روزنامه جمهوري اسلامي 17/12/1381 صفحه سرمقاله
در اوج غنا


بسم الله الرحمن الرحيم
در گرماگرم غوغاهاي داخلي و خارجي , كه تبليغات پرحجم و پرخرج داوطلبان انتخابات شوراها در داخل و رجزخواني هاي بوش كوچك و همكاران خشونت طلب او در كاخ سفيد واشنگتن عليه عراق نمونه هاي داخلي و خارجي اين غوغاها بودند , استان سيستان و بلوچستان در بخش عمده اي از روزهاي نيمه اول اسفند ماه ميزبان رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي بود . اينكه بالاترين مسئول كشور 10 شبانه روز از وقت خود را در يك استان محروم و در كنار مردمي كه در دورافتاده ترين نقاط كشور زندگي مي كنند و بسياري از آنها با فقر و مشكلات زياد ديگري دست و پنجه نرم مي كنند بگذارند , يك رويداد مهم است كه حداقل از دو نظر قابل توجه است .
اول آنكه اين اقدام بايد سرمشق مسئولان اجرائي و قضائي و تقنيني كشور باشد و اين نكته بسيار ظريف و با اهميت را به آنها تفهيم كند كه فقط با حضور در نقاط مختلف و وقت گذاري و مشاهده مشكلات مردم از نزديك است كه ميتوانند واقعيت هاي كشور را درك كنند و راه هاي كمك به مردم و حل مشكلات و معضلات آنها را بيابند و اگر اهل عمل باشند براي انجام آن اقدام نمايند. اينكه يك مسئول , صبح سوار هواپيما شود و ظهر در بوشهر يا بندرعباس و يا زاهدان سخنراني كند يا نوار افتتاحيه اي را قيچي بزند و بعد از ظهر به تهران برگردد , هرگز دردي را از مردم و كشور دوا نخواهد كرد. با كمال تاسف , اكثر سفرهاي مسئولان كشور , به همين صورت است و اين خود يكي از مشكلات كشور است .
دوم آنكه اين سفر نشان داد برخلاف تبليغات پرحجم دشمنان , مردم گوشه و كنار ايران اسلامي حتي آنها كه در دور افتاده ترين نقاط اين كشور زندگي مي كنند و با شديدترين مشكلات زندگي دست به گريبان هستند و چه بسا بيشترين انتظارات به حق را نيز از مسئولين دارند , با اصل انقلاب و نظام جمهوري اسلامي پيوندي بسيار عميق و مستحكم دارند , پيوندي كه هيچ چيز نميتواند كوچكترين خدشه اي به آن وارد نمايد. آنچه دوربين هاي تلويزيوني توانستند از عشق و شورو ايمان مردم كه در اين سفر ابراز شد به بينندگان منتقل كنند , واقعا فقط قطره اي بود از درياي خروشان ابراز و وفاداري مردم سيستان و بلوچستان به اين انقلاب و اين نظام الهي و مردمي . اين , واقعيت كوچكي نيست كه مسئولان و اهل نظر و انديشه و قلم بويژه اصحاب رسانه ها بتوانند از كنار آن بي تفاوت عبور كنند. واقعيت ها را نميتوان ناديده گرفت . كساني كه تلاش مي كنند واقعيت ها را ناديده بگيرند , سرانجام واقعيت ها آنها را ناديده خواهند گرفت ...
اهل بصيرت , كه مي توانند از پوسته ها عبور كنند و آنسوي پديده ها را ببينند , در اين سفر دريافته اند كه مردم سيستان و بلوچستان اگرچه در ظاهر فقيرند ولي در باطن در اوج غنا هستند. آنهادر كوران راهزني هاي راهزنان عقيده و در ميان گرد و غبارهاي برخاسته از امواج شديد تبليغاتي دشمنان اسلام ناب و درحاليكه خطرهاي بزرگ برخاسته از شرارت هاي سوداگران غيرت و جان و ايمان را لمس مي كنندو در عين حال كه تهي دست نيز هستند , راه را يافته اند و در اوج عزت و پايداري , به آرمانهاي بلند امام خميني وفادار مانده اند و عشق به اين آرمانها و ارزشها را با هيچ چيز معاوضه نمي كنند. اين , زيباترين واقعيتي است كه در محروم ترين نقاط كشورمان و از جمله استان سيستان و بلوچستان وجود دارد , واقعيتي كه بايد آنرا شناخت و بايد قدردان آن بود.
قدرداني از مردمي با اينهمه ايمان و عشق و اخلاص به اينست كه اولا مسئولان كشور با اقتدابه رهبري , به ميان آنان بروند و با صرف وقت از نزديك با مشكلات آنان آشنا شوند. ثانيا براي حل مشكلات , كمر همت ببندند و به وعده اكتفا نكنند. ثالثا اين راه و رسم , تداوم داشته باشد و فصلي و زودگذر نباشد. و سرانجام اينكه رسانه ها , اعم از صداو سيما و مطبوعات , زبان گوياي اين مردم و چشم بيناي مسئولان براي انتقال واقعيت ها باشند. نظام جمهوري اسلامي براي سيستان و بلوچستان , كارهاي زيادي كرده است , اما براي رفع محروميت از اين استان هنوز بسيار بيش از آنچه تاكنون انجام شده , بايد كار شود.