روزنامه جمهوري اسلامي 13/02/1382 صفحه مقالات

  • رها بودن بيماران رواني و تهديد سلامت و امنيت مردم
  • پاي سخن يك بازنشسته
  • خاطرات يك زنداني از شكنجه گاههاي بغداد
  • *****
    رها بودن بيماران رواني و تهديد سلامت و امنيت مردم




  • اين روزها كم نيستند افرادي كه به رغم داشتن معلوليت ذهني در معابر واماكن عمومي در بدترين وجه ممكن پظاهر مي شوند والبته از اين رهگذر هراز چندگاه شاهد حوادثي ناگوار هستيم .
    اوايل هفته جاري دريكي ازاين حوادث مرد ژنده پوش رواني درحاليكه ناگهان سوار يك خودرو پژوـ405 كه به فرد ديگري تعلق داشت شد ضمن زيرگرفتن صاحب خودرو كه قصد ممانعت ازاين كار او را داشت با خودرو درشهر متواري گرديد.
    چندي پيش نيزاز همين رسانه خبري درمورد تردد و بعضا نشستن يك مرد رواني درسطح بزرگراه تهران كرج مخابره شد كه به گفته رانندگان اين مسير اين جوان رواني سبب مخاطرات زيادي براي آن ها كه به دليل قرار گرفتن در اتوبان با سرعت بسيار زياد رانندگي مي كردند شده بود.
    درخيابان فاطمي چهارراه كارگر نيز مرد جواني كه سرو صورت ژوليده و افعال غير معقول وي حاكي از عدم سلامت عقلي او مي كرد سرگردان هر از گاهي جلوي يكي از عابرين را مي گرفت كه اين امر سبب شده بود تا عابران با نوعي وحشت وهراس بسرعت از كنار وي عبور كنند.
    مشكل آنگاه شديد شد كه اين جوان رواني قصد عبور از خيابان را كرد و رانندگان براي اينكه به اين به ظاهر عابر پياده برخورد نكنند با وضعيت نابهنجاري وي را پشت سر گذاردند و شايد اگر كمك يكي ازكسبه محل نبود وي بطور حتم دچار سانحه مي شد.
    برخي از كسبه محل گفتند : بارها شاهد حضور آزاد بيماران رواني در معابر خيابانها و اماكن عمومي بوده ايم كه عمدتا براي مردم مزاحمت هاي فراواني ايجاد كرده اند.
    هفته گذشته نيز مرد جواني كه به بيماري روحي و رواني مبتلا بود با قطع درخت جواني در خيابان ولي عصر(عج ) ابتداي خيابان سيدجمال الدين اسدآبادي به عابرين حمله ور شد و به سوي چند خودروي عبوري سنگ پرتاب كرد.
    با دور شدن مردم از معرض هجوم اين فرد رواني آسيبي به كسي نرسيد اما مردم براي دقايقي با دلهره و ترس به عبور از محل پرداختند.
    اخبار نشان مي دهد كه رها بودن افراد رواني در سطح شهر تاكنون به حوادث دلخراشي منجر شده است كه يكي از آنها حمله يك مرد رواني به مردي در شهرري و قتل او بود كه در ابتداي امسال رخ داد.
    درعين حال بسياري از مردم درگفت وگو با گروه گزارش ايرنا آزاد بودن افراد رواني در سطح جامعه را بسيار خطرناك توصيف كرده و خواستار رسيدگي صحيح و دائمي سازمان بهزيستي و ديگر مراكز ذيربط به اين مسئله شدند.

  • *****
    پاي سخن يك بازنشسته


  • دو سال قبل كه شاغل بودم نامه اي حضورتان عرضه داشتم و درآن به بيان مشكلات كارمندان پرداختم ولي اينك كه بازنشسته شده ام با انبوه مشكلاتي كه بازنشسته ها بهمراه دارند مواجه هستم لذا تقاضا دارد كه اين نامه را تحت عنوان « داروي تقويت ب 12 به بازنشستگان رسيد ولي ب كمپلكس ندارد » چاپ كنيد.
    هر ساله در زمان تصويب بودجه توسط دولت و مجلس كارمندان و بازنشسته ها منتظرند كه چه خوابي براي آنها ديده شده است . در بودجه سال 82 و با تصويب دولت 12 درصد حقوق بازنشستگان اضافه شده كه مي شود آمپول تقويت ب 12 ـ ولي ب كمپلكس كم دارد. يعني اين درصد با توجه به افزايش هزينه هاي جاري اعم از آب برق گاز تلفن سوخت پوشاك خوراك كرايه منزل بسيار اندك است . بانك مركزي در اسفند ماه اعلان كرد كه نرخ تورم 15 درصد است ولي سازمان مديريت كه مي خواهد بودجه را تعيين و تفكيك كند گفته 12 درصد است كه درست با 12 درصد افزايش حقوق بازنشستگان در يك سطح است ! اگر نرخ تورم 12 درصد است چرا به كارگران 16 75 درصد اضافه شد از دفتر هيئت دولت سئوال شد گفتند كه بانك مركزي هنوز نرخ دقيق ندارد در اسفند ماه رئيس مجلس كميته اي تشكيل داده براي بررسي وضعيت حقوقي بازنشسته ها كه معلوم نشد نتيجه آن چه شد . حقيقتا اين حقوق 70 ـ 80 هزار توماني كفاف زندگي امروز را مي دهد پول نان خالي هم نيست پس شعار دولت عدالت خواه چه شد !
    آقاي ستاري فر و ديگر كارشناسان يا بودجه نويسان بايد اول مشكل اقتصادي و هزينه اي جامعه را ببينند. اگر دستشان در كار است پس اين چه بودجه اي است كه تنظيم مي كنند ! دولت 30 درصد سوخت را گران كرده كه برخلاف برنامه سوم توسعه است . طبق مصوبات برنامه سوم هر ساله 10 درصد افزايش سوخت داشتيم نه اينكه 30 درصد و اين خلاف برنامه است . اگر برنامه داريم پس بايد به آن نگاه كنيم . پس وقتي 30 درصد گران مي شود حقوق بازنشستگان هم بايد حداقل 15 درصد اضافه شود كه ما به آن هم راضي هستيم . همين افزايش قيمت سوخت كلي در هزينه مردم اثر گذاشته است . آنهايي كه مي گويند ربطي ندارد سر خود را كلاه مي گذارند. چرا دولت نظارت روي اقلام زندگي مردم ندارد. نظارت كالا يعني چه يعني كه قيمت گوشت به 4300 تومان برسد ! چرا دولت نظارت ندارد . از دولت مي خواهيم نسبت به اين مهم اقدام عاجل بعمل آورند.
    تفاوت گذاشتن در پرداختهاي حقوق و ساير مزايا بين كارمندان و بازنشسته ها مشكل دولت را هر ساله زيادتر مي كند. اصولي ترين راه اينست كه دولت به مشكلات همه يكسان توجه كند همانطور كه دولت افزايش قيمتها را براي همه يكسان در نظر دارد!
    بهرحال از دولت و نمايندگان مجلس درخواست مي كنم كه افزايش حقوق را متناسب با تورم واقعي كه خود مي دانند در نظر بگيرند.
    م . مفيدي
    بازنشسته

  • *****
    خاطرات يك زنداني از شكنجه گاههاي بغداد


  • قسمت اول
    اشاره
    از تشكيل حزب بعث عفلقي عراق در سال 1331 دقيقا نيم قرن مي گذرد . اين حزب ملحد كه با كودتاي سال 1347 عليه عبدالرحمن عارف قدرت را در عراق بدست گرفت تا بهار سال 1382 سي و پنج سال سايه سياه وحشت هولناك خود را روي ملت مظلوم عراق گستراند.
    سرزمين عراق و بين النهرين طي 35 سال اسارت در زنجير بعثي ها بويژه در سالهاي حكومت ديكتاتور بغداد روزهاي تاريكي را پشت سر گذاشت و شاهد دستگيريهاي وسيع و اعدام هاي دستجمعي فرزندان اين ملت و علماي آزاديخواه بود.
    سياست حبس شكنجه و شهادت مسلمانان و علماي مقيم عراق همواره از اولويتهاي رژيم جنايتكار صدام و بعثي هاي حاكم بر اين سرزمين اسلامي بود. سالهاي حكومت صدام بر عراق اين كشور را به يك زندان بزرگ و با دژخيماني بيرحم تبديل كرد كه همچون سگان هار مردم را دريدند و آنها را به غل و زنجير كشيدند.
    حكايت سياهچالهاي صدام جايي كه صداي قربانيان آن به گوش هيچكس نمي رسيد و شكنجه گراني وحشي كه بويي از انسانيت نبرده اند همواره در تاريخ اين سرزمين خواهد ماند. چه بسيار انسانهايي كه طومار زندگي شان در سياهچالهاي رژيم صدام و زير انواع شكنجه هاي قرون وسطايي در زندانهاي ابوغريب قصرالنهار بصره نجف كربلا و استخبارات بسته شد و حتي جسدي از آنها نيز به يادگار نماند. ولي ديري نپائيد كه طومار اين حكومت پليد درهم پيچيده شد و درهاي زندانها و شكنجه گاهها باز شد و فرزندان اين سرزمين از اسارتگاهها بيرون آمدند كه اينان از اين پس پرده از جنايتهاي رژيم سفاك صدام برخواهند داشت .
    يكي از اين دست خاطرات كه بيان كننده گوشه اي از جنايتهاي رژيم بعث در اوايل حكومت صدام است به قلم حجت الاسلام والمسلمين تسخيري به رشته تحرير درآمده كه شخصا در زندان بغداد شاهد آزار و شكنجه آزاديخواهان و فرزندان ملت عراق بوده است .
    بخشي از اين روايت در 5 شماره از امروز از نظر خوانندگان گرامي خواهد گذشت .
    در اين نوشته صحنه هاي رقت باري ترسيم شده كه زشتي و شناعت آنها و ادارات مي سازد تا از هر كس كه در برابر خود مي بيني احساس نفرت كني چرا كه همزمان ميزان انحرافي را كه انسان مي تواند دچار آن گردد حس مي كني انحرافي كه اين حيوان دو پا را همپاي وحشي ترين جانوران و خبيث ترين شياطين قرار مي دهد. ولي يادتان باشد كه اين انحراف از خط انسانيتي است كه خداي متعال براي بشريت در نظر گرفته است .
    اينها صحنه هايي از به اصطلاح آزادي هايي است كه حزب بعث كافر يعني همان دستگاه ساخته و پرداخته استعمار به عنوان پيشاهنگ كارزار امت عرب و در واقع با انديشه هاي به شدت تنگ نظرانه و آزادي هاي سركوب شده و مزدوري عيان شعار آنرا سر مي داد.
    سخن كوتاه اينكه گناه من از نظر اينان سرودن تنها چند بيت شعر مذهبي بود. سوگند مي خورم كه تنها گناهم همين بود كه البته نبايد گناه كوچكي شمرده شود. از نظر بعثي ها ـ به اقتضاي اهداف اصلي خود ـ اين شعر ترويج براي مرجعيت ديني و تاكيد بر رهبري هاي ديرپاي آن و تثبيت آن در سرزميني بود كه طبق نقشه اهريمني آنها قرار بود همه آثار و نشانه هاي اسلام بزرگ از آن زدوده شود راز اصالت آن محو گردد تا لقمه آماده اي براي بلعيده شدن از سوي استعمار گردد.
    پيش از پرداختن به نكات عمده مايلم پيروزي قاطع بعثي هاي عراق را در دروغگويي نيرنگ و فريبي كه بر هيچكس پوشيده نيست ثبت كنم چرا كه آنها « آزادي » را به عنوان يكي از سه اصل خود ـ اگر بتوان از آنها و بويژه نزد بعثي ها به عنوان اصل سخن گفت ـ اعلام كردند. آنها پيش از رسيدن به قدرت به مردم وعده همه گونه آزادي دادند ولي زندانها را انباشته از ملت آزاديخواه عراق كردند و سرانجام هم بيشترين خدمت را به آمريكاي جنايتكار نمودند. و اينك با پوزش سطرهايي درباره زندان « قصرالنهايه » بغداد تقديم مي شود :
    الف : موقعيت زندان قصر در بغداد
    اين زندان در اصل كاخ (قصر) شاهزاده « غازيه » خواهر شاهزاده غازي يكي از سه شاهي بوده است كه در دوره پادشاهي عراق بر اين كشور حكمروايي كردند. اين قصر در نزديكي پل معروف « الخر » در جاده جنوبي بغداد به سمت حله و نجف اشرف واقع است و با خانه هاي مسكوني بعثي ها و گندهايي احاطه شده كه همگي يد طولايي در جنايت و ترور و شكنجه دارند. در اطراف آنجا نيز پادگانهاي نظامي مستحكمي وجود دارد كه وظيفه نگهباني شديد از زندان را بر عهده دارد. در آنسوي زندان شهركهاي المنصور يرموك و... قرار دارد
    ب : كميته ناظر بر شكنجه ها كه كميته دوم بازجويي ناميده مي شود
    در اين بررسي گذرا فرصت توصيف و پرداختن به جزئيات و ويژگي هاي آن براي خوانندگان عزيز وجود ندارد. كافي است بدانيم اين كميته متشكل از جمعي راهزن جوانان نادان و بي ريشه ـ آنچنان كه خودشان به شكنجه ديدگان و قربانيان اظهار مي دارند ـ است كه فاقد هر گونه حس انساني و هر نوع ويژگي اخلاق و مذهبي ولو اندك هستند. همه افتخار و سعي و تلاش آنها در نفرين به بشريت دين آزادي ملت و توهين و اهانت به هر شكل ممكن است .
    اين كميته زير نظر مستقيم صدام بود و نيز شخصي به نام « علي رضا » از اعضاي همان دادگاهي است كه تنها در يك شب و حتي طي تنها دو ساعت چهل و چهار نفر زنداني را محاكمه و محكوم كرد و به جوخه هاي اعدام سپرد. از ديگر دست اندركاران اين كميته « ناظم كزار » بود كه به مقام مدير كلي سازمان امنيت عراق رسيد.
    بيش از يكصد تن از اشرار و اوباشي كه صاحب مدالها و درجه هاي بالاي نظامي بودند زير نظر او و گوش به فرمانش عمل مي كردند. اعضاي اين كميته در همه حال حامل انواع سلاح و چوب و باتوم و طناب هستند و وظايفي متنوعي چون نوشتن (گزارش نويسي ) شكنجه وحشيانه ارعاب بازجويي و... بر دوش آنها گذارده شده و حتي برخي از آنان همچون سگ از هنر گاز گرفتن ! هم استفاده مي كنند.
    ج : توصيف زندان قصر و بخشهاي مختلف آن
    اين زندان داراي پنج بخش است به اين شرح :
    بخش نخست كه اتاقهاي اداري اتاقهاي بازجويي تحرير و محلهاي سكونت دست اندركاران در اين بخش قرار دارد. محل هاي سكونت بناي بسيار باشكوهي دارد و همه نوع وسايل راحتي در آن يافت مي شود. ساختمان مجلل تهويه مطبوع زمستاني و تابستاني مبلمان گرانقيمت كه همگان آنها از نزديك ديده اند. بوي خوش و اشتهاانگيز بهترين غذاها و خوراكها در فضاي اين ساختمانها در حالي مي پيچد كه زندانيان حسرت خوردن يك عدد گوجه فرنگي گنديده را دارند.
    بخش دوم كه پيوسته به قصر است و گمان مي كنم بعدا ساخته شده باشد و عبارت از راهروي درازي است كه در ابتدا و انتهاي آن دروازه هاي بزرگي وجود دارد و دو سوي اين راهرو نزديك به سي و هشت اتاق و در واقع سلول انفرادي است كه زندانيان در آن نگهداري مي شوند.
    در اين بخش كساني را نگه مي دارند كه شكنجه هاي بخش چهارم را ـ كه بدان خواهيم پرداخت ـ از سر گذارنده و تاب تحمل شكنجه هاي بيشتر را نداشته باشند. اين زندانيان هر چند از بعثي هايي كه مورد خشم قرار گرفته اند نيستند ولي در شمار كساني مي باشند كه زندانهاي نسبتا طولاني برايشان بريده شده است .
    بخش سوم كه آنرا سالن مي نامند و از همه بخشهاي ديگر وضع نسبتا بهتري دارد زنداني است كه بعثي هاي ويژه اي كه شكنجه هاي بخش چهارم را طي كرده و قرار است مدت زمان بيشتري را در اين قصر وحشتناك سپري كنند در آن نگهداري مي شوند. در اين بخش بسياري از مواردي كه در ساير بخشها ممنوع است و شامل صحبت كردن هم مي شود براي زندانيان آزاد است . آري در مجموع زندان « قصرالنهايه » صحبت كردن براي زندانيان ممنوع است . آنها اگر مي توانستند نفس كشيدن را نيز ممنوع مي كردند!