روزنامه جمهوري اسلامي 09/02/1382 صفحه سياسي

  • عرفات بر سر دو راهي
  • يك پروفسور آلماني :
    آمريكائيها خروج خونيني از عراق خواهند داشت
  • *****
    عرفات بر سر دو راهي




  • به نظر مي رسد ياسرعرفات در انتهاي راهي قرار گرفته است كه 10 سال پيش با هزار اميد و آرزوي در جهت بدست گرفتن قدرت پاي در آن نهاده بود در 29 مرداد سال 1372 وقتي ياسر عرفات پيش نويس پيمان امضا شده ميان نمايندگان ساف و رژيم صهيونيستي در اسلو را مشاهده كرد چنان شادمان شده بود كه به قول مجله آلماني اشپيگل « احساس كرد توانسته است عصر زجر و ستم ملت فلسطين را به پايان ببرد » (1 ) اكنون 10 سال پس از آن رويداد تاريخي نه تنها از آن پيمان اثري نيست بلكه آمريكا و رژيم صهيونيستي به عنوان بانيان كشاندن عرفات به اين مسلخ سياسي و حيثيتي طرح حذف مطلق وي از صحنه سياسي فلسطين را دنبال مي كنند.
    در اين 10 سال عرفات ابتدا پيمان اسلو را امضا كرد سپس در واشنگتن دست رابين سركرده وقت حكومت تروريست اسرائيل را در برابر چشمان حيرت زده جامعه جهاني و در حضور رئيس جمهور آمريكا فشرد. بعد « اعلاميه اصول » را كه شرائط واگذاري حكومت خودگردان فلسطين را به وي تحميل مي ساخت درواشنگتن امضا كرد . آنگاه پس از 30 سال دوري در فلسطين وارد غزه شد و زمام امور تشكيلات خودگردان را با اختياراتي بسيار محدود و در مساحتي معادل 2 يا 3 درصد اراضي اشغالي عهده دار گرديد. او سپس به بهانه اصلاح منشور ملي فلسطين بندهاي ضد صهيونيستي آن را حذف كرد و با نتانياهو و پس از آن با باراك ملاقات ها و قراردادهاي بيشتري براي كسب اختيارات بيشتر در ازا تعهد خويش به مقابله با حركتهاي اسلامي فلسطين به امضا رساند.
    پيمان اسلو كه نقطه شروع حركت علني عرفات به سمت سازش با اسرائيل غاصب و كنار نهادن مبارزه با اين جرثومه فساد بود جلوه اي ديگر از حركتي بود كه دولتهاي عرب نيز به طور اعم از پائيز سال 1370 آغاز كرده بودند تا در سايه تبعات جنگ نفت و تحت هدايت آمريكا جبهه واحدي در كنار اسرائيل و در برابر عراق بسازند. ولي طي اين يك دهه روند جنايات و فشارهاي رژيم اشغالگر صهيونيستي در منطقه همچنان جريان داشت . جولان همچنان در اشغال صهيونيستها باقي ماند روند رو به تزايد ساخت شهرك هاي يهودي نشين در قلمرو زندگي فلسطينيان به موازات تخريب روزافزون خانه و كاشانه آنها تداوم يافت بيت المقدس شهري كه براي پيروان تمامي اديان آسماني منزلت و احترامي خاص دارد با سكوت و ضعف دولت هاي عرب و بي احتياطي صهيونيستها به افكار عمومي جهان اسلام به مقر حكومت اسرائيل تبديل گرديد و صهيونيستها فجيع ترين جنايات را در شرايط بي تفاوتي افكار عمومي جهانيان عليه ملت فلسطين مرتكب شدند.
    فاجعه قانا (بهار 1375 ) فاجعه مسجدالاقصي (پائيز 1379 ) فاجعه جنين (بهار 1381 ) و فجايعي از اين دست در برابر ديدگان بي تفاوت دولتها به وقوع پيوست . در عوض سازمانهاي اسلامي حزب الله جهاد اسلامي حماس و گردانهاي قدس فتح و ... به عنوان گروههاي تروريستي معرفي شدند و زير شديدترين ضربات و فشارها قرار گرفتند.
    صهيونيستها در اين 10 سال جبهه امتياز گيرنده بودند . آنها هرچه خواستند با حمايت آمريكا از عرفات در فلسطين و از دولتهائي كه دل به آستان حاكمان جنايت پيشه اسرائيلي دوخته بودند در سطح منطقه گرفتند. در اين مدت سازمان آزاديبخش فلسطين به كارگزار و مجري سياستهاي رژيم اشغالگر قدس در داخل اراضي اشغالي تبديل گرديد پرچم رژيم صهيونيستي در اردن به اهتزاز درآمد منشور ضد صهيونيستي ساف لغو شد قبح دوستي با غاصبين نزد اكثر دولتهاي حاكم بر كشورهاي اسلامي فرو ريخته شد و دولتهاي عرب به تحريم 50 ساله اسرائيل خاتمه دادند. اين حق اسرائيل نبود بلكه امتيازاتي بود كه دولتهاي منطقه به طور يكجانبه به صهيونيستها دادند. رفتار صهيونيستها و حاميان آمريكائي آنان درروند مذاكرات موسوم به صلح خاورميانه از ابتداي كنفرانس 1370 مادريد و به ويژه از زمان اجلاس اسلو به حدي زننده بود كه دولتهاي منطقه از همان ابتدا دچار تفرقه و انفعال شدند. و لذا از همان ابتدا آنچه كه جهانيان از خلال مذاكرات شاهدش بودند افزايش تحميلات سياسي صهيونيستها افزايش پيش شرط هاي غير قابل اجرا و تهديدات و كارشكني هاي آنان بوده است . شرطهائي كه عموما در جهت تضعيف جبهه متفرق دولتهاي عرب و منفعل تر ساختن دائمي آنان طرح و اعلام گرديده است .
    اين تحميلات و تهديدات كه با جنايات روزمره عليه فلسطينيان همراه بود دلائل روشني است كه نشان مي دهد صهيونيستها علاقه اي به صلح ندارند. بلكه هدف آنان و حاميان آمريكائي شان صرفا تحقير عرفات و منفعل ساختن روزافزون جايگاه دولتهاي حاكم بر كشورهاي اسلامي بوده است . دقيقا به همين دليل است كه هر بار رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين و يا دولتهاي عرب طرف مذاكره با اسرائيل به توصيه آمريكائي ها از يكي از مواضع خود عدول مي كنند صهيونيستها يك گام جلوتر مي آيند و براي بسط منافع خود خواسته ديگري را مطالبه مي كنند.
    در يك دهه اخير هيچ يك از رهبران عرب به اندازه عرفات باج سياسي به صهيونيستها نداد. بزرگترين خطايي كه وي مرتكب شده اين بود كه خود را به عنوان نماينده و متولي و قيم ملت فلسطين شاخص كرد. او تلاش كرد تا تحكيم قدرت خود در فلسطين را با تامين حقوق ملت اين سرزمين درهم گره بزند و اين دو را هم سنگ و هم معني وانمود سازد. در نتيجه همين تلاش بود كه پس از تامين دولت خودگردان بسياري از دولت هاي عرب خود را در برابر صهيونيستها خلع سلاح شده تصور كردند. عرفات در راستاي ايفاي نقش خود از يكسو تلاش كرد تا خود را دولت مورد اعتماد اسرائيل معرفي سازد و اعتماد صهيونيستها را جلب كند و از سوي ديگر كوشش نمود تا نقش يك فلسطيني دلسوز و فداكار براي ملت اين سرزمين را ايفا نمايد. اين نقش مزورانه اي است كه از ابتدا بطلان آن بر همه صاحبنظران و كارشناسان مسائل سياسي خاورميانه روشن بود. چرا كه اسرائيل اساس موجوديت خود را طي نيم قرن اخير همواره بر هدم ملت فلسطين استوار كرده است .
    به عبارت ديگر در خوش بينانه ترين تعريف عرفات هم صهيونيستها را قبول داشت و هم مردم فلسطين را. او منطق مبارزه با اسرائيل را به كلي به فراموشي سپرده بود و دنبال تامين زندگي فلسطينيان در كنار صهيونيستها بود. صهيونيستهايي كه به خون صاحبان اين سرزمين تشنه اند. امام خميني رضوان الله تعالي عليه در يكي از ديدارهاي خود با رهبران انتفاضه به اين تفكر خاص عرفات اشاره اي داشته اند آنجا كه مي فرمايند : « مردم تا وقتي كه يك نفر يهودي در آنجا هست بايد بايستند و كار را تمام كنند همان طور كه ما كرديم و با ايستادگي كار تمام مي شود. بدانيد اين معني را الان به دست و پا افتاده اند اسرائيلي ها الان دارند عرفات را ترويج مي كنند براي اينكه قائل به اين است كه يهود هم باشد ما هم باشيم . در صورتي كه يهود نبايد آنجا باشد هيچ وقت . بايد مردم بايستند و كساني كه مخالفت با اين مسائل دارند از جرگه خودشان خارج كنند و پافشاري كنند تا كار درست شود و ان شاالله درست مي شود . (2 ) »
    مع الوصف و عليرغم حسن نيتي كه عرفات در عمل نسبت به صهيونيستها داشت بيش از ساير سياستمداران و رهبران عرب خاورميانه مورد تحقير و توهين آمريكا و رژيم صهيونيستي قرار گرفت .
    امروز حاصل آن امتيازدهي ها و سازش ها و همكاريها اين شده كه آمريكا و اسرائيل يكصدا سخن از ضرورت حذف عرفات و جايگزين شدن يكي از مهره هاي خود در هرم قدرت تشكيلات خودگردان به نام « ابومازن » به ميان مي آورند.
    عرفات در يك دهه اخير نه آنقدر به صهيونيستها وابسته بود كه اكنون كس ديگري را بر وي ترجيح ندهند و نه آنقدر به ملت فلسطين تعلق داشت كه مردم و گروههاي اسلامي فلسطين وي را از آن خود بدانند. در نتيجه مورد بي مهري و بي اعتنائي هر دو جبهه قرار گرفت و اين راهي بود كه خود آن را برگزيد.
    لذا عرفات در امتداد راهي كه از پيمان اسلو در 1372 آغاز كرده اكنون در سال 1382 خود را در معرض سقوط مي بيند به اعتقاد اكثر ناظران و تحليلگران مسائل سياسي خاورميانه وي اكنون 2 راه بيشتر در پيش روي خود ندارد . يا بايد تمامي ملاحظات اخلاقي يا انساني با مردم فلسطين را كنار بگذارد و به جبهه صهيونيستها بپيوندد و به مثابه بازوي آنان كمر به نابودي ملت فلسطين ببندد و از اين طريق قدرت رويايي خود را بازيابد و يا آنكه به مردم بپيوندد و به انتفاضه و قيام اسلامي ملت زجر كشيده فلسطين احترام بگذارد و از حقوق تضييع شده آنان صادقانه دفاع كند. هيچ راه سومي براي انتخابات در برابر عرفات وجود ندارد. ملت فلسطين از كساني كه خود را فلسطيني مي شمارند ولي آب به آسياب دشمنان مردم فلسطين مي ريزند لطمه هاي فراوان خورده اند براي آنان « رژيم صهيونيستي » و گرايش صهيونيستي تفاوتي ندارد.
    عرفات بايد با مرور عملكرد گذشته خود و ارزيابي نقاط قوت و ضعف خويش در فلسطين و سپس بررسي نتيجه و معدل اين عملكرد با خود بينديشد كه در كجاي فلسطين و در كدامين جبهه آن جاي دارد. به ملت تعلق دارد و يا به دشمنان آنها ولي يقينا او تنها به يكي از اين دو متعلق است . زيرا جمع ميان فلسطين و اسرائيل جمع اضداد است . جمعي كه از بنيان ناممكن و محال است .
    پاورقي :
    1 ـ هفته نامه اشپيگل ـ هفته نامه دوم شهريور 1372 ـ بولتن مطبوعاتي وزارت ارشاد اسلامي
    2 ـ صحيفه نور جلد21 ص 192
    عرفات در يك دهه اخير نه آنقدر به صهيونيستها وابسته بود كه اكنون كس ديگري را بر وي ترجيح ندهند و نه آنقدر به ملت فلسطين تعلق داشت كه مردم و گروههاي اسلامي فلسطين وي را از آن خود بدانند. در نتيجه مورد بي مهري و بي اعتنائي هر دو جبهه قرار گرفت و اين راهي بود كه خود آن را برگزيد.

  • *****
    يك پروفسور آلماني :
    آمريكائيها خروج خونيني از عراق خواهند داشت




  • پرفسور « گونتر ماير » استاد رشته علوم سياسي دانشگاه ماينس آلمان و رئيس اتحاديه اروپايي براي مطالعات خاورميانه دراين كشوراعلام كرد : مردم عراق هرگز يك دولت دست نشانده آمريكا را نخواهند پذيرفت .
    وي گفت : احتمالا بحران عراق با ترك خونين سربازان آمريكايي از اين كشور به پايان خواهد رسيد.
    وي در گفت وگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي در برلين افزود : گرچه آمريكا در جنگ نظامي پيروز شد اما امكان و شانس برقراري صلح و ثبات در يك عراق دمكراتيك بسيار كم است .
    اين صاحبنظر برجسته آلماني گفت : هم اينك نيز پيش بيني مي شود كه مقاومت شديدي از سوي گروههاي مختلف عراقي عليه آمريكا صورت گيرد.
    ماير افزود : من نگران اين امر هستم كه در جنوب عراق يك جنگ عليه قدرت اشغالگر كه براي مدت ها نيز ادامه خواهد داشت بروز كند.
    وي تاكيد كرد : بدين ترتيب جنوب عراق نيز نه تنها صلحي به خود نمي بيند بلكه گرفتار هرج و مرج خواهد شد.
    ماير گفت : اين در حالي است كه ما يك منطقه نسبتا باثبات در شمال و تحت كنترل كردها خواهيم داشت .
    اين پروفسور آلماني كه رئيس مركز تحقيق جهان عربي در شهر ماينس آلمان نيز مي باشد در ادامه افزود : آمريكا هم اكنون با اين تجربه روبرو خواهد شد كه امكان دسترسي به ثبات در عراق با حضور بيشتر نظامي افزايش نخواهد يافت .
    ماير همچنين با اشاره به عمليات استشهادي حزب الله در لبنان كه نيروهاي آمريكايي را به ترك اين كشور مجبور كردند گفت : ما شاهد بوديم كه حزب الله نيز ارتش اسرائيل را از جنوب لبنان خارج كرد و اينها نشانه هايي هستند كه اهميت آنها از سوي آمريكايي ها براي عراق نيز خيلي دست كم گرفته شده است .
    ماير پيرامون ميزان موفقيت جي گارنر ژنرال آمريكايي در عراق نيز اظهار داشت از آنجا كه گارنر در آمريكا به عنوان لابي و حامي اسرائيل معروف است مطمئنا در ديد مردم عراق نيز از محبوبيتي برخوردار نخواهد بود.
    ماير با تاكيد بر اينكه دسترسي به يك راه حل مسالمت آميز در عراق صرفا از طريق سازمان ملل ميسر خواهد بود افزود : اما آمريكا كه جنگ را انجام داده است هم اكنون نيز قصد دارد به هر قيمت يك دولت طرفدار اين كشور را در عراق به قدرت برساند.
    اين استاد آلماني درباره امكان حضور احمد چلبي در راس دولت آينده عراق نيز گفت : گرچه احمد چلبي از حمايت كامل آمريكا برخوردار و در نزد آنها از محبوبيت بسيار خوبي برخوردار است اما چلبي يك بانكدار كلاهبردار است و مطمئنا در ميان شيعيان عراق از هيچ حمايتي برخوردار نيست .
    وي در ادامه پيرامون شرايط جاري در عراق گفت : هم اينك ديدگاههاي متفاوتي براي حكومت آينده عراق از ايده ايجاد يك جمهوري اسلامي مثل ايران شروع شده و به درخواست براي برقراري يك دمكراسي پلوراليسم غربي نيزختم مي شود.
    ماير اضافه كرد : اين در حاليست كه گروههاي كرد عراقي نيز علايق و ديدگاههاي متفاوتي با يكديگر دارند و مناقشات بر سر كركوك به عنوان مركز يك منطقه خودمختار كه در برگيرنده تمايل تركيه باشد نيز يك بحران مهم ديگر است .
    وي تاكيد كرد : مشكلات اصلي در عراق ناشي از علايق متفاوت نيروهاي خارجي در اين كشور است .
    ماير افزود : اين درحاليست كه آمريكا هنوز هم خود را به عنوان يك ناجي كه براي عراق دمكراسي را به ارمغان آورده مي داند اما مردم عراق ناجي بودن آمريكا را نمي پذيرند.
    اين استاد آلماني همچنين گفت : آشكار است كه آمريكا به ويژه علايق ژئواستراتژيكي خود در منطقه را دنبال مي كند و هدف آن بيشتر دسترسي به نفت و بازسازي عراق توسط شركت هاي آمريكايي تا آزادي مردم اين كشور است .
    وي در پايان گفت : بازسازي عراق نيز قرار است كمك بزرگي به اقتصاد بيمار آمريكا باشد.