روزنامه جمهوري اسلامي 07/02/1382 صفحه عقيدتي
*****
نقش « وقف » در اقتصاد اسلامي




  • قسمت اول
    سعيد خومحمد خيرآبادي
    مقدمه
    « وقف » افتخاري از افتخارات دين حنيف اسلام و نمونه اي منحصر به فرد است كه به تفوق آن بر اصول و اديان ديگر ممتاز مي باشد و بررسي آن از ابعاد مختلف خدمتي براي اسلام است كه به خواست خداوند نتيجه سودمندي دربر خواهد داشت .
    وقف از باسابقه ترين ميراثهاي ارزشمند اسلامي است كه از صدر اسلام تاكنون در همه ي جوامع اسلامي سخت مورد توجه بوده و به رغم همه ي نوسانها و حوادث و دگرگونيها و بلاها و مصيبتهايي كه در عمر طولاني خود با آنها دست به گريبان بوده آثار بسيار ارزشمند و موثري در زمينه هاي گوناگون فرهنگي اجتماعي اقتصادي و... برجاي گذاشته است و همچنان مي تواند به عنوان يكي از موثرترين عوامل در اين جنبه ها و زمينه ها در جوامع اسلامي مطرح باشد. در اين مقاله آثاري كه اين سنت ديرپاي نبوي مي تواند بر اهداف نظام اقتصادي اسلام (به معناي عام ) داشته باشد و يا داشته است به طور مختصر مورد بررسي قرار گرفته اند.
    مطالب اين مقاله در سه بخش تنظيم و تدوين شده است :
    بخش 1 : نظام اقتصادي اسلام .
    بخش 2 : اهداف نظام اقتصادي اسلام
    بخش 3 : تاثير وقف بر تحقق اهداف نظام اقتصادي اسلام .
    بخش اول : نظام اقتصادي اسلام
    1 ـ.1 تفاوت مكتب اقتصادي و علم اقتصاد
    مكتب اقتصادي عبارت است از شيوه ي حل مسايل اقتصادي كه در هر جا به نحوي از آن پيروي مي شود. ولي علم اقتصاد دانشي است كه پديده هاي اقتصادي را تفسير و روابط آنها را با يكديگر تعيين مينمايد.
    به فشردگي مي توان گفت : مكتب روش ولي علم تفسير است . « شهيد سيدمحمدباقرصدر » (1 ) و به پيروي از او بسياري از پژوهشگران اقتصاد اسلامي يادآور شده اند كه بايد مقوله ي « اقتصاد اسلامي » را كه مكتب است با علم از يكديگر بازشناخت . زيرا در نظام اسلامي هيچ يك از حوادث و قوانين اقتصادي تجزيه و تحليل نشده (تا علم اقتصاد باشد) بلكه اين نظام به عنوان يك برنامه ي اقتصادي كه از ساير طرحها بهتر دانسته شده براي جامعه ي اسلامي لازم الاجرا دانسته شده است .
    از اين رو نظام اسلامي جنبه مكتبي دارد و نه علمي . البته قلمرو مكتب اقتصادي نيز (همانند علم اقتصاد) تنها توزيع ثروت نيست و شامل توليد نيز مي شود. زيرا بحث از توليد يا توزيع تا هنگامي كه با روش و هدف مخصوص به آن تعقيب شود جنبه ي مكتبي آن محفوظ است . اما اين ارتباط و وابستگي علم اقتصاد با مكتب اقتصادي نبايد موجب شود كه جنبه هاي علمي و مكتبي مطالعات اقتصادي را در هم آميخت .
    علت اين كه عده اي اسلام را فاقد يك نظام اقتصادي دانسته اند اين نكته است كه بين مطالعات علمي و مطالعات مكتبي تفاوتي قايل نمي شوند.
    آنان مي گويند چون مباحثي كه در آثار اقتصادي آدام اسميت ريكاردو و ديگران درباره ي قوانين اقتصادي توليد توزيع و... آمده در اسلام به چشم نمي خورد بنابراين اقتصاد اسلامي مطرح نمي باشد.
    مكتب اقتصادي به هر قاعده ي اساسي كه با باور عدالت اجتماعي ارتباط يابد گفته مي شود در حالي كه علم اقتصاد شامل هر نظريه اي است كه رويدادهاي عيني اقتصادي را دور از هرگونه انديشه ي عدالت خواهي و پيش ساخته ي ذهني تفسير مي كند. از اين رو مفهوم عدالت حدفاصل مكتب و علم و به منزله ي شاخصي است كه افكار مكتبي را از نظريه هاي علمي جدا مي كند. عدالت به خودي خود جنبه ي علمي ندارد و با ابزار علمي قابل ملاحظه و آزمايش نيست بلكه يك دريافت اجتماعي است .
    بحث از مالكيت خصوصي آزادي اقتصادي لغو بهره ملي كردن ابزار توليد و... كه با مفهوم عدالت مرتبط است جنبه ي مكتبي و بحث از قانون عرضه و تقاضا بازده نزولي و... كه حاكي از حقيقتي عيني و ثابت هستند جنبه ي علمي دارند . (2 )
    2 ـ.1 وظيفه و كار اصلي محقق در مكتب اقتصاد اسلامي كشف است نه تكوين و تاسيس برخلاف سرمايه داري و سوسياليسم كه هدفشان ابداع و تاسيس است . دليل اين تمايز اين است كه برخلاف سرمايه داري و سوسياليسم در استخراج نظام اقتصادي اسلام از منابعي استفاده مي شود كه عبارتند از : حقوق احكام مفاهيم پيشنهادي اقتصادي اسلام كه از قبل وجود دارند. زيرا اسلام مكتب الهي است كه تمام ابعاد آن ازجمله بعد اقتصادي از سوي پروردگار جهان به وسيله ي وحي بر پيامبر اكرم نازل شده است .
    از اين رو وظيفه ي دانشمندان محققان و فقيهان كشف اجتهاد و رسيدن به آن است نه تاسيس و وضع آن .
    منابع اصلي شناخت مكتب اقتصادي اسلام نيز همان منابع شناخت ساير بينشها و احكام فقهي اسلام يعني كتاب و سنت است . از اين رو بايد توجه داشت كه روش بحث و بررسي در اقتصاد اسلامي با آنچه در مكتبهاي اقتصادي ديگر مطرح مي شود متفاوت است . زيرا در آن مكتبها بررسي كننده ي آنها به طور آزاد مي تواند ازابتدا نيازهاي يك نظام اقتصادي را مورد مطالعه و كاوش قرار دهد. در صورتي كه يك محقق و متفكر اسلامي بايد نظام اقتصادي اسلام را از مفاد احكام فقهي و مضمون ديگر منابع اسلامي استنباط و كشف كند و روشن است كه اين كار تنها براساس روش اجتهاد ميسر است . (3 )
    3 ـ.1 مطالب گذشته به اين معنا نيست كه مكتب اسلام درباره ي روابط حقيقي حاكم در يك نظام اقتصادي ديدگاهي ندارد و ما نمي توانيم علم اقتصاد اسلامي داشته باشيم . براي شناخت اقتصاد اسلامي در بخش روابط حقيقي حاكم در يك نظام اقتصادي مبتني بر اسلام و تحليل و تفسير آن روابط علاوه بر شناخت دقيق و كامل مكتب اقتصادي اسلام به استفاده ي از روشهاي علمي و تحليلي نيز نياز است كه معمولا از آنها در علم اقتصاد بحث مي شود.
    البته تحليلهاي مذكور در صورتي دقيق و درست خواهد بود كه به چارچوبهاي مكتب كاملا توجه شود. همچنين از نقش جهان بيني اسلامي و معيارهاي عملي و ارزشي آن غفلت نشود. يعني هم به اجتهاد و آگاهي محققانه به مباني استنباط فقهي بسيار نياز است و هم نمي توان از آگاهي كامل به مباحث فني و علمي اقتصادي بي نياز بود. بدين ترتيب است كه ضرورت هماهنگي دقيق و همه جانبه ميان حوزه و دانشگاه روشن مي شود . (4 )
    دكتر انس زرقا در مقاله اي درصدد اثبات اين مطلب برآمده است كه اقتصاد يك علم نظري محض (مانند فيزيك و...) نيست و فاقد احكام ارزشي نمي باشد و نيز اسلام اگرچه اساسا دستوري است اما از مفاهيم اثباتي (نظري ) درباره ي واقعيتهاي اقتصادي عاري نيست . وي در ادامه براي اثبات وجود مفاهيم اثباتي در قرآن و سنت موارد و شواهدي را يادآور شده است . به عنوان نمونه با ذكر آيه ي (ولو بسط الله الرزق لعباده لبغوا في الارض )(5 ) اگر خدا روزي بندگانش را گشايش دهد در زمين سركشي مي كنند . و آيه ي (ان الانسان ليطغي ان راه استغني )(6 ) حقا كه انسان طغيان مي كند اگر خود را بي نياز ببيند معتقد است كه اين دو آيه به يكي از آثار افزايش قابل توجه ثروت و درآمد بر رفتار انسان اشاره مي كند (كه يك مفهوم اثباتي است ) و به نظر نمي رسد كه اقتصاددانان به اين ارتباط توجه داشته باشند.
    وي ضمن برشمردن آيات و رواياتي در اين زمينه تصريح مي كند كه تمام « بايدها » و « نبايدها » كه در اسلام با آن مواجهيم عباراتي مختلط از مفاهيم دستوري و اثباتي اند مثلا در آيه ي (كتب عليكم الصيام ... لعلكم تتقون ) جزئي از آيه (امر به صيام ) دستوري و جزئي ديگر از آن (نقش روزه در تحقق تقوا) اثباتي است (7 )
    بخش دوم : اهداف اقتصاد اسلامي
    نظام اقتصادي اسلام در حقيقت داراي دو نوع هدف مي باشد :
    الف ـ هدف اولي و اصلي
    هدف اولي و اصلي نظام اقتصادي اسلام (همانند ديگر نظامهاي اسلام ) كمال حقيقي انسان يعني تقرب الي الله و بقيه كمالات ابزار و مقدمه براي اين هدف هستند كه به اندازه تاثيرشان در اين سمت و سو ارزش دارند.
    آياتي چون (انا لله و انا اليه راجعون )(8 ) و (الي الله المصير)(9 ) و آيات فراوان ديگر گوياي اين حقيقت هستند . قرب الهي يعني دريافت رابطه وجودي انسان با خويش يعني احساس اين كه به او تعلق دارد همه چيز انسان از او و وابسته به اوست و از خود استقلالي ندارد و بدون رابطه با او هيچ است . البته خدا به انسان نزديك است و بر او احاطه دارد : (... و نحن اقرب اليه من حبل الوريد)(10 ) پس دوري از جانب انسان است . آنهم به خاطر عدم آگاهي از رابطه خويش با خدا كه بايد با بندگي و اطاعت صفات كمال را در خود رشد دهد و به قرب خداوند نايل شود تا آنجا كه : « حتي تكون اعمالي و اورادي كلها وردا واحدا و حالي في خدمتك سرمدا » : تا آن كه همه كارها و ذكرهايم يك سخن باشند و حال من براي هميشه در خدمت تو باشد . (و ما خلقت الجن و الانس الاليعبدون )(11 ) « اي ليعرفون » : ما جن و انس را نيافريديم مگر براي اين كه مرا پرستش كنند. (با عبادت به من معرفت پيدا كنند)(12 )
    از اين رو خداوند آبادي زمين را از انسان خواسته است (... و هو انشاكم من الارض و الستعمركم فيهالله) « ... خداوند شما را از خاك آفريد و از شما عمارت و آباد ساختن زمين را خواست ... »
    يا از او اقامه عدالت و قسط را طلب نموده است (... ليقوم الناس بالقسط ... )(13 ) ... تا مردم اقامه قسط نمايند (و به عدالت عمل كنند)...
    خداوند انسان را به تلاش جهاد فداكاري و ايثار براي رفع نياز ديگران تشويق و ترغيب كرده است ... تمام اينها از اهداف فرعي و جزئي نظام آفرينش و آفرينش انسان هستند كه از آن هدف كلي سرچشمه مي گيرند و به اندازه سهمي كه در تحقق و نيل به آن هدف اصلي دارند داراي ارزش و اهميت مي باشند. در غير اين صورت (اولئك كالانعام بل هم اضل ... )(14 )
    پرواضح است كه تاثير بينشي به اين گونه نسبت به جهان و فعاليتهاي انسان و اهداف آنها با بينشهايي كه مكتبهاي سرمايه داري سوسياليسم و... نسبت به جهان و انسان دارند به هيچ وجه قابل مقايسه نيست . (15 )
    ب ـ هدفهاي فرعي و ثانوي
    علاوه بر هدف اولي و اصلي كه به اختصار درباره آن سخن گفته شد نظام اقتصادي اسلام داراي هدفهاي فرعي نيز مي باشد. هدفهايي كه در حقيقت مقدمه براي تحقق همان هدف اصلي هستند و همان طور كه اشاره شد اهميت و ارزش آنها شعاعي از ارزش و مطلوبيت هدف اصلي و كمال نهايي خواهد بود. به عنوان نمونه اگر رفاه و آسايش اقتصادي از اهداف اقتصاد اسلامي است اين رفاه و آسايش در صورتي مطلوب است كه در جهت تامين سعادت ابدي قرار گيرد و راهي براي وصول به كمال نهايي باشد.
    از ديدگاه اسلام ارزش كل دنيا به دليل همان مقدمه و مزرعه آخرت بودن آن مي باشد. در اين جا به اختصار به بررسي و تحليل مهمترين اهداف اقتصادي اسلام مي پردازيم .
    در پاره اي از توضيحات اين بخش از كتاب « اقتصاد ما » و مباني اقتصاد اسلامي بهره گرفته ايم تا ببينيم وقف به عنوان يكي از منابع مالي در جامعه و امت اسلامي چه نقشي و تاثيري بر اين اهداف مي تواند داشته باشد.
    1 ـ حاكميت سياسي اسلام
    بدون شك در روابط خارجي پيوندهاي سياسي و اقتصادي در هم آميخته و به هم پيوسته اند. به طوري كه وابستگي سياسي بسياري از كشورهاي جهان سوم معلول وابستگي اقتصادي آنهاست . كمال ناداني است اگر كسي تصور كند كه امروزه استقلال سياسي كامل بدون استقلال اقتصادي (البته به عنوان شرط لازم و نه كافي ) ميسر است . روشن است كه اسلام با وابستگي اسلام و مسلمانان سخت به مبارزه برخاسته است . در اين راستا به چند نمونه اشاره مي شود :
    (ولن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا) (16 ) در اين آيه هرگونه استيلا و سلطه اي از جانب كافران ممنوع شده است .
    (واعدوالهم مااستطعتم من قوه ... )(17 )
    در اين آيه از مسلمانان خواسته شده تا همه نيروهاي خود را به كار گيرند تا دشمن هوس سلطه بر سرزمينهاي اسلامي در سرنپروراند.
    « الاسلام يعلو و لايعلي عليه »
    مطابق اين حديث علو و برتري از آن اسلام است و هرگونه علو و برتري بر اسلام مردود دانسته شده است .
    2 ـ تحكيم ارزشهاي معنوي و اخلاقي
    در اسلام تحكيم ارزشهاي معنوي و اخلاقي هميشه و در همه جا موردنظر است . دست كم يكي از اهداف حرمت كسب از راه حرام و باطل سفارش به آدابي چون تكبير و شهادتين در هنگام معامله و رعايت ضعيفان و سودكمتر گرفتن و توصيه به مواسات در زندگي اجتماعي و جنبه عبادت داشتن بسياري از مالياتها و انفاق ها به منظور تحكيم ارزشهاي معنوي و اخلاقي با هدف رشد و افزايش روحيه ايثار و فداكاري برادري و برابري مي باشد.
    يادآوري دو نكته در اين جا ضروري است .
    الف ) اين هدف را نبايد با هدف اصلي و اولي نظامهاي گوناگون اسلام (نظامهاي اقتصادي سياسي فرهنگي و...) كه قرب الي الله و كمال نهايي است اشتباه گرفت . در حقيقت تحكيم ارزشهاي معنوي و اخلاقي نيز يكي از اهداف فرعي و مقدمه براي نيل به آن هدف اصلي و اولي است . البته ممكن است ارتباطش با آن هدف اصلي از ارتباط بقيه اهداف روشنتر و نزديكتر باشد.
    3 ـ برپايي عدالت اجتماعي
    يكي از اهداف اصلي ارسال رسل و انزال كتب اقامه ي عدل و قسط در جامعه است : « همانا پيمبران خود را با ادله و معجزات فرستاديم و بر آنها كتاب و ميزان عدل نازل كرديم تا مردم اقامه قسط نمايند ... » (18 )
    تحقق عدالت اجتماعي مستلزم تحقق دو امر بسيار مهم است :
    الف : زدودن فقر از جامعه چرا كه فقر در جامعه نشانه ظلم است . در روايت نيز آمده است كه : « اگر به عدالت رفتار مي شد همه مردم بي نياز مي شدند » (19 )
    مي توان به روايتي نيز اشاره كرد با اين مضمون كه اگر مردم حق فقرا و مساكين را مي پرداختند كسي فقير نمي ماند.
    خداوند نعمتها را براي همه انسانها آفريده و آيات بسياري از قرآن كريم گوياي اين حقيقت است .
    ب : جلوگيري از تمركز ثروت در دست عده اي معدود قبلا به آيه 34 سوره توبه اشاره شد كه در آن ثروت اندوزي نكوهش شده است . همچنين خداوند در آيه 7 سوره حشر در مقام تعليل اختصاص في به خدا و رسول و ذي القربي و... مي فرمايد : (لكي لايكون دوله بين الاغنيا منكم ) : تا اموال (تنها) در ميان ثروتمندان شما دور نزند... »
    4 ـ عدم وابستگي اقتصادي
    قبلا به حاكميت سياسي اسلام و شرط اساسي آن يعني استقلال اقتصادي اشاره شد اما استقلال اقتصادي در عين آن كه شرط اساسي استقلال سياسي مي باشد با آن متفاوت است .
    عدم وابستگي اقتصادي يعني روي پاي خود ايستادن و در امور اقتصادي تحت قيوميت ديگران نبودن و البته اين موضوع به معناي خودكفايي نيست . زيرا ممكن است كشوري كالاهاي مورد نياز خود را به شكل مبادله (براساس نياز طرفين ) وارد كند به طوري كه خودكفا شمرده نمي شود و نيز وابستگي اقتصادي ندارد. البته توان تامين نيازمنديها در سطح عالي رفاه معقول و مشروع مطلوب و مورد توجه نظام اقتصادي اسلام است . همه دلايلي كه استقلال سياسي را ايجاب مي كردند بر لزوم استقلال اقتصادي نيز به طور كامل دلالت دارند. مانند آيه نفي سبيل (20 )آيه (واعدوالهم مااستطعتم من قوه ... )(21 )
    5 ـ توسعه و رشد
    از بسياري از متون اسلامي و سيره عملي معصومين (ع ) مي توان به توجه و عنايت مكتب حياتبخش اسلام به اين هدف پي برد. از جمله :
    1 ) سفارش اكيد اسلام به يادگيري و افزايش اطلاعات كه با عبارتهاي گوناگون بيان شده است مانند : « اطلبواالعلم ولوبالصين » (22 ) و نيز اهميت دادن رسول خدا(ص ) به مساله سوادآموزي كه نمونه اش را در جنگ بدر مي بينيم كه اعلام فرمودند : هر اسيري كه ده كودك مسلمان را سواد بياموزد آزاد خواهد شد. و موارد متعدد ديگري كه نمونه واضح و تجربه عملي آن را در سده هاي نخستين در اندلس اسلامي و ديگر سرزمينهاي اسلامي شاهد بوده ايم .
    2 ) تغيير وضعيت اقتصادي جزيره العرب از بازرگاني به افزايش كشاورزي تا آنجا كه مدينه مركز مهم توليدي گرديد.
    علي (ع ) مي فرمايد : « من وجد ما و ترابا ثم افتقرفابعده الله » (23 ) كسي كه آب و زمين را در اختيار داشته باشد و در عين حال فقير باشد خداوند او را (از رحمت و نعمت خود) دور خواهد گرداند.
    3 ) تاكيد اسلام بر آبادكردن زمينها و شهرها : (وهو انشياكم من الارض و استعمركم فيها) (24 ) خداوند شما را از خاك آفريد و آباداني زمين را از شما خواست .
    حضرت اميرالمومنين (ع ) در عهدنامه مالك اشتر مي فرمايد : « از وظايف استاندار جمع آوري ماليات ... و آبادكردن شهرهاي آنان و ... مي باشد . (25 )
    4 ) افزايش ثروت و پيدايش رفاه در اثر حاكميت اسلام كه نمونه آن تغيير زندگي فقيرانه مسلمانان در آغاز اسلام به زندگي رفاه آميز نسبي است . (26 )
    5 ) رفاه عمومي كه در ضمن توسعه و رشد (معقول و مشروع توام با عدالت اجتماعي ) حاصل مي شود و بدون توسعه و رشد تامين رفاه عمومي ميسر نيست .
    بنابراين : اولا : نظام اقتصادي اسلام تنها درصدد رفع نيازهاي ضروري نيست بلكه به دنبال تامين رفاه نيز هست : (قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق )(27 ) . بگو اي پيغمبر چه كسي زينت هاي خدا را كه براي بندگان خود آفريده حرام كرده و از صرف رزق حلال و پاكيزه منع كرده است
    (ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السما و الارض )(28 ) اگر مردم شهر و ديار ايمان آورده پرهيزكار مي شدند همانا در بركتهاي آسمان و زمين را بر روي آنها مي گشوديم ... .
    ثانيا : رفاه مطلوب و مجاز در اسلام بايد در حدي باشد كه انسان را از ياد خدا غافل نكند و او را از هدف اصلي و اساسي كه كمال ابدي و قرب الهي است باز ندارد بلكه او را در راه نيل به آن هدف ياري دهد و جمع ميان اين دو نه تنها ممكن كه مطلوب است علي (ع ) مي فرمايد : « ان المتقين ذهبوا بعاجل الدنيا و آجل الاخره » (29 ) انسانهاي باتقوا دنيا و آخرت را با هم از آن خود نمودند (و هيچيك را فداي ديگري نكردند از دنيا نيز استفاده كردند و از آن براي اهداف معنوي و اخروي بهره بردند).
    در غير اينصورت انسان از ديدگاه اسلام در زمره حيوانات بلكه بدتر از آنان خواهد بود . (كلو و ارعوا انعامكم )(30 ) (خداوند نعمتهاي خود را آفريده تا) شما از آنها بخوريد و چهارپايانتان را هم بچرانيد.
    ( ... اولئك كالانعام بل هم اضل ) (31 ) آنها (كه بصيرت ندارند) مانند چهارپايانند بلكه بسي گمراه ترند.
    ثالثا : اين رفاه بايد براي همه باشد نه افراد خاص و اين امر مقتضاي همان عدالت اجتماعي است كه به آن اشاره گرديد.
    پي نوشت ها :
    1 ـ اقتصاد ما 2 12 ـ 18
    2 ـ اقتصاد ما 2 25 ـ 12 مباني اقتصاد اسلامي دفتر همكاري حوزه و دانشگاه 64 ـ 63 درسهايي از اقتصاد اسلامي تسخيري 210 درآمدي بر اقتصاد اسلامي 14 ـ 13
    3 ـ اقتصاد ما 2 25 ـ 24 درسهايي از اقتصاد اسلامي 210 مباني اقتصاد اسلامي 64 مجموعه مقالات فارسي مقاله ي آيت الله سيدمحمود هاشمي 41 ـ 40
    4 ـ ر . ك : مجموعه مقالات فارسي مقاله ي آيت الله سيدمحمود هاشمي 42 ـ 41 درسهايي از اقتصاد اسلامي .211
    5 ـ الشوري 27
    6 ـ سوره علق 7
    7 ـ ر . ك : مطالعاتي در اقتصاد اسلامي به كوشش پروفسور خورشيد احمد ترجمه ي محمدجواد مهدوي . 26 ـ 20
    8 ـ سوره بقره 156
    9 ـ سوره فاطر 18
    10 ـ ق 50
    11 ـ الذاريات 56
    12 ـ درآمدي براقتصاد اسلامي 29 ـ 23
    13 ـ حديد 25
    14 ـ اعراف 179
    15 ـ ر . ك : مجموعه مقالات فارسي مقاله استاد مصباح 63 ـ 57 مقاله آيت الله سيدمحمود هاشمي : 36 ـ 34 مقايسه بين سيستمهاي اقتصادي . 1 62 به بعد .
    16 ـ نسا 141
    17 ـ انفال 60
    18 ـ حديد 25
    19 ـ اصول كافي 1 455
    20 ـ نسا 141
    21 ـ انفال 60
    22 ـ بحارالانوار 1 177
    23 ـ وسائل الشيعه : 6 24
    24 ـ هود 61
    25 ـ نهج البلاغه صبحي صالح نامه 53
    26 ـ ر . ك : فروغ كافي 6 442
    27 ـ اعراف 32
    28 ـ اعراف 96
    29 ـ نهج البلاغه صبحي صالح نامه 27
    30 ـ طه 54
    31 ـ اعراف 179
    « وقف » از باسابقه ترين ميراث هاي ارزشمند اسلامي است كه از صدر اسلام تاكنون در همه جوامع اسلامي مورد توجه بوده و آثار مهمي در زمينه هاي گوناگون فرهنگي اجتماعي و اقتصادي برجاي گذاشته است .
    رفاه مطلوب و مورد نظر اسلام بايد به گونه اي باشد كه انسان را از ياد خدا غافل نكند و او را از هدف اصلي و اساسي كه كمال ابدي و قرب الهي است باز ندارد.