روزنامه جمهوري اسلامي 08/02/1382 صفحه سياسي

  • نژادپرستي سازمان يافته در تشكيلات پليس انگليس
  • جنگ عراق سرپوشي بر جنايات اسراييل
  • جنايتكاران جنگي آمريكا چگونه بايد مجازات شوند
  • *****
    نژادپرستي سازمان يافته در تشكيلات پليس انگليس


  • فرماندهان پليس انگليس معتقدند به رغم 10 سال تلاش هنوز نژادپرستي سازمان يافته در داخل اين تشكيلات حضور داشته و عمل مي كند.
    روزنامه « اينديپندنت » ازقول يكي از فرماندهان پليس متروپوليتن انگليس نوشت به رغم تلاشهاي صورت گرفته در خصوص مسايل نژادي تشكيلات پليس هنوز بطور سازماني نژادپرست باقي مانده است . فرمانده واحد ضد نژادپرستي در اسكاتلند يارد (تشكيلات مركزي پليس انگليس ) در مصاحبه با نشريه چاپ لندن تصديق كرد پليس در اين كشور هيچگاه فارغ از اين عيب نبوده است .
    خانم « كرسيدا ديك » در توجيه اين امر گفت تصور وضعيتي كه در آن ما اعلام كنيم ديگر نژادپرستي سازمان يافته نداريم بسيار مشكل است زيرا اين موضوع به ساختار اجتماع گوناگوني قدرت و نحوه عملكرد نهادهاي آن باز مي گردد. وي در دفاع از پليس متروپوليتن (شهري ) انگليس مدعي تلاشهاي صورت گرفته براي حذف برخوردهاي نژادپرستانه از رفتار اعضاي آن طي سالهاي گذشته و پيشرفت در اين زمينه شد.
    10 سال پيش قتل « استفن لارنس » يك جوان سياهپوست در جنوب شهر لندن و كوتاهي پليس و تشكيلات قضايي انگليس در روشن نمودن علت اين ماجرا و عوامل ارتكاب آن منجر به بحثي عمومي در ميان مطبوعات و افكار عمومي اين كشور در خصوص برخورد تبعيض آميز پليس با پرونده قربانيان غيرسفيدپوست شد . سال 1376 در پي روي كار آمدن حزب كارگر « توني بلر » دستور داد يك كميته ويژه به سرپرستي « ويليام مك فرگسون » موضوع قتل لارنس سياه پوست را بررسي نمايد. درهمان زمان يك رسيدگي قضايي نشان داد اين جوان سياهپوست توسط پنج سفيد پوست در حمله اي بي دليل و نژادپرستانه با ضربات چاقو به قتل رسيده اما در جريان رسيدگي جنايي به اين پرونده تمامي متهمين آن به بهانه نبود شاهد و فقدان مدرك بيگناه شناخته شده و رها گرديدند.
    كميته « مك فرگسون » در سال 1378 به صراحت اعلام كرد پرونده لارنس به خاطر آلودگي پليس انگليس به « نژادپرستي سازمان يافته » به نتيجه مطلوب و مجازات مجرمين نرسيده است . شواهد ارايه شده از سوي اين كميته تحقيقي رسمي و دولتي در كوتاه مدت منجر به تضعيف روحيه در ميان افسران پليس انگليس و دامن زدن به سوتفاهم ميان آنها و اقليتهاي نژادي در اين كشور شد. واحد ضدنژادپرستي در اسكاتلنديارد و عمل به توصيه هاي كميته فرگوسن براي زدودن « نژادپرستي سازمان يافته » از درون اين تشكيلات در پي اين وقايع شكل گرفت .
    اما روزنامه اينديپندنت به نقل از فرمانده اين واحد از استمرار رفتارهاي نژادپرستانه از سوي پليس انگليس به رغم تلاشهاي 10 سال گذشته خبر مي دهد . بر اساس آمارهاي رسمي كه تاكنون منتشر شده است هم اينك افراد سياهپوست انگليسي هشت برابر سفيدپوستها در اين كشور تحت بازجويي و تفتيش پليس قرار مي گيرند اما تنها 10 درصد اين فعاليتهاي پليس منجر به پيگرد قضايي مي شود. همزمان با دهمين سالگرد قتل لاينحل استيفن لارنس سياهپوست در لندن معاون وزير كشور انگليس هم تاييد كرد نظام قضايي اين كشور براي برخورد با پرونده هاي قربانيان اقليتهاي نژادي هنوز كارهاي زيادي بايد انجام دهد.
    به گزارش شبكه خبري بي .بي .سي « لرد فالكونر » گفت كه تراژدي لارنس در قتل بي رحمانه اين جوان ساهپوست خلاصه نمي شود بلكه نشانگر شكست نظام حقوق كيفري پليس دادسراها و دادگاهها در اجراي عدالت براي خانواده لارنس مي باشد. انگليس و بخصوص شهر لندن در پي موج مهاجرتها طي دهه 1340 از حوزه كاراييب برخي كشورهاي آفريقايي هند پاكستان بنگلادش و سريلانكا به اين كشور هم اينك داراي يكي از متنوع ترين بافتهاي چندنژادي در ميان كشورهاي اروپايي است .
    پس از وقايع 20 شهريور سال 1380 در آمريكا و اخيرا در پي بالاگرفتن مباحث بر سر بحران عراق موضوع مهاجرت اقليتهاي نژادي ساكن اين كشور و اعمال تبعيض عليه آنان توسط ارگانهاي مختلف دولتي به يكي از مباحث عمده اجتماعي در اين كشور مبدل شده است .
    لندن ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي

  • *****
    جنگ عراق سرپوشي بر جنايات اسراييل


  • پايگاه اينترنتي « اسلام آن لاين » گزارش داد به نظر مي رسد پايان ناگهاني مرحله به اصطلاح آزادسازي عراق براي بسياري از مردم اين كشور ناراحت كننده است . پايان جنگ در عراق براي افرادي كه خبرهاي سرگرم كننده « الصحاف » وزير اطلاع رساني اين كشور را از دست دادند و افرادي كه از توجه افكار عمومي به عراق استفاده كردند تا بر تمام جرائم خود در مدت زمان اين جنگ سرپوش بگذارند يك شگفتي ناخوشايند بود.
    « اسراييل » هر فردي را كه در مقابل اين رژيم ايستاد نابود كرد و در اين ميان نه تنها فلسطيني ها بلكه فعالان سازش را نيز كشت . كشتن افراد غيرنظامي پديده اي جهاني شده است و سرزمين فلسطين از خون فلسطيني ها و افراد ديگر اشباع شده است .
    در 24 فروردين « تام هرندال » شهروند 21 ساله انگليسي ساكن لندن در حال امدادرساني به كودكان فلسطيني در اردوگاه « رفح » واقع در « غزه » از ناحيه سر هدف گلوله اسراييلي ها قرار گرفت و هنوز در حالت اغما به سر مي برد . در 16 فروردين « برايان آوري » شهروند 24 ساله آمريكايي از ايالت « نيومكزيكو » در منطقه « جنين » از ناحيه صورت هدف آتش مسلسل اسراييلي ها قرار گرفت . در 25 اسفند يك بولدوزر اسراييلي « راشل كوريه » شهروند 23 ساله آمريكايي (از شهر « المپيا » واقع در ايالت واشنگتن ) را كه تلاش مي كرد مانع تخريب منزل يك فلسطيني در رفح واقع در غزه شود زير گرفت و او را كشت . در دوم آذرماه سال 1381 شهروند ايرلندي در حالي كه تلاش مي كرد سربازان اسراييلي را از تيراندازي به سوي كودكان دبستاني فلسطيني در جنين بازدارد از ناحيه پا زخمي شد.
    فعالان بين المللي صلح در زمان حاضر با يكهزار و 900 فلسطيني اعلام همبستگي كرده اند كه از شهريور 1379 تاكنون به دست سربازان و شهرك نشينان اسراييلي كشته شده اند و رسانه هاي جهاني تحت كنترل صهيونيست ها از آنها نام نبرده اند. رسانه هاي جهاني تحت كنترل صهيونيست به طور فريبكارانه و غيراخلاقي از عبارت به اصطلاح « مبارزه با تروريسم » براي پوشش دادن چنين اعمال وحشيانه يا توجيه اين اعمال به عنوان بخشي از جنگ استفاده كرده اند.
    هيچ يك از غول هاي رسانه اي آمريكا يا انگليس به نام فعالان آمريكايي يا انگليسي صلح كه در فلسطين كشته شدند احترام نمي گذارد هيچيك از خروجي هاي رسانه هاي آمريكايي يا انگليسي كه همواره از مبارزه بي امان جهان آزاد با عوامل تهديدكننده آزادي مردمسالاري امنيت يا تمدن غرب سخن گفته اند از كشته شدن اين فعالان سخن نگفته اند. اما چرا زيرا اين فعالان انگليسي و آمريكايي كه به دست اسراييل كشته شدند (به زعم آمريكا و انگليس ) در كنار بربرها و تروريست ها بودند.
    آمريكا و انگليس كه از حقوق بشر سخن مي رانند نسبت به كشته شدن شهروندان خود نيز هيچ اقدام جدي به عمل نياورده اند. اما نبايد از نحوه پوشش خبري رسانه هاي غرب در اين خصوص شگفت زده شد زيرا اين اولين بار در تاريخ روابط آمريكا و اسراييل نيست كه آمريكا چشم خود را به روي تجاوزهاي اسراييل مي بندد حتي اگر قربانيان اين تجاوز شهروندان خود آمريكا باشند.
    با نگاهي به تاريخ و اينكه چگونه دولت هاي انگليسي اعمال اوباش صهيونيست را عليه نيروهاي اشغالگر انگليسي (كه راه را براي پيشروي صهيونيست ها به سوي سرزمين موعود هموار كردند) ناديده گرفتند آنگاه نحوه برخورد رسانه هاي آمريكا نسبت به كشته شدن فعالان آمريكايي جاي تعجب پيدا نخواهد كرد. اسراييل نسبت به بزرگترين متحد خود تاريخچه طولاني از تهاجم دارد.
    اين داستان به سال 1333 بازمي گردد زماني كه دولت اسراييل توطئه كرد تا تاسيسات آمريكايي را در قاهره و اسكندريه منفجر كند و شهروندان مصري را عامل اين توطئه معرفي كند. اما اين توطئه به طور تصادفي خنثي و افشا شد. اين حادثه به نام عامل آن كه وزير جنگ وقت اسراييل بود « حادثه لاون » ناميده شد.
    اسراييل بار ديگر در سال 1346 بااستفاده از هواپيماهاي جت بدون آرم و اژدرافكن كشتي « يو.اس .اس .ليبرتي » نيروي دريايي آمريكا را در شبه جزيره « سينا » بمباران كرد. در اين بمباران 31 خدمه آمريكايي كشته و يكصد و 70 تن ديگر زخمي شدند. اسراييلي ها درصدد برآمدند اين كشتي را غرق و افراد روي عرشه را به قتل برسانند و براي تيره كردن روابط ميان مصر و آمريكا شهروندان مصري را عامل اين بمباران معرفي كنند.
    عمل گرايي غيراخلاقي در سياست هاي آمريكا و انگليس كه هر روز متناسب با منافع و مصالح فاسد اقليت سياسي حاكم محدودتر مي شود پاسخ به اين طنز تلخ متناقض در رسانه هاي دو كشور است .

  • *****
    جنايتكاران جنگي آمريكا چگونه بايد مجازات شوند




  • روزنامه « كريسشن ساينس مونيتور » روز سه شنبه هفته گذشته گزارش داد : با دستگيري تدريجي مقامات عراقي تحت تعقيب آمريكا بازجويي و محاكمه جنايتكاران جنگي عراق كه يكي از مهمترين و حساسترين مراحل سياست آمريكا در تغيير رژيم صدام است در حال شكل گيري است . روزنامه مزبور در گزارش خود ادعا كرده است اين محاكمات نه تنها فرصتي است براي اجراي عدالت در ارتباط با لطماتي كه به آمريكايي ها وارد شده بلكه فرصتي براي به يادآوردن ماهيت ددمنشانه حكومت صدام حسين است به ويژه براي كشورهايي كه با استفاده از نيروي نظامي عليه عراق مخالف بودند.
    « كريسشن ساينس مانيتور » بدون آنكه كمترين اشاره اي به تعرض جنايت بار آمريكا و انگليس نمايد تنها يك سوال مطرح كرده است و آن اينكه چه كسي محاكمه شخصيتهاي كليدي رژيم صدام را برعهده خواهد گرفت به نوشته « كريسشن ساينس مانيتور » مقامات آمريكايي وعده داده اند كه اين جنايتكاران از سوي خود عراقي ها محاكمه خواهند شد اما آمريكا حق مجازات آنهايي را كه در طول جنگ سال 70 ـ1369 خليج فارس در رابطه با نيروهاي آمريكايي مرتكب جنايت شدند براي خود محفوظ نگه داشته است . به گفته « دبليو هيس پاركس » دستيار ويژه دادستان ارتش آمريكا واشنگتن مدعي است كه سربازان عراقي در طول جنگ سال 70 ـ 1369 خليج فارس اسراي جنگي آمريكا را مورد شكنجه قرار دادند آنها را از غذا محروم كردند و وادار به خواندن بيانيه هاي تبليغاتي كردند.
    واشنگتن اعلام كرده است كه اين عاملان جنايات جنگي را در دادگاههاي نظامي و غيرنظامي آمريكا محاكمه مي كند و دادگاه بين المللي رسيدگي به جنايات جنگي را كه نه آمريكا و نه عراق هنوز آن را به رسميت نشناخته اند معتبر نمي داند. با اين همه روزنامه مزبور به سئوالات متعددي كه در ذهن مخاطبان اين نشريه خطور كرده پاسخ نداده است . سئوال اين است كه اگر جنگ دفاعي عراقيها در برابر تهاجم نيروهاي آمريكائي در سال 70 ـ1369 از ديد روزنامه « كريسشن ساينس مانيتور » جنايت است و عوامل اصلي آن بايد محاكمه شوند تجاوز نظامي آمريكا به اين كشور و جناياتي كه نظاميان آمريكائي در آن جنگ مرتكب شدند چه مجازاتي خواهد داشت


    جنگ جاري آمريكا در عراق مورد زنده تري براي مثال است . چه كسي به آمريكائيها اجازه داد كه از آن سوي كره خاكي نظاميان خود را با انواع جنگ افزارهاي كشتار جمعي به منطقه خليج فارس بفرستند تا سرزمين عراق را از زمين و هوا مورد حمله قرار دهند تماميت ارضي و حاكميت ملي آن كشور را نقض كنند هزاران نفر غيرنظامي را به مسلخ بفرستند و چندين برابر آنان را مصدوم و مجروح و آواره كنند مجازات نظامياني كه بدون اجازه سازمان ملل و در شرائط مخالفت تمامي افكار عمومي جهان به جنگ و جنايت و ويرانگري و آتش افروزي در عراق پرداختند چيست
    منابع خبري آمريكا فاش كرده اند كه در جنگ 21 روزه نظاميان آمريكائي و انگليسي در عراق متجاوز از 12 هزار غيرنظامي عراق جان باخته اند. مجازات قاتلان اين عده چيست و اين گونه جنايتكاران جنگي عمدتا آمريكائي كجا و چگونه بايد محاكمه شوند مردم عراق در اربعين سالار شهيدان كربلا در تجمعات ميليوني خود با صدائي رسا فرياد زدند كه حضور نيروهاي اشغالگر آمريكائي را در كشورشان نمي خواهند.اين نظاميان ناخوانده و بدسابقه چگونه بايد از سرزمين اسلامي عراق رانده شوند و مردم سالاري مضحك آمريكايي را چگونه مي توان به تمكين و احترام به خواست ملت ستمكشيده عراق وادار ساخت
    اينها سوالاتي است كه روزنامه « كريسشن ساينس مانيتور » در مقاله خود به هيچيك از آنها پاسخ نداده است . اين روزنامه در شرائطي كه تلاش كرده تا براي مخاطبان خود تنها عراق را به عنوان « كانون جرم و جنايت » معرفي كرده و به نظاميان مداخله گر آمريكائي لباس آزاديخواهي بپوشاند به استدلالهاي آمريكائي براي توجيه جنايات كشورش در عراق روي آورده مي نويسد : « جان كانيچ » استاد حقوق دانشگاه « روجر ويليامز » بريستول با توجه به سنت بنا نهاده شده پس از جنگ جهاني دوم كه متحدين فرماندهان عالي رتبه ژاپني و آلماني را محاكمه كردند و محاكمه مقامات رده پاييني را به كشورهاي مربوطه محول كردند از احتمال زياد محاكمه مهره هاي اصلي رژيم عراق از سوي آمريكا سخن گفت .
    بعضي مفسران سياسي معتقدند اصرار آمريكائيها به محاكمه مهره هاي اصلي رژيم عراق در آمريكا هيچگونه تخطي از سنتي كه « جان كانيچ » مدعي آن است نمي باشد. زيرا در پايان جنگ دوم جهاني نيز مسئوليت قضاوت و داوري در محاكمه سران رژيم نازي را كساني بر عهده داشتند كه دست دولت متبوعشان به خون بيش از يك ميليون غيرنظامي در دو شهر هيروشيما و ناكازاكي كه با بمب اتمي مدعيان دمكراسي جان باخته بودند آغشته شده بود.
    اگر اقدام دفاعي عراقيها در كشورشان عليه آمريكا از ديد روزنامه « كريسشن ساينس مانيتور » جنايت است اقدام آمريكائيها در تجاوز به حاكميت ملي و تماميت ارضي عراق و كشتار مردم آن سامان و غارت منابع آن كشور چه مفهومي دارد