بسم الله الرحمن الرحيم
گذشت زمان
يكي از عوامل مهم برطرف شدن ابهام ها و
روشن شدن واقعيت هاست . بسيار اتفاق افتاده است كه واقعه اي
يا چهره اي و يا يك جريان سياسي در ابتداي بروز و ظهور
توانست افكار عمومي را به خود جذب كند ولي بعد از آنكه ابعاد
مختلف خود را در معرض ديد و قضاوت گذاشت
جاذبه خود
را از دست داد و حتي گرفتار دافعه شد.
عكس اين ماجرا نيز بسيار رخ داده است . چه بسا انسان هاي
مظلوم كه با كنار رفتن گردوغبارها از چهره آنها بعد از مدتها براي
مردم شناخته و در ذهن تاريخ جاودانه شدند و چه بسا
واقعيت هاي تاريخي كه وارونه جلوه داده شده بودند و به مرور
زمان و كنار رفتن پرده هاي تزوير و ريا و دروغ و نيرنگ
به
درستي و آنگونه كه بودند مورد شناسائي قرار گرفتند. اين
خاصيت زمان است و شايد يكي از فوايد صبر
كه اينهمه
توصيه گرديده و آثار زيادي براي آن برشمرده شده است نيز
همين باشد كه صابران موفق به مشاهده واقعيت ها و چهره عريان
اشخاص و حوادث و جريان ها مي شوند و مجال نماياندن آن به
ديگران را نيز مي يابند.
در عصر ما
آمريكا از حدود يك قرن قبل تاكنون همواره با
دو چهره متضاد در صحنه رويدادها نمايان شد. يك چهره
همانست كه ظاهري است و در شمايل ناجي
آزاديبخش و حامي
حقوق بشر جلوه داده ميشود و چهره ديگر در پس پرده هائي از
ريا و تزوير و دروغ و فريب مخفي است و در واقعيت هاي تلخي
همچون قتل و غارت و انحصارطلبي و سلطه گري حضور دارد.
اين چهره
هميشه با تاخير و گذشت زمان نمايان مي شود و
معمولا افراد عادي بعد از مدتها به شناخت آن موفق ميگردند و
همين تاخير زماني موجب مي شود آمريكا با استفاده از غفلت
افكار عمومي
اهداف شوم خود را دنبال كند.
در سال 1370 وزارت خارجه آمريكا با صراحت اعلام كرد
گروهك منافقين يك گروهك تروريستي است . از آن سال تاكنون
همواره منافقين در فهرست سياه دولت آمريكا قرار داشتند. در
اين زمينه نظر وزارت خارجه آمريكا درست بود
زيرا منافقين
علاوه بر ترورهائي كه در ايران مرتكب شدند در عراق نيز با رژيم
صدام همكاري كردند و حتي به آلتي دردست او تبديل شدند و
كردهاي عراق را به خاك و خون كشيدند. هرچند آمريكا دلايل
ديگري نيز از ديدگاه خود براي تروريست دانستن منافقين داشت
ولي همين جنايات كاملا نشان ميداد كه آنها تروريست هستند.
در سال 1380 بوش كوچك رئيس جمهور آمريكا بعد از
انفجارهاي واشنگتن و نيويورك
طرح مبارزه با تروريسم را
مطرح كرد و دراولين گام كمر به نابودي طالبان بست و در سال
1381 به افغانستان حمله نظامي كرد . از آنچه در اين جنگ رخ
داد كه بگذريم
ژست سياسي آمريكا براي معرفي خود به عنوان
سردمدار مبارزه با تروريسم تا حدودي توانست افكار عمومي
جهان را فريب دهد . در سال 1382 با تجاوز نظامي آمريكا به
عراق تا مرحله سقوط صدام همچنان زمينه فريبكاري هاي
آمريكا وجود داشت لكن سه واقعه بعد از اين جنگ موجب به
زمين افتادن طشت رسوائي آمريكا از بام كاخ بلند فريب و دروغي
كه بنا كرده بود شد. اين سه واقعه عبارت بودند از ادامه اشغال
عراق بعد از سقوط صدام و گماردن يك حاكم نظامي در بغداد
غارت نفت عراق و امضا قرارداد همكاري با گروهك تروريستي
منافقين و ائتلاف با اين گروهك براي كشتن و سركوب مردم
عراق .
امروز
افكار عمومي جهان درك مي كند و خود مردم عراق
مشاهده مي كنند كه آمريكا درست مثل صدام از منافقين براي
سركوب مخالفين خود در عراق بهره برداري مي كند. از اين ننگ
بزرگ كه منافقين براي همه حتي آمريكا هم حاضرند نوكري كنند
كه بگذريم
استخدام منافقين توسط آمريكا براي كشتار مردم
عراق و اهداف ديگري كه دولتمردان واشنگتن در منطقه دارند از
جمله وارد كردن فشار بر جمهوري اسلامي ايران
رسوائي بزرگي
است كه گريبانگير آمريكا شده و دروغ بودن ادعاي پرطمطراق
اما فريبكارانه بوش و دارودسته جنگ افروز او را يكبار ديگر به
اثبات رسانده است . اگر آمريكا در چارچوب مبارزه با تروريسم
به آمريكا لشكركشي كرده
پس چرا با منافقين كه شريك جرم
صدام هستند
دست دوستي داده است اين رسوائي ديد
يكبار
ديگر نشان داد كه آمريكا نه تنها در راس تروريسم جهان بلكه در
راس نفاق نيز قرار دارد. و نفاق
چهره ديگر استكبار است .

|