
*****
چشم اندازي بر آموزش رياضي در مدارس
|

براي يك كشور و هريك از آحاد آن و بخصوص
دانش آموزان ضروري است كه از يك آموزش رياضي با كيفيت
بالا بهره مند شوند.
در قسمت اعظم تاريخ آموزش و پرورش لازم بوده است كه
دانش آموزان براي درست انديشيدن
رياضي بياموزند.
رياضيات به ويژه هندسه اقليدسي بعنوان تجسم استدلال
محض
يك وسيله مطلوب و ايده آل براي ورزشهاي قوي فكري
بوده است . هندسه و حساب
تفكر و محاسبه از قواعد اوليه و
الفباي آموزش رياضي است كه متاسفانه امروزه اين هدفها به
طور خاص مورد توجه نيستند. اگر چه بيشتر دانش آموزان
محاسبه را به اندازه كافي خوب فرا مي گيرند
ولي ماشينهاي
حساب عملا باعث شده اند تا انجام محاسباتي را كه يادگيري
آنها مشكل است به بوته فراموشي بسپارند. اگر چه دانش آموزان
برهان را در هندسه مي خوانند اما از اين رهگذر كم مي آموزند و
كمي از آنچه را كه آموخته اند عملا در قسمتهاي مختلف زندگي
راهنماي فكري خود قرار مي دهند. در جهت كمك به
دانش آموزان امروز و براي زندگي كردن در دنياي فردا
هدفهاي
غايي آموزش رياضي در مدارس بايد مناسب نيازهاي اقتصاد
جهاني در عصر كامپيوتر باشد.
موارد و اهدافي كه در زمينه آموزش و فراگيري رياضي و
همچنين موقعيت و ارزش رياضيات در جامعه حس مي شود
بطور خلاصه بدين شرح است :
1 ـ بها دادن به رياضي
دانش آموزان بايد نقش هاي مختلفي را كه رياضي در جامعه
بازي مي كند تشخيص دهند; از حسابداري و امور مالي تا
تحقيقات علمي
از مباحثات كلي سياست تا بازاريابي و
انتخابات سياسي . تجارب يادگيري دانش آموزان در مدرسه بايد
اين اعتقاد را در آنها بوجود آورد كه رياضي براي آنها ارزشمند
است
در نتيجه براي خواندن رياضي در طول سالهاي تحصيلي
داراي انگيزه مي شوند.
2 ـ استدلال رياضي گونه
رياضي بالاتر از هرچيز
يك ورزش فكري است كه به روشن
ساختن موقعيت هاي پيچيده و مبهم كمك مي كند. دانش آموزان
بايد بياموزند كه شواهد و مدارك را جمع آوري نمايند
حدس
بزنند
مدلها را فرموله كنند
مثالهاي نقض را كشف نمايند و
دلايل منطقي ارائه دهند. در نتيجه انجام چنين كارهايي
در آنها
قوه انتقاد صحيح و بينش عميق رشد پيدا خواهد نمود و از اين
طريق است كه چشم اندازهاي رياضي توسط جامعه ارزيابي
مي شود.
3 ـ انتقال دادن (مبادله كردن ) رياضي
فراگيري خواندن
نوشتن و صحبت كردن درباره مباحث
رياضي
نه تنها بعنوان يك هدف ذاتي بلكه بمنظور بكارگيري
موثر و مفيد آموخته ها ضروري مي باشد و بعنوان يك استراتژي
براي درك و توجه نيز لازم است .
براي يادگيري رياضي
راهي بهتر از كاركردن به صورت
گروهي وجود ندارد. با درس دادن رياضي به يكديگر
به طريق
بحث در باره سياست كلي كار و بوسيله ارائه دقيق دليل به
صورت كتبي .
4 ـ تشويق به نوشتن
در يادگيري يك موضوع
هيچ چيز بهتر از نوشتن منظم
منسجم و مرتب به دانش آموز كمك نمي كند. تكليف هاي
نوشتاري در كلاس رياضي
چندمنظور را برآورده مي كند :
بر خلاف روش يكنواخت معمولي مدارس در آموزش
محاسبات تقليدي و بي محتوا
نوشتن
وادار كردن دانش آموز به
بيان معني و مفهوم به قلم خودش
توان يادگيري را در او افزايش
مي دهد.
5 ـ حل كردن مسائل
صنعت از فارغ التحصيلان مدارس انتظار دارد كه قادر باشند
راههاي گسترده و مختلفي را براي حل مسائل رياضي ارائه دهند
يا به كار ببرند
لذا دانش آموزان بايد در مدرسه مسائل متنوعي را
تجربه و ياد بگيرند. آنها بايد بياموزند كه مسائلي را كه مبهم
بيان شده است
دوباره به موضوعي قابل تجزيه و تحليل بيان و
ارائه نمايند.
با انتخاب خط مشي مناسب در حل مسائل با تشخيص و
فرموله كردن راه حل هاي گوناگون
هر جا كه ضروري باشد با
همكاري با ديگران براي رسيدن به نقطه نظر مشترك در جهت
نيل به راه حلي كه درست و در عين حال منطقي باشد تلاش
نمايند.
6 ـ نشان دادن پيوندهاي رياضي
قدرت رياضي از وحدت دروني و كاربرد بيروني آن نتيجه
مي شود. مطالب در رياضي بهم ارتباط دارند. نتايج حاصل از
تئوري اعداد
سرنخهايي در مسائل هندسه به دست مي دهد كه
كاربرد در علوم كامپيوتر و مهندسي فضايي دارد. دانش آموزان
بايد در هر فرصتي در تجربه و يادگيري
اين بستگي و پيوندها را
مشاهده نمايند. بستگي و ارتباط هاي موجود در رياضي موجب
برانگيختن قوه يادگيري
تقويت و روشن شدن ايده هاي حاصل
از مطالب مختلف اين درس مي گردد.
7 ـ برانگيختن خلاقيت
بيشتر اوقات
رياضي بوسيله دانش آموزان و حتي
دانش آموزان خوب
يك درس خشك و بي روح قلمداد مي شود.
زيرا معلمين
كتب درسي و امتحانات تاكيد بر اين دارند كه هر
مساله تنها بايد يك راه حل خاص حل شود و يك جواب نتيجه
دهد وهيچ چيزي بيش از اين نمي تواند از حقيقت رياضي در
عمل به دور و مستبعد باشد. راههاي مختلف و متنوع
ابداع
روشهاي نو
استفاده كمتر از راه حل هاي ماشيني
مطلوب و
مورد توجه هستند. امروز كامپيوتر و ماشينهاي حساب بيشتر
وظايف جاري و معمولي رياضي را انجام مي دهند.
در عصر كامپيوتر يك فرد نياز دارد كه تخيل و تصورش را به
اندازه فراست و هوش و قضاوتش را درست مثل حافظه اش بكار
برد.
8 ـ تشويق كردن به مباحثه
در كلاس درس رياضي معمولا اين معلم است كه بيشتر
حرف مي زند نه دانش آموز. در اين نوع كلاس ها دانش آموز
يادداشت برمي دارد. آنچه معلم ارائه داده است تمرين مي كند و
سپس در گوشه خلوت كار مي كند تا تكنيك محاسبه را به
طوركامل فراگيرد. هيچ يك از اينها مغز دانش آموز را به خوبي
بحث هاي قوي استدلالي به كار نمي اندازد.
بحث و تبادل نظر و توجه به دلايل قانع كننده
اساس كار و
روش رياضي است . تنها از طريق عمل كردن مي توان آموخت نه
از طريق گوش دادن .
معلمين رياضي بايد در تدريس
دانش آموزان كلاس را
همراه خود بكار گيرند. يعني سياست آنها اين باشد كه
دانش آموزان را به طور فعال در يادگيري شركت دهند
نه اينكه
اجازه دهند آنها در كلاس تنها گوش دهنده و گيرنده منفعل
باشند.
9 ـ بالابردن سطح توقعات ( انتظارات )
اگر سطح انتظار و توقع در آموزش رياضي بالا باشد آنگاه
كار بيشتري انجام خواهد شد. علي رغم عقيده عمومي والدين
كه فكر مي كنند توفيق و پيشرفت در رياضي نياز به استعداد
خاصي دارد
اينطور نيست . حقيقت اين است كه سخت كوشي و
اعتماد به نفس از عوامل ضروري پيشرفت مي باشد. همه بچه ها
مي توانند در رياضي موفق باشند. بخصوص
اگر ما از آنها
بخواهيم
موفق خواهند شد. همچنان كه حضرت علي (ع )
مي فرمايند : « كاركن و اطمينان داشته باش كه موفق خواهي شد. »
اهواز ـ رضا قره باغي
دبير رياضي

*****
چگونه يك مسلمان مزدور صهيونيستها
مي شود !
|
فراخوان آمريكا براي جذب حاميان اهداف آمريكا در برخي
از كشورهاي اسلامي از جمله ايران و حمايت مالي از اين افراد و
گروهها براي اعلام موارد نقض حقوق بشر
دمكراسي و نيز
فعاليتهاي تروريستي در اين كشورها
صادر گرديد.
نمي دانم آيا قلم را ياراي تركاندن بغض دل و به رشته تحرير
درآوردن امواج فريادهاي اندرون هست يا نه ! اما امروز بايد فرياد
كشيد. امروز ديگر سينه را ياراي تحمل اين همه سكوت نيست .
اگر امروز از خيانت و وطن فروشي ننويسيم
خود مرتكب
خيانت شده ايم . اگر امروز از جفاي برخي از مسلمانان به اسلام
نگوييم
چه بهتر كه براي هميشه مهر سكوت بر لب زده و
« صم بكم » بنشينيم و دم برنياوريم .
راستي چه كساني به اين فراخوان جواب مثبت خواهند
داد ! البته بركسي پوشيده نيست كه هستند كساني كه پيش از اين
چهار نعل بسوي آرمانهاي موعود آمريكا تاخته اند و با حقارت
تمام زانوي تسليم در برابر تعاليم آمريكايي در بغل گرفته اند
و
اگر امروز آنها ديكتاتور مابانه به فكر جذب نيرو و جاسوس از
كشورهاي اسلامي مخصوصا ايران افتاده اند
نتيجه وقاحتهايي
است كه اين پيشمرگان و جاسوسان تاكنون به خرج
داده اند.
آري
سخن از آنهايي است كه يوغ آمريكا به گردن آويخته و
سر تسليم در برابر فرعون زمان فرود مي آورند. سخن از آنهايي
است كه به زبان
الله اكبر مي گويند و در دل
آمريكا را اكبر
مي دانند.
سخن از آنهايي است كه با زبان
صراط مستقيم را از خدا
طلب مي كنند و در عمل قدمي از صراط آمريكا بيرون
نمي روند.
سخن از آنهايي است كه اقرار به فرستاده شدن حضرت
محمد(ص ) از جانب خدا داده اند اما امروز وحي و كتاب و
سنت و عقل را هر آن چيزي مي دانند كه آمريكا بگويد.
سخن از آنهايي است كه اقرار به ولايت علي (ع ) نموده اند
اما امروز هر آنچه راكه علي (ع ) فرموده و عمل كرده
خشونت و
نقض حقوق بشر مي دانند و سعادت خويش را در تبعيت محض
از آمريكا مي بينند
چرا كه در مكتب علي (ع ) بايد ياور مظلوم بود
و دشمن ظالم
و اين دل دمكراسي آمريكا را به درد مي آورد.
سخن از آنهايي است كه « سلم لمن سالمكم و حرب لمن
حاربكم » را خطاب به امام حسين (ع ) گفته اند و امروز چشم و
دل و زبانشان از آن آمريكاست و سلم و حرب را آمريكا تعيين
مي كند.
سخن از آنهايي است كه روزگاري بر عطش حسين (ع ) و
يارانش در صحراي كربلا گريسته اند و امروز راضي مي شوند
براي سرسلامتي حقوق بشر و دمكراسي آمريكا
كل اسلام را
عطشان قرباني كنند. چرا كه مكتب عاشورا درس « هيات منا
الذله » تقرير مي كند و اين
آمريكا را به خطر
مي اندازد.
راستي اينهايي كه قرار است مهر ننگين خدمت به آمريكا را
بر پيشاني بزنند و نماز و قرآن و امامشان همان باشد كه بر روي
دلارهاي آمريكايي حك شود و اذكار لب و دلشان باشد
چه
جوابي براي فردا دارند ! براي فردايي كه قيامتي از فرياد « يا
لثارات الحسين »
كل جهان را فرا مي گيرد و شمشير تيز منجي
عالم بشريت برگردن تمام ظالمين و كفار و خائنين به بشريت و
اسلام فرود مي آيد
چه پاسخي آماده كرده اند
در فردايي كه دادگستر جهان
داد همه مظلوماني را كه امروز
به بهانه آزادي و حقوق بشر آمريكايي به مسلخ مي روند
خواهد
ستاند
چگونه سرشان را بالا خواهند گرفت !
ننگ و نفرين بر كساني كه كسب روزي حلال را در ارتزاق از
سفره صهيونيستها مي دانند
چرا كه كل آمريكا و اهدافش در
خدمت اسرائيل و صهيونيستهاست . ننگ و نفرين بر اشخاص و
گروههايي كه علمي از دلارهاي آمريكايي بر دوش مي گيرند و بر
ريخته شدن خون انسانهايي فقط به جرم مسلماني و آنهم براي
تحقق اسرائيل بزرگ
راضي مي شوند.
امروز هر عقل و قلب سليمي اذعان دارد كه بشري كه آمريكا
براي دفاع از حقوق آن ويافتن موارد نقش اين حقوق
مزدور
استخدام مي كند
جز مشتي صهيونيست نمي باشد.
و اما تاريخ هم ناباورانه خواهد نوشت كه چگونه يك
مسلمان
مزدور صهيونيستها مي شود . خواهد نوشت چگونه
گروهي كه نام مسلمان و شيعه علي (ع ) را با خود يدك
مي كشيدند
تكبير و تسبيح و سلام نمازشان را به صهيونيستها
مي سپارند و روزه خويش را با طعامي كه بواسطه نوكري درخيمه
دمكراسي آمريكايي دريافت كند
مي شكنند. آري تاريخ براي
نسل فردا مي گويد كه چگونه گروهي مسلمان
لباس احرامي از
دلارهاي آمريكايي به تن كرده وبر گرد اسرائيل طواف نمودند.
و اما تو اي مسلمان !لختي درنگ كن . قبل از اينكه به
استخدام فرعون در آيي به پشه اي بينديش كه چگونه زمين و
زمان را به حيرت واداشت . پيش از آنكه پشت نمرود به راه افتي
به ابابيل هايي فكر كن كه چگونه بلند پروازان وادي كفر و شرك را
به زمين كوبيدند.
قبل از اينكه دست بيعت به سوي استكبار دراز كني
به
روزي بينديش كه اين مامورين الهي در پيشگاه عدل مطلق
تو را
به جوابگويي واخواهد داشت . قبل از اينكه به خوردن طعام
آزادي ودمكراسي صهيونيستي دل خوش كني
به تهوع
بدفرجامش بينديش
و اگر فكر مي كني كه اين انديشيدنها
قلب
آن دمكراسي را رنجور نمي كند
پس بينديش و تامل كن در « اذا
وقعت الواقعه
ليس لوقعتها كاذبه
خافضه الرافعه ... »
ع .ا

*****
ملاك انتخاب سفرا چيست !
|
ث حسن خياطي
يكي از روشهاي مناسب و شناخته شده در راه رسيدن به
سياست خارجي مطلوب در جامعه بين المللي
انتخاب و گماردن
نيروي انساني شايسته
مدير
مدبر
متخصص و متعهد در راس
نمايندگيهاي كشور در ممالك بيگانه است و هيچ عقل سليمي
حكم نمي كند كه با گماردن افراد تازه كار
بي تجربه
غيرمتخصص
و غيرشايسته در امر سياست خارجي
تنها با اتكا به روابط بين
افراد ميتوان بهره مناسبي از اين انتصاب برد.
بحث استفاده از نيروهاي غيرمتخصص در ساختار اداري
وزارت امور خارجه مساله اي است كه دستگاه ديپلماسي
كشورمان را در طول ساليان پس از انقلاب شكوهمند اسلامي با
مشكلات فراواني مواجه كرده است . البته اين بدان معنا نيست كه
بطور مطلق دستگاه ديپلماسي كشور از نيروهاي شايسته و
متخصص و متعهد خالي باشد
بلكه منظور اينست كه بخش
بسيار بزرگي از عدم موفقيت دستگاه ديپلماسي در مقابله با
مسايل مبتلا به جهاني
مربوط به عدم استفاده از نيروهاي قوي
كه براساس نظام شايسته سالاري انتخاب شده باشند
بوده
است .
همگان مي دانند كه امتيازات ويژه وزارت امور خارجه
بخصوص از نظر مالي موجب شده است تا اين دستگاه بيشتر از
آنكه به جذب نيروهاي كارآمد بپردازد
افرادي را در سيستم
خود جاي دهد كه از رانتهاي ويژه برخوردار بوده اند. بطور كلي و
در بسياري از موارد روابط بين افراد و احزاب و گروهها
بده و
بستانهاي سياسي و اداري
رواج فرهنگ تملق و چاپلوسي
ميزان عوايدي كه از ناحيه فرد به بعضي ها رسيده است و
بسياري مسايل ديگر
ملاكهاي غلط انتخاب افراد براي تصدي
پستها در مناصب دولتي به شمار مي روند و اين روند برخلاف
شعارهايي است كه در حال حاضر براي جاانداختن نظام
« شايسته سالاري » داده مي شود.
در اينجا لازم است ضمن عذرخواهي از تمامي كاركنان
كارشناسان و نيروهاي كارآزموده
زحمتكش و صادق اين
دستگاه (وزارت امورخارجه )
نكاتي را پيرامون برخي
انتخاب ها براي تصدي پست سفارت يادآور شويم :
در همه ادارات و نهادها و دستگاههاي دولتي معمولا سعي
مي شود براي انتخاب افراد
تعهد
تخصص
الگوهاي رفتاري و
مديريتي و... عناصر مورد نظر را مورد مقايسه قرار دهند و سپس
از ميان برجسته ترين ها
شايسته ترين آنها را برگزينند. اين
درحاليست كه مشاهده مي شود در برخي انتخاب هاي اخير
وزارت خارجه براي سفارتخانه ها نه تنها به اين موضوع توجه
نشده بلكه بدون در نظرگرفتن عملكرد گذشته افراد تنها برروي
ميزان نفوذ آنها بر ديگران و داشتن روابط حسنه با مقامات
دولتي تكيه شده است . اين امر را ميتوان نتيجه دو عامل دانست :
يا دستگاه ديپلماسي كشور از فقدان توان كارشناسي لازم براي
انتخاب افراد رنج مي برد و يا ميزان فشارهاي رابطه اي
جناحي و
باندي براي گماردن افراد در پستهاي مختلف بقدري زياد است
كه توان مقابله با آن وجود ندارد. شايد به همين دليل است كه
انتخاب برخي افراد براي پستهايي مانند سفارت تعجب همگان
را برمي انگيزد.
مشكل فقدان شايسته گزيني
امري است كه نه تنها در
دستگاه ديپلماسي كشور
بلكه به عنوان يك معضل عمومي در كل
دستگاه اجرايي كشور جاي توجه ويژه را مي طلبد. منتها در مورد
وزارت خارجه و جاذبه ها و امتيازات ويژه اي كه اين وزارتخانه
دارد
مشكلات را مضاعف نموده
بطوريكه در كنار اين مساله
عدم باور به ضرورت كار حرفه اي و تخصصي در حوزه روابط
خارجي
دخالتهاي گوناگوني را در تشكيلات نيروي انساني اين
وزارتخانه ايجاد كرده است كه به نوبه خود كارايي آن را تحت
تاثير قرار مي دهد.
يكي از ايراداتي كه همواره بر وزارت امور خارجه گرفته
مي شود اينست كه هرچند دستگاه ديپلماسي كشور در به فعاليت
رساندن پتانسيل موجود در نظام جمهوري اسلامي نقش داشته
است
اما ميتوان گفت كه پيكره اين وزارتخانه
ظرفيت
امكان و
توان لازم براي استفاده از تمام پتانسيل ايجاد شده را نداشته
است و در حقيقت سازمان ديپلماسي كشور بسيار كندتر
محافظه كارتر و ضعيف تر از تحولات جهاني حركت كرده است و
يكي از عمده دلايل اين ضعف
استفاده از مديران غيرتوانمند
غيرمتخصص و بعضا سفارشي در بدنه دستگاه اداري و سياسي
آن وزارتخانه مي باشد.
به نظر مي رسد
دستگاه ديپلماسي كشور براي موفقيت در
ماموريت بسيار مهم خود
نياز دارد تا در مقابل ورود افرادي كه
فاقد تعهد
تخصص
الگوهاي رفتاري مناسب و بطور كلي
شايستگي به معني واقعي كلمه هستند به اين وزارتخانه مقاومت
كند و خود را از تبديل شدن به سكوي پرتاب افرادي كه از خارج
از اين وزارتخانه و با تكيه بر توصيه ها به اين سازمان تحميل
مي شوند
نجات دهد. افرادي كه فكرشان تنها رفتن به ماموريت
و درآمد ارزي كلان و متحول ترساختن هرچه بيشتر زندگي
مرفه شان مي باشد
نه تنها هيچ سودي به وزارت خارجه و
دستگاه ديپلماسي كشور نمي رسانند
بلكه ضرري از ناحيه آنها
مي تواند عايد نظام جمهوري اسلامي ايران شود
كه به مراتب
فاجعه آميزتر و غيرقابل جبران تر خواهد بود. همانگونه كه در
سابقه برخي از افراد چنين امري قابل مشاهده است به شرطي كه
چشم خود را باز كنيم و ملاك و معيار مشخصي براي انتخاب
سفرا داشته باشيم !

| | | |