
واحد مركزي خبر : هانس بليكس وكيل 74 ساله سوئدي به
اين زودي ها خيال بازنشسته شدن ندارد.
او كسي است كه تصور مي كرد كلامش شوراي امنيت 15
عضوي سازمان ملل را متقاعد خواهد كرد تا از تهاجم به عراق
حمايت نكند.
به گزارش خبرگزاري رويترز از سازمان ملل هانس بليكس
به عنوان رئيس بازرسان تسليحاتي سازمان ملل بايد تعيين
مي كرد كه آيا عراق تقاضاهاي سازمان ملل براي فاش كردن
سلاحهاي كشتار جمعي خود را اجابت كرده است يا نه بليكس
كه شخصي آرام
سرسخت و وفادار به اصول محسوب
مي شود
موضع خود را در حد فاصل بين جنگ طلبي امريكا و
تمايل طبيعي سازمان ملل به تبديل خصومت ها به دوستي قرار
داده است .
بليكس مي گويد : شغل ما بايد براساس واقعيات باشد و من
متاسفم كه اين واقعيات شكل خوبي ندارند. وي تاكيد مي كند
« هرگونه تصميمي درخصوص جنگ يا صلح در اختيار شوراي
امنيت سازمان ملل است نه من » اما او در عين حال در مورد
جنگ و نقش خود در سوق دادن شرايط به سوي جنگ نگران
است .
بليكس مي گويد « ما در بخش بازرسي 250 تا 300 نفر
هستيم . هزينه ما 80 ميليون دلار در سال است . وقتي شما
راه حل نظامي را انتخاب مي كنيد با هزينه اي حدود يكصد
ميليارد دلار و تعداد نفراتي حدود 250 هزار نفر در كنار انبوهي
كشته و مجروح و خسارت فراوان روبرو خواهيد
بود. »
بخشي از زندگي خصوصي بليكس به هم خورده است .
اكنون ماههاست كه دوربين هاي تلويزيوني او را زماني كه به
سمت مقر سازمان ملل و به سوي دفتر ساده اش در طبقه سي و
پنجم مي آيد زير نظر مي گيرند.
بليكس كه بشدت استقلال طلب است زماني كه در مورد
فشار آمريكا بر كارش يعني كميسيون نظارت
بررسي و بازرسي
سازمان ملل (انموويك ) كه وظيفه گزارش برنامه هاي
سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي و موشكهاي دوربرد عراق را
بر عهده دارد با سئوال مواجه مي شود
به شدت واكنش نشان
مي دهد.
او با اشاره به اينكه بازرسانش دستور اكيد دارند تا
اطلاعات خود را در اختيار هيچ كشوري قرار ندهند مي گويد
« اطلاعات فقط در يك مسير حركت مي كند. » بليكس همچنين
در ارتباط با به چالش طلبيدن بخشي از تاكيدات دولت بوش
در مورد تلاشهاي عراق براي فريب دادن بازرسان به هيچوجه
كوتاه نمي آيد.
با اين حال بليكس نسبت به محمد البرادعي كه مسئول
بازرسان هسته اي است سرسختي بيشتري دارد و علت آن را
اين حقيقت مي داند كه او در جستجو براي يافتن سلاحهاي
شيميايي و بيولوژيكي عراق وظيفه دشوارتري بر عهده دارد.
بليكس راهنماي معنوي البرادعي در آژانس بين المللي
انرژي اتمي بود و او بود كه اين ديپلمات مصري را استخدام
كرد . در سال 1376 البرادعي جاي هانس بليكس را كه به مدت
16 سال دبير كلي آژانس بين المللي انرژي اتمي را بر عهده
داشت گرفت . اما زمان بازنشستگي بليكس خيلي طول نكشيد.
بليكس و همسرش « اوا » كه مشاور دولت سوئد در امور
قطب شمال و جنوب بود در ديماه سال 1378 با يك كشتي
عازم قطب جنوب شدند. اندكي بعد كوفي عنان دبيركل سازمان
ملل تلفن زد.
بليكس مي گويد « آنها در حقيقت مرا از يخچال بيرون
آوردند. »
او سمت كنوني را در اسفند سال 1378 بر عهده گرفت اما
بازرسانش موفق نشدند تا ششم آذر سال 1381 به عراق
بازگردند و آن هنگام هم صرفا به خاطر تهديد امريكا به اقدام
نظامي بود.
بليكس در اين فاصله دوره هاي آموزشي براي بازرسان
خود ترتيب داد و يك آرشيو رايانه اي با حدود 30 هزار مدخل
مربوط به اطلاعات جمع شده توسط سلف هايش « ريچارد
باتلر » استراليايي و « رالف ايكيوس » سوئدي ايجاد
كرد.
پياده روي كه تفريح مورد علاقه بليكس است اكنون به
حدود 25 دقيقه راه بين خانه تا دفترش محدود شده است . او
مي گويد اين مسير را در حالي كه كوله اي بر پشت دارد و
خبرنگاران پشت سرش حركت مي كنند طي مي نمايد. او
همچنين مي گويد اكثر روزهاي هفته را كار مي كند. همسرش در
سوئد باقي مانده است و دو پسر بزرگ سالش زندگي مستقلي
دارند.
بليكس مي گويد « من همانند كاهن ها زندگي مي كنم . من يك
رايانه در منزل دارم و سخنراني هايم را خودم
مي نويسم . »
بليكس داراي دو درجه دكتراست و در دانشگاههاي كلمبيا
و كمبريج درس خوانده و در دانشگاه استكهلم حقوق بين الملل
تدريس كرده است . او بعدا به وزارت خارجه سوئد پيوست و
در سال 1357 وزير خارجه اين كشور بود . اما در آمريكا
محافظه كاران بليكس را به ناديده گرفتن برنامه تسليحات
هسته اي عراق در زماني كه رياست آژانس بين المللي انرژي
اتمي را داشت متهم مي كنند. به اعتقاد آنها عراق سالهاي
فراواني را صرف ساخت سلاحهاي هسته اي كرده
است .
بليكس در پاسخ مي گويد از زمان جنگ سال 1370 خليج
فارس كه بعد از آن براي اولين بار بازرسي هاي سرزده
امكان پذير شدند قوانين بازي به شكل اساسي تغيير كرده است .
همين اواخر پنتاگون به سازمان اطلاعات مركزي امريكا (سيا)
دستور داد تا از بليكس تحقيق كند اقدامي كه باعث تفريح او
گرديد.
بليكس مي گويد « من فكر مي كنم با درنظر گرفتن اين
واقعيت كه من شخص شناخته شده اي هستم و به مدت 16
سال رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي بودم اين موضوع به
نوعي زائد بنظر مي رسد. »
محمد البرادعي بازرس ارشد تسليحات هسته اي سازمان
ملل شايد از سلاحهاي هسته اي متنفر باشد اما يك صلح طلب
نيست .

به گزارش خبرگزاري رويترز از وين البرادعي كه رئيس
آژانس بين المللي انرژي اتمي است اخيرا در مصاحبه اي اظهار
داشت « من صلح طلب نيستم . من خودم را شخصي عملگرا و
واقع بين مي دانم كه خواهان ديدن جهاني امن تر از جهان كنوني
است . »
اين وكيل 60 ساله مصري در حالي كه به صندلي دفتر خود
در ساختمان قلعه مانند مجتمع سازمان ملل در وين پايتخت
اطريش تكيه زده است خسته به نظر مي رسد.
از آنجا كه البرادعي در حال نبرد در جبهه هاي فراوان و
مهمتر از همه عراق و كره شمالي است اين امر خيلي شگفت آور
به نظر نمي رسد.
البرادعي رياست تيم هاي بازرسي آژانس بين المللي انرژي
اتمي را كه در جستجوي نشانه هايي دال بر فعال شدن مجدد
برنامه تسليحات هسته اي عراق هستند بر عهده دارد.
البرادعي در بهمن گذشته در شديد الحن ترين اظهارات
خود در قبال كوتاهي بغداد براي قبول درخواستهاي خود و
هانس بليكس به خبرگزاري رويترز گفت « ما به هر قيمتي به
دنبال صلح نيستيم . »
رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي در آسيا بدنبال اين
است كه كره شمالي را وادار سازد تا با بازگشت بازرسان
سازمان ملل كه اخيرا از اين كشور اخراج شدند موافقت كند تا
آنها بتوانند تعيين كنند كره شمالي تا چه حد به ساخت يك
بمب اتمي نزديك شده است .
البرادعي به علت سفرهاي متعدد به نيويورك از به هم
خوردن ريتم بدن خود رنج مي برد اما او در عين حال پر انرژي
و فعال است و نارضايتي خود را از برخورد جهاني با موضوع
سلاحهاي كشتار جمعي پنهان نمي سازد.
او مي گويد « با درنظر گرفتن تمامي جنگهاي منطقه اي و
انواع جديد تروريسم و جنايات سازمان يافته و همچنين
تهديد به استفاده از سلاحهاي كشتار جمعي و استفاده عملي از
اين سلاحها جهان شكل مطلوبي ندارد. »
اولين بار « دوايت دي آيزنهاور » رئيس جمهور امريكا فكر
تاسيس آژانس بين المللي انرژي اتمي را در سال 1332 مطرح
كرد. چهار سال بعد اين آژانس متولد شد.
امروزه 134 كشور در آژانس بين المللي انرژي اتمي
عضويت دارند و اين آژانس اختيارات گسترده اي براي تضمين
اين نكته دارد كه از تاسيسات اتمي در سراسر جهان صرفا براي
مقاصد صلح آميز استفاده شود.
البرادعي كه در سال 1376 رياست آژانس بين المللي
انرژي اتمي را بر عهده گرفت مي گويد روياي جهان عاري از
سلاحهاي اتمي واقع بينانه نيست .
او مي افزايد « من فكر نمي كنم اين هدف قابل حصول باشد
و پيمان جهاني منع توليد و تكثير سلاحهاي هسته اي مصوب
سال 1349 فقط مي تواند در راستاي رسيدن به اين هدف مفيد
باشد. »
البرادعي كه به عنوان رئيس پليس هسته اي جهان انجام
وظيفه مي كند اغلب هدف توهين قرار مي گيرد. به عنوان مثال
كره شمالي اخير او را پنجه گربه امريكا ناميد.
او همچنين به علت مليتش متهم شده است كه در قبال
عراق از خود ملايمت نشان داده است . اما اين ديپلمات
كهنه كار كه داراي درجه دكتراي حقوق از دانشگاه نيويورك
است و تجربه دو دهه كار در آژانس بين المللي انرژي اتمي را
پشت سر دارد اين انتقادها را رد مي كند.
او مي گويد « من شنيده ام كه بعضي مردم مي گويند من در
قبال عراقي ها خيلي خشن و سختگير بوده ام و با آنها با ملايمت
برخورد نكرده ام . ديگران مي گويند من در اين ارتباط خيلي
ملايم بوده ام . من كداميك را بايد باور كنم »
البرادعي مي افزايد او بدون توجه به نژاد
مذهب يا زبان
صرفا اصول اساسي بشريت را دنبال كرده است .
اگر لحظه بسيار حساسي در دوره رياست البرادعي بر
آژانس بين المللي انرژي اتمي وجود داشته باشد اين لحظه
بازگشت بازرسان به بغداد چهار سال بعد از فرار آنها در آذر
1377 و تنها ساعاتي قبل از حمله آمريكا و انگليس نبود بلكه
اين لحظه 20 شهريور سال 1381 بود .
البرادعي در سخناني كه اندكي بعد از حملات 20 شهريور
به شهرهاي نيويورك و واشنگتن اظهار داشت « تمايل
تروريستها براي قرباني كردن خود براي حصول به اهداف
شريرانه شان بعد جديدي در مبارزه عليه تروريسم خلق كرده
است .
اما اصلي ترين اولويت البرادعي كمك به حراست جهان از
خطر حملات هسته اي بوده است . او مي گويد « جهان قبلا دو
شوك هسته اي را تحمل كرده است حادثه چرنوبيل و كشف
برنامه سري عراق براي ساخت سلاحهاي هسته اي توسط
آژانس بين المللي انرژي اتمي . خيلي مهم است كه ما از بروز
شوك سوم جلوگيري كنيم . »
هانس بليكس : من مثل كاهن ها زندگي
مي كنم . مسير خانه تا دفتر كارم را در حالي
كه كوله اي بر پشت دارم
پياده طي مي كنم
سخنرانيهايم را خودم مي نويسم . همسرم در
سوئد است و دو پسرم زندگي مستقلي
دارند.
محمد البرادعي : شنيده ام كه عده اي
مي گويند در برابر عراق
زيادي نرمش نشان
داده ام . عده ديگري هم مي گويند زيادي
خشن بوده ام و با ملايمت برخورد نكرده ام .
من نمي دانم حرف كدام يك را بايد باور
كنم

|