روزنامه جمهوري اسلامي 03/11/1381 صفحه مقالات

خوش آمدي
از راه مي رسي ...
آيا هيچگاه دچار « اضطرار » شده ايد !
* نشر مهدوي (عج ) در سال عزت و افتخار حسيني (ع )
تپش قلم
با ياد تو بودن ...
خوش آمدي


به شهر شعر من اي مطلع زيبا خوش آمدي
سحر مثال به تيره ي وسعت يلدا خوش آمدي
تو ازدحام غزل , وسعت شيواي واژه اي
به شعر مرده ام , اي روح مسيحا خوش آمدي
كوير خسته در دم , تن تفتيده از عطش
بيا به غربتم اي حضرت دريا خوش آمدي
من آن مسافر مبهوت گره خورده در شبم
توي اي تبلور ولادت فردا خوش آمدي
دوباره باز هم از حنجر يك ژاله مي گويم
به شهر شعر من اي مطلع زيبا خوش آمدي
حجت الله مومني

از راه مي رسي ...


تو از راه مي رسي , درست هنگامي كه دود ستم ها , جهان را سيه چرده و چركين كرده باشد.
تو از راه مي رسي , درست هنگامي كه قبيله ي قبله , قلب هاي خويش را بر كف دست نهاده و پيش كش راه تو نمايند.
تو از راه مي رسي , درست هنگامي كه دنيا , دستش را به سوي آمدن تو دراز كرده باشد.
تو از راه مي رسي , درست هنگامي كه هلهله ي همه ي مشتاقان وفرياد همه ي مستضعفان , نويد آمدنت را فرياد كنند.
تو از راه مي رسي , درست هنگامي كه گنداب فساد و ستم و تبعيض و ناروايي , چهارسوي عالم را فرا گرفته باشد و همه ي دل ها و ديده ها , مشتاقانه تو را بطلبند!
آه ! كه اگر مي دانستم كجايي , خويشتن خويش را به رداي سبز و آسماني ات مي آويختم . از ديده سرشك شادي مي ريختم , الماس مهر تو را با بوسه هايم مي آميختم وبه هيچ روي دامانت را از دست نمي نهادم !
آري , اي مولا! اگر يك بار , تنها يك بار تو را ببينيم , از شادماني بال در مي آورم , پرواز مي كنم و در هر فرصتي با خداي يگانه راز و نياز مي كنم تا مرا شايسته ي آن گرداند كه همواره از فيض حضور و وجود مقدس تو , سرشار باشم . اگر يك بار , تنها يك بار , تو را ببينم , عاجزانه از خداوند مي طلبم كه نعمت رويت خورشيد را , حتي لحظه اي از من نگيرد.
جواد نعيمي


آيا هيچگاه دچار « اضطرار » شده ايد !


در يكي از مدارس , عده اي از آموزگاران گردهم جمع شده بودند و هريك با خبري از اطراف خود , درباره وضع نابسامان فرهنگي جامعه سخن مي گفت . يكي , از عناوين و مضامين بعضي از كتابها و نشريات مي گفت و ديگري درباره برداشت هاي سخيف از دين . آن يكي از سقوط ارزش هاي عاطفي سخن مي راند كه راستي چرا دوستان , از حال هم بي خبرند و نسبت به هم بي تفاوت ! و فقط به ضرورت كارها , با هم رفت و آمد دارند , و روح رفاقت و يكدلي , رسيدگي و محبت از ميان رفته است .
در جاي ديگر , در جمع يك خانواده به ظاهر سالم و آرام , صداي كشمكش به گوش مي رسيد. همه از هم گلايه داشتند. در هم آميختن صداي تفنگ و جيغ و قهقهه و ديگر صداهاي تلويزيون , با آواي منازعات واقعي خانه , صدايي ناهنجار را نتيجه داده بود.
موارد مستند از فقر , فساد , اعتياد , عدم رعايت اخلاقي انساني , تراكم كارهاي دادگاهها , درگيري هاي فراوان مردم در اختلافات مالي , و ديگر مشكلات فرهنگي و اجتماعي , كه هركس در حد برخوردهاي خودش از آن با خبر است .
هر كه بيشتر با خبر است , بارش سنگين تر است و احساس اضطرارش بيشتر!
در اين انديشه بودم كه حديث امام صادق (ع ) را به ياد آوردم :
... هنگامي كه فشارها و شكنجه ها بر بني اسرائيل طول كشيد , چهل روز به درگاه خداوند , ضجه و گريه كردند. خداوند , به موسي و هارون (ع ) وحي فرمود كه آنها را از شر فرعون خلاص نمايند. پس صدوهفتاد سال را از آنها برداشت . (به آنها بخشيد.)
راوي گويد : سپس امام صادق (ع ) فرمودند : « هكذا انتم فعلتم لفرج الله عنا فاما ادلم تكونوا فان الامر ينتهي الي منتهاه . »
شما نيز اگر چنين كنيد , خداوند بر ما فرج خواهد داد. ولي اگر چنين نباشيد , البته اين امر تا آخرين مرحله را طي خواهد كرد » . (1 )
اين حديث را قبلا هم شنيده بودم . ولي اين بار به خود آمدم و با خود گفتم : مگر ما مخاطب واقعي اين حديث نيستيم پس چه جاي درنگ است
با خود عهد كردم همراه با جمعي از دوستان , چهل روز دعا يا زيارتي را در تمسك به ساحت مقدس ولي زمان با سوزدل زمزمه كنيم و از خداوند بطلبيم كه ظهورش را نزديك سازد. آن چنان دعا كنيم كه گويي فرزندمان را درگير با امواج كشنده دريايي طوفاني مي بينيم . مگر نه اين است كه فرزند پيامبر را بايد از فرزند خود بيشتر دوست بداريم
يكي از دوستاني كه براي اين كار انتخاب كرده بودم , ظريفي بود كه مي گفت : افرادي از قوم بني اسرائيل كه به درگاه خداوند رو كرده و ظهور منجي را مي طلبيدند , اضطرار را حس كرده بودند و با همان حال , خدا را مي خواندند. ولي حال ما نوعا اينچنين نيست !
به او گفتم : اي عزيز! هر كه آگاه تر است , اين اضطرار را بيشتر حس مي كند. آن گاه خود به نكته اي متذكر شدم كه وجودم را لرزاند.
گفتم : اگر من و تو اين اضطرار را حس نكرده ايم , بزرگي هست كه به اذن الهي , از هرچه بر زمين و زمان مي گذرد , آگاه است . علم اصلاحش را هم دارد. قدرتش نيز به او داده شده . او در نهايت دلسوزي و شفقت به بندگان خدا نيز هست . و تنها به امر الهي است كه صبوري مي كند و حليمانه ظهورش را از خدا مي طلبد. لذا من , نه به خاطر اضطرار خود (كه ما غافل تر از آنيم !) , كه براي رفع اضطرار آن مضطر حقيقي , سفارش امام صادق (ع ) را انجام خواهم داد.
اميدوارم كه اگر اين كار با اخلاص صورت مي گيرد , بركات عنايات آن پدر مهربان , آن چنان شامل حال ما شود كه در اصلاح درون و بيرون ما , آثار محسوس و مشهود داشته باشد.
زهرا غياثي
پاورقي :
1 ـ بحارالانوار , ج 52 , ص 131 ـ 132

نشر مهدوي (عج ) در سال عزت و افتخار حسيني (ع )




(7 ) آيينه آدينه
ما منتظر توايم و تو منتظري
از سختي انتظار , خود باخبري
يك جمعه ي ديگر سپري گشت ونگشت
هجران تو اي صاحب جمعه سپري
سراينده رباعي فوق , مجموعه يكصدوسي و سه رباعي در خصوص ساحت مقدس امام عصر(عج ) را در مجموعه اي گردآوري كرده است . اين كتاب به نام « آيينه ي آدينه » در سال جاري توسط انتشارات شميم در 56 صفحه رقعي چاپ و منتشر شده است .
آقاي جواد هاشمي (تربت ) كه اين انتخاب را انجام داده از رباعي هاي سي و نه شاعر ديگر (قديم و جديد) بهره برده است . كه تعداد رباعي ها با « اباصالح » به حروف ابجد منطبق است .
انتشارات شميم متعلق به ماهنامه فرهنگي , هنري و دانشجوئي شميم است كه به آدرس زير مي باشد :
تهران ـ پل چهارم اتوبان آهنگ ـ دانشكده فني دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد تهران جنوب ـ ساختمان شماره 2
ناشر در مقدمه زيباي خود از دوران سخت غيبت به « زمستان خلقت » تعبير كرده و مي نويسد :
« ابرهاي سياه و تيره , مجال نفس كشيدن را گرفته اند. اصلا ما در زمستان خلقت گرفتار آمده ايم . در سياهي , تباهي , افسوس , درد , تاريكي , سردي و نوميدي . و آن « ربيع الانام و نغره الايام » همچنان انتظار مي كشد كه از پس اين زمستان سربرآورد... »
گردآورنده , اين مجموعه ادبي وزين را با همه اختصارش , به صورت موضوعي در چهار تجلي مرتب كرده است :
تجلي اول , بانام « طليعه نور » در ولادت حجت معبود , مهدي موعود(عج ) شامل 19 رباعي .
تجلي دوم , با نام « جلوه ي حضور » در مدح و منقبت و معرفت امام همام حضرت مهدي (عج ) شامل 49 رباعي .
تجلي سوم , با نام « زمزمه ي پرشور » در فراق و غيبت آن يار مستور , حاضر غايب (عج ) شامل 41 رباعي .
تجلي چهارم , بانام « نغمه ي سرور » در مژده ي ظهور و بشارت صبح دولت الهي موعود (عج ) شامل 24 رباعي .
مولف , انتشار بيش از يك پنجم اشعار اين مجموعه را براي اولين بار دانسته است .
از ديگر مشخصات اين كتاب , انتخاب عناوين هر رباعي است .
توفيق كليه شعراي دلسوخته در سرودن بيشتر اشعاري كه مرضي مبارك امام عصر(ع ) است از درگاه الهي مسالت مي شود.



تپش قلم


خدايا به سجده گاه عاشقان , به سكوت لحظه هاي دعا , به آيات پر رمز هستي , به آتش پرگداز حيات , به سلام گلبرگهاي زندگي , به خورشيد و به تپش طلوعش , و به خاموشي غروبش , به ماه و به پرتو روشني بخشش , به ستاره و به سوسوي پراميدش , به آواز پر سوز پرندگان , به سرود پر اميد ازل و به نغمه پر راز ابد , به عطش سطرهاي دفترم , به جوشش قلم , و به حكايت كلماتم , انتظارم را به ظهور گل سرخي خوشبو , آخر كن .
سعيده ملكي

با ياد تو بودن ...


وقتي با ياد تو هستم آنقدر شادم كه همه چيز و همه كس را به شكل گةل مي بينم .
همراه با تو به افق هاي روشن زندگي مي نگرم , افقي كه به نظر دور مي آيد اما در واقع , بسيار نزديك است .
شاپرك هاي شوق هم آماده پرواز در باغ دل مومنانند.
با ياد تو آرامش مي گيرم و مي خواهم كه همچون غنچه , شادمانه بشكفم .
وقتي با ياد تو هستم , عطر ياس را با تمام وجود استشمام مي كنم .
وقتي با ياد تو هستم , غم در خانه دشمن لانه مي كند و اميد در دلم پرورش مي يابد.
با ياد تو بودن , مرا از تنهائي و شكست مي رهاند و اميد و شوق را در دلم مي پروراند.
با ياد تو بودن , آشتي با خداست و قهر با شيطان .
آنانكه با ياد تو هستند , « نور » هستند نه « نار » كه نمي شود هم اين بود و هم آن . اما نارياني كه رو سوي تو مي كنند , با آغوش گرم تو مواجهند و با يك توجه , نوري مي شوند.
جوانه مهرت در دلهايمان زنگارها را مي زدايد و دستهاي مهربانت صفحه مسي وجودمان را كيميا مي كند.
مودت تو دلهاي سياهمان را سفيد مي كند و دشت خشك ديده هايمان را; اشك محبت مي شويد و سيراب مي كند.
و خوشا آن دل و اين ديده .
م . پارسائي ـ اهواز