« همه كشورها بايستي
موضع خود را روشن كنند. هر
كه با آمريكا نيست
با
تروريست هاست » .
اين سخن جرج بوش در
روزهاي پس از انفجار برج هاي
دوقلو در نيويورك
براي مدتها
محور اصلي سياست تبليغاتي
آمريكا را تشكيل مي داد. اما آيا
پس از مشاهده ابعاد وسيع
جنايات جنگي آمريكا در
عراق
باز هم بوش مي تواند
ادعا كند كه هركس با آمريكا در
اين جنايات شرم آور
ضدانساني همراه نيست
حتما
با تروريست ها همدست و
همراه شده است
البته همان روزها هم كاملا
محرز بود كه اين يك بلوف
سياسي ـ تبليغاتي است كه
مخاطبين را در موضع انفعالي
قرار دهد لكن امروز اين
آمريكاست كه حتي از نظر
سياسي ـ تبليغاتي هم در
موضع انفعالي قرار گرفته و
حتي در خيابانهاي شهرهاي
مختلف آمريكا شاهد
اعتراضات گسترده مخالفين
جنگ هستيم . گزارشات
دريافتي نشان مي دهد كه
حاكميت براي خاموش كردن و
دستكم براي مهار كردن فرياد
اعتراضات مردمي
از هر اهرم
فشاري استفاده كرده و اخيرا
تظاهر كنندگان خياباني به
محض دستگير شدن به تلاش
براي اخلال در نظم عمومي
متهم مي شوند لكن بعيد بنظر
مي رسد اين اقدام
حربه
كارآمدي براي مهار خشم
فزاينده كساني باشد كه توسط
بوش
پنتاگون و سيا
فريب
داده شده اند و بطور ناخواسته
درگير جنگي شده اند كه حتي
در صورت نابودي صدام نيز
آثار و تبعات آن براي سالها
دامنگير جامعه آمريكائي
خواهد بود.
انكار نمي توان كرد كه
امروزه سلطه تبليغاتي آمريكا
حتي درون مرزهاي جغرافيائي
اين كشور هم برقرار نيست
شبكه هاي خبري متنوعي با
استفاده از تجهيزات رايج
به
راحتي دردسترس كاربران قرار
دارند و توانسته اند ابعاد
مختلفي از اين جنايات شرم آور
عليه مردم عراق را به تصوير
بكشند. اين براي نخستين بار
در طول تاريخ است كه يك
اقدام ضدانساني در مقياس
تجاور وحشيانه آمريكا و
انگليس به عراق در برابر
دوربين هاي تلويزيوني صورت
مي گيرد و صدها دوربين سعي
دارند گزارش لحظه به لحظه از
اين همه جنايات جنگي را
منعكس كنند. اگرچه حتي
فعالترين شبكه هاي تلويزيوني
هم به لحاظ مخاطرات جنگي و
هم با توجه به ملاحظات
گوناگوني قادر و چه بسا مايل
به انعكاس همه ابعاد اين فاجعه
عظيم انساني نيستند لكن تا
همين اندازه هم
فشارهاي
سياسي آشكار و نهاني وجود
دارد كه به اين اطلاع رساني
شفاف پايان داده
شود.
راديو تلويزيون دولتي
« بي .بي .سي » و خبرگزاري
انگليسي « رويتر » در
موضع گيريهاي اخير خود
از
اين امر گلايه كرده اند كه گويا
بينندگان تلويزيون و مخاطبين
اخبار جنگ در سراسر دنيا از
ديدن و شنيدن حوادثي كه
ديگر تكراري بنظر مي رسند
بشدت خسته و دل زده هستند و
انگيزه اي براي دنبال كردن
اخبار جنگ ندارند. اين شيوه
تبليغات غيرمستقيم از ديدگاه
آنها با اهداف روشني دنبال
مي شود تا بلكه تدريجا از طيف
وسيع بينندگان و شنوندگاني
كاسته شود كه با مشاهده
اينهمه جنايات شرم آور شوكه
شده اند. با اينهمه بعيد بنظر
مي رسد كه اين شيوه هاي
تبليغاتي هم راه به جائي ببرد.
اين رفتار
دقيقا از انفعال مطلق
طراحان جنگ تجاوزكارانه
اخير و وابستگان اين شبكه
جهنمي جنايت و كشتار خبر
مي دهد و اتفاقا مخاطبين را
براي پيگيري دقيق تر اخبار
مصمم تر مي كند.
جاي تعجب در اينست كه
كساني هم در اينجا با جملات و
موضع گيريهاي بظاهر متفاوتي
در صدد ايجاد همان فضاي
تبليغاتي هستند و اميدوارند با
جوسازيهاي غيرانساني خود
« سانسور خبري » درباره اخبار
اين تهاجم وحشيانه آمريكا و
انگليس ايجاد كنند و حتي
موضع تائيدآميزي نسبت به
اين جنايات جنگي را ترويج
مي كنند.
اين جماعت در شعار و
عمل به تناقضات فراواني دچار
شده اند و امروز سعي دارند
تجاوزات آمريكا عليه مردم
عراق را توجيه كنند. يك
استدلال ضعيف و غيرمنطقي
در اين ميان اينست كه چون
رژيم صدام
جنگ 8 ساله اي
را بر ملت ايران تحميل نموده و
در آن جنگ از هيچ جنايتي
فروگذار نكرده
پس آنچه
امروز بر سر مردم عراق مي آيد
حق آنهاست چرا كه آنها جزئي
از ماشين جنگي صدام بوده اند.
فراموش نكنيم كه حتي قبل از
جنگ تحميلي هم
رژيم صدام
با ماهيت ديكتاتوري خود
چنان جو رعب و وحشتي را در
عراق بوجود آورده بود كه مردم
آن كشور قاعدتا فرصتي براي
ابراز مخالفت با عملكرد و
مواضع آن رژيم نداشتند تا چه
رسد به اينكه بخواهند نقشي در
جهت تقويت تجاوز رژيم
عراق عليه ايران ايفا كنند. اما
آيا هيچ انسان آزاده اي مي تواند
تجاوز وحشيانه و جنايات
جنگي شرم آوري كه امروزه
آمريكا و انگليس در عراق
مرتكب مي شوند
توجيه كند و
حتي از وقوع چنين جناياتي
ابراز رضايت كند و آنرا انتقام
ملت ايران قلمداد
كند
كيست كه نداند صدام با
تحريك و حمايت آمريكا و
انگليس وارد جنگ عليه ايران
شد و توسط آنها به سلاحهاي
كشتار جمعي از جمله
سلاحهاي شيميائي و ميكروبي
تجهيز گرديد و مرتبا توسط
آواكس هاي آمريكائي مستقر در
منطقه
به آخرين اطلاعات
نظامي در جبهه هاي ايران
دسترسي داشت .

صدام بخاطر عمق و ابعاد
ارتباطات آشكار و نهان خود با
آمريكا و انگليس
خود را
بهترين دوست آمريكا در منطقه
و آمريكا و انگليس را بهترين
حاميان خود مي دانست و اتفاقا
حساب زيادي روي اين 2 نكته
باز كرده و بهمين دليل هرگز
باور نداشت كه از طرف آنها
مورد هجوم قرار بگيرد و به
همين دليل هم در ماجراي
كويت و هم در حوادث كنوني
غافلگير و شوكه شد. چون
هرگز باور نمي كرد كه اين
رجزخوانيها زماني به استفاده
از بمب هاي 10 تني
بمب هاي
ليزري
موشك هاي هدايت
شونده
بمب هاي هوشمند و
حملات كور و مداوم عليه
وجب به وجب خاك عراق
منجر شود و روزي براي زنده
يا مرده صدام
قيمت گذاري
كنند.
اما شايد سرنوشت صدام
كه براي يك دهه خود را سردار
« قادسيه » مي ناميد و مطبوعات
عرب وي را « فخر دنياي عرب »
معرفي مي كردند
براي كسانيكه
براي خوشايند آمريكا به خوش
رقصي پرداخته اند
عبرت
بزرگي باشد. به جرات مي توان
گفت كه در طول تاريخ معاصر
هيچكس باندازه صدام به
آمريكا خدمت نكرده است .
آمريكائي ها آدمهاي
نمك نشناسي هستند وگرنه
بايستي مجسمه طلائي صدام را
روبروي كاخ سفيد نصب
مي كردند و تمامي مقامات
ارشد آمريكا را وادار مي كردند
كه هر روزه در برابر مجسمه
كسي كه بيشترين خدمات را در
طول تاريخ و در عرض جغرافيا
به آمريكا كرده
تعظيم كنند و
اداي احترام نمايند.
به راستي
پاداش صدام با
آن كارنامه پر از خدمات
منحصر به فرد براي آمريكا چه
بود امروزه معلوم نيست كه
محافظين و معدود افرادي كه
هنوز اطراف صدام باقي
مانده اند
مامور كنترل اقدامات
غيرمنتظره او هستند يا دستور
قتل وي را در لحظه حساس
دارند
كسانيكه براي آزمون
شانس خود با خوش خدمتي
براي آمريكا وسوسه مي شوند
خوبست از اين حوادث تلخ و
حيرت انگيزي كه اتفاقا پر از
تجربه هاي گرانقدر است
عبرت بگيرند و مطمئن شوند
كه آمريكا حتي براي متحدين
ديروز و امروز
خدمتكاران
سابق ولاحق
و مزدوراني كه به
اميد نام و نان
خود را به هر
دري مي زنند و هر ننگ و ذلتي
را مي پذيرند
كمترين ارزشي
قائل نيست و به هيچكدام رحم
نخواهد كرد.
سرنوشت شوم صدام
تصوير عبرت آموزي است كه
آينده سياه ساير خدمتكاران
آمريكا را پيشاپيش روشن
مي كند. البته در اينجا نكات
عبرت انگيز ديگري هم وجود
دارد. از جمله اينكه هيچكس از
سرمايه گذاري و تلاش براي
خيانت و جنايت عليه انقلاب
و نظام و ملت ايران سود نبرده
است . تمامي كسانيكه بنحوي
سعي كردند لطمه اي به اين
انقلاب و نظام بزنند و اين
تجربه پرافتخار ملت ايران را به
ناكامي بكشانند
خودشان
مجبور شدند طعم تلخ شكست
و ناكامي و بدنامي را در
ذائقه شان احساس كنند.
اتحاد شوروي بعنوان تامين
كننده اصلي زرادخانه صدام
از هم پاشيد و امروز حتي
عليرغم وجود قرارداد دوستي
بغداد ـ مسكو
كرملين سعي
دارد كه دامان خود را از آتش
جنگ
دور نگه دارد و تصريح
مي كند كه اميدواريم به آثار و
تبعات جنگ هم آلوده نشويم .
يوگسلاوي بعنوان گرداننده
شبكه عظيم تعمير و نگهداري
جنگ افزارهاي سنگين ارتش
عراق از هم پاشيد و امروز از
رهبران آنها جز بدنامي
در
صحنه جهاني نمي شنويم . اگر
ديگر كشورهائي كه شريك جرم
سردارنگون بخت قادسيه
بوده اند
هنوز از عواقب اين
سرمايه گذاري بدفرجام مصون
مانده اند
بخاطر آنست كه
نوبت آنها نرسيده و جبر تاريخ
براي فشردن گلوي آنها هنوز به
زمان احتياج دارد.
اينها تجربه هاي
حيرت انگيزي است كه
فشردگي وقوع آنها در يك دوره
20 ساله تاريخي
يك پديده
بسيار نادر بنظر مي رسد. اما اگر
كساني هنوز هم براي تكرار اين
تجربه ها و خوش خدمتي به
دشمنان انسانيت وسوسه
مي شوند
چه بسا زودتر از
اسلاف خود پاداش بگيرند و
تاوان سنگين اين خوش
رقصي هاي بدفرجام را به
سنگيني و خفت فراوان
بپردازند.
هر لحظه تاريخ
فرصت
آزموني براي همه انسانهاست .
چه بسا كه رنج و سختي امروز
مردم مظلوم عراق
صحنه
آزمايشي براي همه ما نيز باشد
مردمي كه براي چندين دهه در
زير چكمه هاي صدام و رژيمش
لگدكوب شده اند
امروز با
بمب هاي 10 تني
موشكهاي
هدايت شوند و طيف وسيعي از
جنايات جنگي آمريكا و
انگليس
به كام مرگ و نابودي
كشانده شده اند. آمريكا و
انگليس از اينهمه رسوائي و
جنايات شرم آور بعنوان
عمليات « آزادي و نجات
عراق » ياد مي كنند و بيچاره
آنها كه براي خوشايند
جنايتكاران به رقص و پايكوبي
پرداخته اند و حتي انعكاس
بخش كوچكي از رنج مردم
عراق را هم برنمي يابند.
اما واقعيت اينست كه
توجيه جنايات جنگي آمريكا و
انگليس در اين فجايع بزرگ در
عراق
بسيار شرم آور است .
كساني ادعا كرده اند كه نمايش
دادن اجساد خون آلود كودكان
قرباني جنايات آمريكا
بمنزله
نوعي تلاش تبليغاتي بسود
رژيم بغداد است اما به اين
سوال پاسخ نداده اند كه آيا
سانسور خبري و كتمان اين
حقايق دردناك و بازگو نكردن
جنايات جنگي آمريكا
بمنزله
همراهي با متجاوز و همدستي
با آمريكاي جنايتكار نيست !

|