روزنامه جمهوري اسلامي 26/01/1382 صفحه هنر و ادبيات
*****
طراح صنعتي و طراحي صنعتي




  • ث عزيز گسيلي
    شماره جديد خبرنامه فرهنگستان هنر منتشر شد
    چهارمين شماره از دوره جديد خبرنامه فرهنگستان هنر منتشر شد.
    به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر در اين شماره خبرنامه كه به گردهمايي طرح برتر پرداخته است مطالب ذيل درج شده است : مقاله فرهنگستان ميزگرد دومين گردهمايي طرح برتر طرح برتر كدام است نقش طراحي صنعتي در توسعه طراح صنعتي و طراحي صنعتي گسست مرحله طراحي از مرحله توليد در صنعت كشور مراسم گراميداشت نام آوران كشور در عرصه علم ادب و هنر كتاب بهزاد استاد نقاشي ايران و...
    براي آشنايي بيشتر خوانندگان گرامي با طراحي صنعتي كه پيوند دهنده هنر و صنعت است مقاله اي را از اين شماره خبرنامه فرهنگستان هنر انتخاب كرده ايم .
    در اطراف ما هزاران وسيله وجود دارد كه زندگي را براي ما آسان تر و دلپذيرتر كرده است . براي توليد وسايلي از قبيل تلفن دوربين دوچرخه راديو و غيره افراد زيادي مشغول به كار هستند تا اين محصولات در يك چرخه توليد پيچيده ساخته و آماده مصرف شود و پيش از آنكه يك چرخه پيچيده توليدي آغاز به كار كند بايد تمام جزئيات هر يك از اين ساخته ها طراحي شده باشد. در پيشرفت مراحل توليد تيمهاي گوناگون متخصصان مشاركت دارند كه طراح صنعتي يكي از اين متخصصان است و محدوده فعاليتش را طراحي صنعتي مي گويند.
    پيش از تصميم گيري درباره آنچه بايد به مرحله توليد برسد توليد كنندگان بايد مواردي را مد نظر داشته باشند مثل بازار توليد محصول كيفيت روش توليد مواداوليه قيمت و اينكه آيا اين كالا خريدارانش را راضي خواهد كرد تا قيمت تعيين شده را بپردازند. در جهان امروز نقش طراحي صنعتي در صنعت بسيار مهم و تعيين كننده است و اين امر خود به گرايش صاحبان صنايع به خاطر حفظ برتري در تجارت بين المللي استوار است . در واقع در ميدان رقابت براي به دست گرفتن بازار تجاري طراحي يكي از عناصر اصلي موفقيت است . در حال حاضر استفاده از نيروي كارشناسي در زمينه طراحي يكي از ضروريات روند توليد كالا به شمار مي رود و توليد كننده اي موفق تر است كه طرحهاي جديد و مدرن در اختيار داشته باشد.
    تخصص يك طراح صنعتي در مهارتهاي طراحي مدرن است . او مي تواند طرحهاي موجود را بهبود ببخشد پيشرفت دهد و يا اينكه طرح تازه اي را به ميدان آورد.
    طراحي صنعتي ـ براساس تعريف شوراي جهاني مجامع طراحي صنعتي ـ يك روند نوآور است كه هدفش فرم دادن به ساخته هاي صنعتي يا روشن كردن كيفيت صوري كالاهاي ساخته شده صنعتي است . اين كيفيت صوري دربرگيرنده ويژگيهاي ظاهري يا بيروني است ولي براساس قاعده طراحي صنعتي ارتباط ساختاري و بنياديني است كه يك سيستم را هم از ديدگاه سازنده و هم مصرف كننده كالا به مجموعه اي واحد تبديل مي كند. طراحي صنعتي همه عناصر محيط انسان را كه به وسيله توليد صنعتي مقيد شده در برمي گيرد. هر چند بايد فعاليتهاي طراحي را كه در متعادل كردن چرخه پيشرفت و حفاظت از منابع و محيط مشاركت دارند گسترش داد در آينده ممكن است فعاليتهاي قراردادي يا سنتي طراحي براي رشد و پيشرفت تا آنجا ادامه پيدا كند كه اساسي و بنيادي شود.
    در نيمه اول سده كنوني اين نياز آشكار شد كه فرآيندها و محصولات تكنولوژيك بايد با ماهيت فيزيكي ادراكي و رواني انسان هماهنگي و سازگاري داشته باشد و طراحي صنعتي بايد پاسخگوي اين نياز باشد. در واقع طراحي صنعتي به كارگيري استانداردهاي زيباشناسي در محصولات ساخت ماشين است . طراح صنعتي ارزشهايي مانند ذوق و سليقه خشنودي منطق زيبايي و مواردي از اين دست را در دنيايي كه به طور روز افزون از نوآوريهاي تكروانه دور شده است و به سوي توليد انبوه پيش مي رود به كار مي گيرد تا اين ارزشها در يك فرآيند توليد انبوه از بين نرود.
    هدف طراحي صنعتي در آغاز پديد آمدن حرفه بهينه سازي شكل و فرم محصولات مصرفي بود ولي با گذشت زمان بهبود و افزايش كارايي و سوددهي همه ساخته هاي صنعتي را نيز به گونه اي فراگير و فزاينده دربرگرفت . امروزه هر چه فلسفه و انديشه طراحي صنعتي پيش تر مي رود گستره كاركرد آن نيز افزايش مي يابد به طوري كه علاوه بر طراحي محصولات خانگي و ديگرلوازم مصرفي از تخصص طراحي صنعتي در طراحي ماشين آلات صنعتي و كشاورزي وسايل حمل و نقل و حتي پروژه هاي ساختمان سازي و معماري نيز به طور فزاينده اي استفاده مي شود. در واقع بيشتر پروژه هايي كه نيازمند پيوند و هم كناري هنر مهندسي و نيازهاي انساني باشد پهنه كارشناسان طراحي صنعتي است .
    طراحان صنعتي نه تنها با بهينه سازي شكل و فرم بيروني ساخته ها كه حتي با كيفيت و سوددهي خط توليد نيز سر و كار دارند. با اين حال طراحان صنعتي بهترين مدافعان منافع مصرف كنندگان نيز هستند چرا كه پاسخگويي به نيازهاي جسمي ورواني انسان در برخورد با ساخته هاي صنعتي يكي از اساسي ترين آرمانهاي طراحي صنعتي است و طراحان صنعتي كه به پيروي از همين اصول پايبندند آوازه و جايگاه موفقي دارند.
    طراحان صنعتي ذوق و قريحه هنرمندان را با استعداد مهندسان فيلسوفان و بازرگانان در هم مي آميزند آنان بيش از آنكه با دستهايشان كار كنند با مغزهايشان كار مي كنند و در جايي كه همگان تنها صورت مسئله را مي بينند طراحان صنعتي به راه حلهاي ممكن مي انديشند. طراحان صنعتي به آينده ما شكل و فرم مي دهند و اين بدان خاطر است كه آنان عامل نمودبخشي به روياهاي ما هستند.
    طراحان صنعتي به دنبال قانمونمندي هستند و مي خواهند رفتارهاي اجتماعي فردي و حتي چگونه انديشيدن انسان را قانونمند كنند و تلاش مي كنند براي زيبايي در مقوله صنعت تعريفي بيابند و عناصر تشكيل دهنده آن چگونگي تاثير و قانونمند كردن آن را پيدا كنند.
    با توجه به دگرگوني اي كه امروزه در زندگي انسانها پديد آمده است ضرورت وجودي رشته طراحي صنعتي بيش از پيش احساس مي شود تا جايي كه نياز ما به طراحي صنعتي به صورت يك ضرورت اجتماعي مطرح مي شود.
    در هر حال طراحان صنعتي همواره در پي ارائه پاسخهاي شايسته اي به مشكلات دوره كنوني اند و اين مهم را با بهره گيري از تازه ترين تكنولوژي روز براي طراحي محصولات بهينه ساز زندگي مردم صورت داده اند. هر چيزي كه طراحي شده و به دست مردم يا براي مردم ساخته شده باشد يك محصول طراحي صنعتي است و در واقع با احساس مسئوليت همه جانبه اي كه به تازگي در برابر محيط زيست پديد آمده است در آينده اي نه چندان دور عنوان محصول طراحي صنعتي هر چيزي را دربرخواهد گرفت .
    تاريخچه طراحي صنعتي تا سالهاي 1950
    به طور كلي از طراحي صنعتي در دوره مدرن ما به عنوان طراحي ساخته هايي ياد مي شود كه با فرايندهاي توليد صنعتي انبوه روانه بازار مي شود. محصولاتي گسترده از تجهيزات ايستگاههاي فضايي و دوچرخه تا رايانه و فنجان چاي . ولي طراحي صنعتي از آغاز نيز با بشر همراه بوده است آن زمان كه بشر نخستين و ساده ترين ابزار دستي خود مانند تيرو كمان ديلم نردبان ابزارهاي كشاورزي و چرخ را مي ساخت در واقع طراحي صنعتي را به گونه اي مي آموزد در حالي كه خود به اين موضوع آگاه نبود.
    حتي در عصر حجر و در دوران نوسنگي انسان سنگهايي را كه براي بريدن گوشت شكار به كار مي برد براساس نيازش طراحي مي كرد. در اين حالت انسان نخستين نخست سنگ را برمي گزيند سپس به افراد خانواده مي شناساند كم كم اگر كاربرد و فرم ظاهر پذيرش فرهنگي پيدا كند جامعه آن را مي پذيرد و از آن بهره مي جويد.
    اين شكلي است كه تا سده ها از آن استفاده مي شود ولي از هنگامي كه مسئله انبوه سازي و توليد بيشتر يك محصول مطرح مي شود شي صنعتي به عنوان يك پديده فراگير در نظر گرفته مي شود. در آغاز سده بيستم مخترع به عنوان مهندس و كارشناس فني اشياي گوناگون را پديد مي آورد و مي سازد ولي در اين دوره بيشتر دانش فني به كار گرفته مي شود. به سخن ديگر شي پيش از هر چيز بايد به درستي كار كند و از همين رو به كارگيري دانش فني استاندارد اهميت ويژه اي دارد و نماي بيروني در جايگاه دوم اهميت قرار مي گيرد.
    ولي از سوي ديگر شي صنعتي براي هماهنگي با محيط زندگي انساني بايد ظاهري خوشايند نيز پيدا مي كرد. از اين رو تزييناتي ظاهري به صورت كاردستي بر روي دستگاه انجام مي شد كه به عنوان عامل گيرايي براي مصرف كنندگان كه بيشتر از طبقه سرمايه داران مرفه نيز بودند عمل مي كرد. اين تزئينات اضافي كاستيهاي دستگاه را مي پوشاند و هم به دارنده آن ارزش اجتماعي مي بخشيد.
    ولي كم كم با گذشت زمان گروههاي تازه اي كه تعدادشان هم كم بود تلاش كردند تا اشياي صنعتي را ساده تر و كاربردي تر كنند. اين گرايش از يك سو به عوامل موثر اقتصادي نيز مربوط بود چرا كه توليدي منطقي تر و بازارهاي بيشتر را نيز به دنبال داشت . از اين رو شي صنعتي كم كم در زندگي روزانه آدمي نيز جاي خود را بازيافت .
    پس از پايان جنگ جهاني اول يك دوره جابه جايي آغاز مي شود. توليد و ساخت معمولي و مردمي كه از پيامدهاي نيازهاي نظامي دوره جنگ است گسترش مي يابد و در اين زمينه پيشرفتهاي بسياري به دست مي آيد.
    در اين دوره شي صنعتي ساختاري منسجم تر و مطمئن تر مي يابد و ناهنجاريهاي آن كمتر مي شود. نماي خارجي بهبود مي يابد و به شكل يك نگاهدارنده درمي آيد. در گذر سالهاي دهه 20 شي صنعتي كه به صورت سري ساخته مي شود بيشتر در دسترس مردم قرار مي گيرد و كم كم به درون خانه ها راه مي يابد. اين زمان شروع فناوري خانگي است . با اين حال پيروي از گذشته و به كارگيري دكور هنوز در ساختمان بيروني شي استفاده مي شود. از سوي ديگر گروهي از خريداران تازه كه توانايي مالي دارند شيفته سادگي اشيا مي شوند. تبليغات نيز در شعارهايشان به همين نكته اشاره مي كند.
    حساسيت تجسمي و حركتهاي انديشه اي گوناگون در اين زمينه ساده سازي فرمها استانداردكردن تكنيكهاي تازه مونتاژ مردمي ساختن محصول و همچنين كاربردي تر كردن آن را به دنبال دارد. البته همه اين نكات در اين زمان هنوز در مرحله تئوري قرار دارد. اينها همه ويژگيهاي طرحهاي سالهاي دهه 1920 بودند .
    آشفتگي اقتصادي سال 1929 كه خريد نكردن و اضافه بودن توليد را در پي مي آورد سبب مي شود كه سازندگان براي به دست آوردن خريدار بيشتر به نماي بيروني ساخته هاي خود توجه كنند. به كارگيري مواد اوليه تركيب شده كوچك تر شدن و بهبود ظاهر اشيا از ويژگيهاي برتر سالهاي دهه 1930 است . از سوي ديگر افزايش بحران به ويژه در آمريكا سبب مي شود نخستين كارگاههاي طراحي برپا شود. شايد اين آغاز اصلي مقوله طراحي صنعتي باشد. ولي در فرانسه وضع به گونه اي ديگر است . مرزهاي مستحكم گمركي اندازه هاي كوچك ساخته ها و فروشهاي مطمئن در مستعمرات عوامل اصلي از بين رفتن آشفتگي اقتصادي در فرانسه است . در سالهاي نيمه دهه 30 گروهي از خريداران كه درآمد بيشتري دارند به سوي محصولات تازه تر گرايش پيدا مي كنند. راديوهاي كوچك تر و وسايل خانگي برقي از اصولي ترين محصولات اين دوره است .
    از حدود نيمه دوم دهه 30 يكي از زمينه هاي اصلي كه طراحان از آن بهره مي گرفتند مسئله آئروديناميك بود. اين مسئله همراه با مقوله ديگري به نام استريم لاين با خطوط آلي مطرح شد كه به بهره جويي از خطوط منحني در طراحي اشيا مي پرداخت . ولي آئروديناميك خود زمينه ديگري بود كه به ويژگيهاي حركت يك جسم از ميان هوا يا آب مي پرداخت .
    شكل ويژه آئروديناميك فرمي است كه يك شي به وسيله آن به سادگي از ميان آب و هوا مي گذرد. اين گفته به دانشي كه به اين مقوله مي پردازد نيز اطلاق مي شود. در هر حال شيئي كه اين ويژگي را دارد مي تواند هواپيما خودرو يا حتي كشتي باشد. به طور كلي واژه استريم لاين كه از ويژگيهاي آئروديناميك ريشه گرفته است در برگيرنده فرمهايي است كه هنگام حركت در برابر محيط پيرامون خود كمترين ايستادگي را بروز دهد.
    در يك دوره ويژه به هر شي كه داراي فرمي برآمده از دل خطوط منحني و هماهنگ بود واژه يا صفت آئروديناميك اطلاق مي شد از سوي ديگر گسترش دانشهاي مربوط به آئروديناميك و كاربرد آن در بالنهاي هدايت پذير و هواپيماها باعث پيدايش گرايش همگاني براي خطوط فرم شد و طراحان نيز اين خطوط را به عنوان يك عامل تزئيني تشديد كردند تا احساس شتاب را بيافرينند. در حالي كه اين مسئله بيشتر اوقات تنها يك احساس ديداري بود. بدين سان همه وسايل روزانه زندگي نيز به اين سوي گرايش پيدا كرد و فرمهاي كلي راديوها نان تست كن فندك و حتي پمپ بنزينها را دربرگرفت . اين امر باعث شد كه حتي سازندگان خودرو نيز براي به كارگيري بيشتر از همين احساس ديداري شتاب از واژه آئروديناميك بهره بگيرند.
    اين مسئله حتي در سالهاي 1950 نيز ادامه يافت . پس از جنگ جهاني دوم و آغاز دوران بازسازي توليد انبوه صنعتي فراگير شد. ولي پيدايش دو عامل زيربنايي از دگرگونيهاي مهم اين دوره به شمار مي آيد : مواد پلاستيك و دانش الكترونيك .
    در سالهاي دهه 1950 پيشرفتها با شتاب بيشتري منتشر شد و اندازه توليد نيز افزايش يافت و گرايش خريداران و مشتريان تازه شهري به توليدات مدرن از اشياي گوناگون و حتي بدون سود سبب رشد مصرف گرايي در جامعه شد.
    شركتهاي توليدي نيز براي جلب توجه بيشتر اين خريداران به طرحهاي نوتر روي آوردند و نوآوريهاي تازه اي را مطرح ساختند. ضمن آنكه از همين دوره مقولاتي چون ضمانت سرويس و خدمات پس از فروش و تعميرات يا تحويل مستقيم مطرح مي شود.
    در اين دوره زماني سه شاخه فكري به طور عمده حاكم مي شود كه عبارت است از مقوله معماري در آثار معماراني چون لويدرايت كه به پديد آمدن فرمهاي ارگانيك منتهي شد معماري نيمه صنعتي چون آثار لوكوربوزيه كه از فرمهاي عمودي يا هندسي استفاده مي كرد و هنر انتزاعي مانند آثار خوان ميرو و يا كالدر كه با استفاده از فرمهاي انتزاعي آثاري را در زمينه نقاشي و پيكرسازي پديد آوردند.
    تاريخچه طراحي صنعتي از سالهاي 1960 تا 1990
    سالهاي 1960 و 1970 آغاز دگرگونيهاي ديگري در زمينه طراحي صنعتي بود . به ويژه از سالهاي 1970 توليدات صنعتي پارامترهاي پيچيده اي را در برمي گيرد. پارامترهايي چون تكنولوژي پيشرفته بازاريابي كم يا زياد شدن بهاي مواد اوليه و انرژيها و سرانجام هماهنگي انسان و ماشين كه در اصطلاح ارگونومي ناميده مي شود.
    در سالهاي 1970 به كارگيري مواد پلاستيكي باعث دگرگوني ظاهر آشناي اشيا اصول ساخت و فني روش كاربرد آنها مي شود. الكترونيك و تكنولوژي فضايي با نيروي فراوان به زندگي روزانه راه مي يابد. كاهش بهاي ساخت و گونه اي بي تفاوتي استفاده كنندگان جامعه مصرفي پديدار شدن اشياي دور ريختني و يكبار مصرف را به دنبال مي آورد.
    افزايش خدمات آزاد و گسترش فضاهاي بزرگ شهري باعث بالا رفتن اهميت بسته بندي شناسايي توليد موسسه سازنده و نشانهاي ساخت آن مي شود. بدين سان مفاهيم تازه اي چون نشان بازرگاني و نشان موسسه و غيره مطرح مي شود و همگوني و هماهنگي ميان محصول و اين عوامل از فاكتورهاي اصلي به شمار مي رود. پس از همين دوره است كه گرافيك به عنوان بنيان زيبايي شناسانه اين عوامل در طراحي محصول نشانه ها و ساختمان آنها در شرايط كار تاثير مي گذارد و تصوير و سبك ويژه اي براي برخي شركتها و موسسات پديد مي آيد.
    يكي از مسائلي كه در اين سالها مطرح مي شود مسئله بحران انرژي است . صرفه جويي در انرژي و مواد اوليه موجب پي جويي براي بهبود دستگاهها مي شود. به همين سبب براي نخستين بار تهديدهاي مربوط به محيط زيست احساس مي شود و همين مسائل باعث مي شود روشهاي ديگر نوآوري ساخت و مصرف به دست آوردن منابع انرژي تازه ميكرو الكترونيك اقتصادي تر توليد براي نيازهاي مشترك توليد و مصرف به گونه اي ديگر و موادي جديدتر و... پژوهش مي شود.
    در اين دوره توليد صنعتي نيازمند يك ماده همگون بود به گونه اي كه داراي كاركردهاي ثابتي باشد. بدين سان مواد بهبود يافته و بازيافتي جانشين مواد طبيعي قديمي مي شود. مواد پلاستيكي كه تركيبات گوناگون تري دارند خصوصيات مناسب تري دارند و همچنين داراي دگرگوني پذيري بيشتري در هنگام استفاده هستند. اين مواد گاه به سختي سنگ است و گاه ايستادگي اي چون فلز دارد و يا بسته به تركيب شيميايي و گونه خود انعطاف پذيري لاستيسيته نرمي و سبكي خاصي دارد.
    در مواد پلاستيكي كاركردهاي مهم و به كارگيري آسان و گوناگون آنها توان قالبگيري يا پديدآوردن دگرگونيها را از راه پليمريزاسيون فراهم مي كند. داشتن توانايي تزريق در قالبهاي مركب جوشكاري چسبيدن به هم و توليد كارخانه اي از ويژگيهاي ديگر پلاستيكهاست كه آنها را براي كاربريهاي ورقه هاي چسبيده شده و يا صفحات نازك كه در كنار يكديگر قرار گرفته است تبديل مي شود و زياديهاي آن به صورت صفحات بزرگ مخلوط با قطران دوباره به كار مي رود. بدين سان ماده اوليه كه با دور ريختنيهاي فراوان همراه بود كيفيتي تازه و هماهنگ با توليد دنباله دار اشيا پيدا مي كند.
    در گذر سالهاي دهه 80 دگرگونيهاي ديگري نيز رخ داد كه به پديد آمدن زمينه هاي نوطراحي صنعتي منجر شد. اين زمينه ها كه در دهه 90 نيز ادامه يافت همان پست مدرنيسم است . در يك سخن به كارگيري زمينه هاي گوناگون فرهنگي و تاريخي در كنار هم و براي پديد آوردن يك اثر واحد است . طراحي نو يكي از مقولات مطرح در اين باره است .
    طراحي نو عبارتي جدا و مربوط به گروههاي حاشيه اي نيست و بي شك يكي از مباني پايه اي توليد صنعتي در يك مقياس بزرگ است . همچنين آهنگ دگرگونيهاي رخ داده را ثبت كرده و به وسيله توليدات مناسب پاسخ خواسته هاي تازه تر بوده است . در طراحي نو مقوله طراحي صنعتي از يك كاركرد بومي و حاشيه اي نقشي اساسي تر يافته است و با دگرگوني پديده هاي اجتماعي همخوان مي شود. اين امر خود از ويژگيهاي پست مدرنيسم است .
    در جهاني كه گويي همه چيز بيشتر ادراك شده و تحقق يافته است طراحي نو وظيفه خود مي داند به جامعه و نيز صنعت پهنه هاي تازه اي براي انگاره ها و تخيلات پيشنهاد كند كه باعث پديد آمدن امكانات رشد فرهنگي و توليد تازه تر مي شود.
    پس طراحي نو به روشني در صحنه بزرگ فناوري و فرهنگ در پايان هزاره دوم ميلادي جاي گرفته است . اصول زيبايي شناختي در طراحي نو نمي تواند نوزايي خود را تنها از راه محدود شدن به يك منطقه ويژه باز يابد بلكه به عكس تاريخ فرهنگها نشان داده است كه اين قواعد زيباشناسي تنها از برخورد بديع ميان زمينه هاي گوناگون فرهنگي از مناطق جدا از هم در زمانهاي گوناگون پديد مي آيد. در دوران پست مدرنيسم منطقه گرايي تعريفي نو مي يابد و در آن حيطه هاي شهري به مكانهايي تبديل شده كه يك جهان كاملا ساختگي را دوره كرده است . پس بر اين اساس چنين شرايطي بايد سيستم ارزش خودرا به وسيله توليداتي بيابد كه نمايانگر خصوصيات ويژه آنهاست .