قسمت چهارم
محمد مهدي بهداروند
اشاره :
پس از تبيين زمينه هاي پيدايش انقلاب اسلامي و شيوه
تحليل انقلاب و تفاوتي كه ميان ماهيت نهضت و ماهيت
انقلاب وجود دارد , اينك نوبت پرداختن به اهداف انقلاب
رسيده است . اين اهداف در سه محور اهداف سياسي , اهداف
فرهنگي و اهداف اقتصادي , تنظيم شده است كه در اين بخش
به اهداف سياسي انقلاب مي پردازيم و در قسمت پنجم اهداف
فرهنگي را دنبال مي كنيم و قسمت پاياني نيز اختصاص به
اهداف اقتصادي و توجه دادن به برخي آفات دارد.
اهداف انقلاب اسلامي
اهداف و ايده آل هاي هر انقلابي برخاسته از خاستگاه و
پايگاه مفهومي آن مي باشد.
دنياي جديد و عصر كنوني , كه حامل تمدن و فرهنگي
نوين در عرصه حيات بشري است , نتيجه تحول در نگرشها , و
ظهور جهان بيني و انديشه هاي نويني است كه از رنسانس
علمي و فرهنگي اروپا سرچشمه مي گيرند. دنياي جديد ,
حاصل بينشها و نگرشهاي جديد به خدا , هستي , انسان روابط
اجتماعي آدميان است . فرهنگ و تمدن جديد غرب , كه بسان
بهمني غير قابل كنترل , تمامي فرهنگهاي موجود را مورد
تهديد قرار داده است , در آغاز جرقه اي بود كه در انديشه
متفكران نوگراي غرب بوجود آمد , و اندك اندك صورتي
اجتماعي به خود گرفت , اين امر در سير تحول تاريخي خود , با
بهره مندي از زمينه هاي مناسب اجتماعي و فلسفي , از رشد و
گسترش و بالندگي افزونتري بهره مند گرديد. بررسي تاريخ
تمدنها , اين نكته را تاييد مي كند , كه هر تمدن جديد , با
انديشه ها و نگرشهاي جديد آغاز مي شود. از اين رو , انقلاب
اسلامي ايران , به دليل برخورداري از انديشه ها , آرمانها ,
نگرشها و ارزشهاي نوين خود ـ كه براي فرهنگ و تمدن
اومانيستي غرب , چندان قابل شناخت و هضم نيست ـ سرآغاز
فرهنگ و تمدني نوين خواهد بود. انديشه ها و ارزشهاي
انقلاب اسلامي , با سپري شدن زماني كوتاه ـ كه در مقايسه با
گامهاي تاريخي تحولات تمدنها , چون لحظه اي زودگذر
مي نمايد ـ شكلي اجتماعي به خود گرفت و خيزشي همگاني را
باعث گرديد , و سرانجام موجبات تحقق نظام سياسي ـ فرهنگي
قدرتمندي را فراهم ساخت .
بروز جنگ تحميلي گام دوم در راستاي تحولات انقلابي
ملت ما به شمار مي رود , چرا كه انديشه حاكم در جنگ , حفظ
انقلاب و پيشبرد اهداف آن بود.
اين جنگ , از زاويه اي ديگر , تاثير ونقشي مهم در روند
تكوين تمدن اسلامي جديد داشت . در اين دوره تاريخي
درخشان , ظرفيتهاي جديد و شگفت آور انقلابي معتقدان به
انديشه ها و ارزشهاي انقلاب اسلامي , پديدار گرديد. در اين
جنگ , بينشها و ارزشهاي انقلاب , به رغم گستردگي عرصه
نبرد و كثرت دشمنان و پيچيدگي روزافزون جنگ و سلاحهاي
جنگي , به خوبي توانست از كيان اسلامي و ملي ما دفاع كند.
اگر به اين حقيقت , كه دوران ما , دوران ظهور و بروز
پيچيده ترين و مرموزترين انديشه ها , در باب جنگ و
مخاصمات مسلحانه انسانهاست , توجه كنيم , و دريابيم كه
امروزه كليه فنون و دانشهاي بشري به استخدام جنگ و امور
دفاعي درآمده اند , عظمت و اقتدار انديشه و تفكري كه دفاع
هشت ساله ما را , به عنوان بزرگترين نبرد كلاسيك قرن , هدايت
كرد , بيشتر هويدا خواهد شد.
بدون ترديد بايد اذعان داشت كه انديشه و اقتدار معنوي
حضرت امام خميني (ره ) , به عنوان فرمانده كل قوا , مهمترين
عامل هدايت گر اين دفاع سرنوشت ساز و پيروز
بود.
بازشناسي , تفسير , و تحليل انديشه هاي حضرت امام
خميني در تحليل اهداف انقلاب اسلامي ضرورتي انكارناپذير
و رسالتي مقدس در شرايط تاريخي معاصر است . انديشه ها ,
افكار و سيره عملي ايشان , به عنوان قرائتي نوين از آموزه هاي
ديني , از منظر دين شناسي و دين پژوهي , عرصه اي وسيع ,
لاجرم و ضروري , براي اين گونه پژوهشهاست . از جانب ديگر
بازشناسي و تدقيق در آرا و نظرات امام خميني به عنوان رهبر
كبير انقلاب اسلامي , و به عنوان فردي كه بزرگترين نقش را در
ايجاد , هدايت و بالندگي اين خيزش عظيم فرهنگي و تمدن
ساز دارد , علاوه بر قدرداني و قدرشناسي , ضرورتي
انكارناپذير در مطالعات تاريخي مربوط به فرهنگها و
تمدنهاست .
در حال حاضر , فرهنگ و تمدن غربي , با استفاده از
مدرن ترين ابزار تبليغي در زمينه هاي سخت افزاري و
نرم افزاري , و حقوق بين الملل نوين ـ كه عمدتا ريشه در باورها
و نگرشهاي فرهنگ غرب دارد ـ در تلاش است تا ارزشهاي
خود را جهاني ساخته و بدين وسيله , تك صدايي در عرصه
فرهنگ و تمدن را , در گستره گيتي تثبيت نمايد. بعد از جنگ
جهاني اول , جامعه ملل با تصويب ميثاق آن جامعه , و بعد از
جنگ جهاني دوم سازمان ملل متحد با تصويب منشور ملل
متحد هدف اوليه و عمده خود را , به عنوان سازمانهايي
بين المللي , در بسط و گسترش صلح و امنيت جهاني , از طريق
مشاركت و همكاري كشورهاي عضو آن سازمانها اعلام كردند.
اما خود به خوبي مي دانستند كه پديده تنازع , تخاصم و جنگ ,
همواره در حيات اجتماعي بشر وجود داشته و زدودن آن از
زندگي او امري ناممكن و محال مي باشد , اما به همان اندازه كه
وجود جنگ و دفاع ثابت بوده , همواره ماهيت آن در حال تغيير
و حركت به سوي پيچيدگيهاي روزافزون بوده است . از همين
رو با تصويب اساسنامه اين دو سازمان و ديگر سازمانهاي
جهاني , و ديگر كنوانسيونهاي مربوط به جنگ , تلاش كرده اند ,
از عواقب وخامت بار جنگ كاسته و دربرخي از موارد , صورت
انساني تري به آن بدهند. بدين ترتيب شاخه جديدي از
مطالعات حقوقي , در عرصه روابط بين الملل موجوديت يافت
كه در مراكز علمي , از آن به عنوان « حقوق مخاصمات
مسلحانه » يا « حقوق جنگ » ياد مي شود. به هر حال هدف از
تدوين حقوق جنگ , اعم از حقوق قراردادي يا حقوق عرفي ,
منطبق ساختن جنگ با معيارهاي مدنيت امروزي است .
با مروري بر مجموعه موضع گيري سياسي , فرهنگي و
اقتصادي امام در زمان هاي مختلف مي توان به صورت اجمالي
اهداف ذيل را بيان كرد.
1 ـ اهداف سياسي
مبارزه دائمي با ظلم استكبار جهاني و قطع سلطه
آن
انقلاب اسلامي داراي ماهيتي است كه با منافع و اهداف
سلطه گران و ستم پيشگان جهان در تضاد است , لذا هيچ گاه
سردمداران كفر واستكبار , ظهور انقلاب اسلامي را در عرصه
بين المللي تحمل نكرده , با تمام وسايل و امكاناتي كه در
اختيار دارند , به مقابله با آن برمي خيزند و تا نابودي انقلاب يا
عدول از ماهيت اصلي آن , دست از ضديت و شيطنت
برنخواهد داشت . حضرت امام با علم به اين مطلب , همواره به
مسلمانان مي فرمودند كه ما چه بخواهيم و چه نخواهيم , دشمن
با ما در ستيز دائمي خواهد بود , چه بهتر آن كه ما با آمادگي و
تجهيزات كامل در صحنه مبارزه حاضر باشيم و موقعيت
دشمن را در هر شرايطي به خطر انداخته و آرامش خاطر را از
آنان سلب نماييم :
« من باز مي گويم همه مسوولان نظام و مردم ايران بايد
بدانند كه غرب و شرق , تاشما را از هويت اسلاميتان , به خيال
خام خودشان , بيرون نبرند آرام نخواهند نشست . نه از ارتباط
با متجاوزان خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور.
هميشه با بصيرت و چشماني باز , به دشمنان خيره شويد و آنان
را آرام نگذاريد كه اگر آرام گذاريد لحظه اي آرامتان
نمي گذارند . » (1 )
همچنين امام راحل مبارزه دائمي با قدرتهاي فاسد جهان
را از اهداف ثابت و پايدار سياست خارجي ايران اسلامي
دانسته , پيروزي انقلاب اسلامي و قطع سلطه اجانب را آغاز
راه مبارزه قلمداد نموده اند :
« من بار ديگر از مسئولان نظام جمهوري اسلامي
مي خواهم كه از هيچ كس و از هيچ چيز , جز خداي بزرگ ,
نترسند و كمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد عليه فسادو
فحشا و سرمايه داري غرب و پوچي و تجاوز كمونيسم نكشند.
ما هنوز در قدمهاي اول مبارزه جهاني خود عليه غرب و
شرقيم . (2 )
صدور انقلاب و انتقال ارزشهاي آن به كشورهاي اسلامي و
جهان
امام خميني بااعتقاد راسخ به اين كه مردم جهان , خصوصا
ملل اسلامي , تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدي (ص ) هستند ,
مصمم بودند به هر وسيله ممكن , پيام انقلاب و داستان
رشادت و حماسه ملت ايران درسرنگوني رژيم ستمشاهي و
بازگشت به مقام عزت و شرافت را , به گوش جهانيان برسانند تا
آنان نيز با تاسي به ملت ايران , عليه حاكمان ستمگر و دست
نشاندگان استكبار جهاني به پا خيزند :
« مساله ديگر , صدور انقلاب است كه بارها گفته ام ما با
كسي جنگي نداريم , امروز انقلاب ما صادر شده است , در همه
جا اسم اسلام است و مستضعفين به اسلام چشم دوخته اند.
بايد با تبليغات صحيح اسلام را آن گونه كه هست , به دنيا
معرفي نماييد. وقتي ملتها اسلام را شناختند , قهرا به آن روي
مي آورند و ما چيزي جز پياده شدن احكام اسلام در جهان
نمي خواهيم . (3 )
همچنين امام كساني را كه با برداشت غلط صدور انقلاب ,
ايران اسلامي را به كشورگشايي متهم مي سازند , خصوصا
دشمنان انقلاب را مورد خطاب قرار داده و
مي فرمايند :
« مايي كه مي خواهيم اسلام در همه جا باشد و اسلام صادر
بشود , ما كه نمي گوييم كه مي خواهيم با سر نيزه صادر بكنيم . ما
مي خواهيم يك الگويي از اسلام در عالم , ولو يك الگوي
ناقصي باشد , نشان دهيم كه همه عقلاي عالم ... همه ملتهاي
مظلوم بفهمند كه اسلام چي آورده و در دنيا چه
مي خواهدبكند . (4 )
بدين ترتيب هدف از صدور انقلاب اسلامي , ارائه الگوي
زندگي و كشورداري , بر اساس موازين اسلام است , نه
كشورگشايي و لشكركشي كه استكبار جهاني و عوامل او , از
روي كينه و دشمني با اسلام , به تبليغ آن مي پردازند.
بيداري ملتها
از جمله اهداف سياسي حضرت امام خميني (ره ) بيداري
ملتهاي دربند و محروم , بر اساس افشاي نقشه هاي پليد
دشمنان و شكستن باور كاذب ملتها از قدرتهاي استكباري و
تقويت اراده عمومي براي دفاع همه جانبه از منافع ملتهاست .
به طوري كه تعميق آگاهي و هشياري دائمي ملتها را وظيفه
اوليه انقلاب اسلامي مي داند :
« انقلاب اسلامي ما تاكنون كمينگاه شيطان و دام صيادان را
به ملتها نشان داده است . جهانخواران و سرمايه داران و
وابستگان آنان توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به
چاه افتادن مظلومان را نظاره كنيم و هشدار ندهيم . و حال كه
اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر
جهان صدا زنيم كه اي خواب رفتگان ! اي غفلت زدگان ! بيدار
شويد و به اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاي گرگ منزل
گرفته ايد...آمريكا و شوروي در كمين نشسته اند و تا نابودي
كاملتان از شما دست برنخواهند داشت . و امروز همه مصيبت و
عزاي آمريكا و شوروي و غرب در اين است كه نه تنها ملت
ايران از تحت الحمايگي آنان خارج شده است كه ديگران را هم
به خروج از سلطه جباران دعوت مي كند(5 ) .
قطع ريشه هاي فساد
حضرت امام سه عنصر صهيونيسم , سرمايه داري و
كمونيسم را , ريشه هاي اصلي فساد در جهان بشريت دانسته و
نابودي آنها را از اهداف مهم سياسي انقلاب اسلامي مي داند :
« ما در صدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيسم ,
سرمايه داري و كمونيزم در جهان هستيم . ما تصميم گرفته ايم به
لطف و عنايت خداوند بزرگ , نظامهايي را كه بر اين سه پايه
استوار گرديده اند , نابود كنيم ونظام اسلام رسول الله (ص ) را
در جهان استكبار ترويج نماييم و دير يا زود , ملتهاي در بند
شاهد آن خواهند بود(6 ) .
عدم پذيرش سيادت كفر و شرك جهاني
بديهي است كه مسلمانان در راه مبارزه طولاني خويش ,
بايد بر مظلوميت خود و سبعيت و درندگي دشمنان يقين داشته
باشند. ذره اي اميد به دشمن , ممكن است شور و حركت و
مجاهده مسلمانان را ضعيف كند. به همين دليل امام راحل عدم
پذيرش سيادت كفر جهاني را شرطي مهم در تحقق اهداف
سياسي مي داند :
« از آن جا كه شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجي
شده ايد , بايد بر وحشت از مرگ غلبه كنيد و از وجود جوانان
پرشور و شهادت طلبي كه حاضرند خطوط جبهه كفر را
بشكنند , استفاده نماييد. به فكر نگهداشتن وضع موجود
نباشيد , بلكه به فكر فرار از اسارت و رهايي از بردگي و يورش
به دشمنان اسلام باشيد كه عزت و حيات در سايه مبارزه است
و اولين گام در مبارزه , اراده است و پس از آن تصميم بر اين كه
سيادت كفر و شرك جهاني , خصوصا آمريكا را بر خود حرام
كنيد . (7 )
رعايت و حفظ هميشگي سياست بين المللي اسلام
امام راحل بخوبي آگاه بود كه ترسيم خطوط استراتژيك
كلي براي نظام جمهوري اسلامي , از اهم مسائل است . از اين
رو دستورالعملي را تدوين فرمودند كه ايجاد خدشه در آن را ,
از سوي هر كس و هر مقامي جايز ندانسته , و رعايت دقيق و
حفظ آن را ضروري قلمداد نمودند :
« شعار نه شرقي و نه غربي ما , شعار اصولي انقلاب
اسلامي در جهان گرسنگان و مستضعفين بوده و ترسيم كننده
سياست واقعي عدم تعهد كشورهاي اسلامي و كشورهايي است
كه در آينده نزديك و به ياري خدا , اسلام را به عنوان تنها
مكتب و نجات بخش بشريت مي پذيرند و ذره اي هم از اين
سياست عدول نخواهد شد... پشت كردن به اين سياست
بين المللي اسلام , پشت كردن به آرمان مكتب اسلام و خيانت
به رسول خدا(ص ) و ائمه هدي (ع ) است و نهايتا مرگ كشور و
ملت ما و تمامي كشورهاي اسلامي است و كسي گمان نكند كه
اين شعار , شعار مقطعي است . ملاك عمل ابدي مردم ما و
جمهوري اسلامي و همه مسلمانان سرتاسر عالم است . (8 )
همچنين امام راحل مبارزه با ابرقدرتها را در جهت تحقق
سياست بين المللي اسلام , امري ضروري دانسته , معتقدند كه
شرط اعتلاي كلمه الله , پايه ريزي حكومت بر اساس سياست ,
« نه شرقي و نه غربي » است :
« بايد تمامي قدرتها و ابرقدرتها بدانند كه ما تا آخرين نفر
و تا آخرين منزل و تا آخرين قطره خون براي اعلاي كلمه الله
ايستاده ايم و بر خلاف ميل تمامي آنان , حكومت نه شرقي و نه
غربي را در اكثر كشورهاي جهان پايه ريزي خواهيم نمود(9 ) .
نهراسيدن از دشمن
يكي از شيوه هاي معمول دشمن براي تطميع ملتها , بزرگ
جلوه دادن قدرت كاذب خود به منظور ايجاد خوف و ترس در
دل آنان است , به طوري كه با احساس ترس از قهر و غضب
قدرتهاي بزرگ , فكر مبارزه و جنگ با آنان را در سر نپرورانند.
البته اين شيوه تاكنون به همراه جنگ تبليغاتي شديد محافل
وابسته به بيگانگان , كارساز بوده است . امام راحل نترسيدن از
دشمن , همراه با تقويت انگيزه خداگرايي را يكي از شيوه هاي
موثر در تحقق اهداف سياسي مي داند :
« ما از جنگ نبايد بترسيم , پيغمبر اكرم جنگ كرده است
براي اسلام , حضرت امير جنگ كرده است براي اسلام , صدر
اسلام در چند سال , چندين جنگ , هشتاد تا , چقدر جنگ واقع
شده , ما بايد مهيا بشويم براي جنگها , و ما قدرت داريم , ما
جوانها را داريم . يك ملت هستيم كه با وحدت كلمه و با اتكال
به خداي تبارك و تعالي , همه چيز را ما مي توانيم پيش ببريم .
هيچ خوف از اين مسائل نداريم . اينها كه ايجاد خوف
مي خواهند بكنند در شما , همانهايي هستند كه در زمان شاه
مخلوع هم ايجاد خوف كرده بودند و آن , به واسطه همان ايجاد
خوف سر جاي خودش نشسته بود و به خيال خودش سلطنت
مي كرد. وقتي اين خوف شكسته شد , ديديم كه توخالي بود ,
واقعيت آن طوري كه مي گفتند , نداشت . قدرتهاي ديگر هم
همين طور است . خيال نكنيد كه اينها شاخ و دم خيلي بزرگي
دارند . (10 ) .
حمايت از محرومان و مستضعفان
حضرت امام رسيدگي به مشكلات و مسائل مسلمانان و
حمايت از محرومان جهان را , از اصول مهم سياست خارجي
جمهوري اسلامي مي داند :
« ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگي به مشكلات و
مسائل مسلمانان وحمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با
تمام وجود تلاش نماييم . و اين را بايد از اصول سياست
خارجي خود بدانيم . » (11 )
پاورقي :
1 ـ صحيفه نور ج 21 , ص 109 ,
2 ـ همان , ج 21 , ص .108
3 ـ صحيفه نور ج 15 , ص .200
4 ـ همان , ج 18 , ص .129
5 ـ صحيفه نور ج 20 , ص 237 ـ 238
6 ـ صحيفه نور , ج 20 , ص 232
7 ـ صحيفه نور , ج 20 , ص .232
8 ـ صحيفه نور , ج 20 , ص 114
9 ـ همان , ج 20 ص .61
10 ـ صحيفه نور , ج 13 ص 144
11 ـ همان , ص .238
حضرت امام خميني :
نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شويد و نه از
قطع ارتباط با آنان رنجور. هميشه با بصيرت و
چشماني باز , به دشمنان خيره شويد و آنان را آرم
نگذاريد كه اگر آرام گذاريد لحظه اي آرامتان
نمي گذارند.
مايي كه مي خواهيم اسلام در همه جا باشد و
اسلام صادر شود , ما كه نمي گوييم كه مي خواهيم با
سرنيزه صادر بكنيم . ما مي خواهيم يك الگويي از
اسلام در عالم , ولو يك الگوي ناقصي باشد , نشان
دهيم كه همه عقلاي عالم ... همه ملتهاي مظلوم
بفهمند كه اسلام چي آورده و در دنيا چه مي خواهد
بكند.
حضرت امام خميني :
انقلاب اسلامي ما تاكنون كمينگاه شيطان و
دام صيادان را به ملتها نشان داده است .
جهانخواران و سرمايه داران و وابستگان آنان
توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به
چاه افتادن مظلومان را نظاره كنيم و هشدار
ندهيم .
ما در صدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد
صهيونيسم , سرمايه داري و كمونيزم در جهان
هستيم .
به فكر نگهداشتن وضع موجود نباشيد , بلكه
به فكر فرار از اسارت و رهايي از بردگي و
يورش به دشمنان اسلام باشيد كه عزت و
حيات در سايه مبارزه است و اولين گام در
مبارزه , اراده است و پس از آن تصميم بر اين
كه سيادت كفر و شرك جهاني , خصوصا آمريكا
را بر خود حرام كنيد.
|