روزنامه جمهوري اسلامي 30/01/1382 صفحه سرمقاله
*****
نهضت بيدارگري


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    گذشت زمان پرده از چهره نقش آفرينان در جنگ عراق برميدارد و جزئيات بيشتري از توطئه هاي پنهان را آشكار مي كند. حزب بعث صهيونيست ها انگليس آمريكا و روسها نقش آفرينان اصلي فاجعه اي بودند كه تحت عنوان « جنگ نفت » يا « جنگ سلطه » كشور عراق را به كام خود كشيد و مردم اين كشور را قرباني خود ساخت .
    1 ـ حزب بعث كه حدود 40 سال قبل بر عراق مسلط شد هرچند در ظاهر يك حزب سوسياليستي و شرق گرا بود اما ريشه در تعاليم صهيونيسم داشت و عناصري همچون « ميشل عفلق » بنيانگذار آن بودند. بنابراين طبيعي بود كه اين حزب علاوه بر اين رنگ و لعاب ظاهري در باطن با صهيونيسم باشد و سر در آخور غرب داشته باشد. تباني صدام و سران حزب بعث با آمريكا براي صورت سازي يك جنگ كه بتواند بهانه اي به آمريكا بدهد تا در عراق حضور نظامي پيدا كند و راه را براي حضور اسرائيل در عراق هموار نمايد و براي تحقق شعار « اسرائيل بزرگ » يعني از نيل تا فرات زمينه سازي كند نشان داد عنوان « رژيم بعثي صهيونيستي » كه در دوران جنگ تحميلي 8 ساله به ايران توسط رسانه هاي ايراني به رژيم صدام داده شده بود عنوان كاملا درستي بود.
    2 ـ صهيونيست ها طراح اصلي ماجراهاي دو سال اخير از 20 شهريور 1380 تاكنون هستند . آنها بانيان انفجارهاي نيويورك و واشنگتن بودند و با اين اقدام زمينه را براي مطرح شدن حرف مفتي به نام مبارزه با تروريسم توسط آمريكا فراهم ساختند و حمله به افغانستان و عراق را در دستور كار دولت آمريكا قرار دادند تا اهداف صهيونيستي خود را تامين كنند. وجود عناصري همچون رامسفلد ژنرال كالين پاول كاندوليزارايس جي گارنر و زلماي خليل زاد كه علاوه بر دست داشتن در تجارت نفت و قاچاق اسلحه داراي تمايلات شديد صهيونيستي نيز هستند اجراي طرح صهيونيست ها را آسان كرد و به مرحله عمل درآورد بويژه آنكه خود جرج دبليوبوش نيز اصل و نسب خود را از تجارت اسلحه و قاچاق دارد و حزب جمهوريخواه آمريكا نيز چنين است .
    3 ـ سوابق انگليس ها در تاسيس رژيم صهيونيستي و خاطرات تلخي كه از حضور استعمارگرانه در عراق دارند آنها را نيز به همكاري در اجراي اين طرح تشويق كرد. هر چند در انگليس عقلائي نيز يافت شدند كه به همكاري دولت لندن با آمريكا در جنگ عراق اعتراض كردند و حتي تعدادي از دولتمردانشان از سمتهاي خود استعفا نيز دادند ولي منافع شخصي توني بلر وي را به اين كار ترغيب كرد و به قيمت زنده كردن خاطرات زشت و تلخ جنايات انگليس ها در خاورميانه و شبه قاره و اضافه نمودن جنايت ديگري بر پرونده قطور و سياه استعماري آنها به تمايل شخصي خود جامه عمل پوشاند.
    4 ـ آمريكا اكنون در سطح دولت اسير صهيونيسم است هرچند ملت آمريكا بشدت از اين اسارت تحقيرآميز رنج ميبرد. هيچ تحليل گر سياسي كه اهل درك واقعي مسائل باشد از اين واقعيت كه صهيونيست ها در تار و پود حكومت آمريكا ريشه دوانده و دولتمردان آمريكائي را به هر طرف كه بخواهند ميكشانند و هر طرحي كه داشته باشند توسط آنها عملي مي كنند ترديدي ندارد. پديده هائي همچون طالبان و صدام از توليدات مشترك موساد و سيا بودند كه براي مصارف مشخصي توليد شده بودند و بساط هر كدام بعد از آنكه تاريخ مصرفشان پايان يافت توسط خود توليد كنندگان آنها برچيده شد.
    5 ـ روسها هرگز قابل اعتماد نبودند دلالي روسها در ماجراي تباني ميان آمريكا و صدام داستان ديگري است كه تشريح آن مجال بيشتري را ميطلبد.
    جمع بندي اين واقعيت هاي تلخ اينست كه سردمداران جهان امروز عناصري خائن جنايتكار دو چهره و سوداگر هستند كه حاضرند همه چيز حتي مصالح ملتهاي خود را فداي اميال شخصي خود و اهداف شوم صهيونيست هاي فاشيست و نژادپرست كنند. در چنين وضعيتي تكليف چيست مشخصا نظامي مثل جمهوري اسلامي ايران چه وظيفه اي برعهده دارد
    تاييد سياست حاكم بر جهان امروز بي ترديد خلاف عقل و شرع و وجدان است . سكوت نيز به منزله تاييد است . تسليم شدن از گناهان كبيره است و بي عملي نيز در حكم تسليم شدن است و اين همان چيزي است كه اين روزها رسانه هاي وابسته به مرعوبان ترويج مي كنند. ما حتي اگر يك ملت انقلابي هم نباشيم فقط مسلمان بودن ايجاب مي كند در برابر نظام سلطه كه درحال بلعيدن جهان است بايستيم و اجازه ندهيم ملتها به كام ظلم كشانده شوند. اگر بالفعل قدرت براندازي بساط ظلم و نظام سلطه را نداريم لااقل برنامه اي براي رسيدن به آن نقطه داشته باشيم . گام اول بيدارگري است . آيا ما به وظيفه خود در زمينه استمرار نهضت جهاني بيدارگري كه امام خميني بنيانگذار آن بود عمل مي كنيم