روزنامه جمهوري اسلامي 18/01/1382 صفحه كتاب و كتابخواني

* مرزبان وحي و خرد
* انديشه دولت مدرن
* الطريق النقيه
* اعجاز البيان
* قانون بين المللي حقوق جوانان
* زندگي و انديشه هاي ابن ادريس
* اصطلاح نامه منطق
مرزبان وحي و خرد




بوستان كتاب قم كتاب « مرزبان وحي و خرد » را كه يادنامه علامه سيدمحمد حسين طباطبايي مي باشد , در 744 صفحه منتشر نموده است . اين كتاب كه به مناسبت صدمين سالگرد ولادت حكيم فرزانه علامه طباطبايي انتشار يافته است , شامل مجموعه اي از مقالات و گفتارهاي علما و محققان پيرامون علامه طباطبايي و آثار ارزشمند ايشان مي باشد.
در صفحات ابتدايي اين كتاب , ابتدا سال شمار زندگي علامه طباطبايي و سپس دو پيام از رهبر معظم انقلاب پيرامون رحلت علامه و سالگرد رحلت ايشان درج گرديده است . ساير عناوين كلي و اجمالي كتاب مذكور چنين مي باشد : اشعاري در رثاي علامه طباطبايي , اشعار علامه طباطبايي , زندگي من , سه دستورالعمل براي خودسازي از علامه طباطبايي , دو نامه از علامه طباطبايي , مربي بزرگ علم و عرفان , زندگي نامه علامه طباطبايي , اقيانوس حكمت , آزادگي علمي , جلوه اي از مهر تابان , وصيت نامه امير عبدالوهاب (جد علامه طباطبايي ) , الميزان و پرسش هاي نو , گوشه اي از ويژگي هاي تفسيرالميزان , گنجينه الميزان و گوهرهاي جاودان , انديشه هاي قرآن شناختي علامه طباطبايي , عدالت اقتصادي در الميزان , تاملي در آفاق علمي علامه طباطبايي , بدا از ديدگاه علامه طباطبايي , صفات خداوند در كلام اسلامي , عصمت در تفكر اسلامي , شفاعت تكويني و تشريحي واسطه بين خدا و مخلوقات , اثبات نبوت , گفتمان فلسفي نوصدرايي , معيارهاي نقد محتوايي حديث از نظر علامه طباطبايي , فلسفه فقه از ديدگاه علامه طباطبايي , نگاهي به تعليقات علامه طباطبايي بر بحار الانوار , رهيافتي بر روش شناسي علامه طباطبايي و ...
در قسمت هايي از بخش « علامه طباطبايي از نگاه شاگردان » كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
استاد شهيد مرتضي مطهري درباره آشنايي خود با مرحوم علامه و تلمذ در خدمت ايشان مي فرمايد :
در سال 1329 هجري شمسي در محضر حضرت استاد علامه كبير آقاي طباطبايي ـ روحي فداه ـ كه چند سالي (بود) به قم آمده بودندو چندان شناخته شده نبودند , شركت كردم و فلسفه بوعلي سينا را از معظم له آموختم و در يك حوزه درس خصوصي ـ كه ايشان براي بررسي فلسفه مادي تشكيل داده بودندـ نيز حضور يافتم .
كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم كه در بيست سال اخير نقش تعيين كننداي در ارائه بي پايگي فلسفه مادي براي ايرانيان داشته است , در آن مجمع شركت پايه گذاري شد. و نيز در باره دانش گسترده و معنويت واخلاق والاي ايشان مي گويد :
حضرت استادناالاكرم علامه طباطبايي ـ روحي فداه ـ اين مرد واقعا يكي از خدمتگزاران بسيار بسيار بزرگ اسلام است . او به راستي مجسمه تقوا و معنويت است .در تهذيب نفس و تقوا , مقامات بسيار عالي طي كرده است . من ساليان دراز از فيض محضر پر بركت اين مرد بزرگ بهره مند بوده ام و الان هم هستم . كتاب تفسيرالميزان ايشان يكي از بهترين تفاسيري است كه براي قرآن مجيد نوشته شده است . من مي توانم ادعا كنم كه بهترين تفسيري است كه در ميان شيعه و سني از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است .
از آن جا كه قدر گل را بلبل مي داند و قدر گوهر را گوهري , كسي مثل شهيد مطهري ـ كه خود احاطه بر علوم و دانش هاي گوناگون داشت ـ مي فهمد چقدر عظمت و زواياي انديشه علامه طباطبايي براي ديگران پوشيده مانده است و از اين رو با توصيف مقام و عظمت علمي آن بزرگوار مي فرمايد :
حضرت استاد و علامه ـ دام بقائه ـ كه سال ها از عمر خويش را صرف تحصيل و مطالعه و تدريس فلسفه كرده اند و از روي بصيرت به آرا و نظريات فلاسفه بزرگ اسلامي ـ از قبيل فارابي و بوعلي و شيخ اشراق و صدرالمتالهين و غيرهم ـ احاطه دارند و به علاوه روي عشق فطري و ذوق طبيعي , افكار محققين فلاسفه اروپا را نيز به خوبي از نظر گذرانيده اند , در سنوات اخير , علاوه بر تدريسات فقهي و اصولي و تفسيري , يگانه مدرس حكمت الهي در حوزه علميه قم مي باشند.
مرحوم مطهري گرچه معتقدند علامه از تمامي زوايا و ابعاد شناخته شده نيست و بايد حداقل يك قرن بگذرد تاپي به افكار بلند ايشان ببرند. ولي اين بدان معني نيست كه كسي او را نمي شناسد و لذا مي فرمايد :
او بسيار بسيار مرد عظيم و جليل القدري است . مردي كه صد سال ديگر تازه بايد بنشينند و افكار او را تجزيه و تحليل كنند و به ارزش او پي ببرند. علامه طباطبائي , چند تا نظريه در فلسفه دارند , نظرياتي در سطح جهاني كه شايد پنجاه يا شصت سال ديگر ارزش اينها روشن بشود.
البته ايشان تنها در ايران شناخته شده نيستند , بلكه در دنياي اسلام شناخته هستند. نه تنها در دنياي اسلام , در دنياي غير اسلام در اروپا , در آمريكا هم مستشرقيني كه بامعارف اسلامي آشنا هستند , ايشان را به عنوان يك متفكر بزرگ مي شناسند.
آيت الله مصباح در مورد استاد خويش , علامه طباطبايي مي گويد :
در طول سي سال كه افتخار درك محضر ايشان را داشتم , هرگز كلمه « من » از او نشنيدم ; در عوض لفظ « نمي دانم » را بارها در پاسخ به سوالات از ايشان شنيدم . همان عبارتي كه افراد كم مايه از گفتن آن عار دارند , ولي اين درياي پرتلاطم علم و حكمت , از فرط تواضع و به آساني مي گفت و جالب اين است كه به دنبال آن , پاسخ ]آن را[فروتني سوال را به صورت احتمالي و يا به عبارت « به نظر مي رسد » بيان مي كرد.
و در مورد شخصيت معنوي آن بزرگوار مي گويد :
از مرحوم شهيد مطهري پرسيدند كه : شما فوق العاده از علامه طباطبائي تجليل مي كنيد و تعبير « روحي فداه » را در مورد ايشان داريد; اين همه تجليل به خاطر چيست آن مرحوم فرمود : « من فيلسوف و عارف بسيار ديده ام و احترام به اين جهت است كه او عاشق دلباخته اهل بيت است . علامه طباطبائي در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضريح مقدس حضرت معصومه (ع ) افطار مي كرد. ابتدا پياده به حرم مطهر مشرف مي شد , ضريح مقدس را مي بوسيد , سپس به خانه مي رفت و غذا مي خورد. اين ويژگي اوست كه مرا به شدت شيفته ايشان نموده است » .
و در مورد زهد و بي اعتنايي ايشان به دنيا و هياهوهاي آن مي فرمايد :
من خودم شاهد بودم كه مرحوم علامه در سنين هفتاد سالگي در كوچه هاي قم دنبال منزل اجاره اي بودند.
و در مورد درس اسفار ايشان داستاني را نقل مي كند كه براي همه شنيدني است :
يك وقتي از طرف بعضي افراد كوته نظر به درس فلسفه ايشان اعترضاتي شد; ازجمله بعضي شهرها , ازجمله مشهد و نجف ; به مرحوم آيه الله بروجردي نامه نوشتند كه چرا در حوزه علميه قم , درس فلسفه رسمي وجود داشته باشد كه صدها نفر در آن شركت نمايند. بالاخره اين قدر فشار آوردند به مرحوم آيه الله بروجردي كه ايشان پيشكارشان را خدمت آقاي طباطبائي فرستاده و پيغام دادند كه : « من با فلسفه مخالف نيستم خودم هم در اصفهان پيش مرحوم جهانگيرخان فلسفه خوانده ام , ولي آن فلسفه اي كه ما مي خوانديم , با آن فلسفه اي كه شما تدريس مي كنيد , فرق دارد. آن زمان استاد , شاگردهايي را براي تدريس فلسفه كه استعداد و صلاحيت نداشتند , اجازه ]را[انتخاب مي كرد و كساني نمي داد در درس شركت كنند , ولي شنيدم كه درس شما عمومي است و افرادي شركت مي كنند كه استعداد درك همه مطالب را ندارند; به همين مناسبت استاد ما درس فلسفه را در يك اتاق دربسته اي مي گفت و همان شاگرداني كه صلاحيتشان مشخص مي شد , شركت مي كردند , ولي درس شما عمومي است و هر كس كه مي خواهد , شركت مي كند و لذا اگر شما صلاح مي دانيد , درستان را محدود كنيد و كساني شركت كنند كه قدرت درك پاسخ شبهات را داشته باشند » .
مرحوم آقاي طباطبائي مي فرمودند : من يك جواب شفاهي به پيشكار آيه الله بروجردي دادم , ولي ترسيدم كه ايشان نتواند درست براي آقا بيان كند; لذا نامه اي نوشتم و خلاصه نامه را نقل كردند كه مضمون آن اين است :
من وقتي وارد قم شدم , يك مطالعه اي در وضع موجود حوزه قم كردم و نيز فكري در نيازهاي جامعه اسلامي نمودم . اينها را با هم سنجيدم . ديدم جامعه اسلامي ما نياز دارد كه اسلام را از منابع اصيل خودش بشناسد و بتواند از معارف اسلامي دفاع كند , كه وظيفه روحانيت در درجه اول همين است ... بنابراين ما در حوزه بايد درسي داشته باشيم كه طلبه را آن چنان از لحاظ استدلال عقلي قوي كند كه بتواند عقايد اسلامي را اثبات كند و از مواضع اسلام دفاع نموده و شبهات را رد كند و اين جز از راه فلسفه ميسر نيست ... اين كه فرموديد : در آن زمان افرادي انتخاب مي شدند تا براي آنها درس فلسفه گفته شود , با زمان ما تفاوت دارد; فرق آن است كه در آن زمان شبهات اعتقادي در كتب و بحث هاي فلسفي عنوان مي شد و درصدد پاسخگويي آن برمي آمدند , اما امروز شبهات اعتقادي و الحادي نقل قهوه خانه هاست . شبهات بين مردم پخش شده است و چون عام و فراگير است , بايد توان جوابگويي به اينها عموميت پيدا كند. ديگر نمي شود چند نفري را انتخاب كرد و به آنها درس گفت و به اين وسيله به شبهاتي كه همه پاسخ گفت . آن گونه تدريس با اين زمان تناسب ]است [جا پخش شده ندارد. تربيت چند نفر دردي را دوا نمي كند و در پايان اين نظري است كه من دارم و براي خودم براساس آن واجب دانستم كه اين درس ها را ادامه دهم و الاذن هم ادامه اين درس ها را براي خودم واجب شرعي مي دانم , ولي در كنار اين قضيه , اطاعت از شما و جلوگيري از شق عصاي مسليمن را هم واجب مي دانم . اگر شما امر بفرماييد من آنچه را كه وظيفه خودم تشخيص عمل خواهم كرد. ]ام [داده
اين نامه را براي مرحوم آيه الله بروجردي فرستادند. ايشان مجددا پيشكارشان را فرستاده بودند كه شما هرچه تشخيص مي دهيد , عمل كنيد. و در اين بين چند روزي طول كشيد و ايشان درس هايشان را تعطيل كرد. براي ما كه در جريان نبوديم كه چه شده است , مايه تعجب بود كه چرا درس ها تعطيل شده است . بعدا متوجه شديم كه ايشان به احترام و فرمايش آقاي بروجردي درسشان را تعطيل كردند و بعد كه اجازه دادند , مشغول تدريس شدند. اين رفتار مخلصانه و مودبانه ايشان پشتوانه قوي شد تا ديگران به درس هاي ايشان اعتراض نكنند.
آيه الله جوادي آملي در مورد مرحوم علامه طباطبائي مي فرمايد :
او عارف كامل بود. عارفي بود كه خداي متعال مهم ترين آرمان و : « يا غايه آمال العارفين » .]است [آمال او بود. همان كه در دعاي كميل آمده ايشان در رديف همان عارفين بود و در زمره همان عرفا بود كه از ثقلين يعني قرآن و عترت , مايه ها گرفت و پايه هايي ساخت . بنابراين , عرفان صحيح را با استمداد از آيات و مخصوصا روايات اهل بيت (ع ) به خوبي عرضه مي كرد و تشريح مي كرد و به خوبي تدريس مي كرد.
و در مورد روح بلند مرحوم علامه مي فرمايد :
مطالب عميق و بلند فلسفه جز در روحي به عمق دريا و جاني به ارتفاع گنبد مينا نمي گنجد و تا روح , ظرفيت مسائل ژرف و عقلي را نداشته باشد , انسان حكيم نخواهد شد و نشانه روح بلند اين است كه طبق وحي الهي « قل رب زدني علما » افزون طلب است . از اين رهگذر استاد علامه در زندگي نامه خود , آن چند سالي را كه بعد از مراجعت نجف در تبريز ماندند , خسارت روح شمرده اند , با اين كه چندين رساله عميق فلسفي در آن سرزمين تاليف كرد و طبق مرقوم خود استاد , در آن آثار سعي شد كه ميان عقل و نقل تطبيق شده باشد. سر اين كه آن ايام را دوره غرامت محسوب داشتند , اين است كه آنچه جان بلند استاد مي طلبيد ـ چون تفسير قيم الميزان ـ در آن منطقه ميسر نبود و نيز آنچه را كه بلنداي روح لطيف معظم له مي خواست ـ چون حوزه تدريس قم و تربيت اختراني فروزان و تعليم و تهذيب ارواح مستعد و پذيرا ـ در آن مرزوبوم ميسور نبود. « حسنات الابرار سيئات المقربين » . باز در مورد تفسير گرانسنگ و آثار علمي علامه مي گويد :
همان طور كه قرآن مخزن همه علوم است , تفسير استاد علامه نيز مخزن همه آرا و افكار و علومي است كه اين حكيم الهي از آن بهره مند شده و به ديگران رسانده است و لذا عده زيادي از ميوه هاي اين شجره طوبي بهره مي گيرند , منتهي شرطش در قرآن آمده است كه : « و هزي اليك بجدع النخله تساقط عليك رطبا جنيا » بجنبان به سوي خود , درخت خرما را تا براي تو رطبي تازه ريزد; يعني بايد اين شاخه را تكان داد. كتاب هاي علامه طباطبائي را هم بايد ورق زد و با نوشته هاي ايشان انس گرفت و اگر تكاني به شاخه شجره طوباي تفسير و حديث وعلوم عقلي ايشان داده شود , « رطبا جنيا » به دست مي آيد.

شهيد آيت الله مطهري : او بسيار بسيار مرد عظيم و جليل القدري است . مردي كه صد سال ديگر تازه بايد بنشينند و افكار او را تجزيه و تحليل كنند و به ارزش او پي ببرند. علامه طباطبايي چند نظريه در فلسفه دارند , نظرياتي در سطح جهاني كه شايد پنجاه يا شصت سال ديگر ارزش اين ها روشن بشود.
علامه طباطبايي در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضريح مقدس حضرت معصومه عليهاالسلام افطار مي كرد. ابتدا پياده به حرم مطهر مشرف مي شد , ضريح مقدس را مي بوسيد , سپس به خانه مي رفت و غذا مي خورد.
من خود شاهد بودم كه مرحوم علامه در سنين هفتاد سالگي در كوچه هاي قم دنبال منزل اجاره اي بودند.

انديشه دولت مدرن




موسسه چاپ و نشر عروج كتاب « انديشه دولت مدرن ـ به سوي نظريه دولت امام خميني » را در سه هزار نسخه و 341 صفحه به چاپ رسانده است . كتاب مذكور را كه سيدجواد طاهايي نوشته است , شامل چهار بخش مي باشد. برخي از عناوين مطالب كتاب انديشه دولت مدرن چنين است : تاريخ دولت , تاريخ نظري دولت مدرن , گفتمان حاكميت , حاكميت مردمي , جامعه شناسي تاريخي دولت مدرن , از خود مختاري هاي پراكنده تا دولت متمركز , دولت مطلق آيين , نبردهاي مذهبي و تفكيك حوزه هاي عمومي و خصوصي , مناسبات خارجي دولت هاي مطلقه , درباره دولت مدرن و انقلاب , درباره زمينه تاريخي دولت ليبرال , تحليل مفهومي دولت مدرن , نگرش اخلاقي به دولت , تحقق انديشه تاريخي دولت خداوندي در ايران , كاركردهاي نظام سياسي , گونه شناسي دولت ها براساس كار ويژه آن ها و...

الطريق النقيه




بوستان كتاب قم چاپ چهارم از جلد اول و دوم و سوم كتاب « الطريقه النقيه في شرح النهجه المرضيه » را كه بيان ساده و دسته بندي جديد از كتاب « النهجه المرضيه في شرح الافيه » مي باشد , در 2500 نسخه منتشر كرده است . كتاب مذكور پيرامون بحث مي كند.

اعجاز البيان







« اعجاز البيان في تفسير ام القرآن » كتابي است كه انتشارات بوستان كتاب قم در دو هزار نسخه و 391 صفحه منتشر كرده است . كتاب مذكور توسط جلال الدين آشتياني تصحيح و مقدمه نويسي شده است و زبان آن عربي مي باشد.

قانون بين المللي حقوق جوانان




سازمان ملي جوانان جلد دوم كتاب « قانون بين المللي حقوق جوانان » را در سه هزار نسخه و 505 صفحه منتشر كرده است . اين كتاب مذكور شامل هفت فصل مي باشد و توسط ويليام ديويد انجل گردآوري شده است . كتاب مذكور شامل قطعنامه ها , مصوبه ها , اعلاميه ها و ... درباره جوانان مي باشد و برخي عناوين آن چنين است . روند جمعيت شناختي جوانان , سياست كلي در خصوص اقتصاد و اشتغال , طرحهاي كارآموزي و اشتغال براي جوانان و عناوين متعدد ديگر.

زندگي و انديشه هاي ابن ادريس




« زندگي و انديشه هاي ابن ادريس » كتابي است كه علي همت بناري نوشته و بوستان كتاب قم چاپ اول آن را در 2000 نسخه و 376 صفحه منتشر كرده است . كتاب مذكور شامل فصول و گفتارهاي متعدد مي باشد. عناوين برخي مطالب و فصول كتاب زندگي و انديشه هاي ابن ادريس چنين است : خدمات فرهنگي و علمي ابن ادريس , اساتيد و شاگردان ابن ادريس , آثار فقهي ابن ادريس , انديشه هاي اصولي ابن ادريس , مباني فقهي ابن ادريس , مقايسه آثار فقهي شيخ طوسي و ابن ادريس و عناوين متعدد ديگر.

اصطلاح نامه منطق




كتاب « اصطلاح نامه منطق » را انتشارات بوستان كتاب قم در 1500 نسخه و 440 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين ذيل مشاهده مي شود : تاريخچه اصطلاح نامه , برخي تفاوتهاي اصطلاح نامه با واژنامه و لغت نامه , تفاوت اصطلاح نامه با سه عنوان موضوعي , ويژگيهاي اصطلاح نامه منطق و عناوين ديگر.