تعزيه آيين باشكوهي از نمايش هاي خياباني و عام است كه
در زمانهاي مختلف فراز و نشيب هاي زيادي داشته
اما همواره
عظمت روح ايراني و ايمان اين ملت را به نمايش درآورده است .
آيين هاي سنتي در تعزيه به عنوان نمادي باشكوه از عشق
هنر و ايمان ايرانيان تجلي يافته است .
بسياري از هنرمندان براين باورند كه تعزيه نه تاتري است
نمايشي و نه نمايش درامي است كه فقط براي سوگواري يگانه
مرد شهادت و ايثار به منصه ظهور رسيده است .
تعزيه هنري است غني از برترين فرهنگ به جا مانده از
گذشتگان دين كه شهادت و ايثار براي حق و عدالت
است .
عاشورا بدون تعزيه و نمايش عزاداري سالار شهيدان معناي
مبهمي دارد و آنانكه جستجوگر راه حق و حقيقت هستند
با
نوشيدن چند جرعه از اين شهد شيرين
معناي حقيقي عشق را با
تمام وجود حس خواهند كرد.
روزگاري دور اجراي اين رسم كهن به دلايل متعدد سياسي
تبديل به آرزوي شهروندان پايتخت شده بود و ناله هاي نيمه
شب سالار شهيدان فقط در دالان هاي تاريك و نمناك تنهايي
دينداران نوازشگر گوش عشاق بود.
اما اين روزها با حكومت برحق ايمان بر دل هاي عاشق
اين
رسم ديرين باري ديگر زنده شده است .
آيين شبيه خواني همه ساله در ايام محرم در برخي محله هاي
تهران به زبان فارسي و تركي اجرا مي شود.
اجراي آيين شبيه خواني به صورت سنتي و توسط
ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارت همه ساله در روز
عاشورا برگزار مي شود.
اين نمايش تاثير مهمي بر بينندگان دارد و اگر به صورت
صحيح برگزار شود مي تواند وسيله اي براي انتقال فرهنگ
شهادت و ايثار به نسل هاي بعدي باشد.
يك استاد دانشگاه سابقه عزاداري و تعزيه را نزد ايرانيان به
دوران قبل از اسلام و سوگ سياوش دانست و گفت كه اين
مراسم تحت تاثير عناصر فرهنگي قرار داشت .
« فرشيد ابراهيميان » افزود
بعد ازاسلام به دليل واقعه روز
عاشورا اين مراسم اجرا و عزاداري بدون استفاده از اشعار و
شكل خاصي برگزار شد.
وي اظهارداشت
آيين شبيه گرداني و شبيه خواني كه به شرح
حال مصايب خاندان پيامبر(ص ) مي پرداخت
در محرم اتفاق
افتاد.
به گفته وي
در زمان صفويان و با حمايت دولت
شبيه خواني شكل گرفت و توانست رشد قابل توجهي داشته
باشد.
ابراهيميان گفت
در اين دوره با حمل « علم » و با همسرايي
تعزيه خوانان به نقل ماجراي كربلا مي پرداختند.
وي افزود
اما تعزيه در دوره افشاريه با ركود مواجه شد و در
زمان قاجار با حمايت شاهان و برخي اشراف به اوج
رسيد.
وي اظهار داشت
در اين دوره بود كه تعزيه از حالت
عزاداري خارج شد و به شكل اجتماعي به بازگويي مسايل
اجتماعي پرداخت .
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد
در دوره اول پهلوي
مجددا تعزيه با ركود مواجه شد
اما در دوره دوم پهلوي به طور
مستمر در خانه هاي اشراف و مالكان اجرا مي شد.
به گفته وي
تعزيه تا اواخر دوره قاجار به علت شرايط
اجتماعي
مناسبات تاريخي و پشتوانه غني ادبي با تعزيه خوانان
قوي اجرا مي شد.
وي يكي از تحولات اين دوره ها را بيان اشعار توسط
شاعراني مانند « كليم كاشاني » ذكر كرد و افزود
از اين زمان به
بعد تعزيه با استفاده از اشعار اين شاعران به اجرا در
مي آمد.
ابراهيميان گفت
اما درمقطعي از زمان به علت حضور
عناصر غربي در ايران و گسترش شهرنشيني
رشد تعزيه
مي توانست به رشد نمايش ايراني كمك كند.
وي تاكيد كرد
بعد از انقلاب به دليل شرايط جنگ و مسايل
اجتماعي تعزيه براي مدت طولاني فراموش شد
اما در برخي
شهرستانها گروه ها توانستند به فعاليت خود ادامه دهند.
يك كارگردان تاتر و تعزيه نيز گفت
در يك مقطع زماني پس
ازانقلاب تعزيه با ركود مواجه شد
اما چند سالي است كه دوباره
اجراي تعزيه در بين مردم رواج يافته است .
« ميركمال ميرنصيري » تنها راه ارتقاي جايگاه تعزيه در بين
هنرها و مردم را برنامه ريزي مفيد و منسجم دانست و
اظهارداشت
تعزيه درهر زمان از مسايل اجتماعي
فرهنگي و
تاريخي تاثير گرفته و رشد مي يابد.
وي ادامه داد
يكي از نكاتي كه در تعزيه بايد به آن توجه
داشت اين است كه بدانيم از تعزيه چه
مي خواهيم .
ميرنصيري گفت
تعزيه نمايشي است كه ارزش هاي ملي
مذهبي را دربر دارد و مي تواند به عنوان يكي از مهمترين عناصر
تاتر ملي مطرح شود.
اين كارگردان تاكيد كرد
بحث احياي تعزيه در شرايط
امروزي
زماني معنا پيدا مي كند كه خود را با شرايط روز تطبيق
دهد.
به گفته وي
در شرايط امروزي كه تعزيه جايگاه گذشته خود
را از دست داده است
بايد نيروهايي را دراين زمينه تربيت كرد تا
اين رسالت را به سرانجام برسانند.
وي ادامه داد
در طول سال نبايد نسبت به تعزيه خوانها
بي تفاوت بود
زيرا اين مساله سبب دلسردي آنان و از بين رفتن
نمايش تعزيه خواهد شد.
اين كارگردان گفت
در زمان هاي گذشته تعزيه در مكان هاي
خاصي اجرا مي شد
اما در تهران مكان مناسبي براي اجراي آن
وجود ندارد و اين نمايش بيشتر در خيابان ها اجرا
مي شود.
ميرنصيري افزود
يكي از مشكلاتي كه سبب شد جايگاه
تعزيه دچار تزلزل شود اين است كه برخي تعزيه را تاتر مي دانند
اما تعزيه يك نمايش است
زيرا تعزيه مصايب ائمه (ع ) را به
تصوير مي كشد.
تعزيه خواني هنري مذهبي بين دوستداران و شيفتگان
اهل بيت (ع ) در تهران است كه از زمان صفويه آغاز و در دوره
قاجار به اوج خود رسيد.
جوانان قديم تهران هيچگاه مراسم تعزيه در گوشه و كنار
اين كلانشهر و در تكاياي پايتخت را فراموش نمي كنند
اين
مراسم هم اكنون رنگي ديگر به خود گرفته
اما هنوز زنده است و
اشك از چشمان دوستداران اهل بيت و شيعيان جاري مي كند.
هرچند تعزيه به عنوان نوعي تاتر به تالارها راه يافته
اما
هنوز در گوشه وكنار پايتخت گروه هاي عزادار مردمي در ميداني
جمع شده وبا نمايش دلاوري هاي حضرت عباس
حضرت
علي اكبر
امام حسين (ع ) و صبر زينب (س ) مردم را با تاريخ
اسلام آشنا مي كنند و جوانان گرداگرد اين جمع به عزاداري
مي پردازند.
اين هنرمندان سنتي واقعه عاشورا را در قالب « شبيه » در
ميادين باز به نمايش مي گذارند و با اجراي زنده آيين
« شبيه خواني » كوچك صحنه اي از حماسه بزرگ كربلا در روز
عاشورا را در اذهان تماشاگران تداعي مي كنند.
اين آيين هر ساله از ساعات اوليه بامداد روز عاشورا با
شركت جمع زيادي در قالب تعزيه خوان
تعزيه گردان
لشكر و
سپاهي و درحالي كه همانند روز عاشورا در صحنه كربلا لباس
رزم به تن دارند
آغاز مي شود و تا غروب اين روز غم و اندوه
ادامه دارد و تمام صحنه نبرد كربلا در قالب شبيه به نمايش
گذاشته مي شود.
يك محقق در هنر تعزيه و منتقد سينما گفت : نمايش تعزيه با
اين ساخت و روش
نهاد پيچيده اي است كه از ساخت و
پرداخت ذهني بيروني ملت در تجسم بخشيدن به اسطوره هاي
مذهبي نشات مي گيرد.
« ميهن بهرامي » افزود : اجراي تعزيه در تهران به دنبال
نمايش هاي اجتماعي است كه از مضامين اسطوره اي مايه گرفته
و برداشت هايي از حكايات موجود روز عاشورا است .
وي اظهار داشت : تعزيه نوعي تاتر شناخته شده است كه
ريشه در نمايش مردمي و درون قومي دارد.
وي پيوند دادن تعزيه با مفهوم بنياني تاتر را مبحثي قابل
تحقيق و تامل در ايران دانست و گفت : تعزيه پيشرفت خود را در
عصر صفوي با غلبه اصول و قراردادهاي شيعي در جامعه آغاز
كرد و توجه سرايندگاني چون « محتشم كاشاني » به اين نمايش و
گفتار و رشادت هاي امام حسين (ع ) جلب شد.
وي افزود : اين مراسم بيشتر در اماكن مقدس
خانه هاي
بزرگان و ميادين شهر و توسط افرادي اجرا مي شد كه از زمان
كودكي اين حرفه را نزد پدران خود و افراد باتجربه آموخته
بودند.
وي خاطرنشان كرد : در عصر قاجار تعزيه با حضور افراد
تعزيه خوان جان گرفت و محبوبيت اين افراد سبب شد كه
بسياري از مردم براي ديدن تعزيه از جاهاي دور و نزديك به يك
محل بيايند.
به گفته وي
محدوديت در اجراي تعزيه سبب شده كه اين
هنر با ركود مواجه شود.
بهرامي تاكيد كرد : تعزيه نيز بايد مانند سينما از محدوديت
خارج شود تا بتواند جايگاه خود را پيدا كند.
وي اضافه كرد : در زمان گذشته
مجريان تعزيه با اعتقاد
كامل آن را اجرا مي كردند
اما امروزه با اجراي اين مراسم جلوي
دوربين ها ارزش سنتي خود را از دست داده است .
يك استاد دانشگاه نيز در اين باره گفت : تعزيه مراحل
طولاني را طي كرده كه اين دوره از زمان ناصري آغاز شد و تا
امروز نيز ادامه دارد.
« اميركاووس بالازاده » افزود : در زمان گذشته تعزيه بيشتر در
حسينيه هاي روستاها و توسط افراد باسابقه اجرا مي شد.
به گفته وي
تغييراتي نيز در نمايش تعزيه توسط همين
گروه هاي روستايي پديد آمد و در پايتخت نيز به شكل خاصي
اجرا مي شد.
وي حضور افراد در قديم براي اجراي تعزيه را منوط به
داشتن صداي خوب و آموزش توسط افراد باتجربه دانست و
گفت : اين نمايش ها و شكل عزاداري براي امام حسين (ع ) از
زمان صفويه تغيير يافت و شكل نمايش هاي آن قوي تر شد. اما
در آن دوران عده اي اين اجراها را به صورت سياسي درآوردند كه
در دوره قاجار به تكامل بيشتري رسيد.
وي افزود : عده اي درحال حاضر اين نمايش سنتي و مذهبي
را با استفاده از سبك تاترهاي غربي اجرا مي كنند كه اين مساله
شكل بومي آن را از بين مي برد.
به گفته وي
برخي افراد تعزيه خوان با ادبيات عاشورايي
آشنايي ندارند
درحالي كه در گذشته همه تعزيه خوانها بايد با
مسايل مذهبي و ديني آشنايي كامل مي داشتند.

*****
گذري بر نمايشگاه آثار نقاشان قهوه خانه اي
|
شيوه نقاشي قهوه خانه اي از اواخر دوره صفويه آغاز شد و
مقارن با تحولات اجتماعي دوره صفويه
در طبقه متوسط
شهرنشين شكل گرفت اين طبقه به هر حال شغل مشخصي
داشتند. شهرنشينان متوسط در انتهاي روز پس از فراغت از
كار اوقاتي را در مكانهايي كه گاه گوشه اي از كاروانسراها و
بعضا قهوه خانه ها بود گردهم مي آمدند و به گفتگو مي پرداختند
در كنار اين و در امتداد گذر ثانيه هاي زمان
گروهي به مجالس
شاهنامه خواني و گروهي ديگر به نقالي و خطابه روي آوردند.
در ادامه شكل تكامل يافته اين مجالس
گروهي بر آن شدند كه
وقايع شاهنامه را در حين خواندن به تصوير بكشند و اين
موضوع به شاهنامه خوان كمك مي كرد كه فضاي ذهني اش را
بهتر و آسان تر به مخاطبان منتقل كند. به اين ترتيب بود كه
نقاشي قهوه خانه اي شكل گرفت
پس علت نام گذاري اين نوع
از نقاشي به منشا شكل گيري و توسعه و محل استفاده آن كه
« قهوه خانه » بوده است برمي گردد نقاشان قهوه خانه اي به دليل
تنگ دستي
اغلب در ازاي اقامت و در دريافت قوتي ناچيز
نقاشي مي كشيدند. نقاشي قهوه خانه اي غالبا به سه دسته
تقسيم مي شود : دسته اول نقاشي با موضوع اساطيري كه
شاهنامه و ليلي و مجنون از همين دست مي باشند. دسته دوم
نقاشي با موضوع مذهبي كه زندگي ائمه و وقايع عاشورا را در
برمي گيرد. بنا به گفته هادي سيف نويسنده و پژوهشگر هنري
« اين نوع نقاشي براي آشكار كردن مباني مذهبي بويژه مصيبت
كربلا
مفيد و موثر است و واقع كربلا يكي از اركان عمده و
شاخص اين نوع نقاشي ملي است . در واقع
واقعه كربلا سبب
اعتلا
تجديد حيات و ماندگاري نقاشي قهوه خانه اي در تاريخ
نگارگري ايران بوده است . » دسته سوم نقاشي با موضوع بزمي
است كه اغلب سفارشي و به دستور افرادي خاص و گاه
حكمرانان نقاشي مي شده اند.
با گذري كوتاه بر تاريخچه نقاشي قهوه خانه اي
گالري
(1 ) فرهنگسراي ورزش (بهمن ) به مناسبت ماه محرم و براي
زنده نگه داشتن وقايع عاشورا نمايشگاهي از نقاشان
قهوه خانه اي بر پا نموده است . در اين نمايشگاه آثار نقاشاني
چون فتح قوللر آغاسي
حسين قوللر آغاسي
محمد مدبر
عباس بلوكي فر
حسين همداني و اسماعيل زاده آثارشان به
نمايش گذاشته شده است . « اين نقل كه محمد مدبر
هنگام
كشيدن تابلوي مصيبت كربلا
دستمالي خيس از اشك در
دست داشت و در دست ديگر قلم موي نقاشي
ارتباط
تنگاتنگ احساسات و اعتقادات نقاش را با اين واقعه مهم
نشان مي دهد او كسي بود كه پيوند بين نقاشي قهوه خانه اي با
مباني مذهبي را دو چندان كرد و علت آن نيز بازي او در
تعزيه ها از زمان بچگي و به تبع آن سلطه داشتن بر روايات بوده
است . هر تابلو مدبر
كتابي مدون از وقايع مذهبي به خصوص
واقعه عاشورا است . »
گفتني ست كه تمام آثار نمايشگاه رنگ روغن مي باشند و
به قولي قدمت آنها به هفتاد سال پيش مي رسد. در اين
نمايشگاه تابلوي نقاشي محمد مدبر گزارش مصوري با
موضوعهاي متفاوتي از وقايع عاشورا است . در بخشي از اين
تابلو حضرت علي اكبر را نشان مي دهد كه سرنيزه اي بر
سينه اش فرو رفته است . چشمان بازش
صداقت و شجاعت
جوانمردانه اش را به بيننده منتقل مي كند. آنطرف تر خيمه ها
بانويي مضطرب و دل نگران
شاهد عمق جراحت حضرت علي
اكبر و بيماري سيد الساجدين مي باشد. تصوير ديگر همين
تابلو
صحنه جانسوز شهادت شش ماهه علي اصغر مي باشد و
باز نگاه خيمه ها و امام حسين (ع ) كه طفل شش ماهه اش را به
سمت آسمان گرفته است و قرباني كوچكش را به او نشان
مي دهد و او خوب مي داند و اميدوار است كه اين قرباني را از
او پذيرا خواهد بود. تصوير بعدي اين گزارش مصور
دشمنانند
و آتش زدن خيمه ها
طفلان مسلم اند و آخرين دست نوازش
اهل بيت
زنجيرهايند و حنجره هاي بغض آلود كودكان
آخرين
تصوير گزارش
خاكستر خيمه ها و چند نخل سوخته و گريستن
ملائك كه مي بينند دشمنان سر امام حسين (ع ) را بر نيزه
كرده اند.
قدم مي زنم در حاليكه بغض راه حنجره ام را بسته است . به
تابلويي خيره مي شوم كه مجلس خون خواهي مختار را به
تصوير كشيده است . اين نقاشي با چرخش قلم موي رقم قوللر
آغاسي شكل گرفته است . مختار كسي بود كه تمام قاتلان
خاندان امام حسين (ع ) را به مجازات رسانيد. در اين تابلو
ابن
زياد مضطرب را با زنجيري بر گردن در محضر مختار نشان
مي دهد
نگراني از عقاب كردارش در چهره اش موج مي زند. و
باز در جاي ديگر تابلو
سرهاي بريده و...
راستي چقدر از اين تابلو بوي خونخواهي به مشام مي رسد
و راستي چقدر اين نقاشي به دليل هويت ملي آن و به دليل
راستي
صداقت و زلالي اش
مي تواند جوابگوي نيازها و
خواسته هاي جامعه اي باشد كه انتظارش از نقاشي همين است
و بس ...
ث گزارش : مهين داوري

| |