روزنامه جمهوري اسلامي 15/02/1382 صفحه سياسي

  • بازنگري مطامع آمريكا در بحران عراق
  • چرا اختيارات حكومت خودگردان عرفات به ابومازون واگذار شد
  • *****
    بازنگري مطامع آمريكا در بحران عراق



  • سرزمين بحران زده عراق هر چه به سمت تشكيل يك دولت جديد به پيش مي رود حس استقلال طلبي و بيگانه ستيزي مردمش شديدتر مي شود و جامعه عراق بيش از گذشته ضرورت بومي بودن دولت و ناوابسته بودن آن را احساس مي كند.
    عزاداري سياسي مردم در اربعين سالار شهيدان حضرت حسين بن علي (ع ) و حضور چند ميليوني مردم در شهر كربلا همراه با شعارهاي سياسي ضدآمريكائي و ضداشغالگري آنان نشان مي داد كه ملت عراق در جستجوي استقلال و هويت اسلامي خويش است . دو عاملي كه در دهه هاي اخير همواره مفقود بوده اند. شعار « لا آمريكا لا صدام ـ نعم نعم لي الاسلام » دقيقا بيانگر اين واقعيت است كه مردم عراق از اينكه سقوط صدام بستري براي بقدرت رسيدن يك رژيم ديكتاتوري جديد در عراق شود بيزارند و عميقا مايلند قرباني چنين پيشامدي نشوند. مردم عراق احساس مي كنند دوران محكوميت سي و چند ساله شان در زنداني كه بعثيها در سرزميني به وسعت عراق برايشان ساخته بودند به سر آمده است . طبعا آنها خود را ملتي از بند رسته مي دانند و مايل نيستند بار ديگر سرنوشتشان خارج از اراده خود و به دست ديگران رقم بخورد. آنها عميقا اين احساس را دارند كه اگر امروز و در دوره انتقالي ميان دو رژيم سهل انگاري كنند و در برابر نقشه هاي بيگانگان بي تفاوت باشند و سكوت كنند يقينا وقتي پايه هاي رژيم تحت الحمايه آمريكا در آينده تحكيم گرديد موقعيتشان به مراتب دشوارتر خواهد شد.
    ترديد نبايد كرد كه آمريكا يا انگليس براي تحقق اهدافي از جمله نجات ملت عراق ايجاد دمكراسي در اين كشور و شعارهاي دروغيني از اين دست نيست كه نظاميان متجاوز خود را به اين كشور گسيل داشته اند. آنها دلشان براي مردم عراق و يا ثبات خاورميانه نمي سوزد. اصولا بخشي از منافع آنان در بحران هرج و مرج و جنگهاي منطقه اي تامين مي شود. زيرا در اين جنگها و بحرانهاست كه آنان مي توانند بازار فروش اسلحه خود را گرم كنند توليدات جديد نظامي خود را با هدف ارزيابي قابليتها و توانائي هاي آنها به آزمايش بگذارند دولتهاي اطراف كانونهاي بحران را مرعوب و وابسته به خود بسازند و از اين طريق به حضور خود لباس « ناجي » را بپوشانند. از اين رو هدف آمريكا از اشغال خاك عراق نجات جامعه اين كشور آنگونه كه ماشين تبليغاتي پنتاگون ادعا مي كند نيست يكي از اهداف مهم آنها چنگ اندازي بر منابع نفتي و ثروتهاي زيرزميني و روزميني عراق ايجاد پايگاههاي نظامي جديد در منطقه تحكيم بيش از پيش نفوذ و سلطه خود بر خليج فارس و تغيير جغرافياي سياسي خاورميانه به سود اهداف منطقه اي رژيم صهيونيستي است . عراق با داشتن 120 ميليارد بشكه نفت دومين قدرت اوپك و از توليدكنندگان عمده نفت جهان است . علاوه بر اين موقعيت سوق الجيشي عراق به گونه اي است از يكسو مشرف بر خليج فارس است و از سوي ديگر رابط منابع نفتي قفقاز با خليج فارس از طريق تركيه مي باشد. تصرف چنين كشوري و حضور نظامي در آن براي آمريكائيها كه از بحران شديد اقتصادي رنج مي برند حائز اهميت است . تداوم اين اشغالگري براي رژيم صهيونيستي نيز اهميت زيادي دارد. به همين دليل آمريكائيها پس از اشغال نظامي عراق از يكسو به طور جدي موضوع احيا خط لوله نفتي كركوك به حيفا از طريق تركيه را مورد توجه قرار داده اند و از سوي ديگر احداث 4 پايگاه نظامي عمده در شمال مركز جنوب و غرب عراق را در دستور كار خود گذارده اند.
    بسياري از هدفها و مقاصدي كه توسط آمريكائيها در عراق دنبال مي شود. ماهيتا به گونه اي است كه منابع خبري غرب ترجيحا آن را برملا نمي سازند. ولي در عمل اين هدفها به طور دقيق و جدي دنبال مي شود.
    از اين رو مطامع و توسعه طلبي اقتصادي و سياسي آمريكائيها در منطقه و نه فقط در عراق بايد به طور جدي به مبارزه و مقابله طلبيده شود. آمريكا و انگليس براي غارت و چپاول ذخائر عراق پاي به اين سرزمين نهاده اند و اگر با مبارزه ملت اين كشور مواجه نشوند تمامي مراحل توطئه هاي خود را به پيش مي برند و بخاطر آن حتي بر سر مردم اين كشور منت نيز مي گذارند. حضور آنها در هيچيك از كانونهاي بحراني جهان در جهت خدمت به آرامش و آسايش ملتها نبوده است . آنها عادت دارند كه به چهره دژخيم خود لباس دمكراسي و آزادي بپوشانند. هر چند كه اين نكته را نيز بخوبي مي دانند كه اين چهره جز معدودي از فريب خوردگان سياسي و عناصر بريده از ملت كه متاسفانه در هر كشوري براي اظهارنظر در مسائل سياسي حضور دارند كسي را نمي تواند فريب بدهد. در مقطع فعلي هشياري در برابر دسيسه هاي آمريكا و انگليس مقاومت در برابر نقشه هاي « جي گارنر » ژنرال مداخله گر آمريكائي نپذيرفتن دولت منتخب آمريكا در بغداد پافشاري مستمر بر لزوم خروج نيروهاي بيگانه از عراق و تلاش براي ايجاد اتحاد در صف گروهها اقوام و اقشار مختلف مردم از بديهي ترين اقداماتي است كه جامعه عراق بايد براي جلوگيري از سلطه بيگانگان و فراهم آوردن زمينه خروج آنان به انجام برساند. فراموش نكنيم كه دوره استعمار مستقيم كشورها به سر رسيده و مداخله گران بيگانه كمترين منزلتي نزد ملتها ندارند تا در سايه آن بتوانند به حضور تجاوزگرانه خود در كشورها مشروعيت بخشند.
    گرم كردن بازار فروش اسلحه چنگ اندازي بر منابع نفت و گاز عراق ايجاد پايگاههاي نظامي جديد در منطقه تغيير جغرافياي سياسي خاورميانه به سود اهداف رژيم صهيونيستي و مرعوب ساختن دولتهاي منطقه از مهمترين اهداف آمريكا در عمليات براندازي حكومت صدام بوده است
    بسياري از مردم عراق عميقا معتقدند كه اگر امروز در دوره انتقالي سهل انگاري كنند و در برابر نقشه هاي بيگانگان بي تفاوت باشند يقينا وقتي پايه هاي رژيم تحت الحمايه آمريكا در بغداد تحكيم گردد موقعيتشان به مراتب دشوارتر خواهد شد

  • *****
    چرا اختيارات حكومت خودگردان عرفات به ابومازون واگذار شد


  • سرانجام ياسر عرفات رئيس حكومت خودگردان فلسطين به فشارهاي آمريكا و رژيم صهيونيستي و كشورهاي اروپائي گردن نهاد و با ايجاد پست نخست وزيري موافقت كرد و محمود عباس (ابومازن ) دبير كل كميته اجرائي سازمان آزاديبخش فلسطين و عضو كميته مركزي جنبش فتح را مامور تشكيل كابينه نمود. تشكيل كابينه توسط ابومازن با دشواريهائي همراه بود زيرا ميان وي و ياسرعرفات در مورد پستهاي امنيتي كه مهم ترين پست هاي كابينه است اختلافات فراواني بروز كرده بود. اين امر موجب شد كه تشكيل كابينه با بن بست مواجه شود و اين احتمال قوت گرفت كه ابومازن نسبت به تشكيل كابينه منصرف شود ولي وساطت مصر و شخص سرلشكر عمر سليمان رئيس سازمان امنيت اين كشور موجب حل اختلاف ميان عرفات و ابومازن شد و ابومازن سرانجام در آخرين لحظات موفق به تشكيل كابينه گرديد.
    ايجاد پست نخست وزيري از سوي ياسر عرفات يكي از دشوارترين چالش هائي بود كه رئيس حكومت خودگردان فلسطين در طول يك دهه حكومت خود با آن مواجه بوده است . چرا كه ايجاد اين پست موجب كاهش قدرت وي در اداره حكومت خودگردان و تقسيم قدرت مي گرديد و ياسر عرفات نيز خود نمي توانست آنرا رد كند چرا كه امريكا و رژيم صهيونيستي ظرف چند ماه اخير طوري با عرفات برخورد كرده اند كه نشان مي دهد قصد دارند او را بطور كامل طرد و منزوي كرده و وي را از رياست حكومت كنار گذارند. امريكا علنا اعلام كرد كه عرفات قادر به اداره حكومت خودگردان نيست و ضروري است شخص ديگري اين مسئوليت را عهده دار شود با اين حال امريكائيها نمي توانستند بطور مستقيم وارد عمل شوند و عرفات را بر كنار كنند لذا مسئله ايجاد پست نخست وزيري را مطرح كردند تا بتوانند قدرت عرفات را كاهش داده و او را منزوي نمايند.
    امريكا و رژيم صهيونيستي معتقدند ايجاد پست نخست وزيري شرط ادامه روند به اصطلاح صلح در خاورميانه است . آنها همچنين بر اين عقيده اند كه تعيين نخست وزير مي تواند اختيارات ياسرعرفات را كاهش داده و امور داخلي فلسطيني ها را از عرفات بگيرد و به تضعيف قدرت رئيس حكومت خودگردان منجر شود.
    جرج بوش رئيس جمهوري امريكا اعلام كرده بود كه ايجاد زمينه هاي برقراري صلح ميان فلسطيني ها و اسرائيلي ها مستلزم ايجاد اصلاحات در حكومت خودگردان است . ولي اصلاحات موردنظر او چيزي جز كاهش قدرت و نفوذ عرفات نبوده است رئيس حكومت خودگردان اگرچه تلاش كرد انجام اصلاحات موردنظر آمريكا را تا مدتي به تعويق اندازد ولي سرانجام فشارهاي خارجي را پذيرفت و اولين گام در راه تضعيف خود را كه ايجاد پست نخست وزيري بود برداشت .
    هم اكنون آمريكا مصمم است مذاكره ميان حكومت خودگردان و رژيم صهيونيستي را در چهارچوب برنامه ريزي مشترك خود با تل آويو تسريع نمايد و از اينرو جرج بوش رئيس جمهوري امريكا اعلام كرده كه پس از تشكيل كابينه جديد « نقشه راه » را به فلسطيني ها و اسرائيلي ها ارائه خواهد كرد.
    « نقشه راه » كه از سوي كميته چهارجانبه (امريكا اتحاديه اروپا سازمان ملل و روسيه ) تهيه گرديده متضمن ايجاد راه حل مسالمت آميزي (مرحله اي ) است كه به ايجاد دولت مستقل فلسطين در سال 2005 ميلادي منجر خواهد شد .
    يكي از علل پافشاري امريكا و رژيم صهيونيستي بر كاهش قدرت عرفات تقسيم اختيارات وي و تضعيف موقعيت نامبرده مي باشد زيرا آنها معتقدند عرفات در سالهاي رياست بر تشكيلات خودگردان نتوانسته است آنگونه كه موردنظر اسرائيل است عمل نمايد و لذا به بهانه اينكه وي قادر به انجام اصلاحات در حكومت خودگردان نبوده و اين امر سبب ركود در مذاكرات ميان اين حكومت و رژيم صهيونيستي شده پروژه حذف كامل وي را دنبال كرده اند.
    مخالفان ياسر عرفات معتقدند نامبرده هيچگاه خود را پاسخگوي افكار عمومي ندانسته ولي نخست وزير جديد در برابر پارلمان فلسطين مسئول خواهد بود.
    اسرائيلي ها نيز از اينكه چهره سازشكاري مانند ابومازن بعنوان نخست وزير حكومت خودگردان انجام وظيفه خواهد كرد خشنود هستند.
    روزنامه اسرائيلي هاآرتص طي مقاله اي نوشت : اينك بر اسرائيل است كه نيروهاي مسلح خود را خارج و عمليات سركوبگرانه خود را متوقف و نسبت به تعيين ابومازن اطمينان حاصل نمايد.
    برخي ناظران معتقدند كه ايجاد پست نخست وزيري براي اينست كه نخست وزير بتواند در مسائل مهم از جمله مسائل داخلي و خارجي تصميم گيري كند و گامهاي مهمي در زمينه مذاكره با رژيم صهيونيستي بردارد. ولي يكي از نزديكان ياسر عرفات گفته است كه رئيس حكومت خودگردان اختيارات خود را به كسي واگذار نمي كند ولي ماموريت هايي را بر عهده افراد مي گذارد. اين در حالي است كه تمامي نشانه ها حكايت از اين دارد كه تقسيم قدرت ميان ياسر عرفات و ابومازن انجام گرفته و عرفات پذيرفته است كه بايستي بخشي از اختيارات خود را به نخست وزير واگذار نمايد.
    محمود عباس (ابومازن ) كيست
    محمود عباس (ابومازن ) نخست وزير جديد فلسطين (68 ساله ) متولد شهر صفد در منطقه الجليل است وي پس از تاسيس دولت اسرائيل در سال 1948 (1327 ) بعنوان آواره از فلسطين اشغالي خارج شد. تحصيلات عاليه خود را در مسكو به پايان رساند و تز دكتراي خود را پيرامون جنبش صهيونيسم تنظيم كرد.
    وي دبير كل كميته اجرائي سازمان آزاديبخش فلسطين عضو كميته مركزي جنبش فتح و مرد شماره دو حكومت خودگردان بشمار ميرفت .
    ابومازن تا سال 1982 (1361 ) در لبنان زندگي مي كرد ولي پس از حمله رژيم صهيونيستي به لبنان در سال 1361 او و ياسر عرفات رئيس سازمان آزاديبخش فلسطين از اين كشور اخراج و به تونس عزيمت كردند و تا سال 1994 (1373 ) در آنجا اقامت داشتند كه در اين سال پس از امضاي قراردادهاي اسلو ميان عرفات و رژيم صهيونيستي به فلسطين بازگشتند. ابومازن يكي از افرادي بود كه قراردادهاي اسلو را ترتيب داد.
    محمود عباس در محافل متمايل به غرب و اسرائيل بعنوان يك شخصيت ميانه رو و پراگماتيزم معرفي مي شود كه خواستار حل مسئله فلسطين از طريق مذاكره ميان فلسطيني ها و اسرائيلي ها است .
    وي مخالفت خود را با نظامي كردن انتفاضه اعلام كرده است و به همين جهت نامبرده ميان مردم فلسطين پايگاهي ندارد.
    محمود عباس سال گذشته از فلسطيني ها خواست از مبارزه مسلحانه دست بكشند و به استفاده از سنگ و تظاهرات مسالمت آميز روي آوردند.
    وي در ديدار اخير خود از مسكو اعلام كرد كه رهبري فلسطيني ها تصميم گرفته جنبه نظامي انتفاضه را بمدت يكسال كنار بگذارد. اسرائيلي ها معتقدند كه محمود عباس مذاكره كننده قابلي است و بر اين باورند كه او مي تواند در راه سازش فلسطيني ها و اسرائيلي ها گام بردارد. ابومازن انجام اصلاحات پيشنهادي در حكومت خودگردان را پذيرفته و معتقد است كه نبايد اين اصلاحات رد شود هر چند كه امريكا پرچمدار اين حركت مي باشد. محمود عباس كمتر در برابر دوربين ها ظاهر مي شود ولي به تلاش همه جانبه بدور از رسانه ها معروف است . همچنين گفته مي شود كه نامبرده اشراف كامل بر مسائل فلسطين دارد.
    ياسر عرفات در بهمن ماه گذشته ابومازن را مامور تشكيل كابينه كرد و وي طي 45 روز اعضاي كابينه خود را به شوراي ملي فلسطين (پارلمان ) معرفي نمود.
    ايجاد پست نخست وزيري به پيشنهاد امريكا و اروپا بود و ياسر عرفات نمي خواست بخشي از اختيارات خود را به نخست وزير واگذار كند ولي فشارهاي مستمر موجب گرديد كه عرفات تن به اين فشارها بدهد و آنها را بپذيرد. انتخاب ابومازن هم با نظر مساعد امريكا و رژيم صهيونيستي صورت گرفت ولي اين اقدام با مخالفت مردم و گروه هاي مبارز فلسطيني روبرو شد. گروه هاي فلسطيني اعلام كردند كه نامبرده قادر به انجام اقدام موثري نخواهد بود.
    انتخاب ابومازن بعنوان نخست وزير دولت خودگردان فلسطين با نظر مساعد آمريكا و رژيم صهيونيستي و مخالفت مردم و گروههاي مبارز فلسطيني صورت گرفت
    ابومازن و عرفات