روزنامه جمهوري اسلامي 10/02/1382 صفحه سياسي

  • آمريكا; كشور درحال افول
  • تباني انگليسي ها و بعثي ها در حمله به سفارت ايران در لندن
  • *****
    آمريكا; كشور درحال افول


  • شاكر قواميان
    آمريكا با طرح جهاني سازي قصد سلطه بر جهان را دارد. اما براي استيلا و چيره شدن بر دنيا با مشكلات داخلي و خارجي عديده اي مواجه است . در همين حال عده اي از استراتژيست هاي غربي نيز معتقدند آمريكا تا دهه آينده دچار فروپاشي خواهد شد. سردمداران آمريكا كه اغلب داراي سهام كارخانجات و يا كارتل هاي نفتي هستند تلاش مذبوحانه اي براي جلوگيري از اين فروپاشي مي كنند. از جمله اين تلاشها ايجاد حادثه 20 شهريور 1380 بود كه براي كنترل و هدايت بحران هاي داخلي امريكا به خارج از مرزهاي ايالات متحده صورت گرفت . برخي از اين بحرانها عبارتند از :
    .1 بحران هويت : كشور آمريكا همانطور كه روي پرچم آن پنجاه و دو ستاره منقوش است پنجاه و دو ايالت دارد. هر كدام از اين ايالت ها خواسته ها و گرايش هاي خاص خود را دارند كه در علوم سياسي به آن بالكانيزه شدن مي گويند. هر قوم و نژادي ساز جدايي و استقلال مي زند. كاليفرنيا حدود سي ميليون نفر جمعيت دارد و به قول خودشان با شخصيت ترين و ثروتمندترين ايالت آمريكا هستند. كاليفرنيايي ها معتقدند كه ما چرا بايد عقب ماندگي ايالت نبرسكا را به دوش بكشيم . ايالت نبرسكا ايالتي است كه اهالي آن تماما كشت و زرع مي كنند.
    ايالت كبك هم كه فرانسويان هستند درحال جدا شدن از ايالت هاي ديگر است . بعبارتي هر ايالتي ساز جدايي مي زند و احساس مي شود همان گونه كه پانزده كشور از شوروي مستقل شد از امريكا شصت كشور مستقل پديد آيد.
    .2 بحران مشروعيت : در كشورهاي ليبرال دموكراسي معمولا روساي جمهوري و وكلاي مجلسين با راي مردم مي آيند و اگر مردم راي ندهند حكومت حق حاكميت و مشروعيت ندارد. در آخرين انتخابات رياست جمهوري امريكا جرج دبليوبوش 23 درصد آرا را كسب كرد و با زور دادگاه به رياست جمهوري رسيد كه نشانگر تزلزل شديد مشاركت مردم است لذا بوش فاقد مشروعيت كافي است چرا كه مردم از دو حزب سنتي كه ده ها سال بر سر آن ها سايه افكنده اند خسته شده و به دنبال گرايشات و احزاب جديد هستند كه بتوانند خواسته هاي واقعي مردم را تامين كنند.
    .3 بحران انرژي : همان طور كه انسان نياز به مسائل حياتي مثل آب و هوا دارد و زندگي بدون آن ممكن نيست تكنولوژي پيشرفت و توسعه نيز نياز مبرمي به نفت دارد و بدون نفت هيچ وسيله اي حركت نمي كند. تئوري پردازان آمريكا با توجه به سرعت مصرف نفت اين كشور برآورد مي كنند كه تا ده سال ديگر نفت آمريكا رو به اتمام خواهد بود.
    آمريكا با مصرف روزانه 21 ميليون بشكه نفت بزرگ ترين مصرف كننده اين ماده در جهان است .
    همچنين با توليد روزانه 7 ميليون بشكه در صدر توليد كنندگان و با وارد كردن 14 ميليون بشكه رتبه اول وارد كننده اين ماده حياتي را نيز به خود اختصاص داده است .
    اين درحالي است كه در كل دنيا روزانه 80 ميليون بشكه نفت مصرف مي شود كه بدين ترتيب 1 4 مصرف نفت در جهان سهم آمريكاست اين درحالي است كه جمعيت آمريكا حدود 5 درصد جمعيت جهان است .
    آمريكا نفت را به صورت مستمر و لاينقطع همچنين بدون ريسك و با قيمت مناسب مي خواهد تا در داخل كشورش تورم اقتصادي ايجاد نشود اما اين قيمت نبايد آنچنان ارزان باشد كه كشورهاي توليد كننده نفت بالاخص كشورهاي اسلامي نتوانند توليدات آمريكا را بخرند كه در صورت وقوع اين حادثه ورشكستي كارخانجات آمريكا يكي از پيامدهاي نهايي آن است .
    .4 بحران اسرائيل : زماني بود كه اسرائيل استراتژي خود را از نيل تا فرات مي دانست و عملا در چهار جنگ اعراب و اسرائيل قسمتي از جولان را از سوريه صحراي سينا را از مصر و جنوب لبنان را اشغال كرد و مي رفت كشورهاي ديگر را براي استيلا در نوردد.
    اما امروز جوانان فلسطيني با قيام انتفاضه خود جهانيان را به حيرت و تحسين واداشته اند. عمليات استشهادي جوانان رشيد فلسطيني كه با پوشيدن يونيفرم ارتش اسرائيل در ميان مجامع اسرائيلي رخنه مي كنند و خود را منفجر مي كنند به شدت اسرائيلي ها را به وحشت انداخته است . رهبر حماس شيخ احمد ياسين اعلام كرد سه هزار جوان فلسطيني براي عمليات استشهادي ثبت نام كرده اند. اگر هر چند روز يك عمليات استشهادي انجام گيرد حداقل تا ده سال ديگر اين روند ادامه خواهد يافت . اين موضوع اسرائيلي ها را به شدت به وحشت انداخته است . اسرائيلي ها براي جلوگيري از عمليات استشهادي فلسطينيان ديواري به ارتفاع 6 متر و طول 350 كيلومتر احداث كردند اما نه تنها عمليات استشهادي متوقف نشد بلكه تشديد نيز شد و بيش از 150 عمليات استشهادي از تاريخ احداث ديوار مذكور تا به حال صورت گرفته است .
    .5 ديگر مشكلات :
    الف ـ در امريكا تعداد 40 ميليون فقير وجود دارد .
    ب ـ در اين كشور تعداد 30 ميليون معتاد زندگي مي كنند كه مصرف مواد مخدرشان برابر با مصرف مواد مخدر در همه دنياست .
    ج ـ امريكا داراي 300 گروه معارض است كه 200 گروه آن ها برابر با دو ميليون نفر مسلح هستند. نظاميان شركت كننده در جنگ ويتنام و جنگ اول خليج فارس نيز جزو اين گروه ها هستند.
    د ـ دولت امريكا بيست و يك هزار ميليارد دلار بدهكار است .
    مجموع اين عوامل و بحران ها مي رود كه نظام امريكا را متلاشي كند . به عقيده بسياري طراحي واقعه 20 شهريور توسط تندروهاي جمهوري خواه به همراه لابي صهيونيست انجام شد تا اندكي از اين بحرانها را بكاهد اين روش معمول كشورهاي ديكتاتوري است كه براي كنترل و انتقال بحران از داخل به خارج كشور خود دست به ايجاد بحران و حادثه مي زنند.
    قبل از حادثه 20 شهريور در هاليود فيلمي به نام « محاصره » ساخته شد كه در آن مسلمانان تروريست جنايتكار و ستمگر نشان داده شده بودند. جالب اين جاست كه بعد از وقوع حادثه 20 شهريور نيز به سرعت انگشت اتهام به سوي مسلمانان گرفته شد بدون اين كه هيچ سرنخ يا رد پايي از متهمين به دست آمده باشد.
    اين جريان منجر به هتك حرمت و ايذا و اذيت مسلمانان در امريكا و اروپا گرديد و تعداد زيادي از مسلمانان در اين حوادث جان خود را از دست دادند. اين فضاسازي زمينه ساز حمله به افغانستان و سپس به عراق گرديد. البته شايد دولتمردان كاخ سفيد چند صباحي با اين حملات و اشغال كشورها بتوانند بر مشكلات و بحرانهاي داخلي و خارجي خود سرپوش بگذارنند اما در نهايت انباشت اين بحرانها زماني به نقطه انفجار و افول ايالات متحده خواهد رسيد.
    سردمداران آمريكا كه اغلب داراي سهام كارخانجات بزرگ و يا كارتل هاي نفتي هستند تلاش مذبوحانه اي را براي جلوگيري از فروپاشي ايالات متحده آغاز كرده اند . واقعه 20 شهريور حمله به افغانستان و عراق از جمله اين ترفندهاست

  • *****
    تباني انگليسي ها و بعثي ها در حمله به سفارت ايران در لندن




  • روز دهم ارديبهشت سال 1359 سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن به اشغال 6 نفر از مزدوران مسلح رژيم بعث عراق درآمد. اين حادثه به فاصله چند روز پس از دخالت مفتضح نظامي آمريكا در منطقه طبس به وقوع پيوست .
    6 مرد مسلح كه همگي از بغداد به لندن آمده بودند پس از اشغال سفارت جمهوري اسلامي ايران را متهم به « سركوب خلقهاي غيرفارس » كرده و خواستار خودمختاري خوزستان (با نام مجعول عربستان ) شدند. آنان تهديد كردند كه اگر خواسته هايشان در مورد استقلال خوزستان عملي نشود ديپلماتهاي ايران را خواهند كشت .
    مزدوران مسلح عراقي در اين عمليات 26 نفر از جمله 17 كارمند سفارتخانه 8 نفر مراجعه كننده و يك مامور نگهبان انگليسي را به گروگان گرفته بودند . اشغال سفارت ايران 6 روز به درازا كشيد. در طول اين حادثه دو تن از اعضاي فعال و انقلابي سفارتخانه كشورمان به نامهاي عباس لواساني و دكتر علي اكبرصمدزاده توسط مزدوران عراقي به شهادت رسيدند و سپس بر اثر حمله يك گروه كوماندوئي انگليس به سفارتخانه ساختمان سفارت به صورت نيمه ويران بر جاي ماند و 6 مرد مسلح بازداشت شدند. ولي هرگز خبري از محاكمه مجازات محكوميت يا حتي اخراج آنان از انگلستان منتشر نگرديد.
    چند روز قبل از اين حادثه سفارت انگلستان در تهران با اقدامي برق آسا و ناگهاني تخليه شد و ديپلماتهاي انگليسي به سرعت ايران را ترك كردند. يعني سفارت ايران در لندن هنگامي به اشغال درآمد كه خيال دولت انگليس قبلا از بابت احتمال مقابله به مثل از سوي ايراني ها آسوده شده بود.
    در سال 1376 يك مامور سابق سازمان پليس مخفي ) فاش ساخت كه در حادثه اشغال سفارت Mi 6 انگلستان ( ايران پليس اسكاتلند يارد طراح و برنامه ريز اصلي بوده است .
    اين مامور انگليسي كه خود در زمان وقوع حادثه مشاور رئيس پليس اسكاتلنديارد بود گفت اشغال سفارت و مرگ طرح ريزي كرده و اجراي آن Mi 6 ديپلماتهاي ايراني را رئيس را به چند تروريست عراقي كه دست پرورده سازمان اطلاعاتي انگليسي بودند واگذار نمود.
    خبر همدستي سازمان پليس مخفي انگليس با تروريستهاي عراقي حمله كننده به سفارت جمهوري اسلامي ايران در شرائطي منتشر گرديد كه انگليسي ها نه در خلال وقوع آن حادثه دردناك و نه از آن زمان تا سال 76 هيچگونه اثر و ردپائي كه دال بر دخالتشان در اين حادثه تروريستي باشد بر جاي نگذاشته بودند. بر عكس از يكسو تبليغات وسيع و سازمان يافته منابع خبري و سياسي انگليس تلاش كردند كه دخالت نيروهاي امنيتي آن كشور در ماجراي سفارت ايران را كه 5 روز پس از اشغال آن و يك روز بعد از كشته شدن ديپلماتهاي ما صورت گرفت بعنوان « عمليات نجات » وانمود سازند و از سوي ديگر مديريت نامطلوب و سازشكار حاكم بر وزارت امور خارجه كشورمان در زمان وقوع حادثه مانع از آن بود كه چهره جنايت پيشه زمامداران انگليسي كه در پس اين رخداد تلخ وجود داشت خود را نشان دهد. مع الوصف براي آنانكه از تاريخچه روابط و عملكرد انگليسي ها عليه انقلاب اسلامي ايران و از همان پيماني و اتحاد آنها با آمريكائي ها در مبارزه با جمهوري اسلامي ايران طي دو دهه اخير مطلع هستند پذيرفتن اين نكته كه انگليسي ها حتي در اقدامات تروريستي عليه مقامات كشورمان مشاركت داشته باشند پديده سختي نيست .
    بررسي اجمالي شرايط سياسي آن روز ايران در صحنه بين المللي و ماهيت روابط انگليس و آمريكا با جمهوري اسلامي ايران در مقطع زماني مورد نظر مي تواند در قضاوت راجع به اين بحران به ما كمك نمايد.
    اين حادثه يكسال پس از به قدرت رسيدن تاچر در انگليس 8 ماه پس از اخراج خبرنگار جاسوس بنگاه سخن پراكني بي بي سي از تهران 7 ماه قبل از شكست كارتر در انتخابات رياست جمهوري 6 ماه بعد از اشغال لانه جاسوسي آمريكا در تهران 5 ماه قبل از آغاز جنگ تحميلي يك ماه بعد از اعلام تحريم اقتصادي آمريكا عليه ايران كه بلافاصله با حمايت لندن مواجه گرديد و بالاخره 5 روز پس از دخالت نظامي مفتضح و شكست خورده آمريكا به خاك ايران (ماجراي طبس ) صورت گرفت .
    حادثه سفارت جمهوري اسلامي ايران در انگلستان اولين رويداد منفي در مجموعه تحولات مربوط به روابط تهران و لندن نبود . وقتي در ارديبهشت سال 1358 دولت جيمز كالاهان در جريان انتخابات كنار رفت و مارگارت تاچر رهبر حزب محافظه كار به نخست وزيري رسيد بلافاصله در سياست قبلي دولت انگليس در برسميت شناختن دولت ايران تجديد نظر كرد و سيل خارج ساختن اتباع كشور خود از ايران را كه در آن زمان از دو هزار نفر تجاوز نمي كردند آغاز كرد . در شهريور سال 1358 خبرنگار بي بي سي در ايران كه به كار جاسوسي اشتغال داشت به عنوان « عنصر نامطلوب » شناخته شد و اخراج گرديد. در آبان همان سال يك بيمارستان متعلق به انگليس به عنوان مركز جاسوسي تعطيل شد و كاركنان آن اخراج شدند. به دنبال ماجراي گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا در تهران وقتي تعدادي از ايرانيان با يك هواپيماي انگليسي به انگلستان وارد شدند از ورود آنها به لندن جلوگيري شد و در فرودگاه هيسترو آنها را بازداشت و بعضي را بشدت زخمي كردند و با هواپيماي بعدي به تهران فرستادند. پليس انگلستان به آنها گفته بود : « شما وحشي هستيد كه آمريكايي ها را گروگان گرفته ايد. »
    در فروردين ماه 59 در پي درخواست آمريكا از اعضاي بازار مشترك اروپا مبني بر تحريم اقتصادي و قطع روابط ديپلماتيك با ايران سفير انگلستان در تهران « جان گراهام » به عنوان اولين موافق اروپائي آمريكا براي بررسي اين تحريم تهران را ترك كرد.
    همچنين همانگونه كه اشاره شد حادثه اشغال سفارت ايران در لندن به فاصله چند روز پس از حمله آمريكا به طبس ودر شرائطي صورت گرفت كه مقامات لندن در آستانه وقوع حادثه سفارت خود در تهران را از وجود ديپلماتهاي انگليسي تخليه كرده بودند!
    براساس اعتراف صريح مقامات آمريكايي تنها رئيس دولت اروپايي كه در جريان حمله آمريكا به صحراي طبس قرار داشت مارگارت تاچر بوده است . زماني كه آمريكا براي نجات اعضاي سفارت خود در تهران راه نظامي را انتخاب كرد مسائل ديگري را نيز موردتوجه قرار داد و طرحهايي براي اجرا آماده كرد تا در صورت پيروزي يا شكست چنين حمله اي بتواند پيامدهاي قضيه را نيز تحت كنترل داشته باشد.چنانچه حدود دو ماه و نيم بعد يعني هيجدهم تير ماه 59 كودتاي نوژه و در سي و يكم شهريور ماه 59 حمله عراق را به دنبال داشت . حادثه سفارت ايران در لندن در آن زمان حالت يك داروي تسكين دهنده براي آمريكايي ها محسوب مي شد. غير از موارد فوق نكات ديگري پيرامون اين ماجرا وجود دارد كه مي تواند مويدي بر دخالت انگليسي ها در ارتكاب حادثه باشد.
    عليرغم گذشت 23 سال از اين حادثه هنوز دولت انگليس تروريستهاي عراقي حمله كننده به سفارت را به جمهوري اسلامي ايران تحويل نداده و حتي براي حفظ ظاهر جلسه فرمايشي براي محاكمه آنان نيز ترتيب نداده است . نكته ديگر اينكه در تاريخ ديپلماسي انگليس تاكنون سابقه نداشته كه سفارتخانه اي مورد تهاجم مسلحانه قرار گيرد. سفارت ايران بعلت نزديك بودن به كاخ سلطنتي از سيستمهاي امنيتي بسيار پيشرفته اي برخوردار است و هر گونه فعل و انفعالات مشكوك بسرعت مورد توجه نيروهاي امنيتي قرار مي گيرد. غير از اين اتباع خارجي مقيم انگليس شديدا تحت كنترل نيروهاي امنيتي مي باشند و هر يك از آنها جهت پاسخگويي موظفند هفته اي چندين ساعت در وزارت كشور انگليس به سوالات مامورين امنيتي پاسخ بدهند. در اين سوال و جوابها مامورين امنيتي كاملا از فعاليتهاي گذشته حال و آينده اتباع خارجي مطلع مي شوند و هر گونه توطئه را قبل از عمل در نطفه خفه مي كنند. لذا اقدامات تروريستي از سوي خارجي ها عليه سفارتخانه هاي موجود در انگليس يك امر تقريبا غير ممكن مي باشد.
    Mi 6 قبل از تهاجم به سفارت ايران در لندن نيروهاي طي دستورالعملي به وزارت امور خارجه انگليس مقامات اين وزارتخانه را از جزئيات برنامه هاي خود آگاه كرده و از آنها خواسته بودند جهت حفظ جان اتباع و كاركنان سفارتشان در تهران انها را به انگلستان فراخوانند. اين درخواست فورا عملي شد و همانگونه كه گفته شد سفير و افراد سفارتخانه با عنوان مشورت راجع به پيوستن به طرح آمريكا براي تحريم اقتصادي ايران تهران را ترك كردند.
    به هر حال اگر چه از آن ترور وحشيانه در لندن 23 سال مي گذرد ولي پرونده آن آدمكشي در وجدانهاي بيدار همچنان مفتوح است وانگليسي هاي بد سابقه بايد ابعاد اين جنايت شرم آور را روشن سازند.
    حادثه لندن نشان داد كه دولت انگليس كه امروز اينگونه به جان حكومت صدام افتاده است هم پيمان آن حكومت بوده و با رژيم هاي بغداد و واشنگتن همواره مثلث شومي را عليه انقلاب اسلامي ايران تشكيل داده اند. اگر چه انگليس و آمريكا صدام را كه تاريخ مصرفش براي آنان سپري شده است از ميان برداشتند ولي نگاه كينه توزانه و خصمانه خود را عليه جمهوري اسلامي ايران همچنان حفظ كرده اند. آمريكائيها و انگليسي ها دشمنان ما هستند و هر تصوري غير ازاين از جانب هر فردي يا نشان دهنده غرض ورزي و سرسپردگي اوست و يا از جهل و ناداني وي حكايت دارد.
    پاورقي :
    كتاب سبز وزارت خارجه
    چند روز قبل از حمله به سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن سفارت انگليس در تهران تخليه شده بود و ديپلماتهاي انگليسي به سرعت ايران را ترك كرده بودند
    حمله به سفارت ايران در لندن متعاقب مداخله نظامي آمريكا در صحراي طبس صورت گرفته بود
    در سال 1376 يك مامور سابق سازمان ) فاش ساخت در Mi 6 پليس مخفي انگليس ( حادثه اشغال سفارت ايران پليس اسكاتلند يارد طراح و برنامه ريز اصلي بوده است