
پس از پايان جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق و فروكش
شدن درگيري ها اكنون بسياري از كشورهاي جهان هر يك در
پي بر آورد ميزان نفوذ آتي خود در اين منطقه حساس هستند.
در اين ميان فرانسه به عنوان پيشتاز مبارزه با تجاوز
نظامي آمريكا عليه عراق
به عقيده برخي كارشناسان امروزه
دچار نوعي ترديد و سردرگمي شده است .
فرانسه به عنوان عضو شوراي امنيت تمام تلاش خود را
براي پيشگيري از وقوع اين جنگ و دستيابي به يك راه حل
قانوني و با نظارت سازمان ملل انجام داد ولي نتايج جنگ
نشان مي دهد كه جهان وارد عصر جديدي از تبادلات قدرت
شده است .
امروز پاريس در موضعي حساس قرار گرفته است
از يك
سو بايد بر موضع دفاع قانوني و عدالت خويش پاي فشرده و از
سابقه خود دراين بحران دفاع كند و از سويي ديگر
محدوديت هاي آينده و ترس از دست دادن منافع درعراق
دولت فرانسه را به اتخاذ واكنش هاي عملگرا وسوسه مي كند.
اظهارات چند روز اخير مقامات حزبي و سياسي فرانسه
نشان مي دهد كه اين كشور تا چه ميزان در نوسان جريانات
مختلف قرار گرفته است .
احزاب راست و چپ فرانسه از دو موضع مختلف به اليزه
و وزارت خارجه فشار مي آورند.
راست هاي فرانسه كه در اين مورد نادر حمايت هاي چپ
را هم براي جانبداري از مواضع رييس جمهوري داشته اند
امروز در وضعيتي نابسامان تر قرار گرفته اند.
آنها ضمن دفاع از سرنگوني صدام
نسبت به مواضع ژاك
شيراك رييس جمهوري فرانسه نيز دوگانه برخورد مي كنند.
برخي از گرايشهاي راست همچون ليبرالهاي دمكرات تا
سرحد دفاع از آمريكا نيز پيش مي روند و برخي ديگر كه اصول
گراتر هستند
معتقدند با وجود مسايل پيش آمده و دفاع از
رييس جمهوري بايد بدنبال جبران مافات بود.
گرايشهاي چپ در اين شرايط همبسته تر بنظر مي رسند و
گرچه ميانه روهاي چپ كمي عملگراتر هستند و بيشتر به منافع
فرانسه فارغ ازاعتبار ارزشهاي اخلاقي فكر مي كنند ولي در
مجموع جناح چپ از عملكرد فرانسه دربحران عراق دفاع
مي كند.
در اين ميان رهبران كنوني فرانسه نه تنها منافع اين كشور
دراين بحران را رهبري كرده بلكه برخي كشورهاي ديگر دنيا را
هم بدنبال خود كشانيده اند و امروز در پي ترميم چهره فرانسه
هستند.
امروز شيراك كار مشكلي پيش روي دارد و گرچه تا ديروز
به عنوان يك چهره مقبول ملي ميان همه احزاب مطرح شد و تا
نامزدي « صلح نوبل » پيش رفت
اما اكنون به مراتب مسئوليتي
سنگين تر دارد.
برخي منابع سياسي در فرانسه
پيش از بحران عراق نيز
شيراك را داراي ثبات راي در مقاطع حساس نمي دانستند و
تصميم هاي وي را ناشي از ضرورتهاي سياسي ارزيابي
مي كردند ولي امروز كه شيراك مرد پايداري معرفي شده است
بايد انتقادات روز را پاسخگو باشد.
مسئوليت فرانسه امروز باز بر محور سازمان ملل خواهد
چرخيد واين كشور تلاش دارد تا دوباره اعتبار اين سازمان را
احيا كرده و به صحنه تصميم گيري سياسي بين الملل برگرداند.
تلاش سه محور پاريس
برلين و مسكو در روزهاي اخير
نشان مي دهد كه عزم اين كشورها براي دخالت سازمان ملل در
بازسازي و دوران پس از صدام درعراق جدي است ولي بايد
پرسيد كه آيا سازمان ملل امروز همان سازمان ملل ديروز
است اكنون سازمان ملل در ضعيف ترين جايگاه خود قرار
گرفته و شوراي امنيت به بازيچه دست آمريكا تبديل شده
است
حتي دربحران عراق حق وتوي كشورهاي بزرگ نيز رنگ
باخت .
از سوي ديگر ديپلماسي عملگرا در صحنه جهاني
اجازه
پافشاري بيش از حد بر سر ارزشهاي اخلاقي و اعتقادي را به
رهبران ملتها نمي دهد
هر چند كه صادق باشند.
منافع اقتصادي فوري و اهميت منابع استراتژيك در دور
نماي آينده كشورهاي غربي آنها را وادار مي كند تا ابتدا اين
نظم نوين جهاني را به ترتيبي معقول درك كنند و سپس وارد
معادلات جديد قدرت شوند.
فرانسه نيز از اين حيث استثنا نيست و در كنار ساير
كشورهاي صاحب قدرت احساس كرده كه نظم ديروز براحتي
قابل بازگشت نيست وبايد در اين وزن كشي جديد جايي براي
خود دست و پا كند به ويژه آنكه رقيب قاره اي وي اين كشور
يعني انگلستان
پس از برخوردهاي گاه تند با پاريس
امروز
پيروز ميدان است .
از سوي ديگر برخي زمزمه ها براي مسئولان فرانسه
نگران كننده شده است
انتشار اين اخبار در مطبوعات غربي كه
مردم از بند رسته عراق
از اين پس فرانسه را شريك جرم
صدام مي دانند
خاطر فرانسويان را مشوش كرده است .
امروز اين زمزمه در جريان است كه فرانسه در مخالفت
باجنگ بيش از اينكه در پي حفظ ارزشهاي آزادي
قانون
عدالت و حقوق بشر باشد
در پي منافع اقتصادي خويش و
قرار دادهاي منعقده با صدام بود و بدين ترتيب در جرم بقاي
صدام و آزار مردم عراق شريك است .
اكنون مطبوعات آمريكا و برخي كشورهاي ائتلاف چون
انگلستان و اسپانيا درصدد نوعي انتقام گيري ديپلماتيك در اين
ماجرا بوده و درصدد هستند فرانسه را شريك جرم صدام
معرفي كنند.
فضاي مثبت آمريكاي پس از جنگ در همراهي با
سياستمداران كاخ سفيد
اين امكان را داده است كه جنگ
افروزان آمريكايي سوار بر موج احساسات عامه
از فرانسه
چهره نامطلوبي ترسيم كنند به نحوي كه برخي نظرخواهي ها
نسبت به مسئولين فرانسوي در آمريكا
فرانسويان را خشمگين
كرده است .
با اين وجود ديپلماسي فرانسه سعي مي كند در اين بحران
در روابط با آمريكا
جانب احتياط را رعايت كرده و به يكباره
ديوار اعتماد ميان دو ملت فرو نريزد.
فرانسويان و اروپاييان نسبت به آمريكاي پس از جنگ
جهاني دوم مديونند و بسياري از راستهاي فرانسوي اين نكته
را دراظهارات خويش جسته و گريخته بيان مي كنند.
اين خصومت در رسانه هاي انگلستان ضعيف تر است و
اغلب با اشاره به سيطره نظامي نيروهاي ائتلاف به شانس از
دست رفته فرانسه و آلمان و روسيه در اين جنگ اشاره
مي كنند.
نشريه « تايمز » چاپ لندن به تازگي با اتخاذ موضع
مشابهي
ضمن توصيف « دومينيك دو ويلپن » وزير خارجه
فرانسه به عنوان شاعر و مورخ از او به عنوان يك وزير خارجه
پاره وقت كه از زمان عقب تراست ياد كرد.
امروز شعار دولتمردان فرانسوي اين است كه حال كه ما
شريك جنگ نبوده ايم و براي صلح و قانون شعار داده ايم
بايد
پيروز صحنه صلح باشيم ولي بايد پرسيد كه بازوي مثلث
روسيه
فرانسه و آلمان يعني سازمان ملل در اين ماجرا تا چه
ميزان كارا است از سوي ديگر بتدريج اعتراض هاي صنايع
تجارت و تسليحات فرانسه بلند مي شود.
دولت فرانسه كه با مشكلات اقتصادي روبروست و
بيكاري
اصلاحات اداري
كسري بودجه نگرانيهاي احزاب
مخالف را بر انگيخته است
بايد پاسخگوي نتايج اقتصادي
اين جنگ نيز باشد.
صنايع دفاعي فرانسه اخيرا اعلام كرده اند كه در بازار
فروش و توليد تجهيزات نظامي با مشكل روبه رو هستند.
واشنگتن تصميم گرفته است نسبت به فروش و واگذاري
برخي قطعات صنايع نظامي به فرانسه با احتياط بيشتري عمل
كند و همين عامل بروز مشكلات شده است .
برخي قطعات الكترونيك صنايع نظامي و هوا فضاي
فرانسه از جمله « ساژم » و « تالس » كه بطور مستقيم از آمريكا
خريداري مي شود
در هفته هاي اخير با كندي ارسال قطعات از
آمريكا مواجه بوده و صداي اين مجموعه هاي عظيم
تكنولوژيك در فرانسه در آمده است .
صنايع شيميايي « روديا » نيز براي خريد و استفاده برخي
مواد حساس شيميايي از آمريكا دچار مشكل شده اند.
آگاهان نظامي ديپلماتيك در فرانسه بروز چنين شرايطي را
در موارد مشابه محتمل مي دانستند.

پيش از اين نيز فرانسه با خروج از پيمان « ناتو » در سال
1966 و رويارويي با آمريكا اين مسئله را تجربه كرده بود .
در چند ماهه اخير آمريكاييان به بهانه جلوگيري از
صادرات سلاح و توليدات حساس به كشورهاي ديگر
محدوديت هايي را اعمال كرده اند و فرانسه نيز در صدر اين
محدوديتهاست .
واشنگتن تصميم گرفته است از اين پس براي صادرات
تمامي مواد انفجاري و زمينه هاي مربوط به آن محدوديتهاي
جديدي وضع كند.
در همين زمينه بطور مثال كمپاني « داسو » فرانسه بطور
مستقيم كمتر مورد اين تحريم واقع مي شود ولي تامين كنندگان
وسايل آن بيشتر نگران هستند.
اين بازي آمريكا سبب شده است كه هواپيماهاي « رافال »
فرانسه قيمتي بيش از حد معمول داشته باشد و مشتري كمتري
جذب كند.
داسوي فرانسه كه دو سوم خريد هواپيماهاي تجاري
فالكون در آمريكا را تامين مي كند
امروز نگران كاهش يا لغو
بخش اعظم سفارشهاي خويش است و انتظار فروش بيش از
50 تا 60 فروند فالكون را در سال ميلادي جاري ندارد .
صنايع هوا فضاي فرانسه و برنامه « گاليلئو » اروپا امروز به
اين فكر افتاده اند تا با تشكيل مجاري محاسبه
سفارش و
خريد مشكلات خود را حل كرده و نيازهاي پيچيده الكترونيك
خود را به شركت هاي رايانه اي سفارش دهند.
شركت هاي فرانسوي ديگر نيز كه به آمريكا صادرات دارند
از هم اكنون بيمناك هستند.
گرچه برخي شركت ها چون « دانون » و « اويان » فرانسه از
صادرات خود رضايت دارند ولي حقيقت آن است كه فروش
آنها با مجوز نشانهاي تجاري آمريكا در بازار به فروش مي رود.
آمريكايي ها برخي پروژه هاي ساختماني و طراحي
فرانسوي با مبالغ بالا را همچون « ژي .س .دسو »
بالغ بر يك
ميليارد يورو در شهر نيويورك را همچنان معوق گذاشته و
شهردار نيويورك در اين مورد تاكنون هيچ توضيحي نداده
است .
شركتهاي هواپيمايي فرانسوي ـاروپايي چون ايرباس نيز
كه در سال گذشته 5
5 ميليارد دلار در آمريكا سرمايه گذاري
كرده اند امروز با اشاره به سياستهاي دوگانه دولتي و خصوصي
هواپيمايي در آمريكا نگرانند.
سخنگوي ايرباس معتقد است حتي دولتهاي برخي
كشورهاي مشتري ايرباس
براي خريد محصولات هوايي
فرانسه زير فشار قرار دارند
نمونه هاي « چايناايرلاينز » تايوان
و « آل نيپون ايرويز » ژاپن نيز از همين دست به شمار مي روند.
در زمان حاضر مقامات آمريكايي هر روز در منطقه
خاورميانه فرانسويان را از تلاش براي ثبات يا تغيير وضع دور
نگه مي دارند و در مقابل فرانسه نيز سعي مي كند نفوذ سنتي
خود را در اين منطقه به هر ترتيب ممكن و مقدور حفظ كند.
در چند روز گذشته
« دومينيك دو ويلپن » وزير امور
خارجه فرانسه هزاران كيلومتر راه را براي اقناع و تبادل نظر با
مقامات كشورهاي سوريه
مصر
عربستان سعودي و لبنان
پيموده است .
ويلپن در اين سفرها ضمن دعوت آمريكاييان به آرامش
مدام بر ايجاد ثبات در منطقه تاكيد دارد و تلاش مي كند تا
محوري از كشورهاي عربي منطقه را در برابر تغييرات آتي در
جغرافياي خاورميانه با خود همراه سازد.
وي در سفر اخير خود به سوريه گفته است كه خاورميانه
در آستانه يك مقطع حساس تاريخي ايستاده است و ما بايد
همه تلاش و مسئوليت خود را بكار ببريم .
هر چه ويلپن و دستگاه ديپلماسي فرانسه بيشتر سعي
مي كنند تا آمريكاييان را در اين غوغاي پيروزي به خونسردي
فرا بخوانند
ماشين نظامي پنتاگون مست از غرور ناشي از
نتايج جنگ
درگيري لفظي با سوريه را آغاز كرده است .
ويلپن با علم به اينكه آمريكاييان براي بازسازي عراق و
حضور در منطقه به كشورهاي عربي و همراهي كشورهاي ديگر
دنيا نياز دارند
سعي مي كند از رويارويي و جدال با مقامات
آمريكايي بپرهيزد و به توصيه هاي اخلاقي اكتفا كند.
ويلپن با تاكيد بر اين نكته كه « مي توان جنگ را به تنهايي
برد ولي صلح را نمي توان » گفت : كشوري كه در ربع قرن با سه
جنگ ويران شده است را نمي توان با قواي ائتلاف بازسازي
كرد.
ويلپن پيش از عزيمت به منطقه به همتاي اسپانيايي خود
گفت كه وضعيت منطقه حساس تر از اين هاست كه آمريكايي
فكر مي كنند
بايد در عراق پس از جنگ
يك نقش محوري به
سازمان ملل محول كرد.
كشورهاي عربي منطقه نيز كه از نقشه اسراييل براي ختم
بحران فلسطين در اين ماجرا بو برده اند
بسيار بدبينانه و در
ضمن محتاط عمل مي كنند.
سوري ها گرچه با موضع فرانسه در فعال كردن نقش
جامعه بين المللي موافق هستند ولي از سوي ديگر با حمله
لفظي به اسراييل
خطر نزديكي فرانسه به تل آويو را نيز
گوشزد مي كنند.
ويلپن براي مذاكره با مقامات ايران نيز درصدد برقراري
تماس با تهران است ولي اسرائيلي ها به وي گوشزد كرده اند كه
براي تشكيل دولت فلسطيني مورد نظر در سال 2005 يك
سلسله تغييرات ضروري در منطقه بايد صورت گيرد.
آمريكايي ها سعي مي كنند سازمان ملل را در اين مقطع به
ايفاي نقش كمكهاي انساني محدود كنند.
« كوفي عنان » دبير كل سازمان ملل نيز گرچه يك پاكستاني
را براي رسيدگي به امور منطقه و بررسي سناريوهاي ممكن
مامور كرده است ولي چشم به تصميم هاي شوراي امنيت
دارد.
نشست اخير در روسيه نيز تلاشي بود تا سه محور آلمان
فرانسه و روسيه موضع خود را براي پس از پيروزي آمريكاييان
هماهنگ كنند و شرودر صدراعظم آلمان به تعبير مطبوعات
فرانسه نقش وكيل سازمان ملل را بر عهده گيرد.
با اين حال هلموت كهل صدر اعظم پيشين آلمان اين
اتحاد سه گانه را به زيان اتحاد اروپا مي داند و برخي
سياستمداران كاركشته آلمان و فرانسه به نيت پوتين و
چرخشهاي آينده او چندان مطمئن نيستند.
« دي ولت » نشريه آلماني به نقل از « ديميتري
روژوسين » رييس كميسيون سياست خارجي دوماي روسيه
مي نويسد
حتي اگر آمريكاييان همه خليج فارس را بگيرند
فرانسه و آلمان ترسي نخواهند داشت چون منابع روسيه در
منطقه به تنهايي براي حفظ استقلال اين اتحاد سه گانه كافي
است ! وي در ادامه با بيان اينكه زمان تشكيل يك ابر قدرت
منطقه اي اروپايي ـ آسيايي فرا رسيده است
فرانسه و آلمان را
به تقويت اين اتحاد و تشكيل اتحاديه اي قويتر از اتحاديه اروپا
فرا خواند.
ولي واقعيت آن است كه هيچ يك از سه كشور اصلي
اردوگاه صلح
نيت اين را ندارند كه بيش از اين روابط خود را
با آمريكا به خطر اندازند و در اين ميان روسيه از همه آسيب
پذير تر است .
فرانسويها تا همين مرحله بسيار محتاط شده اند
ديپلماسي خود را از نصيحت
اخلاق و قانون فراتر نمي برند و
جسته گريخته بر ضرورت پر كردن شكاف پيش آمده با آمريكا
تاكيد مي كنند.
واقعيت اين است كه جهان وارد عصري جديد شده است
كه معادلات پيشين بين الملل نمي تواند در چشم اندازي
نزديك
پاسخگوي بحران هاي بين المللي باشد.
تئوري « هانتينگتون » نظريه پرداز آمريكايي براي برخورد
بين تمدنها امروز هر چه بيشتر خود را آشكار مي كند و
سياستمداران آمريكايي با تعريف نوين اخلاق
خود را در
جايگاه تاريخي يك رسالت مدار ديني ديده اند.
كمترين نتيجه اين عصر جديد ايجاد روح همبستگي
اسلامي و خيزش هويت جديد ديني در جهان اسلام است كه
تحليل پيچيده آن فراتر از اين گزارش است .
امروزه فرانسويها در برابر يك دوراهي قرار
دارند. از يكسو مايلند بر مواضع مستقل و
انتقادي خود عليه آمريكا پافشاري كنند و از
سوي ديگر ترس از دست دادن منافع خود در
عراق آنان را به اتخاذ نوع واكنش هاي
مماشات جويانه وا مي دارد
مخالفت فرانسه با جنگ آمريكا در عراق نه
بخاطر حفظ قانون و عدالت بلكه بخاطر حفظ
قراردادهاي اقتصادي پاريس با بغداد بوده
است .

|