روزنامه جمهوري اسلامي 17/12/1381 صفحه امام
تحليل و شناخت انقلاب اسلامي در انديشه امام خميني


قسمت پنجم
محمد مهدي بهداروند
اشاره
بررسي اهداف انقلاب اسلامي در نگاه امام خميني را در سه محور كلي سامان داده ايم . در قسمت قبل به بازگويي اهداف سياسي انقلاب پرداختيم . آنچه در اين قسمت مي خوانيد بررسي اهداف فرهنگي انقلاب است . هنوز يك قسمت ديگر از مقاله مانده است كه به اهداف اقتصادي انقلاب و برخي آفتها اختصاص دارد.

2 ـ اهداف فرهنگي
تضمين استقلال جامعه
امام راحل خميني , مهمترين راه تضمين استقلال يك ملت و رهايي كامل آن از دام شيطنت دشمنان را , اصلاح و استقلال فرهنگ آن ملت مي داند :
« قضيه تربيت يك ملت به اين است كه فرهنگ آن ملت , فرهنگ صحيح باشد(1 ) »
« ملت عزيز ايران و ساير كشورهاي مستضعف جهان , اگر بخواهند از دام شيطنت آميز قدرتهاي بزرگ تا آخر نجات پيدا كنند , چاره اي جز اصلاح فرهنگ و استقلال آن ندارند(2 ) »
به طوري كه ملاحظه مي شود , تربيت صحيح از نظر امام راحل , بدون توجه جدي به فرهنگ اسلامي و شناسايي خطر هجوم فرهنگ بيگانه و انحرافات ناشي از آن , امكان پذير نيست . فلذا تا وقتي كه يك ملت ويژگيهاي استعمار و فرهنگهاي وارداتي را نشناسد , هرگز از دام شياطين رها نخواهد شد. لذا آن چه كه نظام تربيتي صحيح را تضمين مي كند و در نهايت راه نفوذ سلطه گران را مي بندد , فرهنگ سالم و آدم ساز اسلام است .
معرفي صحيح احكام اسلام
يكي از اهداف مهم در اهداف فرهنگي , ايجاد زمينه هاي سالم و مساعد به منظور عرضه و معرفي احكام اسلام است تا انسانها در جوامع مختلف بتوانند بدون ابهام و پيرايه هاي غرض آلود اسلام را بشناسند :
« ما موظفيم ابهامي را كه نسبت به اسلام به وجود آورده اند , برطرف سازيم . تا اين ابهام را از اذهان نزداييم , هيچ كاري نمي توانيم انجام بدهيم . ما بايد خود و نسل آينده را وادار كنيم و به آنها سفارش كنيم كه نسل آتيه خويش را نيز مامور كنند اين ابهامي را كه بر اثر تبليغات سو چند صد ساله نسبت به اسلام در اذهان حتي بسياري از تحصيل كرده هاي ما پيدا شده , رفع كنند... شما بايد خودتان را , اسلامتان را , نمونه هاي رهبري و حكومت اسلامي را , به مردم دنيا معرف كنيد; مخصوصا به گروه دانشگاهي و طبقه تحصيل كرده (3 ) » .
بايد اين واقعيت را پذيرفت كه يكي از عوامل گرايش جوانان , بويژه دانشگاهيان , به فرهنگ بيگانه و افكار انحرافي , بي جواب ماندن سوالات و شبهاتي است كه در ذهن آنان ايجاد مي شود. امام راحل , اعتقاد راسخ دارند كه اگر احكام اسلام به طور منطقي و درست عرضه شوند , دانشگاهيان با آغوش باز از آن استقبال خواهند كرد :
« دانشجويان چشمشان باز است . شما مطمئن باشيد اگر اين مكتب را عرضه نماييد و حكومت اسلامي را , چنانكه هست . به دانشگاهها معرفي كنيد , دانشجويان از آن استقبال خواهند كرد(4 ) » .
مبارزه تا نفي كامل فرهنگ كفر
بنابه شواهد مستدل قرآني و روايي و تجربه تاريخ , تقابل بين فرهنگ كفر و ايمان , امري بديهي و آشكار است . مسلمانان چه بخواهند و چه نخواهند , در ميدان مبارزه حضور دارند و اگر به خود نيايند و ضربه به جبهه كفر وارد نكنند , قهرا بايد ضربات پي در پي جبهه كفر را دريافت كنند و اين واقعيتي است كه جاي هيچ انكار و حتي ترديد در آن وجود ندارد. به همين دليل , امام راحل معتقد بودند كه در عرصه فرهنگ , ما بايد به جاي قبول ضربه از دشمن , نخستين ضربه را وارد كنيم و از طرفي اعتقاد داشتند كه اسلام به دليل غناي فرهنگي , سرانجام پيروز ميدان است . به طور كلي امام راحل در زمينه تقابل فرهنگي عميقا به مباني زير پايبند بودند :
الف : جهان تشنه فرهنگ اسلام است
اسلام به دليل غناي ذاتي و هماهنگي با فطرت انسانها , مورد توجه همه جوامع بشري است ; به عبارت ديگر همگان تشنه اسلام ناب هستند و اين احساس نياز , زماني مشخص تر ظاهر مي شود كه حركتي فراگير عليه قدرتهاي باطل از سوي مسلمانان آغاز شود; به طوري كه فرمودند :
« امروز جهان تشنه فرهنگ ا سلام ناب محمدي (ص ) است و مسلمانان در يك تشكيلات بزرگ اسلامي , رونق و زرق و برق كاخهاي سفيد و سرخ را از بين خواهند برد. جنگ ما , جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان , بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم (5 ) » .
ب : انتقال تجربه انقلاب اسلامي به جهان
امام راحل بااعتقاد به اين كه جهان امروز تشنه فرهنگ اسلام است , انتقال تجربه انقلاب اسلامي و شيوه مبارزه با دشمن را براي ملتهاي دربند , شكوفه هاي پيروزي قلمداد كرده و فرمودند :
« ما به تمام جهان , تجربه هايمان را صادر مي كنيم و نتيجه مبارزه و دفاع با ستمگران را , بدون كوچكترين چشمداشتي , با مبارزان راه حق انتقال مي دهيم و مسلما محصول صدور اين تجربه ها , جز شكوفه هاي پيروزي و استقلال و پياده شدن احكام اسلام براي ملتهاي دربند نيست . روشنفكران اسلامي همگي با علم و آگاهي بايد راه پرفراز و نشيب دگرگون كردن جهان سرمايه داري و كمونيزم را بپيمايند و تمام آزادي خواهان بايد با روشن بيني و روشنگري , راه سيلي زدن بر گونه ابرقدرتها , و قدرتها خصوصا آمريكا را بر مردم سيلي خورده كشورهاي مظلوم اسلامي و جهان سوم ترسيم كنند(6 ) » .
ج : قدرت برتر اسلام
در تقابل كفر و ايمان , قدرت برتر , اسلام است , و در اين توانايي هيچ ترديد به خود راه نمي دهند. به همين دليل در كمال صراحت اطمينان فرمودند :
« من با اطمينان مي گويم اسلام , ابرقدرتها را به خاك مذلت مي نشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را يكي پس از ديگري برطرف و سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد(7 ) » .
د : احياي هويت مسلمين و محرومين جهان
امام راحل با علم و توانايي اسلام در اداره جوامع بشري , احياي هويت اسلامي را ضروري دانسته و سرمايه گذاري در اين زمينه را از وظايف جمهوري اسلامي ايران مي داند :
« من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود , براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد(8 ) » .
بدين ترتيب امام خميني در جنگ عقيده , معتقد به مرز جغرافيايي نيست و مبارزه را لازمه عرضه و ظهور اسلام در صحنه هاي بين المللي مي داند. فلذا يكي از اهداف برائت از مشركين در مراسم سياسي عبادي حج را تبلور قدرت متراكم جهان اسلام مي داند و به پيروزي اسلام بر فرهنگ كفر و شرك اميدوار است :
« ما با اعلام برائت از مشركين , تصميم بر آزادي انرژي متراكم جهان اسلام داشته و داريم و به ياري خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزي اين كار صورت خواهد گرفت » . (9 )
امام راحل به هنگام ترسيم اهداف عالي اسلام , آن چه را كه وظيفه خود مي داند , با صراحت عمل مي كند و در اين رهگذر به واكنشهاي منفي يا تعبيرهاي نادرست دشمنان اعتنايي ندارد; به طوري كه فرمودند :
« در سياست خارجي و بين المللي اسلامي مان بارها اعلام كرده ايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم ; حال اگر نوكران آمريكا , نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراتوري بزرگ مي گذارند , از آن باك نداريم و استقبال مي كنيم (10 ) »
هـ : عدم سازش با ظالمان
از آن جا كه هدف گيريهاي امام راحل در همه زمينه ها , منبعث از قرآن و سيره انبيا انبيا و ائمه معصومين (ع ) است , لذا ايشان سازش ناپذيري با ظلم و ابرقدرتهاي فاسد را ميراث گرانبهاي انبيا دانسته و مي فرمايد :
« آنهايي كه به ما اشكال مي كنند كه شما چرا سازش نمي كنيد با اين قدرتهاي فاسد , آنها از باب اين كه همه چيز را باچشم مادي ملاحظه مي كنند... آنها نمي دانند انبياي خدا چه رويه اي داشتند , با ظالم چطور برخورد مي كردند , يا مي دانند و خودشان را به كري و كوري مي زدند , سازش با ظالم , ظلم بر مظلومين است ; سازش با ابرقدرتها , ظلم بر بشر است . آنهايي كه به ما مي گويند سازش كنيد يا جاهل هستند يا مزدور(11 ) » .
امام معتقدند كه مسلمانان و محرومان جهان يا بايد سيلي از ابرقدرتها دريافت كنند يا اين كه بايد به آنان سيلي بزنند و راه سيلي زدن به ابرقدرتها را نيز به ديگران بياموزند. براين اساس , امام راحل در همين باره فرمودند :
« من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند , ما در مقابل همه دنياي آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي تمام آنان , از پاي نخواهيم نشست ; يا همه آزاد مي شويم و يا به آزادي بزرگتري (كه شهادت است ) مي رسيم . در هر حال پيروزي و موفقيت با ماست (12 ) » .
امام راحل كه همواره عشق به اسلام و شور حماسه و فداكاري در قلب و روح آسماني اش مي جوشيد , درباره خود چنين فرمود :
« من خون و جان ناقابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضه دفاع از مسلمانان آماده نموده ام و در انتظار فوز عظيم شهادتم . قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خميني يكه و تنها هم بماند , به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستي است , ادامه مي دهد و به ياري خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام , اين پابرهنه هاي مغضوب ديكتاتورها , خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگاني كه به ستم و ظلم خويش اصرار مي نمايند , سلب خواهد كرد(13 ) » .
مقابله با تهاجم فرهنگي
ملتها را از تبادل و تعاطي فرهنگي بين يكديگر , گريزي نيست و هيچ كشوري نمي تواند مرزهاي كشورش را به روي كشورها و ملتهاي ديگر ببندد; اما امروزه به دليل انحصار وسايل ارتباطات و فن آوري در كشورهاي پيشرفته , اين روند , به جرياني يكسويه بدل شده است . استكبار جهاني به قصد نابودي هويت ملي و فرهنگي و استقلال كشورهاي جهان سوم , بويژه جهان اسلام , وارد ميدان شده است و با در اختيار داشتن ابزارهايي نظير ماهواره , حملات بي امان خويش را , هر آن توسعه بيشتر مي دهد. چاره انديشي براي دفع اين خطر , خصوصا براي جمهوري اسلامي كه در نوك پيكان حمله دشمنان قرار دارد , امري ضروري و حياتي است . در جوهره تفكر امام خميني , كار اصلي مقابله با تهاجم نيست ; حمله مستمر و مداوم به همه اركان وجودي استكبار جهاني , ويژگي اصلي و برجسته اين انديشه است . آن بزگوار خود در دوران عمر گرانمايه اش چنين عمل كرد و قدرت افسانه اي استكبار جهاني را درهم شكست و شجاعانه مي فرمود :
« دست آمريكا و ساير ابرقدرتها تا مرفق به خون جوانان ما و ساير مردم مظلوم و رزمنده فرو رفته است . ما تا آخرين قطره خون خويش با آنان شديدا مي جنگيم ; چرا كه ما مرد جنگيم . ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مي كنيم ; چرا كه انقلاب ما اسلامي است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله برتمام جهان طنين نيفكند , مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاي جهان عليه مستكبرين هست , ما هستيم (14 ) » .
مصلحت گرايي و مماشات , يا نرمش از موضع ضعف , هيچ گاه در تفكر فرهنگي امام راحل جايي پيدا نكرد و ايشان همواره با لحن عتاب آميز و نهيب ملكوتي خويش , زلزله بر كاخهاي ستمگران و جهانخواران مي افكند :
« قدرتها و ابرقدرتها بدانند كه ما تا آخرين نفر و تا آخرين منزل و تا آخرين قطره خون , براي اعلاي كلمه الله ايستاده ايم و برخلاف ميل تمامي آنان , حكومت نه شرقي و نه غربي را در اكثر كشورهاي جهان پايه ريزي خواهيم نمود(15 ) » .
امام راحل با اعلام روشن اهداف انقلاب اسلامي و هجوم به دنياي كفر و استكبار , آنان را در لاك خود فرو برد. عدم درك بيانات پيامبرگونه امام راحل و ندانستن شيوه مقابله با آن , ابرقدرتها را در موضع انفعال و سردرگمي قرار داد; به طوري كه با همه امكانات مادي و تكنولوژي , در برابر حملات فرهنگي امام راحل ايستادند; غافل از اين كه مرز نفوذ پيام الهي امام , دلهاي تشنه حق و عدالت است .
قطع وابستگي فرهنگي
راهبرد فرهنگي , مساله بسيار مهم و حياتي در بقا و قوام يك جامعه است ; به ويژه اگر آن جامعه مبتني بر ارزشهاي ديني شكل گرفته باشد. از اين جهت امام راحل , حفظ اصول و ارزشهاي اسلامي را تنها با سياست فرهنگي مستقل امكان پذير دانسته , تضمين استقلال در ساير جهات را با وجود وابستگي فرهنگي , نوعي ساده انديشي دانسته اند :
« سادانديشي است كه گمان شود با وابستگي فرهنگي , استقلال در ابعاد ديگر يا يكي از آنها امكان پذير است (16 ) »
تحول فرهنگي
در انديشه امام راحل , هويت و موجوديت واقعي يك جامعه را فرهنگ آن جامعه تشكيل مي دهد و انحراف آن , جامعه را اگرچه در ابعاد سياسي , اقتصادي و صنعتي و نظامي قدرتمند باشد , پوچ و ميان تهي مي سازد. از اين جهت , امام راحل عزت و قدرت يك ملت را , تنها در سايه تحول فرهنگي آن ملت مي دانستند :
« بزرگترين تحولي كه بايد بشود , در فرهنگ بايد بشود. براي اين كه بزرگترين موسسه اي است كه ملت را يا به تباهي مي كشد يا به اوج عظمت و قدرت مي كشد(17 ) » .
دفاع همه جانبه از ارزشهاي ديني
از راههاي مهم دستيابي به اهداف فرهنگي , پايبندي و دفاع همه جانبه آحاد ملت از ارزشهاي الهي و اسلامي است . تعهد و احساس مسووليت در اين امر , مجال سواستفاده و توطئه چيني را از دشمنان سلب مي نمايد. عامل اصلي كه دشمنان اسلام و ارزشهاي ديني را به جسارت و خيانت دلير مي كند , بي توجهي مسلمانان به قدرت بالقوه خود و عدم مقابله جدي آنان با دشمنان كمين نشسته اسلام است . از اين رو امام راحل مي فرمايد :
« مسلمانان بايد با همه امكانات و وسايل لازم , به مقابله جدي در دفاع از ارزشهاي الهي و منافع مسلمين برخيزند و صفوف مبارزه و دفاع مقدس خويش را محكم و مستحكم نمايند و به اين بي خبران و دل مردگان و پيروان شياطين , بيش از اين مجال حمله را به صفوف عقيده و عزت مسلمانان ندهند(18 ) » .
خودباوري در سايه فرهنگ
اصولا خصيصه خودباوري و اعتماد به نفس , كه اساس استقلال كشور را تشكيل مي دهد , در حوزه فرهنگ يك جامعه تبلور مي يابد. انسان تا خود را باور نكند , هرگز به استعداد و توانمنديهاي ذاتي خود اطمينان پيدا نمي كند و به دليل عدم اعتماد به خود , جرات و جسارت دست يازي به كارهاي عظيم را ندارد و ادامه زندگي و پيشرفت را , تنها با تكيه بر ديگران ممكن مي داند.
كشورهاي استكباري نيز به منظور غارت منافع كشورهاي جهان سوم , همواره با تبليغات گسترده به آنان القا كرده اند كه بدون وابستگي و كمك كشورهاي قدرتمند , قادر به ادامه حيات نيستند. در واقع اين كشورها روحيه اعتماد به نفس را از كشورهاي عقب نگه داشته شده گرفته , آنها را مرعوب فرهنگ و تمدن خويش ساخته اند. اگر فرهنگ يك جامعه نتواند هويت از دست رفته و حس اعتماد و خودباوري را دردل و جان مردم خود بدمد , هيچ گاه هيبت و نخوت قدرتهاي بزرگ درهم شكسته نخواهد شد وابستگي و اسارت , همواره ميراث ملي و فرهنگي كشورهاي ضعيف را به يغما خواهد برد. امام راحل فرمودند :
« فرهنگ اساس ملت است ; اساس مليت يك ملت است ; اساس استقلال يك ملت است و لهذا آنها كوشش كرده اند كه فرهنگ ما را استعماري كنند. باتبليغات خودشان ماها را ترساندند كه از خودمان مي ترسيديم ; به خودمان اعتماد نداشتيم . اگر يك كسي مريض مي شد , مي گفتيم بايد برود خارج ; درصورتي كه طبيب داشتيم ... بايد ارتش ما را خارجيها اداره كنند; بايد نفت مان را خارجيها بيايند اداره كنند... مغزهاي ما را شستشو كردند. اعتماد به نفس را از بين بردند(19 ) » .
پاورقي :
1 ـ صحيفه نور ج 7 ص .74
2 ـ همان , ج 15 ص .267
3 ـ ولايت فقيه , ص 118
4 ـ ولايت فقيه , ص 118
5 ـ صحيفه نور ج 20 ص 235
6 ـ همان , ج 20 ص 118
7 ـ همان ج 20 ص 118
8 ـ صحيفه نور ج 20 ص 238
9 ـ همان , ص 118
10 ـ همان , جلد 20 ص 232
11 ـ صحيفه نور ج 19 ص 19 ـ 20
12 ـ همان , ج 20 ص 118
13 ـ صحيفه نور ج 20 ص 113
14 ـ صحيفه نور ج 11 ص 266
15 ـ همان , ج 20 ص 61
16 ـ صحيفه نور ج 15 ص 160
17 ـ صحيفه نور ج 6 ص 252
18 ـ صحيفه نور ج 15 ص 160
19 ـ همان , ج 6 ص 40

حضرت امام خميني :
قضيه تربيت يك ملت به اين است كه فرهنگ آن ملت , فرهنگ صحيح باشد
دانشجويان چشمشان باز است . شما مطمئن باشيد اگر اين مكتب را عرضه نماييد و حكومت اسلامي را , چنانكه هست , به دانشگاهها معرفي كنيد , دانشجويان از آن استقبال خواهند كرد
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدي (ص ) است و مسلمانان در يك تشكيلات بزرگ اسلامي , رونق و زرق و برق كاخهاي سفيد و سرخ را از بين خواهند برد
حضرت امام خميني :
تمام آزادي خواهان بايد با روشن بيني و روشنگري , راه سيلي زدن بر گونه ابرقدرتها , و قدرتها خصوصا آمريكا را بر مردم سيلي خورده كشورهاي مظلوم اسلامي و جهان سوم ترسيم كنند
در سياست خارجي و بين المللي اسلامي مان بارها اعلام كرده ايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم .
بزرگترين تحولي كه بايد بشود , در فرهنگ بايد بشود. براي اين كه بزرگترين موسسه اي است كه ملت را يا به تباهي مي كشد يا به اوج عظمت و قدرت مي كشد.