روزنامه جمهوري اسلامي 18/01/1382 صفحه هنر و ادبيات

* عكسهاي عاشورايي در خانه عكاسان ايران
* گفت و گو با هاشم فياض ـ آخرين بازمانده از نسل تعزيه خوانان تكيه دولت
مردي كه از 81 سال پيش تعزيه مي خواند
عكسهاي عاشورايي در خانه عكاسان ايران




شمسي خسروي
چندي قبل طرح مسابقه اي از سوي انجمن عكاسان فردا به بنيانيان (مديريت حوزه هنري ) ارائه شد و ايشان از اين طرح استقبال كردند. در پي اطلاع رساني گسترده در مطبوعات و رسانه هاي تصويري 2457 عكس به دبيرخانه ارسال شد كه در سه بخش كودك و نوجوان و ويژه مورد داوري قرار گرفت . از اين بين 93 عكس وارد بخش نمايشگاه خانه عكاسان ايران و 20 عكس به عنوان آثار برگزيده معرفي شدند.
فاطمه ابراهيمي (مدير انجمن عكاسان فردا و مسئول روابط عمومي جشنواره ) درباره علت برگزاري اين مسابقه در سه بخش گفت : « به لحاظ اهميتي كه براي گروه سني كودك و نوجوان قائل هستيم , جشنواره هاي هنري سوره را در همين گروه سني برگزار كرديم و طي اين برنامه ها , افراد برتر را انتخاب كرديم . به شكلي كه در حال حاضر , اعضا انجمن عكاسان فردا را همان نفرات برگزيده در جشنواره ها تشكيل مي دهند و ما از بين برگزيده ها , هسته اصلي و مركزي انجمن را به وجود آورديم . »
اين مسابقه كه در سه بخش به انجام رسيد , با هدف تحكيم بخشيدن و تقويت بنيادهاي فرهنگي , افزايش سواد بصري جامعه , تحكيم نگاههاي جستجوگرانه هنرمندان عكاس برگزار شده بود و خانه عكاسان ايران , پس از برگزاري سه دوره نمايشگاه عكس عاشورائيان , امسال اولين دوره مسابقه عكس عاشورائيان را در دو گروه سني نوجوان , بزرگسال و در بخش اصلي و ويژه برگزار نمود. در بخش اصلي , آثار هنرمندان با توجه و عنايت به زيبايي , جلال و شكوه حماسه عظيم كربلا و همچنين جلوه هاي انحرافي و خرافات و بدعتهاي تحميل شده در سنت عزاداري سيدالشهدا ارسال كردند كه در اين بخش دو گروه سني زير 17 سال و بالاي 17 سال داوري آن را برعهده داشتند .
در بخش ويژه , هنرمندان با به تصوير كشيدن يكي از مفاهيم و مصاديق مندرج در كتب معتبر حماسه كربلا همچنين حماسه حسيني شهيد مطهري , قيام حسين عليه السلام و..... بدون در نظر گرفتن گروه سني در مسابقه شركت كردند. در اين بخش از بين 254 قطعه عكس تنها 9 اثر شايسته حضور در مسابقه بودند .
فاطمه ابراهيمي ضمن اشاره به نو بودن اين كار , افزود : « هيات داوران بخش ويژه ما حجت الاسلام پناهيان , محمدمهدي رحيميان و احمد ناطقي بودند كه آثار را به لحاظ كمي و كيفي قابل گزينش و معرفي نديدند. اين كار , براي هنرمندان تازگي داشت و از همين جهت مي توان دليل كيفي نبودن كارها را عدم آشنايي هنرمندان با شكل برگزاري اين بخش اعلام كرد.
در نهايت داوران اين بخش , عكسي را شايسته رتبه اول تا سوم ندانستند و تنها 5 عكس از 4 عكاس را مورد تقدير قرار دادند كه در نمايشگاه خانه عكاسان به روي ديوار رفته است . »
در مجموع از بين 708 عكاس , 76 نفر از آنها به بخش نهايي راه يافتند و در بخش اصلي , همايون امير يگانه و يدالله عبدي با آثار بدون عنوان حائز جوائز نفر اول شدند و هر يك تنديس مسابقه , ديپلم افتخار و 5 سكه بهار آزادي دريافت كردند . به جواد پورصمد و مجيد فتحي نيز براي دو اثر بدون عنوان در رتبه دوم ديپلم افتخار و 4,5 سكه بهار آزادي اهدا شد .
نفرات سوم , جلال موسوي براي اثر بدون عنوان و نويد عزيزي براي ضيافت عزا , ديپلم افتخار و 4 سكه بهار آزادي را از آن خود كردند.
پيمان هوشمندزاده نيز با اثر بدون عنوان مورد تقدير قرار گرفت .
در بخش كودكان و نوجوانان تنديس مسابقه , ديپلم افتخار و 2,5 سكه بهار آزادي به سيده زهرا هاشمي و مريم نادي براي عكسهاي بدون عنوان و ديپلم افتخار و 1,5 سكه بهار آزادي به طيبه محرابي براي موسيقي عزا و سيد مجتبي هاشمي براي دو عكس بدون عنوان و به نفرات سوم « سميه احمدي شريفي براي دو عكس كبوتران حرم از تشنگي پژمرده بودند » و « زان تشنگان هنوز به عيوق مي روند , فرياد العطش ز بيابان كربلا » و نيز به سارا كيانفر براي عكس بدون عنوان ديپلم افتخار و 1 سكه بهار آزادي هديه شد.
در بخش ويژه اين مسابقه لوح تقدير و هزينه سفر به مشهد الرضا(ع ) به محمد اسلامي براي « پرواز دوباره زندگي » , ابوذر حيدري براي « دو صفحه تاريخچه كربلا , سعيد رضانيا براي دو عكس « حسين يك مكتب است كه بعد از مرگش زنده تر مي شود » و ان جميع ما طلعت عليه الشمس في مشارق الارض و فاطمه كارگري براي « راهي بود كه خودش انتخاب كرد (شهادت ) » , اهدا شد.
احمد ناطقي مدير خانه عكاسان ايران و دبير مسابقه عكس عاشورائيان دليل برپايي اين نمايشگاه و مسابقه را از ديدگاه روانشناسي و جامعه شناسي بررسي كرده و در بخشي از سخنانش گفت : اگر به موضوع از نگاه جامعه شناسانه و روانشناسانه نگاه كنيم , اگر سري بزنيم به دنيا و ابرقدرتها و ببينيم كه آنها چگونه و براي چه سرمايه گذاري مي كنند , به پاسخ خوبي خواهيم رسيد. آنها براي تخريب افكار جوانان سرمايه گذاري مي كنند و ما براي تقويت اين افكار سرمايه گذاري كافي نمي كنيم . ممكن است هزينه اي مصرف كرده باشيم ولي اين هزينه ارزش و بازدهي معنوي خود را دارد. »
در روز يكشنبه 18 اسفند نيز همايش نقد و بررسي عكسهاي مسابقه در محل انجمن عكاسان فردا با حضور اعضا اين انجمن و دبيران مسابقه و همچنين فاطمه ابراهيمي (مسئول روابط عمومي مسابقه ) برگزار شد كه ناطقي در بخشي از سخنانش گفت : « داوري در علوم انساني و خصوصا هنر. خيلي قطعيت ندارد. جداي از اصول و قواعد آن , بخشهايي سليقه اي هستند و بخشهايي مباحث نظري اند كه خيلي خط كش اندازه گيري ندارند. به جهت نزديكي با گروه سني كودك و نوجوان , ما از داوران نوجوان و جوان انتخاب كرديم . در هر حال آنچه اهميت دارد , خود داوراني هستند كه انتخاب مي شوند. آنها در فضايي قرار مي گيرند و ارتباطي برقرار مي كنند كه تجربه اي بسيار مفيد برايشان دارد. خصوصا اگر فراخواني باشد و بتوانيم به صورت مشترك و قدرتمند , جماعت برگزاركننده مسابقه عاشورا را دور يك ميز ببينيم . اينگونه مراسم , بهانه خوشايند و عاملي براي تداوم كار هنرمندان است . »
مجموع 93 عكس عاشورايي برگزيده در گالري هاي خانه عكاسان ايران تا روز 4 ارديبهشت ماه 82 در معرض ديد عموم قرار دارد.

گفت و گو با هاشم فياض ـ آخرين بازمانده از نسل تعزيه خوانان تكيه دولت
مردي كه از 81 سال پيش تعزيه مي خواند




تعزيه و تعزيه خواني , همواره جزو هنرها و سنت هايي است كه در ماه هاي محرم و صفر به آن پرداخته مي شود. به گفته برخي از استادان تاريخ , اجراي اين گونه مجالس و محافل به دوره ديلميان برمي گردد و متاسفانه امروزه كمتر به درستي از آن ياد مي شود. شايد اگر بخواهيم از وارثان با ارزش قديمي اين هنر در عصر حاضر سراغي بگيريم , امروز تنها نام استاد « هاشم (محمدعلي )فياض » بر سر زبان هاست و به واقع او تنها كسي است كه به گفته « داود فتحعلي بيگي ـ رييس اداره تئاتر ـ با يكي دو واسطه , به تجربه تعزيه خواني در تكيه دولت مرتبط مي شود كه خود , تاريخ زنده اي از تعزيه در سه ربع قرن اخير است .
فعاليت هشتاد و يك ساله استاد فياض , او را جزو نادرترين تعزيه خوانان و تعزيه دان هايي كرده كه مي توان عنوان معين البكايي به او داد , چون او تنها كسي است كه نسبت به مجالس تعزيه خواني , گوشه هاي آوازي و وسائل تعزيه , شناخت كامل دارد. از طرفي , مجموعه ي قابل توجهي از نسخ تعزيه در دست او است كه به گفته محققان اين هنر , جزو نسخه هاي معتبر در اين زمينه است .
همزمان با آغاز ايام سوگواري سالار شهيدان , خبرنگاران تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) , به ديدار استاد فياض رفتند و از نزديك پاي سخنان وخاطره هاي او نشستند.
براي شروع گفت و گو , فياض را به سال هاي دور برديم كه تعزيه خواني را شروع كرده بود.
وي با اشاره به تولدش در سال 1295 گفت : ما نذرمان تعزيه بود , چون قبل از من خدا يك دختر به پدر و مادرم داده بود وما 9 سال با هم فرق داشتيم . همين باعث شد تا با تولد من , پدرم كه آن موقع سرهنگ و اولين پليس شهرباني بود , نذر كند و مرا در ماه هاي محرم به تعزيه بياورد.
خانه ي ما در « جليل آباد » كه آن زمان , يكي از قسمت هاي مهم تهران بود , قرار داشت . من هم در تكيه « قرخونه » در همان محله سنگلج به دنيا آمدم . ماه محرم كه مي شد با بچه ها لباس مي پوشيديم و به تكيه دولت مي رفتيم . كم كم بزرگ هم كه شديم عشق امام حسين (ع ) ما را ول نكرد و تا امروز 81 سال است كه براي امام حسين (ع ) تعزيه خواني مي كنم .
فياض با اشاره به تعزيه خواني در آن زمان و علاقه مردم به اين هنر , گفت آن زمان راديو و تلويزيون نبود و مردم به همين تعزيه و روحوضي و خيمه شب بازي دلخوش بودند . آن زمان تعزيه قرب و منزلت داشت و با خون مردم آغشته بود , چون همه آن را مي خواستند. در آن زمان در تهران يك ميليون جمعيت و صدها تكيه وجود داشت و هر محلي هم تكيه مخصوص خودش را داشت , اما امروز يك تكيه هم براي تعزيه نداريم .
آن موقع براي تعزيه خواني نذر مي كردند وگاو گوسفند مي كشتند , اما امروز حرف از « اپراتور » و « تاارت » (تئاتر) مي زنند , در حالي كه تعزيه كجا و تاارت (تئاتر)كجا همه چيز تعزيه با ارزش بود , سپرهاي قديمي همگي زركوب بودند و لباس ها تمام دست دوز كه هر كدام امروز چند ميليون ارزش دارند. ولي حالا تعزيه خوان ها يك تكه كرباس مي پوشند و تعزيه اجرا مي كنند. آن زمان تمام زرگرها , زره و نيزه و از اين دست لوازم درست مي كردند , اما الان از صبح تا شب يك زره درست مي كنند , چون كسي به آن بها نمي دهد.
يك تعزيه خوان اول بايد تعزيه دان باشد و بعد كار كند. تمام آن هايي هم كه امروز تعزيه را خوب مي خوانند , زير دست ما بوده اند. اما چون كاري ندارند , به ناچار خود را فروخته اند. قديم از چند روز قبل از محرم و صفر مي آمدند و براي چندين جا پول پيش مي دادند , اما حالا تعزيه خوان ها براي ده روز خواندن سيصد ـ چهار صد (هزار) تومان مي گيرند , و كارهايي انجام مي دهند كه اصلا تعزيه نيست . اما از نظر من كار آن ها غلط است , چون تعزيه سفره اي دارد كه خاص خودش است و موسيقي , خطاطي , مجسمه سازي و... همگي در آن جايگاه ويژه اي دارند.


مثلا اگر موسيقي تعزيه نبود , شايد موسيقي ايراني كاملا از بين رفته بود , اما الان تعزيه خوان ها هيچ كدام موسيقي ندارند و اصلا معلوم نيست چه مي خوانند آن زمان مردم مي دانستند كه « علي اكبر » بايد چهارگاه و « حر » بايد نوا بخواند , يعني تمام آن آوازها روي ذهن آن ها ضبط شده بود , اما حالا هر كسي هر چي بلد است مي خواند , در حالي كه آن زمان هر كسي نسخه ي مربوط به خودش را مي خواند و اجرا مي كرد , مثلا يك نفر بود كه ما به او « ابرام سيا » مي گفتيم و در تعزيه هاي ما هميشه « غلام ترك » بود كل محرم و صفر همين نسخه را اجرا مي كرد . يا مثلا « حاجي باريك الله » هميشه « حر » مي خواند. اما امروز يك نفر همه چيز مي خواند.
« فياض » با خواندن شعر « ز عشق تا به صبوري هزار فرسنگ است » اين طور ادامه داد : وقتي مرا براي داوري جشنواره هاي تعزيه خواني مي برند , به همه آنها صفر مي دهم , چون آن ها كار تعزيه را خراب كرده اند. بايد بروند و اصل آن را ياد بگيرند. يعني بايد اصل هر چيز را از مهندس آن پرسيد. بعضي ها كه مي آيند و از من سئوال مي كنند , تازه مي فهمند كه تمام آن چه نوشته اند و تا امروز اجرا كرده اند , اشتباه بوده , ولي از طرفي اين ها تقصيري هم ندارند , چون من از تكيه دولت همه چيز را ياد گرفتم و اين ها از خودشان . از نسل من هم , همه مرده اند و فقط من يكي مانده ام .
فياض با اشاره به نسخه هاي متعددي كه از انواع مجالس تعزيه خواني دارد , گفت : در حدود 1200 مجلس تعزيه داريم , كه من توانستم فقط 300 مجلس را جمع آوري كنم و وقتي آنها را در جشنواره ها مي خوانم , همه تعجب مي كنند. ولي امروز تعزيه خوان ها با اين نسخه ها نمي توانند كار كنند , چون از دست آن ها برنمي آيد . آن ها فقط 10 تا تعزيه مثل حضرت عباس , علي اصغر , مسلم و حر(عليهم السلام ) را بلد هستند كه مخصوص ماه محرم است , اما از تعزيه هاي تاريخي چيزي نمي دانند. سال پيش « حر » را مي خواندند و امسال هم آن را تكرار مي كنند. خودم چندين دست , كله , ديو و جن ولباس هاي آن ها را دارم و همه آن ها را به ديوار آويزان كرده ام كه سالي به دوازده ماه خاك مي خورند. قديم وقتي كه تعزيه « بلقيس سليمان » را مي خواندم , تمام آن ها استفاده مي شد , اما الان ديگر نه تعزيه خوان ها مي توانند اين تعزيه ها را اجرا كنند و نه بانيان تعزيه مي دانند كه اين تعزيه ها وجود دارد.
فياض همچنين با تاسف از وارد شدن تئاتر به تعزيه , گفت : امروزه تعزيه خوان ها , كلاه خود را به هوا مي اندازند و فكر مي كنند اين تعزيه است , در حالي كه تاآرت (تئاتر) را با تعزيه مخلوط كرده اند و درست مثل آش رشته اي شده كه به جاي كشك و سركه , رب انار در آن ريخته اند. حتي امروز اكثر تاآرتي ها (تئاتري ها) تعزيه خوان شده اند. ولي من در اين هشتاد سال هنوز سياه نشده ام و البته در مصاحبه اي كه با آن ها داشتم , گفتم كه كار شما در برابر هنر تعزيه صفر است . چون شما براي يك تاآرت (تئاتر) يك ماه تمرين مي كنيد و يك ماه هم آن را اجرا مي كنيد در حالي كه تعزيه خوان امشب يك تعزيه مي خواند و فردا تعزيه ديگري و در نهايت در كل ماه , سي تعزيه متفاوت اجرا مي كند. چون تعزيه هنري است كه تمرين و اجرا را با هم دارد. مثلا آن زمان معين البكا چون همه چيز را مي دانست , وسط مي ايستاد و به تعزيه خوان ها مي گفت كه چه كاري انجام دهند , اما امروز اين كار شدني نيست , مثلا وقتي من وسط مي ايستم , مردم همه فرياد مي زنند كه « آقا برو كنار دوربين فيلمبرداري مي كند » يا مثلا ميكروفن درست كرده اند و كسي كه مي خواهد جنگ كند , بايد اين ميكروفون را با آن سيم بلندش با خودش ببرد , آن وقت اين سيم به دور پاي او مي پيچد و يكي بايد آن را باز كند. در حالي كه آن زمان نه ميكروفون بود و نه دوربين فيلمبرداري . آن زمان با وجود جمعيت زياد , ما با همان صداي خودمان مي خوانديم .
به همين خاطر تعزيه خواني كار سخت و پرهزينه اي است . در واقع تعزيه مثل گنجي زيرخاك است كه بايد درش آورد و از آن استفاده كرد , چون همه چيز از موسيقي , خنده , گريه , سوگواري و شادي در آن وجود دارد.
در ادامه وي با اشاره به عظمت تكيه دولت در آن زمان ادامه داد : آن زمان همه چيز تكيه دولت بود. جمعيت از صبح مي آمد و يك كوزه آب و يك سفره نان كنارش مي گذاشت و تا عصر مي نشست كه تعزيه شروع شود. آن وقت برق هم نبود و همين مردم صدها هزار شمع روشن مي كردند و تكيه روشن مي شد. اين برنامه ادامه داشت تا زمان رضاخان كه همه چيز را جمع كردند و مرا هم آن زمان « عربشاهي » و « تيمسار مختاري » هفت روز حبس كردند تا دوباره زمان محمدرضا همه چيز تا مدتي آزاد شد. البته در دوره ي پسر هم بعد از مدتي كار ما را تعطيل كردند كه من در پي آن , مغازه ي الكتريكي باز كردم .
وقتي از فياضي خواستيم تا از « معين البكا » حرف بزند , اشك در چشمهايش حلقه زد و گفت : آب وضوي او را مي بردند و مريض را شفا مي دادند. يك روز كه قرار بود مجلس « جرجيس سليمون » را بخواند , چون مجسمه علي اصغر(ع ) را جا گذاشته بود , بچه كوچكي را از زني مي گيرد و در لباس او پوشال مي كند , شمرخوان هم آن زمان « شيخ حسن شمر » بود , موقعي كه ابن سعد دستور داد تا علي اصغر(ع ) را از پشت خيمه ها پيدا كنند , شمرخوان شروع به فرو كردن نوك نيزه به زمين مي كند , آن زمان هم نيزه ها خيلي تيز بود. اما شمر خوان نمي دانست كه علي اصغر(ع ) آن روز مجسمه نيست , پس نيزه را فرو مي كند و بچه شروع به گريه مي كند , مادر بچه هم شيون راه مي اندازد , اما معين البكا مي گويد كه تعزيه امام حسين (ع ) را به هم نزنيد. وقتي هم بچه را برداشتند ديدند كه طوري نشده است .
چند وقت پيش پلاكاردي درست كردند و گفتند : « استاد هاشم فياض , معين البكاي تهران » همان موقع گفتم جلوي اين كار را بگيريد , چون معين البكا كجا و ما كجا
فياض , با اعتقاد بر اين كه « همه چيز امام حسين (ع ) اعجاز است » گفت : من به عشق حسين (ع ) تا آخر عمر همين طور ادامه مي دهم , ولي واقعا حيف است كه به اين هنر بها نمي دهند و اگر قدر آن را بدانند , همه مردم به آن افتخار مي كنند. هر چند كه امروز كمتر كسي مي داند كه تعزيه به واقع چيست من هم هر كاري كه بتوانم براي اين جوانان مي كنم و هر چه كه بلد باشم به آن ها مي آموزم .
هاشم فياض در اين گفت و گو هر گاه نام مبارك حسين (ع ) را بر زبان مي راند , مي گريست و سپس با پاك كردن اشك ها , به گفته هايش ادامه مي داد.
خبرگزاري دانشجويان ايران