بسم الله الرحمن الرحيم
يك عضو ارشد جماعت موسوم به اصلاح طلبان در
مصاحبه اي با يكي از روزنامه هاي متعلق به همان جماعت , ضمن
تحليل نتايج انتخابات شوراها و كاهش حضور مردم در اين
انتخابات گفته است : « از نظر من , سه راه براي حل مشكلات
كشور وجود دارد. انقلاب , وجود يك قدرت خارجي و راه
اصلاحات . راه اول را كه نه مفيد ميدانم و نه ممكن , راه دوم هم
همينطور. تنها راهي كه باقي ميماند راه سوم است . البته راه
ديگري هم هست و آن اينكه قيد مملكت را بزنيم و كاري به كار
آن نداشته باشيم . اگر ما اصلاح طلبان هيچ كاري هم نكرده
باشيم , باز هم قهر كردن با صندوق هاي راي كاري است كه نتيجه
آن امروز مشخص شد » .
اين اظهارنظر , علاوه بر آنكه درصدر و ذيل متناقض است و
ايرادهائي دارد , روشن ترين دليل شكست جماعت موسوم به
اصلاح طلب در اين انتخابات را در خود دارد. در اين اظهارنظر ,
ابتدا سه راه تصور مي شود و در نهايت به راه چهارمي هم اشاره
ميگردد كه از ميان آنها فقط « اصلاحات » راه نجات دانسته
مي شود. اين , يعني خودمحوري , يعني انحصارطلبي , يعني
تماميت خواهي و يعني اين افراد , غير از آنچه خود مي پسندند
هيچ چيز ديگري را قبول ندارند. اين , درست همان چيزي است
كه اين جناح به جناح مقابل خود نسبت ميداد و عناصر آن جناح
را انحصارطلب و تماميت خواه ميناميد و البته درست هم
ميگفت ولي اكنون واقعيت اينست كه اين جناح , خود نيز
انحصارطلب و تماميت خواه شده است .
آنچه موجب تاسف شديد است اينست كه حتي اعضا
ارشد يك جريان سياسي , قدرت درك واقعيت هاي روشن را
ندارند و به هنگام برشمردن راه هاي حل مشكلات كشور , حاضر
نميشوند در كنار انقلاب , مداخله يك قدرت خارجي , ادامه
اصلاحات و قهر كردن , از تفاهم , آشتي ملي , اتحاد , وفاق و
همفكري سخن بگويند و از دست برداشتن از خودمحوري ها و
پرهيز از جنگ قدرت نيز به عنوان راه هاي ديگري براي حل
مشكلات كشور نام ببرند. چرا اين افراد حاضر نيستند به عملكرد
خود فكر كنند و احتمال بدهند راهي كه با عنوان اصلاحات طي
كرده اند , راه غلطي بوده و مردم را از آنها دور كرده است البته
همين عضو ارشد در همين مصاحبه سخن از دلسرد شدن مردم از
اصلاح طلب ها به ميان مياورد اما نه بدان معني كه اصلاح طلب ها
بد عمل كرده اند بلكه درصدد القا اين نكته انحرافي برميآيد كه
مخالفان نگذاشتند اصلاح طلب ها آنچه را كه ميخواستند تحقق
بخشند. مقصود اين عضو ارشد اينست كه مردم توقع داشتند
اصلاح طلب ها قوه قضائيه را هم تصاحب كنند ولي نتوانستند ,
توقع داشتند اصلاح طلب ها ولايت فقيه را از قانون اساسي
حذف كنند ولي نتوانستند , توقع داشتند اصلاح طلب ها الزامي
بودن رعايت احكام اسلام در قانونگذاري و اجرا و اجتماعيات
را بردارند ولي مخالفان نگذاشتند , توقع داشتند اصلاح طلبان
راديو تلويزيون را در اختيار بگيرند تا بتوانند مثل
روزنامه هايشان به خدا و پيامبر و ائمه و امام خميني و ساير
مقدسات بيشتر و راحت تر از آنچه تاكنون توهين كرده اند توهين
كنند ولي مخالفان نگذاشتند...
جالب است كه انتخابات شوراها نشان ميدهد مردم درست
در جهت مخالف آنچه اين عضو ارشد ميگويد حركت و عمل
كرده اند. زيرا در اين انتخابات به دليل آنكه راه ورود مخالفان
نظام و كساني كه رسما همين خواسته ها را مطرح ميكردند به
انتخابات كاملا باز بود , اگر مردم اين چيزها را ميخواستند بايد به
پاي صندوق هاي راي ميآمدند تا همين افراد را انتخاب مي كردند
و از اين طريق برخواسته هاي خودشان تاكيد مينمودند ولي
ديديم كه در تهران كه بيش از هر جاي ديگر , مخالفان نظام به
انتخابات راه پيدا كردند و شعار دادند و تبليغات كردند و رجز
خواندند , مردم كمتر از هر جاي ديگر به پاي صندوق هاي راي
آمدند و همان مقدار هم كه آمدند , به اين افراد بي اعتنائي كردند و
به افرادي كه درست در نقطه مقابل آنها قرار دارند يعني كاملا
ارزشي و آرماني فكر ميكنند راي دادند. اين بهترين دليل
بربي پايه بودن تحليل اين آقاي عضو ارشد و دور بودن او و
دوستانش از واقعيت هاي جامعه است . آنها با چنين تحليل هائي
نشان ميدهند كه اصولا مردم را نميشناسند و از خواسته هاي
مردم خبر ندارند. مردمي كه براي برپائي نظام جمهوري اسلامي
خون داده اند , چگونه ميتوان تصور كرد كه خواهان حذف ولايت
فقيه و احكام اسلامي و مجاز بودن اهانت به مقدسات ديني
باشند
بهترين توصيه خيرخواهانه به اين تحليل گران دور از مردم
اينست كه عجله نكنيد , ابتدا بررسي و تحقيق و تامل نمائيد ,
تعادل خود را بازيابيد و سپس واقع بينانه تحليل كنيد تا هر انسان
منصفي وقتي تحليل هاي شما را ميخواند و ميشنود بي اختيار
نگويد : دريغ از اندكي واقع بيني !
|