
گرچه در هر جنگ و درگيري مسلحانه به كارگيري سلاح و
ادوات جنگي بديهي و غيرقابل انكار است
ولي تنوع سلاح هاي
به كار گرفته شده در جنگ آمريكا و هم پيمان اصلي آن انگليس
عليه عراق
امري قابل توجه مي باشد.
انواع هواپيماها
موشك ها
بمب ها و سلاح هاي كشتار
جمعي و تخريب مراكز مورد هدف و استفاده از تمام روش هاي
جنگي و حمله از هوا و زمين (بر و بحر) بخش ديگري از اهداف
جنگ را مي نماياند
به گونه اي كه مي توان آزمايش سلاح هاي
توليدي جديد را در عرصه اين جنگ قلدرمابانه بعدي از ابعاد
اصلي جنگ چندمنظوره آمريكا و همراهان آن
دانست .
آمريكا به عنوان قدرتي متكي بر توان و امكانات نظامي
گسترده و بزرگترين فروشنده سلاح هاي جنگي به كشورهاي ديگر
كه اتفاقا بخش قابل توجهي از مشتريان آن را كشورهاي منطقه
تشكيل مي دهند بعد از فروپاشي شوروي سابق و بلوك شرق
عملا معارضي را در مقابل خود نديد و با احساس برتري خود در
عرصه جهاني فضاي گشوده تري را براي توليد سلاح هاي
مختلف فراهم ديد.
بدون شك صنعت توليدات نظامي آمريكا كه بخش
ذي نفوذي در تعيين سياست هاي اين كشور مي باشد از دو جهت
كلي بايد مورد توجه قرار گيرد.
اول ـ بازار فروش توليدات و دوم ـ آزمايش و نشان دادن
كاركرد و تاثيرات سلاح هاي توليدي و تبيين برتري هاي هر سلاح
نسبت به سلاح پيشين .
اين دو زمينه در پيشرفت و توسعه هر صنعتي لحاظ مي شود.
به زعم نگارنده
بررسي تاريخ جنگ افروزي ها و برتري طلبي هاي
نظامي بالاخص در قرون اخير بدون توجه به تاثيرگذاري
توليدات برتر نظامي و احساس موفقيت ناشي از اين برتريهاي
كامل نيست .
روند سخنان مقامات نظامي آمريكا و شيفتگي ناشي از
احساس برتري هاي جنگ افزاري به خوبي نمايانگر تاثيرات اين
بعد در تبيين استراتژي جنگي آمريكاست .
چنانچه به اثرات جنگ قبلي منطقه (مقابله آمريكا و غرب با
عراق در اشغال كويت ) از اين منظر توجه شود
شاهد
تاثيرگذاري نتايج حاصل از بكارگيري سلاح هاي مختلف در آن
جنگ براي پيشبرد صنايع نظامي و تدوين راهكارها و استراتژي
جنگي جنگ فعلي خواهيم بود (اين نكته براي كساني كه
مطالعاتي در زمينه هاي نظامي و دفاعي دارند كاملا محسوس
است .)
در اين شرايط جرج بوش به عنوان كسي كه نمايندگي صنايع
نظامي را در هيات حاكمه آمريكا دارد و اين بخش ذي نفوذ عامل
تعيين كننده اي در سياست هاي آمريكاست
به طور قطعي
نمي تواند فارغ از جهت پيش گفته مدنظر قرار گيرد.
چنانچه ركود حاكم بر اقتصاد آمريكا در كنار گشايش هاي
مختلفي كه چنين جنگ افروزي پرحجم و سنگيني براي صنايع
نظامي اين كشور به دنبال خواهد داشت مورد توجه باشد
تحليل
سياست هاي يكسويه و آتش پرحجم و وحشتناك آمريكا و
انگليس بر روي شهرهاي بي دفاع و مردم بي پناه عراق كار چندان
مشكلي نخواهد بود.
بسته به مقاومت عراق و تحركات صدام حسين
جهان بايد
شاهد جنگ افزارها و تاكتيك هاي نظامي جديدتر در روزهاي آتي
باشد و اين روند بدون شك براي جامعه بشري خطرات بيش از
پيشي را به دنبال خواهد داشت .
نكته تاسف بار
اثرات درازمدت و مخرب برخي سلاح ها بر
محيط و نسل هاي بعدي است كه هر وجدان بيداري و هر انسان
صاحب احساسي بايد نسبت به آن حساس باشد و به منظور
مقيد كردن فعاليت هاي ديوانه وار و ويرانگر مبتني بر مولفه هاي
نظامي صرف
بپاخيزد.
وجدان بيدار بشري در تحركات اين روزهاي مردم دنيا
نشاني اميدواركننده براي دنياي فرداي نسل هاي بعدي
است .
زهرا صيادي
خبرگزاري جمهوري اسلامي

|