كتاب
الزكاه
القول في بقيه احكام الزكاه
مساله .5
(4 ) آيت الله بهجت
وسيله النجاه
ص 376 : الاقوي اتحاد
حكم دفع الزكاه الي الفقيه العادل في زمن الغيبه مع دفعه الي
الامام عليه السلام ...
(5 ) آيه الله تبريزي
ارشاد الطالب
ج 3
ص .40
(6 ) آيه الله تبريزي
استفتاات جديد
ص .208
(7 ) آيه الله وحيد خراساني
منهاج الصالحين
ج 2
ص
310
(8 ) همان
ص 387
و .388
(9 ) مجموعات نظريات شوراي نگهبان
ج 2
ص .239
(10 ) صحيفه امام
ج 21
ص .331
(11 ) صحيفه امام
ج 21
ص .334
درحاليكه مراجع معظم در زمينه مباني ديني
نظام و بخصوص ولايت فقيه ديدگاههاي روشني
داشته و حركات خزنده ضد دين را با حساسيت زير
نظر دارند
ولي متاسفانه بهره گيري كافي از نظرات
ايشان صورت نگرفته است . يعني مرجعيت در نظام
اسلامي
در شان و جايگاه واقعي خود قرار ندارد

| | | | | | | | |