بسم الله الرحمن الرحيم
شورا خوبست اگر براساس و اصول صحيح استوار باشد و
برآيندش صلاح و سداد باشد. قانون اساسي جمهوري اسلامي
ايران در اصل يكصدم ميگويد : « براي پيشبرد سريع برنامه هاي
اجتماعي , اقتصادي , عمراني , بهداشتي , فرهنگي , آموزشي و
ساير امور رفاهي از طريق همكاري مردم با توجه به مقتضيات
محلي , اداره امور هر روستا , بخش , شهر , شهرستان يا استان با
نظارت شورائي بنام شوراي ده , بخش , شهر , شهرستان يا استان
صورت ميگيرد كه اعضاي آن را مردم همان محل انتخاب
مي كنند » .
اين اصل , به روشني نشان ميدهد روح شوراهاي مورد نظر
قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي , كاملا غيرسياسي است و
اعضاي شوراها بايد صرفا براي حل مشكلات اجتماعي ,
اقتصادي , عمراني , بهداشتي , فرهنگي , آموزشي و ساير امور
رفاهي و پيشرفت جامعه در اين زمينه ها برنامه ريزي كنند. طبعا
مسئولين اجرائي كه طبق قانون اساسي (اصل 103 ) موظف به
اجراي برنامه هاي مصوب شوراها هستند نيز بايد با اين مصوبات
و برنامه ها برخورد غيرسياسي داشته باشند , در غير اينصورت
شوراها فلسفه خود را از دست ميدهند و بجاي آنكه گره گشا
باشند , خود به معضلي براي كشور تبديل مي شوند همانطور كه
شوراي شهر تهران و بسياري از شوراهاي ديگر شدند.
از سالهاي ابتداي استقرار نظام جمهوري اسلامي , شوراها
در روستاها تشكيل شدند و در تمام سالهاي دهه هاي اول و دوم
مشغول فعاليت بودند. نسبت به شهرها اين احساس وجود
داشت كه شرايط از جنبه ها مختلف براي تشكيل شوراها فراهم
نيست و بايد با تدوين قوانين روشن تر و عبور از مراحلي كه
زمينه را براي درست عمل كردن شوراها فراهم مي سازد صبر كرد
تا شوراها به آنچه قانون اساسي مشخص كرده عمل نمايند و به
انحراف كشيده نشوند. عملكرد ناپخته اولين دوره شوراها كه
اكنون روزهاي پاياني خود را پشت سر ميگذارند , صحت اين
طرز فكر را كاملا تاييد كرد. سياسي كاري , اختلاف , درگيري ,
اختلال و سرانجام انحلال , چيزهائي هستند كه در كارنامه اولين
دوره شوراها بصورت برجسته خودنمائي مي كنند و اين سوال را
در اذهان برجسته مينمايند كه آيا حدود 200 هزار نفر بر
حقوق بگيران كشور افزوده شده است تا بر اختلافات و
درگيري ها و سياسي كاري ها افزوده شود و راه براي
سواستفاده هاي شغلي عده اي ديگر هموار گردد
تبليغات شرم آور داوطلبان دومين دوره شوراها در اكثر نقاط
كشور بويژه تهران كه اين روزها در جريان است , انحراف شديد
شوراها از مسير تعيين شده در قانون اساسي را كاملا مشخص
مي كند. كساني كه با هزينه هاي ميلياردي تلاش مي كنند به شوراها
راه يابند , آيا دلسوز عمران و آباداني و فرهنگ و بهداشت و
آموزش و رفاه مردمند يا درصدد رسيدن به روزنه اي براي راه
يافتن به درآمدهاي كلان , موقعيت هاي سودآور و زمينه هائي
براي بازي هاي سياسي و دست يابي به قدرت و حاكميت هستند
فقط افراد ساده لوح ممكن است اين واقعيت تلخ را درك نكنند و
شعارهاي توخالي و عوام فريبانه و انحرافي كه اين روزها بر در و
ديوار شهرها نقش بسته است را باور كنند.
براي يك لحظه هم كه شده به اين نكته فكر كنيد كه اگر همين
امروز , شهداي ما كه در صحنه هاي مبارزه عليه رژيم ستم شاهي
و براندازي فرهنگ منحط وارداتي و طاغوتي به شهادت رسيدند
و شهدائي كه در عرصه هاي حماسي دفاع مقدس به لقاالله
پيوستند , سر بردارند و به شعارهائي كه اكنون بر در و ديوارها
نقش بسته و در روزنامه ها به چاپ ميرسد نگاهي بيندازند كه در
آنها هيچ اشاره اي به اسلام و انقلاب و امام و آرمانها و ارزشها و
شهدا و جانبازان و آزادگان و مفقودان و ايثارهاي آنها نيست و
هرچه هست خودباختگي و دروغ و فريب است , به ما چه
خواهند گفت از كساني كه با اين شعارها ميخواهند وارد شوراها
شوند يا ميخواهند عده اي را وارد شوراها كنند , توقعي جز همين
نيست , شهدا نيز از آنها سوالي ندارند , ولي اگر از ما بپرسند شما
چرا خاك مرگ و سكوت و سكون بر سرو روي خود پاشيده ايد و
در برابر اين انحراف خطرناك هيچ نميگوئيد , چه جوابي داريم
راستي چه جوابي داريم
به شهدا كاري نداشته باشيم , آنها گليم خود را از آب بيرون
كشيده اند , به خودمان فكر كنيم . واقعا با اين شرب اليهودي كه به
راه افتاده است , به كجا ميرويم چه سرنوشتي در انتظار ما و
فرزندان ماست آيا اين , فرهنگ انتخابات است كه ما داريم
حساب اجرا و نظارت انتخابات شوراها كه با كرام الكاتبين
است , اما اينها كه ميخواهند به شوراها بروند ـ البته نه همه آنها ـ
آيا سوداي خدمت در سر دارند !
نوشتن مقاله را كه شروع ميكردم قصد داشتم بنويسم
داوطلباني كه اين چنين تبليغ مي كنند و اين چنين شعار ميدهند ,
از همين حالا رفوزه اند چه به شوراها بروند و چه نروند , ولي
حالا به اين نتيجه رسيده ام كه بنويسم ما خودمان كه شاهد
ساكت اين صحنه ايم , رفوزه ايم !
|