بسم الله الرحمن الرحيم
درحاليكه افكار عمومي جهان بشدت عليه دولت آمريكا و
شخص بوش كوچك رئيس جمهور اين كشور برانگيخته است و
در جهان اسلام
مردم يكپارچه نسبت به تجاوز نظامي آمريكا و
انگليس شديدا اعتراض مي كنند و از سران كشورهاي اسلامي
ميخواهند براي متوقف ساختن جنگ و تنبيه متجاوزان اقدامي
نمايند و تعدادي از مسئولان جهان عرب و اسلام نيز
موضعگيريهاي مناسبي عليه متجاوزان نموده اند
سازمان
كنفرانس اسلامي دچار بي عملي مطلق است . اين سازمان به دليل
ضعف اساسي كه در مسائل مهم جهان اسلام از خود نشان داده
و به دليل كوتاهي هائي كه در زمينه دفاع از ملت هاي مظلوم عراق
و فلسطين در سال هاي اخير نموده
شديدا زير سوال است و به
نظر ميرسد به بازسازي اساسي در ساختار خود نيازمند مي باشد.
هرچند سازمان كنفرانس اسلامي بخاطر ضعف هاي اساسي
كه در ساختار خود دارد
عملا نمي تواند كارائي چنداني داشته
باشد ولي علاوه بر اين
درحال حاضر دو مشكل ديگر نيز مزيد
برعلت شده اند و اين سازمان را بطور مطلق از كارائي
انداخته اند. يك مشكل
وابستگي شديد بسياري از سران
كشورهاي اسلامي به آمريكاست كه موجب شده است آنها به
وظايف خود در چارچوب سازمان كنفرانس اسلامي عمل نكنند
و اين سازمان را عملا به يك ارگان بي خاصيت كه فقط اسمي از
آن باقيمانده است تبديل نمايند. اين وابستگي فسادآور آنچنان
گسترده است كه حتي تعدادي از سران كشورهاي عضو سازمان
كنفرانس اسلامي
خاك كشور خود را به عنوان پايگاه در اختيار
آمريكا قرار داده اند و تمام امكانات آنها در اختيار نظاميان
آمريكائي براي تهاجم به عراق است . تعدادي ديگر از كشورها
نيز با سكوت و يا حمايت هاي پنهان
با متجاوزان همراهي
كرده اند بطوريكه حتي تركيه كه دولت جديد آن با ادعاي
اسلام گرائي و شعارهاي اسلامي توانسته توجه و راي مردم را
جلب نمايد و به قدرت برسد
فضاي كشور خود را در اختيار
آمريكاي متجاوز قرار داده تا با انتقال نظاميان خونخوار و
بمباران عراق
مردم مسلمان اين كشور را به خاك و خون بكشد.
بديهي است كه تا چنين حاكماني بر كشورهاي اسلامي حكومت
مي كنند و اين عناصر به عنوان اعضا سازمان كنفرانس اسلامي
صاحب راي براي تصميم گيري هستند
اين سازمان عمر خود را
همچنان در بي عملي سپري خواهد كرد.
مشكل ديگري كه درحال حاضر سازمان كنفرانس اسلامي با
آن مواجه است
كسي است كه رياست آنرا برعهده دارد. امير
قطر
از هر نظر براي رياست چنين سازماني كم دارد. اولا خود
قطر به عنوان يك شيخ نشين بسيار كوچك كه با ذره بين هم
نميتوان آنرا در نقشه جهان پيدا كرد و از يك شهر درجه سوم
ساير كشورهاي اسلامي نيز كوچكتر است
اصولا نميتواند يك
كشور محسوب شود چه رسد به اينكه بتواند رياست سازمان
كنفرانس اسلامي را با بيش از يك و نيم ميليارد نفر جمعيت
برعهده بگيرد. ثانيا حكومت قطر هميشه يك حكومت كودتائي
بوده كه با اشاره قدرتهاي استعماري ميامد و ميرفت و حاكم
كنوني قطر نيز با اشاره آمريكا و در نتيجه يك كودتا بر سر كار
آمده و هيچ ربطي به مردم ندارد. و ثالثا شخص امير قطر
يك
مهره دست نشانده است كه علاوه بر وابستگي به آمريكا بشدت
تحت نفوذ صهيونيسم قرار دارد و رژيم صهيونيستي
برخلاف
كليه مقررات مربوط به سازمان كنفرانس اسلامي و اتحاديه
عرب
در اركان حكومتي اين شيخ نشين نفوذ عميق دارد. درست
به همين دليل است كه امير قطر
خاك و فضا و تمام امكانات اين
شيخ نشين را در اختيار آمريكا قرار داده و همچون يك غلام
حلقه به گوش براي متجاوزاني كه جان و مال و ناموس ملت
مسلمان عراق را برخود حلال كرده اند عمل مي كند و آمريكائي ها
قطر را به اطاق جنگ عليه عراق تبديل كرده اند.
آيا اين بزرگترين ننگ براي سازمان كنفرانس اسلامي نيست
كه امير قطر با اينهمه وابستگي به آمريكا و صهيونيسم
رياست
اين كنفرانس را برعهده داشته باشد ! واقعيت هاي تلخ مربوط به
وضعيت اسفبار سازمان كنفرانس اسلامي كه گوشه اي از آنرا در
جريان تجاوز نظامي آمريكا و انگليس به عراق شاهد هستيم
نياز شديد اين سازمان به تجديدنظر اساسي در ساختار آنرا
گوشزد مينمايد. چگونه ممكن است قابل قبول باشد سازماني كه
اصلي ترين وظيفه آن حمايت از آرمان فلسطين و مبارزه عليه
صهيونيسم است
تحت رياست كسي باشد كه با تمام وجود
تحت نفوذ صهيونيسم و حاميان آن قراردارد

|