به مناسبت سالگرد شهادت آيه الله العظمي
سيدمحمد باقر صدر
قسمت اول
عباس سماواتي
پروردگار مهربان براي هدايت بشر و نجات وي از
بيراهه ها
علاوه بر ارسال رسل و انزال كتب و هدايتهاي عقلي
و فطري
افرادي هدايت يافته و كامل شده را به عنوان
نمونه هاي عيني و عملي دستورات و الهامات الهي
به جامعه
بشريت تقديم مي كند كه در رائس آنها
خاتم پيامبران الهي
حضرت محمدبن عبدالله (ص ) و آل پاك او و ديگر انبيا و
اوصيا و اوليا الهي هستند
در اين ميان نقش علماي رباني كه
متخلق به اخلاق الهي شده اند نقش بسيار برجسته و كارآمدي
است
وجود چنين انسانهاي برجسته اي در ميان ملتها بسيار
ارزشمند و نعمتي بزرگ است .
يكي از برجسته ترين و باكمال ترين علماي اسلام در
سده هاي اخير
شهيد بزرگوار حضرت آيه الله العظمي سيد
محمد باقر صدر(ره ) مي باشد كه به جهت گرانقدري نعمت
وجودي
سلوك اخلاقي و آثار فكري معظم له
همه وظيفه
دارند هر چه بهتر با افكار
عقائد
نوآوري هاو مكارم اخلاقي
وي آشنا شده و در حد توان به نشر اين ارزشهاي انساني
بپردازند كه اين خود شكر نعمت است .
البته بررسي سلوك اخلاقي بزرگان غ طريق هدايت و
متخلقان به اخلاق الهي
كاري بس دشوار است
زيرا اولا براي
درك لطائف رفتار و زواياي وجودي يك انسان سالك و يك
عالم رباني بايسته است مقدمات علمي و عملي زيادي را پيمود
و ثانيا چنين علماي مخلص نه تنها به ترويج خود و آنچه
مربوط به خود است نمي پردازند بلكه سعي تمام در حفظ
مكنونات ارزشمند دروني خود داشته زيرا ارزش آنرا در
اخلاص با محبوب دلشان خداوند تبارك و تعالي مي بينند
بنابراين چيز زيادي در معرض ديد ديگران قرار نمي گيرد و
آنچه به طور طبيعي نمودار مي گردد قطره اي است از درياي
وجودي آنان . و ثالثا اين مهم بيشتر از عهده كساني بر مي آيد
كه حشر و نشر چندين ده ساله باآن روحاني والامقام و آن
شيردل پيروز صحنه هاي علمي و جهادي داشته اند.
امااين حقير به جهت علاقه وافري كه به آن فرزانه ارجمند
دارم با استمداد از درگاه الهي سعي خواهم كرد با توجه به آثار
شاگردان برجسته و ملازمان نزديك وي
قدمي كوچك دراين
باره بردارم
به اين اميد كه مورد قبول حق واقع گردد.
شهيد آيه الله العظمي صدر(ره ) دانشمند پرنبوغي بود كه
دانشوري
كارداني
ژرف انديشي
خلاقيت
نكته پردازي و
جامعيت از جمله صفات او بود. او صدرالفضائل در بين
همتايان و برجسته ترين روحاني از جهت كمالات علمي و
عملي در ميان هم دوره هاي خود بود.
« صدر » جهان انديشه
داراي شور عقلاني و شور ايماني
بود و زندگي طيبه داشت .
او به خوبي مي دانست كه علم بدون تقوي رهزني است . آن
مرجع بزرگوار علاوه بر امتياز و برجستگي خاص در مسائل
فكري و ژرف انديشي همراه با نگاه همه جانبه به قوانين اسلام
به عنوان دين كامل و توانا دراداره صحيح زندگي بشر و تائمين
سعادت ابدي وي
در كمالات و فضائل اخلاقي نيز ممتاز و
نمونه بود و همه اين كمالات اخلاقي را از راه بندگي خداوند و
در سايه تربيت اسلامي از ابتداي دوران رشد و كمال بدست
آورده بود.
به درستي كه پروردگار مهربان او را لايق ديده بود كه فوق
العادگيهاي خاص به او عطا نموده و به تحقيق او را مجمع
الفضائل قرار داده بود.
آن مرجع مةصلح و مغز متفكر اسلامي با وجود جمع كردن
كمالات علمي و عملي بسياري درخود
خود را و بيت خود را و
هر آنچه مربوط به خود است را نديد و از اين حجابهاي عالغم
سوز عالبم سوز نجات يافت و هميشه حاضر بود تمام هستي
خود را در راه معبود فدا كند و بارها اين را اعلام كرده بود.
او دراوج محبوبيت مردمي بود و راه شهادت را برگزيد.
چه بسيارند كساني كه از تعلقات بسيط ابتدائي مي رهند اما
بدست خود و سرمست از تبحر خود در اصطلاحات و علوم
رائج
تعلقات پيچيده كور كننده اي براي خود بنيان مي نهند و
به فرموده امام امت
خميني بزرگ هيچ راهي براي نجات آنان و
هيچ اميدي براي بازگشت آنان نيست .
همين مكارم اخلاقي و مهمتراز همه
نفي علائق نفساني
باعث شد كه شهيد صدر (ره ) جمع بين جهاد و اجتهاد كند و
به خوبي از عهده هردو برآيد.
او مصلحي بزرگ بود كه هم دردها را مي شناخت و هم با
استنباط صحيح احكام هميشه سعادت بخش اسلام از متون و
منابع غني آن
داروي هر دردي را به خوبي مي دانست
اما صد
افسوس كه به نداي احياگرانه و نجات بخش اين مصلح انديشه
پرداز
پاسخي مناسب و در خور شان وي به ويژه از سوي
بزرگان سنتي حوزه ها داده نشد و بسان مولايش اميرالمومنين
علي (ع ) چه بسا بادعاي خود سفربه كوي دوستان حقيقي اش
اوليا الهي را از خداوند خواست و خداوند او را با فضيلت
شهادت وارد محفل پررونق آنان گرداند.
آن مرد دين و فرزانه بشري انسي ويژه با قرآن داشت و با
تطهير جانش به حقايقي از قرآن رسيده بود « لا يمسه الا
المطهرون » و با بياني مشفقانه آنرا دراختيار تشنگان حقيقت
شاگردان مكتب امام صادق (ع ) و هر انسان آزاده ديگري قرار
مي داد و در پياده كردن احكام و دستورات نوراني قرآن در
جامعه
نقش والايي داشت .
وي داراي مدارج عالي علمي و جاذبه قلبي بود و وصل به
منبع حكمت شده بود و با ارتباط معنوي محبت آميز با
شاگردان و پيروان خود
حكمت را به ديگران منتقل مي نمود.
شهيد صدر (ره ) شخصيتي چند بعدي داشت و يك فرد
نبود بلكه با صيقل دادن درون خود
آئينه تمام نماي مكتب
نجات بخش اسلام ناب محمدي (ص ) و مذهب اهل بيت
رسول الله (ص ) بود وبه تحقيق مي توان گفت او يك امت بود و
رژيم جنايتكار عراق با به شهادت رساندن او يك امت را به
مس²لخ برد و از كار انداخت
زيرا امت بي روح و اراده
ديگر
چيزي نيست جز ابزار دست شرورترين افراد بشر و نامردترين
حكام تاريخ .
او پيوند عميقي با امام خميني (ره ) بنيانگذار جمهوري
اسلامي ايران داشت واين پيوند بر اساس ارزيابي ويژه از امام
استوار بود. لذا با تمام وجود حاضر به همكاري و فداكاري در
راه آرمانهاي بلند امام خميني (ره ) بود
دستخط شريف وي به
شاگردانش در ايران
پس از پيروزي انقلاب اسلامي حاكي از
اين مطلب است .
پس از بيان اين مدخل كه حاوي دورنمايي از صفات
برجسته اخلاقي و فضائل وجودي اين عالم نامور تاريخ تشيع
بود براي اثبات آنچه در فوق به آن اشارت رفت به بيان
محورهايي از كمالات اخلاقي وي مي پردازيم .
محاسبه و تزكيه نفس و نقادي از خود
« قد افلح من زكيها » هر آينه رستگار كسي است كه تزكيه
نفس نمود.
از قدمهاي اوليه براي هر انساني كه خواستار سير و سلوك
در مسير رشد و تكامل و تقرب به ذات اقدس باري تعالي است
تزكيه نفس و دور شدن از هر گونه رذائل و دنائتهاي نفساني
است .
يك انسان حقيقت شناس و آرمان گرا ابتدا بايد از خود
شروع كند و نفس خود را از گرايشهاي سو حيواني و مادي
نجات داده و به انتخاب خود
فطرت الهي را از هر گونه
ملكه هاي بداخلاقي و رذائل شهواني و حتي از تمايلات سو
رفتاري پاك سازد.
نتيجه اين امر مهم باز يافتن خود انساني و وارد شدن در
جرگه انسانهايي با صفت برتر طهارت روح و پاكي ضمير
است
بدين معني كه روح چنين انساني با آزاد شدن از بندهاي
اسارت و بندگي تن و شهوت
آماده دريافت فيوضات و
الهامات الهي شده و به عبارت ديگر قابليت رشد و تكامل را
پيدا مي نمايد و فاعليت فاعل ( فيوضات الهي ) كه از هر جهت
مطلق است اثر خود را در آن روح آماده مي گذارد و آنرا در
مسير حركت صعودي غ سيرالي الله قرار مي دهد.
مطالعه و بررسي اخلاقيات و رفتارهاي اجتماعي شهيد
والامقام آيه الله العظمي سيد محمد باقر صدر ( قدس سره
القدوسي ) مارا به اين نتيجه مي رساند كه آن انسان وارسته از
ابتداي دوران رشد فكري و عقلي با استعداد ويژه اي كه داشته
در مسير محاسبه و تزكيه نفس قرار گرفته و با جديت تمام
مراقب و كشيك نفس خود بوده است .
چرا كه بدون اين مهم
رفتارهاي كريمانه اخلاقي و
عملكردهاي پرارزش انساني امكان پذير نيست
و حداقل در
لحظات سخت زندگي و هنگامه رو آوردن مصائب و فشارهاي
گوناگون اجتماعي
قابل دوام نيست و اين آن چيزي است كه
آن شهيد عزيز و آن انسان خداجوي به خوبي از عهده آن برآمد
و در تمام مراحل مختلف زندگي آن را به نمايش گذاشت
در
آن زماني كه طلبه اي ناشناخته در حوزه علميه كاظمين بود و در
آن زماني كه از مشهورترين طلاب فاضل درسهاي سطح بالاي
حوزه علميه پررونق نجف اشرف بود و در آن زماني كه در اوج
محبوبيت بود و در بالاترين سطح علمي قرار داشت و در آن
زماني كه تحت فشارهاي بسيار سهمگين رژيم جنايتكار عراق
قرار داشت و هر چه مي توانستند او را آزار و اذيت و تهديد
نمودند و تا آخرين روزهاي زندگي پرفيض و بركتش اين سلوك
ممتاز اخلاقي در زندگي مبارك او آشكار بود.
و اينها همه نشان از عمق تزكيه نفس و عزت دروني او بود.
آن انسان ملكوتي محاسبه نفس و نقادي از خود را نصب
العين خويش قرار داده بود و اينگونه نبود كه خود را فراموش
كند و از خود نقادي نكند و در عين حاليكه به جهت طهارت
روح و معرفت بالا
عيوب و نقاط ضعف ديگران را ميدانست .
زيرا هر انساني كه خواستار شناخت و برطرف كردن عيوب
واقعي و بعضا مخفي نفس خود باشد لازم است نفس و نيات و
اعمال خود را زير ذره بين مراقبت قرار دهد و نسبت به آن
بدبين باشد تا بلكه بتواند با استمداد از درگاه خداوند منان
عيوب آنرا شناخته و به لطف و رحمت پروردگار رئوف و
مهربان برطرف نمايد و اين مسائله در مورد انساني كه عالم و
دانا و مسلح به اصطلاحات و فنون علمي باشد بسي دشوارتر
در عين حال لازمتر است
زيرا كوچكترين خوش بيني و
حب ذات با كمك توجيه گري باعث مي شود چنين فردي با
وجود داشتن عيوب بزرگ كه حتي ممكن است باعث گمراهي و
هلاكت افراد زيادي شود خود را بهترين يا از بهترين ها بداند.
در اينجا بايد اذعان داشت كه شهيد آيه الله العظمي صدر
در اين ميدان هم قهرمان بود و هم به ديگران هشدار مي داد
گفتار او در اين بابت چنين است :
« هر يك از ما بايد پيش از آنكه ديگران را باز خواست كند
نفس خود را بازخواست نمايد
بايد به واكنشهاي رواني خود
خوب بنگرد
آيا واكنشهاي او براي خداست
يا براي منافعش
اگر واكنشها براي منافع شخصي خود بود
نبايد از خدا
اميدي داشته باشد
حتي ثواب را هم نبايد از خدا بطلبد زيرا
او براي خود ناراحت است نه براي خدا
پس چرا خدا او را
پاداش دهد او نه تنها هيچ پيروزي در دنيا نخواهد ديد كه از
ثواب اخروي نيز محروم خواهد شد.
ولي اگر رنج و ناراحتي او در حقيقت براي خدا بود اگر
واكنش او واقعا براي الله بود
آنگاه است كه افق او گسترده تر و
گشوده تر خواهد شد آنجاست كه با يك ديد به تمام جهان
اسلام و تمام مسلمين و همه مشكلات مي نگرد. »
اخلاص و وفــا
بدست آوردن درجه بالاي اخلاص براي انسانها
به ويژه
براي كساني كه به مدارج بالاي علمي و شهرت مردمي و جهاني
مي رسند كاري بس مشكل و طاقت فرسا است
مرد راه
مي خواهد و همت بلند و توحيد كامل .
شهيد عزيز آيه الله العظمي صدر(ره ) با مجاهده و
مراقبه اي كه ويژه خودش بود به اين هدف بلند رسيده و همين
اكسير كمياب
ارزش فعاليتهاي علمي و اجتماعي او را صد
چندان كرده بود و با همين ملكه بزرگ اخلاقي در عمق جانها
اثر مي گذاشت و هر انسان آزاده اي را مجذوب راه و مرام خود
و اسوه هاي گرانقدرش يعني اهل بيت (عليهم السلام ) مي كرد.
اخلاص و وفاي شهيد صدر برخاسته از توحيد خالص و
عشق او به پروردگار مهربان بود و اين يكرنگي به او صفايي
ويژه بخشيده بود او در عبادت و بندگي خداوند صفا داشت
با
بندگان خداوند با وفا و با صفا بود
با شاگردانش با وفا و با
صفاي خاصي رفتار مي كرد به حدي كه به آنها عشق مي ورزيد
او بسيار ملت اسلام و ملت عراق را دوست مي داشت و از عمق
جان به آنها محبت مي كرد اين را با گفتار صادق و عمل كاملش
ثابت كرد
يكي از كلمات جاودانه او چنين بود.
اي ملت آبا و اجدادم
همانا با تائكيد مي گويم كه من با
شما هستم و تا آخر نيز باشما خواهم بود و در مصائب و
مشكلات شما را رها نخواهم كرد و به زودي خون خود را براي
خدا به جهت رهايي شما فدا خواهم كرد. »
او به خوبي دريافته بود كه اخلاص شرط اصلي و بي بديل
تمامي فعاليتهاي زندگي يك فرد طلبه و روحاني است
زيرا
بدون اخلاص كارهاي علمي و اجتماعي عالمي كه به ظاهر
وارث رسالت سنگين انبيا الهي است نه تنها هيچ ارزشي
ندارد بلكه در بسياري از مواقع مضر و هلاكت بار است .
اين مهم را مي توان از دقت نظر و نگراني آن انسان وارسته
نسبت به فعاليتهايش بدست آورد
او حتي از اينكه مبادا
كارهاي گذشته اش بدون اخلاص بوده يا اينكه چه بسا شهرت
جهاني آثار فكري اش مانع اخلاص در او مي شده ناراحت و
نگران بود
شاهد اين سخن
خاطره آموزنده استاد ارجمند
آيه الله سيد كاظم حائري يكي از شاگردان برجسته آن شهيد
والامقام است : « روزي ايشان به من فرمود :
« وقتي كتاب « فلسفتنا » را نگاشتم
خواستم آن را به نام
« جماعه العلما » چاپ كنم ولي چون آنان نظراتي در جهت
اصلاح و تعديل كتاب داشتند كه از ديد من پذيرفته نبود
ناگزير به نام خودم به چاپ رساندم
اكنون كه چاپ شده و
مورد توجه عام و خاص قرار گرفته و نويسنده آن در همه جا
مشهور شده و بلند آوازه گرديده گاهي وقتها با خودم فكر
مي كنم : اگر پيش از چاپ
از اين شهرت و پذيرش همگاني آگاه
مي بودم آيا باز هم حاضر مي شدم كه كتاب را به نام
« جماعه العلما » چاپ كنم و از ياد نام خود بر روي كتاب
خودداري كنم
اين ترديد در آمادگي نفس بر انجام اين كار مرا به شدت
ناراحت مي كند. »
ايشان وقتي از اين حالت روحي خود سخن مي گفت
بسيار ناراحت بود كه مي خواست گريه كند
با اين كه يك فرض
و احتمال بيش نبود
ولي از ترس اينكه اگر چنين امتحاني پيش
مي آمد و او آمادگي آن رانداشت ناراحت بود. »
عبـــادت
از ابعاد درخشان اين عالم رباني
عبادات خالصانه و
خاشعانه او بود و مهمتر از آن اينكه بنا به قول بعضي از
مرتبطين نزديكش
او در عباداتش انقطاع كامل داشت و به
همين جهت در عبادت و نماز به كيفيت مي انديشيد نه به كميت
البته هر كسي از اين حالت انقطاع كامل الي الله
اطلاع
نمي يافت
يكي از خواص شاگردانش در اين رابطه مي گويد :
« در ايام گذشته زماني كه دنبال فرصتي براي اقتدا به آن
شهيد در نمازهاي يوميه در خانه وي بودم در بسياري از اوقات
با اينكه وقت نماز فرا رسيده بود و حتي نيم ساعت از اول وقت
نماز گذشته بود آن مرحوم در مصلاي خودش مي نشست و
نماز را شروع نمي كرد و به حالت تفكر فرو مي رفت اما ناگهان
بلند مي شد و به نماز مي پرداخت
يكروز از ايشان سبب اين
امر را پرسيدم
فرمودند : از ابتداي عمر با خود پيمان بستم
تمام نمازهايم با حضور قلب و انقطاع باشد و در بعضي اوقات
مجبور مي شوم مقداري صبر كنم تا افكار پراكنده رااز ذهن
خودم دور كنم و وقتي حالت انقطاع برايم حاصل شد به نماز
مي پردازم . »
اين حالت انقطاع وي منحصر در نماز نبود بلكه در
شكلهاي مختلف عبادت نيز ظاهر بود
مانند قرائت قرآن در
ماه مبارك رمضان كه با صوت حزين و اشكهاي جاري
قرآن
تلاوت مي نمود به گونه اي كه قلب هر شنونده اي را خاشع
مي كرد و به عالم معنا پرواز مي داد.
و همچنين در سفر عمـــره با وجود گرماي شديد و داغي
سنگ فرشهاي مسجدالحرام در زمانيكه هيچ كس قادر به
طواف نبود آن عابد عارف كامل
مشغول طواف و عبادت
مي شد گويا كه گرما و داغي وجود ندارد. يك روز پس از
بازگشت از مسجدالحرام از اين قدرت تحمل عجيب وي
سئوال نمودم فرمودند : « ماداميكه در مسجدالحرام هستم
احساس حرارت و گرمي زمينهاي داغ آنرا نمي كنم بله بعد از
اينكه به هتل برگشتم در پاهاي خود احساس درد مي كنم »
« به تحقيق بايد گفت آن انسان والا مقام عاشق عبادت بود
و هميشه در عبادت بود زيرا خداوند هميشه در قلب او حضور
داشت .
بانماز شب انس خاصي داشت و در آن حال به راز و نياز با
معشوق خود پروردگار مهربان مي پرداخت او از عبادات جان
مي گرفت و با نبفبس مسيحايي خود
روح عبوديت رابه اطرافيان
و شاگردان خود مي دميد
او به گونه اي با معني به تلاوت قرآن
مي پرداخت زيرا تلاوت او همراه با فهم و تدبر بود و چنان اوج
مي گرفت كه گويا خداوند با او سخن مي گويد. »
شاهد اين سخن گفتار آن عالم فرزانه به شاگردان خودش
مي باشد : « در نظر بگيريم كه عبد مملوك خدائيم و خداي
متعال مالك مطلق رفتار و وجود و كارهاي ماست و او برنامه
ريز موقعيت آينده و حال ماست و اوست كه در دنيا و آخرت
باديده اي كه خواب آنرا فرا نمي گيرد ما را زير نظر مي گيرد و به
تدريج مسئوليت ها و واجبات غ اين عبوديت را از نظر بگذرانيم
كه در برابر رسالتش التزام داشته باشيم و از پرچمش دفاع كنيم
وبراي خويش بطور هميشگي خاطرنشان سازيم بنده خدائيم
كه معني عبوديت نيز همين است
زيرا بايد همواره با ياد خدا
زيست كنيم و هنگامي كه به خود الهام نموديم كه بايد همراه با
ياد خدا زندگي كنيم
زندگي براي خدا
در ذهنمان عميق تر و
دقيق تر مي شود و بعد از نظري و عقلي غ محض بودن
كم كم به
صورت هاله و شبحي تقريبا حسي در مي آيد. »
شهيد آيت الله صدر دانشمند پرنبوغي
بود كه دانشوري
كارداني
ژرف انديشي
خلاقيت
نكته پردازي و جامعيت از صفات
بارز او محسوب مي شد.
شهيد آيت الله العظمي صدر : هر يك
از ما بايد پيش از آن كه ديگران را
بازخواست كند
نفس خود را باز خواست
نمايد. بايد به واكنشهاي رواني خود خوب
بنگرد
آيا واكنش هاي او براي خداست
يا
براي منافعش
شهيد آيت الله صدر : اي ملت آبا و
اجدادم
همانا با تاكيد مي گويم كه من با شما
هستم و تا آخر نيز با شما خواهم بود و در
مصائب و مشكلات شما را رها نخواهم كرد و
بزودي خون خود را براي خدا به جهت
رهايي شما فدا خواهم كرد.

|