ما مردم تهران از صبح كه از خواب بيدار
مي شويم و روز را آغاز مي كنيم تا شب كه سر بر
بالين مي گذاريم , در زير چتري از هواي مسموم
تلاش ودوندگي مي كنيم و دير يا زود ناگزير
هستيم قسمت اعظم آنچه را كه بدست
آورده ايم , صرف درمان بيماري خود كنيم .
مي دانيم آلودگي هواو سمومي كه بتدريج وارد
بدن همه ما مي شود تا چه اندازه در ايجاد انواع
بيماريهاي عصبي مانند اضطراب ,
بي حوصلگي , خستگي , عصبانيت , تپش قلب و
نيز تا چه اندازه در ايجاد بيماريهاي جسمي
مانند سرطان خون , سكته و ايست هاي ناگهاني
قلبي موثر است . متاسفانه در چنين محيطي ,
كودكان و جوانان تا حد بسيار زيادي نسبت به
آلودگي هوا آسيب پذيرتر از بقيه هستند. بچه ها
چون كوچكتر هستند و ضربان قلبشان تندتر
است , با هر تنفس ميزان بيشتري از سموم را
وارد بدن خود مي كنند . آيا ديدن اين همه
كودك كه به سرطان خون مبتلا شده اند , بر
وجدان همه ما سنگيني نمي كند! آيا تربيت
نسلي بيمار و عقب مانده بر وجدان ما سنگيني
نمي كند!
نزديك به 80 در صد آلودگي هواي تهران
به دليل سوخت خودروهاست . اين دود
ماشينهاست كه سايه اي شوم بر هستي ما انداخته
و هيچ كس مصون نيست . ما با هر نفسي كه
مي كشيم اين سموم را بيشتر و بيشتر وارد بدن
خود مي كنيم . ديدن آسمان آبي و تنفس در
هوايي پاك , امروزه براي مردم اغلب شهرهاي
بزرگ به رويايي دست نيافتني تبديل شده
است .
انسان از ديرباز به منظور بهبود و ارتقا
كيفيت و كميت زندگي به طور دائم در محيط
زيست دخالت نموده و تخريب و آلودگي , از
مهم ترين پيامدهاي ناشي از اين اقدام بي رويه
است و در صورت ادامه دخل و تصرف بدون
تفكر و برنامه ريزي بشر در محيط , اين آلودگي
همچنان تشديد مي شود.
به اعتقاد كارشناسان , افزايش بي رويه
جمعيت و برنامه هاي توسعه در كشور موجب
گسترش روزافزون روند شهرنشيني بدون در
نظر گرفتن ملاحظات زيست محيطي گرديده و
منجر به بروز معضلاتي در ابعاد گوناگون شده
است .
اينگونه مشكلات معمولا متاثر از
فعاليت هاي انساني و در نتيجه واكنش هاي
پنهان و آشكار زيست محيطي بوده و مي بايست
در قالب راهبردهاي توسعه ملحوظ گردد كه
تحقق اين امر مستلزم مساعدت و همكاري كليه
نهادهاي اجرايي و علمي كشور است .
انواع متفاوتي از آلاينده هاي هوا وجود
دارد كه اثرات مضري بر سلامت انسان , گياهان
و جانوران داشته و محيط زيست طبيعي را
تحت تاثير قرار مي دهد. دود ناشي از احتراق
نفت , مواد مضر نشر يافته از فرآيندهاي
شيميايي متفاوت , فلزات سنگين به همراه
فلزات پالايش شده و بوهاي نامطبوع متصاعد
شده از فرآيندهاي متفاوت از جمله مهم ترين
آلاينده هايي هستند كه سبب بروز مشكلات در
مناطق حساس مي شوند.
بر اساس مطالعات انجام شده , سهم
وسايل نقليه در ايجاد پارامترهاي آلاينده هوا
نسبت به ساير منابع در درجه اول قرار دارد و
كارخانجات و منابع گرمايشي خانگي و تجاري
و ساير منابع در مراتب بعدي قرار
دارند.
آلودگي هوا اثرات بسياري بر سلامتي
انسان مي گذارد و مهم ترين تاثير آن بر دستگاه
تنفس است .
در صورت وجود آلودگي هوا , ابتدا
دستگاه تنفس , سپس چشم و در آخر اعضاي
توليد كننده مخاط تحت تاثير قرار مي گيرند.
آلودگي هوا مي تواند سلامتي انسان را به
طرق مختلف تحت تاثير قرار دهد. بعضي از
مواد آلاينده با اثرات شديد به پوست
مي چسبند , برخي ديگر مانند فلزات سنگين و
مواد آلي پس از ورود به خاك وارد محصولات
كشاورزي شده و از طريق مواد غذايي وارد بدن
انسان مي شوند. مواد مضر در هوا كه اثرات
فيزيولوژيك دارند بر پوشش هاي مخاطي بدن
مانند بيني , ناي و كيسه هاي هوايي تاثير
مي گذارند.
در صورت تجمع مواد آلاينده در هوا ,
شدت تاثير آنها بيشتر مي شود و از طرف ديگر ,
آلاينده هاي محلول اثر يكديگر را تشديد
مي كنند.تاثير مواد آلاينده بر بدن به اندازه
غلظت و نيز اجزا تشكيل دهنده آنها بستگي
دارد.
بيماري هاي نظير برونشيت , آسم ,
برونشيت مزمن , ناراحتي هاي روحي و عصبي ,
سرطان ريه و اعضاي تنفسي , سكته قلبي در اثر
تجمع بنزوپيرن , آرسنيك , كروم و غيره در هوا
ايجاد مي شوند.
پزشكان متخصص كودكان نسبت به تاثير
منفي آلودگي هوا بر كودكان و تحميل هزينه هاي
فراوان بر خانواده ها هشدار مي دهند زيرا
آلودگي هوا در تهران موجب تشديد بيماريهاي
عفوني و تنفسي و طولاني شدن درمان
حساسيتها و عفونت ها در كودكان شده است .
آلودگي هوا باعث بروز آسم , بزرگ شدن
لوزه سوم , كم شنوايي و تاثيرات ذهني و شايع
شدن بيماريهاي قلبي , عروقي و تنفسي در
كودكان مي شود.
بر اساس گزارش سازمان حفاظت محيط
زيست هر شهروند تهراني روزانه به طور
متوسط 700 گرم هواي آلوده به سرب استنشاق
مي كند. سرب موجود در هوا علاوه بر
بيماريهاي تنفسي باعث كند ذهني و كاهش
هوش و استعداد كودكان مي شود و اين در حالي
است كه ماسكهاي كاغذي هيچگونه تاثيري در
كاهش سموم آلودگي هوا ندارد.
در همين رابطه چندي پيش يك شبكه
تلويزيوني اسپانيا در بخش خبري خود گزارش
داد كه سالانه هزاران شهروند تهراني براثر
آلودگي هوا جان خود را از دست مي دهند. در
اين گزارش تصريح شده كه افزايش منواكسيد
كربن موجب افزايش بيماريهاي قلبي و عروقي
گرديده و در هر 5 سال پنج هزار نفر براثر ابتلا به
بيماريهاي ناشي از آلودگي هوا تسليم مرگ
مي شوند.
شبكه پنج تلويزيون اسپانيا ميزان آلودگي
هواي تهران را بسيار بيشتر از حد مجاز اعلام
شده از سوي سازمان بهداشت جهاني توصيف
كرده و عامل آن را حركت بيش از دو ميليون
خودرو در سطح شهر كه غالبا فرسوده هستند و
بنزين سرب دار مصرف مي كنند , دانسته است .
اين شبكه تلويزيوني در پايان گزارش
خود مي افزايد 13 ميليون نفر سكنه شهر عظيم
تهران هر بار كه تنفس مي كنند , محكوم به اين
هستند كه ششهاي خود را از هواي مسموم پر
سازند.
مركز اطلاع رساني آلودگي هوا تقريبا همه
روز از قرار گيري شاخص كيفيت هواي تهران
در شرايط « ناسالم » خبر مي دهد. اين رويداد به
دليل تكرار در طول سال شايد از ديدگاه
شهروندان تهران خبري تازه محسوب نشود و
در واقع به گونه اي با آن سازگار شده باشند , اما
نبايد از تبعات و تاثيرات آلودگي هوا در اين
شرايط بر سلامت شهروندان پايتخت غافل شد.
تمامي كارشناسان و مسئولين بر اين باورند كه
يكي از مهم ترين راههاي كاهش آلودگي هوا ,
مشاركت شهروندان است .
دبير ستاد هواي پاك كشور در اين باره
معتقد است : همكاري بين بخشي , مشاركت
مردمي و اختصاص بودجه لازم به عنوان 3
محور اساسي در زمينه كاهش آلودگي هواست .
وي با اشاره به محور اول يعني همكاري
بين بخشي تصريح مي كند : تاخير در گازسوز
كردن وسايل نقليه عمومي و تخطي برخي
خودرو سازان از استانداردهاي مصوب , نشانه
عدم تعهد به ايجاد هماهنگي بين بخشي است .
دبير ستاد هواي پاك كشور مي افزايد : حدود
اختيارات ارگان ناظر در بحث آلودگي هواـ
سازمان حفاظت محيط زيست ـ مشخص
نيست .
به گفته وي , زماني كه در لايه حاكميت ,
ارگانهايي كه در زمينه آلودگي هوا نقش دارند
به تعهدات خود عمل نمي كنند , نمي توان به
محور دوم يعني مشاركت هاي مردم خوشبين
بود , چرا كه به هر حال اين امر موجب ايجاد
عدم انگيزش در مردم شده و مشاركت آنها را
در اين بحث به حداقل مي رساند.
دبير ستاد هواي پاك كشور با اشاره به
اينكه برنامه هاي كاهش آلودگي هوا بايد
براساس شرايط فرهنگي , اجتماعي و اقتصادي
تعيين شود , در پايان بر ضرورت اعلام برنامه
زمانبندي جهت انجام اقدامات ارگانها در بحث
آلودگي هوا و برخورد شديد و جدي با خاطيان
تاكيد مي كند.
مدير عامل شركت كنترل كيفيت هوا نيز
حل معضل آلودگي هواي تهران را از طريق
تصميم ملي , حمايت هاي دولتي و مشاركت
مردمي امكان پذير مي داند. وي مي افزايد :
اجراي راهكارهاي مقابله با آلودگي هوا با
وضعيت اقتصادي افراد جامعه , سازمانها و
ارگانهاي دولتي ارتباط دارد به طوري كه اجراي
يك راهكار ممكن است در برخي موارد
موجب ضرر و زيان به شهروندان شود. بنابر اين
موفقيت در اجراي اين راهكارها نيازمند
حمايت هاي دولتي است .
وي خاطرنشان مي كند : مقابله با آلودگي
هوا ضايعاتي به دنبال دارد و عده اي منافع
شخصي خود را در اين زمينه از دست مي دهند
كه بخشي از اين ضرر و زيان بايد از سوي
دولت جبران شود و بخشي از جبران زيانها را
نيز بايد آلوده كنندگان هوا پرداخت كنند. به
عنوان مثال فردي كه از موتور سيكلت دودزا
استفاده مي كند , بايد آن را به نفع عموم مردم
كنار بگذارد.
دبير كميته هماهنگي و نظارت مواقع
اضطراري آلودگي هواي تهران نيز معتقد است :
اقدامات هماهنگ و توام دستگاههاي مسئول و
همكاري تمام شهروندان در جهت رعايت
توصيه هاي زيست محيطي مي تواند به كاهش
آلودگي هوا منجر شود.
وي با بيان اينكه حل بخشي از معضل
آلودگي هواي تهران نيازمند اقدام قاطع مسئولان
است , خاطر نشان مي كند : در صورتي كه مردم
همكاري لازم را نشان ندهند حتي اگر تمامي و
ارگانها وظايف خود را اجرا كنند , اين موضوع
معطل خواهد ماند.
يك كارشناس محيط زيست نيز مي گويد :
با توجه به شرايط خاص تهران به عنوان يك
كلانشهر در راستاي كاهش آلودگي هوا بايد
طرحهاي كوتاه , ميان و دراز مدت اجرا شود.
وي مي افزايد : از طرحهاي كوتاه مدت و ضربتي
مي توان به گسترش فرهنگ ترافيك , ممنوعيت
ورود خودروها به داخل شهر , گسترش وسايل
نقليه همگاني و در كنار آن گسترش فرهنگ
استفاده از وسايل نقليه عمومي اشاره كرد. اين
كارشناس ارشد محيط زيست در پايان از
گازسوز كردن خودروها , بهينه سازي مصرف
سوخت و گسترش خطوط مترو به عنوان ديگر
راهكارهاي كاهش آلودگي هواي تهران نام
مي برد.
مدير كل دفتر بررسي آلودگي هوا نيز در
اين باره تصريح مي كند : پيشرفت ها در برنامه
جامع كاهش آلودگي هوا بايد سريعتر باشد. وي
راه حل معضل آلودگي هواي تهران را برنامه
جامع كاهش آلودگي هوا مي داند و مي گويد :
روند اجراي برنامه جامع كاهش آلودگي هواي
تهران بايد سريعتر شده و مردم نيز در اجراي
فعاليت هاي زيست محيطي و كاهش آلودگي
هوا مشاركت بيشتري داشته باشند.
|
بررسي آثار سو سرمايه گذاري خارجي در بعد اقتصادي , فرهنگي ـ سياسي و امنيتي
|
بحث سرمايه گذاري خارجي در
سالهاي اخير بويژه از اواخر سال گذشته
به يكي از مباحث جنجالي در عرصه هاي
مختلف اجتماعي تبديل شده و برخي
مطبوعات و مجامع دانشگاهي از فوايد
آن در رونق اقتصادي كشور و حل معضل
بيكاري جوانان سخن به ميان مي آورند ,
اما به راستي اين مقوله چه دستاوردي
براي كشور به ارمغان مي آورد
لازم است قبل از ورود به اين بحث
در زمينه پيشينه و تجارب تاريخي
كشورمان در مقطع پيش از انقلاب اسلامي
به كنكاش بپردازيم زيرا كه يكي از دلايل
اصلي حساسيت نسبت به سرمايه گذاري
خارجي , تجربه عملي از اين امر در دوران
قبل از انقلاب مي باشد; زماني كه كشور
ماو عرصه اقتصادي آن جولانگاه
شركت هاي چند مليتي و صهيونيستي بود
و آثار سويي را به اقتصاد كشورمان
متحمل مي ساخت كه عبارتند از :
1 ـ سرمايه گذاران داخلي و همچنين
توليد كنندگان داخلي با واكنش منفي
دولتمردان رژيم مواجه مي شدند زيرا كه
سودهاي كلان خود را در گرو تسلط
بيگانگان بر اقتصاد كشور مي ديدند.
2 ـ وابستگي اقتصادي و نيازمندي به
بيگانگان تشديد مي گرديد.
3 ـ با ايجاد نيازهاي كاذب مصرفي در
اثر تبليغات و واردات بي رويه , استفاده از
كالاهاي مصرفي لوكس , آرايشي و
تجملاتي تشويق مي گرديد.
4 ـ منابع ارزي كلان به جيب
سرمايه گذاران خارجي سرازير مي شد.
5 ـ منابع عظيم مالي , انساني و معدني
توسط سرمايه گذاران خارجي غارت
مي گرديد.
6 ـ حوزه فرهنگ ملي آسيب پذير
گرديده و ساختار فرهنگ ملي اجتماعي
را متزلزل مي ساخت .
7 ـ رسوخ مظاهر فرهنگ غرب مانند
بي بند و باري , اعتياد و ماديگرايي
ره آورد شوم آن بود.
لذا ساده انگاري خواهد بود كه تصور
كنيم سرمايه گذار خارجي دلش به حال
توسعه و پيشرفت ما مي سوزد و به فكر
توليد سازنده و پرتلاش و ايجاد اشتغال و
ارزش افزوده و افزايش سطح توليد
ناخالص ملي ما خواهد بود!
لذا به برخي از آثار سو اين مقوله در
ابعاد اقتصادي , فرهنگي , سياسي و
امنيتي كشور باتوجه به سوابق عملكرد
اين جريان مالي دركشورهاي جهان سوم
و به ويژه سابقه و تجارب آن در كشور
خودمان دردوران رژيم منحوس پهلوي
شاره مي شود :
الف ) آثار سو سرمايه گذاري خارجي در
بعد اقتصادي
1 ـ تشديد وابستگي
اقتصادي :
جلب سرمايه خارجي اگر حتي در
شرايط مطلوبي انجام و تكرار شود باز هم
كشور اسير سرمايه گذاري خارجي شده و
به آن وابسته مي گردد. در شرايط وابستگي
اقتصادي اگر دولت مصمم به اتخاذ
سياست هاي استقلال طلبانه باشد ,
قدرت هاي بزرگ و صاحب سرمايه از
وابستگي اقتصادي كشور ميزبان سو
استفاده كرده و با قطع سرمايه گذاري هاي
خود , ورشكستگي و زيان اقتصادي را به
آن كشور تحميل مي كنند. بهترين مثال در
اين زمينه , كشور خودمان در دوران قبل از
انقلاب اسلامي مي باشد كه سرمايه گذاري
خارجي وابستگي اقتصاد ايران به غرب را
تشديد كرده بود كه در بعد از پيروزي
انقلاب اسلامي و كسب استقلال سياسي و
اقتصادي دست به اقدامات تلافي جويانه
زده و محاصره اقتصادي و قانون داماتو را
به ايران تحميل كرد.
2 ـ مواجه ساختن كشور با بحران
اقتصادي در اثر توانايي
خروج ارز :
سرمايه گذار خارجي , سود
سرمايه گذاري خود را از كشورهاي مقصد
به صورت ارز خارج مي كنند و اين خروج
ارز در اقتصاد آسيب پذير كشورهاي در
حال توسعه تاثير ناخوشايندي مي گذارد
بطوريكه گاهي باعث بحران هاي بزرگ
اقتصادي مي شود . (1 ) تا آنجا كه كشورهاي
ميزبان مجبور مي شوند به سوي
استقراض بروند و گام در مسير بحران
بدهي ها بگذارند.
3 ـ اخذ امتيازات ويژه و قابل توجه
از دولت ميزبان با توسل به انواع
ترفندها :
موافقين سرمايه گذاري خارجي يكي
از مزاياي آن را افزايش قدرت بالقوه
ماليات گيري كشور ميزبان ذكر مي كنند ,
يعني كشوري كه سرمايه هاي خارجي
وارد آن شده اند مي تواند از سود حاصل
از فعاليت اين شركت ها ماليات بگيرد. اما
شركت هاي خارجي زيرك تر از آن هستند
كه اجازه چنين كاري رابه كشورهاي در
حال توسعه بدهند. آنها با ترفندهاي
مختلف , سود خود را پايين نشان
مي دهند , يكي از اين ترفندها اين است كه
آنها قيمت مواداوليه و كالاهاي واسطه اي
و سرمايه اي را كه براي توليد به آنها نياز
دارند و از خارج وارد مي كنند را بسيار
بالاتر از سطح قيمت هاي جهاني نشان
مي دهند. اين كار موجب افزايش هزينه
توليد آنها مي شود و در نتيجه سودشان
كمتر از حد واقعي جلوه مي كند , به اين
ترتيب ترازنامه برخي از شركت هاي
خارجي در كشورهاي در حال توسعه نه
تنها سودي نشان نمي دهد بلكه ضرر هم
نشان مي دهد! كه باز بدين طريق امتيازات
قابل توجهي از دولت ميزبان مي گيرند.
4 ـ نبض مالي كشور بدست
سرمايه گذار خارجي مي افتد وبحران
ارمغان مي آورد :
بحران چهار سال پيش آسياي جنوب
شرقي در سال 1997 از تايلند آغاز شد و
بعد به كره جنوبي و مالزي و اندونزي
سرايت كرد. نحوه شروع بحران اينگونه
بود كه به يكباره سرمايه گذاران خارجي
پول هاي خود را از بانك ها بيرون كشيدند ,
از جمله آنها « جورج سروس » سرمايه گذار
خارجي بود كه بدين شيوه عمل نمود و با
اين كار ناگهان در تايلند و مالزي خلا
ايجاد شد و اين كشور با بحران مواجه
گرديد.
5 ـ سرمايه گذاري خارجي موجب
افزايش واردات مي شود :
واردات موجب گرايش تراز
پرداخت ها به سوي منفي شدن مي شود ,
يعني واردات باعث خروج ارز از كشور و
در نتيجه كسري تراز پرداخت ها مي شود
سرمايه گذاري خارجي به دليل ماهيت
خود باعث افزايش سطح واردات
مي شود. اقلامي مانند كالاهاي مصرفي ,
كالاهاي سرمايه اي , لوازم يدكي از جمله
اقلام وارداتي هستند.
ب ) آثار سو سرمايه گذاري خارجي در بعد
فرهنگي و سياسي
1 ـ مغايرت دعوت از سرمايه گذار
خارجي با ارزش ها و آرمان هاي انقلاب
اسلامي :
نظام جمهوري اسلامي بعنوان يك
كشور انقلابي و متكي به ارزش ها و
آرمان هاي خاص است , براساس اين
آرمان ها سرمايه گذاران عمده خارجي
متعلق به قدرت هاي بزرگ بوده و ما آنها
را استثمارگراني مي دانيم كه از رهگذر
مكيدن خون ملت هاي مظلوم به قدرت
رسيده اند. همچنين از نظر سياسي ,
فرهنگ ما در تعارض جدي با فرهنگ
سرمايه داري مي باشد. حال چگونه
مي توان ورود سمبل هاي قدرت و
استثمار آمريكا يعني همان شركت هاي
چند مليتي را به خاك كشور اسلاميمان
خوش آمد گفت !
2 ـ جلوه گر شدن زواياي تعارض در
اتخاذ سياست هاي اقتصادي و سياسي :
از آنجا كه از بعد سياسي , نظام
جمهوري اسلامي در تضاد با
سياست هاي استكباري است , دعوت از
سرمايه گذار خارجي نمايانگر اين خواهد
بود كه با دنياي استعمارگر از نظر سياسي
قهر ولي از بعد اقتصادي ميزبان و بله
قربان گوي آنها خواهيم بود. كه اگر چنين
باشد پس بايد با آرمان هاي سياسي نظام
جمهوري اسلامي ايران نيز به نفع شرايط
جديد اقتصادي خداحافظي كرد!
3 ـ دعوت از سرمايه گذار خارجي
برخلاف قانون اساسي است :
باتوجه به اصل پايدار استقلال
سياسي , اقتصادي و فرهنگي كشور در
تمامي زمينه هاي تامين و حفظ كشور و
استقلال در همه ابعاد و تماميت ارضي
كشور كه در قانون اساسي تاكيد شده و
اصول 9 و 43 قانون اساسي به خودكفايي
و جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانگان بر
اقتصاد كشور تاكيد دارند و اصل 81 قانون
اساسي نيز با اعطا امتياز جهت تشكيل
شركت هاي خارجي در امور تجاري ,
صنعتي , معادن و خدمات مطلقا مخالف
است . در صورت دعوت از سرمايه گذار
خارجي , بي اعتنايي به قانون اساسي و
بي توجهي نسبت به اصول آن ملموس و
اين عمل نيز برخلاف قانون اساسي كشور
است كه اين دعوت شرايط و لوازمي را
مي طلبد كه از جمله , دادن امتيازات
مي باشد كه اين نيز برخلاف اصل سوم
قانون اساسي است .
4 ـ تبعيض بين سرمايه گذار داخلي
و خارجي :
طبق قانون اساسي تبعيض ناروا
مطلقا ممنوع است , حتي براي اتباع
داخلي نيز اين امر پذيرفته نيست چه
برسد به اينكه بين اتباع داخلي و خارجي
اين تبعيض را قائل شوند.
5 ـ آثار سو فرهنگي و اخلاقي
حاصل ازدعوت از سرمايه گذاران
خارجي :
موضوع ارزش هاي فرهنگي در
جامعه اسلامي از اهميت بيشتري براي
نظام جمهوري اسلامي برخوردار است ;
ارزش هايي كه وجوب و حرمت آنها جنبه
شرعي دارد. مسائلي مانند رعايت
حجاب اسلامي , حرام دانستن مصرف
مشروبات الكلي , رعايت جنبه هاي
شرعي روابط زن و مرد... مسائلي است كه
از كاركنان شركت هاي چند مليتي
نمي توان رعايت آنها را انتظار داشت . آثار
سو فرهنگي به همراه سرمايه هاي
خارجي وارد كشور مي شود و اين گردش
سرمايه به فرهنگ كشورهاي ميزبان
لطمات زيادي وارد مي سازد , حال در اين
مورد سياست نظام چه خواهد بود آيا در
صورت مدارا با اين گونه اعمال , آيا به
نوعي به الگوي رفتاري و معاشرتي كه
برخلاف شئون جامعه اسلامي است
تبديل نخواهد شد
ج ) تهديدات امنيتي براي كشور :
1 ـ جاسوسي :
امكان جاسوسي از سوي
سرمايه گذاران خارجي و فعاليت
سرويس هاي اطلاعاتي كشورهاي غربي
در پوشش سرمايه گذار خارجي , همانطور
كه قبلا هم بوده و در آينده هم حتما
خواهد بود , متصور است كه بعنوان يك
رويه شناخته شده و مرسوم در روابط بين
كشورها مي باشد كه از اين طريق كليه
اطلاعات موردنياز سياسي , امنيتي ,
اقتصادي در اختيار سازمانهاي جاسوسي
قرار مي گيرد.
2 ـ نفوذ :
نفوذ در درون سيستم سياسي
كشورهاي انقلابي از ديگر آثار
سرمايه گذاري خارجي است و يكي از
راههاي نفوذ در درون سيستم سياسي
كشورهاي انقلابي , در جهان كه مخالف
منافع نظام سرمايه داري بين المللي است ,
انجام سرمايه گذاري و مبادلات اقتصادي
وتجاري مي باشد و سازمانهاي جاسوسي
از اين روش ها در كنار روش هاي فرهنگي
خود بهره مي برند كما اينكه براساس
تجارب بدست آمده و اسناد تاريخي ,
نفوذ سياسي بر مقدرات كشورها حاصل
سرمايه گذاري خارجي است .
بيژن ذبيحي
پاورقي :
1 ـ دكتر بوستاني اقتصاددان ـ روزنامه
كيهان 80,9,24
| |