كودكان خياباني را مي توان
يكي از واقعيت هاي دنياي امروز
دانست
واقعيتي كه در شهرهاي
بزرگ به يك معضل اجتماعي
تبديل شده است .
اين كودكان معمولا براي
چرخاندن چرخ زندگي خود و
خانواده به هردري مي زنند و
بطور معمول و به شكلهاي
مختلف از سوي سوداگران
قاچاقچيان و بعضا عاملان فساد
مورد سو استفاده قرار
مي گيرند.
بسياري از مردم
اين
كودكان را ولگرد و مزاحماني
مي دانند كه بي هيچ اميدي يا در
خيابانها پرسه مي زنند و يا در
دام افراد سودجو و خلافكار
گرفتار مي شوند كه نياز به توجه
مراجع ذيربط دارد.
به گفته كارشناسان امور
اجتماعي
كودكان خياباني
به
افراد زير 15 سالي گفته مي شود
كه براي ادامه بقاي خود
مجبور
به كار و زندگي در خيابانها
هستند.
به گزارش ايرنا
كارشناسان
معتقدند اين كودكان بي پناه
بهترين صيد براي سودجويان
محسوب شده و از آنان براي
سرقت و توزيع مواد مخدر و
تكدي گري استفاده مي شود.
در يك نگاه گذرا بايد گفت
كه چه راحت اين كودكان
معصوميت كودكانه خود را به
حراج گذاشته اند.
« يمان » پسرك سيزده
ساله اي است كه چشمانش در
انتظار مشتري به هر سويي
مي چرخد. او به همراه ديگر
دوستانش كه هر كدام به سهم
خويش متاعي براي فروش به
مشتري عرضه مي كنند
در
تكاپوي معاش است .
« يمان » شناسنامه ندارد و
ماندنش در اين كشور غير قانوني
است
او كه با هر تلنگري
موقعيتش به خطر مي افتد سعي
دارد هويت خود را پنهان كند.
« يمان » كه كلافه از گرماي
تابستان در فكر فروش بيشتر
آدامس هايش بود حاضر شد در
مقابل خريد فقط چند آدامس به
سوالهايي گره خورده با
سرنوشت خود و امثال خود
پاسخ دهد.
او اهل كابل است
او در
وطن خود ياد گرفته است كه
براي زنده ماندن پافشاري كند.
او مهاجر است و بايد براي خرج
زندگي خود و پدر پير و بيمارش
از جان مايه بگذارد.
« محمد » يكي ديگر از
كودكان خياباني است
اما با
هويتي ايراني و اهل بوشهر.
اوهم مانند « يمان » نان آور
است
« محمد » دوازده ساله كنار
يكي از پياده روهاي نزديك پل
سيد خندان كفشهاي مردم را
واكس مي زند.
اين بار برخلاف هميشه
« محمد » خودش سرصحبت را
باز كرد كه « شما خبرنگاري
عكس منو تو روزنامتون چاپ
مي كني »
و اين چنين شد كه او گفت :
« بچه بوشهرم و دوساله كه توي
تهران كفش اين و اون رو واكس
مي زنم
پدرم فوت كرده
هفت
خواهر و برادريم
من پسر
بزرگم
روزي هزار تومان كاسبي
مي كنم » .
« حسين ناصرزاده »
كارشناس بهزيستي
سازمان
بهزيستي وشهرداري را متولي
جمع آوري و مراقبت از « كودكان
خياباني » عنوان كرد.
وي تعداد كودكان
بي سرپرست و بد سرپرست در
تهران را 3 هزار نفر ذكر كرد و
گفت كه ازاين تعداد 1100 نفر
معلول هستند.
وي گفت : كودكان خياباني
پس از شناسايي و جمع آوري
تحت سرپرستي سازمان
بهزيستي در كلاسهاي نهضت
سواد آموزي خواندن و نوشتن را
فرا مي گيرند.
در حالي كه مسوول جمع
آوري كودكان خياباني سازمان
بهزيستي و شهرداري هستند
اما
اين معضل همچنان در جامعه
خودنمايي مي كند و موجب
آزردگي خاطر مردم شده است .

*****
چوب حراج به سرمايه ها و منافع ملي كشور
در آموزش و پرورش
|
اخيرا براساس مفاد ماده
88 قانون تنظيم بخشي از
مقررات مالي دولت
مصوب 80
11
27 و ماده 15
آئين نامه اجرائي آن مصوب
81
6
24 هيات وزيران
وزارتخانه ها و موسسات و
شركتهاي دولتي كه عهده دار
خدمات اجتماعي و رفاهي
مي باشند مختار گرديده اند
براي توسعه كمي و كيفي
خدمات خود و كاهش حجم
تصدي هاي دولت از خدمات
بخش غير دولتي استفاده
نمايند و آموزش وپرورش هم
در اين خصوص ماموريت
يافته در هر منطقه تعدادي از
اين مدارس را به بخش
خصوصي واگذار نمايد.
باتوجه به تجربيات چندين
ساله اي كه در سطوح مختلف
آموزش و پرورش داشتم بر
حسب احساس مسئوليت
تكليف را بر اين ديدم تا به
منظور آگاهي اذهان عمومي
موارد ذيل را به اطلاع مردم
عزيز برسانم .
1 ـ در دنياي پيشرفته امروز
سه ركن اساسي آموزش و
پرورش
بهداشت و امنيت
مورد توجه همه سياست گذاران
مي باشدو هر كشوري سعي
مي كند خدمات عمومي و
يكساني را در راستاي منافع
عمومي كشور باتوجه به
سياست هاي تعليم و تربيت
ارائه نمايد
خصوصا در
آموزش و پرورش كه ركن
اصلي توسعه محسوب
مي شود. خارج سازي تدريجي
حاكميت نظام بر مراكز آموزش
و فرهنگي و توسعه روزافزون
دخالت نهادهاي غير دولتي
بدون داشتن سياست و برنامه
و واگذاري آنان به افراد حقيقي
و حقوقي (صرفا باتوجه به
كاهش تصدي گيري دولت
كاهش هزينه ها) به هيچ عنوان
معقول به نظر نمي رسد و
اهداف زيربنائي تعليم و تربيت
را باتوجه به سياست هاي نظام
مخدوش خواهد كرد. علاوه بر
آنكه لازم است باتوجه به
اهميت آموزش و پرورش
عمومي در كشور
همه مردم از
خدمات مناسبي در اين زمينه
برخوردار و سياست هاي
فرهنگي واحد باتوجه به
اهداف نظام مقدس جمهوري
اسلامي و قانون اساسي مورد
توجه قرار گيرد.
2 ـ آموزش و پرورش ما كه
فاقد استراتژي
سياست و
برنامه مشخص در پيگيري
اهداف و ماموريت ها مي باشد
بدليل فقدان نظام مديريت
علمي ابزارهاي نظارتي در آن
مفقود گرديده است . باتوجه به
خطير بودن امر تعليم و تربيت
با كدام الگو و شاخص تحقق
تدريجي تعليم و تربيت را مورد
پيگيري قرار مي دهيم و
عملكردها را مورد توجه و
ارزيابي و بازنگري قرار
مي دهيم
مگر امروز به چنين
شاخص هايي دست پيدا
كرده ايم !
3 ـ به نظر مي رسد كاهش
تصدي گري دولت وتفويض
اختيار
يك مبحث علمي
پذيرفته شده مي باشد اما نه در
كشور ما كه فرهنگ خصوصي
سازي وجود ندارد. بدين معنا
كه بدليل فقدان سياست
روح
اهداف ملي در فرهنگ
خصوصي سازي مفقود گرديده
است . دنياي امروز اگر به سمت
خصوصي سازي مي رود
نوع
حمايت و هدايت آن دقيقا
مشخص بوده و منافع ملي
كشورشان در همه تار و پود
برنامه ريزي حاكم بر بخش
خصوصي وجود دارد و اين
بخش نيز با امنيت و طيب
خاطر به كار خود ادامه مي دهد.
كه البته باتوجه به اهميت
زيربنايي آموزش و پرورش
عمومي
همه دولتها به صورت
متمركز و نيمه متمركز بر
حياتي ترين دوره نظارت خاص
داشته و سياستهاي خود را از
اين طريق اعمال مي كنند.
4 ـ يكي از اهداف مترقي
تعليم و تربيت كشور ما ايجاد
عدالت است . اجراي اين طرح
بدون ترديد باعث ايجاد فاصله
طبقاتي بيشتر در آموزش و
پرورش خواهد گرديد و مردم
را دچار يك سردرگمي خواهد
نمود و طبقاتي شدن بيشتر
دانش آموزان و نارضايتي
عمومي را به دنبال خواهد
داشت . تحقيقاتي كه اخيرا در
خصوص رشد آموزشي
دانش آموزان مدارس راهنمايي
بعمل آمده
مويد اين موضع
مي باشد كه رابطه معناداري
ميان طبقه اجتماعي
دانش آموزان و موفقيت هاي
آنان وجود دارد در حاليكه
اعلام مي شود اكثريت زير خط
فقر هستند و بيشتر ثروت كشور
در اختيار گروه يا طبقه خاص
مي باشد
چگونه عموم
دانش آموزان مي توانند به اين
مدارس راه پيدا نمايند و آينده
كشور در دست طبقه خاص
باشد
5 ـ آيا اين طرح
مبناي
پژوهشي و تحقيقاتي دارد در
كشور ما تجربيات گذشته
چگونه جواب داده و در
خصوص تعليم و تربيت
چگونه مصداق پيدا مي كند.
6 ـ در زمينه تاسيس
مدارس غيرانتفاعي خوب
است كه آماري ارائه شود و يك
كار تحقيقاتي صورت پذيرد.
چند درصد مسئولين رده بالاي
ما در آموزش و پرورش و ساير
دستگاهها به نام خود يا
همسرشان مدارس غير انتفاعي
دارند ! صرف نظر از اينكه
گروهي از موسسين گمنام را كه
اينجانب مي شناسم با
سرمايه ها و بضاعت اندك خود
در تعليم و تربيت
سرمايه گذاري كرده اند كه تعداد
اين افراد نيز محدود مي باشد
اما سوال اساسي اين است كه
آيا مسئولين از موقعيت هاي
اجتماعي و نفوذ خود موفق به
تاسيس اينگونه مدارس
شده اند يا خير آيا ديگران هم
مي توانستند اگر اين نگرش
حاكم باشد
ما چقدر خودمان
را وقف مدارس دولتي مي كنيم .
در كشور ما متاسفانه اين
فرهنگ روز به روز بيشتر دامن
زده مي شود كه هر فردي وقتي
تجربه اي بدست مي آورد بجاي
آنكه از آن تجربه كه متعلق به
اين مردم است
براي مردم
استفاده كند بيشتر در راستاي
منافع شخصي استفاده مي شود
كه وجود مشكلات مالي و
اقتصادي موجود هم كه چنين
موضوعي را بيشتر دامن
مي زند.
7 ـ چنانچه اين طرح اجرا
شود معمولا بهترين مدارس در
نقاط مهم واگذار مي گردد و از
هم اكنون گروههاي مختلف
براي گرفتن اين مدارس
مراجعه مي نمايند كه در اين
بخش
گسترش رانت ها را
مجدد شاهد خواهيم بود.
8 ـ اموال دولتي نظير
ساختمانها
آزمايشگاهها
تجهيزات و... خود سرمايه هاي
ملي كشور محسوب مي شوند.
چگونه اين اموال را واگذار
مي كنيم . آيا تضميني براي
توسعه و نگهداري آن وجود
دارد تجربه نشان داده است كه
در اجراي اينگونه طرحها
نهايتا بار مالي آن بر عهده
دستگاه دولتي خواهد بود و
كاهش هزينه ها تحقق نخواهد
يافت . تجربه واگذاري صنعت
و... مويد اين موضوع مي باشد.
9 ـ توسعه طبقاتي شدن
مراكز تعليم و تربيت پيامدهاي
ديگري را نيز در بخش نيروي
انساني در پي خواهد داشت .
معلماني كه تجربيات خود را در
مدارس دولتي بدست آورده اند
و از اين طريق از مهارتهاي
لازم برخوردار شده اند
انرژي
و وقت خود را معطوف اينگونه
مدارس مي نمايند و اينگونه
معلمين جذب اين مدارس
مي شوند.
در پايان در خصوص اين
طرح پيشنهاد مي شود ضمن
تامل بيشتر بر ماده 88 با تنوير
افكار عمومي
موضوع به
چالش كشانده شود و صاحب
نظران تعليم و تربيت
ديدگاههاي خود را مطرح
نمايند و در آموزش و پرورش
واگذاري مديريت به بخش
غيردولتي متوقف گردد.
مصطفي امين

*****
اگر براي محرومين كار نكنيم اصل
انقلاب به خطر مي افتد
|
پس از انتخابات سال 76
برنامه هاي جناحي و باندي با
عنوان خواست مردم در
اولويت كارهاي دولت قرار
گرفت . در حالي كه اين برنامه ها
با اهداف و ايده مردم در
حماسه دوم خرداد 76 در
تضاد بود
زيرا مردم با
برنامه هاي ناشي از جناحي و
باندي مخالف بودند و اين
مخالفت را با تدبير سياسي در
انتخابات شوراها در سال 81
اثبات كردند.
اگر به مصلحت جامعه و
ملت مي انديشيم بايستي درك
صحيح از واقعيت ها داشته
باشيم و تحليل غيرجناحي و
باندي از آنها ارائه نماييم و
آنها را بپذيريم . واقعيت اين
است كه در دوم خرداد 76
مردم به خاطر خصوصيات
نوگرائي و تنوع طلبي و بعضا
عملكرد نامناسب و به دور از
انتظار
از جناح حاكم
رويگردان شدند و از گروه ديگر
حمايت كردند . در 9 اسفند 81
نيز از عملكرد نامناسب گروهي
كه از آن حمايت كردند
رويگردان شدند و نشان دادند
با هيچ جريان
گروه و جناحي
عهد اخوت نبسته اند.
مردم از مسئولين
نخبگان
و سياسيون انتظار دارند كساني
را كه به جاي انجام وظيفه و
كار و تلاش هر روز با تيترهاي
روزنامه
سخنراني و
ميتينگهاي جنجال آفرين
شعارهاي انحرافي چون خروج
از حاكميت
رفراندوم براي
خواسته هاي غير قانوني
فاشيستي خواندن بعضي از
اركان نظام و... سرمي دهند را
متوجه كنند كه اين گونه رفتارها
جز پرونده نظرسنجي
قضاياي
كوي دانشگاه
انحلال شوراي
شهر تهران و... كه باعث به
چالش كشيدن نظام است
حاصلي ديگر ندارد و خواسته
و يا ناخواسته
موجب شادي
دشمنان مي شوند.
از اين رهگذر عده اي با
سو استفاده از ناهنجاريهاي
سياسي و اجتماعي بوجود
آمده صاحب سرمايه هاي كلان
مي شوند و براي منافع بيشتر
ميليونها تومان هزينه مي كنند تا
مديريتهايي را تصاحب و
نمايندگاني را روانه مجلس
نمايند كه براي آنها كار مي كنند
و اين در حالي است كه عده اي
ديگر در جامعه با گرسنگي و
فقر دست و پنجه نرم مي كنند و
صورت خود را با سيلي سرخ
نگه مي دارند.
چرا بايد دموكراسي
آزادي و حقوق بشر غربي منشا
نابساماني سياسي و اجتماعي
در كشور گردد. آيا جز اين است
كه غربيها در راس آن آمريكا از
آنها به عنوان ابزار و بهانه اي
براي سركوبي دولتها و ملتها
استفاده مي كنند ! مگر نمونه
آنرا در ويتنام
بوسني
افغانستان و عراق كه آغشته به
خون مردم بي گناه است
نديده ايم . فريفتگان غرب
بدانند آزادي و حقوق بشر
غربي دموكراسي و عدالت
غربي و آمريكايي
سرابي بيش
نيست . بپذيريم قدرت هاي بي
قانون جهان امروز هرگز به فكر
ملت و كشوري نيستند. پس ما
بايد به فكر خودمان باشيم و
براي پيشرفت و توسعه تقويت
قدرت نظام
در تمام زمينه هاي
نظامي
اقتصادي
سياسي و
فرهنگي برنامه ريزي داشته
باشيم . اگر برنامه ريزي نكنيم و
در مسئوليتي كه داريم كار
نكنيم
مشكل برنج كاران
چاي
كاران همچون گذشته پا بر جا
خواهد بود و هر ساله شاهد از
دست رفتن هزار تن پياز يا
سيب زميني نزد كشاورزان يا
در انبارها خواهيم بود و
همچنان نوسان قيمتها و
قاچاق كالا به عنوان مشكلات
عمده اقتصاد كشور باقي
خواهند ماند.
مگر مبادي ورودي و
خروجي كالاها تحت مديريت
و نظارت نيست كه خودرو به
ديگر كالاهاي قاچاق افزوده
شده است مگر ميزان زير
كشت هر يك از محصولات
كشاورزي و مصرف اقلام را در
جامعه نداريم اگر داريم چرا
اينقدر خسارت و بي برنامگي
است اگر نداريم چرا نبايد بد
آنها پرداخته شود.
پاسخ اين چراها و دهها
چراي ديگر نشان از ضعف
برنامه ريزي و مديريت كشور
دارد كه با مشغول كردن خود به
جنجالها و تنشها
فرصتي براي
رسيدگي به ضروريت جامعه
نمي يايد. به راستي تفاوت
مديران
نخبگان و
سياستگذاران با ديگر افراد
جامعه در چيست آيا جز اين
است كه آنها بايد مشكلات را
مرتفع كنند
در غير آن بر
مصدر مديريت نشستن كار هر
يك از افراد جامعه مي تواند
باشد.
اگر شايسته عمل نكنيم
مصداق خطبه امام حسين عليه
السلام قرار مي گيريم كه
فرموده اند « مستمندان و
محرومان
نابينايان و كوران و
معلولان در شهرها افتاده اندو
حقشان داده نمي شود. شما به
آنها رحم نمي آوريد و در حد
مسئوليت و شاني كه داريد كار
نمي كنيد و كساني را كه به فكر
چاره جويي دردهاي جامعه اند
ياري نمي دهيد و با
سازشكاري و ملاطفت در با
بيدادگران
امنيت خود را تامين
كرده ايد... »
مسئولين ما بايد با
مديريت قوي و صحيح
نگذارند عده اي با استفاده از
رانتها
ثروتهاي كلان بر جيب
بزنند و بعد سخاوتمندانه به
بذل و بخشش بپردازند و فخر
بفروشند و در سوئي ديگر
مستمنداني براي تامين معاش
خانواده
اعضاي بدن خود را
بفروشند.
بياييم با اجراي فرامين و
سفارشات حضرت امام كه
فرمودند « به همه در كوشش
براي رفاه طبقات محروم و
وصيت مي كنم . كه خير دنيا و
آخرت شماها رسيدگي به حال
محرومان جامعه است كه در
طول تاريخ ستمشاهي و خان
خاني در رنج و زحمت
بوده اند » بكوشيم .
مجلس شوراي اسلامي به
سمتي حركت كند كه حضرت
امام بدان سفارش كرده و
فرمودند : « نمايندگان محترم
مجلس قبل از پرداختن به
لوايح و تبصره ها و مواد
غيرضروري به فكر مسايل
اصلي و كليدي كشور باشند و
براساس اسلام عزيز در
كميسيونها با طرح قوانين و
لوايح به سمتي حركت كنند كه
مشكلات اساسي كشور مرتفع
و سياستهاي زيربنايي كشور به
امور فرهنگي
اقتصادي
اجتماعي و سياسي در راستاي
كمك به محرومين و رفع
استضعاف
مدون و به مورد
اجرا درآيد. »
آيا لوايح افزايش
اختيارات رياست جمهوري و
قانون انتخابات
لوايح گزينش
صرف وقت نمايندگان در دفاع
از سخنراني آغاجري و..
مسائل اصلي و كليدي و
زيربنائي كشور بوده است .
عزيزاني كه بر كرسيها تكيه
زده ايد
رسيدگي به ولي
نعمتان
مهمتر از دفاع از
روزنامه هائي كه ختم انقلاب را
اعلام كرده اند و جزاختلاف
افكني و بعضا همسوئي با
دشمن هدفي ديگر ندارند.
محرومان مهمتر از حمايت از
تشكلهاي غيرقانوني و ليبرالها
هستند. موكلان مهمتر از
سخنرانان تحريف كنندگان
احكام دين و مذاكره كنندگان با
دشمنان هستند. بياييد بترسيم
از روزي كه مصداق سخن امام
حسين (ع ) قرار گيريم كه
فرمودند « ... اين جايگاه و
منزلت (امور اجرائي و علمي
جامعه اسلامي ) را از شما
گرفتند و اين نبود مگر به خاطر
اختلافاتي كه در حق و در سنت
نموديد »
بيايد با بهره گيري از تجربه
عملكرد چندين ساله گذشته و
با مديريت و برنامه ريزي
صحيح و با استفاده از نخبگان
و ثروت هاي انساني و طبيعي و
خدادادي كشور
و صرفه
جوئي (بويژه در دستگاه هاي
عريض و طويل دولتي ) و
سياستهاي صحيح پولي و مالي
و وحدت و يكپارچگي دست
به دست هم دهيم و نهضت
خدمت رساني مورد نظر مقام
معظم رهبري را ايجاد كنيم كه
« من عمل صالحا فلنفسه و من
اسا فعليها »
مهدي چقائي

*****
دانستن اين مطالب حق مردم نيست !
|
در دنياي عجيبي زندگي مي كنيم . اگر قديم نديم ها
خيلي
طول مي كشيد تا دست آدمهاي حيله گر
نيرنگ باز و چاخان
« رو » شود ولي امروز براي افشاي ماهيت واقعي كسانيكه بيشتر
شعار مي دهند ولي كمتر عمل مي كنند
حرف مي زنند ولي عمل
نمي كنند
چيزي مي گويند و عكس آن عمل مي كنند
به زمان
زيادي احتياج نيست . تا اين اواخر
بسيار مي شنيديم كه
روزنامه هاي زنجيره اي مي گفتند « دانستن حق مردم است » و
اطلاع رساني بايستي شفاف باشد. مردم حق دارند همه چيز را
بدانند. مگر مردم نامحرم هستند كه بعضي چيزها را از آنها پنهان
كنيم و از اين قبيل حرفهائي كه زياد شنيده ايم ولي در ميدان
عمل
كمتر شاهد صداقت گويندگانش بوده ايم . اما اين جنگ
لعنتي آمريكا عليه عراق
« پته » خيلي ها را روي آب ريخت . همه
ديدند كه همين روزنامه هاي زنجيره اي به خودسانسوري
پرداختند و نگذاشتند مخاطبين آنها از جزئيات جنايات جنگي
آمريكا در عراق آگاه شوند. نگذاشتند ثمره بمباران وحشيانه
مناطق مسكوني عراق بنمايش درآيد. نگذاشتند نتيجه دقت
عمل بمب هاي ده تني
موشكهاي هدايت شونده
بمب هاي
ليزري و... در قطع دست و پاي كودكان و قتل زنان و كودكان
شيرخوار و ويراني خانه ها بر روي سر ساكنين آن بنمايش درآيد.
بيچاره « بوش » و دستيارانش نگران انعكاس اخبار واقعي جنگ
بودند و حتي با كشتن چند آمريكا بنمايش در بيايد و خداي
نكرده كسي به اصالت دمكراسي آمريكايي
شك بكند. حتي
همين اخبار و گزارشات مربوط به تظاهرات ضداشغالگري در
شهرهاي مختلف عراق هم درست به همين سرنوشت دچار شده
است .
خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي
كه قربان بروم در
اوج حملات موشكي وهوائي آمريكا
قيام مردم عراق به حمايت
از آمريكا را كشف كرده بود و يگانه كاشف اين پديده بزرگ بود
اين روزها در عراق كه توسط اين عزيزان
آرام است و « رام »
آمريكا شده
از تظاهرات گسترده ضداشغالگري مردم عراق
سخني نمي گويد. شايد هم واقعا خبري نباشد و همه رسانه هاي
جهاني
چاخان مي كنند كه بطور زنده عكاس و خبرنگار و
فيلمبردار در گوشه و كنار عراق سعي داشتند كه از شبكه هاي
خبري
« زهر چشم » بگيرند كه مبادا دست از پا خطا كنند و
چهره بدون نقاب آمريكا را بنمايش بگذارند.
آنها نگران بودند كه مبادا خبرهاي داخل عراق به بيرون درز
كند و مطبوعات جهان با افشاي آن خبرها
افكار عمومي جهان
را عليه آمريكا
بسيج كنند اما هرگز تصور نمي كردند كه در اينجا
عده اي در روزنامه هاي زنجيره اي نقش « اداره سانسور و نظارت »
را نيابتا از سوي « پنتاگون » برعهده دارند و اصلا اجازه نمي دهند
كه چهره واقعي از بغداد
موصل و... درباره تظاهرات
ضداشغالگري خبري دهند.
راستش را بخواهيد
انصافا دانستن اين قبيل مطالب
حق
مردم نيست . اصلا چه دليلي دارد كه با انتشار اين قبيل مطالبي كه
الان در همه ماهواره ها و شبكه ها بكمك « اينترنت » هم قابل
رويت است
ذهن مردم ايران توسط همين روزنامه هاي
زنجيره اي درباره ماهيت دمكراسي آمريكائي خدشه دار
شود
بله ! حق با دوستان هم زنجيري آمريكا در روزنامه هاي
زنجيره اي است كه اطلاع رساني شفاف هم جائي دارد. الفبائي
دارد و رسم و رسوم خاص خودش را دارد. حالا يك معاندي
مخالفي
معترضي
عليه اسلام و انقلاب يك حرفي بزند
مسئوليت دوستان براي اطلاع رساني شفاف ايجاب مي كند كه
همه چيز را از سير تا پياز بگويند و بنويسند. يا يك تظاهرات چند
نفري عليه ارگانها و اركان نظام باشد
مي ارزد كه آنرا منعكس
كنند و دانستن آنرا حق مردم
نه تنها در ايران بلكه در ساير نقاط
جهان بدانند ولي وقتي در كشوري مثل عراق كه صدام بعنوان
نوكر آمريكا در آنجا 30 سال جنايت كرده و همين صدام عليه ما
هم 8 سال جنايت كرده
ديگر چه دليلي دارد كه كسي به قتل عام
مردم عراق توسط آمريكائي ها
حساسيتي نشان
بدهد
راستش را بخواهيد
دانستن اين قبيل حرفها
حق مردم
نيست . حالا اگر مردم از طريق راديو تلويزيون به اين مطالب
دست پيدا مي كنند
همين دوستان زنجيره اي و همراهان آنها در
مجلس
عليه صدا و سيما هم تبليغات و جوسازي مي كنند كه بابا
افشاگري هم يك حدي دارد!
ملاحظه فرموديد. هر مشكلي
راه حلي دارد و بايستي حل
آنرا به كاردان و اهل خبره اش سپرد تا بخوبي مسئله را به « امنيت
ملي » ربطش بدهند و باقي قضايا هم
حل است
به طريق اولي .
البته اگر در اين ميان آبرو از روزنامه هاي زنجيره اي برود و
آنها را بعنوان عناصري بشناسند كه نگران حيثيت برباد رفته
آمريكا هستند
اين كه مهم نيست . فردا جبران مي شود! ميگي نه
تو بنگر و دم مزن
معركه برهم مزن !

| | | |