بسم الله الرحمن الرحيم
اينكه گفته اند « تجربه بالاتر از علم است » مطلب درستي
است كه خود نيز به تجربه ثابت شده است . اين روزها در
گرماگرم مباحث مربوط به « نظارت استصوابي » كه در قالب
لايحه اصلاح قانون انتخابات در مجلس شوراي اسلامي مطرح
است , تبليغات داوطلبان انتخابات شوراها تجربه اي جديد شد
كه به كمك علم آمد و آنچه را كه طرفداران نظارت استصوابي با
تكيه بر علم و اطلاع ميگفتند , به اثبات رساند. در روزهاي هفته
منتهي به نهم اسفند , بسيار ديده شده اند افرادي كه با مشاهده
تبليغات انتخاباتي داوطلبان عضويت در شوراها , با صراحت
گفتند اگر تا امروز ترديد داشتيم كه نظارت بايد استصوابي باشد ,
اكنون با مشاهده اين عملكرد شرم آور و فريبكارانه , اعتقاد راسخ
پيدا كرده ايم كه فقط از طريق نظارت استصوابي است كه ميتوان
مردم را در جريان هر انتخاباتي از فريب ها و نفاق ها و دغل بازيها
در امان نگهداشت و به آنها كمك كرد تا سره را از ناسره
تشخيص دهند و راه را از چاه بازبشناسند.
شايد اشاره به نمونه هائي از تبليغات نامزدهاي انتخاباتي
شوراها كه ديروز انتخابات آن برگزار شد , موضوع را روشن تر
كند.
در تهران , مدير يك چاپخانه ميگفت : يكي از نامزدهاي
انتخابات شوراها از ما خواست چند نوع پوستر براي او چاپ
كنيم , با ريش , بي ريش , نصفه ريش , با شعارهاي غربي , با
شعارهاي شرقي , با شعارهاي مادي , با شعارهاي معنوي ,
پوسترهاي ساده , پوسترهاي پرزرق و برق و... از او پرسيديم اين
تفاوت ها چرا در جواب گفت : چون مردم هر منطقه اي از تهران
يك تيپ قيافه و يك نوع شعار را مي پسندند و من ميخواهم اين
پوسترها را طبق سليقه هاي مختلف مردم بالاي شهر و پائين شهر
و وسط شهر چاپ كنم تا بتوانم توجه همه را جلب كنم .
نمونه ديگر مربوط به يكي از شهرهاست كه يك زن با
دستكاري عكس و جوان تر نشان دادن خود , سعي كرد توجه
جوانان را جلب كند و با نوع شعارها و پوسترهاي انتخاباتي خود
كاري كرد كه عده اي از اوباش درحاليكه عكس هاي او را دردست
و نام او را بر زبان داشتند , در خيابانها خطاب به او ميگفتند
دوستت داريم و عكس او را ميبوسيدند و ميگفتند ما به تو راي
ميدهيم . اين وضعيت آنچنان زننده بود كه شوهر آن زن در
روزهاي تبليغات انتخاباتي بارها با اين افراد درگير شد و با آنها
كتك كاري كرد...
در اكثر شهرها عناويني از قبيل دكتر و مهندس , به عنوان
پيشوند اسامي داوطلبان بر روي اوراق تبليغاتي نقش بسته بود
درحاليكه بسياري از اين عناوين , جعلي و نادرست بود. دكترها و
مهندس هاي قلابي , سعي مي كردند ضعف هاي خود را پشت اين
عناوين بپوشانند و مردم را فريب دهند و از آنها راي بگيرند.
و از ميان ده ها نمونه ديگر فقط اين يك نمونه را هم يادآور
شويم كه در تهران , تعدادي از داوطلبان , كساني بودند كه از
كودكي در غرب زندگي كرده اند و همين نزديكيهاي انتخابات
شوراها به ايران آمده اند و در هتل هاي گران قيمت اقامت نموده و
با هزينه هاي سنگيني به تبليغ خود پرداخته اند , بدان اميد كه به
شوراها راه يابند و ماموريتي را كه برعهده آنها گذاشته شده اجرا
نمايند. اوراق انتخاباتي و پارچه نوشته ها و عكسهاي اين افراد ,
اسناد زنده اي هستند كه براين واقعيت تلخ گواهي
ميدهند.
شما كه خواننده اين سطور هستيد با ملاحظه اين نمونه ها
چه برداشتي از اين انتخابات داريد آيا اظهارات آن مدير
چاپخانه نشانه حضور نفاق در ميان داوطلبان نيست ! آيا زني كه
به شخصيت زنانگي خود اين چنين چوب حراج مي زند , ميتواند
براي شهر و كشور مفيد باشد ! آيا جاعلان عناوين قلابي دكتر و
مهندس ميتوانند شهر را آباد كنند و به فرهنگ ما سروسامان
ببخشند و مشكلات اجتماعي ما را حل كنند ! آيا آنها كه با
چمدان هاي پر از پول از غرب آمده اند و مامورند , صلاحيت
دارند براي مسائل شهري ما تصميم گيري كنند !
مردم كه فرصت بررسي سوابق اينهمه داوطلب را ندارند و
مهمتر آنكه تجربه نشان داده است تبليغات ميتواند روز روشن را
همچون شب تيره و شب سياه را همچون روز روشن جلوه دهد ,
با اين حساب تكليف چيست آيا جز نظارت استصوابي كه سره
را از ناسره و صالح را از فاسد جدا مي كند و به مردم در شناسائي
افراد كمك مي كند , راه ديگري باقي ميماند ! عملكرد هيئت
نظارت در اين انتخابات شوراها , تجربه اي كاملا روشن بود كه
نشان داد تسامح و تساهل در اين مراسم نه تنها خدمت به مردم و
كشور نيست , بلكه رها كردن مردم در ميان انبوه دغلكاراني است
كه براي پركردن جيب خود و بازي هاي باندي و جناحي و به راه
انداختن جنگ قدرت و در مواردي ضربه زدن به كشور به نفع
بيگانگان به صحنه آمده اند و البته افراد شايسته و لايق بامشاهده
اين وضعيت , يا كنار ميكشند و يا اگر به صحنه هم بيايند كنار زده
ميشوند.
شگفت انگيز است كه با تجربه تلخ دوره اول شوراها چرا
مسئولين اينبار اينگونه بي تفاوت از كنار اين موضوع مهم عبور
كرده اند آنچه در تبليغات انتخاباتي دوره دوم شوراها مشاهده
شد , يك پوزخند بزرگ بود , پوزخندي به همه كساني كه حاضر
نيستند اصل عقلائي نظارت استصوابي را بپذيرند.
|