روزنامه جمهوري اسلامي 14/12/1381 صفحه مقالات
غائله 14 اسفند 1359 هرگز قابل تكرار نيست





در روزهاي آغازين اسفند ماه 1359 , اخباري مبني بر بزرگداشت سالروز فوت دكتر مصدق در برخي رسانه هاي كشور درج گرديد كه هر روز پررنگتر از روز قبل ميشد.
روزنامه هاي « انقلاب اسلامي » با مدير مسئول ابوالحسن بني صدر و « مجاهد » ارگان سازمان منافقين كه بظاهر گروهي چپ نما بودند حتي بيش از روزنامه هاي منسوب به ملي گراها براي اينكار سينه چاك مي كردند.
در روز پنج شنبه 59,12,14 مردم زيادي از گوشه و كنار تهران و حتي برخي از شهرستانهاي اطراف با دو ديدگاه متضاد , يعني موافق طيف برگزار كنندگان از جمله بني صدر و رجوي و نهضت آزاديها و مخالفان اين تجمع كه اغلب بچه هاي جبهه و طرفداران روحانيت و حزب جمهوري اسلامي بودند در دانشگاه تهران گرد هم آمدند. جو محوطه و آرايش نيروهاي انتظامي كه زير نظر گارد رياست جمهوري ساماندهي شده بودند بگونه اي بود كه احتمال درگيري مي رفت . شعارهاي تند موافق و مخالف به طور مستمر شنيده مي شد. با اينحال بني صدر به همراه مسعود رجوي و تعداد كثيري از محافظان اعم از پرسنل گارد رياست جمهوري و ميليشاي منافقين كه بر گرد رجوي جمع شده بودند. با خشونت تمام بر دور جايگاه حلقه زده و بني صدر شروع به سخنراني كرد. « امروز بعد از ظهر بمن اطلاع دادند كه عده اي براي اخلال به اينجا آمده اند... من دستورات لازم را به افسر پليس داده ام و وزير كشور هم از ماجرا آگاه است . اگر اين عده دست از اخلال برندارند و مسئولين به وظيفه خودشان عمل نكنند , من از شما مردم خواهم خواست كه يكبار براي هميشه اجتماعات خودتان را از وجود چماق بدستان كه مي خواهند , جمهوري را به لجن وجود خودشان بيالايند , پاك كنيد »
اين مقدمه كه در ميان سوت و كف گروههاي خاصي در اطراف تريبون و جاي جاي زمين چمن دانشگاه بخوبي شنيده شد مجوزي بود براي حمله شبه نظاميان منافق و گارد رياست جمهوري به هر كس كه صدايي مخالف صداي سخنران بلند مي كرد.
در طول سخنراني دو ساعته بني صدر , افراد بسياري با چوب و زنجير و مشت و لگد به اسم اخلال گر و چماقدار مجروح شدند.
بني صدر در بين سخنانش هراز گاهي با نشان دادن چند قبضه كارد , زنجير و حتي يك كلت كمري , مردم را تحريك نموده و افراد خاصي با حمله به جوانان ريش دار و شعار بني صدر , بني صدر , اذن جهادم بده , مردم را مضروب و مجروح مي كردند.
در پايان سخنراني بني صدر و در حالي كه هوا تقريبا تاريك شده بود , يكمرتبه گروهي شبه نظامي با شعارهايي در هتك روحانيت و ياران امام از داخل دانشگاه به سمت مردم هجوم برده و با پرتاب سنگ و آجر و چوب و هر آنچه از قبل در داخل محوطه جمع كرده بودند , بسياري از مردم را در بيرون و خيابانهاي اطراف دانشگاه مضروب و زخمي نموده و خسارات سنگيني به خودروهاي عبوري وارد كردند.
در آن بعد ازظهر شوم و غروب غمگين چهاردهم اسفند سال 1359 تعداد زيادي از افراد حاضر و عبوري مجروح و نهادها و ارگانهايي به باد استهزا گرفته شدند , از جمله بنياد مسكن ـ كميته انقلاب اسلامي ـ حزب جمهوري اسلامي ـ بسيج مستضعفان ـ ستاد جنگهاي نامنظم , واحدهاي عقيدتي و خلاصه هر آنچه نامي از اسلام داشت به گونه اي در متن سخنراني و حاشيه آن مورد تعرض قرار گرفت .
قطعا جوانان ديروز و بويژه آنانكه در آن روز شوم در تهران و اطراف دانشگاه حضور داشتند بصورت مستقيم و يا از طريق رسانه ها در جريان آن فاجعه هولناك قرار گرفتند و ياد آوري اين وقايع براي آنان خوشايند نخواهد بود.
بيان ماجرا براي نسل حاضر كه در آن روزها يا متولد نشده بود و يا در سنين كودكي قرار داشت , با توجه به وقايع سالهاي اخير و مقايسه اين دو مقطع تاريخي خالي از فايده نيست .
عمق فاجعه بقدري بود كه دادستان كل كشور , آيت الله موسوي اردبيلي , خود شخصا به عيادت مجروحين و شكات رفته و دستور پي گيري حادثه را صادر كرد.
خبرهاي بعدي حكايت از آن داشت كه ماجراي 14 اسفند يك توطئه از قبل طراحي شده براي مقابله با مخالفان بود كه توسط گروههايي همچون , جاماـ نهضت آزادي ـ سازمان مجاهدين خلق (منافقين ) ـ حزب ملت ـ تعاوني هنر (مائوئيست ها) و چند گروهك ديگر همچون پيكار و فدايي و جبهه ملي , با صدور اطلاعيه هايي سازماندهي و حمايت شده بود.
فرداي آن روز امام جمعه تهران با تشريح گوشه هايي از اين توطئه به دلجوئي از مجروحين و مضروبين پرداخت و گفت : من از شما برادران مي خواهم كه بر اعصابتان مسلط باشيد , دشمن آن صحنه را بوجود آورد تا شما را عصباني كرده و وادار به عكس العمل كند. در شعارهايتان به كسي اهانت نكنيد و دشمن واقعي كه آمريكاست را فراموش نكنيد... بگذاريد دشمن بداند كه بازي با يك ملت بزرگ و شهيد پرور , اين چنين آسان نيست و بزودي حقايق روشن خواهد شد.
امام جمعه تهران همچنين گفت : « مخالفان اسلام و انقلاب و خط امام يك طيف را بوجود آورده اند و كارشان اين است كه در اجتماعات بروند و دغدغه ايجاد كنند. صداي نحس و پليد خود را كه اهانت به مقدسات مردم و انقلاب است بلند كنند , حادثه 14 اسفند همين بود , گروهكهاي آمريكايي دو چيز را مد نظر داشتند , اول اينكه يك غوغاي مصنوعي براه انداختند , يعني اينكه كساني مي خواهند جلسه را خراب كنند و ديگر اينكه كساني كه از قبل نشان كرده بودند كه بايد مورد ضرب و شتم قرار مي گرفتند را مضرب و مجروح كنند.
افرادي را گرفته و در بند كردند , كارتها و نامهايي را به تريبون رساندن تا اسامي خاصي را اعلام كنند. با وجود اينكه مكرر به آنها توصيه شد كه شعار عليه افراد ندهيد , شعار دادند , به چهره هائي كه امام به آنها اظهار اطمينان كرده است و اين افراد دشمنان اصلي آمريكا هستند , توهين كردند. خودشان بريدند و دوختند و به تن هر كس كه دلشان خواست پوشاندند »
سخن گفتن از فجايع آنروز واقعا سخت است بويژه آنكه در اين ايام نيز هر از چند گاهي شاهد حركتهايي مشابه در برخي تجمعات و تبليغات هستيم , اما اگر بشود از اين راه ذهن جوانان امروز و سرمايه هاي فرداي كشور را روشن كرد , چاره اي در بيان واقعيتها نيست .
ورقهاي تاريخ واز جمله روزنامه هاي نيمه دوم اسفند ماه 1359 مطالب بسياري را در خود جاي داده است در ذيل به ذكر چند نمونه بسنده مي كنيم .
يك نماينده مجلس شوراي اسلامي ماجرا را چنين با مطبوعات در ميان گذاشت : در بين راه مرا مي كشيدند و مي گفتند بگو مرگ بر بهشتي ! افراد گارد رياست جمهوري دور يك جوان با محاسن را گرفته بودند , و با مشت و لگد و فحش و ناسزا و در حالي كه به علما و روحانيون اهانت مي كردند , به آن جوان مي گفتند تو كميته اي هستي !
به نشانه اعتراض به عملكرد اطرافيان رئيس جمهور در مراسم 14 اسفند دانشگاه تهران , بازارهاي تهران ـ قم ـ دامغان ـ يزدـ اهواز ـ تبريز و چند شهر ديگر تعطيل شد.
و سرانجام آقاي خلخالي نماينده مجلس شوراي اسلامي اعلام كرد كه , فرمانده چماق بدستان بدون هيچ شبهه اي خود آقاي بني صدر بود.
از طرف ديگر با توجه باينكه طبق دستور دادستان كل كشور آيت الله موسوي اردبيلي گروه تحقيق مشغول فعاليت براي يافتن مجروحين واقعي حادثه بود , بني صدر با عوامفريبي از مردم خواست كه با تجمع در مقابل دادگستري شهادت دهند كه حوادث روز 14 اسفند كار چماق بدستان بوده است .
بدنبال اين فرمان رئيس جمهور , گروههاي مدعي طرفداري از خلق اعم از منافق فدايي و پيكار و توده اي و ملي گراها با تجمع در مقابل دادگستري و برگزاري نماز جماعت با كفش و كيف و ... (عكسها در مطبوعات آنروز موجود است ) به جو سازي عليه دادگستري پرداختند.
اينها بود گوشه اي از وقايع 14 اسفند 1359 كه تبعات آن سالها ادامه داشت و نتيجه تحقيقات دادستاني كل كشور در كتابي به نام « غائله چهاردهم اسفند , ظهور و سقوط ضدانقلاب » منتشر شده است كه علاقمندان را به مطالعه آن دعوت مي كنيم .
اما چرا يك رئيس جمهور و عده اي كه بهر حال مدتها در مصدر قدرت نظام نوپاي جمهوري اسلامي قرار داشتند , بر آن خروج كرده و تا مقابله با آن پيش رفتند و سرانجام ننگ قتل و ترور (انفجار حزب جمهوري اسلامي ) براي هميشه بر پيشاني آنها نقش بست و با حالتي بسيار غيراخلاقي از كشور گريختند
اولين حدس و گمان اين بود كه آنها تشنه قدرت بودند و جمهوري نوپاي اسلامي نيازمند شيفتگان خدمت بود. همين تضاد يعني زياده خواهي و قدرت طلبي در مقابل گذشت و ايثار و فداكاري به گونه اي در چرخه مردمسالاري (انتخابات و راي مردم ) در مقابل هم قرار گرفت كه فاجعه هاي 14 اسفند , 30 خرداد و سرانجام هفتم تير و هشت شهريور 1360 را رقم زد . زياده خواهي عده اي كه به ناحق بر اريكه قدرت نشسته بودند , تحت لواي عوامفريبانه راي مردم و بدون پشتوانه ايمان , اين عمل از اين عده غولهايي ساخت كه ريختن خون انسانهاي بي گناه و شريف همچون شهيدان بهشتي و هفتاد و دو يار و همراهش رجائي , باهنر و..... دهها حزب الهي ديگر را در پرونده خود ثبت كرده و ننگ ابدي را بر پيشاني خود نشاندن .
لازم به يادآوري است كه در اين ماجرا تعدادي از مردم و مجروحين به شهادت رسيدند , لذا در خصوص غائله شوم 14 اسفند 1359 , حضرت امام خميني (ره ) در پاسخ به نامه مرحوم حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني چنين فرمودند : از نگراني آن حضرت در قضاياي شوم دانشگاه تهران مطلع شدم , تلفنهاي بسياري در دنباله جنايت منحرفين از اطراف نيز واصل گرديد. به جنابعالي و عموم ملت شريف اطمينان مي دهم كه با خواست خداوند تعالي با اين گونه مخالفتهاي با اسلام , برخورد شديد خواهد شد. به دستگاه قضائي گفته ام كه قضيه را تحقيق و مجرمين را شناسائي و محاكمه كند. بايد گروهها و دسته هاي منحرف سياسي و غيرسياسي بدانند كه من با احساس تكليف با آنان برخورد اسلامي و حدود اسلامي مي كنم و به شرارتهاي ضداسلامي خاتمه مي دهم .
اين موضعگيري قاطع حضرت امام (ره ) ضمن آرام كردن دلهاي مجروح مردم و كساني كه عزيزانشان را در اين غائله شوم از دست داده و يا مجروح شده بودند , بزرگترين پشتيباني از قوه قضائيه گرديد تا هر چه راسخ تر ماجرا را دنبال و نتيجه تحقيقات را بصورت گزارشهاي ادواري به امام و ملت ارائه كند. در مقدمه اين تحقيقات مشخص شد كه غائله چهاردهم اسفند 1359 , حلقه اي از زنجيره عمليات ضدانقلابي با توطئه توقف انقلاب اسلامي و سقوط نظام جمهوري اسلامي است .
ليبرالهاي آن روز (جاما , جنبش مسلمانان مبارز , جبهه ملي , نهضت آزادي , حزب ايران , حزب ملت ايران و حزب خلق مسلمان ) بعنوان عاملين اصلي سدكننده راه رشد انقلاب اسلامي و با نفوذ در بخشي از بدنه اجرايي كشور عمل مي كردند. به روايت اخبار و اسناد موجود در آرشيوهاي مطبوعات , اين گروه در بند معيارهايي همچون حقوق بشر غرب بودند كه چيزي جز حمايت از حق زندگي مادي و آزادي براي جنايتكاران جنسي و فرهنگي و باز گذاشتن دست مستكبران نبود.
از طرف ديگر انقلابيون راستين و شيفتگان خدمت كه در حول محور استقلال و قطع وابستگي تجمع كرده بودند طرفدار قطع رابطه با آمريكا و دولت خائن مصر و همچنين قطع جريان نفت به اسرائيل و آفريقاي جنوبي (رژيم نژادپرست ) و نفي هرگونه مذاكرات سازشكارانه با مستكبرين بودند كه البته اين خواست اكثريت جامعه آن روز بود. اما دولتمردان و بويژه بني صدر و دار و دسته اش كه مخالف خواست اكثريت جامعه حركت مي كردند , از راه راست منحرف شده و اقدام به خروج بر حاكميت كردند.

در هر حال حركتي كه به سردمداري ليبرالها و با بازيگري منافقين و بني صدر و همزمان با حمله نظامي استكبار به سركردگي آمريكا و از طريق عراق به مرزهاي كشورمان آغاز شده بود درسهاي عبرت انگيز فراواني داشت . از جمله رسالتهاي مطبوعاتي و مراكز اطلاع رساني . انتقال اين درسها به نسلهاي بعدي با هدف بيداري و آگاهي است كه نسل جوان و سرمايه هاي اصلي انقلاب را ضمن آشنايي با تاريخ انقلاب براي بدست گيري مديريت آينده آماده كند.
متاسفانه غفلت چند ساله از اين وظيفه و سكوت عمدي و يا سهوي بخش اطلاع رساني , سبب گرديده كه نسل سوم انقلاب اسلامي امروز در مقابل اعمال تكراري و آزموده شده در دوران انقلاب اسلامي و بويژه بازيهاي شوم ليبراليسم در پوشش ملي گرايي , حقوق بشر و دموكراسي , عكس العمل مناسب را نداشته باشد. اين نكته بخودي خود تنها يك ضعف و نقيصه است كه بايد جبران شود , اما فاجعه آنجاست كه امروز نفوذيهاي به بدنه نظام تلاش مي كنند با تكرار همان شيوه ها و اصرار بر غفلت نسل سوم ضمن ندادن اطلاعات صحيح , واقعيتها را واژگونه ارائه كنند و از حسن نيت جوانان و بويژه دانشگاهيان به نظام و حاكميت سواستفاده كرده و ماهي مقصود را بگيرند. جا دارد تحليلگران سياسي در مراكز مختلف و گردانندگان برنامه هاي فرهنگي با احساس مسئوليت بيشتري به بازگوئي و بازآفريني صادقانه آن حركتها و رفتارها اقدام نمايند تا آنچه بايد در اختيار سرمايه هاي فرداي جامعه قرار گيرد , دستخوش فريب و نيرنگ نگردد.
همچنين بر جمعيت جوان جامعه كه مي تواند يكي از نعمتهاي الهي براي ادامه حركت انقلاب اسلامي باشد , واجب است تا تلاش كند بدون واسطه و در فرصت اندكي از عمر كه براي السابقون و نسل اول انقلاب باقي مانده , بدون واسطه حقايق انقلاب اسلامي و چگونگي پايه ريزي نظام جمهوري اسلامي و اهداف بلند امام راحل , دست يابد تا با آگاهي كامل در تندبادهاي حوادث و طوفانهاي مصنوعي , ساخته شده توسط برخي گروهها در عرصه هاي سياسي , فرهنگي و حتي اقتصادي قادر به تصميم گيري درست باشد.
امروز ليبراليسم رانده شده در اوايل انقلاب , دوباره به تجديد قوا پرداخته و در تدارك تصاحب سنگرهاي نظام و قبضه قدرت است . اما چگونگي حركت و شعارها و تكيه گاه اصلي آنها كه همانا بيگانه و استكبار بود , همچنان نمايان و قابل رويت است . هر چند كه تلاش مي كند تا محصولات فكري خود را با بسته بنديهاي جديد در قالب دموكراسي , آزادي , دفاع از حقوق بشر و ... ارائه كند , اما هدف همان است كه در غائله شوم 14 اسفند 1359 مدنظر بوده , يعني شكستن استقلال نظام جمهوري اسلامي و تكيه دادن آن به بيگانه و تهي كردن مفهوم ارزشهاي انقلاب اسلامي با جايگزيني معيارهاي دموكراسي آمريكايي و در يك كلام ترويج اسلام آمريكائي بجاي اسلام علوي . توجه داشته باشيد كه غرب حتي نام اسلام را هم نمي خواهد , اما اين واقعيت را پذيرفته كه در كشورهاي اسلامي و بويژه ايران اسلامي , حرف اول و آخر را در تمام عرصه هاي سياسي , اقتصادي , فرهنگي و اجتماعي , دين است كه مي زند ـ پس اعتراض به اصل دين هنوز امكان ندارد , اما خالي كردن محتواي آن و ارائه ديني با قرائتهاي غربي يا مختلف و با اشاعه فساد و فحشا براي شكستن حريم حرمتهاي ديني در بين جوانان , بدنبال راه نفوذ است راهي كه يكبار با پرداخت هزينه هاي بسيار سنگين و خون پاك بزرگمرداني همچون آيت الله بهشتي , رجايي , باهنر و دهها رادمرد ديگر مسدود شده است . اين اطمينان وجود دارد كه تا زماني كه راه امام و نسل پاك انقلاب اسلامي در صحنه باشد , غائله شوم 14 اسفند 1359 هرگز قابل تكرار نيست .
نفوذيهاي به بدنه نظام تلاش مي كنند با تكرار همان شيوه ها و اصرار بر غفلت نسل سوم ضمن ندادن اطلاعات صحيح واقعيتها را واژگونه جلوه داده و ماهي مقصود را بگيرند.
ليرالهاي آنروز بعنوان عاملين اصلي سد كننده راه رشد انقلاب اسلامي و با نفوذ در بخش از بدنه اجرايي كشور عمل مي كردند.
در غائله شوم چهاردهم اسفند 1359 كه عده اي همراه رئيس جمهور وقت (بني صدر) راه خروج بر نظام را برگزيده بودند , نطفه هاي يك توطئه كودتا از طرف ليبرالها عليه نظام اسلامي ديده مي شد.
با فرمان مستقيم بني صدر و تحت پوشش شعار چوب و چماق ديگر اثر ندارد , گارد رياست جمهوري و ميليشياي منافقين به مردم يورش برده و بسياري را مجروح و مضروب كردند كه تعدادي از اين مجروحين به شهادت رسيدند
امام جمعه تهران : گروهكهاي آمريكائي در 14 اسفند 59 دو چيز را مدنظر داشتند , اول اينكه يك غوغاي مصنوعي به راه انداختند , يعني اينكه كساني مي خواهند جلسه را خراب كنند و ديگر اينكه با آمادگي قبلي عده اي را كه نشان كرده بودند مورد ضرب و شتم قرار دادند.
اينكه چرا يك رئيس جمهور وعده اي كه بهرحال مدتها در مصدر قدرت بودند , چرا بر آن خروج كردند , در واقع مقابله اي بود از طرف تشنگان قدرت با شيفتگان خدمت .
امروز ليبراليسم رانده شده در اوايل انقلاب , دوباره به تجديد قوا پرداخته و در تدارك تصاحب سنگرهاي نظام و قبضه قدرت است