
مركز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي (موسسه
فرهنگي دانش و انديشه معاصر) كتاب عدالت حقوقي را در دو
هزار نسخه و 304 صفحه منتشر كرده است . مولف اين كتاب
ناصر قربان نيا مي باشد. كتاب عدالت حقوقي شامل چهاربخش و
يازده فصل است . عناوين برخي فصول و مطالب كتاب مذكور
چنين مي باشد : تعريف عدالت
مفهوم عدالت حقوقي
قلمرو
حقوق و عدالت
آثار مثبت و منفي وجود و فقدان عدالت در
جامعه
مبناشناسي عدالت
نسبت ميان عدالت و مصلحت
عدالت مبناي حقوق
عدالت هدف نهايي و ارزش نخستين
حقوق
عدالت ميزان و معيار فقاهت و استنباط
عدالت در
قانونگذاري
اصول عدالت كيفري و قضايي
اصل تساوي همگان
در برابر قانون
اصل كرامت انساني و احترام به شخصيت انسان
امام خميني و عدالت حقوقي
حمايت از عدالت و برابري و
مساوات در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و عناوين
متعدد ديگر. در صفحاتي از كتاب عدالت حقوقي چنين
مي خوانيم :
دوام و بقاي اجتماعات و سعادت انسان ها در گرو وجود
عدالت و فعليت يافتن آن در امور مردم است . عدالت
شرط
سعادت اجتماعي در سطح ملي و بين المللي است . اگر دانش
حقوق موظف است عدالت را برپا دارد و از آن رو « علم عدالت »
خوانده مي شود
بايد به حقوق انسان ها اهتمام جدي مبذول
نمايد. اگر تحقق صلح
امنيت و آسايش اجتماعي از اهداف
حقوق ملي و بين المللي در صحنه داخلي و جهاني است
بايد
حقوق بشر را ملحوظ نظر قرار دهد
چه آن كه نه صلح و نه امنيت
در پرتو ستم و بي دادگري هرگز تامين نمي گردد. فقر و انزوا و
ناديده انگاشتن حقوق انسان ها
حرمت شخص انسان را
جريحه دار مي كند و صلح را به خطر مي اندازد. امروزه همگان بر
اين امر اتفاق دارند كه صلح
جز به عدالت ممكن نيست . حقوق
بشر از آن رو كه شرط عدالت است
بايد همواره مورد توجه
دولت ها باشد
آن هم نه تنها حقوق مدني ـ سياسي
بلكه حقوق
اقتصادي ـ اجتماعي و حقوق همبستگي
به ويژه حق بر توسعه .
تضاد بين جوامع مرفه و جوامع در وضعيت اضطراري و اسف بار
يكي از بارزترين مسائل دردآور زمان ماست . كاستن از ميزان
شكاف ميان كشورهاي شمال و جنوب و رسيدن به توسعه
امري
ضرور است . عدالت بين المللي با به رسميت شناختن حقوق
دولت ها براي بقا و توسعه ملازمه دارد. جلب منافع بيش تر به
وسيله دولت هاي پيشرفته و توسعه يافته
در صورتي كه به اعمال
بي عدالتي به علل ديگر بينجامد
قطعا به معناي نقض حقوق بشر
و مغاير با عدالت است ...
شهيد محمدباقر صدر از جمله انديشمنداني است كه
عدالت اجتماعي را يكي از مباني و اركان اقتصاد اسلامي دانسته
و آورده است :
اسلام كه عدالت اجتماعي را از مبادي اساسي براي
شكل گيري اقتصادي خود مي داند
آن را با مفهوم تجريدي
مبنا
قرار نداده و نيز به صورت باز بدان دعوت نكرده تا قابل هرگونه
تفسير باشد. همچنين آن را به جوامع انساني كه ديدگاه هاي
متفاوتي درباره عدالت دارند و براساس انديشه و تلقي خويش از
زندگي و حيات آن را معنا مي كنند نيز نگذاشته است
بلكه اسلام
عدالت را در ضمن يك سياستگذاري و برنامه ريزي معين ارائه
كرده كه توانسته است پس از آن
اين انديشه را در واقعيتي زنده
مجسم سازد
واقعيتي كه تمام تار و پودش با مفهوم اسلامي
عدالت عجين است
از اين رو كافي نيست كه فقط به فراخواني
اسلام از عدالت اجتماعي بسنده شود
بلكه بايد بينش تفصيلي و
ويژه اسلام از عدالت را نيز شناخت ...
پاره اي از انديشمندان مسلمان تاكيد ورزيده اند كه عدالت
اجتماعي
در اعمال و اخلاق مردم و حتي در افكار و عقايد آنان
تاثير دارد. اگر حقوق مردم محفوظ و جامعه
عادل و متعادل
باشد و تبعيض و محروميت و احساس مغبونيت در مردم نباشد
عقايد و اخلاق پاك و صفاي قلب و اعمال خوب
بيش تر پيدا
مي شود و زمينه براي وقوع گناهان و اخلاق رذيله و شيوع عقايد
ناپاك كم تر خواهد بود1.
مرحوم مطهري
ريشه پيدايي برخي از افكار و عقايد
نادرست را بي عدالتي ها دانسته است . وي با ذكر اشعار پاره اي از
شاعران كه در آن تصريح مي كنند « از بخت كار ساخته است
نه از
عقل » مي گويد : فلسفه بخت
هيچ علتي جز مظالم
ناهمواري ها و
بي عدالتي هاي اجتماعي ندارد
چه آن كه در منابع ديني
نامي از
بخت برده نشده است و در كتاب هاي فلسفه نيز آن را يك موهوم
دانسته اند
بنابراين
مبدا الهام بخش اين فكر شيطاني
چيزي جز
بي نظمي ها و پستي و بلندي هاي بي جهت و اولويت هاي بدون
استحقاق نيست .
هرگاه عدالت اجتماعي متزلزل شود
استحقاق ها و حقوق
مراعات نگردد...
فكر بخت و شانس و امثال اين ها قوت مي گيرد.
وي
بدبيني به روزگار و آفرينش را نيز نتيجه ظلم و
بي عدالتي مي داند و مي گويد : وقتي كسي در اطراف خود فقط
ظلم و غدر ببيند و علت اصلي را تشخيص ندهد يا تشخيص
بدهد و نتواند بگويد
عقده دلش را روي چرخ كج مدار و فلك كج
رفتار خالي مي كند و در نتيجه اين اوضاع و احوال
نوعي بدبيني
و بدگماني به دستگاه آفرينش پيدا مي شود و اين خيال قوت
مي گيرد كه بناي روزگار بر ظلم به خوبان و نيكان است و بين
روزگار و مردم خوب
نوعي عداوت و كينه ديرينه وجود دارد و
مردم
قهرا به روزگار و آفرينش بدبين مي شوند.
درباره تاثير منفي فقدان عدالت بر اخلاق فردي انسان ها
دوباره تاكيد مي كنيم كه يكي از علل بروز فساد اخلاق و رواج
رذيلت هاي اخلاقي
محروميت ها و احساس تبعيض و ظلم
است . اگر چه افرادي وجود دارند كه مظلوميت و محروميت در
آن ها تاثير ندارد
آنان انسان هايي استثنايي و فوق العاده اند كه
قوت ايمانشان جلو تاثير بسياري از عوامل را مي گيرد. فقدان
عدالت
تبعيض ها
تفاوت گذاشتن هاي بيجا
سلب بي مورد
حقوق و آزادي ها و مانند آن
روح انسان هايي را كه محروم شده و
مورد ستم واقع شده اند
مي آزارد و آنان را كينه جو و انتقام كش
مي سازد
حال آن كه اگر سازمان اجتماعي و مقررات و حقوق
اجتماعي عادلانه باشد
اخلاق فردي آدميان نيز موزون خواهد
شد. افزون بر اين فقر و احتياج به هر علت كه باشد (خواه
بي عدالتي يا چيز ديگر)
يكي از موجبات گناه و علل جرم زا است
كه اگر با احساس مغبونيت و محروميت توام گردد
اثر تخريبي آن
بسيار زيانبار خواهد بود و در چنين حالتي است كه
مي گويد :
سخن درست بگويم نمي توانم ديد
كه « مي » خورند حريفان و من نظاره كنم
همين احساس
سبب بزهكاري هايي چون
سرقت
اختلاس
ارتشا
خيانت
تقلب
و اعمال منافي عفت مي شود.
برپايه آن چه گفته شد
ضرورت دارد كه حس عدالتخواهي
در جوامع
به ويژه جامعه ديني زنده باشد و همگان به ويژه
قانونگذاران و مجريان آن
در پي تحقق عدالت باشند
چه آن كه
جامعه ديني
جامعه اي است كه مقتضيات رشد انسان ها در آن
موجود و موانع رشد مفقود باشد
جامعه اي كه افراد آن به
فضيلت هاي اخلاقي پايبند و از رذيلت ها روي گردانند و
مقتضيات رشد در يك جامعه
بدون اجراي عدالت ايجاد
نمي گردد. نقطه اوج كمال انسان در تقوا و عدالت بدان نزديك تر
است
پس راه رسيدن به تقوا عدالت است :
« اعدلو اهو اقرب للتقوي » .
امام علي (ع ) زنده شدن دين واحكام آن را به اجراي عدالت
مي داند :
العدل حياه الاحكام
چرا كه يكي از مهم ترين عوامل و زمينه هاي ممكن سازي
ارتباط با خدا
اجراي عدالت است و بدون آن
تربيت
معرفت
رشد
هدايت
عبادت و سعادت
ممكن نخواهد بود. به اين
جهت است كه اقامه قسط
و نشر عدالت در ميان مردم از اهداف
بلند پيامبران الهي شمرده شده است ...
آيات بسياري از قرآن كريم ستم را با صراحت عامل سقوط
تمدن ها و نابودي اجتماعات دانسته است
بنابراين
عدالت
عامل اساسي اعتلا و پيشرفت و سعادت جامعه است . هنگامي كه
عدالت از قلمرو حيات فرد يا جامعه رخت برمي بندد
اعتلا و
تكامل او بدون ترديد با سقوط و تباهي روبه رو خواهد
شد...
تضاد بين جوامع مرفه و جوامع در وضعيت
اضطراري و اسف بار
يكي از بارزترين مسائل
دردآور زمان ماست . عدالت بين المللي با به
رسميت شناختن حقوق دولت ها براي بقا و توسعه
ملازمه دارد. جلب منافع بيش تر به وسيله
دولت هاي پيشرفته و توسعه يافته
در صورتي كه به
بي عدالتي بينجامد
قطعا به معناي نقض حقوق بشر
و مغاير با عدالت است .
شهيد آيت الله صدر : اسلام عدالت را در ضمن
يك سياستگذاري و برنامه ريزي معين ارائه كرده كه
توانسته است پس از آن
اين انديشه را در واقعيتي
زنده مجسم سازد
واقعيتي كه تمام تاروپودش با
مفهوم اسلامي عدالت عجين است .
شهيد آيت الله مطهري ريشه پيدايي برخي افكار
و عقايد نادرست را بي عدالتي مي داند. وي بدبيني
به روزگار و آفرينش را نيز نتيجه ظلم و بي عدالتي
دانسته و مي گويد : وقتي كسي در اطراف خود فقط
ظلم و غدر ببيند و علت اصلي را تشخيص ندهد يا
تشخيص بدهد و نتواند بگويد
عقده دلش را روي
چرخ كج مدار و فلك كج رفتار خالي مي كند و در
نتيجه اين اوضاع و احوال
نوعي بدبيني و بدگماني
به دستگاه آفرينش پيدا مي شود.

*****
از توسعه لرزان تا سقوط شتابان
|

انتشارات مركز اسناد انقلاب
اسلامي كتاب « از توسعه لرزان تا
سقوط شتابان » را كه مولف آن
حميدرضا ملك محمدي مي باشد در
سه هزار نسخه و 260 صفحه به
چاپ رسانده است .
قرن بيستم ميلادي
در
عرصه هاي سياسي
اقتصادي
اجتماعي و ....يكي از پرحادثه ترين
قرن هاي تاريخ بشري است . از كشته
شدن ميليون ها انسان در دو جنگ
جهاني تا پيش رفت هاي چشمگير در
پزشكي و نجات جان ميليون ها
انسان
از ظهور دو ابرقدرت و بروز
داغ ترين جنگ سرد تا سرد شدن
داغ ترين اردوگاه انديشه و عمل
چپ
و از شتاب گرفتن جريان هاي
توسعه اي تا گسترده ترشدن شكاف
ميان جوامع شمال و جنوب
جذابيت هايي هستند كه به
پژوهشگران در مطالعه ي هر چه
بيشتر اين حوادث
رغبتي فراوان
مي بخشد.
در عرصه ي سياسي اين دوره
جهان در سال هاي پاياني دهه ي هفتاد
ميلادي
شاهد فروپاشي نظام
شاهنشاهي در ايران بود كه پيشينه اي
25 سده اي داشت . فروپاشي رژيم
پادشاهي ايران آن هم در زماني كه
تصويري جز ثبات آن در ذهن
جهانيان نقش نبسته بود
انگشت
حيرت بر لبان بسياري نشاند. سقوط
نظامي كه همه چيز از آن انتظار
مي رفت جز سقوط
پرسشي بزرگ و
مجالي وسيع براي تحقيق و بررسي
فراروي نويسندگان و انديشمندان
قرار مي داد. اين مسئله براي همگان
به ويژه غربي ها
تعجب آور بود كه
چگونگي رژيمي تا بن دندان مسلح
به انواع سلاح ها
چنين پرشتاب
راه
فروپاشي را طي مي كند. طبيعي بود
كه پيچيدگي
سرعت و ناگهاني بودن
اين جريان
تنوع برداشت هاي
نويسندگان را به دنبال داشته باشد.
ده سال پاياني پادشاهي در
ايران
آميزه اي از حركت اقتصادي و
نظامي توسعه ي محور در يك محيط
سياسي خاص بود; حركت هايي كه به
پشتوانه ي نفت
تامين كننده ي اساس
هزينه ي طرح هاي توسعه اي و
مهندسي نوين نظام جهاني باتعيين
جايگاهي خاص براي ايران
به اجرا
درآمدند.
هدف حركت هاي اقتصادي و
نظامي حكومت پهلوي دوم
تقويت
بنيان هاي اقتصادي و نظامي كشور و
در نهايت
ايجاد تعادل و ثبات
سياسي رژيم بود اما فروپاشي رژيم
پهلوي نشان دهنده ي دست نيافتن به
اين اهداف بود. اين پديده از دو
جنبه ي اساسي
قابل بررسي است .
نخست
آن كه حركت هاي ياد
شده در سطح تحليل خرد و بدون
عوامل بيروني ديگر
در درون خود
مشكلات گوناگوني داشت كه در
نهايت
جريان كلي حركت اقتصادي
و نظامي را با مشكل مواجه مي كرد.
دوم
در سطحي كلان و با توجه
به هم كنشي ميان عوامل گوناگون
اجتماعي
فعاليت هاي اقتصادي و
نظامي حكومت
در ثبات سياسي
كشور تاثيري نامطلوب
داشت .
كتاب حاضر با دست مايه قرار
دادن اين دو سطح تحليل
ابتدا در
سطح خرد
به تحليل حركت هاي
اقتصادي و سپس
به حركت هاي
نظامي حكومت پهلوي دوم
مي پردازد. در ارائه ي اين دو بخش
تلاش گرديده تا حتي الامكان
مسئله ي جدا كردن اين دو بخش از
بخش هاي ديگر سيستم (اگرچه به
گونه اي انتزاعي ) رعايت شود تا در
تحليل اجزا و كاركردهاي آنها دقت
و ظرافت بيشتري شود. اما در وهله ي
دوم و سطح كلان
تاثير دو بخش
اقتصادي و نظامي در ثبات سياسي
بررسي مي شود.
حاصل اين بررسي چند وجهي
تلاش براي خروج از حصار
نگرش هاي تك بعدي و اميد به
ارائه ي تحليل در سطوح مختلف
است . در اين نوشتار خواهيد ديد كه
چگونه تلاش براي توسعه ي
افتصادي و نظامي
به دليل مشكلات
دروني به جاي ايجاد ثبات سياسي به
موانعي جدي و بحران ساز تبديل
گرديدند و ثبات سياسي حكومت را
با تزلزلي اساسي مواجه ساختند.
بخش نخستين اين كتاب
به
بررسي
تحليل و شناخت اقتصاد
ايران
برنامه ريزي جريان هاي
توسعه اي اقتصاد و جهت گيري كلي
و نتايج آن تا پايان حكومت پادشاهي
در ايران
مي پردازد.
در بخش دوم چگونگي تقويت
ساختارهاي نطامي كشور بررسي
شده است . اين تقويت پيامد
خواست رژيم پادشاهي براي افزايش
قدرت نظامي خويش و خواست
ايالات متحده براي واگذاري
وظيفه ي برقراري امنيت منطقه اي به
كشورهاي قدرتمند بود.
كتاب « از توسعه لرزان تا سقوط
شتابان » شامل يك پيشگفتار
سه
بخش و نه فصل است . برخي عناوين
فصول و مطالب كتاب مذكور چنين
مي باشد : روابط اجتماعي ايران پيش
از اصلاحات ارضي
نفت و توسعه
اقتصادي در ايران
توسعه صنعتي در
ايران
تحليل توسعه اقتصادي ايران
تلاش هاي ايران براي توسعه نظامي
سايه ايالات متحده به خليج فارس
ادغام ايران در دكترين ايالات
متحده
موقعيت نظامي ايران پس از
ادغام در دكترين ايالات متحده
حضور مستشاران نظامي خارجي در
ايران و عناوين متعدد ديگر. در
بخشي از نتيجه گيري نهايي كتاب
مذكور چنين مي خوانيم :
توهم توان و توهم تمدن بزرگ
دو توهم عمده در انديشه ي حاكمان
ايراني
بازتاب خود را در چهره ي
توهم توقعات دست يافتني از سوي
حكومت شوندگان به ويژه قشرهاي
شهرنشين مي يابد اما اين زنجيره
با
كاهش درآمدهاي نفتي كه همه ي
اقتصاد ايران بر مبناي آن بنا گرديده
بود
به زنجيره اي از حلقه هاي
ناكارآمدي حكومت تبديل مي گردد
و بدين ترتيب
بحراني بزرگ با
ماهيتي چندوجهي زاييده مي شود.
تنديس يك اقتصاد نفت پايه كه
نتوانسته بود زيرساختي مستحكم و
مقاوم در برابر بحران ها ايجاد نمايد
در حالي كه تابلوي يك نيروي نظامي
قدرتمند را در دست داشت كه به
طور عمده
ابزار سياست خارجي در
سطح منطقه اي و ابزار سياست
داخلي براي سركوب و حفظ امنيت
بود و حجم زيادي از درآمدهاي
نفتي را به ويژه براي خريدهاي
سرسام آور تسليحاتي مي بلعيدـ
درجايي نصب شده بود كه نيروهاي
اجتماعي جديد به همراه نيروهاي
پيشين اما به آرايشي نوين با هدايت
يك جريان قدرتمند مذهبي مردمي
كه خواست هاي ديگرگون را مطرح
مي ساخت
آن را در معرض خطري
جدي قرار داده بود.
رژيم سياسي ايران
ناتوان در
انتخاب راه حل مناسب براي مقابله با
بحران هاي تو در تو
آخرين گام هاي
نادرست خويش را برمي دارد و به
سوي زوال كامل حركت مي كند و
بدين ترتيب
روياي ثبات
كابوس
سقوط مي شود.
هدف حركت هاي اقتصادي و نظامي حكومت
پهلوي دوم
تقويت بنيان هاي اقتصادي و نظامي
كشور و در نهايت ايجاد تعادل و ثبات سياسي رژيم
بود
ولي سقوط رژيم پهلوي نشان از دست نيافتن به
اين اهداف بود.

*****
طب و طبيب و تشريح
|

علامه حسن زاده آملي كتاب « طب و طبيب و تشريح » را
تاليف كرده و انتشارات « الف .لام .ميم » آن را در پنج هزار نسخه
منتشر نموده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير مشاهده
مي شود : موضوعات طب و طبيب
ارزش علم طب
ارزش
طبيب
طبيب مظهر اسم « محيي » است
طبيب عيسوي مشرب
است . طبيب از اسماالله است
وجود طبيب ابر رحمت است
توحيد قرآني و طبيب و دارو
انسان ميوه درخت وجود است
موضوعات طب و طبيب
اطبا سه گانه اجتماع
بدن سالم تور
شكار نفس است
تاثير نفس و بدن در كتب طب و فلسفه
تاثير
حالات طبيب در بيمار
موضوعات طب و طبيب
معالجه از راه
تصرف در قوه و هميه و خيال
تشريح ميمون در طب قديم
علم
طب و حوزه هاي علميه
آخوند بايد تشريح بداند
لفظ وحشي و
انسي در طب
خاطراتي از درس طب
حصبه و درمان آن
شرافت علم تشريح
علم تشريح اساس علم طب است
موضوعات تشريح
كتب قدما و معاصرين در تشريح
گياه شناسي و خواص آن
نحوه معالجات قديم و جديد
سير
تاريخ طب
كالبد شناسي حيوانات براي مبتدي و عناوين متعدد
ديگر.

*****
سما رحمت
|
« سما رحمت » كتابي است كه مهرداد جوادي تدوين كرده و
نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه آزاد اسلامي آن را
در 152 صفحه منتشر نموده است . در اين كتاب برگزيده اي از
سخنان امام حسين (ع ) در كربلا
پيام رهبر معظم انقلاب به
مناسبت سال عزت و افتخار حسيني
خلاصه اي از زندگي امام
حسين عليه السلام
جايگاه امامت در آفرينش و سخنراني مقام
معظم رهبري در رابطه با عبرت هاي عاشورا درج شده است .

| | | |