روزنامه جمهوري اسلامي 18/01/1382 صفحه مقالات

ارزيابي جايگاه گروههاي سياسي در بين مردم
وزن كشي حقيقي

* تجاوز نظامي آمريكا به عراق ; برخورد دوگانه , سانسور خبري و رسوائي هاي بزرگ
ارزيابي جايگاه گروههاي سياسي در بين مردم
وزن كشي حقيقي


انتخابات دومين دوره شوراهاي شهر و روستا در شرايط و فضايي برگزار شد كه يك فرصت واقعي براي وزن كشي و نشان دادن جايگاه حقيقي بسياري از گروه ها و جريان ها و تفكرات سياسي و اجتماعي در جامعه امروز ما ايجاد كرد. در انتخابات ها و فرصت هاي قبلي , فضا به گونه اي بود كه گروه ها و جريانات سياسي بر موج دغدغه ها , مطالبات و احساسات مردم سوار شده و آنها را مصادره كرده و ميراث خواري مي نمودند. اين انتخابات به گونه اي برگزار شد كه همه مدعيان سياسي با تمام قوا و در فضايي كاملا آماده به ميدان آمدند. شايد بتوان گفت از ميان تمام جريانات موجود سياسي فعال در كشور , جريان موسوم به راست به دليل عدم مشاركت فعال و حتي شايد بشود گفت نوعي كناره گيري , در واقع , تمام وزن خود را به نمايش نگذاشت . ولي بقيه گروه ها اعم از مشاركت , جبهه دوم خرداد , نهضت آزادي , ملي و مذهبي ها , كارگزاران , همبستگي , اپوزيسيون هاي داخلي و فرصت طلبان و اپورتونيست هاي فصلي , همه و همه , هر آنچه در چنته داشتند تا مردم را به سوي خود جلب كنند , وارد ميدان كردند و وزن خود را در ميان گروه هاي مختلف مردم ديدند. ارزيابي وزن و جايگاه گروه هاي سياسي با توجه به نتايج انتخابات مي تواند در اين برهه قابل تامل باشد.
ضمن آنكه قبل از آن خالي از لطف نيست كه بدانيم در تمام دنيا انتخابات هاي محلي به خاطر انگيزه هاي متفاوتي كه مردم براي شركت يا عدم شركت در آن دارند , نصف انتخابات هاي ملي , مانند رياست جمهوري است و ميانگين انتخابات محلي در دنيا چيزي حدود 30 درصد است .
1 ـ حزب مشاركت در اين انتخابات شكست فاحش وسختي را در تاريخ انتخاباتي ايران متحمل شد. كمتر حزب و جمعيتي طي يك دوره انتخاباتي چنين فراز و فرودي در كشور داشته است . اين حزب و تشكل هاي اقماري آن خيلي زود اعتماد مردم را از دست دادند.
هنوز سه سال از راي دبير كل اين حزب در تهران كه يك ميليون و 800 هزار راي آورد نمي گذرد , در حالي كه كانديداي اول حزب مشاركت در تهران در اين دوره كه با سر و صدا و حمايت هاي زياد و بده بستان با گروه هاي مختلف سياسي مي خواستند او را نماينده اول و رئيس شوراي شهر تهران كنند , توانست حدود 13 درصد آراي افرادي را كه در انتخاب شركت كرده بودند , يعني حدود ده ها هزار راي كسب كند. اگر وزن و جايگاه يك گروه سياسي در انتخابات را به راي افراد انحصاري اين گروه محاسبه كنيم , آراي حزب مشاركت در شهري مثل تهران حول و حوش 15 هزار نفر , يعني كمتر از نيم درصد كساني كه حق راي داشتند , دور مي زند. حزب مشاركت در كنار از دست دادن اعتماد مردم در اين انتخابات , بسياري از شعارهاي خود و آقاي خاتمي را رنگ باخته و تاريخ مصرف آن را گذشته يافت .
2 ـ جناح راست و تشكل هايي از قبيل موتلفه و گروه هاي همسو , همانطور كه اشاره شد به دلايل مختلفي از جمله عدم اعتماد به هيات هاي اجرايي و هيات نظارت , به طور مستقيم وزن و جايگاه خود را در اين انتخابات به معرض ترازو نگذاشت وبه قول جلايي پور , كركره مغازه اش پايين بود. واگر تحليل برخي تحليل گران دوم خردادي كه « جناح راست مردم را به شركت نكردن در انتخابات دعوت مي كرد و موجب سردي انتخابات شد » را بپذيريم , جناح راست مي تواند ادعا كند آراي بسياري در ميان كساني كه در انتخابات شركت نكرده اند داراست !
3 ـ توفيق اصول گرايان و نيروهاي ارزشي در انتخابات دومين دوره شوراي اسلامي استان نشان از رويكرد مردم ايران به سوي اصول گرايان و كساني بود كه بدون شعارهاي فريبنده و در پي آرمان هاي امام و نظام جمهوري اسلامي كمر خدمت به مردم بسته اند. نتايج انتخابات تهران , قم , مشهد , تبريز , اصفهان و... گوياي اين رويكرد مردم است . اين عده توانستند با فاصله زيادي نسبت به جريان هاي ديگر برنده اصلي اين انتخابات باشند.
4 ـ حزب كارگزاران مي شود گفت در اين انتخابات سرمايه اصلي خود براي شهر تهران را نيز به ميدان آورد و با حمايت كرباسچي از ليست كارگزاران , دو هدف عمده را دنبال كرد; يكي اينكه حضور تيم كرباسچي باعث شود عده بيشتري وارد صحنه انتخابات شود وديگر اينكه با انتخاب اين تيم , كارگزاران شكست هاي قبلي خود را به نحوي جبران نمايد. ولي آرايي كه اين حزب در انتخابات اين دوره بدست آورد , نشان داد كه اين حزب براي كسب اعتماد مردم راه درازي در پيش دارد. هر چند حزب كارگزاران در مجموع آراي حزبي از حزب مشاركت راي بهتري كسب نمود , ولي به واسطه انتحار سياسي كرباسچي و سوخت دادن وي , خسارت زيادي ديد و نتايج انتخابات نشان داد شعار « تهران را دوباره بسازيم » نتوانست جايگاهي بيشتر از يك درصد در ميان مردم تهران پيدا كند.
5 ـ بازنده اصلي انتخابات اين دوره شوراهاي اسلامي , نهضت آزادي و جريان به اصطلاح ملي ـ مذهبي ها بودند. اينها كه تا چند روز قبل ادعاي راي ميليوني در تهران داشته و حتي به حزب مشاركت فخر مي فروختند كه راي آنها نيز متعلق به اين گروه هاست و مدتي بود كه مدعي بودند اگر حاكميت اجازه دهد كه آنها كانديدا شده و حضور پيدا كنند , چنين و چنان خواهد شد و حتي دبيركل اين جمعيت دو روز قبل از انتخابات در مصاحبه با راديو كلن آلمان خبر از استقبال عظيم مردم از حضور نهضت آزادي و كانديداهاي اين نهضت داده بود , سيلي محكمي در اين انتخابات از مردم دريافت كرد به طوري كه اين گروه اين روزها به مضحكه داخلي گروه هاي ضد انقلاب تبديل شده است . مهم ترين چهره نهضت آزادي , يعني غلام عباس توسلي توانست تنها 26 هزار راي كسب كند , اين در حالي است كه در بين كانديداهاي اين گروه و ملي ـ مذهبي ها افرادي كه كمتر از هزار راي هم كسب كرده بودند وجود داشتند; يعني رقمي كه نمي شود براي آن جايگاه يا وزني متصور شد.
6 ـ فرصت طلبان و اپورتونيست ها كه با فيگور اپوزيسيون آمده بودند كه در اين انتخابات براي خود و خارج نشينان تنوري گرم كنند و با شعار « پژواك فريادهاي اكثريت خاموش » در صدد بودند كه به اصطلاح خودشان جريان سومي راه بياندازند , در اولين گردنه و آزمون تا خرخره توي گل گير كردند و نتايج انتخابات صداي آنها را بدجوري به خاموشي كشاند.
7 ـ آراي حزب همبستگي نيز نشان داد كه دوره غوغاسالاري , فرافكني و گل آلود كردن آب براي گرفتن ماهي مقصود گذشته است . دبيركل اين حزب تنها توانست 45 هزار راي يعني چيزي حدود يك درصد واجدين شرايط در تهران و سردبير روزنامه همبستگي تنها 4 هزار راي كسب كنند .
8 ـ حزب اسلامي كار و خانه كارگر نيز در اين انتخابات نشان دادند از جايگاه و محبوبيت قبلي خود در بين كارگران فاصله زيادي گرفته است . كساني كه با شعار « تهران ارزان » به ميدان آمدند , نتوانستند از اين ارزان فروشي حتي در بين مجموعه صنفي خود كمترين طرفي ببندند.
آقاي جلايي پور از چهره هاي سياسي مطبوعاتي حزب مشاركت در مقاله اي كه در سايت اينترنتي اين حزب تحت عنوان « فرصتي مغتنم براي وزن كشي » چند روز قبل از انتخابات منتشر كرد , نوشت : روز 9 اسفند دوباره يك روز به ياد ماندني خواهد شد. در اين روز دوباره جنبش اصلاحي ايران حضور مجدد خود را اعلام مي كند و دوباره نتايج غير منتظره را بر پيشاني سياست ايران خواهد زد. اين پيش بيني آقاي جلايي پور كه 9 اسفند روز به ياد ماندني خواهد شد تحقق پيدا كرد , ولي به نظر مي رسد از اين پس بايد جنبش اصلاحي به قرائت آقاي جلايي پور را فقط در تاريخ جستجو كرد. مرتضي داستاني

تجاوز نظامي آمريكا به عراق ; برخورد دوگانه , سانسور خبري و رسوائي هاي بزرگ




جنگ خانمانسوزي كه آمريكا عليه عراق به راه انداخته است , اگر چه به عنوان جنگي عليه صدام توجيه شده , ولي در ميدان عمل , به يك جنگ تمام عيار عليه مردم مظلوم عراق تبديل گرديده است .


با وجود آنكه رسانه هاي خبري آمريكا و انگليس با بمباران تبليغاتي خود سعي داشتند افكار عمومي جهان را بنفع اهداف جنگ طلبانه خود بسيج كنند لكن تا اين لحظه در اين زمينه توفيقي كسب نكرده اند. پيش از شروع جنگ , از دقت در هدف گيري موشكهاي هدايت شونده , بمبهاي ليزري و موشكهاي هوشمند سخن به ميان مي آمد كه مي توان به كمك آنها فقط به نيروهاي نظامي طرفدار صدام لطمه زد , لكن در صحنه هاي مختلف اين جنگ نابرابر شاهد جنايات وحشيانه اي هستيم كه به موجب آن , همه سرزمين عراق , « هدف » تلقي مي شود و قتل عام مردم بي دفاع هم امري بديهي و پذيرفتني به حساب مي آيد. يك طرف , به تمامي جنگ افزارهاي فوق مدرن مجهز است و طرف ديگر مردم بيدفاعي هستند كه حتي حق انتخاب در چگونه مردن هم براي آنها به رسميت شناخته نمي شود.


مقامات واشنگتن , ديگر حتي آن ملاحظات سياسي ـ تبليغاتي روزهاي اول را هم كنار گذاشته اند و صراحتا از حملات وحشيانه به بيمارستانها و حتي از كشتار زنان و كودكان هم دفاع مي كنند و با متهم كردن رژيم بغداد به سو استفاده از هر چيز , به توجيه جنايات جنگي خود مي پردازند. فراموش نكنيم كه اين جنگ به بهانه نجات مردم عراق و روي كار آمدن يك رژيم دمكراتيك در عراق توجيه شده است ولي آنچه سهم مردم عراق شده , بمبهاي ده تني , بمب هاي خوشه اي , موشكهاي هدايت شونده , بمب هاي ليزري , بمب هاي هوشمند و طيف وسيعي از سلاحهاي جديدي است كه آمريكا براي نخستين بار در يك فرصت طلائي درصدد آزمايش آنها برآمده است . آمريكا و انگليس در تبليغات اوليه براي فراهم كردن زمينه هاي ذهني بمنظور توجيه جنگ در جهان تلاش كردند اين اقدام خود را به بهانه عدم همكاري رژيم بغداد در زمينه انهدام سلاحهاي كشتار جمعي عراق توجيه كنند. آنها در اين زمينه از اعتبار جهاني سازمان ملل تا سرحد امكان سو استفاده سياسي ـ تبليغاتي كردند. تقريبا بدون استثنا , همه كشورهاي جهان خواستار انهدام سلاحهاي كشتارجمعي عراق شدند لكن دنيا بسيار زود , دريافت كه هدف اصلي واشنگتن و لندن , چيز ديگري است كه حتي در اظهارات برخي مقامات رسمي واشنگتن هم انعكاس پيدا مي كند و رسانه هاي تبليغاتي اين دو كشور بعنوان بخش تبليغاتي ماشين جنگي متجاوزين در مقياس وسيعي به تشريح و تبيين آن پرداخته اند.
موضوع , به طرح جديد آمريكا موضوع به طرح جديد آمريكا براي منطقه برمي گردد و انگليس بعنوان وارث امپراطوري شكست خورده بريتانياي كبير درصدد انتقام گرفتن از مستعمرات سابق است . بدين ترتيب , اگر چه انگليس امروزه در صحنه سياست جهاني , رقمي نيست و جزو كشورهاي دست چندم اروپائي محسوب مي شود لكن با اين اقدام جنايتكارانه بمنظور همراهي با آمريكا در تهاجم عليه عراق سعي دارد « ژست ابرقدرتي » به خود بگيرد و روياهاي بر باد رفته امپراطوري انگليس را دستكم در ذهن ژنرالهاي ناكام انگليسي زنده كند.
با اينهمه , اقدام واشنگتن و لندن براي تهاجم به عراق تحت پوشش انهدام سلاحهاي كشتار جمعي , ذهن ملت ها را قويا به خود مشغول ساخته است . در اين ميان هرگونه برخورد دوگانه با كشورهاي داراي سلاحهاي شيميائي , ميكروبي و اتمي , قابل درك و پذيرش نيست . اگر عراق بخاطر در اختيار داشتن اين سلاحها مورد تعرض و تهاجم قرار گرفت , چه دليلي دارد كه اسرائيل با در اختيار داشتن زرادخانه هاي عظيمي از سلاحهاي شيميائي , ميكروبي و اتمي در معرض حملات مشابهي قرار نگيرد چگونه مي توان پذيرفت كه اسرائيل براي در اختيار داشتن سلاحهاي كشتار جمعي در منطقه مجاز باشد و مرتبا بر دامنه امكانات و تجهيزات خود در اين زمينه بيفزايد.نكته مهمتر در اين جنگ خانمانسوز آنست كه براي نخستين بار در طول چندين دهه , رسانه هاي آمريكائي و انگليسي نتوانسته اند سلطه خبري مورد نظر خود را ايجاد كنند و توسط رسانه هاي خبري ساير كشورها به حاشيه , رانده شده اند. رسانه هاي آمريكائي و انگليسي حتي نزد افكار عمومي آمريكا و انگليس هم به تلاش براي تحريف حقايق , سرپوش گذاشتن بر و اقعيت ها و سانسور خبري متهم شده اند و مخاطبين آنها به درستي دريافته اند كه اين رسانه ها مجري سياستهاي ديكته شده مراكز كنترل و سانسور خبري هستند و در واقع جزئي از پيكره مجموعه ماشين جنگي مهاجمين را تشكيل مي دهند.
نكته ظريف ديگر در اين ميان آنست كه حتي در آمريكا و انگليس هم در زمينه جنگ كنوني , اجماع وجود ندارد و كم نيستند كساني كه اين جنگ نابرابر را يك جنگ كثيف و يك اقدام ضدانساني تلقي مي كنند كه بمنظور تامين اهداف گروه خاصي در صحنه قدرت در آمريكا به راه افتاده و حتي به زيان منافع مردم آمريكا نيز هست .
دولت آمريكا در اين جنگ نابرابر و با توسل به جنايات جنگي , نفرت عمومي در جهان را متوجه خود كرده و از اين بابت دقيقا به زيان مردم امريكا عمل نموده است . به جرئت مي توان گفت كه در طول تاريخ , آمريكا هيچگاه تا اين اندازه خشم و نفرت عمومي در جهان متوجه امريكا نبوده است . جهان در هفته هاي اخير شاهد تظاهرات ضد امريكايي در شهرها و كشورهائي بوده و هست كه در تقسيم بنديهاي سياسي , جزو متحدين آمريكا محسوب مي شده اند لكن هرگز تا اين اندازه از اقدامات و حشيانه و حملات كشور ارتش امريكا در بمباران مناطق مسكوني عراق , برآشفته نشده بودند . علاوه بر اين در طول هفته هاي اخير شاهد موضع گيري صريح و رسمي مقامات ارشد بسياري از كشورها عليه آمريكا بوده و هستيم . البته مقامات واشنگتن تاكنون در قبال اين موضع گيريها بي اعتنا بوده اند و حتي گاهي با استفاده از واژه هاي توهين آميزي , تلاش كرده اند از مخاطبان خود انتقام بگيرند اما در صحنه مناسبات جهاني قدرت , آمريكا هنوز هم به ديگران احتياج دارد و اينگونه نيست كه اقدامات و عملكردش بدون پاسخ بماند. بويژه آنكه در تجربه افغانستان و عراق , در صحنه عمل ثابت شد كه حتي در عراق و افغانستان هم دمكراسي ادعائي چكمه پوشان امريكائي خريداري ندارد و در اولين فرصت ممكن با تلاش براي ضربه زدن به چكمه پوشان آمريكائي با پاسخ مناسبي مواجه خواهد شد.