روزنامه جمهوري اسلامي 10/02/1382 صفحه عقيدتي

  • آينه تمام نماي شريعت و معرفت ناب محمدي
  • پنج مشخصه مهم و تعيين كننده در آثار ارزشمند استاد مطهري
  • در سوگ خورشيد
  • گوهر تابناك فضيلت
  • *****
    آينه تمام نماي شريعت و معرفت ناب محمدي




  • به مناسبت سالروز شهادت ثامن الحجج عليه السلام
    در دوره اي كه سياهي و پليدي ستم چهره ي جامعه اسلامي را سياه كرده بود امام علي بن موسي الرضا عليه السلام آينه تمام نماي معرفت و شريعت محمدي محسوب مي شد.
    دوره ي امامت ثامن الحجج حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام مصادف با دوره ي خلافت كسي است كه در ميان خلفاي عباسي به حيله گري سياسي معروف است . در اين زمان مامون جانشين هارون شده بود و امور خلافت را در دست داشت . مشي سياسي مامون در برخورد با مسائل حاد خلافت و مقابله با تهديدها و قيام ها بر فريب كاري سياسي استوار بود و از اين ابزار در موارد متعدد استفاده مي كرد.
    مامون براي مقابله با خطراتي كه از سوي شيعيان او و مشروعيت خلافتش را تهديد مي كرد از همين شيوه ي فريبكارانه استفاده كرد و امام شيعيان حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام را با فشار و اجبار به قبولي جانشيني واداشت . البته حضرت ثامن الحجج با اين فريب كاري سياسي مامون كه با تهديد و اجبار محض همراه بود چنان ماهرانه مقابله كرد كه نه تنها مامون به هيچ كدام از اهداف مورد نظرش دست نيافت بلكه جريان امور نتيجه ي معكوس به بار آورد. به همين دليل مامون مصمم شد امام شيعيان را با تزوير به شهادت برساند تا خلافتش در تلالوي نور امام محو نشود.
    آن گاه كه مامون حيله جانشيني و ولايت عهدي را به انجام رساند و نتيجه معكوس از آن گرفت برخي از عباسيان از پيش آمدن چنين وضعي نگران شدند و به مامون اعتراض كردند.
    مامون در جواب اين گروه هدف فريبكارانه خويش را براي آنها توضيح داد و گفت : اين مرد كارهاي خود را از ما پنهان كرده بود و مردم را به امامت خود فرا مي خواند. ما او را بدين جهت وليعهد قرار داديم كه مردم را به خدمت ما خوانده و به ملك و خلافت ما اعتراف كند. ما ترسيديم اگر او را به حال خود بگذاريم در كار ما شكافي به وجود آورد كه نتوانيم آن شكاف را پركنيم و اقدام هايي عليه ما بكند كه تاب مقاومتش را نداشته باشيم .
    سپس مامون ضمن توضيح اهداف ديگرش اعتراف مي كند كه فريبش كارساز نبوده است زيرا رفتار ماهرانه ي امام تمام محاسبات مامون را به هم ريخته بود و اكنون به دنبال راهي بود تا امام را به شهادت برساند.
    مامون در اين باره مي گويد : اكنون كه در كار او مرتكب خطا شده ايم و خود را در لبه پرتگاه قرار داده ايم نبايد در كار وي سهل انگاري كنيم . بايد چنان چاره انديشي كنيم كه از خطرات او كه ممكن بود متوجه ما شود جلوگيري كرده باشيم .
    سرانجام مامون چاره انديشي را در اين يافت كه امام بزرگوار را به شهادت برساند.
    آنچه كه سبب شده بود مامون و عباسيان از امام وحشت داشته باشند و آينده ي خلافت را در خطر جدي ببينند صفات و ويژگي هاي الهي امام بود. صفات علمي و عملي امام آن چنان بود كه دل ها را به سرعت جذب و قلوب خداخواهان را متوجه حقايق دين مي كرد. سيره امام به مردم بينشي مي داد كه مي توانستند حق و باطل را به آساني از هم تميز دهند و راه راستين اسلام محمدي را بشناسند.
    امام با علم فروزان خويش معارف بنيادين دين را تبيين مي فرمود و توحيد نبوت امامت معاد و كيفيت زندگي خداگونه در جهان را با شيواترين سخن به مردم مي آموخت .
    بخش مهمي از تعاليم و خطبه هاي امام درباره ي ارائه تصوير درست از خدا و كيفيت خداشناسي است . در آن روزگار به دليل سياست خاص مامون اهل فرق و اديان مختلف با مناظرات خويش مسائلي را در باره خدا و كيفيت خداشناسي بيان مي كردند كه اغلب نادرست بود و با معارف قرآني در باره ي خداوند هستي بخش سازگاري نداشت . امام براي جلوگيري از انحراف مسلمانان در اين امر اساسي ضمن ايراد خطبه هاي رهگشا و پاسخ به گفته هاي اديان و فرق با برجسته ترين دانشمندان اين فرق به مناظره مي پرداخت و با براهين متقن و الهي راه و روش خداشناسي را در پيش روي مردم و دانش پژوهان قرار مي داد.
    تبيين امامت و برشمردن ويژگي هاي رهبري و همچنين تعيين مصاديق رهبري جامعه ديني از محورهاي ديگر تعاليم حضرت ثامن الحجج عليه السلام بود. امام در تبيين مسائل رهبري جامعه ديني و امامت جامعه به قدري حساسيت داشتند كه حتي به هنگام عبور از نيشابور نيز به اين مساله اساسي اشاره كردند و با استفاده از فرصت ويژه اي كه پيش آمده بود مسير درست رهبري و مصداق راستين رهبري را معرفي فرمودند.
    اشتغال امام به تبيين اصول بنيادي دين مانع از آن نبود كه به مباحث فرعي و مسائل جزئي توجه نشود بلكه آن بزرگوار تمام معارف و مسائل دين را به طور صحيح و مطابق با حقايق دين بيان مي فرمودند و تصوير تمام نمايي از اسلام ارائه مي دادند.
    تبيين مسائل دين و ارائه تصوير تمام نما از شريعت محمدي دو نتيجه عمده و اساسي داشت . از يك سو چهره ي تابان علمي و عظمت الهي امام را به مردم مي نماياند و از سوي ديگر اسلام را آن چنان كه شايسته بود به مردم معرفي مي كرد. اين دو نتيجه مهم براي خلافت عباسي از هر چيزي مهلكتر و خطرناكتر بود زيرا آينده ي سياسي آن ها را با خطر مواجه مي كرد و گرايشات انحراف آميز آنان را به مردم نشان مي داد.
    چهره تابناك و عظمت الهي امام زماني روشن تر مي شد كه مردم رفتار نوراني و سيره ي عملي آن بزرگوار را مشاهده مي كردند رفتاري كه تفسير عملي قرآن و معارف الهي بود و دل ها را به طور حيرت انگيزي جذب مي كرد. اين فصل از كتاب وجود امام آن چنان گسترده و نوراني بود كه هر سطرش انبوهي از مردم را متحول مي كرد و راه درست دينداري و رفتار ناب ديني را به آن ها آموزش مي داد.
    حسن خلق امام چنان بود كه مردم دوست داشتند خود را به بهانه اي به امام نزديك كنند و از عطر خلق نيكويش جان هاي خويش را طراوت دهند و از بهشت وجودش شميمي به مشام برسانند. نه تنها امام با رفتار الهي خويش به مردم حسن خلق را آموزش مي داد بلكه آن را به عنوان يك امر واجب در مناسبات اجتماعي ذكر كرده مي فرمود :
    « بر شما واجب است كه داراي حسن خلق باشيد زيرا خلق نيكو در بهشت خواهد بود و از خلق بد دوري كنيد زيرا كه خلق بد در آتش است . »
    امام به مومنان احترام فوق العاده مي نهاد و كرامت آن ها را پيوسته در نظر مي گرفت . امام همواره با خدمتكاران و كارگراني كه در پيرامونش بودند بر سر يك سفره مي نشست و زماني هم كه از آن بزرگوار در اين باره سوال مي كردند پاسخ مي فرمودند كه پروردگار ما يكي و پدر و مادر ما يكي است و بزرگواري به تقوا و جزا به اعمال است .
    آن بزرگوار هنگامي كه به كسي كمك مالي مي نمود در انظار مردم چنين وانمود مي كرد كه كمكي به شخص مورد نظر نكرده است بلكه طلب او را پس داده است . آري امام جلوه اي از نورخدا بود و اهل باطل تحمل نور خدا را نداشتند و سرانجام كمر جنايت بستند و آن بزرگوار را به شهادت رساندند.

  • *****
    پنج مشخصه مهم و تعيين كننده در آثار ارزشمند استاد مطهري


  • متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري از سرمايه هاي عظيم و تمام نشدني تفكر و فرهنگ و معارف اسلامي است .
    اين متفكر گرانمايه و بي نظير و ژرف انديش آثاري از خويش به يادگار گذاشت كه در هر عصري نسلهاي تشنه حقيقت را سيراب مي سازد و از بيراهه هاي جهل و ظلمت و تباهي به راه روشن حق رهنمون مي شود.
    هرچه زمان سپري مي شود و سالها از پي هم مي آيند و مي روند آثار اين انديشمند جامع و متبحر بيشتر جلوه مي كند و ارزش و اعتبار و راهگشايي اش را در امور و عرصه هاي مختلف مي نماياند.
    ماندگاري آثار استاد ـ كه با جاودانگي تعاليم عميق و ريشه دار و همه سونگر اسلام پيوندي ناگسستني دارد ـ معلول مشخصه هايي است كه در متن آنها نهفته اند و بديهي است تا به اين ويژگي ها و مشخصه ها اشارت ننمائيم راز اين ماندگاري و اثرآفريني پوشيده خواهد ماند.
    در يك نگرش كلي و موجز اين مشخصه ها در آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري رخ مي نمايند :
    1 ـ محتواي غني
    آثار استاد از محتواي غني و ژرف برخوردار است و اين مشخصه را هر خواننده اي به طور سريع و صريح درمي يابد.
    آنان كه با آثار استاد انس و الفت دارند و جان و روح عطشناك و تشنه خود را با جرعه هاي زلال معارف نهفته در كتب اين انديشمند بزرگ به آرامش مي رسانند به وضوح و به طور ملموس و محسوس اين واقعيت را يافته اند كه با مطالعه آثار استاد مباني و معاني و مفاهيم ژرف و عميق به طور گسترده و پي در پي به مخازن ذهن و جان آنان سرازير مي شود و از هر سطر آثار مكتوب او دانش و علم مي تراود.
    اين مشخصه بارز تنها در آثار مكتوب استاد موج نمي زند بلكه در گفتارها و سخنراني هاي او نيز به وضوح رخ مي نمايد و هر جوينده معرفت و دانش را مسرور مي سازد و به سرمنزل مقصود رهنمون مي شود.
    بخش عظيمي از آثار استاد به صورت « گفتار » و در مجموعه هايي تحت عناوين « ده گفتار » « بيست گفتار » « گفتارهاي معنوي » و « پانزده گفتار » منتشر شده اند. علاوه بر اين مجموعه ها گفتارهايي از استاد با عناويني كه فاقد واژه گفتار مي باشند منتشر شده اند. مانند كتابهاي ارزشمند « شناخت » « فطرت » « حق و باطل » حكمت ها واندرزها » « خاتميت » و « امامت و رهبري » .
    همچنين تفسيرهاي استاد مطهري بر آيات قرآني كه مجموعه ديگري از گفتارهاي عميق و جامع او را تشكيل مي دهند تحت عنوان « آشنايي با قرآن » در مجلدات پي درپي كه همچنان تداوم دارد منتشر شده است .
    و نيز بخش ديگري از گفتارهاي استاد را آثار فلسفي او تشكيل مي دهد كه « شرح منظومه » و « نقدي برماركسيسم » از آن جمله اند.
    اگر اين گفتارها به مداقه گذاشته شوند و با آثار قلمي و تحقيقي اين متفكر ارجمند مقايسه گردند به وضوح مشاهده مي شود كه در « محتواي غني » هيچ تفاوتي بين آنها مشاهده نمي شود و همه آنها از اين مشخصه بارز برخوردار مي باشند و به يك ميزان جويندگان علم و دانش را به سرمنزل مقصود راهنمايي مي كنند و جان و روحشان را به نشاط اقناع ابتهاج و لذت معنوي و روحي مي رسانند.
    2 ـ تبيين زيبا و دلنشين
    شرح و تبيين هاي بسيار روشن و روان و زيبا از ديگر مشخصه هاي آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري محسوب مي شود.
    موضوعات مختلفي كه در آثار قلمي و گفتاري استاد به بحث و بررسي گذاشته شده اند به دليل شيوه نقد بررسي و تحليل و تبيين استاد از اثرگذاري عميقي برخوردار مي باشند به گونه اي كه حالتي زيبا و دلنشين در خوانندگان ايجاد مي نمايد كه در اثر آن اولا مسائل و موضوعات مطرح شده آنگونه كه شايسته است براي جوينده حقيقت كشف و روشن مي گردد و اقناع كامل به وجود مي آورد.
    ثانيا از تداوم مطالعه و تدقيق هيچ نوع خستگي و رنج به انسان كاوشگر سيطره نمي يابد.
    ثالثا مطالعه و بررسي را همراه با طراوت و نشاط روح و روان همراه مي نمايد.
    حالت اول يعني « اقناع كامل » در اثر كشف حقيقت متكي با استدلال هاي متقن و استواري كه در مباحث به كار گرفته مي شود به وجود مي آيد.
    حالت دوم يعني « غلبه نكردن خستگي و رنج به مطالعه گر » در اثر تهي بودن آثار استاد از يكنواختي و بهره گيري آنها از ادبيات تمثيلي ايجاد مي شود.
    و حالت سوم يعني « طراوت و نشاط روحي » در اثر استفاده استاد از اشعار زيبا و تاثيرگذار و حكايت و داستانهاي عبرت زا به وجود مي آيد.
    استدلال و برهان ادبيات تمثيلي اشعار و حكايات در آثار مكتوب و كلامي اين متفكر گرانقدر مقالات و گفتارهاي او را بسيار شورانگيز زيبا آرامبخش و تاثيرگذار كرده است و اين يكي از برترين ويژگي ها و مشخصه هاي آثار استاد مطهري است .
    3 ـ وسعت دانش
    متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري از دانشهاي گوناگون بهره هاي وافر داشت و اين نيز از مشخصه هاي بارز آن شهيد والامقام محسوب مي شد.
    وسعت و گستردگي دانش شهيد مطهري از يك سو در حوزه علوم و معارف اسلامي مطرح و تامل برانگيز بود و از سويي ديگر احاطه او به علوم و دانشهاي روز و مكاتب و مسلكهاي فلسفي و اجتماعي و سياسي شگفتي زا مي باشد.
    اين علامه ژرف انديش آنچنان به مكتب ها و مسلكها احاطه داشت و به طور دقيق و انديشمندانه به نقد و بررسي آنها مي پرداخت كه در تبيين نظرات و ديدگاهها از ايدئولوگ هاي آن مكاتب آشناتر و استادانه تر عمل مي نمود. اين مشخصه استاد مطهري بيشتر در نقد و تبيين ماترياليسم و ماركسيسم رخ مي نمود و در شرايطي كه افكار ماترياليستي در مراكز آموزشي و محافل علمي و در ميان دانشجويان وجوانان ترويج شده و جاي پايي باز نموده بود تلاشهاي علمي و موشكافانه استاد در رد نظرات ماترياليسم موجب شد تا يك نهضت و حركت عميق علمي و معرفت شناسانه در محافل علمي و دانشجويي در گريز از فلسفه ماركسيسم و گرايش محققانه به « اسلام » به وجود آيد و جامعه را به تحول و دگرگوني رهنمون شود.
    كساني كه با آثار استاد مالوف هستند مي دانند كه اين انديشمند توانا چه سان با احاطه علمي و دانش و معلومات قوي و آشنايي با همه ريزه كاري هاي مكاتب گوناگون به ويژه ماركسيسم به آزاد شدن خورشيد حقيقت از محاصره ابرهاي سياه تشكيك و ترديد نقش آفرين مي باشد و جامعه را از اسارت در دامهاي تحير و پوچي و از خودبيگانگي رهايي مي بخشد.
    4 ـ جامعيت
    آثار علامه استاد مرتضي مطهري در تبيين فرهنگ و معارف اسلامي از جامعيت خاصي برخوردار مي باشد به گونه اي كه مي توان از مجموعه آثار قلمي و كلامي آن انديشمند سترگ به عنوان يك « دائره المعارف » در نوع خود ـ يعني شرح و تبيين هاي زيبا جذاب جامع و دلنشين در موضوعات مختلف و موردنياز جامعه با توجه به مقتضيات زمان ـ نام برد.
    به جرات مي توان اذعان نمود كه آثار استاد مطهري به دليل جامعيت ويژه مختص به خود تمام نيازهاي فكري جامعه امروز ما را پاسخگو مي باشد.
    متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري نگاهي يكسويه به اسلام ندارد و اين آئين حياتبخش را محدود و محصور به برخي از موضوعات و مسائل مورد علاقه و نظرخود براي « تحقيق » نمي كند بلكه به اسلام نگاهي فراگير دارد و به نيازهاي جامعه و پاسخگويي به آنها توسط تعاليم جامع اسلام توجه ويژه مي نمايد. به همين دليل است كه استاد گرانقدر تنها به تبيين مسائل فلسفي يا كلامي نمي پردازد بلكه اسلام را در ابعاد سياسي اجتماعي فرهنگي اخلاقي حقوقي تاريخي تربيتي عرفاني اقتصادي و حكومتي تبيين و ترويج مي نمايد.
    هر انسان كاوشگري كه به آثار استاد مطهري روي مي آورد از آبشخور زلال معارف ژرف و حركت آفرين آن جرعه هاي فراوان مي نوشد و حقيقت اسلام را در ابعاد و شئون مختلف حيات دنيوي و اخروي درمي يابد و « جسم » و « روح » خود را همراه با هم براي يك زندگي سالم و با نشاط و سرشار از عشق و ايمان و محبت در ابعاد ارضي و سمائي به رشد و بالندگي مي رساند.
    5 ـ مقابله با جريانهاي فكري و سياسي منحط
    علامه استاد مرتضي مطهري از كساني نبود كه در گوشه اي بخزد و سر در گريبان تفكر و تحقيق فرو ببرد و بدون آنكه از جامعه و مشكلات و جريانهاي فكري و سياسي آن مطلع باشد به بعضي از تحقيقات ـ اگرچه عميق و ژرف و استوار لكن بي ارتباط با مشكلات جامعه و فاقد راهگشايي در برابر بيراهه ها ـ دل بسپرد و پي در پي به چاپ و نشر آن اهتمام ورزد بلكه آن انديشمند سترگ تمام علم و دانش و حكمت و انديشه هاي حركت آفرين خويش را در خدمت جامعه اي قرار داده بود كه در معرض يورش سهمگين طوفانهاي مهيب فكري و سياسي قرار مي گرفت و از همين رو بايد نه تنها به مقاومت مي پرداخت كه به پاسخگويي و راهگشايي براي نسل جوان نيز اهتمام مي ورزيد.
    استاد مطهري بارها در آثار مكتوب و غيرمكتوب خود اعلام مي كند كه من عمر خويش را وقف مقابله با جريانهاي فكري منحط و تخريب گري كرده ام كه با روشهاي گوناگون در صدد گشودن بيراهه هاي انحراف و گمراهي بر سر راه نسل جوان مي باشند و در اوج نفاق و ناجوانمردي با نام اسلام و در پوشش مذهب به مقابله با حقيقت قرآن مي پردازند و در اين راه از انجام هيچ عمل خلافي اجتناب نمي كنند.
    متفكر شهيد از طرفي با جريانهاي روشنفكرنماي غرب گرا مواجه بود كه با اساس اسلام و حكومت ديني به عناد و مخالفت مي پرداختند و از سويي ديگر با جريانهايي كه در پشت نقاب « دين » مخفي شده و با تظاهر به اسلام گرايي با آميختن تعاليم اسلام با آموزه هاي ماركسيسم در صدد تهي كردن اين آئين حياتبخش از مباني و ارزشها و تعاليم اساسي و معرفي غلط و سطحي و غيرواقعي آن به جوانان و دانشجويان بودند.
    جريانهاي روشنفكري غرب گراي امروز جامعه ما دنباله همان جريانهاي فكري وابسته به غرب در دوران پيش از پيروزي انقلاب هستند كه با حمايت هاي پيدا و پنهان رژيم پهلوي به بنيانهاي ديني يورش مي بردند و با تبليغ فراگير و وسيع از فرهنگ غرب به مقابله با فرهنگ حياتبخش اسلام مي پرداختند.
    به آثار علمي شهيد مطهري نظر كنيد و در مباحث آن تامل ورزيد تا آشكار و روشن دريابيد كه مباحثي چون پلوراليسم ديني ابعاد و ويژگي هاي آزادي غربي دموكراسي و تكثرگرايي سياسي و فرهنگي و جامعه مدني غربي همانگونه كه امروز توسط احزاب و جريانهاي وابسته به غرب تبليغ و ترويج مي گردد به نقد و بررسي هاي دقيق و علمي گذاشته مي شود.
    روشنگري هاي متفكر شهيد استاد مطهري در آشكار ساختن ماهيت و مشخصه هاي اين جريانها و تهي بودن آنها از مباني و بنيانهاي علمي همانگونه كه براي جامعه ديروز ما راهگشا و آگاهي آفرين بود براي جامعه امروز ما نيز بسيار ضروري و حياتي و معرفت زا مي باشد و از همين روست كه آثار اين انديشمند جامع نگر در هر عصر و براي هر نسل آموزنده و مفيد و نجاتگر مي باشد.
    مجموعه پنج مشخصه اي كه از آثار شهيد مطهري از نظر گذشت تمهيد و زمينه ساز تامل نسل امروز در اين انديشه هاي آگاهي آفرين براي يافتن « راه » از « بيراهه » و « نور » از « ظلمت » در شرايطي است كه جلوه هاي تخريب گر فرهنگ و تفكر غرب از همه سو جوانان و دانشجويان را در معرض تهاجم قرار داده است .
    استدلال و برهان ادبيات تمثيلي اشعار و حكايات سازنده و راهگشا در آثار مكتوب و كلامي متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري موجب شورانگيزي زيبايي آرام بخشي و تاثيرگذاري عميق مقالات و گفتارهاي او شده است .
    وسعت و گستردگي دانش استاد مطهري در حوزه علوم و معارف اسلامي و نيز احاطه او به علوم و دانشهاي روز و مكاتب و مسلكهاي فلسفي و اجتماعي و سياسي بسيار شگفتي زا و يكي از مشخصه هاي مهم آثار آن متفكر ژرف انديش محسوب مي شود.
    جريان هاي روشنفكري غرب گراي امروز جامعه ما دنباله همان جريان هاي فكري وابسته به غرب در دوران پيش از پيروزي انقلاب هستند كه با حمايتهاي پيدا و پنهان رژيم پهلوي به بنيان هاي دين يورش مي بردند و با تبليغ فراگير از فرهنگ غرب به مقابله با فرهنگ حياتبخش اسلام مي پرداختند.
    اشتياق به مطالعه بيشتر اقناع كامل طراوت و نشاط روحي و كشف حقيقت از آثار و حالات شگرفي است كه به هر مطالعه گر و كاوش كننده در كتابهاي استاد مطهري دست مي دهد.

  • *****
    در سوگ خورشيد




  • به مناسبت سالگشت ارتحال پيامبر گرامي اسلام (ص )
    علامه استاد محمدتقي جعفري
    سخن علي (ع ) در وصف پيامبر(ص )
    يك . ولقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر امه يرفع لي في كل يوم من اخلاقه علما و يا مرني بالاقتدا به . ولقد كان يجاور في كل سنته بحرا (حرا) فاراه ولا يراه غيري . ولم يجمع بيت واحد يومئذ في الاسلام غير رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ و خديجه وانا ثالثهما. اري نور الوحي و الرساله واشم ريح النبوه . ولقد سمعت رنه (رنه ) الشيطان حين نزل الوحي عليه ـ صلي الله عليه و آله ـ فقلت : يا رسول الله ما هذه الرنه فقال : « هذا الشيطان قد ايس من عبادته . انك تسمع ما اسمع وتري ما اري الا انك لست بني ولكنك لوزير وانك لعلي خير » 1.
    « من همواره به دنبال او بودم همان گونه كه بچه شتر به دنبال مادرش مي رود. آن برگزيده خداوندي در هر روزي كه مي گذشت پرچمي از اخلاق براي من مي افراشت و دستور مي داد كه تبعيت از او نمايم و در هر سال در كوه حرا مجاور مي گشت من او را مي ديدم و كسي جز من او را نمي ديد. در آن روز اسلام و مسلماني در هيچ خانه اي نبود غير از خانه رسول خدا(ص ) و خديجه و من سومين آنان بودم . نور وحي و رسالت را مي ديدم و عطر پيامبري را استشمام مي كردم . من ناله شيطان را در آن هنگام كه وحي به آن حضرت نازل شد شنيدم . عرض كردم يا رسول الله چيست اين ناله فرمود : ناله شيطان است كه به جهت نااميدي از اين كه عبادت شود سرداده است . تو مي شنوي آنچه را كه من مي شنوم و مي بيني آنچه را من مي بينم ولي تو پيامبر نيستي بلكه تو وزير من هستي و تو در مسير خير قرار گرفته اي . »
    در عبارات فوق نهايت نزديكي معنوي و روحاني به اضافه نزديكي در شئون زندگي مابين دو بزرگوار بيان شده است .
    الف . پيروي مستند به علاقه شديد روحاني .
    ب . پيامبر اكرم علي را شايسته آن مي ديد كه هر روز قانوني از اخلاق حميده را به وسيله گفتار يا كردار براي او قابل درك و پذيرش فرمايد.
    ج . مشاهده پيامبر اكرم در حرا كه قطعا به جهت نزديكي او با آن حضرت بوده است . زيرا پيامبر اكرم به تنهايي براي خلوت كردن و مناجات با خدا به آن مكان مي رفته است . لذا علي القاعده و بنابه فرموده حضرت امير عليه السلام زمان را به نحوي انتخاب مي فرموده است كه كسي او را نبيند. اما اين كه ديدن اميرالمومنين پيامبر را در حرا براي پيامبر معلوم بوده است يا نه مي توان گفت : قوي ترين احتمال اين است كه معلوم بوده است . مخصوصا با نظر به اين كه پيامبر اكرم (ص ) مي خواسته است كه كسي او را در آن حال خلوت و مناجات نبيند. لذا قاعده مكان و زمان را مناسب آن اختفا انتخاب مي فرمود و بعيد به نظر مي رسد كه مشاهده اميرالمومنين آن حضرت را در حرا مكرر باشد ولي پيامبر آن را نداند.
    د. خصوصيت بسيار عالي كه اميرالمومنين عليه السلام را براي زندگي در خانه شخصي پيامبر كه خود او و همسر عزيزه اش حضرت خديجه سلام الله عليها در آن زندگي مي فرمودند مجاز مي كرد.
    هـ. ديدن نور وحي و رسالت و استشمام بوي نبوت . اين امتياز در نزديكي آن دو بزرگوار به يكديگر درباره هيچ كسي نقل نشده است .
    و. فرموده پيامبر اكرم (ص ) به اميرالمومنين عليه السلام كه آن چه را كه من مي بينم تو هم مي بيني جز اين كه تو پيامبر نيستي ...
    دو. ولقد قبض رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ وان راسه لعلي صدري . ولقد سالت نفسه في كني فامررتها علي وجهي . ولقد وليت غسله ـ صلي الله عليه و آله ـ والملائكه اعواني فضجت الدار و الافنيه . ملايهبط و ملايعرج و ما فارقت سمعي هينمه منهم يصلون عليه حتي واريناه في ضريحه فمن ذا احق به مني حيا و ميتا 2...
    « رسول خدا(ص ) جان به جان آفرين تسليم كرد درحالي كه سر آن حضرت روي سينه ام بود. و نفس مبارك او در دست من (رو به ملكوت الهي ) به جريان افتاد. در اين هنگام دستم را براي تبرك به صورتم كشيدم . غسل پيامبر(ص ) را به طور مستقيم انجام دادم و فرشتگان در آن حال ياران من بودند. خانه و پيرامون آن ناله مي كردند. گروهي (از فرشتگان ) فرود مي آمدند و گروهي بالا مي رفتند و گوش من از صداي آنان خالي نبود. آنان به پيامبر اكرم (ص ) نماز مي خواندند تا آن گاه كه آن حضرت را در قبر مباركش دفن كرديم . كيست براي او شايسته تر از من چه زنده و چه مرده ... »
    دعاي امام علي (ع ) درباره پيامبر اكرم (ص )
    يك : اللهم داحي المدحوات وداعم المسموكات وجابل القلوب علي فطرتها : شقيها و سعيدها. اجعل شرائف صلواتك و نوامي بركاتك علي محمد عبدك و رسولك الخاتم لماسبق والفاتح لما انغلق والمعلن الحق بالحق ... اللهم افسح له مفسحا في ظلك واجزه مضاعفات الخير من فضلك . اللهم واعل علي بناه البانين بنا واكرم لديك منزلته واتمم له نوره . واجزه من ابتعاثك له مقبول الشهاده مرضي المقاله ذا منطق عدل و خطبه فضل . اللهم اجمع بيننا و بينه في برد العيش و قرار النعمه و مني الشهوات واهوا اللذات 3.
    خداوندا اي گسترنده و رها كننده گسترده ها (براي كار خود) و اي برپادارنده آسمان هاي بلند واي آفريننده دل ها ـ چه شقي و چه سعيد ـ بر فطرت اصلي خود. درودهاي شريف و بركات فزاينده خود را بر بنده و رسولت محمد(ص ) بفرست كه پايان دهنده گذشته است و گشاينده گره هاي پيچيده پيامبري كه حق را بر مبناي حق اعلان نمود.. بارالها عرصه وسيعي از سايه بي كرانت را بر او بگستران و پاداشي از خير فراوان از فضل و احسانت بر او عنايت فرما. خداوندا بنايي را كه (او براي نجات انسان ها) نهاده است از همه بناهاي بنيان گذاران بلندتر بدار. (يا در ديار ابديت منزلت و مقام او را بالاتر از همه منزلت ها و مقامات بفرما) و مقام او را در پيشگاهت عزيز و مكرم فرما و نوري را كه بر آن وجود پاك عنايت فرموده اي تكميل نما. و او را در برابر برانگيختنش (براي رسالت عظمي پاداش لطف فرما و) شهادتش را مقبول وگفتارش را مورد رضايت و منطقش را دادگرانه و سخنش را جدا كننده حق از باطل قرار بده . پروردگارا ميان ما و او را در زندگي خوش و قرارگاه نعمت و برآورده شدن آرزوهاي مطلوب و خواسته هاي لذت بار و راحتي آسايش و نهايت آرامش و ارمغان هاي كرامتت جمع فرما.
    دو : اللهم اقسم له مقسما من عدلك و اجزه مضعفات الخير من فضلك . اللهم اعل علي بنا البانين (الناس ) بناه ! و اكرم لديك نزله . و شرف عندك منزله و آته الوسيله و اعطه السنا و الفضيله . و احشرنافي زمرته غير خزايا و لا نادمين و لا ناكبين و لا ناكثين و لا ضالين ولا مضلين و لا مفتونين . (4 )
    خداوندا از عدالت خود براي آن بزرگوار حظي وافر عطا فرما. و پاداشي از خير فراوان و فضل خود به آن صاحب رسالت عنايت فرما. خداوندا بناي او را بالاتر از بناي همه بنا كنندگان قرار بده و او را با بهترين الطاف ميزباني در بارگاهت اكرام بفرما. و مقام و منزلت او را شريف بگردان . و به او وسيله عنايت فرما و از عظمت و فضيلت برخوردارش ساز. و ما را در گروه او محشور فرما بدون ابتلا به رسوايي و بدون گرفتاري به ندامت و انحراف و عهدشكني و گمراهي و گمراه كنندگي و غوطه وري در فتنه ها.
    پاورقي :
    .1 نهج البلاغه خطبه .192
    .2 نهج البلاغه خطبه .197
    .3 نهج البلاغه خطبه .72
    .4 نهج البلاغه خطبه .106
    (نقل از كتاب « در تكاپوي معرفت » ج 17 )
    بين رسول خدا(ص ) و علي (ع ) نهايت نزديكي معنوي و روحاني به اضافه نزديكي در شئون زندگي وجود داشته است .
    اميرمومنان (ع ) در غار حرا نور وحي و رسالت را مي ديده و بوي نبوت را استشمام مي كرده است .
    حضرت علي (ع ) : غسل پيامبر(ص ) را به طور مستقيم انجام دادم و فرشتگان در آن حال ياران من بودند. خانه و پيرامون آن ناله مي كردند. گروهي از فرشتگان فرود مي آمدند و گروهي بالا مي رفتند و گوش من از صداي آنان خالي نبود.

  • *****
    گوهر تابناك فضيلت




  • به مناسبت سالروز شهادت امام حسن مجتبي (ع )
    امام حسن مجتبي در ايامي كه خوان پرفيض ضيافت الله براي مومنان گسترده بود ديده به جهان گشود و با قدوم مباركش خوان خدايي را جلوه اي ديگر داد.
    فضيلتها گوهر وجودش را به قدري شفاف و تابناك كرده بود كه هيچ اثري از غبار و آلودگي در آينه وجودش ديده نمي شد.
    خورشيد وجودش پرتوافكن نيكي ها بود و تشعشع فضيلت هايش جانها را صفا مي داد گفتارش منادي حقيقت و رفتارش سرچشمه ي فضيلت بود.
    قدرت معنوي و اقتدار روحاني امام مجتبي به قدري بود كه گرچه از اسباب ظاهري رهبري به اقتضاي زمان چشم پوشيد اما رهبر حقيقي و واقعي مردم به سوي حق بود. او بود كه با رفتار متعالي و گفتار خداگونه ي خويش مردم را به سوي خدا و حقيقت ناب الهي دعوت مي كرد. او بود كه در آن ظلمت بيداد و روزگار انحرافات چراغ فروزان هدايت بود و راه روشن خدا را به خداجويان نشان مي داد.
    آري رفتار امام مردم را رهبري مي كرد و گفتارش سرود صداقت و ديانت بود.
    امام مجتبي با قرآن به عنوان سرچشمه معنويت و عرفان انس عجيبي داشت . اين رفتار امام به مردم مي آموخت كه قرآن حاصل تعاليم ناب دين است و براي آشنايي با اين تعاليم ناب بايد به سوي قرآن رفت و بايد با قرآن مانوس شد. امام به قدري با قرآن مانوس بود كه در بستر خواب نيز قرآن را فراموش نمي كرد و چون در بستر خواب قرار مي گرفت طبق رسم و رويه اي كه داشت سوره كهف را تلاوت مي فرمود و آن گاه به خواب مي رفت .
    امام در روزگاري قرار داشت كه اقبال دنيا بسياري از مسلمانان را به وادي غفلت از خدا كشانده بود. آين امر تا آن جا پيش رفته بود كه مردم به خاطر تعينات دنيايي كسي همچون امام حسن مجتبي عليه السلام را كه سرور جوانان بهشت و ريحانه ي رسول خدا بود رها كرده و به سوي كساني رفته بودند كه آثار مسلماني در سيما و سيرت آنها نبود. امام مجتبي براي آگاهي مردم و درمان دنياگرايي مهلك جامعه اسلامي رفتاري در پيش گرفتند كه از هر جهت مايه عبرت و پند بود و اذهان مستعد را به تامل وامي داشت . رفتار امام در منصرف كردن ذهن مردم از دنيا و متوجه كردن آنها به خدا به قدري بسيط بود كه در تمام صحنه هاي زندگي سياسي و اجتماعي امام جلوه داشت . گذشته از موضع گيريهايي كه امام عملا در اين زمينه نشان مي داد در گفتار خويش نيز مردم را از دنياگرائي مهلك بر حذر مي داشت . امام مجتبي متعادل ترين و بهترين تعاليم اخلاقي را در برخورد با دنيا و آخرت براي مردم بيان مي فرمود. از يك سو سفارش مي كرد كه مومنان دنيا را همچون مردار تلقي كنند و خود را چندان به آن آلوده نسازند و از سوي ديگر مي فرمودند كه براي دنيا چنان بكوشيد كه گويي هميشه در آن زندگي مي كنيد و براي آخرت نيز چنان كار كنيد كه انگار فردا از اين جهان كوچ خواهيد كرد.
    امام حسن مجتبي عليه السلام نعمتهاي خداوند متعال را عزيز مي داشت و به آنها احترام مي نهاد. آن بزرگوار احترام ننهادن به نعمت هاي خداوند را نشان پستي افراد دانسته مي فرمود : لئامت و پستي اين است كه شكر نعمت نكني .
    احترام امام به نعمتهاي خداوند سبب شده بود كه شاكرين در نظرش عزيز باشند و مورد لطف و محبتش قرار گيرند. نوشته اند كه روزي امام با غلام و خدمتكار خويش از راهي عبور مي كرد. بر سر راه لقمه ناني افتاده بود. امام لقمه نان را برداشت و پس از تميز كردن به خدمتكارش داد. بعد از مدتي امام آن لقمه نان را مطالبه كرد.
    خدمتكار گفت : اي سرورم آن را خوردم .
    امام فرمود اكنون تو در راه خدا آزاد هستي زيرا از جدم رسول خدا شنيدم كه مي فرمود : كسي كه لقمه ناني را كه افتاده است پاك كند و بخورد خداي تعالي او را از آتش دوزخ آزاد مي كند. و من چنان نيستم كه مردي را كه خداي عز و جل از آتش دوزخ آزاد كرده است در بند نگه دارم و آزادش نكنم .
    خوش خلقي و حلم و بزرگواري از صفات برجسته ي امام حسن مجتبي بود. در خوش خلقي رفتاري همانند رسول اكرم داشت و از اين طريق سركش ترين افراد را جذب مي كرد. امام با كيمياي خوش خلقي دشمن را به دوست تبديل مي كرد و گستاخ ترين افراد را به اطاعت و تسليم وامي داشت .
    مورخين نوشته اند كه روزي مردي از اهل شام به مدينه آمد. اين مرد كه تحت تاثير تبليغات امويان از امام علي (ع ) و فرزندانش دل پركينه اي داشت در مدينه به امام حسن مجتبي (ع ) برخورد كرد. مرد شامي با گستاخي تمام ناسزاگويي را شروع كرد و تا آن جا كه مي توانست در حضور امام حسن (ع ) به امام علي (ع ) و فرزندانش ناسزا گفت . پس از آن كه مرد شامي از ناسزاگويي خسته شد امام با خوشروئي حيرت انگيز به آن مرد فرمود : به گمانم در اين شهر غريب هستي اگر به خانه و منزل نيازمند هستي منزلي برايت بدهم ; اگر نياز مالي داري چيزي به تو بدهم ; اگر برهنه هستي پوشاكي برايت بدهم ; اگر بي پناه هستي پناهي بدهم ; و اگر نياز ديگري داري كمكت بكنم .
    آن مرد شامي كه از اين برخورد امام شرمسار و بهت زده شده بود خطاب به امام حسن (ع ) گفت .
    گواهي مي دهم كه خليفه راستين خدا بر روي زمين هستي خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد تو و پدرت منفورترين افراد نزد من بوديد و اكنون محبوب ترين مخلوق خدا در نزد من هستيد.
    پس از اين برخورد آن مرد شامي از دوستداران جدي اهل بيت شد; در حالي كه تا آن روز از دشمنان و كينه توزان بود.
    آري از نظر امام حسن مجتبي (ع ) خوش خلقي عنصري است كه به زندگي فردي و اجتماعي طراوت و حلاوت و شادابي مي بخشد. آن بزرگوار در اين زمينه فرموده اند :
    هيچ امري همانند خوش خلقي زندگي را شيرين نمي كند.
    جود و سخا از يك سو نشانگر بي اعتنايي به جلوه ها و تعينات دنيايي است و از سوي ديگر مهر و عطوفت به خلق خدا را نشان مي دهد. بي اعتنايي امام مجتبي به تعينات دنيايي و مهرباني آن امام بزرگ به خلق خدا در جود و كرم آن بزرگوار جلوه اي تمام داشت . در روايات آمده است كه امام در طول حيات خويش سه بار كليه دارائي خود را كه حتي كفش ها و جورابهاي حضرت را نيز شامل مي شد در را ه خدا به ديگران بخشيد. البته بخشش هاي امام به نوعي بود كه با همه ي بخشش هاي عادي تفاوت داشت . بخشش واقعي در نظر امام آن بود كه بدون درخواست فرد نيازمند به او داده شود. آن بزرگوار مي فرمود بخششي كه با درخواست فرد نيازمند همراه باشد بخشش واقعي نيست زيرا اين بخشش در حقيقت چيزي است كه در مقابل شرمساري و آبروي شخص نيازمند پرداخت شده است . نوشته اند كه شخصي به امام نامه اي نوشت و از امام درخواست حاجتي كرد. امام بدون آنكه نامه را بخواند به آن شخص فرمود : حاجتت رواست . كسي كه در آن جا حضور داشت به امام عرض كرد : اي فرزند رسول خدا خوب بود نامه اش را مي خواندي و از حاجتش مطلع مي شدي و سپس پاسخ او را مي دادي .
    حضرت در جواب اين شخص فرمود :
    بيم آن دارم كه خداي تعالي تا بدين مقدار كه من نامه اش را مي خوانم از خوار شدن مقام آن شخص مرا مورد مواخذه قرار دهد.
    تعاليم امام حسن مجتبي (ع ) و اخلاق و رفتار الهي آن بزرگوار چنان بود كه تبليغات مزورانه ي امويان را در جامعه خنثي مي كرد و مردم حقايق را درمي يافتند. اين امر كه يك مبارزه ي بنيادي با انحرافات و ستمگريهاي امويان محسوب مي شد خشم آنها را برانگيخت . به طوري كه معاويه در صدد برآمد آن امام بزرگ را به شهادت برساند تا به گمان خويش جامعه را از گرايش به حقايق باز دارد. به همين دليل سرانجام امام حسن مجتبي عليه السلام با ناجوانمردانه ترين شيوه به شهادت رسيد.
    شهادت جانگداز آن امام بزرگ را به عموم شيعيان تسليت مي گوييم .