روزنامه جمهوري اسلامي 31/01/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • ياد
    ياور ايام نوراني

  • حماسه روحانيت در دفاع مقدس
  • گفتگو با پدر مهندس شهيد غلامرضا مقبلي از شهداي سانحه هوايي لشكر 41 ثارالله (شهداي غدير)
    فقط شهادت ميتوانست جبران اينهمه عشق باشد و بس

  • يادها و يادمانها
  • *****
    ياد
    ياور ايام نوراني


  • يادي از بسيجي عاشق حميدرضا نصري
    هر روز به دعوت پنجره به باغ نگاه مي كنم به خارها حسوديم مي شود و با حسرت به عطرهاي خندان خيره مي شوم هر روز به دعوت پنجركنار گل ها مي نشينم و آسمان را براي پرندهائي كه از مقابلم رد مي شوند صاف ميكنم .
    با نارنگي ها حرف مي زنم . از قلم ها گله ميكنم و سراغ تو را از جاده هاي تربت حيدريه مي گيرم .
    هر روز از خود مي پرسم چرا خداوند مرا انتخاب نكرد و بعد تو را از افق هاي دور دست در ذهنم مي آورم و لباسي از آينه مي پوشم و به كسي كه در عرصه اطلاع رساني كشور همچون دوران 8 سال دفاع مقدس فداكاري كرد.
    تو دستت را به من نشان مي دهي شقايقي روي آن روئيده است كلمه ها درون خيمه هاي آتشين نشسته اند تو مي گويي از سالهاي انقلاب از دوران دفاع مقدس و از پير و مرادت امام راحل .
    من ناگهان از زمين بيرون ميروم و در آن سوي خط استوا مي ايستم تو آرام به طرفم مي آيي دره هاي زنبق با تو مي آيند. شكوفه ها دورت را گرفته اند دست هايت را به طرفم دراز مي كني ميخواهم خودم را به تو برسانم نمي شود از حرفهايت لاله ميريزد و من محو مي شوم .
    اي خون هميشه جوشان ! بسيجي سالهاي جنگ ياور ايام نوراني . نمونه صبر و مقاومت و اطلاع رساني بگذار رگ هاي ما يك بار هم كه شده به ملاقات تو بيايند!
    خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي در ابركوه
    ابوالفضل كارگر

  • *****
    حماسه روحانيت در دفاع مقدس




  • سطرهاي خونين و خونين مسطور در تاريخ فكر و فرهنگ تشيع سابقه دار است مكتبي كه پاسداران سنگرهاي ايدئولوژيك همواره در سنگين ترين شرايط حق و عدالت را فرياد كرده اند خود مي دانسته اند كه براي اين فرياد بايد بهايي گران بپردازند و اين بها را پرداخته اند و زندان شكنجه قتل اعدام شهادت ... همه و همه را پذيرفته اند چه بسيار عالمان و طالبان علمي كه به آستانه شهادتهاي خونبار پا نهاده اند و چه بسيار كتابهايي كه در كنار پيكر خون آلود اين شهيدان ورق خورده و به كتابها و كتابخانه ها رنگ حيات و شهامت داده است .
    از آن روز كه اين بار گران را بزرگمردان ستم ستيزي چون ابوذر غفاري بر دوش گرفتند و با ستمهاي مالي و تبعيضها در افتادند تا حجربن عدي كه خون خويش را به پيشگاه حق بزرگ تقديم كرد تا عاشوراييان كه خورشيد را با خون نوشتند همه و همه فرياد حق بود و عدالت و خروش حماسه بود و تعهد و از آن پس خون بر كتابها جاري گشت و كتابها در خون غسل معراج كرد و كساني بسيار از رديف سعيدبن جبير ابن سكيت و شيخ ابوعلي فتال نيشابوري و سيد جمال الدين ابي الفوارس و شمس الدين مكي (شهيد اول ) و زين الدين عاملي (شهيد ثاني ) و قاضي نورالله شوشتري و سپس متعداني سرباخته و خون آستانه به رده حق پريشان فريادگر پيوستند. در اين سده نيز چه بسيار انسانهايي بزرگ و متعهداني رسالتگر و رسالتگراني متعهد پا به آستانه فداكاريهاي خونبار نهادند و جان به شعله سپيده خونين سپردند و با چهره هايي خون گرفته و در مصالح و عقائد اين ملت جان خويش را دادند راست قامت و جاويد در تاريخ ماندند. شيخ محمد خياباني و سيد حسن مدرس نواب صفوي شيخ حسين غفاري سيدمحمدرضا سعيدي شيخ مرتضي مطهري سيد محمدحسين بهشتي شيخ محمد مفتح شيخ محمدجواد باهنر سيدعبدالكريم هاشمي نژاد و شهيدان محراب از اين تبارند.
    طلاب جوان در آفريدن حماسه هاي خونبار و در دفاع از مرزهاي ارزشها سهمي بسزا دارند آنان سربلندند دهها و دهها شهيد تقديم آستان اسلام كرده اند آنان نيز به همراه ديگر جوانان عزيز و مومن و برومند اقشار مختلف مردم در جبهه ها حاضر مي شوند و در ميدانهاي ايثار حماسه مي آفرينند و جان مي دهند تا اسلام بماند. آنان كه تا ديروز از حجره هاي طلبگيان صداي درس و بحث بلند بود امروز تصوير خونين آنها زينت بخش آن است . آري ! آنان پيمان (الست ) را (قالوا بلي ) گفتند و آن را با خون خويش امضا كردند و به آرزوي خود رسيدند اكنون بر ماست كه با بررسي زندگي اين رهپويان طريقت حسيني و سربازان واقعي امام زمان (عج ) راه رسم چگونه زيستن را بياموزيم . گر چه با قلم هرگز نمي توان روح بلند و استوار آنان را تحرير كنيم چرا كه قلم ناتوان است و جوهر خامه قابل اين حماسه ها نيست و كاغذ گنجايش توصيف چنين انسانهايي را ندارد. اما مي توان آنچه را با چشم مادي از آنان ديده ايم و نمود رفتاري يافته است بيانگر باشيم .
    خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي ـ ابركوه

  • *****
    گفتگو با پدر مهندس شهيد غلامرضا مقبلي از شهداي سانحه هوايي لشكر 41 ثارالله (شهداي غدير)
    فقط شهادت ميتوانست جبران اينهمه عشق باشد و بس





  • اشاره :
    غلامرضا مقبلي فرزند علي در سال 1356 درخانواده اي مستضعف ليكن داراي اعتقادات مذهبي در روستاي بندر هنزا از توابع شهرستان جيرفت بدنيا آمد. پدرش به لحاظ انس و علاقه اي كه به آقا امام رضا عليه السلام داشت نام او را غلامرضا گذاشت . غلامرضا تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در همين روستا گذراند و در كنار تحصيل با كار و تلاش و سخت كوشي با مشكلات مبارزه مي كرد و از همان كودكي طعم رنج را چشيد و با محروميتهاي مردم و طبقات مستضعف آشنا شد و كمر همت به خدمت اين مردم بست بعد از اتمام دوره راهنمايي وارد دبيرستان سپاه شد و در كنار درس به ورزش كاراته نيز مي پرداخت . پس از اتمام دوران دبيرستان در رشته مهندسي مديريت صنعتي پذيرفته شد و در اين رشته نيز با موفقيت طي طريق نمود . نامبرده در شب عيد غدير سال 81 در اثر سانحه سقوط هواپيما سپاه پاسداران در منطقه سيرچ از توابع كرمان به شهادت رسيد. آنچه در ذيل مي خوانيد گفتگوي خبرنگار ما با پدر شهيد مي باشد. باشد كه خداوند شهادت را نصيبمان گرداند.
    ضمن معرفي خود پاره اي از خصوصيات شهيد مقبلي را بيان فرمائيد.
    بنده علي مقبلي پدر پاسدار شهيد مهندس غلامرضا مقبلي از شهداي سانحه هوايي سپاه پاسداران هستم . در مورد خصوصيات اخلاقي غلامرضا بايد بگويم او بسيار به نظم و انضباط و نماز اول وقت مقيد بود. سه سال قبل از رسيدن به سن تكليف نماز و روزه را بجا مي آورد و احساس ميكردم از همان دوران طفوليت و كودكي دستي غيبي و الهي غلامرضا را بسوي كمال و تعالي معنوي راهنمايي و هدايت ميكرد. همواره در مجالس مذهبي حضور داشت و بعنوان يك نوجوان با هوش و فعال شناخته شده بود. به امر به معروف و نهي از منكر بسيار اهميت ميداد و مورد علاقه اطرافيان و آشنايان بود آرزويش خدمت به مردم و از بين بردن محروميتهاي منطقه بود. به ولايت و رهبري عشق مي ورزيد و يكي از آرزوهايش پوشيدن لباس سبز و مقدس سپاه بود كه محقق شد. به احكام شرع بسيار پايبند بود و علاقه بسياري به ائمه معصومين (ع ) داشت . صله رحم را بجا مي آورد و همواره به زيارت قبور متبركه شهدا ميرفت .
    ايشان معمولا به چه چيزهايي توصيه داشتند
    توصيه شهيد همواره بر پايه فريضه نماز اول وقت و پيروي از مقام عظماي ولايت و ثابت قدم و استوار بودن در اين راه بود و مي گفت بايد مثل مولا و مقتدايمان علي (ع ) حرف و عملمان يكي باشد و شناخت راه مكتبي امام خميني (ره ) وعمل به رهنمودهاي ايشان و مقام معظم رهبري را وظيفه همگاني مي دانست .
    از آخرين ديدارتان بگوئيد
    از لحظه اي كه وارد سپاه شد به مادرش گفتم : غلامرضا لباس شهادت پوشيده لذا هميشه وقت خداحافظي از زير قرآن او را رد مي كردم . آخرين ديدار روز عيد قربان سال 81 بود كه به جيرفت آمد مدت سه روز اينجا بود وقت خداحافظي مثل هميشه از مادرش خواستم كه قرآن بياورد تا زيارت كند. وقتي از زير قرآن رد شد دوباره برگشت و مجددا خداحافظي نمود. اينجا به دلم نشست كه اين آخرين ديدار او با ما است


    چگونه از حادثه سقوط هواپيما و شهادت فرزندتان مطلع شديد
    بعد از سقوط هواپيما سرهنگ پاسدار عليرضا شريف فرمانده سپاه پاسداران جيرفت به ما اطلاع دادند كه پيكر مطهر چهار تن از شهداي سانحه هوايي كرمان متعلق به جيرفت است و يكي از آنها غلامرضا مي باشد.
    وقتي پيكر مطهر شهيد را ديدم لباس سبز و مقدس سپاه را كه آرزوي پوشيدنش را داشت بر تن نداشت و لخت بود. اما كاملا قابل شناسايي بود . دو دست و دو پايش قطع شده بود و بخشي از سرش هم جدا شده بود در اين لحظه بياد روز عاشورا و پيكر قطعه قطعه آقا اباعبدالله الحسين (ع ) در كربلا افتادم رو به درگاه خدا كردم و گفتم اي خدا فرزندم غلامرضا مثل آقا ابوالفضل العباس (ع ) دست ندارد و مثل آقا امام حسين (ع ) قطعه قطعه شده . بارالها راضي به رضاي تو هستم امانتي بود كه از ما باز گرفتي . خدايا تو را شكر مي كنم كه اين امانت را از من پذيرفتي . اولاد خوب باقيات الصالحات است
    انسان اولاد را براي باقيات الصالحات مي خواهد. حال با شهادت فرزندم مطمئن هستم عاقبت به خير شده است و انسان وقتي لايق شهادت مي شود كه به اوج كمال معنويت و انسانيت رسيده باشد. الان ما مانده ايم و نمي دانيم چطور كي و كجا مي ميريم ولي شهدا راهي را كه ما افتان و خيزان طي ساليان دراز طي خواهيم كرد مثل ابر و باد طي كردند. تمام پاسداران عزيزي كه در اين سقوط هواپيما به شهادت رسيدند مرداني بودند كه كره خاكي برايشان چون قفسي تنگ بود و هر لحظه خيال رهايي از اين قفس تنگ را داشتند. محل شهادت اين عزيزان گوشه اي از كربلاست . آرزو داشتم فرزندم همانجا دفن مي شد حالا هم بحمدالله با قطعاتي كه از پيكرهاي مطهر بجا مانده آرامگاه و بناي يادبودي در همان مكان ساخته اند كه زيارتگاه همگان خواهد بود.
    در حادثه چون درخت پا بر جا بود
    آميزه كوه و جنگل و دريا بود
    آن سرخ گلي كه صبح برخاك افتاد
    شاداب ترين شقايق صحرا بود
    گفتگو از محمدرضا فاريابي ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي ـ جيرفت
    انسان وقتي لايق شهادت مي شود كه به اوج كمال معنويت وانسانيت رسيده باشد ... تمام پاسداران عزيزي كه در اين سقوط هواپيما به شهادت رسيدند مرداني بودند كه كره خاكي برايشان چون قفسي تنگ بود.
    پيكرش كاملا قابل شناسايي بود. دو دست و دو پايش قطع شده بود و بخشي از سرش هم جدا شده بود در اين لحظه بياد روز عاشورا و پيكر قطعه قطعه آقا اباعبدالله الحسين (ع ) افتادم .

  • *****
    يادها و يادمانها


  • به مناسبت سالگرد شهادت شهداي تكيه سپهسالار و گراميداشت ياد و خاطره شهداي هشت سال دفاع مقدس كه مصادف با اربعين حسيني مي باشد مراسمي توسط پايگاه شهيد خدري با حضور امت حزب الله در روز چهارشنبه مورخ 82 2 3 از ساعت 10 صبح الي 2 بعد از ظهر در مسجد حضرت ابوالفضل (ع ) واقع در كرج جاده چالوس كيلومتر 42 آسارا روستاي تكيه سپهسالار برگزار مي گردد.